جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای دین

امیر مقامی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

در اسناد حقوقی اتانازی داوطلبانه، اعم از فعال و انفعالی، با حق بر درمان و حق حیات مرتبط است. به علاوه، آزادی انتخاب مسأله‌ای اساسی در بررسی اخلاقی اتانازی داوطلبانه است. لذا این پرسش اساسی مطرح است که آیا حقوق بشر توسط خود انسان قابل سلب است؟ پاسخ به  این پرسش بحثی در ماهیت حقوق بشر می‌طلبد. در اسناد حقوقی بین‌المللی تصریحی بر جواز اتانازی وجود ندارد، اما می‌توان به کلیت موضوع حق حیات اشاره کرد و این پرسش را مطرح نمود که آیا حق حیات با حق مرگ ملازمه دارد؟  دیوان اروپایی حقوق بشر معتقد است که ممنوعیت نقض حق حیات، مندرج در ماده‌ی 2 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، به روابط میان افراد با یکدیگر (علاوه بر دولت) نیز تسرّی می‌یابد. اما پرسش بی پاسخ این است که آیا دارنده‌ی حق می‌تواند از حق خود اعراض نماید؟! با تعهد مثبت دولت‌ها برای حمایت از حقوق بنیادین بشر، این انتخاب برای یک دولت مسؤول برای دفاع قابل استناد نخواهد بود. در واقع، قواعد حقوق بشری نیز قواعدی امری هستند؛ برای مثال، ماده‌ی 959 قانون مدنی ایران اشعار می‌دارد هیچ کس نمی‌تواند حقوق مدنی را از خود سلب نماید. به علاوه، از نظر مذهبی نیز خودکشی ممنوع است.

در نتیجه، با توجه به امری بودن قواعد حقوق بشر و حکم عقلی مبنی بر درمان بیماری و استناد بر لزوم استفاده از توان انسان، می‌توان مدعی شد حقوق بشر اتانازی داوطلبانه را تجویز نکرده و چه بسا منع نموده است. بنابراین، مبنای حقوقی یا واقعی برای حق انسان نسبت به خود به‌عنوان لایه‌ی سوم حقوق بشر وجود ندارد؛ به‌ویژه در مواردی که استفاده از سایر حقوق به حق بنیادینی چون حق حیات بستگی دارد. باوجود این، پرسش تازه این است که رابطه‌ی حقوق بشر (به‌ویژه حق حیات) با آزادی اراده و انتخاب چیست؟


سید احمد فاطمی تبار،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

یکی از مباحث مهم در مبانی اخلاق، ارتباط و تعامل میان اخلاق و دین است. این ارتباط در مواردی اهمیت می­یابد که مسائل مشترکی مطرح می­شود که اخلاق و دین با دو رویکرد به آن می­پردازند. مفاهیم جدیدی مانند اخلاق سکولار نتیجه‌ی جداکردن دین و اخلاق بوده است. یکی از دیدگاه‌های معروف در ارتباط اخلاق و دین، دیدگاه «استنتاج اخلاق از دین» یا «نظریه فرمان الهی» است که در این مقاله به طرح و بررسی آن می‌پردازیم.

برای جمع­آوری منابع اسلامی موجود از کتب موجود در کتابخانه‌ی موزه‌ی ملی تاریخ علوم پزشکی تهران و موتورهای جست‌وجوگر سایت­هایی مانند Google و  Yahooبا بهره‌گیری از کلیدواژه­های « اخلاق و دین»، «اسلام» و «نظریه فرمان الهی» بهره گرفتیم.

با نگاهی گذرا به تاریخ بشر، اتحاد هنجارهای اخلاقی با دستورات دینی در بسیاری از جوامع مشهود است.

گفتمان اشاعره و معتزله در زمینه­ی حسن و قبح عقلی افعال از سابقه‌ی دیرین این مسأله در جوامع اسلامی حکایت دارد. نیاز اخلاق به دین می‌تواند مبنایی یا محتوایی باشد. در ارتباط مبنایی می توان از غایات مشترک دین و اخلاق و نیازهای اخلاق به دین نام برد. هدف غایی دین و اخلاق، اصلاح طلب رساندن انسان به کمال واقعی است. اما عقل عرفی در تشخیص ارزش‌های اخلاقی دارای محدودیت‌های ذاتی است و برای رفع آن‌ها نیازمند راهنمایی‌های دین.  بر این مبنا رابطه‌ی اخلاق با دین رابطه‌ی ارگانیکی است, مثل رابطه‌ی ‏تنه با درخت (مبادی تصوری). از طرفی دین درحوزه‌ی گزاره‌های اخلاقی نیز پشتوانه و تبیین‏گر صدق آن‌هاست (مبادی تصدیقی).

انسان برای انجام کارهای اخلاقی و اجتناب ‏از کارهای ضداخلاقی نیازمند تشویق و تنبیه است و دین ‏بهترین وعده‏ها و بدترین وعیدها را به انسان عرضه می‏دارد که خود ضامن اجرای اخلاق است. با رویکرد منطقی (محتوایی)، دو دیدگاه اشاعره و معتزله در «استنتاج اخلاق از دین» وجود دارند. اشاعره قایل به تبعیت اخلاق از دین در همه مواردند و حسن و قبح ذاتی افعال را نمی‌پذیرند, اما معتزله مستقلات عقلیه را پذیرفته ودر این حوزه قایل به استقلال اخلاق از دین اند.

در نتیجه, نظریه‌ی «استنتاج اخلاق از دین» را می‌توان از ابعاد مختلف بررسی کرد. اهداف مشترک باعث پشتیبانی این دو پدیده از یکدیگر می‌شوند. اخلاق مبتنی بر عقل غیر از حوزه‌ی مستقلات عقلیه نیازمند راهنمائی دین است تا فقر ذاتی خویش را در ادراک مفاهیم واقعی اخلاق جبران کند. تأیید دین بر مفاهیم منتج از اخلاق عرفی نوعی ضمانت اجرائی است که با وعده و وعید‌های دین کامل شده، تحقق اجتماعی می‌یابد. از دیدگاه گزاره‌ای نیز میان متکلمان اسلامی ( اشاعره و معتزله) اختلاف نظر است.


علی اکبر جعفری،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی از حکما و فلاسفه‌ی بزرگ در ایران دوره‌ی اسلامی است. در میان علوم و تخصص‌ها، کم‌ترین توجه، به شخصیت و فعالیت‌های عملی او در حوزه‌ی طب و پزشکی شده است. این مسأله موجب شده تا سایر دانش‌ها و علومی که او در آن‌ها نیز تخصص زیادی داشت، مورد غفلت واقع شود. در مجموعه آثار دشتکی، دو اثر علمی در حوزه‌ی طب وجود دارد. هم‌چنین، گزارش‌های تاریخی از رفتارهای بهداشتی و رعایت توصیه‌های پزشکی توسط او سخن می‌گویند. این مسائل نشان‌دهنده‌ی این واقعیت است که دشتکی علیرغم گرفتاری‌های علمی و اجرایی، در امور طب نیز چهره‌ای شاخص بوده است. براین اساس، ‌این مقاله با رویکرد توصیفی - تحلیلی به بررسی شخصیت او در حوزه‌ی پزشکی و نیز معرفی رساله‌ی طبی معالم الشفای او می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بررسی تاریخ طب ایرانی - اسلامی در قرن دهم هجری بدون در نظر گرفتن دشتکی و رساله‌ی طبی معالم الشفاء، پژوهشی ناقص خواهد بود. از این رو، پیشنهاد شده است تا این رساله، ترجمه و چاپ شود تا در این دسته از تحقیقات مورد استفاده واقع شود.


ربابه طاهری پناه،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

بارداری یک پدیده‌ی فیزیولوژیک است که با در نظر گرفتن آناتومی و شرایط جسمی در زنان و مردان متفاوت است. هر طوری که سن باروری در زنان بین 15 تا 40 سال و در برخی از موارد 45 سال مطرح شده است. زیرا وضعیت جسمی و بیماری‌های داخلی مثل فشار خون و قلبی و دیابت هم پس از این سن مشکلاتی را برای مادر به‌وجود خواهد آورد. لذا بسیاری از این موارد باعث می‌شود به‌طور خودبه‌خود پروسه‌ی باروری محدود شود. امروزه، با زندگی مدرن و به تاخیرافتادن سن ازدواج تمایل زوج‌ها به بارداری در سنین بالا افزایش یافته است. ولی با توجه به مشکلات متعدد در زمینه‌ی باروری این زوج‌ها، لقاح آزمایشگاهی (IVF) را می‌توان یا به‌عنوان یک معجزه‌ی پزشکی یا دستکاری در قانون و مشی الهی در نظر گرفت. پزشکان چه تعهد حرفه‌ای به زنان نابارور و تا چه حد دارند؟ آیا انسان و علم پزشکی مجاز است تا این پدیده‌ی فیزیولوژیک را تغییر دهد. استفاده از IVF نیز مانند دیگر جنبه‌های علم پزشکی، شامل یک‌سری مسائل مختلف اخلاقی است که همه‌ی افراد درگیر در این فرایند باید به آن آگاهی داشته و با درایت کافی آن را به‌کار ببندند. دو نکته‌ی مهم در این زمینه سلامت مادر و سلامت فرزند و حقوق اوست که تا چه حد تیم پزشکی در استفاده از روش‌های کمک‌باروری این حق را برای او قائل شده‌اند. سلامت فرزند متولدشده خود نقش مهمی در این زمینه دارد. با توجه به این‌که با افزایش سن، احتمال ناهنجاری‌ها هم افزایش می‌یابد. یکی از موارد فوق ارتباط بین سن والدین و اوتیسم کودکان است که دیده شده است با افزایش سن مادر یا پدر اوتیسم زیادتر دیده می‌شود. از طرفی آیا این فرزندان نیازهای کودکانه‌ی خود را با داشتن والدین مسن می‌توانند برآورده کنند. آیا این فرزندان از همان حقوق فرزندان والدین جوان برخوردار خواهند بود. این مسائل باعث شده تا در مذاهب مختلف با در نظر گرفتن اخلاق پزشکی و حقوق مادر و فرزند محدودیت‌هایی را برای انجام اقدامات درمانی قائل شوند. در بسیاری از کشورهای اروپایی انجام چنین اقدامات درمانی پس از 40 سال ممنوع است. متأسفانه، در ایران هیچ قانون خاصی وجود ندارد و با توجه به قانون اهدا تخمک و جنین بیماران را بدون محدودیت وارد سیکل درمانی می‌کنند. بروز عوارض مختلف درمانی، ریسک بیهوشی و غیره به‌طور متناوب دیده می‌شود. در این بحث تلاش می‌شود تا با ارائه‌ی نظرات و دیدگاه اسلامی و مقایسه‌ی آن با مکاتب مختلف، پیشنهاد تدوین قانونی در این زمینه ارائه شود.


مصطفی کاظمی، عبدالحسن کاظمی، محمد مسعودی فر، نجات فیض اللهی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

آیا عاشق می‌خواهد معشوق را تصاحب کند یا خود را به معشوق تسلیم کند؟ یا عشق در این میان صحنه‌ی گردان است و قصد اثبات اصالت خود را دارد؟ هدف از تصاحب معشوق چیست؟ جست‌وجوی هویت؟ درک هویت جدید؟ شناسایی عمق بیش‌تری از چیستی معشوق؟ تکمیل و ارتقا سطح هویت خود؟ شناسایی ذات عشق؟ درک رابطه‌ی فیمابین عشق و عاشق و معشوق؟ یا عاشق در معشوق مزایا و محسناتی می‌یابد که حفظ نسل خود را از طریق وی در قیاس با دیگران اصلح می‌یابد؟ و معشوق نیز چنین رویکردی به عاشق دارد؟

اگر تلفیقی از موارد فوق را در نظر بگیریم، در این صورت، فرزند حاصله، سمبل تحقق غایت و کمال رابطه‌ی عاشقانه خواهد بود و به منزله‌ی مکمل هویت و شخصیت طرفین رابطه‌ی عشق تلقی خواهد شد. حال اگر تولد فرزند و بقاء نسل منوط به استفاده از رحم جایگزین باشد، آیا اساس موضوع مخدوش نخواهد شد؟ غایت تمنای طرفین چگونه به مادر جایگزین و رحم جایگزین و در نهایت به فرزند رشد‌یافته در رحم جایگزین منتقل می‌شود؟ آیا برای تحقق تولید نطفه و جنین و احتساب فرزند حاصله به‌عنوان تبلور عشق و نهایت تمنای زوجین، صرف وجود رابطه‌ی ژنتیکی کافی است؟ آیا ذوب و گم‌شدن زوجین در همدیگر در یک رابطه‌ی عاشقانه منجر به تولد نوزاد برای احتساب فرزند حاصله به‌عنوان تبلور عشق ضرورت ندارد؟ آیا می‌توان اراده‌ی طرفین و توافق زوجین برای تولد فرزند از طریق رحم جایگزین را برای ظهور و بروز عشق کافی دانست؟

اساساً رابطه‌ی مابین اراده‌ی عقلایی و احساس عاشقانه چگونه است؟ آیا عشق و عقل با هم آشتی‌پذیرند؟ اراده‌ی عقلایی با ذوب عاشقانه نسبتی دارد؟ و نهایت آن‌که در این میان تکلیف احساس مادری مادر جایگزین و صاحب رحم اجاره‌ای به نوزادی که در بطن وی و از خون و روح وی نمو می‌کند و جان می‌یابد، چیست؟ و اساساً اجاره دادن رحم را همه‌ی مکاتب اخلاقی و همه‌ی فرهنگ‌ها و مذاهب عقلایی، انسانی و حتی شرعی می‌دانند؟ چه عیاری و نسبتی مابین مادر بیولوژیک، مادر ژنتیکی و مادر اجتماعی می‌تواند برقرار باشد یا نباشد. خواجه شیراز چه نغز و خردمندانه فرموده است: که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها.


محمد راسخ، محمد مهدی آخوندی، زهره بهجتی، ساناز شریفی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

پیشرفت دانش و تکنولوژی در عصر حاضر تأثیر فزاینده­ای بر درمان ناباروری گذاشته ­است، به­طوری‌که امروزه، عمده‌ی بیماران مبتلا به ناباروری با به­کارگیری این روش‌ها درمان­پذیر هستند. روش‌های درمان ناباروری را می‌توان به دو دسته‌ی بزرگ «روش‌های درمانی بدون مداخله‌ی شخص ثالث» و «روش‌های درمانی با مداخله‌ی شخص ثالث» تقسیم­بندی کرد. درمان بدون مداخله‌ی شخص ثالث به­معنای استفاده از روش‌هایی است که در آن برای درمان صرفاً از اجزای سلولی یا بدنی زوجین متقاضی استفاده می‌شود و نیاز به مداخله‌ی شخص دیگری در فرایند درمان نیست، مانند لقاح خارج رحمی (IVF)، IUI، ZIFT و GIFT. حال آن‌که در روش‌های درمانی با مداخله‌ی شخص ثالث، زوجین متقاضی درمان باید از اجزای سلولی یا بدنی فرد یا افراد دیگر بهره­مند شوند. اهدای جنین، اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) و رحم جایگزین از این دسته­اند.

از آن‌جا که وظیفه‌ی پدر و مادر در ایجاد محیط امن برای پرورش فرزند یک اصل اخلاقی است، توجه به سلامت جسمی، روانی، توان اقتصادی زوجین و استحکام نهاد خانواده را می‌توان از لوازم آن به‌حساب آورد. بر این اساس، ضروری است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آتی و برقراری تناسب میان خواست زوجین متقاضی درمان و مصلحت نوزاد به‌دنیا آمده، حدود استفاده از این روش‌ها با دقت بیش‌تری بررسی شود. در این مقاله، تلاش می‌شود اهم محدودیت‌های اخلاقی در ارائه‌ی خدمات ناباروری به متقاضیان درمان ناباروری با یا بدون مداخله‌ی شخص ثالث برشمرده شود. زوجینی که دارای حدی از سلامت جسمی نیستند که توان پرورش کودک را داشته­ باشند، اخلاقاً نمی‌توانند خدمات درمان ناباروری را دریافت کنند. بیماری‌های ناتوان­کننده‌ی جسمی و معلولیت­های شدید مانند «اسکلروز مولتیپل» و «بدخیمی­ها با بقای کوتاه‌مدت بیمار» را می‌توان در این دسته گنجاند.

علاوه بر این، سن والدین، به‌خصوص مادر، از مسائل حائز اهمیت در ارائه‌ی خدمات درمان ناباروری است. سازمان بهداشت جهانی حداکثر سن مادران را برای فرزنددار شدن 49 سالگی توصیه کرده­است. بر این اساس، می‌توان ادعا کرد پدر و مادری که در آستانه‌ی میان‌سالی در اندیشه‌ی فرزنددار شدن هستند، احتمالاً توان کافی برای ایفای نقش پدر و مادری را ندارند. این خود دلالتی اخلاقی بر محدودیت ارائه‌ی خدمات به برخی متقاضیان درمان دارد.

اختلالات عمده‌ی روانی و وابستگی زوجین به مواد از دیگر محدودیت­های مهم برای متقاضیان فرزند است. اگر در ارزیابی­های پیش از آغاز درمان، وجود یک اختلال عمده‌ی روانی از قبیل «اسکیزوفرنی»، «اسکیزوافکتیو» یا «اختلال هذیانی» در یکی از زوجین ثابت شود یا یکی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت هم‌چون اختلال شخصیت مرزی یا ضد اجتماعی باشد (این‌گونه افراد عمدتاً دچار وابستگی یا سوء مصرف مواد مخدر و محرک نیز هستند)، صلاحیت اخلاقی لازم را برای فرزند­دار شدن از دست خواهند داد، هرچند خود این حق را برای خود قائل باشند که صاحب فرزند شوند. از لحاظ حقوقی، نمی‌توان محجوران را از فرزندآوری منع کرد اما در موارد درمانی، توجه جدی به مصلحت طفل یا اطفال حاصل از درمان را نباید از نظر دور داشت.

افزون براین، استفاده از روش‌های درمانی با مداخله‌ی شخص ثالث، درست به‌دلیل دخالت شخص ثالث در روند درمان، می‌تواند ابهاماتی را در ایفای نقش پدری و مادری برای متقاضیان ایجاد کند. به همین­دلیل، افزون بر مسائل پیش­گفته محدودیت­های اخلاقی بیش‌تری را در این خصوص باید مدنظر قرار داد.

 تولد و پرورش کودک در نهاد خانواده از محدودیت‌های اخلاقی مهم در درمان ناباروری با مداخله‌ی شخص ثالث است. بی­شک، زوجینی که رابطه‌ی آن‌ها متزلزل و در آستانه‌ی فروپاشی است، شرایط اخلاقی مناسب برای پرورش فرزند حاصل از درمان خود را ندارند.

از دیگر لوازم مهم تقویت نهاد خانواده و ایجاد آرامش برای کودک رعایت اصل «محرمانگی» است. کودکی که از ابتدا با واهمه‌ی شناخت پدر و مادر بیولوژیک خود زندگی ­کند، ممکن است هیچ‌گاه نسبت به والدینی که او را پرورش داده­اند، اطمینان پیدا نکند. از این رو، رعایت محرمانگی یک حد اخلاقی مهم در درمان ناباروری است. علاوه بر این، از آنجا که استفاده از روش درمان با مداخله‌ی شخص ثالث تنها در مواقع ضروری توصیه می­شود. می‌توان با توجه به تعداد فرزندان موجود در خانواده، درمان متقاضیان دارای فرزند را محدود کرد چراکه به‌نظر می‌رسد با وجود فرزندان در خانواده، نیاز به فرزند­دار شدن به کمک روش‌های درمانی پرهزینه، از میان می­رود و می‌توان امکانات موجود را در موارد فوری‌تر برای دیگر متقاضیان به‌کار گرفت.

 منع ارائه‌ی خدمات درمان ناباروری به متقاضیان با اختلالات جنسیتی، اعم از دوجنسیتی حقیقی و دوجنسیتی کاذب نیز از دیگر مسائل حائز اهمیت در حوزه‌ی سلامت جسمی متقاضیان این روش‌هاست، چرا که در این موارد، کودک به‌دنیاآمده از یک خانواده‌ی متعارف برخوردار نخواهد بود، ضمن آن‌که بسیاری از اختلالات جنسیتی، به‌ویژه اختلالات هویت جنسی، امکان زندگی متعارف را در جامعه از مبتلایان سلب یا دست‌کم محدودیت شدیدی بر آنان اعمال می‌کند که این محدودیت به­ناچار بر کودک نیز تحمیل خواهد شد. بنابراین، با توجه به مسائل پیش‌گفته، هر کدام از موانع موجود می‌تواند بنا بر دلایل و مبانی اخلاقی یک محدودیت اخلاقی به شمار آید. توجه به این محدودیت‌ها می‌تواند از مخاطرات احتمالی که ممکن است زندگی کودک را دچار مشکلاتی جدی کنند، جلوگیری کند. بر این اساس، لازم است محدودیت‌های اخلاقی ذکر شده در بالا در مراکز درمانی رعایت شده و در صورت ضرورت، در تدوین کدهای اخلاقی و نیز مقررات ناظر بر درمان ناباوری مورد توجه قرار گیرد.


علیرضا میلانی فر، یونس مدبری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

از زمان تولد اولین نوزاد ناشی از درمان به­روش کمک‌باروری در سال 1978 تا امروز که برخی از کشورها متولدان ناشی از ART را تا پنج درصد تولدها اعلام می‌کنند، همواره استفاده از این فناوری‌ها با چالش­های اخلاقی و حقوقی مواجه بوده­؛ به­طوری که هر نوآوری در عرصه‌ی این روش‌های درمانی، حداقل با یک مسأله‌ی جدید اخلاقی قرین بوده است.

عوارض تکرار تحریک تخمک‌گذاری، سندرم تحریک بیش از حد تخمدان، تزریق اسپرم به تعداد زیادی تخمک و عوارض مادری و جنینی، عدم قبول ناباروری و اصرار بر درمان، عدم پذیرش مشکلات، نداشتن فرزند به‌ویژه ترس از سست شدن بنیان خانواده در فرض ازدواج مجدد و... همگی واجد آثاری هستند که دولت باید در مقام تدوین مقررات و به قصد رعایت حداکثر صلاح و صرفه‌ی فرزندان حاصل از درمان و صیانت از حقوق بنیادین شهروندان مورد توجه قرار دهد. لذا کشورها و فرهنگ­های مختلف، محدودیت­هایی برای دسترسی به درمان ناباروری یا بعضی از روش‌های آن را در نظر گرفته‌اند. از جمله‌ی این محدودیت‌ها باید به عدم نتیجه‌بخشی درمان اشاره شود.

هرگاه گروه پزشکی به عدم نتیجه‌بخشی درمان اطمینان داشته باشد نباید صرفاً بر اساس درخواست و اصرار بیمار به درمان بیهوده مبادرت ورزند. گرچه درخواست انجام درمان حق بیمار است و اصل خودآیینی بیمار نیز بر آن مؤید، ولی اصل تعهد پزشک به زیان نرساندن به بیمار نیز با همان قوت رخ می‌نمایاند. پزشک در اعمال درمان باید بر علم پزشکی تکیه و مبتنی بر دانش اقدام کند؛ از این رو، اصرار و خواست بیمار نمی‌تواند به‌عنوان تنها دلیل اعمال حرفه‌ی پزشکی قلمداد شود. البته در این خصوص درمان ناباروری خصوصیتی ندارد و این امر باید در تمام انواع درمان‌های پزشکی مورد توجه قرار گیرد.

از مصادیق بارز درمان بیهوده‌ی ناباروری می‌توان به تداوم چرخه‌های درمانی در سن بالا و به درخواست خود آنان اشاره کرد. در محدودیت سنی در دسترس به درمان لقاح خارج رحمی بحث‌های زیادی در جریان است. علی‌رغم آن‌که علم پزشکی شاید تحت شرایطی بتواند در باردار ساختن یک بانوی 60 ساله نیز موفق باشد، میزان جلوه معقول و منطقی دست یازیدن به این عمل نیز باید مورد توجه قرار گیرد. در انگلستان مادری که در 57 سالگی فرزند ناشی از IVF را به‌دنیا آورده، در سن 60 سالگی همیشه نگران است که زمان زیادی برای بودن با فرزندش باقی نمانده است.

به این ترتیب باید مقرراتی در این خصوص وضع شود و در آن جواز یا ممنوعیت درمان در زنان و مردان مسنی که اولاً نتیجه بخشی درمان در آن‌ها به­شدت ناممکن جلوه نموده و دوم آن‌که در هر حال خطر قابل توجهی در اثر درمان چه موفق و چه ناموفق آن‌ها را تهدید می‌کند معلوم و معین شود.


محمود متوسل آرانی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

دانشمندان اسلامی در زمینه‌ی آداب تعلیم و تربیت، کتب متعددی تألیف کرده‌اند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان آداب المتعلمین خواجه نصیر الدین طوسی را نام برد. این مقاله در صدد است با نگاهی دوباره به متون اصیل دین، آموزه‌هایی را که می‌تواند بر اخلاق در آموزش مؤثر باشد، استخراج و ارائه کند. در سخن پیشوایان دین، آموزشی که به هدایت بینجامد، عامل حیات و اگر موجب انحراف و ضلالت شود، اسباب ممات فرد و جامعه شمرده شده است. با این نگاه، حیات فکری و معنوی جوامع به‌دست معلمان است و طبیعی است که این امر مهم بدون شناخت، باور و عمل به اصول اخلاقی امکان‌پذیر نیست. بر اساس آیات و روایات، دانشی ارزش آموختن دارد که مایه‏ی رشد انسان باشد؛ فروتنی آورد، نه آن‌که مایه‌ی عجب و غرور شود. در جهت خدمت به مردم باشد، نه ابزاری برای کسب ثروت و شهرت. معلم و متعلمش، دانش را برای دنیا نخواهند، گرچه به‌واسطه‌ی آن از دنیا بهره‌مند شوند. نان بخورند تا بتوانند تحقیق کنند، نه آن‌که تحقیق کنند تا نان بخورند. قرآن دانشمند دنیاپرست را به سگ حریص تشبیه می‌کند که همیشه دهانش باز است و هرگز آرامش و سیری ندارد، و ماجرای بلعم باعورا را به‌عنوان نمونه معرفی می‌کند. بدانند کسی که برای فخرفروشی و مباهات به سراغ دانش برود تا در رقابت با دانشمندان مباهات کند یا در جدال با نابخردان پیروز شود، جایگاهش دوزخ است. سخن استوار گوید و از حدس و گمان بپرهیزد. از کتمان دانش دوری کند و آن‌چه را آموخته، بی‌هیچ منتی به فراگیران بیاموزد. دانش، چراغ راه او باشد، نه حجاب دیده‌ی او. سخن مخالف را با حفظ امانت نقل کند و اگر توانست با استدلال و برهان نفی کند. گفتن «نمی‌دانم» را نشانه‌ی ضعف نداند، بلکه نشان شجاعت، سعه‌ی صدر و تواضع بداند و آن‌چه را نمی‌داند به کسی که می‌داند یا بهتر می‌داند ارجاع دهد که این نشان بزرگ‌منشی است.
فریبا شریفیان،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

پزشکی در دوران ساسانی از سویی بر پایه‌ی طب اوستایی ‌استوار بود، که رد پای آن را می‌توان در برخی متون به‌جا مانده‌ی پهلوی دنبال کرد؛ و از سوی دیگر تحت تأثیر طب در سرزمین‌های هم‌جوار ایران از جمله مصر و یونان بود. امپراتوری ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند. علم پزشکی در این دوران هم‌چون سایر علوم پیشرفت چشمگیری داشت. مطالب مربوط به پزشکی ساسانیان به‌طور پراکنده‌ای در متون پهلوی آمده است که از آن جمله می‌توان به کتاب‌های سوم و هشتم دینکرد (Dinkard)، بندهشن (Bundahishn)، صدر در نثر در بندهشن و روایات پهلوی اشاره کرد. از این میان ‌کتاب سوم دینکرد بیش‌ترین مطالب‌ را در خصوص پزشکی ایران در زمان ساسانیان در بر دارد. در مقاله‌ی حاضر ضمن بررسی اطلاعات مربوط به پزشکی در متون پهلوی با مراجعه به اسناد و متون تاریخی، به پیشینه‌ی ارزشمند پزشکی در زمان ساسانیان پرداخته می‌شود.
عباس یداللهی باغلویی، سیدمحمد اسدی نژاد،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

جانشینی در بارداری یکی از طرق درمان ناباروری بوده که به‌موجب آن اسپرم و تخمک زوجین در محیط آزمایشگاه لقاح یافته و به رحم زن دیگری به منظور رشد تا پایان دوره‌ی بارداری منتقل می‌شود که از این زن تعبیر به مادر جانشین می‌شود. طفل متولد از این شیوه نیز مانند هر طفل دیگری به‌موجب ماده‌ی 1168 قانون مدنی باید تحت حضانت ابوین خود قرار گرفته و این حق و تکلیف ابوین است که از او نگه‌داری کنند. حال چنان‌چه مادر جانشین از تحویل کودک به والدین او امتناع کند چه باید کرد؟ به‌نظر می‌رسد از مجموع مقررات قانون مدنی در موارد مختلف و مقررات قانون مجازات و قانون مسؤولیت مدنی، از یک‌طرف مادر جانشین ملزم به تحویل طفل به ابوین بوده و از طرف دیگر در صورت نگه‌داری از طفل، باید از عهده‌ی هر آسیب یا صدمه‌ی وارده برآید.
فاطمه فرامرزی رزینی، سید مهدی صالحی، سید مهدی قریشی، امیر حمزه سالارزائی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 9، شماره 4 - ( 7-1395 )
چکیده

باروری و فرزندآوری به عنوان یکی از نیازهای جوهری خلقت، با توسعه جوامع انسانی دائماً در فراز و نشیب بوده است. پیشرفت های دانش پزشکی در روش‌های نوین باروری، دگرگونی‌هایی را در آن پدیدار نمود. بارداری با دخالت شخص ثالث که بحثی بسیار جدی، پر تلاطم و چالش برانگیز به شمار می‌رود، از جمله این دگرگونی‌ها است. با عنایت به روند سریع استفاده از این تکنولوژی در کشور، مبهم ماندن جوانب و پیامدهای مترتب بر آن به ویژه برای کودکان حاصل از این روش ها، تنقیح مناسبی را می‌طلبد. بدین منظور، پژوش حاضر با هدف بررسی هویت و حقوق  کودکان حاصله از روش های کمک باروری با بهره‌گیری از استفتائات فقهای عظام معاصر در گستره قانون، قابل واکاوی است. در این مطالعه ابتدا با استفاده از کلید واژه‌هایی مانند نسب، ولایت، اهدای جنین و  ناباروی در منابع معتبر فقهی و حقوقی و سایت های معتبر، مطالب مرتبط استخراج شد و سپس در بخش میدانی با روش کیفی، نظرات مکتوب برخی مراجع عظام تقلید معاصر شیعه در خصوص هویت کودکان آزمایشگاهی با دخالت شخص سوم استفتاء گردید. نتایج این پژوهش ترکیبی در دو بخش نظری و میدانی نمایان ساخت که دیدگاه فقهای عظام معاصر با دیدگاه مقنن در قانون اهدای جنین تناسب ندارد، زیرا فقها همچنان بر نظر فقه سنتی ابرام دارند و صاحبان نطفه و تخمک را به عنوان والدین طفل قلمداد می‌کنند که این امر با تکالیفی که در متون قانونی برای زوجین اهدا گیرنده گنجانده شده است، همسو نمی باشد. به این بیان که فقها طفل حاصل از اهدای جنین را به اهدا گیرندگان ملحق نمی‌دانند، در حالی که از فحوای خطاب مقنن به ویژه با توجه به وظایفی که قانون اهدای جنین به زوجین نابارور بر دوش آن ها نهاده، پذیرش ضمنی اهدا گیرندگان به عنوان والدین طفل استنباط می‌شود. این امر طفل را دچار بحران هویت نموده وانگهی، در مواردی او را از حقوق شهروندی محروم می‌سازد. در نتیجه با عنایت به اینکه قوانین جاری و ساری کشور با نظرات فقهای عظام معاصر تعارض دارد، در راستای مرتفع نمودن آن و جلوگیری از تشتت آراء، حکم به پذیرش اهدا گیرندگان به عنوان والدین حکمی طفل، راه‌گشا خواهد بود.


سید مجتبی موسوی بزاز، جعفر شکری، صادق شکری،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده

امروزه، مشکلات فراروی طب رایج در ایران موجب اقبال عمومی به طب سنتی ایرانی شده که اصطلاح طب اسلامی نیز به موازات آن مطرح شده است. گرچه موافقان، طب اسلامی را دارای مبانی و اصول، ایدئولوژی، علوم پایه و منابع محکمی می‌دانند، تصویر علمی و روشنی از آن ارائه نشده است و دست‌کم در آثار پژوهشی در دسترس، هم‌چنان مبهم است. مطالعه‌ی حاضر به‌شکل مروری-توصیفی و کتابخانه‌ای انجام شده است. پایگاه‌های آی اس آی، پاب مد، آی اس دی، گوگل اسکولار، مگیران و اس آی دی  به‌منظور شناخت این مبانی، جست‌وجو شد. دو نفر جست‌وجوی مستقل انجام دادند و حاصل را در جلسه‌ای مشترک تجزیه و تحلیل کردند. ارزیابی کیفی توسط متخصص پزشکی اجتماعی انجام شد. وابستگی نویسندگان به مراکز علمی مصوب از شاخص‌های گزینش منابع جهت ورود به مطالعه بود. مبانی طب اسلامی با نگاهی به رابطه‌ی علم و دین مرور شد.  شش دیدگاه شامل تایید، رد، اولویت بخشی یا ترکیبی قابل بیان بود. برای این منظور، مضامین طبی در حوزه‌ی آیات و روایات و طب رایج با نگاه به طبقه‌بندی‌های رابطه‌ی علم و دین تعریف شد. برای بیان مفاهیم علم دینی و طب اسلامی به‌ترتیب از نظرات علامه جوادی آملی و مهدی اصفهانی استفاده شده است که در حال حاضر از جایگاه و بنیاد استدلالی متین‌تری برخوردارند؛ ایشان ضمن اعتقاد به لزوم اتصال وحیانی، از رئالیسم انتقادی نیز بهره گرفته‌اند و شرط تحقق علم اسلامی را هویت درونی اسلامی آن علم می‌دانند و معتقد به روایی دیگر لوازمات و پیامدهای آن هستند

محدثه معینی فر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

به‌طور عمده، در پیوند با موضوع سقطِ‌جنین، چهار نوع سیاست‌گذاری در کشورهای جهان وجود دارد که بر پنج رویکرد اساسی اجتماعی، فمینیسم، لیبرال، وابسته به شمارش نفوس و مذهبی مبتنی است. هر یک از این رویکردها راهکاری را برای حل تزاحم میان حقوق مادر و حق حیات جنین ارائه می‌دهند؛ بر اساس مبانی سه دیدگاه نخست، سقطِ‌جنین جایز و بر اساس دیدگاه چهارم، بسته به شرایط سقط عمدی جنین، مجاز یا غیرمجاز و بر اساس دیدگاه مذهبی (اسلام و مسیحیت)، سقط عمدی جنین غیرمجاز است. در پژوهش پیشِ رو کوشیده شده است با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که چرا در برخی رویکردهای فوق حق مادر مقدم است، درحالی‌که در برخی دیگر حق حیات جنین مقدم است؟ به نظر می‌رسد راهکار نظام حقوقی اسلام منطقی‌تر است؛ زیرا در قوانین کشورهای غربی، در تزاحم حقوق کودکان و والدینشان، همیشه حقوق والدین مقدم شده است. این در حالی است که در نظام حقوقی اسلام علاوه بر دستورات اخلاقی، اصولی پیش‌بینی‌شده که مانع از تزاحم حقوق این دو گروه و مقدم‌شدن بی‌جهت یکی بر دیگری شده است.

افسانه سعادتی، محسن محمدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

در میان روابط انسانی، رابطه‌ی پزشک و بیمار، یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات است. این ارتباط، اهمیت ویژه‌ای در اخلاق پزشکی دارد و سنگ بنای اقدامات طبی را تشکیل می‌دهد. ارتباط بین پزشک و بیمار موجب ایجاد اطمینان میان آنان می‌شود تا به‌حدی ‌که برخی مواقع حذاقت پزشک را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. یک طبیب حاذق افزون بر آگاهی از علوم پزشکی باید هنر برقراری ارتباط با بیمار را نیز داشته باشد؛ خدشه‌دارشدن این ارتباط منجر به بی‌اعتمادی، نارضایتی و ناکارآمدی در درمان می‌شود. نگارندگان این مقاله در پی واکاوی عمده‌‌ترین مسا‌ئل اخلاق پزشکی در قصه‌های طبیب‌محور مثنوی هستند. مولوی تحت لوای مطالب طبی مطروحه در قصه‌ها نظیر نبض‌شناسی، مزاج‌شناسی، گیاه‌درمانی، روال درمان و... به مسئولیت‌ها و وظایف اخلاقی پزشکان نیز اشاره‌هایی ویژه‌ داشته است؛ برای مثال، در قصه‌ی «پادشاه و کنیزک» رازداری، گوش‌سپاری، شفقت و مهربانی و مجرب‌بودن طبیب غیبی در برابر کنیزک ازجمله مواردی است که در اخلاق پزشکی مطرح می‌شود؛ در پایان این داستان، مخاطبان، ناباورانه عملکرد طبیب غیبی (کشته‌شدن زرگر توسط او) را مغایر با روح سوگندنامه‌ی بقراط ارزیابی می‌کنند. در قصه‌ی «طبیب و پیرمرد» نیز ناکارآمدی ارتباط میان پزشک و بیمار بسیار محرز است؛ همدلی‌نداشتن و ارتباط غیرعاطفی پزشک با بیمار، به‌ویژه در نخستین برخورد که بدون سیمولوژی صورت پذیرفته است، زمینه‌ای را فراهم ساخته تا بیمار به پزشک بی‌اعتماد شود و از شیوه‌ی درمان او ناخرسند باشد. در حکایت «آن رنجور که طبیب در او اومید صحت ندید» طبیب با کتمان راز و بیان ناکافی و ناواضح تجویز، زندگی بیمار را به مخاطره افکنده است.

حسن کهنسال واجارگاه،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

امپراتوری ساسانی بین سال‌های ۲۲۴تا۶۵۱ میلادی در ایران حاکمیت داشت. همگونی و همسویی دولت و دین در ساختار تشکیلات اداری ساسانی، در رشد علم و دانش، به‌ویژه علم پزشکی، در طول حیات سیاسی چهارصدساله‌ی ساسانیان، تأثیراتی بسیار مهم داشت. با توجه به اهمیت دانش پزشکی در این دوره، پرسش کلیدی پژوهش این است که با وجود نظام طبقاتی و انحصار فراگیری علم و دانش در طبقات ممتاز جامعه، علم پزشکی چه منزلتی در دوره‌ی ساسانی داشته است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد در آموزه‌های دین زرتشت، علم پزشکی بالاترین جایگاه را داشته است؛ زیرا با وجود برخورداری از سلامتی بود که مؤمن زرتشتی می‌توانست بر اهریمن غلبه ‌کند. در کنار این، سیاست تشویقی شاهان و دولت ساسانی در رشد و بالندگی علم پزشکی بسیار اثرگذار بود. برخی از این سیاست‌ها عبارت‌اند از: گسترش روابط فرهنگی و علمی با کشورهای هندوستان و یونان و روم، ترجمه‌ی آثار پزشکان خارجی به زبان پهلوی و بایگانی آن‌ها همراه با تشکیل کتابخانه‌ای بزرگ، دعوت به اشتغال پزشکان خارجی در دانشگاه جندی‌شاپور و اعزام پزشکان ایران به خارج از کشور برای فراگیری دانش پزشکی و تجربه‌ی بیشتر در این حوزه. پژوهش حاضر به روش تاریخی، با استناد به منابع کتابخانه‌ای و باستان‌شناسی و به ‌شیوه‌ی توصیفی‌تحلیلی انجام شده است. به نظر می‌رسد با توجه به گستردگی تمدن ایران در عصر ساسانی و توجه به علم و دانش و همچنین، ایجاد شهر پزشکی در دوره‌ی ساسانی، دانش پزشکی اهمیتی زیاد در این دوره داشته است و در این دانش به‌صورت تخصصی پژوهش می‌شد.

کتایون فکری پور، آزاده حیدرپور،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

با پدیدارشدن جامعه شهری استرس و مشکلات روانی پیامد آن نیز پدیدار گشت. پیشینیان به‌طورکلی بیماری را نتیجه تعامل با عوامل بیرونی از قبیل خدایان، شیاطین و ارواح می‌پنداشتند. ایرانیان بیماری را آفریده اهریمن و میانرودانیان‌ بیماری را ناشی از خشم خدایان بر شخص بیمار به دلایل مختلف می‌دانستند. این پژوهش سعی بر آن دارد تا دانش ایرانیان و میانرودانیان را نسبت به بیماریهای مرتبط با روان نشان دهد و تلاش میکند به این پرسشها پاسخ دهد که ایرانیان باستان و میانرودانیان تا چه حد از اهمیت روان و بیماری‌های مرتبط با آن آگاهی داشتند و چه اطلاعاتی از نحوه درمان این بیماری‎ها از طریق متون کهن به دست ما رسیده است؟ چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در متون کهن ایرانی و الواح میانرودانی دیده می‌شود؟ با مطالعه متون ایرانی کهن مانند دینکرد و وندیداد و الواح میانرودانی متوجه می‌شویم که آنان بین تخصص تن­پزشکی و روان­درمانگری تفاوت قائل بودند. در متون ایرانی تا حدودی با مبحث روان­درمانگری و جایگاه آن آشنا می‌شویم، ولی الواح میان­رودانی جزئیات بیشتری از بیماری‌های مرتبط با روان در اختیار ما قرار می‌دهند. باید اذعان داشت که هر دو گروه از بیماری‌های مرتبط با روان، بهدلیل عدم آشنایی با عملکرد مغز، از اطلاعات کافی برخوردار نبودند و در نتیجه همواره به جادو و افسون برای درمان این بیماری­ها متوسل می‌شدند. روان­درمانگران در جامعه ایرانی و میان‌رودانی از جایگاه بالایی برخوردار بودند و جزء طبقه روحانیون محسوب می‌شدند.
آن‌ها در درمان بسیاری از بیماری‌ها با  تن­پزشکان همکاری می­ کردند. لازم به ذکر است که ماهیت این تحقیق تاریخی- توصیفی و گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه‌ای است.

فرزانه زارع، محمد حسین آیتی، محمدرضا شمس اردکانی، محسن باغبانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

یکی از ابزارهای مهم در شناخت و ارزیابی یک ترکیب دارویی و تحلیل محتوای آن، نام دارو است. البته گاه این عنوان‌ها به سبب وجود مشکلاتی که به نوعی آسیب‌شناسی این حوزه تلقی می‌گردد خدشه‌دار می‌‌شوند. این پژوهش با گردآوری و بررسی داروهای مرکب طب سنتی تلاش دارد مشکلات حاضر در نام‌گذاری داروها را شناسایی کند. نام داروهای این پژوهش از سه کتاب عمل صالح، قرابادین کبیر، و قرابادین اعظم گرد آمده است که در زمره قرابادین‌های متأخر طبی بوده و در قرون 12 و 13 هجری نگاشته شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در شیوه نام‌گذاری داروهای مرکب با 5 مشکل عمده مواجه هستیم: (1) وجود چندین نام‌ متفاوت برای دارویی با فرمولاسیون ثابت؛ (2) وجود نام یکسان برای داروهای دارای فرمولاسیون متفاوت؛ (3) نداشتن نام یا بی‌نام بودن برخی داروهای مرکب؛ (4) نامشخص بودن دسته دارویی برخی فرآورده‌ها؛ و (5) آمیختگی موضوع شکل دارویی با روش مصرف، افعال و خواص یا صفات دارو. این بررسی نشان می‌دهد که نام‌گذاری فرآورده‌ها و داروهای سنتی با الگوهای مختلفی انجام پذیرفته و از این رو، دچار تشتت فراوان است که نیازمند توجه و ساماندهی جدی است.

حسین فصیحی، سید احمد فاضلی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

در دنیای فلسفه، اندیشمندان بسیاری با تفکرات عمیق و گاه شگفت‌انگیز، دریچه‌ای نو به سوی درک هستی گشوده‌اند. در این میان، اسپینوزا، با دیدگاهی منحصربه‌فرد، پیوندی عمیق میان اخلاق و دین و ذات الهی ترسیم می‌کند. اسپینوزا معتقد است، کتاب‌های مقدس، فراتر از آموزه‌های مذهبی، نقشی انگیزشی برای عمل اخلاقی در انسان ایفا می‌کنند. او ریشه‌ی فضیلت را در طبیعت و ذات انسان جست‌وجو می‌کند و معتقد است، خوبی و بدی اعمال، ذاتی آن‌ها نیست، بلکه به خداوند، به‌عنوان مبدأ خیر و شر بازمی‌گردد. در نهایت، اسپینوزا با اعتقاد به ضرورت فراگیر، اخلاق را نیز از این قاعده مستثنی ندانسته و آن را مستند به ذات الهی می‌داند. این دیدگاه نشان می‌دهد، اخلاق و همه‌ی اعمال انسان در چهارچوب ضرورت‌های طبیعت و ذات الهی اتفاق می‌افتد. بررسی دیدگاه‌های اسپینوزا روشن می‌سازد، انسان با ذات الهی وحدت دارد و رابطه‌ی میان دین و اخلاق از نوع هماهنگی و تعامل است. این دو مقوله در فلسفه‌ی اسپینوزا، در یک مسیر قرار می‌گیرند و به انسان در مسیر سعادت و فضیلت یاری می‌رسانند. این رویکرد بدیع، نه‌تنها درک ما را از اندیشه‌های اسپینوزا ژرف‌تر می‌کند، بلکه با ایجاد پلی میان دین و عقل و سلامت، راه را برای بازاندیشی در باب اخلاق پزشکی و معنویت در جهان امروز هموار می‌سازد. این پژوهش، با نگاهی نقادانه به دیدگاه‌های اسپینوزا، زمینه‌ساز پژوهش‌های آینده در حوزه‌ی فلسفه‌ی اخلاق، دین و اخلاق پزشکی خواهد بود و می‌تواند به گفت‌وگوی سازنده میان سنت و مدرنیته کمک کند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb