14 نتیجه برای رازداری
کیارش آرامش،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده
منظور از رازداری، مخفی ماندن هویت و مشخصات اهدا کننده گامت یا رویان از سایرین، از جمله از فرزند حاصل از آن گامت یا رویان، و نیز مخفی ماندن هویت و مشخصات دریافت کنندگان گامت یا رویان از فرد یا افراد اهدا کننده است. در این مقاله، پرسش از رازداری در قالب دو پرسش صورت بندی شده است: 1- از دیدگاه اخلاقی آیا اطلاعات مربوط به هویت اهداکنندگان و دریافت کنندگان گامت و رویان باید توسط مراکزی ثبت و نگهداری شود تا درزمانی در آینده برای افرادی که صاحب حق دسترسی شناخته می شوند، آشکارسازی گردد؟ 2- آیا دریافت کنندگان گامت یا رویان اهدایی از نظر اخلاقی موظفند که به فرزند حاصله اطلاع دهند که برای به دنیا آمدن آن فرزند از گامت یا رویان اهدایی استفاده شده است؟ در این مقاله، نگارنده به بررسی و احتجاج به سود این دو پاسخ به پرسش های فوق پرداخته است: در مورد پرسش اول، ثبت و نگهداری اطلاعات مربوط به هویت اهداکنندگان و دریافت کنندگان گامت و رویان در مراکزمربوطه و آشکار سازی آنها درزمانی مناسب برای فرزند(ان) حاصله از نظر اخلاقی درست و الزامی است. در این رابطه هم چنین به مانعی اشاره شده است که تا زمان برطرف نشدن آن، اجرای این باید اخلاقی را می توان به تعویق انداخت.در رابطه با پرسش دوم، مخفی داشتن هویت و مشخصات اهداکننده(های) گامت یا رویان از فرزند حاصل از آن، از نظر اخلاقی نادرست است و در نتیجه اخلاق حکم می کند که نسب زیست شناختی فرزند آتی، به شیوه و در زمانی مناسب برای او آشکارسازی شود. در این مقاله از سه دیدگاه برای بررسی مدعیات پیش گفته اقامه برهان شده است: نخست از دیدگاه فریضه گرا (Deontological) و سپس از دیدگاه فایده گرا (Utilitarianistic) و در نهایت از دیدگاه اصول گرا (Principalistic) .
غلامحسین مهدوی نژاد،
دوره 1، شماره 4 - ( 7-1387 )
چکیده
بر اساس تعالیم اخلاقی، هر انسانی موظف است اسرار خود و دیگران را حفظ کند. دلالت آیات و روایات بر این آموزه بهصورت کلی و عام، تمام است و تردیدی در آن راه ندارد؛ بهویژه در مورد پزشکان، زیرا این صنف علاوه برضرورت تخلق به این فضیلت اخلاقی و سوگندی که یاد کردهاند؛ بهعنوان یک شرط ضمن عقد در قراردادی، که با مریض یا سازمانی که آنها را بهکار میگیرد، منعقد نمودهاند، به این امر موظف شدهاند و در صورت تخلف از باب « تعدد اسباب» گناهشان نیز سنگینتر خواهد بود. همچنین مادهی 648 قانون مجازات اسلامی افشای اسرار بیماران را جرم شمرده است.
مسألهای که سبب مشکل برای پزشکان میشود این است که گاهی ضرورت، پزشک را بر آن میدارد که پرده از اسرار بیمار خود بردارد؛ زیرا کتمان او سبب بروز مشکلاتی برای فرد یا جامعه میگردد. در این حالت، پزشک دچار شک و سرگردانی است، زیرا او با دو حکم الزامی «وجوب» و «حرمت» که بر یک موضوع وارد شدهاند مواجه است (حرمت افشای اسرار بیمار و وجوب جلوگیری از مفاسد وحفظ منافع جامعه).
برای معلوم شدن تکلیف پزشک دراین مسأله، مطالعهی جامعی در متون اخلاق پزشکی، کتب روایی و مجامع فقهی انجام گرفت و بعد از جمع بین روایات مختلف و بررسی دیدگاههای فقهی و اخلاقی؛ مشخص شد که باتوجه به اینکه بین آن دو حکم «تزاحم» است، انجام هر دو مقدور نیست و مکلف وظیفه دارد هر کدام را که دارای مصلحت بیشتر و ملاکی قویتر باشند مقدم بدارد. درصورتی که قوت ملاک با دلیل عقلی یا شرعی، یا دلیل دیگری که از نگاه علمی دارای اعتباراست ثابت نشد؛ به مقتضای «اصل اولی» از افشای آن راز خودداری کند.
البته حقیقتگویی و بیان خصوصیت دقیق مرض به خود بیمار، امر لازمی است و پزشک نباید مریض را در جهل نگهدارد و حقیقت مریضی را از اوپنهان کند، بلکه باید با زمینهسازی وتوضیحات لازم او را به حقیقت امر آگاه نماید. زیرا دلایل وجوب کتمان سر این مورد را شامل نمیشود.
مجتبی پارسا،
دوره 2، شماره 4 - ( 7-1388 )
چکیده
اصل رازداری پزشکی و حفظ حریم خصوصی بیماران یکی از مهمترین وظایف اخلاقی در حیطهی اخلاق پزشکی است که دارای سابقهای دیرینه در دنیای پزشکی میباشد. در سوگندنامه بقراط به اهمیت این موضوع اشاره شده است و از آن به مانند امری مقدس نام برده شده است. در اسلام نیز به موضوع رازداری اهمیت زیادی داده شده است و پر واضح است که اگر این موضوع مربوط به روابط پزشک و بیمار باشد اهمیت آن دوچندان میشود. در بیان علت و فلسفهی رازداری دلایل متعددی ذکر میشود که از جمله میتوان به احترام به اتونومی بیمار و نیز جلوگیری از آسیب رسیدن به رابطهی پزشک و بیمار که جز اصلی این رابطه موضوع اعتماد (trust) است اشاره نمود. لذا در اکثر کدهای اخلاقی انجمنها و تشکلهای حرفهای پزشکی به مسأله حریم خصوصی و رازداری تأکید فراوان شده است و حتی در بعضی از کشورها در این خصوص قوانینی وضع شده است که از این جمله میتوان به قانون HIPAA (Health Insurace Portability and Accountability ACT) در آمریکا اشاره نمود. از طرفی لزوم رازداری یک امر مطلق نیست و ممکن است شرایطی پیش آید که پزشک ناگزیر به نقض رازداری شود؛ مثلاً در مواقعی که خطری جدی فرد دیگر یا جامعه را تهدید میکند. هر چند تعیین مصادیق این موارد به عهدهی پزشکان گذاشته شده است ولی بعضی از کشورها به فراخور شرایط، وارد تعیین مصادیق هم شدهاند. مثلاً در بعضی از کشورها الزام پزشکان به گزارش اجباری در مورد بعضی از بیماریها مثلاً گزارش مورد خلبانی که دچار صرع میباشد وجود دارد. بنابراین، لازم است پزشکان به قوانین و مقررات کشور یا استانی که در آنجا طبابت میکنند آشنا باشند.
سعید نظری توکلی، نسرین نژادسروری،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
رازداری یکی از قواعد کهن حرفهی پزشکی است که ضمن تأثیر بر چگونگی رابطهی میان پزشک و بیمار، تأمین کنندهی منافع فردی بیمار و پزشک و همچنین مصالح اجتماعی است. در آموزههای دینی نیز ضمن تأکید بر وجوب رازداری، افشاکنندهی راز بهدلیل ارتکاب گناه کبیره، سزاوار مجازات اخروی دانسته شده است. امروزه، با ابداع روشهای نوین تشخیصی و درمانی و گستردگی دامنهی اطلاعرسانی، زمینهی افشای راز بیماران بیش از پیش فراهم شده است. این مقالهی مروری حاصل یک مطالعهی توصیفی است. برای جمعآوری اطلاعات از مطالعهی کتب معتبر و جستوجو در منابع اینترنتی و مقالات مرتبط استفاده شد. پس از توضیح مفاهیم و مبانی رازداری در اخلاق پزشکی، همچنین اخلاق فضیلتگرای اسلامی، در بررسی تطبیقی، اشتراکها و تفاوتهای این دو دستگاه اخلاقی در مسألهی رازداری بررسی و تبیین میشود. صرف نظر از تأکید آموزههای اخلاق پزشکی و اخلاق اسلامی بر ضرورت حفظ رازداری در جلب اعتماد عمومی، رازداری در اخلاق اسلامی بهواسطهی در بر گرفتن دو حوزهی راز خود و راز دینی، افزون بر راز دیگری، از گستردگی بیشتری برخوردار بوده و فرد رازدار بهواسطهی امانتداری، از پاداش اخروی هم بهرهمند خواهد شد. همچنین، در اخلاق پزشکی، تنها رفتار کادر درمانی مورد ارزیابی قرار گرفته و به انگیزه و حالات نفسانی آنان توجهی نمیشود، اما در اخلاق اسلامی، از آن جهت که ویژگیهای نفسانی افراد مورد ارزیابی اخلاقی قرار میگیرد، رازداری امری پایدارتر بوده و بدون هیچگونه نظارت خارجی کارایی خود را حفظ خواهد کرد.
مجید ذکی دیزجی، علی صابر،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
با پیدایش و توسعهی ژنومیکس، حوزه و قلمرو تحقیقات در عرصهی ژنتیک نیز گستردهتر شده است. بهطوری که قرن 21 درعلوم پایه و پزشکی از نظر دانشمندان بزرگ این عرصه بهعنوان عصر ژنومیک توصیف میشود. تحقیقات ژنتیکی در ابتدا عموماً بر پایهی خانواده و در زمینهی بیماریهای تکژنی و نادر مثل بیماری هانتینگتون یا دیستروفی ماهیچهای تمرکز داشتهاند.
اما بعد از تکمیل پروژهی ژنوم انسان و پیشرفتهای گسترده در روشهای توالییابی و آنالیز دادهها مطالعات به سمت مطالعات بر پایهی جمعیت و بیماریهای شایع مثل دیابت و سرطان گرایش پیدا کردهاند. برای پیشبرد مطالعات بر پایهی جمعیت، محققان نیازمند این هستندکه به نمونههای بیولوژیک انسانی که بهصورت سیستماتیک جمعآوری شدهاند دسترسی داشته باشند. جمع آوری و نگهداری این نمونهها درمجموعههایی بهنام بیوبانک صورت میگیرد. بیوبانک میتواند انواع نمونههای انسانی از قبیل سلول، بافت، خون یا DNA را شامل شود. پیشبینی میشود بیوبانکها ابزار مهمی برای فهم بهتر بیماریهای چندعاملی باشند و بهعنوان منبعی برای تحقیقات موجب بهبود پیامدهای بهداشتی و پزشکی شخصی شوند. زیرا با درک بهتر بیماریهای چندعاملی تجویز دارو از طریق درمان فردی (یعنی فارماکوژنومیکس) مؤثرتر و سالمتر خواهد بود. همچنین مطالعات مبتنی بر بیوبانک تأثیرات شگرفی بر مشاورهی ژنتیک خواهد داشت. این تأثیرات تنها بهدلیل بهبود در تست ژنتیکی، تشخیص، جلوگیری و درمان نیست، بلکه به این خاطر است که در این مطالعات مباحث پیچیده اخلاقی، قانونی واجتماعی بهوجود خواهد آمد.
اخلاق از همان شروع ایجاد بیوبانکها یکی از موضوعات بحثبرانگیز در اخلاق زیستی و سلامت عمومی بوده است. بعضیها اعتقاد دارند بیوبانکها موجب پیشرفتهای بیسابقه خواهد شد که تحقیقات را دگرگون ساخته و موجب بهبود سلامت نسلهای آینده خواهد شد. از طرف دیگر، بعضی دیگر نگران بانکهای اطلاعات شخصی و بافتیای هستند که بدون احترام کافی برای دهندگان این نمونهها استفاده خواهد شد. فارق از اینکه یکنفر در کدام سمت این طیف قرار گیرد، بهطور کلی، از دیدگاه اخلاقی بیوبانکها خاصیت انقلابی دارند، زیرا علاوه بر ایجاد بحثهای جدید در اخلاق مثل تبادل بینالمللی اطلاعات ژنومی، نیاز به بازنگری در مفاهیم پایهی اخلاقی مثل رضایت آگاهانه و رازداری را امری ضروری میکنند. این مقالهی مروری سعی میکند مباحثی را که بیشتر از همه در زمینهی بیوبانکها مورد توجه مقالات بوده است جمعآوری کند. این مباحث عبارتند از رضایت آگاهانه، رازداری و قابلیت شناخته شدن، عودت نتایج به شرکتکنندگان، اهمیت اعتماد عمومی، مشارکت کودکان، تجاریسازی، نقش بورد اخلاق، تبادل بینالمللی دادهها، مالکیت نمونهها، اشتراک درسود و اداره و نظارت.
ملیحه کدیور، زینب جنت مکان،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده
رازداری بهعنوان یکی از ضروریات حرفهی پزشکی و مطرح در بین بیماران و پزشکان است که در کدهای اخلاقی، تأکید فراوانی بر آن شده است. مقالهی حاضر، گزارشی موردی بر اساس یک نمونهی واقعی در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان است که با نگاهی دقیق به بررسی حد و مرزها و چالشهای رازداری و افشای راز در حوزهی پزشکی میپردازد.در این گزارش نوزادی با علایم سندرم محرومیت از مواد معرفی میشود که پس از معاینات پزشکی معمول، تیم درمان متوجه اعتیاد مادر و پنهان کردن آن از همسر و خانواده شده و جهت تسریع در درمان موضوع را با مادر در میان میگذارند. انکار مادر از سویی، و نیاز تیم درمان به اطلاعات جامع و دقیق از سوی دیگر، چالشی را در حفظ یا افشای راز برای تیم پزشکی بهوجود میآورد.در اینجا تیم درمان برای کمک به درمان نوزاد، خود را موظف به کسب اطلاعات دقیقتر، جلب اعتماد و همکاری و در نهایت در میان گذاشتن راز مادر با همسر وی میبیند. اگرچه حفظ اسرار بیماران توسط پزشکان و کارکنان بهداشتی درمانی واجب است، ولی امری مطلق نیست و لازم است تا بر اساس دلایل عقلی و شرعی و بهصورت موردی، تصمیمی را که مصلحت قویتری دارد و کمترین ضرر را متوجه بیمار و خانوادهی وی میکند اتخاذ کرد و حتی پس از درمان هم به آن پایبند بود.
امید آسمانی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده
رازداری یکی از ارکان اجتنابناپذیر تاریخچهی روابط پزشک و بیمار است. درک نادرست از این اصل نهتنها میتواند به قداست حرفهی پزشکی آسیب بزند، بلکه بر کیفیت رابطهی درمانی و در سطحی وسیعتر، بر سلامت عموم جامعه نیز تأثیرگذار باشد. زیربنای این تأثیرگذاری نیز آسیبی است که به حس اطمینان و اعتماد بیماران وارد میشود. مکاتب فلسفی غرب اساساً موافق مطلوبیت اصل رازداری هستند. چنانکه آموزههای اسلام نیز توصیههای عام و بعضاً خاصی در باب اهمیت رازداری و کتمان اسرار از افراد ناشایست دارد. در مجموع، علیرغم اجماعی که در خصوص اهمیت اصل رازداری وجود دارد، برخی اصرار بر آن را در هر شرایطی مجاز نمیدانند. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن معرفی نقش و اهمیت رازداری در حرفهی پزشکی، دلایل مطلقگرایان و نسبیگرایان در باب رازداری مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.مطلقگرایان معتقدند که مطلوبیت ذاتی رازداری در مواردی که اجرای این اصل نتیجهی مطلوبی ندارد تخصیص نمیخورد؛ بلکه اشتباه افراد در انتخاب نکردن اصلی که در آن شرایط نسبت به اصل رازداری اولویت بالاتری داشته است، این تخصیص ظاهری را القاء میکند. بهعلاوه، بسیاری از مطلقگرایان باور دارند که شکستن این اصل در عمل نیز بهدلیل عوارض بلندمدت، مهم و غالباً نهفته و پنهان، مجاز نیست. عدم یا تأخیر در مراجعه به پزشک، پرهیز یا خودداری بیمار از ارائهی اطلاعات ضروری بعضی از مهمترین این عوارض هستند. در کل، با عنایت به تأیید شواهد تجربی و عقلی، پایبندی به اطلاق در رازداری، پسندیدهتر مینماید. اما بر خلاف مطلقگرایان، قائلین به نسبی بودن رازداری، در موارد خاصی، پایداری بر اصل رازداری را جائز نشمرده و آن موارد را از این اصل استثناء میکنند. از مهمترین دلایل به اشتباه افتادن افراد در گرایش به رازداری نسبی، میتوان به مواردی همچون تعجیل در حصول نتیجهی دلخواه، ضعف در مهارتهای ارتباطی، ناآگاهی از عواقب و خودرأیی اشاره کرد.
میثم شیخ طلیمی، صادق شریعتی نسب، رضا عمانی سامانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
رازداری اصلی اخلاقی است که در مجموعهی قوانین کیفری مورد حمایت قرار گرفته است. با این وجود، رعایت این اصل برای پزشک در فرض ابتلاء مراجعهکننده به بیماریهای مقاربتی با چالشهایی خاص مواجه میشود. از یکسو رعایت این اصل، تکلیف پزشک محسوب میشود اما از سویی دیگر حفظ راز ممکن است سایر اشخاص بهویژه نزدیکان بیمار را در معرض خطر ابتلاء قرار دهد؛ از این رو، هشدار به شریک جنسی از مناقشه برانگیزترین موضوعات مطرح در رازداری پزشکی است. افزون بر این، دولتها جهت انجام مطالعات پژوهشی و اتخاذ سیاستهای پیشگیری از شیوع این امراض، اقدامات تقنینی برای گزارش الزامی موارد ابتلا انجام دادهاند. سبک این کار ویژه از ارسال کامل هویت و محل اقامت فرد مبتلا که حقوق کشورهایی مانند اوکراین، ایالات متحده و استرالیا در این دسته قرار میگیرند تا گزارش بدون ارائهی اطلاعات حساس نظیر نام و نشانی که کشورهایی نظیر تایلند، فرانسه و ایران از این قبیل هستند را شامل میشود. بر خلاف نظام قانونی دولتهای گروه نخست، در حقوق ایران همچون نظام حقوقی فرانسه، بر وظیفهی قانونی پزشکان به حفظ راز تأکید شده ضمن اینکه تکلیف پزشکان بر هشدار به شریک جنسی فرد مبتلا از آن افاده نمیشود. صرفاً طبق شروطی خاص و تفسیری مضیق با توسل به علل موجه جرم شامل رضایت فرد، قاعده اضطرار هنگامی که خطر ابتلا قریبالوقوع باشد و برخی احکام خاص قانونی، میتوان اجازهی نقض راز را به اشخاص در معرض سرایت دریافت.
ابراهیم نصیری، حمیدرضا کلیدری، سبحان بهرامی،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
رسول اسمعلی پور، پونه سالاری،
دوره 9، شماره 4 - ( 7-1395 )
چکیده
رازداری یک الزام بنیادین اخلاقی برای حفاظت از اعتماد بین بیماران و حرفه مندان سلامت است و قانون نیز به آن تاکید نموده است. بیماران باید بتوانند انتظار داشته باشند که اطلاعات سلامتی مربوط به آنها به صورت مطمئن نگهداری خواهد شد مگر اینکه یک دلیل متقاعدکننده وجود داشته باشد. رازداری، مانند رضایت آگاهانه، یک اصل کاربردی از اتونومی بیمار است و لازم نیست که به صراحت توسط بیمار درخواست شود. همه اطلاعات بیمار، فی نفسه راز هستند مگر آنکه بیمار اجازه انتشار آن را بدهد. داروسازان به عنوان یک گروه از حرفه مندان نظام سلامت، نقش ویژهای در ارائه مراقبت دارویی دارند و به علت تماس مستقیم و رو در رو با قشرهای مختلف بیماران، چگونگی ارتباط بین این دو، مسئولیت پذیری و رفتارهای حرفهای از اهمیت خاصی بر خوردارند. به دلیل این تماسها، اطلاعات بسیار زیادی از مسائل مربوط به سلامت و حتی امورات شخصی بیماران از طریق نسخ یا گفتگو با بیماران به دست می آورند و این باعث میشود که موضوع رازداری در داروسازی اهمیتی دو چندان پیدا کند. از سوی دیگر، به دلیل نوع خاص ارائه خدمات در حوزه داروسازی، چالشهایی اساسی و بنیادین در مورد حفظ اسرار بیماران در محیط داروخانه ها به وجود میآید که باید به گونه ای اخلاقی، حرفهای و قانونی این چالشها را تجزیه و تحلیل نمود و راهکارهای عملی برای آنها پیدا کرد. در این راستا میتوان به چالشهای ناشی از خصوصیات فضای فیزیکی داروخانه ها، سیستمهای ثبت اطلاعات بیماران، و ارائه اطلاعات به بیمه ها اشاره کرد.
هدف از نگارش این مقاله ضمن استناد به مطالعات انجام شده در مورد رازداری، طرح انواع چالشهای رازداری در محیط داروخانه و در حین ارائه مراقبتهای دارویی است. در این مقاله با مرور دستورالعمل های ملی، نظیر سند جامع اخلاقی داروسازان کشور، و نیز راهنماهای بین المللی در این زمینه، راهکارهایی برای رعایت بهتر رازداری در محیط داروخانه پیشنهاد میگردد.
محمد محمدی، محمد شمس الدین دیانی تیلکی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
حفظ حریم خصوصی و رازداری، یکی از حقوق مسلم هر انسان بهمنظور حفظ حرمت و عزت اوست. ارزیابی نگرش بیماران پیرامون حریم خصوصی و رازداری میتواند برآورد مناسبی از ابعاد مختلف این مسأله باشد تا به پزشکان در فرایند تشخیص و درمان کمک کند. در این پژوهش به بررسی نگرش بیماران نسبت به موضوع حریم خصوصی و رازداری که نشاندهندهی مطالبات جامعه از نظام سلامت است، پرداخته شده است. چنین مطالعهای با نمایان ساختن نقاط قوت و ضعف، سیاستگزاران را در تنظیم روابط مناسب بین ارائهکنندگان و گیرندگان خدمات کمک میکند. پژوهش حاضر به روش مقطعی بر روی 200 بیمار بیمارستانهای امام خمینی (ره) و شریعتی تهران در سال 1388 که به روش تصادفی منظم انتخاب شده بودند، صورت گرفته است. متغیرهای مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، بخش بستری، روزها و دفعات بستری، و نیز نگرش بیماران است . داده ها بر اساس پرسشنامهی تهیه شده در دو بخش اطلاعات عمومی و نگرش که اطمینان و اعتبار علمی آن توسط آزمون مجدد و اعتبار محتوایی بررسی و مورد تایید قرار گرفته است، توسط پرسشگران آموزش دیده بهطور مستقیم از بیماران گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس نمرات، بخش نگرش بیماران به سه گروه منفی، تا حدودی مثبت و مثبت طبقه بندی شد و با آزمونهای آماری متعدد مورد سنجش قرار گرفتند.
در این مطالعه 113 (5/56 %) زن و 87 (5/43 %) مرد شرکت کردهاند. 71 (5/35 %) بیمار با انجام معاینهی بیمار زن توسط پزشک مرد کاملاً موافق و 99 بیمار (5/49 %) موافق بودند. همچنین، از بیماران در مورد الزامی و صحیح بودن مشورت پزشک با دستیارش و انتقال اطلاعات بیماری برای آموزش و تصمیمگیری بهتر (بدون اجازهی بیمار) سؤال شد که نگرش 53 بیمار (5/26 %) کاملاً موافق و 103 بیمار (5/51 %) موافق بود. بیماران در مورد اینکه اگر بیمار قصد آسیب رساندن به خود یا دیگران را داشته باشد، پزشک باید بدون رعایت ملاحظات رازداری موضوع را به افراد ذیربط اطلاع دهد، 45 بیمار (5/22 %) کاملاً موافق، 82 بیمار (0/41%) موافق بودند و 56 بیمار (0/28 %) نظری نداشتند. در این مطالعه براساس نمرهی کل نگرش بیماران، 36 بیمار (0/18 %) دارای نگرش منفی، 162 بیمار (0/81 %) تاحدودی مثبت و 2 بیمار (0/1 %) مثبت بودند.
با توجه به نتایج مطالعه به طور کلی اکثر افراد جامعه مورد پژوهش یا دارای نگرش منفی یا تا حدودی مثبت در مورد حریم خصوصی و رازداری هستند، بیماران احترام به حریم خصوصی و رعایت رازداری توسط پزشکان را جزو مولفههای ضروری ارتباط پزشک و بیمار نمیدانند. لذا ضمن انجام تحقیقات بیشتر در خصوص رعایت حریم خصوصی و رازداری، ضروری است بهمنظور تغییر و ارتقاء نگرش بیماران در این زمینه بیش از پیش تلاش شود تا فراهم آوردن شرایط مناسب حریم خصوصی و رعایت رازداری جزو مطالبات بیماران از نظام سلامت باشد.
جعفر نوری یوشانلوئی، شبیر آزادبخت،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
یکی از اصول مهم در زمینه اخلاق پزشکی که آثار اجتماعی شگرفی دارد، محرمانگی اطلاعات پزشکی میباشد. با توجه به اهمیت اصل مذکور، حقوق کشورهای مختلف، هر یک به نوعی در این زمینه ورود کردهاند و اصل محرمانگی را به رسمیت شناختهاند. وجود اصل محرمانگی برای دو دسته از انسانها قابل تصور است: یکی آنهایی که در قید حیات هستند و دیگری افرادی که فوت کردهاند. در پذیرش اصل محرمانگی در خصوص این دو دسته از یک مبنا پیروی نشده است و میتوان مبنای اصلی قاعده محرمانگی در خصوص زندگان را حفاظت از حریم خصوصی آنان و در خصوص متوفیان، منفعت عمومی جامعه و منع اضرار به غیر دانست. هدف از این نوشتار بررسی نحوه انعکاس اصل محرمانگی در خصوص این دو دسته از اشخاص در حقوق فرانسه و ایران است. در حقوق فرانسه در ارتباط با زندگان و متوفیان نص صریح وجود دارد؛ لکن در حقوق ایران ظاهراً شناسایی اصل محرمانگی به زندگان محدود شده است؛ با وجود این، علیرغم سکوت قانونگذار ایرانی، میتوان اصل محرمانگی را به متوفیان نیز تسری داد. به هر روی، در این نوشتار سعی میشود ضمن بررسی مختصر مفهوم و مبانی اصل محرمانگی، موضع دو نظام حقوقی فرانسه و ایران تبیین گردد.
ناهید خادمی، فریبا اصغری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
رازداری در افراد مبتلا به اچ آی وی یکی از ضروریات اخلاق پزشکی است که در چند دهه اخیر مورد توجه سیاستگزاران در حوزه سلامت قرار گرفته است. زیرا از یک سو باعث افزایش اعتماد بین بیماران و پزشکان میشود و از سوی دیگر باعث تشویق آنها به پایبندی به درمان و انجام مراقبتهای لازم در بیماران میگردد تا از انتقال بیماری به دیگران پیشگیری به عمل آید. با این همه رعایت رازداری در برخی موارد در تعارض با سودرسانی و حق بر سلامت سایر افراد قرار میگیرد و چالشهایی در عمل ایجاد خواهد کرد. ما با ارائه یک مورد بالینی به راهکار عملی این تعارض میپردازیم.
کبری رشیدی، پونه سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
یکی از مهمترین حقوق بیمار، احترام به خودآیینی وی و مشارکت ایشان در فرایند تصمیمگیری درمانی خویش است؛ بهویژه بیمار مراجعهکننده به اورژانس که به دقت بیشتری برای تشخیصهای افتراقی منجر به ناخوشی و مرگ نیازمند است؛ اما مسأله زمانی ایجاد میشود که این حق با سهلانگاری نادیده گرفته شود و گاهی با وجود اینکه ماجرا ساده به نظر میرسد، مدیریت و کنترل آن دشوار باشد. دربارهی این موضوع در مقالهی حاضر، بهصورت نمونه، در بیماری با تشخیص درد شکمی حاد بحث خواهد شد؛ همچنین سعی شده است چگونگی بروز سهلانگاری، علل و پیامدهای ناشی از آن و راهکارهای مدیریت آن، بهطور اجمالی، مرور شود. نتایج این گزارش بر اهمیت مشارکت بیمار و اخذ رضایت آگاهانه از وی در تمام فرایند درمان (تشخیص، درمان، توانبخشی و پیشگیری) و حفظ حریم خصوصی و رازداری دربارهی تمام اطلاعات پزشکی و غیرپزشکی بیمار که به هر طریقی (شفاهی، کتبی، جزئی و حتی الکترونیکی) در اختیار کادر درمان قرار میگیرد، بهویژه در موارد حساس و انگزا تأکید دارد. به نظر میرسد آشکارسازی بهموقع، بررسی عوامل ایجادکننده، پیامدها، جبران خسارت وارده، افزایش صلاحیت فرهنگی کادر درمان، تدوین راهنماها و دستورالعملهای بومی مرتبط، وجود نظام کارآمد رسیدگی سیستمی با حمایت سازمانی، تقویت مهارتهای ارتباطی و کار تیمی در پیشگیری از بروز نمونههای مشابه، از راهکارهای مدیریت چنین سهلانگاریهایی باشند.