ناصر آقابابایی، جواد حاتمی،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1390 )
چکیده
پژوهشها و نظریههای اخلاقی، نقش نیت فرد را در قضاوت اخلاقی دربارهی اعمال او مهم میشمارند. آموزهی اثر دوگانه از قواعد اخلاقی است که در بحثهای پزشکی مانند مراقبتهای پایان حیات و سقط جنین بین آسیب عمدی و پیشبینی شده تمایز میگذارد؛ اولی را غیر مجاز و دومی را در شرایطی مجاز میداند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش قصد عامل در قضاوت دربارهی اعمال او، و فراهم آوردن شواهد تجربی برای آموزهی مذکور انجام شد. 200 دانشجو دربارهی اخلاقی بودن یکی از دو موقعیت داوری کردند. در موقعیت نخست، کشتن یک نفر وسیلهی نجات جان پنج نفر است. در موقعیت دیگر، کشته شدن یک نفر پیامد جانبی نجات جان پنج نفر است. دادهها با شاخصهای آماری شامل فراوانی، میانگین، و تحلیل واریانس با استفاده از نرمافزار آماری SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد. تحلیل دادهها نشان داد پاسخ آزمودنیها بهطور چشمگیری در دو موقعیت متفاوت بود. در موقعیت نخست بیشتر شرکتکنندگان (3/62 درصد)، اقدام کشتن را غیراخلاقی دانستند اما در موقعیت دوم اکثر شرکتکنندگان (6/60 درصد)، اقدامی که به کشته شدن یک نفر میانجامد را اخلاقی قلمداد کردند. یافتههای پژوهش حاضر، نقش نیت را در قضاوت اخلاقی برجسته ساخت و شاهدی تجربی در حمایت از آموزهی اثر دوگانه فراهم آورد. این پژوهش نشان داد آنچه نظریهپردازان دربارهی نقش قصد در قضاوت اخلاقی بیان میکنند با شمّ اخلاقی افراد عادی مطابقت دارد.
لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
هر رشتهای به مناسبت رابطهای که بین بیمار و درمانگر برقرار میشود، مصادیق مختلفی برای اصول اخلاق پزشکی و تعهد حرفهای پدید میآورد. از آنجایی که مشاورهی روانشناسی و رواندرمانی در بسیاری از بیماریها جای خود را باز کرده و جزو درمانهای جاری قرار گرفته است، روانشناس را بهعنوان درمانگر موظف به رعایت اصول اخلاقی در مواجهه با بیمار میکند. اما روانشناس از حیث اینکه با روان و درون بیمار سر و کار دارد، معمولاً تا عمق زندگی بیماران پیش میرود و اطلاعات بسیار خصوصی از بیمار بدست میآورد که در اتخاذ روشهای درمانی لازم بوده و از طرفی جایگاه روانشناس را بهعنوان امین بیمار حساس میکند. ناباروری نیز بیماری خاصی است زیرا: 1) زوج نابارور علی الخصوص زن از طرف اجتماع دچار فشار عاطفی و روانی شدید است 2) ناباروری بیماری جسمی نیست و انتخاب و تلاش زوج برای داشتن فرزند است و جان کسی در خطر نیست؛ بنابراین، سودرسانی، عدم اضرار و عدالت معانی جدیدی پیدا میکنند. 3) تمایل به داشتن فرزند از طرف زوجین است و بنابراین بهجای یک بیمار یک زوج بیمار وجود دارد که هرچند در راه درمان ناباروری مشترک هستند، اما هر کدام مسائل کاملا خصوصی هم دارد که برای همسر نباید فاش شود. 4) مشاور روانشناس در برخورد با مسائل باروری و جنسی مجبور است بهخصوصیترین وجوه زندگی فرد وارد شود. بنابرین اخلاق جایگاه خاصی در مشاوره با زوجهای نابارور پیدا میکند که به بحث گذارده میشود، مانند: 1) اتونومی: دریافت درمان و رد درمان حق هر بیمار است به شرطی که اطلاعات کافی دربارهی بیماری، عوارض و درمان داشته باشد. این موضوع نیاز به گرفتن رضایت آگاهانه را مطرح میکند. اما چون فرایند فرزندآوری فرایندی وابسته به دو نفر است، مشاوره در مورد فرزندآوری و روال درمانی باید با هر دو انجام شده و تصمیمگیری آزادانه باید از طرف هر دو صورت پذیرد. 2) رازداری: رازداری در تمامی موارد باید در حد زوجین حفظ شود و نمیتوان رازداری فردی را رعایت کرد. توسعهی دامنهی رازداری از فرد به زوجین باید با رضایت طرفین صورت گیرد. 3) حقیقت گویی: در بسیاری از موارد است که نقص والدین در زندگی آیندهی فرزند دخالت میکند مانند معلولیتهای وسیع یا بیماریهای مزمن یا endstage، که در این موارد مشاور باید حقایق را بهطور تمام و کمال در اختیار زوجین قرار دهد. اطمینان نسبی از استحکام خانواده نیز اخلاقاً بر عهدهی مشاور روانشناس است. 4) روشهای اهدا و رحم جایگزین: که بار روانی بسیاری بر خانواده دارد و نیاز به مشاورهی روانشناسی در چندین جلسه داشته تا در قبول این فرزند بهعنوان فرزند واقعی خانواده اطمینان کافی بهوجود بیاید. 5) انتخاب جنسیت: مشاور روانشناس متعهد است که به زوجهای درخواستکننده تمام وجوه این عمل و عوارض آن را گوشزد کند و از لحاظ روانی ضرورت انجام آن را بررسی کند. مباحث دیگری مانند بررسی وضعیت روانی افراد و اجازهی انجام درمان نیز مطرح است.