6 نتیجه برای روح
سیده زهرا نعمتی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
قانون سقط درمانی سال 1384 بهصورت ماده واحده تصویب شد. در متن ماده واحده آمده است: « سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی مبنی بر بیماری جنین که بهعلت عقبافتادگی یا ناقصالخلقه بودن موجب حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توأم باشد قبل از ولوج روح (چهارماه) با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود.»
قید ولوج روح و ممنوعیت سقط درمانی پس از این زمان این سؤال را پدید میآورد که اگر جان مادر در خطر قرار گیرد و جنین سنی بیش از 120 روز داشته باشد آیا نمی توان مجوز سقط جنین صادر کرد؟ براساس گزارش سقط جنین که توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شده است هیچ کشوری وجود ندارد که در شرایط تهدید خطر جانی برای مادر، سقط را نپذیرد. در این مقاله ما لزوم قید ولوج روح را برای سقط درمانی، در شرایط خطر جانی برای مادر، به بحث گذاردهایم. بعد از چهارماهگی و حلول روح مطابق نظر همهی علما (آیات بهجت، صانعی، زنجانی، تبریزی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی و موسوی اردبیلی) بهجز آیت الله تبریزی و موسوی اردبیلی، به هیچ وجه اسقاط جنین جایز نیست.
حضرات آیات تبریزی و موسوی اردبیلی قائلند که در صورت خطر جانی برای مادر، اسقاط جنین حتی بعد از دمیده شدن روح نیز بلا اشکال است. همینطور آیت الله خامنهای سقط جنین پس از چهارماهگی را در صورت خطر مرگ هر دوی مادر و جنین و با امکان نجات مادر، جایز می دانند. علت این اختلاف نظر را میتوان از فحوای کلام امام خمینی استنباط کرد که فرمودند: بعد از دمیدن روح در جنین، حفظ جان یکی بر دیگری ارجحیتی ندارد و اگر علم به تلف شدن هر دو باشد و تنها امکان حفظ یکی از آنهاست، مورد باید با قرعه مشخص شود. در شرایط سقط درمانی که جان مادر در خطر است، نه امکان حفظ هر دو موجود است و نه انتخابی در کار است، چون حیات جنین، متوقف بر بقای مادر است و اگر جنین را انتخاب کنیم نمیتوانیم جانش را حفظ کنیم. بنابراین، هرچند ترجیحی بین زندگی مادر و جنین نباشد، تنها امکان حفظ زندگی مادر هست و در چنین شرایطی حفظ جان مادر بهتر از مرگ هردو است. اگر جنین در موقعیتی باشد که بتواند پس از مرگ مادر زنده بماند و به اصطلاح قابلیت زندگی را داشته باشد (Variable) نیز، ختم بارداری زندگی را به هر دو میبخشد و منعی ندارد. لذا بهنظر میرسد که مطرح کردن ولوج روح و چهارماهگی در فرض وجود خطر جانی برای مادر، لزومی ندارد و اکثر قریب به اتفاق مکاتب و مذاهب دنیا در چنین شرایطی سقط را میپذیرند بدون اینکه سن جنین مطرح باشد.
سید ضیاالدین تابعی، لیلا افشار، فرزاد محمودیان،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
اتخاذ بسیاری از تصمیمات در اخلاق پزشکی بهویژه در ملاحظات اخلاقی آغاز و پایان حیات به تعریف ما از انسان و جایگاه اخلاقی او بستگی دارد. برای شخص انگاشتن فردی از گونهی انسانی ملاکهای گوناگونی مطرح شده است، از جمله : زمان لقاح، لانهگزینی در رحم، تکامل سیستم حسی و عصبی، حرکت جنین در رحم مادر، تولد و آگاهی و خود آگاهی. بر همین اساس، زمان تبدیل موجود انسانی به شخص در دیدگاههای مختلف متفاوت است. در باور ادیان ابراهیمی انسان علاوه بر ابعاد جسمانی دارای جنبههای روحانی نیز است و با استناد به همین امر میتوان شأن اخلاقی او را تعریف کرد. در این دیدگاه شخصانگاری موجود انسانی همزمان با روحدار شدن او معنا مییابد. اما روح و نحوهی ولوج آن به بدن پدیدهای غیرمادی است. این سخن به معنای نفی تأثیر و ارتباط این پدیده یا تقارن آن با برخی آثار مادی و جسمانی در انسان نیست. پس، این احتمال وجود دارد که به جهت ارتباط تنگاتنگ روح با بدن، بتوان بروز تحولاتی در جسم را مشخص کرد که از طریق آنها بتوان زمان ولوج روح را حدس زد یا چنین ادعا کرد که برای روحدار شدن جنین رسیدن به حد خاصی از تکامل جسمانی لازم است. در این راستا امکان طرح این پرسش فراهم میآید که گرچه رویکرد فقه اسلامی به مسألهی ولوج روح و تعیین زمان حدود 120 روزگی جنین برای وقوع چنین امری، رویکردی عملگرایانه و با توجه به اهمیت حیات انسان در دین اسلام است، اما آیا میتوان پس از آنکه جنین از لحاظ فیزیکی کامل شد او را برای پذیرش روح آماده دانست و از آن زمان او را شخص انسانی بهحساب آورد و به تبع آن کلیهی آثار و تبعات اخلاقی مترتب بر شخص را بر او وارد دانست؟
فاطمه طرف،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
مهندسی ژنتیک سلول های نطفه ای، نوعی روش درمان و بهسازی ژن در گستره دانش مهندسی ژنتیک است که با هدف اصلاحات قابل توارث در نسل های متوالی به انجام میرسد. مطابق با مبانی علمی، رویان یکی از اصلی ترین سوژه های پژوهشی و عملیاتی این مهندسی محسوب می شود. بنابراین، نتایج حاصل از پژوهش های علمی این مهندسی در صورتی که سوژهی انسانی را در دستورکار خود قرار داده باشند، ارتباط تنگاتنگی با مبانی فقهی و حقوقی مرتبط با رویان انسان پیدا خواهند نمود. مقاله حاضر کوششی است برای ارائهی تحلیلی نو در خصوص شأن رویان انسان و نوع روابط والدین با آن که بهطور خاص بر فناوری مهندسی ژنتیک سلولهای نطفهای انسان متمرکز شده است. در این راستا کوشش شده است تا با اتکا بر ایدهای که رویان را فاقد روح انسانی میداند به طرحریزی تحلیلی نوین در خصوص ماهیت آن نائل آییم؛ تحلیلی که در بادی امر با چالشها و سؤالاتی روبهرو خواهد شد که در ورطهی رویارویی با آنها جز به مدد پالایش و تدقیق موفق نخواهد بود. در چارچوب پژوهش حاضر جنین پیش از دمیدهشدن روح، جزئی از اموال مشترک والدین خود تلقی شده است. بنابراین، هستهی مرکزی این مقاله به طرح ایدهی مملوکیت و مالیت رویان پرداخته و در نهایت به ترسیم حدود و ثغور آن اقدام شده است. در تحلیل مورد نظر نگارنده، مالیت داشتن نشانهی ارزش و منفعت ذاتی چیزی (در اینجا رویان) است و هرگز مستلزم رابطهی مستقیم بین ارزش آن چیز با قابلیت داد و ستد در بازار نخواهد بود. به علاوه بازخوانی و توجه کافی به مفاد قاعدهی تسلیط در خصوص حدود مالکیت والدین بر رویان گامی اساسی در تنقیح و دفاع از این دیدگاه جدید است که در این پژوهش به آن اشاره شده است. بر این اساس، تسلط مالک بر اموال خود که در قاعدهی تسلیط بیان و تشریح میشود، محملی برای انواع تصرفات و مداخلات سلیقهای و بیحد و حصر مالک در اموال خود نخواهد بود.
سید محمود طباطبایی،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
با گذشت بیش از نیم قرن از شروع نجات زندگی تعداد زیادی از بیماران با استفاده از اندامهای مبتلایان به مرگ مغزی بهوسیلهی انجام موفقیتآمیز اعمال جراحی متنوع و گاهی شگفتانگیز و همچنین نگارش کتابها، مقالهها و تشکیل جلسات و گردهماییهای محلی، منطقهای و بین المللی در ارتباط با این رویداد، هنوز بین اندیشمندان حوزههای مختلف همچون علوم پزشکی، دینی، اخلاقی و حقوقی دربارهی موارد متعددی از کلیات و جزییات نظری و عملی این موضوع، اتفاق رأی بهوجود نیامده است. اگرچه مسائلی از قبیل اقرار در وصیت نامه، اخذ رضایت در زمان حیات، جلب رضایت خانوادهی بیمار مبتلا به مرگ مغزی، نوع عضو مورد نیاز، رعایت موازین مذهبی، فرهنگی و عرفی و شان یا منزلت افراد و موارد متعدد دیگری در این حوزه مطرح شده و مورد بحث قرار گرفتهاند، اختلاف دیدگاه متخصصان و صاحبنظران بهویژه پزشکان و عالمان دین دربارهی تعیین زمان خروج روح از بدن و تعریفی از مرگ که متفق علیه باشد، مهمترین چالشی است که سایر جزییات را تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس، گروهی از پژوهشگران با مطرح کردن نیاز ضروری بیماران به استفاده از اندامهای اهدایی و عرف خاص گروهی از متخصصان پزشکی، سعی کردهاند که مرگ مغزی را همسان مرگ قطعی و بدن بدون روح معرفی کنند تا شاید چالشهای دینی، اخلاقی و حقوقی به حداقل ممکن کاهش بیابد و راه برای استفاده از اندامهای مبتلایان به مرگ مغزی هموارتر شود، اما برخی دیگر تلاش کردهاند تا به تعریف زمان مرگ قطعی و خروج روح از بدن بر اساس حقایق لغوی، شرعی و پزشکی و بدون توجه به اثبات یا نفی همسانی با مرگ مغزی و حکمی که بر مبنای آن تعریف مترتب خواهد شد، بپردازند و راهحل مشکلات نیازمندان به اندامهای پیوندی را از همزمان ساختن مرگ مغزی با خروج روح از بدن جدا کرده و صاحبنظران را به پیدا کردن راهحلهای دیگری ترغیب کنند. بهطور کلی، استفاده از اندامهای مبتلایان به مرگ مغزی برای نجات جان بیماران نیازمند، ضرورت اجتماعی غیر قابل انکاری است که بدون نیاز به تغییر بنیادین معانی لغوی و فقهی از راههای متعددی همچون مطرح کردن «اضطرار»، «حیات غیر مستقره» و بهطور کلی «مسائل مستحدثه» قابل حل است. در این مقاله با مراجعه به منابع لغوی، فقهی و پزشکی و بررسی پژوهشهای پیشین، به بازخوانی تعاریفی از مرگ، روح و زمان خروج آن از بدن که در ارتباط با مرگ مغزی کاربرد عینی دارند، پرداخته خواهد شد و علیرغم تأیید استفاده از اندامهای مبتلایان به مرگ مغزی برای نجات جان بیماران نیازمند، موضوع تغییر حقایق لغوی و شرعی برای تأمین مصالح و اهداف نوظهور مورد بحث قرار خواهد گرفت.
باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی، زینب پور ذهبی، سمانه تیرگر، فاطمه میرزایی ،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
از طرح موضوع سلامت معنوی (spiritual health) در مجامع علمی حدود پنج دهه میگذرد و با وجود مطالعات زیادی که تاکنون در این زمینه انجام شدهاست، همچنان اتفاقنظری روی تعریف و مؤلفههای آن وجود ندارد. این در حالی است که یکی از ویژگیهای بارز معارف اسلامی - با قدمتی چند صد ساله- پرداختن به سلامت معنوی میباشد. گرچه توجه به ابعاد مختلفی که امروزه در سلامت معنوی بیان میشود، میتواند ارزشمند بوده و اندکی فراتر از نگاه محدود مادی باشد، لکن پرداختن به سلامت معنوی از نگاه معارف اصیل اسلامی و سیرهی عالمان بزرگ، افقی جدید را در این حیطه باز خواهد نمود. در این راستا، این مقاله بهصورت یک مطالعهی کتابخانهای و با مرور برخی از کتب علامه حسنزاده آملی، تلاشی است برای ارائهی تعریفی ساده و کاربردی از سلامت معنوی و مؤلفههای آن از منظر ایشان. رهآورد این مطالعه، سلامت معنوی را همان سلامت نفس (مصطلح در متون فلسفه وعرفان اسلامی) میداند که عمدتاً رابطهی متقابلی با سلامت مراتبی از روح (روح بخاری) و نیز جسم سالم دارد. همچنین، سبک زندگی را بهعنوان عامل اصلی در سلامت این مراتب روح و در نتیجه سلامت معنوی مورد توجه قرار میدهد. بیان مصادیقی از سیرهی علمی و عملی علامه حسنزاده آملی، مؤلفههای تأثیرگذار بر سلامت معنوی را ملموستر نمودهاست
جنت مشایخی، زینب درخشان، علیرضا پارساپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
شأن اخلاقی انسان یا بهعبارت دیگر، کرامت انسانی او، از دیرباز در کانون بحث و گفتوگوی متفکران مختلف قرار داشته است. تقریباً، همهی نظریههایی که به این موضوع پرداختهاند، در اصل کرامتداشتن انسان و برتری جایگاه او نسبت به همهی موجودات هستی همنوا هستند؛ ولی در چرایی و ملاکهای این کرامت و برتری تفاوتهایی وجود دارد. تصمیمگیری در خصوص سرنوشت جنین، اعم از حفظ یا سقط او، در گرو تعیین تکلیف صاحبنظران دربارهی مبنا و ملاک کرامت و جایگاه انسانی و شأن اخلاقی جنین است. دو گروه نظریه به مبحث کرامت جنین پرداختهاند: نظریات سکولار و نظریات مبتنی بر ادیان و مکاتب. نظریات سکولار واجد جاذبههایی است که شهود انسانی تاحدی آن را میپذیرد؛ اما هیچیک خالی از نقد نیست و نقدهای وارد بر هر تئوری، همه در جای خود،تأملبرانگیزند؛ ازاینرو، این مقاله ضمن مرور برخی از نظرات سکولار و ادیان و مکاتب در زمینهی جایگاه جنین و پرداختن به نقد برخی از آنها، نظریهی غالب کرامت انسانی جنین را بر مبنای تفکر شیعی ارائه میدهد. پیداکردن ریشهی کرامت انسان با تکیه بر اندیشهی بشری و بدون بهرهگیری از منبع ماورای بشری و وحی، با چالشهای جدی روبهروست. جنین انسانی، به علت استعداد تبدیلشدن به انسان، از همان ابتدای وجود، دارای جایگاهی ارزشمند است که با افزایش سن جنینی، بر ارزش آن افزوده میشود؛ تاآنکه با ولوج روح از سوی خداوند، کرامت انسانی مییابد. بر مبنای برداشت از معارف دینی، این ارزشمندی به دلیل صفات انسانی نیست؛ بلکه به خاطر اعطای آن در مقطع ولوج روح از سوی خداوند است؛ گرچه حتی سلول تخم نیز، به دلیل بالقوگی تبدیلشدن به انسان، نهتنها نباید از میان برده شود، بلکه باید مراقبت و حفاظت گردد.