جستجو در مقالات منتشر شده


33 نتیجه برای زن

ناهید خداکرمی، شراره جان نثاری،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده

از حقوق زنان باردار و خانواده‌ی آنان است که از حق و حقوق خود آگاهی داشته باشند و با اطلاع کامل از مزایا و معایب هر روش درمانی در روند تصمیم‌گیری درمان و مراقبت خود نقش فعال داشته باشند.

مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی میزان آگاهی مادران باردار با منشور حقوق بیمار و زنان باردار و هم‌چنین مداخلات درمانی و مراقبتی طراحی و به اجرا در آمد.

در یک مطالعه‌ی مقطعی و آزمایشی 60 مادر 35-19 ساله که از زمان زایمان آن‌ها 1 تا 3 ماه گذشته بود و  جهت برخورداری از خدمات تنظیم خانواده یا بهداشت و سلامت کودک خود به  مراکز بهداشتی درمانی منتخب مراجعه نموده بودند مورد بررسی قرار گرفتند.

نتایج نشان داد که مادران در زمان خاتمه‌ی بارداری خود از نوع و چگونگی برنامه‌ی بهداشتی قبل و پس از اجرا آگاهی کافی نداشتند. گرچه کلیه‌ی شرکت‌کنندگان در این مطالعه و خانواده‌ی آنان رضایت خود را قبل از بستری اعلام نموده بودند، 83/6 درصد آنان اظهار نمودند اطلاعات کافی در حین اخذ رضایت در اختیار آنان قرار داده نشده است. 2/43 درصد زنان در زمان دریافت خدمات مراقبتی، سلامتی و بهداشتی حین و بعد از زایمان، احساس راحتی کامل داشتند. حدود 87 درصد زنان ابراز نمودند که هرگز در مورد مزایا و مضرات نوع زایمان اطلاعاتی دریافت نکرده بودند. 73 درصد زنان در طی بارداری 10 بار یا بیش‌تر سونوگرافی شده بودند و 93 درصد زنان بدون داشتن درد زایمان و در تاریخ تقریبی بستری شده بودند.

بسیاری از زنان باردار نه تنها مراقبت استاندارد و مناسب دریافت ننموده بودند، بلکه در مورد عوارض و مزایای مداخلات انجام شده (دارو، آزمایشات، سونوگرافی، اینداکشن، پروسه‌ی درمان و جراحی و. . . ) در طی بارداری و زایمان خود اطلاعات کافی  از تیم درمانی خود (پزشک، ماما، پرستار) دریافت نکرده  بودند.

به‌نظر می‌رسد که زنان باردار ایرانی از حقوق کامل خود در زمینه‌ی درمان و مراقبت‌های ضروری و استاندارد مطلع نبوده و در عملکرد تیم درمان نیز در اجرای پروتکل‌ها و مداخلات درمانی و مراقبتی منطبق با اصول اخلاقی و استاندارد فاصله‌ی معنی‌داری مشاهده می‌شود. مطالعات وسیع‌تر در  زمینه‌ی حقوق بهداشت باروری و اخلاق حرفه‌ای زنان و مامایی پیشنهاد می‌شود.


مریم عزیزی، پونه سالاری، سمیه ماهروزاده،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده

ابتلا به ویروس HIV یکی از مسائل مطرح در دنیای امروز است. تعداد زنان مبتلا به این ویروس در سراسر جهان در حال افزایش است. نکته‌ی قابل توجه این است که اکثریت این افراد از بیماری خود بی‌اطلاع بوده و در صورت باردار شدن، احتمال انتقال ویروس به فرزندان آنان وجود دارد. درحال حاضر در بعضی از کشورها غربالگری زنان باردار از نظر ابتلا به ویروس HIV اجباری گردیده است. در کشور ایران نیز پیشنهاداتی در مورد اجباری شدن یا داوطلبانه بودن چنین آزمایشی در زنان باردار ارائه شده است. در این مقاله با استفاده از رویکرد اخلاقی، به بحث در این زمینه پرداخته می‌شود.

در ابتدا با کلید واژه‌های مادر باردار، ایدز، مسائل اخلاقی و انتقال عمودی، جست‌وجو در سایت‌های مختلف نظیر
Google scholar, Medline, Web of Sciences, BMC, Salamatiran انجام شده و سپس اطلاعات جمع‌آوری شده، بازنگری و تحلیل شدند.

غربالگری روتین HIV  در دوره‌ی بارداری معمولاً به سختی می‌تواند با رضایت آگاهانه سازگار شود. منافع بالقوه‌ی کودکان متولد نشده و مادران آن‌ها باید با اصل اخلاقی احترام به استقلال افراد هماهنگ شود تا مادران بتوانند داوطلبانه و با آگاهی کامل تصمیم بگیرند. غربالگری HIV در تمام زنان باردار باید همراه با مشاوره، به‌صورت داوطلبانه و به‌عنوان یک استاندارد مراقبتی انجام شود؛ و مشاوره قبل از آزمایش باید با ارائه اطلاعات ضروری همراه باشد.


غلامرضا محمودی شن، فاطمه الحانی، فضل اله ‌احمدی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 2، شماره 4 - ( 7-1388 )
چکیده

اخلاق بخش تفکیک‌ناپذیر زندگی حرفه‌ای پرستاران است و به سبک زندگی آن‌ها معنی و جهت می‌دهد. پرستاران در تماس مداوم با مددجویان، همکاران و سیستم کار می‌باشند. پس، باید سایه‌ی اخلاق به‌طور مستمر بر رفتارهای آن‌ها گسترده باشد. بنابراین، مورد توجه قراردادن ابعاد اخلاقی در این حرفه ضرورت دارد، زیرا عدم ساختارمندی و بی‌توجهی به این بعد از سبک زندگی آن‌ها، آسیب‌های جبران ناپذیری را برخودشان، بیماران و سایر افراد مرتبط وارد می‌نماید. لذا مطالعه‌ی حاضر با هدف انتزاع ابعاد مختلف اخلاق در قلمرو سبک زندگی کاری پرستاران و براساس تجربه‌ی خود آنان طراحی گردید.

این مطالعه‌ی کیفی، از نوع تحلیل محتوا و با مشارکت 20 پرستار بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند و با تنوع سن، سابقه‌ی کار، نوع بخش، سمت و جنسیت انتخاب شدند و با مصاحبه‌ی عمیق و بدون ساختار جمع‌آوری اطلاعات گردید. شیوه‌ی تجزیه و تحلیل داده‌ها، تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی بود. مقبولیت و عینیت داده‌ها با تلفیق در جمع‌آوری داده‌ها، تنوع مشارکت‌کنندگان تحقیق، مرور و بازنگری مکرر داده‌ها، بازبینی مشارکت‌کنندگان تحقیق و دو نفر همکاران تحقیق به‌طور مکرر انجام شد. مشارکت‌کنندگان تحقیق20 نفر بودند که 15 نفر زن، 5 نفر مرد، اکثریت (9 نفر) در محدوده‌ی سنی 25تا 34 سال، دارای سه تا 29 سال سابقه‌ی کار و در مجموع اکثریت در بخش‌های متنوع بالینی کار کرده بودند. داده‌های تحقیق شامل، متن مصاحبه‌ها که به‌صورت واحد‌های معنی تقسیم، و سپس با فشرده سازی، خلاصه شدند؛ و با شیوه‌ی استقرایی طبقات فرعی استخراج، و نهایتاً طبقات اصلی یا تم‌های نهایی انتزاع شد. یافته‌های نهایی تحقیق شامل پنج تم (درونمایه) یعنی مسؤولیت‌پذیری، روابط عاطفی- روانی، معیارهای ارزشی - اخلاقی، تقابل کار- زندگی - تصمیم‌گیری و عدالت و انصاف بود، که هرکدام حاوی طبقات فرعی متعددی بودند.

اخلاق در سبک زندگی پرستاران منشأ بروز رفتارهایی می‌گردد که بیماران آسیب نبینند و سایه‌ی اخلاق بر تمام ابعاد کاری پرستاران گسترده است. اصول اخلاقی باید به‌گونه‌ای اعمال گردد که خود پرستاران نیز آسیب نبینند. و از آن‌جایی که تحقیقات کیفی قادر به استخراج مضامین پنهان اخلاقی می‌باشند؛ پیشنهاد می‌گردد تحقیقات با این رویکرد مبتنی بر نیازها و شرایط خاص، در حوزه‌های مختلف این حرفه، تداوم یابد.


سید محمد جواد مرتضوی، نسرین شکرپور،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده

 امروزه حتی در کشورهای صنعتی و پیشرفته ارتقای علمی اساتید زن با چالش‌های بسیاری مواجه است. در این ارتباط با وجود این‌که تعداد دانشجویان دختر در این کشورها هر ساله در حال پیشرفت بوده است، در طی دو دهه‌ی گذشته تنها تغییر بسیار اندکی در رتبه‌های علمی اساتید پزشکی زن آن‌ها صورت گرفته است. هم‌چنین موارد متعددی از تبعیض جنسیتی (sexual discrimination) و حتی آزارهای جنسی (sexual harassment) در استادان زن کشورهایی نظیر آمریکا گزارش شده است. بدین ترتیب، برخی محققان در این کشورها از وجود موانع جدی اما نامریی بر سر راه ارتقای علمی اساتید زن تحت عنوان سقف شیشه‌ای (Glass Ceiling) یا زمین چسبناک (Sticky Floor) یاد کرده‌اند. در این مطالعه با در نظر گرفتن این نکته که در ایران به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرصت‌های قابل توجهی برای ورود زنان به‌عنوان جمعیتی تأثیرگذار در تمامی عرصه‌های علمی فراهم گردیده است، برای اولین بار در کشور روند ارتقای علمی اساتید زن در دانشگاه علوم پزشکی شیراز به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های کشور بررسی گردیده است. در این راستا به تمامی عوامل تأثیرگذار به‌ویژه عوامل اجتماعی و اقتصادی توجه شده است. بدین منظور 100 نفر از اعضای هیأت علمی زن نسبت به تکمیل پرسشنامه‌هایی که قبلاً روایی و پایایی آن‌ها تأیید شده بود، اقدام نمودند. به‌علاوه، اطلاعات دقیق مربوط به ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی تمامی 627 نفر عضو هیأت علمی (شامل 220 زن و 407 مرد) شاغل در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در ابتدای نیمسال دوم سال تحصیلی 88- 1387 جمع‌آوری گردید. نتایج حاصله نشان دهنده‌ی کوتاه بودن چشمگیر مدت زمان توقف برای ارتقا به مرتبه‌ی علمی بالاتر در اعضای هیأت علمی زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. هم‌چنین میانگین زمان توقف در مرتبه‌ی استادیاری و دانشیاری برای اعضای هیأت علمی زن کوتاه‌تر از همتایان مرد آن‌ها بود (P<0.01). با توجه به یافته‌های این مطالعه و گزارش‌های رسمی منتشره در ایالات متحده، درصد بزرگ‌تر از این نسبت در دانشکده‌های پزشکی ایالات متحده‌ی آمریکاست. به همین ترتیب، سهم زنان در مدیریت گروه‌های آموزشی و هم‌چنین تصدی معاونت دانشکده‌های مختلف در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بسیار بزرگ‌تر از سهم زنان در دانشکده‌های پزشکی آمریکا می‌باشد. یافته‌های این مطالعه به خوبی بهتر بودن وضعیت ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی استادان زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز را در مقایسه با همتایان مرد آن‌ها و حتی نسبت به همتایان زن آن‌ها در برخی از دانشگاه‌های کشورهای توسعه یافته‌ی غربی که وجود نوعی سقف شیشه‌ای در آن‌ها برای ارتقای اعضای هیأت علمی زن گزارش شده است، نشان می‌دهد.


هدی احمری طهران، عصمت جعفربگلو، نازنین ضیاء شیخ الاسلامی، زهرا عابدینی، اعظم حیدرپور،
دوره 4، شماره 1 - ( 9-1389 )
چکیده

یکی از روش‌های انتخابی برای زنانی که به‌دلیل مشکلات پزشکی، به‌خصوص نداشتن رحم، قادر به باروری نیستند استفاده از رحم جایگزین است. با توجه به بحث برانگیز بودن این روش و لزوم بررسی جنبه‌‌های مختلف اخلاقی و حقوقی آن، هدف این مطالعه بررسی نگرش زنان نابارور مراجعه‌کننده به مرکز ناباروری حضرت معصومه (س) قم نسبت به رحم جایگزین بوده است.
 این مطالعه‌ی توصیفی - مقطعی با استفاده از روش نمونه‌گیری آسان بر روی 300 زن نابارور انجام شد. اطلاعات توسط پرسشنامه‌ای2 قسمتی که حاوی مشخصات فردی وعبارات نگرشی بود جمع آوری و با کمک آزمون‌‌های توصیفی و تحلیلی در سطح معنی‌داری 05/0> P آنالیز شد.
نتایج نشان داد 3/61 درصد زنان نابارور نسبت به رحم جایگزین، دارای نگرش مثبت و 7/38 درصد دارای نگرش منفی هستند. هم‌چنین بیش‌ترین اولویت عبارات نگرشی «ترس از ایجاد رابطه‌ی عاطفی بین مادر جانشین و نوزاد و نیز مشکلات هنگام تحویل نوزاد از مادر جانشین به زوج متقاضی» بود. بین نوع نگرش مثبت با سن، میزان تحصیلات زن، میزان تحصیلات مرد، تعداد سال‌‌‌های نازایی و میزان درآمد سرپرست خانواده ارتباط آماری معنی‌داری با همبستگی مستقیم مشخص شد (05/0> P).
با توجه به نگرش مثبت اکثریت افراد مورد مطالعه نسبت به رحم جایگزین و از آن‌جا که آگاهی از باورها و تمایلات خانواده‌ها برای قانونمندکردن رحم جایگزین و حفظ حقوق آنان اهمیت بسیاری دارد، لذا، پژوهش‌‌‌های جامع‌تری در این زمینه و هم‌چنین در بین گروه‌‌‌های مختلف جامعه توصیه می شود.


مونا عودی، رضا عمانی سامانی، مصطفی مظفری، سید طه مرقاتی، مهناز کرباسی‌زاده،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده

درمان‌های ضد ویروسی جدید به‌طور چشم‌گیری سبب بهبود پیش آگهی بیماران آلوده به ویروس نقص ایمنی انسان و به‌دنبال آن افزایش قابل توجه امید و کیفیت زندگی در آن‌ها شده است. استفاده از روش‌های کمک باروری، امکان داشتن فرزند سالم را برای بسیاری از زوج‌های HIV مثبت فراهم کرده است. با این حال، بیش‌تر مراکز درمان ناباروری این زوجین را نمی‌پذیرند که این مسأله انزوای ایشان از زندگی اجتماعی را در پی دارد.
مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانه‌ای است. نتایج از سه دیدگاه زوج مبتلا، فرزند آینده و کادر درمان بررسی شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی و هم‌چنین مقالات، دستورالعمل‌ها و مطالب  موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفت.
باروری حق طبیعی هر فرد است. اگر با روش‌های باروری آزمایشگاهی، در صورت عدم سرایت HIV به غیر و به‌خصوص فرزند، امکان بچه‌دار شدن وجود دارد، نباید مراکز از انجام این کار خودداری کنند. لذا، عدم پذیرش این زوج‌ها توسط مراکز درمانی ناباروری برخلاف اخلاق پزشکی بوده و در راستای قوانین جاری مملکت نیست. پذیرش بیمارانی هم‌چون مبتلایان به هپاتیت C، سرطان‌های پیشرفته، بیماری‌های روانی و . . . بیش‌تر مؤید تبعیض و غیر اخلاقی بودن عدم پذیرش این افراد است. نام HIV در ایران همراه با انگ نابهنجاری بوده و به‌نظر می‌رسد که فرزند خانواده‌ی مبتلا از نظر اجتماعی در حالت ایده‌ال نیست. تلاش‌های اجتماعی در جهت برداشتن این انگ به همراه حمایت از همه‌ی بیماران مزمن توسط جامعه قدمی است که باید برداشته شود.
مدرک مستدلی برای عدم پذیرش زوج‌های مبتلا به HIV وجود ندارد و به‌نظر می‌رسد عدم پذیرش افرادی که با روش‌های جدید امکان داشتن فرزند سالم دارند، غیر اخلاقی و ناقض حقوق طبیعی افراد است.


محسن بهرامی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده

در این مقاله، به بیان معانی متمایز «تعارض اخلاقی» (moral conflict) و «دوراهه‌ی اخلاقی» ((moral dilemma در دو سطح تشخیص و عمل به تکالیف اخلاقی توجه شده و به برخی موارد کاربرد تعارض در روان‌شناسی (تعارض انگیزه‌ها و اهداف) و جامعه‌شناسی (تعارض نقش‌ها و هنجار‌ها) اشاره شده است. هم‌چنین، مفاهیم و قیود به‌کار رفته در دو راهه‌ی اخلاقی، به‌ویژه مفهوم «باید» و مفهوم «خلاف گریزناپذیر» مورد تحلیل منطقی قرار گرفته است. اگر در تعریف تعارض اخلاقی، مفهوم «باید» به «موجه بودن» و تکالیف به دلایل و ارزش‌های سنجش‌پذیر و قابل قیاس تحویل شوند، بسیاری از تعارضات ظاهری قابل حل می‌شود و تنها در صورتی که ارزش‌های مندرج در تکالیف را سنجش‌ناپذیر و غیرقابل قیاس بدانیم تخلف اخلاقی گریز‌ناپذیر خواهد بود. در این تحقیق روشن می‌شود که چرا و چگونه حامیان امکان تحقق تعارض اخلاقی، تحت تأثیر استدلال‌های منطق تکلیف و انتقاد‌های منکرین واقعی بودن آن، به منظور تأمین ویژگی‌های لازم برای یک تعارض واقعی، به‌ویژه قید خلاف گریز ناپذیر، تعاریف متنوعی از تعارض اخلاقی ارائه نموده‌اند: تعریف طبیعی تعارض اخلاقی نشانگر وضعیتی است که در آن عامل خود را در برابر دو تکلیف اخلاقی می‌بیند در حالی‌که نمی‌تواند یکی را به‌خوبی دیگری انجام دهد؛ در تعریف فصلی، عامل مکلف به انجام یکی از دو کار است. در تعریف دو وجهی (مرکب از باید‌ها و نباید‌ها) عامل از جهتی باید کاری را انجام دهد و از جهت دیگر نباید همان کار را انجام دهد و در تعریف ناظر به منع، عامل نباید مرتکب هیچ‌ یک از دو کار شود در حالی‌ که گریزی از انجام یکی ندارد.
طاهره مقدس، مریم مؤمنی، مژگان بقایی، شهرام احمدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده

پرستاران نقش مهمی در مراقبت از بیماران رو به مرگ دارند. پرستاران به‌خاطر ماهیت شغلی خود بیش از سایر افراد با بیماران رو به مرگ و تقاضای آنان برای انجام اتانازی مواجه می‌شوند؛ با این وجود، مطالب کمی در مورد نگرش پرستاران در مورد اتانازی شناخته شده است. هدف از مطالعه‌ی حاضر تعیین نگرش پرستاران بخش‌های ویژه در مورد اتانازی است در این مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی 91 پرستار شاغل در بخش مراقبت‌های ویژه واقع در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در مطالعه شرکت کردند. نگرش پرستاران در مورد اتانازی به‌وسیله‌ی Euthanasia Attitude Scale ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری (T-test) و ANOVA و مدل‌های تعمیم‌یافته‌ی خطی به‌وسیله‌ی نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 16 تجزیه و تحلیل شدند.اکثر پرستاران (5/83 درصد) نسبت به اتانازی نگرش منفی داشتند و با آن موافق نبودند. در تجزیه و تحلیل تک‌متغیری، هیچ ارتباط آماری معنی‌داری بین عوامل فردی و نگرش پرستاران یافت نشد. در حالی‌که در تجزیه و تحلیل رگرسیونی سن (029/0 P<) و وضعیت استخدام (004/0 P <) به‌طور معنی‌داری با نگرش پرستاران در مورد اتانازی مرتبط بودند. نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان داد که اکثر پرستاران اتانازی را تحت هیچ شرایطی قابل قبول نمی‌دانند. با وجود مشاهده‌ی ارتباط معنی‌دار مستقیم آماری بین نگرش پرستاران با سن کم‌تر نمونه‌ها و وضعیت استخدام رسمی آنان، نتیجه‌گیری دقیق‌تر نیازمند بررسی سایر متغیر‌های مداخله‌گر نظیر آگاهی و عملکرد و نقش پرستاران خواهد بود.
محمد اسلامی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

تشکیل خانواده یکی از ارزشمندترین و مهم‌ترین پیمان‌ها در جمهوری اسلامی ایران است. پرداختن به همه‌ی ابعاد سلامت خانواده یکی از راه‌هایی است که به تحکیم بنیان خانواده منجر خواهد شد. ارتباط زناشویی یکی از اهداف تشکیل خانواده است که به‌ویژه در آغاز زندگی مشترک از اهمیت بیش‌تری برخوردار است و نیز نقش مهمی در دستیابی زوجین و خانواده‌ها به ابعاد مختلف سلامت خواهد داشت. در همین راستا آموزش مسائل زناشویی به زوجین پیش از تشریفات رسمی ازدواج می‌تواند نقش مؤثری در برخورداری زوجین از سلامت زناشویی و برقراری ارتباط جنسی صحیح داشته باشد.

سالانه حدود 000/900 ازدواج در کشور رخ می‌دهد که این عدد در سال‌های گذشته همواره سیر فزاینده‌ای را به خود اختصاص داده است. آموزش‌های هنگام ازدواج از سال 1372 در جمهوری اسلامی ایران آغاز شده است و براساس آخرین اطلاعات رسمی بیش از 92 درصد از زوجین از این آموزش ها برخوردار می‌شوند. از سال 1386 برنامه‌ریزی برای تغییر محتوای آموزش‌های هنگام ازدواج در کشور آغاز شد. تغییر و تدوین محتوا در سال 1388 نهایی شد و از همان سال آموزش مربیان ارائه‌دهنده‌ی خدمت آغاز شد. در پایان سال 1389 کارگاه‌های آموزشی مربیان سراسر کشور در برنامه‌های هنگام ازدواج خاتمه یافته است. با توجه به مسائل پیشگفت، آموزش مسائل زناشویی در قالب مجموعه آموزش‌های هنگام ازدواج از آغاز سال 1390 وارد برنامه‌ی کشوری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شده است.

ارائه‌ی خدمات مرتبط با مسائل زناشویی پس از ازدواج نیز از اولویت‌های برنامه‌های در دست اجرای وزارت بهداشت است. با توجه به نهایی شدن محتواهای آموزشی، ارائه‌ی خدمات مرتبط با مشکلات زناشویی برای زوجین به‌صورت آزمایشی در سال آینده در کشور آغاز می‌شود و پس از طی مرحله‌ی آزمایشی و قواعد مرتبط با آن به کل کشور گسترش خواهد یافت. هدایت زوجینی که با مشکل مواجه شده‌اند به مناسب‌ترین محل دریافت خدمت و بهره‌مندی از خدمت مناسب در چارچوب سیستم ارجاع و شبکه‌ی ارائه‌ی خدمت یکی از مهم‌ترین اهداف این برنامه برای ارائه‌ی خدمت مناسب در چارچوب موازین دینی، فرهنگی و اجتماعی کشور می‌باشد.


فریبا اصغری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

صد سال پیش شکل‌گیری ایده‌ی یوژنیک موجب رواج عقیم‌سازی گروه‌های آسیب‌پذیر شد و به‌دنبال اقبال به رعایت حق اتونومی افراد و حفاظت از حقوق گروه‌های آسیب‌پذیر به‌خصوص عقب ماندگان ذهنی، عقیم‌سازی این دسته افراد عملی مذموم شمرده شد.
امروزه مطالعات، درخواست نگرانی بخش قابل توجهی از والدین کودکان دچار عقب‌ماندگی ذهنی از بارداری آن‌ها و درخواست برای عقیم‌سازی آن‌ها به شیوه‌ی قطعی را نشان می‌دهند. در تصمیمات درمانی برای افراد دچار عقب‌ماندگی ذهنی با توجه به آن‌که خود فرد ظرفیت لازم برای تصمیم‌گیری را ندارد، والدین او موظف به تصمیم‌گیری بر اساس بهترین مصالح سلامت وی هستند اما نکته‌ی مهم این است که بررسی شود که آیا آن‌ها در درخواست عقیم‌سازی منافع فرزندشان را درنظر دارند یا راحت‌تر شدن نگه‌داری و مراقبت از آن‌ها توسط خودشان دلیل درخواست آن‌هاست. در شرایطی که فرد دچار عقب‌ماندگی ذهنی ظرفیت تصمیم‌گیری برای باروری ندارد، نمی‌تواند رضایت معتبری برای ازدواج بدهد و نمی‌تواند از عهده‌ی مراقبت‌های بارداری و بزرگ کردن کودک برآید. می‌توان علاوه بر مراقبت‌هایی که باید برای پیشگیری از سوء استفاده‌ی جنسی برای آن‌ها اعمال می‌شود عقیم‌سازی آن‌ها به‌عنوان انتخابی برای مراقبت از صدماتی که بارداری ناخواسته برای آن‌ها ممکن است ایجاد کند محسوب شود. هرچند در حال حاضر ضوابط عقیم‌سازی دائمی اجازه‌ی آن را تحت شرایطی برای افراد ازدواج کرده مشخص کرده است اما اگر عقیم‌سازی در جهت بهترین منافع فرد با ناتوانی ذهنی است باید امکان این شیوه از تأمین منافع سلامتی آن‌ها برایشان فراهم باشد. تدوین ضوابطی برای حصول اطمینان از این‌که درخواست والدین در جهت بهترین منافع فرزند است و اطمینان از این‌که شیوه‌ی کم خطرتر دیگری نمی‌تواند او را از خطر بارداری محافظت کند ضروری به‌نظر می‌رسد. هرچند این اقدام می‌تواند برای والدین فرصتی ایجاد کند تا به‌جای علاج واقعه پس از وقوع حاملگی‌های ناخواسته در فرزندشان این گزینه را برای حفاظت از فرزندشان پیش رو داشته باشند اما به هیچ روی نباید به‌عنوان اولین گزینه برای حمایت و حفاظت از آن‌ها درنظر گرفته شود و بررسی موارد درخواست در کمیته‌ی اخلاق بالینی آشنا با موضوع می‌تواند از سوءاستفاده‌های احتمالی از این اقدام جلوگیری کند.


علیرضا باقری چیمه،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

تلاشی که در زمینه‌ی پیوند اعضا در کشور از دو دهه‌ی گذشته صورت گرفته است بدون شک فواید بسیاری را برای کشور و بیماران نیازمند داشته است. مدل فعلی پیوند اعضا از دهندگان زنده‌ی غیرفامیل اگرچه توانسته است به‌خوبی مانع از شکل‌گیری قاچاق اعضای پیوندی شود، لیکن با توجه به این‌که در روند اهدا‌ی عضو فرد دهنده و گیرنده‌ی عضو یکدیگر را ‌خواهندشناخت، امکان انجام معامله بین آن‌ها وجود خواهد داشت. بنابراین، در واقع دهنده‌ی عضو، عضو پیوندی را اهدا نمی‌کند بلکه آن را به فرد نیازمند می‌فروشد. ارزیابی مجدد قوانین در این زمینه و تدوین راهکارهای مناسب می‌تواند در ارتقای سیستم پیوند اعضا بسیار راهگشا باشد. لذا به‌منظور جلوگیری از خرید و فروش اعضای بدن انسان که غیراخلاقی و غیرقانونی است، پیشنهاد می‌شود که روند پیوند اعضا بدین شکل اصلاح شود که براساس آن افراد داوطلب اهدای عضو بتوانند عضو خود را به‌طور ناشناس اهدا کنند و سپس عضو اهدایی به گیرنده‌ی نیازمند پیوند زده شود بدون آن‌که گیرنده‌ی عضو نیز از مشخصات فرد اهداکننده مطلع شود. در این مقاله ضمن تشریح روند پیوند اعضا از منابع جسد و مرگ مغزی، پیوند اعضا از دهنده‌ی زنده‌ی غیرفامیل در کشور مورد نقد و بررسی قرار گرفته و در پایان پیشنهاداتی به منظور اصلاح روند مذکور ارائه می‌شود.
هادی صادقی، مهدی نصرتیان اهور،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

هر چند برای مرگ در لغت معانی مختلفی ذکر کرده‌اند، به‌نظر می‌رسد مناسب‌ترین معنا برای آن، رفتن قوه از هر چیز زنده است. در اصطلاح فقها نیز مرگ به معنی جدا شدن روح از بدن به‌طور دائم است. برای این معنا در آیات و روایات شواهد و قرائنی نیز وجود دارد. برای مرگ انسان در فقه و اخلاق اسلامی احکام متعددی وجود دارد. به همین دلیل شناخت موضوع، حقیقت و ملاک مرگ و زندگی برای فقیه ضروری است. درباره‌ی ملاک مرگ و زندگی از منظر فقهی و اخلاقی دو نظریه‌ی عمده وجود دارد. برخی معتقدند مرگ آدمی به مردن قلب اوست. برخی دیگر معتقدند انسان با مرگ مغزش می‌میرد. هر یک از دو نظر برای خود استدلال‌هایی دارند که لازم است از منظر فقهی و اخلاقی به آن پرداخته شود. پیروان دیدگاه مرگ قلب به ادله‌ای هم‌چون مرجعیت عرف عام در تشخیص مفاهیم، وجوب حفظ نفس محترم، اصاله الاحتیاط در امر نفوس و استصحاب استدلال کرده‌اند که در این مقاله این دلایل به نقد کشیده شده است. طرفداران مرگ مغزی نیز به ادله‌ای هم‌چون تپش قلب قبل از حلول روح به بدن، امکان تعویض قلب و عدم امکان تعویض مغز، مشابهت مرگ و خواب و نشانه‌های مرگ استدلال کرده‌اند که از میان آن‌ها دلیل امکان تعویض قلب و عدم امکان تعویض مغز و دلیل نشانه‌های مرگ پذیرفته شد.
علی اکبر امین بیدختی، ابراهیم مردانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

عدالت سازمانی، به‌دلیل تأثیرات مهم بر نگرش و رفتارهای کارکنان دارای اهمیت ویژه‌ای است. از طرفی، کیفیت زندگی کاری بالا به‌عنوان پیش‌نیاز اساسی توانمندسازی منابع انسانی مورد نیاز در سیستم‌های مراقبت بهداشتی شناخته شده است. هدف این مطالعه تعیین ارتباط عدالت سازمانی درک‌شده با کیفیت زندگی کاری کارکنان بیمارستان بود. در این مطالعه توصیفی و همبستگی، نمونه شامل 268 نفر از کارکنان یک بیمارستان دولتی در شهر اهواز بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های مشخصات جمعیت‌شناختی، عدالت سازمانی Niehoff و Moorman و کیفیت زندگی کاری گردآوری شدند. سپس با بهره‌گیری از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل گردیدند. کیفیت زندگی کاری کارکنان به ترتیب در 2/64 درصد (172 نفر) در سطح متوسط، 16 درصد (43 نفر) در سطح نسبتاً مطلوب، 13 درصد (35 نفر) در سطح نامطلوب و 8/6 درصد (18 نفر) در سطح مطلوب قرار داشت. دیگر یافته‌ها نشان داد بین ادراک عدالت سازمانی در حیطه‌های توزیعی و رویه‌ای با کیفیت زندگی کاری ارتباط مثبت و معنی‌دار وجود دارد. از آن‌جا که بین عدالت سازمانی درک‌شده با کیفیت زندگی کاری ارتباط معنی‌دار وجود داشته است، مدیران بیمارستان‌ها باید به مفهوم عدالت سازمانی که کیفیت زندگی کاری را افزایش می‌دهد، توجه نمایند.
باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی، زینب پور ذهبی، سمانه تیرگر، فاطمه میرزایی ،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

از طرح موضوع سلامت معنوی (spiritual health) در مجامع علمی حدود پنج دهه می‌گذرد و با وجود مطالعات زیادی که تاکنون در این زمینه انجام شدهاست، هم‌چنان اتفاق‌نظری روی تعریف و مؤلفههای آن وجود ندارد. این در حالی است که یکی از ویژگیهای بارز معارف اسلامی - با قدمتی چند صد ساله- پرداختن به سلامت معنوی می‌باشد. گرچه توجه به ابعاد مختلفی که امروزه در سلامت معنوی بیان می‌شود، می‌تواند ارزشمند بوده و اندکی فراتر از نگاه محدود مادی باشد، لکن پرداختن به سلامت معنوی از نگاه معارف اصیل اسلامی و سیره‌ی عالمان بزرگ، افقی جدید را در این حیطه باز خواهد نمود. در این راستا، این مقاله به‌صورت یک مطالعه‌ی کتابخانه‌ای و با مرور برخی از کتب علامه حسنزاده آملی، تلاشی است برای ارائهی تعریفی ساده و کاربردی از سلامت معنوی و مؤلفههای آن از منظر ایشان. رهآورد این مطالعه، سلامت معنوی را همان سلامت نفس (مصطلح در متون فلسفه وعرفان اسلامی) میداند که عمدتاً رابطهی متقابلی با سلامت مراتبی از روح (روح بخاری) و نیز جسم سالم دارد. هم‌چنین، سبک زندگی را به‌عنوان عامل اصلی در سلامت این مراتب روح و در نتیجه سلامت معنوی مورد توجه قرار میدهد. بیان مصادیقی از سیره‌ی علمی و عملی علامه حسنزاده آملی، مؤلفههای تأثیرگذار بر سلامت معنوی را ملموستر نمودهاست
فرهاد خرمائی، فرشته زارعی، منصوره مهدی‌یار، اعظم فرمانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

صبر فضیلتی اخلاقی است و به استقامت، شکیبایی، خویشتن‌داری، رضایت و متعالی شدن فرد در موقعیت‌هایی اشاره دارد که برای او دشوار و ناخوشایند است. صبر مقوله‌ای است که در حوزه‌ی اخلاق پزشکی قابل بحث است و به‌عنوان یک فضیلت اخلاقی با متغیرهای فراوانی در این حوزه در ارتباط قرار می‌گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش صبر و مؤلفه‌های آن (متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ) به‌عنوان فضایل اخلاقی در پیش‌بینی امید در دانشجویان بود. جامعه‌ی پژوهش حاضر کلیه‌ی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند. از میان این افراد، تعداد 390 نفر به‌روش نمونه‌گیری خوشه‌ای به‌عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و با تکمیل مقیاس صبر و پرسش‌نامه‌ی امید به زندگی در این پژوهش شرکت کردند. براساس نتایج آزمون Pearson correlation ، صبر و مؤلفه‌های آن با نمره‌ی کل امید به زندگی و هر دو مؤلفه‌ی آن (تفکر راهبردی و تفکر عاملی) همبستگی مثبت معنی‌دار نشان داد (01/0P<). هم‌چنین، صبر، نمره‌ی کل امید به زندگی (001/0P< ؛ 58/0β= )، و مؤلفه‌های تفکر راهبردی (001/0P< ؛ 52/0β= ) و تفکر عاملی (001/0P< ؛ 52/0β= ) را پیش‌بینی نمود. مؤلفه‌های متعالی شدن، استقامت و رضایت صبر نیز از عوامل مهم پیش‌بینی‌کننده‌ی امید و مؤلفه‌های آن بودند. به‌طور کلی می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که با تقویت صبر که یکی از مهم ترین و ارزشمندترین فضایل اخلاقی است، می‌توان امید در افراد را به‌منظور دستیابی به هدف و در نتیجه موفقیت بیش‌تر در زندگی افزایش داد. بنابراین، به روان‌شناسان، مشاوران و متخصصان در حوزه‌های سلامت و اخلاق پزشکی توصیه می‌شود که به‌منظور کاهش ناامیدی و تقویت امید در مراجعان و بیماران، از راهبردهای آموزشی صبر استفاده کنند.
حمید حاجیان پور، زینب کریمی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده

زن به‌عنوان شخصیتی که مظهر محبت است و در ذات خویش مراقبت را به‌صورت فطری دارا است، در جنگ‌­های عصر پیامبر (ص) زن وارد یکی از سخت‌ترین و شاید بتوان گفت مردانه­ترین عرصه­های اجتماع، یعنی میادین نبرد، شد. حضور زنان در جنگ‌‌های عصر پیامبر (ص) با اجازه‌ی حضرت پیامبر (ص) بود و بدین‌صورت که ایشان گروه­هایی از زنان را در جنگ‌ها برای مراقبت‌های پزشکی و امدادی با خویش همراه می­کردند. اهمیت مسأله در شناخت هر چه بیش‌تر نقش بانوان مسلمان در زمینه­های اجتماعی مانند میدان‌های جنگ است. پژوهش حاضر درصدد دست‌یابی به این اهداف است: نقش و عملکرد پزشکی و درمانی زنان در جنگ‌های عصر پیامبر (ص)، و تشریح فعالیت‌های درمانی زنان در جنگ‌های حضرت محمد (ص) و معرفی زنان فعال این حوزه.

مطالعه‌ی حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی از طریق گردآوری فیش­های تحقیقاتی از منابع کتابخانه­ای انجام ‌شده است. در زمینه‌ی یافته‌های این تحقیق می‌توان گفت: زنان در جنگ‌های صدر اسلام حضور چشم‌گیر داشته‌اند. این امر با اجازه‌ی رسول‌الله (ص) بوده است و شواهد و قراین آن در تاریخ موجود است. حضور زنان به سبب کمبود نیروی مردانه برای نبرد نبوده است، بلکه به جهت قابلیت‌های آنان درانجام امور پزشکی و درمانی بوده است و در این زمینه نیز عملکردی موفق داشته‌اند.


نادر اعیادی، شهریار درگاهی، حسین قمری گیوی، مسلم عباسی،
دوره 9، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده

پرستاری از جمله مشاغلی است که استرس شغلی در آن رایج است. استرس شغلی، بسیاری از عوامل هم‌چون عوامل جسمانی، روان­شناختی، اجتماعی و خانوادگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نقش مهم پرستاران در جامعه، شناسایی عوامل تأثیر­گذار بر زندگی، کار و زناشویی پرستاران و نیز انجام اقدامات پیش­گیرانه را ضروری می­سازد. لذا هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش استرس شغلی در بهزیستی ذهنی، استرس زناشویی و همدلی پرستاران است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه­ی این پژوهش شامل 120 نفر از پرستاران شهر اردبیل در سال 94-93 هستند که از بیمارستان­های اردبیل به شیوه‌ی نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه­ی استرس شغلی (Gray-Toft P و Anderson)، پرسشنامه‌ی بهزیستی ذهنی (مولوی و همکاران)، مقیاس استرس زناشویی استهلکم تهران (STMSS) و مقیاس همدلی La-Monica استفاده شد. هم‌چنین، جهت تحلیل داده­های این پژوهش از ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده­های پژوهش حاضر از نسخه‌ی 18 نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی Pearson نشان داد که بین استرس شغلی پرستاری با بهزیستی ذهنی و همدلی پرستاران همبستگی منفی و بین استرس شغلی پرستاری با استرس زناشویی نیز همبستگی مثبت و معنی‌داری وجود دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، استرس شغلی پرستاری می‌تواند 25 درصد از تغییرات بهزیستی ذهنی، 29 درصد از استرس زناشویی و 27 درصد از تغییرات همدلی را در پرستاران تبیین کند. پرستاران به دلیل ماهیت استرس­زای شغل­شان، از لحاظ جسمی-روانی و زندگی شخصی، تحت تأثیر استرس‌‌های ناشی از محیط کار قرار می‌گیرند که با کاهش سلامت روانی و روابط همدلانه و افزایش مشکلات زناشویی در آن‌ها همراه است.


سمیه رستمی، روانبخش اسماعیلی، هدایت جعفری، جمشید یزدانی چراتی، سیدافشین شروفی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

مراقبتهای درمانی با اثرات درمانی، اما بدون فایده برای بیمار، «مراقبت بیهوده» نامیده می‌شود. با توجه به اهمیت درک اعضای تیم درمان از مفهوم مراقبت بیهوده و همچنین تأثیر حاصل از این درک، بر کیفیت مراقبت‌های پرستاری و سلامت جسمی و روانی تیم درمان، این تحقیق با هدف بررسی درک پرستاران از مراقبت بیهوده در بخش‌های مراقبت ویژه انجام گرفته است. مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه‌ی تحلیلی از نوع همبستگی است. ۱۸۱ نفر از پرستاران شاغل در بخش‌های ICU مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران به‌صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار بررسی، پرسش‌نامه‌ای دو قسمتی شامل فرم مشخصات دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی درک از مراقبت بیهوده بود. همچنین داده‌ها با نرم‌افزار آماری SPSS نسخه‌ی ۱۹ و آزمون‌های آماری توصیفی و شاخص‌های مرکزی و پراکندگی، بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. برای بررسی رابطه‌ی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی و تی تست و آنالیز واریانس استفاده شد. یافته‌ها نشان داد اکثر پرستاران (۷/۶۵ درصد) درک متوسطی از مراقبت بیهوده داشتند. از میان متغیرهای دموگرافیک تنها بین میانگین ساعت کار در هفته، با درک از مراقبت بیهوده ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (0/05>p). با توجه به سطح متوسط درک پرستاران از مراقبت بیهوده، لازم است مداخلات مناسبی برای به حداقل رساندن تناوب مواجهه با مراقبت بیهوده و تنش حاصل از آن صورت گیرد. آموزش مکانیسم‌های سازگاری و افزایش شناخت پرستاران از موقعیت‌های منتج به مراقبت بیهوده، کاملاً ضروری به نظر می‌رسد.
حسین محمودیان، حمیده برزگر،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

بیماران حق دارند درباره‌ی مراقبت پزشکی خود تصمیم بگیرند؛ بنابراین باید تمامی اطلاعات مرتبط با تصمیم‌گیری در اختیارشان قرار گیرد. رضایت آگاهانه مبنای رابطه‌ی درمانی بیمار و جراح است و باعث برقراری اعتماد و پیشبرد مسئولیت مشترک برای تصمیم‌گیری می‌شود. لذا باید اطلاعات لازم و کافی درباره‌ی بیماری، روش‌های درمانی در دسترس، فواید و مضرات هر کدام در اختیار بیمار قرار گیرد تا بتواند تصمیم درستی اتخاذ کند. در این پژوهش توصیفی‌تحلیلی، دویست نفر از بیماران تحت عمل جراحی زنان در یکی از بیمارستان‌های شیراز در سال ۱۳۹۳ به‌صورت مقطعی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌ استفاده شد؛ همچنین اعتبار علمی پرسش‌نامه با استفاده از روش روایی صوری و پایایی آن با استفاده از آزمون تعیین میزان پایایی نرم‌افزارspss  ارزیابی شد. بررسی و تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از نرم‌افزار آماریspss ویراست ۱۶ انجام گرفت. بین سن، تأهل، شغل، محل سکونت، اورژانسی یا غیراورژانسی‌بودن عمل جراحی با میزان آگاهانه‌بودن رضایت، رابطه‌ی معنادار وجود نداشت. در بین گروه‌های مختلف تحصیلی بین تحصیلات ابتدایی و افراد تحصیل‌کرده با مدرک دیپلم و بالاتر تفاوتی معناداری دیده می‌شد. مشارکت بیماران در تصمیم‌گیری بالینی ۵۷٪ بود. همچنین، اطلاعات بیمار درباره‌ی حقوق خود در بیمارستان و میزان خواندن فرم رضایت‌نامه در نامناسب‌ترین وضعیت قرار داشتند. یافته‌های این پژوهش نشان‌دهنده‌ی وضعیت نامناسب و میزان اندک آگاهانه‌بودن رضایت کسب‌شده از بیماران است.
 
محمد حسنی، افسانه عباسخانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

امروزه نقش رهبران معنوی تحریک کارکنان با به‌کارگیری چشم‌انداز معنوی و ایجاد زمینه‌های فرهنگی براساس ارزش‌های انسانی است تا کارکنانی توانمند پرورش دهند؛ از سوی دیگر، اخلاق حرفه‌ای نیز از متغیرهای است که بر فعالیت‌ها و عملکرد فردی و گروهی و نتایج سازمان تأثیری چشمگیر دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه‌ی بین رهبری معنوی و اخلاق حرفه‌ای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری با نقش واسطه‌ای یادگیری سازمانی در بین کارکنان بیمارستان امام­رضا(ع) در شهرستان ارومیه انجام گرفته است. طرح این پژوهش، طرح مقطعی توصیفی‌همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری است. جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل ۷۵۹ نفر از کارکنان که از بین آن‌ها ۲۴۰ نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه ­های استاندارد استفاده شد. همچنین برای تحلیل فرضیه‌ها و بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین متغیرهای رهبری معنوی و اخلاق حرفه­ای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی (51/0 =r، 42/0 =r، 01/0>P)، (75/0 =r، 36/0 =r، 01/0>P) کارکنان رابطه‌ای معنی‌دار وجود دارد. علاوه‌براین نتایج نشان داد که نقش واسطه‌ای یادگیری سازمانی در رابطه‌ی رهبری معنوی و اخلاق حرفه‌ای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری (17/0 =β، 16/0 =, β 18/0 =β، 17/0 =β) تأیید می‌شود. با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که توجه به رهبری معنوی و اخلاق حرفه‌ای می‌تواند در افزایش عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری و همچنین ارتقای یادگیری سازمانی در بین کارکنان بیمارستان امام رضا(ع)، از اهمیتی چشمگیر برخوردار باشد.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb