7 نتیجه برای رابطهی پزشک و بیمار
مهدی فراتی کاشانی، سهیلا دبیران، مهشاد نوروزی، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده
با توجه به اهمیت تعهد حرفهای در خدمات پزشکی، ارائهی ابزاری مناسب جهت سنجش تعهد حرفهای و بررسی تأثیر عواملی همچون آموزش برای آن ضروری است. یکی از بهترین ابزارهای سنجش تعهد حرفهای، پرسشنامهی Wake-Forest است که به منظور سنجش اعتماد بیمار به پزشک مورد استفاده قرار میگیرد. هدف این پژوهش معرفی ویراست فارسی این پرسشنامه است.
در این مطالعه پس از تهیهی ترجمهی فارسی پرسشنامه و بررسی روایی آن توسط متخصصان این امر و آزمون آن در مطالعهی اولیه، پرسشنامه توسط 159 بیمار بستری در بخشهای داخلی، جراحی و زنان بیمارستان امام خمینی تکمیل شده و نتایج حاصل از آن جهت تعیین نمرهی تعهد حرفهای دستیاران و سنجش روایی ساختاری پرسشنامه تحت بررسی قرار گرفت. همچنین تأثیر فاکتورهای دموگرافیک بیماران بر میزان اعتماد آنان به پزشک سنجیده شد.
پرسشنامه از پایایی مناسب برخوردار بود. همبستگی نمرهی هر سؤال با امتیاز کل پرسشنامه، و همچنین همبستگی بین سؤالات مناسب بود. میانگین نمرهی اعتماد بیماران به دستیاران 69/39 (7/6 = SD) از حداکثر 50 نمره بهدست آمد. توزیع دادههای حاصل از پرسشنامه از توزیع نرمال تبعیت میکرد. بین متغیرهای دموگرافیکِ بیماران با امتیاز حاصل از پرسشنامه ارتباط معنیداری دیده نشد.
ویراست فارسی پرسشنامه Wake-Forest از روایی ساختاری مناسبی برخوردار است و میتواند جهت سنجش میزان اعتماد بیمار به پزشک و همچنین سنجش سطح تعهد حرفهای پزشکان بهکار رود. ادامهی مطالعات جهت همسو سازی این پرسشنامه با فرهنگ کشور توصیه میشود.
فرجاد لرستانی، ناهید دهقان نیری، مهشاد نوروزی، کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 1 - ( 9-1389 )
چکیده
پوشش و ظاهر پزشک بر رابطهی او با بیمار تأثیر بسزایی دارد. کارورزان و کارآموزان رشتهی پزشکی بهواسطهی نقش حرفهای که در طول دوران تحصیل خود ایفا میکنند ملزم به رعایت معیارهای رفتار حرفهای هستند. این پژوهش به بررسی دیدگاه کارورزان و کارآموزان در ارتباط با ویژگیهای ظاهری و پوشش حرفهای دانشجویان پرداخته است.
در این مطالعه پس از تهیهی پرسشنامه و بررسی روایی آن توسط متخصصین امر و آزمون آن در مطالعهی مقدماتی، پرسشنامهی مورد نظر توسط 337 نفر از کارورزان و کارآموزان دانشگاه علوم پزشکی در بیمارستانهای شریعتی، امام خمینی و سینا که توسط روش سهمیهای انتخاب شده بودند، تکمیل شد. سپس دیدگاه ایشان در 5 بُعد مختلف سنجیده شد.
در ارتباط با ویژگیهای ظاهری دانشجوی پزشکی،177 نفر (5/52 درصد) و نمرهی متوسط 70 نفر (8/20 درصد) نمرهی بالا کسب کردند. در ارتباط با ویژگیهای پوشش حرفهای، 216 نفر (1/64 درصد) نمرهی متوسط و 54 نفر (16 درصد) نمرهی بالا کسب نمودند. در مورد آرایش و پیرایش دانشجوی پزشکی، 188 نفر (8/55 درصد) نمرهی متوسط و 75 نفر (3/22 درصد) نمرهی بالا کسب کردند. در زمینهی رعایت بهداشت و نظافت فردی توسط دانشجوی پزشکی، 223 نفر (2/66 درصد) کاملاً موافق و 114 نفر (8/33 درصد) موافق بودند. در نهایت، در ارتباط با ویژگیهای کلی پوشش و ظاهر حرفهای دانشجوی پزشکی، 210 نفر (3/62 درصد) نمرهی متوسط و 58 نفر (2/17 درصد) نمرهی بالا کسب کردند. دیدگاه کارورزان و کارآموزان در ارتباط با ویژگیهای پوشش و ظاهر حرفهای با سن، جنس و مقطع تحصیلی ارتباط معنیدار داشت (P< 0.05).
از نتایج پژوهش چنین برآمد که آموزش اهمیت پوشش و ظاهر حرفهای و چگونگی آن، مهمترین اقدام جهت ارتقاء سطح رعایت معیارهای پوشش و ظاهر حرفهای توسط کارآموزان و کارورزان است. تدوین کدهای پوشش و ظاهر حرفهای کمک شایانی به تحقق این هدف خواهد کرد
علیرضا باقری،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
تلاش در جهت تقویت مبانی اخلاق پزشکی در کشور باید با توجه به نیازها، انتظارات مخاطبان، جهتگیریهای اجتماعی و براساس تعیین اولویتهای آن صورت گیرد. در این پژوهش با ارسال پرسشنامهای حاوی بیست عنوان از موضوعات اخلاق پزشکی، اولویتهای این حوزه از دیدگاه مدرسان، محققان و سیاستگذاران حوزهی اخلاق پزشکی در سطح ملی تعیین شده است. هدف از انجام این پژوهش در تعیین اولویتهای اخلاق پزشکی در کشور، ایجاد یک رویکرد علمی به مباحث و چالشهای اخلاق پزشکی در سطح ملی براساس نظر اندیشمندان این حوزه و تلاش در جهت پاسخ به هر یک از موضوعات با توجه به اولویت کشوری آن است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که ده اولویت اول اخلاق پزشکی در کشور بهترتیب شامل: حقوق بیماران، رابطهی پزشک و بیمار، عدالت در توزیع منابع سلامت، اتونومی و رضایت آگاهانه، رابطهی مالی پزشک و بیمار، کمیتههای اخلاق بیمارستانی، ملاحظات اخلاقی در سلامت عمومی، تقویت و ظرفیتسازی در آموزش اخلاق پزشکی، ملاحظات اخلاقی در آموزش پزشکی، و موضوع اخلاق در پژوهشهای پزشکی میباشد.
حسین اترک، مریم ملابخشی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
یکی از مسائل مطرح در اخلاق پزشکی، مسألهی حقیقتگویی به بیمار است. امروزه، دیدگاه غالب در میان پزشکان، ضرورت حقیقتگویی به بیمار است و دروغگویی یا کتمان حقیقت جایز نیست. ولی بهنظر میرسد مطلق و بیقید و شرط دانستن اصل حقیقتگویی قابل قبول نباشد و گفتن هر حقیقتی به هر کسی و در هر شرایطی جایز نیست. گرچه اصل اول در اخلاق، حقیقتگویی است، در برخی شرایط نیز کتمان حقیقت و حتی دروغگویی جایز است. از نظر عقل و شرع، دروغگویی در موارد اکراه، اضطرار (که شامل دفع ضرر جانی، مالی و آبرویی از خود و دیگران است) و دَوَران امر بین دو محذور، جایز است. بهنظر نگارنده، در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان و جلب همکاری و کسب رضایت بیمار ضروری است و نیز در موقعیتی که حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، لاعلاجی بیماری و زمان نزدیک مرگ اوست، بیان حقیقت با وجود ضررهای احتمالی، ضروری است. اما در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان ضرورت ندارد و حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، چیزی غیر از زمان مرگ و لاعلاجی بیماری اوست، مانند حقایقی از قبیل سختی و خطرناکی بیماری، زنده نبودن همراهان بیمار در تصادف، مشکلاتی که در بیرون از بیمارستان برای بیمار یا خانوادهاش ایجاد شده، پیشآگهی احتمالی از مدت زمان زنده بودن بیمار و تشخیصهای احتمالی غیرقطعی، اگر بیان حقیقت برای بیمار ضرر داشته باشد، کتمان حقیقت و حتی دروغگویی از باب دفع ضرر جانی از بیمار جایز است.
علی لباف، فریبا اصغری، طلایه میرکریمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
اعتماد بیمار به پزشک، از ارکان مهم یک رابطهی درمانی است و از نظر پذیرش و پیگیری درمان بسیار اهمیت دارد. اعتماد بیمار به پزشک اورژانس، با توجه به شرایط متفاوت مراجعهی بیمار و ناممکنبودن انتخاب پزشک از پیش، با اعتماد به سایر پزشکان تفاوت دارد. در این پژوهش کیفی تلاش شده است تا از طریق مصاحبه با بیماران مراجعهکننده به اورژانس، مؤلفههای تشکیلدهندهی اعتماد به پزشک اورژانس شناسایی شود. برای رسیدن به این هدف، با ۲۷ بیمار که سابقهی بستری در اورژانس بیمارستان امامخمینی(ره) را داشتند در قالب گروههای متمرکز سه تا ششنفره (نوزده بیمار) و مصاحبهی انفرادی (هشت بیمار) مصاحبه شد. گفتوگوها تا زمان رسیدن به اشباع ادامه یافت و سه محقق، همزمان با روند مصاحبهها، گفتوگوهای انجامشده را تحلیل و طبقهبندی کردند. مؤلفههای اعتماد بیمار به پزشک اورژانس به دو دستهی اصلی عوامل مرتبط با پزشک اورژانس (رفتار حرفهای، مهارت بالینی و ویژگیهای فردی) و عوامل غیرمرتبط با پزشک اورژانس (باور قبلی بیماران، عوامل مرتبط با بیمارستان و عوامل مرتبط با بیمار) تقسیمبندی شد. به نظر میرسد بسیاری از مؤلفههای اعتماد به پزشک اورژانس مانند عوامل مرتبط به خود پزشک، با سایر پزشکان مشترک است؛ البته اعتماد به پزشک اورژانس در مقایسه با سایر پزشکان، تحت تأثیر شرایط محیطی، بهویژه عوامل مرتبط با بیمارستان قرار میگیرد و بهتر است در قالب یک مجموعه، و نه صرفاً اعتماد فرد به فرد بررسی شود.
امیراحمد شجاعی، میرسعید یکانی نژاد، سیما امینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر برقراری روابط بینفردی است و بهخصوص در ارتباط پزشک و بیمار نقشی کلیدی و محوری پیدا میکند. برای شناخت و اندازهگیری اعتماد، لازم است عوامل مؤثر بر آن را که در جوامع گوناگون متفاوت هستند بشناسیم و معیار واحدی برای سنجش آنها فراهم آوریم؛ یعنی به ابزاری نیازمندیم که بتواند این عوامل مختلف را در بستر فرهنگ و شرایط جامعه بسنجد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، تعیین عواملی است که بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان مؤثرند و میتوانند گویههای لازم را برای ساخت ابزاری مناسب جهت اندازهگیری اعتماد عمومی مردم نسبت به پزشکان در ایران فراهم کنند. در گام اول طی مطالعهای کتابخانهای عوامل شناختهشدهای که بر اعتماد بیماران به پزشکان تأثیر میگذارند بررسی شدند؛ سپس با استفاده از اطلاعات کسبشده در طی مصاحبهها و جلسات بحث متعدد، نوزده عامل مؤثر بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان تهیه شد و بیست متخصص اخلاق، این عوامل را از نظر شفافیت و مرتبطبودن و اهمیت ارزیابی کردند ,شاخصهای نسبت روایی محتوا (CVR) و ایندکس روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان عددی CVR برای هر نوزده مؤلفه بیش از 42/0 بود؛ لذا روایی محتوای ابزار در سطح P<0.05 معنادار بود. مقدار عددی CVI، 944/0 به دست آمد که نشان میدهد روایی محتوای مقیاس تأیید شده است. عوامل اثرگذار بر «اعتماد عمومی مردم به پزشکان» در ایران، شامل نوزده عامل استخراجشده طی این تحقیق است و میتوانند بهعنوان گویههای ابزار سنجش اعتماد عمومی مردم به پزشکان در ایران به کار گرفته شوند.
حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبتهای پزشکی است. در دهههای اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، بهعنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعهی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همهگیری کووید پرداخته و مؤلفههای مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعهی مروری، از طریق جستوجو در پایگاههای علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer و Scopus جمعآوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاههای ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفههای اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالشهای پیش روی نظام سلامت در دوران همهگیری تحلیل شدهاند. مطالعه نشان داد، مؤلفههای اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همهگیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کردهاند. در دوران پیش از همهگیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایتنکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفهای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجیها نشان میدهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکتهای دارویی و رسانهها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه میدهند. طبق مطالعهای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همهگیری کرونا را تهدیدی اغراقآمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کردهاند. بااینحال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائهی خدمات فداکارانه و شفافسازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکلگیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولتها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نهتنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه میتواند بر موفقیت برنامههای پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینهی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفافسازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.