16 نتیجه برای زندگی
غلامرضا محمودی شن، فاطمه الحانی، فضل اله احمدی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 2، شماره 4 - ( 7-1388 )
چکیده
اخلاق
بخش تفکیکناپذیر زندگی حرفهای پرستاران است و به سبک زندگی آنها معنی و جهت میدهد. پرستاران در تماس مداوم با مددجویان، همکاران و سیستم کار میباشند. پس، باید سایهی اخلاق بهطور مستمر بر رفتارهای آنها گسترده باشد. بنابراین، مورد توجه قراردادن ابعاد اخلاقی در این حرفه ضرورت دارد، زیرا عدم ساختارمندی و بیتوجهی به این بعد از سبک زندگی آنها، آسیبهای جبران ناپذیری را برخودشان، بیماران و سایر افراد مرتبط وارد مینماید. لذا مطالعهی حاضر با هدف انتزاع ابعاد مختلف اخلاق در قلمرو سبک زندگی کاری پرستاران و براساس تجربهی خود آنان طراحی گردید.
این مطالعهی کیفی، از نوع تحلیل محتوا و با مشارکت 20 پرستار بود که با روش نمونهگیری هدفمند و با تنوع سن، سابقهی کار، نوع بخش، سمت و جنسیت انتخاب شدند و با مصاحبهی عمیق و بدون ساختار جمعآوری اطلاعات گردید. شیوهی تجزیه و تحلیل دادهها، تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی بود. مقبولیت و عینیت دادهها با تلفیق در جمعآوری دادهها، تنوع مشارکتکنندگان تحقیق، مرور و بازنگری مکرر دادهها، بازبینی مشارکتکنندگان تحقیق و دو نفر همکاران تحقیق بهطور مکرر انجام شد. مشارکتکنندگان تحقیق20 نفر بودند که 15 نفر زن، 5 نفر مرد، اکثریت (9 نفر) در محدودهی سنی 25تا 34 سال، دارای سه تا 29 سال سابقهی کار و در مجموع اکثریت در بخشهای متنوع بالینی کار کرده بودند. دادههای تحقیق شامل، متن مصاحبهها که بهصورت واحدهای معنی تقسیم، و سپس با فشرده سازی، خلاصه شدند؛ و با شیوهی استقرایی طبقات فرعی استخراج، و نهایتاً طبقات اصلی یا تمهای نهایی انتزاع شد. یافتههای نهایی تحقیق شامل پنج تم (درونمایه) یعنی مسؤولیتپذیری، روابط عاطفی- روانی، معیارهای ارزشی - اخلاقی، تقابل کار- زندگی - تصمیمگیری و عدالت و انصاف بود، که هرکدام حاوی طبقات فرعی متعددی بودند.
اخلاق در سبک زندگی پرستاران منشأ بروز رفتارهایی میگردد که بیماران آسیب نبینند و سایهی اخلاق بر تمام ابعاد کاری پرستاران گسترده است. اصول اخلاقی باید بهگونهای اعمال گردد که خود پرستاران نیز آسیب نبینند. و از آنجایی که تحقیقات کیفی قادر به استخراج مضامین پنهان اخلاقی میباشند؛ پیشنهاد میگردد تحقیقات با این رویکرد مبتنی بر نیازها و شرایط خاص، در حوزههای مختلف این حرفه، تداوم یابد.
طاهره مقدس، مریم مؤمنی، مژگان بقایی، شهرام احمدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
پرستاران نقش مهمی در مراقبت از بیماران رو به مرگ دارند. پرستاران بهخاطر ماهیت شغلی خود بیش از سایر افراد با بیماران رو به مرگ و تقاضای آنان برای انجام اتانازی مواجه میشوند؛ با این وجود، مطالب کمی در مورد نگرش پرستاران در مورد اتانازی شناخته شده است. هدف از مطالعهی حاضر تعیین نگرش پرستاران بخشهای ویژه در مورد اتانازی است در این مطالعهی توصیفی- تحلیلی 91 پرستار شاغل در بخش مراقبتهای ویژه واقع در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در مطالعه شرکت کردند. نگرش پرستاران در مورد اتانازی بهوسیلهی Euthanasia Attitude Scale ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری (T-test) و ANOVA و مدلهای تعمیمیافتهی خطی بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 16 تجزیه و تحلیل شدند.اکثر پرستاران (5/83 درصد) نسبت به اتانازی نگرش منفی داشتند و با آن موافق نبودند. در تجزیه و تحلیل تکمتغیری، هیچ ارتباط آماری معنیداری بین عوامل فردی و نگرش پرستاران یافت نشد. در حالیکه در تجزیه و تحلیل رگرسیونی سن (029/0 P<) و وضعیت استخدام (004/0 P <) بهطور معنیداری با نگرش پرستاران در مورد اتانازی مرتبط بودند. نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که اکثر پرستاران اتانازی را تحت هیچ شرایطی قابل قبول نمیدانند. با وجود مشاهدهی ارتباط معنیدار مستقیم آماری بین نگرش پرستاران با سن کمتر نمونهها و وضعیت استخدام رسمی آنان، نتیجهگیری دقیقتر نیازمند بررسی سایر متغیرهای مداخلهگر نظیر آگاهی و عملکرد و نقش پرستاران خواهد بود.
هادی صادقی، مهدی نصرتیان اهور،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
هر چند برای مرگ در لغت معانی مختلفی ذکر کردهاند، بهنظر میرسد مناسبترین معنا برای آن، رفتن قوه از هر چیز زنده است. در اصطلاح فقها نیز مرگ به معنی جدا شدن روح از بدن بهطور دائم است. برای این معنا در آیات و روایات شواهد و قرائنی نیز وجود دارد. برای مرگ انسان در فقه و اخلاق اسلامی احکام متعددی وجود دارد. به همین دلیل شناخت موضوع، حقیقت و ملاک مرگ و زندگی برای فقیه ضروری است. دربارهی ملاک مرگ و زندگی از منظر فقهی و اخلاقی دو نظریهی عمده وجود دارد. برخی معتقدند مرگ آدمی به مردن قلب اوست. برخی دیگر معتقدند انسان با مرگ مغزش میمیرد. هر یک از دو نظر برای خود استدلالهایی دارند که لازم است از منظر فقهی و اخلاقی به آن پرداخته شود. پیروان دیدگاه مرگ قلب به ادلهای همچون مرجعیت عرف عام در تشخیص مفاهیم، وجوب حفظ نفس محترم، اصاله الاحتیاط در امر نفوس و استصحاب استدلال کردهاند که در این مقاله این دلایل به نقد کشیده شده است. طرفداران مرگ مغزی نیز به ادلهای همچون تپش قلب قبل از حلول روح به بدن، امکان تعویض قلب و عدم امکان تعویض مغز، مشابهت مرگ و خواب و نشانههای مرگ استدلال کردهاند که از میان آنها دلیل امکان تعویض قلب و عدم امکان تعویض مغز و دلیل نشانههای مرگ پذیرفته شد.
علی اکبر امین بیدختی، ابراهیم مردانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
عدالت سازمانی، بهدلیل تأثیرات مهم بر نگرش و رفتارهای کارکنان دارای اهمیت ویژهای است. از طرفی، کیفیت زندگی کاری بالا بهعنوان پیشنیاز اساسی توانمندسازی منابع انسانی مورد نیاز در سیستمهای مراقبت بهداشتی شناخته شده است. هدف این مطالعه تعیین ارتباط عدالت سازمانی درکشده با کیفیت زندگی کاری کارکنان بیمارستان بود. در این مطالعه توصیفی و همبستگی، نمونه شامل 268 نفر از کارکنان یک بیمارستان دولتی در شهر اهواز بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای مشخصات جمعیتشناختی، عدالت سازمانی Niehoff و Moorman و کیفیت زندگی کاری گردآوری شدند. سپس با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل گردیدند. کیفیت زندگی کاری کارکنان به ترتیب در 2/64 درصد (172 نفر) در سطح متوسط، 16 درصد (43 نفر) در سطح نسبتاً مطلوب، 13 درصد (35 نفر) در سطح نامطلوب و 8/6 درصد (18 نفر) در سطح مطلوب قرار داشت. دیگر یافتهها نشان داد بین ادراک عدالت سازمانی در حیطههای توزیعی و رویهای با کیفیت زندگی کاری ارتباط مثبت و معنیدار وجود دارد. از آنجا که بین عدالت سازمانی درکشده با کیفیت زندگی کاری ارتباط معنیدار وجود داشته است، مدیران بیمارستانها باید به مفهوم عدالت سازمانی که کیفیت زندگی کاری را افزایش میدهد، توجه نمایند.
باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی، زینب پور ذهبی، سمانه تیرگر، فاطمه میرزایی ،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
از طرح موضوع سلامت معنوی (spiritual health) در مجامع علمی حدود پنج دهه میگذرد و با وجود مطالعات زیادی که تاکنون در این زمینه انجام شدهاست، همچنان اتفاقنظری روی تعریف و مؤلفههای آن وجود ندارد. این در حالی است که یکی از ویژگیهای بارز معارف اسلامی - با قدمتی چند صد ساله- پرداختن به سلامت معنوی میباشد. گرچه توجه به ابعاد مختلفی که امروزه در سلامت معنوی بیان میشود، میتواند ارزشمند بوده و اندکی فراتر از نگاه محدود مادی باشد، لکن پرداختن به سلامت معنوی از نگاه معارف اصیل اسلامی و سیرهی عالمان بزرگ، افقی جدید را در این حیطه باز خواهد نمود. در این راستا، این مقاله بهصورت یک مطالعهی کتابخانهای و با مرور برخی از کتب علامه حسنزاده آملی، تلاشی است برای ارائهی تعریفی ساده و کاربردی از سلامت معنوی و مؤلفههای آن از منظر ایشان. رهآورد این مطالعه، سلامت معنوی را همان سلامت نفس (مصطلح در متون فلسفه وعرفان اسلامی) میداند که عمدتاً رابطهی متقابلی با سلامت مراتبی از روح (روح بخاری) و نیز جسم سالم دارد. همچنین، سبک زندگی را بهعنوان عامل اصلی در سلامت این مراتب روح و در نتیجه سلامت معنوی مورد توجه قرار میدهد. بیان مصادیقی از سیرهی علمی و عملی علامه حسنزاده آملی، مؤلفههای تأثیرگذار بر سلامت معنوی را ملموستر نمودهاست
فرهاد خرمائی، فرشته زارعی، منصوره مهدییار، اعظم فرمانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
صبر فضیلتی اخلاقی است و به استقامت، شکیبایی، خویشتنداری، رضایت و متعالی شدن فرد در موقعیتهایی اشاره دارد که برای او دشوار و ناخوشایند است. صبر مقولهای است که در حوزهی اخلاق پزشکی قابل بحث است و بهعنوان یک فضیلت اخلاقی با متغیرهای فراوانی در این حوزه در ارتباط قرار میگیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش صبر و مؤلفههای آن (متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ) بهعنوان فضایل اخلاقی در پیشبینی امید در دانشجویان بود. جامعهی پژوهش حاضر کلیهی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند. از میان این افراد، تعداد 390 نفر بهروش نمونهگیری خوشهای بهعنوان گروه نمونه انتخاب شدند و با تکمیل مقیاس صبر و پرسشنامهی امید به زندگی در این پژوهش شرکت کردند. براساس نتایج آزمون Pearson correlation ، صبر و مؤلفههای آن با نمرهی کل امید به زندگی و هر دو مؤلفهی آن (تفکر راهبردی و تفکر عاملی) همبستگی مثبت معنیدار نشان داد (01/0P<). همچنین، صبر، نمرهی کل امید به زندگی (001/0P< ؛ 58/0β= )، و مؤلفههای تفکر راهبردی (001/0P< ؛ 52/0β= ) و تفکر عاملی (001/0P< ؛ 52/0β= ) را پیشبینی نمود. مؤلفههای متعالی شدن، استقامت و رضایت صبر نیز از عوامل مهم پیشبینیکنندهی امید و مؤلفههای آن بودند. بهطور کلی میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که با تقویت صبر که یکی از مهم ترین و ارزشمندترین فضایل اخلاقی است، میتوان امید در افراد را بهمنظور دستیابی به هدف و در نتیجه موفقیت بیشتر در زندگی افزایش داد. بنابراین، به روانشناسان، مشاوران و متخصصان در حوزههای سلامت و اخلاق پزشکی توصیه میشود که بهمنظور کاهش ناامیدی و تقویت امید در مراجعان و بیماران، از راهبردهای آموزشی صبر استفاده کنند.
سمیه رستمی، روانبخش اسماعیلی، هدایت جعفری، جمشید یزدانی چراتی، سیدافشین شروفی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
مراقبتهای درمانی با اثرات درمانی، اما بدون فایده برای بیمار، «مراقبت بیهوده» نامیده میشود. با توجه به اهمیت درک اعضای تیم درمان از مفهوم مراقبت بیهوده و همچنین تأثیر حاصل از این درک، بر کیفیت مراقبتهای پرستاری و سلامت جسمی و روانی تیم درمان، این تحقیق با هدف بررسی درک پرستاران از مراقبت بیهوده در بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است. مطالعهی حاضر یک مطالعهی تحلیلی از نوع همبستگی است. ۱۸۱ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای ICU مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران بهصورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار بررسی، پرسشنامهای دو قسمتی شامل فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامهی درک از مراقبت بیهوده بود. همچنین دادهها با نرمافزار آماری SPSS نسخهی ۱۹ و آزمونهای آماری توصیفی و شاخصهای مرکزی و پراکندگی، بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. برای بررسی رابطهی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی و تی تست و آنالیز واریانس استفاده شد. یافتهها نشان داد اکثر پرستاران (۷/۶۵ درصد) درک متوسطی از مراقبت بیهوده داشتند. از میان متغیرهای دموگرافیک تنها بین میانگین ساعت کار در هفته، با درک از مراقبت بیهوده ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (0/05>p). با توجه به سطح متوسط درک پرستاران از مراقبت بیهوده، لازم است مداخلات مناسبی برای به حداقل رساندن تناوب مواجهه با مراقبت بیهوده و تنش حاصل از آن صورت گیرد. آموزش مکانیسمهای سازگاری و افزایش شناخت پرستاران از موقعیتهای منتج به مراقبت بیهوده، کاملاً ضروری به نظر میرسد.
محمد حسنی، افسانه عباسخانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
امروزه نقش رهبران معنوی تحریک کارکنان با بهکارگیری چشمانداز معنوی و ایجاد زمینههای فرهنگی براساس ارزشهای انسانی است تا کارکنانی توانمند پرورش دهند؛ از سوی دیگر، اخلاق حرفهای نیز از متغیرهای است که بر فعالیتها و عملکرد فردی و گروهی و نتایج سازمان تأثیری چشمگیر دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطهی بین رهبری معنوی و اخلاق حرفهای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری با نقش واسطهای یادگیری سازمانی در بین کارکنان بیمارستان امامرضا(ع) در شهرستان ارومیه انجام گرفته است. طرح این پژوهش، طرح مقطعی توصیفیهمبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعهی آماری این پژوهش شامل ۷۵۹ نفر از کارکنان که از بین آنها ۲۴۰ نفر با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه های استاندارد استفاده شد. همچنین برای تحلیل فرضیهها و بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین متغیرهای رهبری معنوی و اخلاق حرفهای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی (51/0 =r، 42/0 =r، 01/0>P)، (75/0 =r، 36/0 =r، 01/0>P) کارکنان رابطهای معنیدار وجود دارد. علاوهبراین نتایج نشان داد که نقش واسطهای یادگیری سازمانی در رابطهی رهبری معنوی و اخلاق حرفهای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری (17/0 =β، 16/0 =, β 18/0 =β، 17/0 =β) تأیید میشود. با توجه به یافتهها میتوان نتیجه گرفت که توجه به رهبری معنوی و اخلاق حرفهای میتواند در افزایش عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری و همچنین ارتقای یادگیری سازمانی در بین کارکنان بیمارستان امام رضا(ع)، از اهمیتی چشمگیر برخوردار باشد.
مریم خوشدل روحانی، رحیم دهقان سیمکانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
دیوید بناتار، به تأثیر از نیچه و شوپنهاور، زندگی این دنیا را پر از رنج و زحمت دانسته و معتقد است وجودنیافتن، بر وجودیافتن در این دنیا، ارجحیت دارد. هدف از نگارش این مقاله، بهچالشکشیدن رهیافت بناتار، با روشی تحلیلی و استنادی است. بناتار دو استدلال برای ادعای خود بیان میکند؛ یکی استدلال نبود تقارن و دیگری، استدلال کیفیت زندگی است. در این مقاله، هر دو استدلال وی، تبیین، تحلیل و نقد شده است. در استدلال اول، بناتار شواهد کافی برای اثبات ادعای خود ارائه نداده است؛ ادعایی مبنی بر اینکه درد و رنجی را که نوع انسان در این دنیا تجربه میکند، موجب ترجیحِ نبودن است. در استدلال دوم نیز، او عنصر رضایت فردی و استقلال شخصیت انسانها را نادیده گرفته و قضاوت آنها در رابطه با زندگیشان را ناشی از خوشخیالی دانسته است. بناتار معتقد است ازآنجاکه انسانها از توانایی عادتدادنِ خود با شرایط برخوردارند، بر این باورند که بودن آنها بر نبودن ترجیح دارد. او با این بیان، به جای حل مسألهی رنج، اصل صورتمسأله را پاک کرده و نبودن را بر بودن ترجیح داده است. اخلاقیبودن سقط جنین، غیراخلاقیبودن ازدواج و تولید مثل و روادانستنِ اتانازی غیرداوطلبانه و انقراض نسل بشر، ازجمله پیامدهای رهیافت بناتار است که هیچیک دفاعکردنی نیست.
سید احمد حبیبنژاد، وحید مؤذن،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در دهههای اخیر، مفاهیم سبک زندگی سلامتمحور و انتخابگری بهداشتی، از سوی سیاستگذاران نظام سلامت، در کانون توجه ویژه قرار گرفته است. در این خصوص، همزمان با ارائهی دلایل اقتصادی، روانی و اخلاقی، در توجیه خودمختاری شهروندان در انتخابهای بهداشتیشان، استدلالهایی عدیده نیز، بر پایهی مفهوم اجتماعی سلامت، از سوی طرفداران لزوم تحدید این حق توسط دولتها صورت گرفته است. این گروه معتقدند انتخابهای بهداشتی فرد، علاوه بر تبعات فردی، پیامدهایی جمعی نیز، به همراه دارد. از سوی دیگر، تعاریف ارائهشده از مفهوم آزادی، در کنار عامل اثرپذیری انتخابهای بهداشتی فرد از دولت و اجتماع، دیگر مقولاتی هستند که بر سیاستگذاری دولتها در این حوزه اثرگذارند. در مقالهی حاضر، در پی آن برآمدهایم تا با تأمل بر مفهوم آزادی، از هر دو جنبهی فرایندی و فرصتآفرینی، استدلال کنیم خوانش مطلوب آزادی در نظام سلامت، آزادی مسئولیتمحور است که در آن، با وجود اعمال حدود بر آزادی افراد توسط دولت، فرد همچنان استقلال خود را حفظ میکند. مطابق یافتههای این مطالعه، در فقدان تحقق پیششرطهای لازم توسط دولت و جامعه، صِرف آزادی و برابری افراد در انتخابگری بهداشتی خویش، بیمعنا خواهد بود. در این زمینه، نقش ویژهی دولت آن است که با ایجاد توازن میان حقوق افراد و مصالح جامعه و همچنین، پرورش شهروندان آگاه و مسئولیتپذیر برای حفاظت از خود و اطرافیانشان، جامعهای را سامان بخشد که شرایط محوشدن یا بلااستفادهماندن حقِ بر آزادیها را تولید نکند.
زینب کریمی، فاطمه بینشیفر، خدیجه علیزاده دیل،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
با وجود اوج ترقی دانش پزشکی در دورهی عباسیان، حضور خاندانهای طبیبِ معروف در دربار، ترجمه و تألیف آثار طبی و توجه به امر تغذیه و بهداشت در دربار خلفا، توقع عمر طولانی و باکیفیت برای خلفای عباسی ایجاد میشده؛ اما علیرغم همهی این امکانات، خلفا از آن بهرهای چندان نبردهاند و اگر در جنگ کشته نشدهاند، بر اثر بیماری و آن هم، در سن جوانی یا میانسالی درگذشتهاند. این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش توصیفیتحلیلی صورت گرفته است. براساس یافتهها، نیاز مبرم خلفای عباسی به امر «درمان»، سبب شده بود طبیبان با بهرهمندی فراوان از مال و ثروت و حتی قدرت، در دربار خلفا حضور داشته باشند؛ اما سبک زندگی ناموجه در خوشگذرانی و صرف وقت زیاد در حرمسرا منجر به ابتلای برخی از خلفای عباسی در سنین جوانی و یا نابهنگام به برخی بیماریهای صعبالعلاج یا لاعلاج میگشت که باعث مرگ زودرس آنان میشد. در نهایت، باید گفت از میان ۳۷ خلیفهی عباسی، سی تن از آنان، در جنگ و درگیریهای داخلی یا خارجی، کشته شده و تعداد باقیمانده با وجود برقراری نظام منسجم سلامت و درمان و دراختیارداشتن همهی امکانات پزشکی عصر خود، بر اثر بیماری درگذشتهاند؛ لذا، علیرغم فراهمبودن امکانات درمانی و طبی برای خلفای عباسی، سبک زندگی نادرست و سرشار از افراط در خوشگذرانی، سبب بیمارشدن و نهایتاً، فوت آنان شده است.
محمد ترابی، مهسا اسلامیپناه،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پرستاران ازجمله اعضای تیم درمان هستند که بیشترین ارتباط را با بیماران کووید 19 دارند و از تصمیمگیری اخلاقی، در مراقبت از آنها ناگزیرند. از سوی دیگر، انگیزهی پرستاران در اجرای مراقبت پایان زندگی، تحت تأثیر نگرش و آگاهی و استدلال اخلاقی آنهاست. پژوهش حاضر، با هدف بررسی سطح تصمیمگیری اخلاقی پرستاران و ارتباط آن با نگرش آنان به مراقبتهای پایان زندگی بیماران مبتلا به کووید 19 در بیمارستانهای منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان همدان، در سال 1399 انجام گرفت. در این مطالعه، 180 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان، با روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامهی آزمون معمای اخلاقی پرستاری (Nursing Dilemma Test) و پرسشنامهی نگرش پرستاران نسبت به مراقبتهای پایان زندگی بود. مطابق با نتایج، بین تصمیمگیری اخلاقی پرستاران و نگرش آنان به مراقبتهای پایان زندگی، رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد (0.05>P و 0.819=r) . میانگین نمرهی تصمیمگیری اخلاقی پرستاران (3/5 ± 19/39) بر پایینبودن سطح تصمیمگیری اخلاقی دلالت دارد و میانگین نمرهی ملاحظات عملی (2/4 ± 62/20) نشاندهندهی تأثیر نسبی عوامل محیطی بر روند تصمیمگیری اخلاقی پرستاران است؛ درحالیکه میانگین نمرهی نگرش مراقبتهای پایان زندگی پرستاران، در سطحی نامطلوب گزارش شد (8/7 ± 58/81). شناسایی عوامل مؤثر بر تصمیمگیری اخلاقی پرستاران و برنامهریزی آموزشی میتواند نگرش پرستاران به مراقبتهای پایان زندگی را بهبود بخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را نیز افزایش دهد.
شبنم رسول پور، رضا نعمت الهی ملکی، ندا تقی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اتانازی، بهعنوان پایاندادن عمدی به زندگی بیمار برای تسکین درد و رنج طاقتفرسا، چالشهای اخلاقی و قانونی و عاطفی پیچیدهای را برای متخصصان مراقبتهای بهداشتی، بهویژه پرستاران ایجاد میکند. پرستاران در مراقبتهای پایان زندگی، نقشی محوری ایفا میکنند؛ ازاینرو، نگرش آنها دربارهی اتانازی، برای درک پیامدهای آن در عمل بالینی ضروری است. هدف این بررسی، ترکیب ادبیات موجود پیرامون نگرشهای پرستاران دربارهی اتانازی، برای شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار و زمینههایی است که به کاوش بیشتر نیاز دارند. این مطالعه با استفاده از دستورالعمل PRISMA 2020 بدون محدودیت زمانی (تا دسامبر۲۰۲۴) انجام شد. مقالات واجد شرایط پس از جستوجو در پایگاههای مختلف Google Scholar و Scopus و Web of Science و PubMed و Science Direct و Embase با استفاده از کلمات کلیدی OR , AND انتخاب شدند. راهبرد جستوجو شامل ادراکات، نگرشها، پرستار و اتانازی بود. دو بازبین (SR و NT) استخراج دادهها و ارزیابی ریسک سوگیری را بهطور مستقل انجام دادند. مطالعات با ابزار ارزیابی برای مطالعات مقطعی (ابزار AXIS) ارزیابی شدند. در مجموع، ۲۱ مطالعه در مرور وارد شدند. این بررسی نشان داد، نگرش پرستاران به اتانازی، بسته به چهارچوبهای قانونی، هنجارهای فرهنگی، باورهای مذهبی و ارزشهای شخصی بسیار متفاوت است. در کشورهایی مانند بلژیک و هلند که اتانازی قانونی است، پرستاران اغلب پذیرش و تمایل بیشتری برای مشارکت در این فرایند را گزارش میدهند و بر نقش خود در تضمین استقلال و کرامت بیمار تأکید میکنند. برعکس، در مناطقی که اتانازی غیرقانونی است، پرستاران اغلب نگرانیهای اخلاقی، ناراحتی اخلاقی و بیمیلی برای حمایت از این عمل را ابراز میکنند. موضوعات رایج، شامل نیاز به دستورالعملهای روشن، آموزش اخلاقی و نظامهای حمایت عاطفی برای پرستارانی است که با موقعیتهای مربوط به اتانازی سروکار دارند. نگرش پرستاران دربارهی اتانازی، تحت تأثیر یک تعامل پیچیده از عوامل فرهنگی و قانونی و شخصی است؛ درحالیکه برخی پرستاران، اتانازی را گسترش مراقبت دلسوزانه میبینند، برخی دیگر، با دوراهیهای اخلاقی و درگیری حرفهای مواجه میشوند. این امر، نیاز به چهارچوبهای اخلاقی قوی، آموزشهای تخصصی و منابع حمایتی را برای کمک به پرستاران در جهتیابی چالشهای مرتبط با اتانازی در عمل خود برجسته میکند.
آیدن فیضی، امیرعلی سهیلی، سمیرا چایبخش، فیدان شبانی، شیوا خالقپرست،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
دستورالعملهای پیشرو، اسنادی قانونی هستند که به افراد امکان میدهند، ترجیحات مراقبتهای بهداشتی خود را برای زمانی که توانایی تصمیمگیری را از دست میدهند، مشخص کنند. دستورالعملهای پیشرو، نقشی مهم در حفظ استقلال بیماران ایفا میکنند؛ بهویژه در بیماریهای مزمن، مانند نارسایی قلبی که با وخامت تدریجی و بحرانهای بهداشتی پیشبینیناپذیر همراه است. این مرور نظاممند با رعایت دستورالعملهای PRISMA انجام شد و مطالعات تا مارس ۲۰۲۴، برای بررسی ترجیحات بیماران HF دربارهی درمانهای نگهدارندهی زندگی و تصمیمات پایان عمر تحلیل شدند. کلیدواژههای دستورالعملهای پیشرو، برنامهریزی مراقبت پیشرفته، نارساییقلبی و تصمیمگیری پایان عمر در پایگاههای دادهی PubMed, Scopus , Web of Science جستوجو شدند. معیارهای ورود، شامل مطالعات اصلی و دارای متن کامل دربارهی بیماران HF بالای هجده سال بود؛ درحالیکه معیارهای حذف، محتواهای غیرپژوهشی و مقالات دسترسیناپذیر را شامل میشد. این مرور شامل ۲۵ مطالعه بود که با استفاده از ابزار NIH از نظر کیفیت، ارزیابی و متغیرهایی مانند عوامل جمعیتی، تصمیمگیری نیابتی و ترجیحات درمانی تحلیل شدند. مطالعات متعددی که در این مطالعه گنجانده شدهاند، سطوح پایین آگاهی را دربارهی دستورالعملهای پیشرو، در میان بیماران نارسایی قلبی برجسته میکنند. نرخ تکمیل دستورالعملهای پیشرو در مطالعات گوناگون، متفاوت است که به تفاوتهای فرهنگی مربوط میشود. دادهها نشان داد، ترجیحات برای تصمیمگیری نیابتی، بیشتر به سمت اعضای خانواده است تا پزشکان. بنا بر یافتههای جواهری (۲۰۱۶)، آموزش ویدیویی بر ترجیحات، بسیار اثر میگذارد؛ در واقع، بیمارانی که یک ویدیو را تماشا میکنند، در مقایسه با افرادی که اطلاعات شفاهی دریافت میکنند، به احیای قلبیریوی یا لولهگذاری کمتر تمایل دارند. فرمیگا (۲۰۰۴) بینشهایی را دربارهی اولویتهای گستردهتر بیماران، مانند حفظ خودکنترلی و بهینهسازی روابط با عزیزان ارائه کرد. این یافتهها بر نیاز به همسویی مداخلات پزشکی با اهداف کلنگر بیماران، بهجای تمرکز صرف بر نتایج بالینی تأکید کردهاند. در مجموع ۴۰۹۱ شرکتکننده با میانگین سنی 68/22 سال بررسی شدند. مطالعات، ترجیحاتی متنوع را دربارهی درمانهای نگهدارندهی زندگی نشان دادند. حدود 53/73% از بیماران، مداخلات نگهدارندهی زندگی را ترجیح دادند؛ درحالیکه 48/37% از آنان با احیای قلبیریوی مخالف بودند. بیماران نارسایی قلبی، ترجیحاتی متنوع برای مراقبتهای پایان عمر نشان میدهند که از عوامل فرهنگی و فردی اثر میپذیرند. با وجود اهمیت دستورالعملهای پیشرو در هماهنگی مراقبتها با ارزشهای بیمار، شکافهایی چشمگیر در آگاهی و ثبت این ترجیحات باقی مانده است. ابزارهای آموزشی هدفمند، بهبود ارتباطات و رویکردهای متناسب با فرهنگ بیمار ضروری هستند تا نرخ تکمیل دستورالعملهای پیشرو را بهبود بخشند و مراقبتهای بیمارمحور را تضمین کنند. مطالعات آینده باید بر توسعه و اجرای ابزارهای استاندارد تسهیلکنندهی دستورالعملهای پیشرو متمرکز شوند.
مامک طهماسبی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
رنجِ اجتنابپذیر در پایان زندگی، به درد و عذابی غیرضروری اشاره دارد که افراد مبتلا به بیماریهای لاعلاج تجربه میکنند و میتوان آن را از طریق روشهای مؤثر مراقبت تسکینی کاهش داد. این مسأله برای بهبود کیفیت زندگی بیماران و خانوادههایشان در این دوران، سخت اهمیت دارد. شناخت از مراقبت جامع و کلنگر که نیازهای جسمی، عاطفی، معنوی و اجتماعی را دربرمیگیرد، به بهبود مراقبتهای پایان زندگی برای کاهش رنج و احترام به خودمختاری بیمار، منجر شده است. بسیاری از مطالعات نشان میدهند، بیماران اغلب درد و رنج جسمی و عاطفی غیرضروری را در نزدیکی مرگ تجربه میکنند که نشاندهندهی کاستی در ارائهی خدمات بهداشتی است. بر اساس نتایج مطالعات، تعدادی چشمگیر از بیماران علیرغم مداخلات موجود، همچنان از درد مدیریتنشده شکایت دارند. مشکلات روانی، مانند اضطراب و افسردگی در میان بیماران لاعلاج شایع است که نیاز به مراقبت جامع و کلنگر، شامل حمایت از سلامت روان را برجسته میکند. از طرفی، نادیدهگرفتن نیازهای معنوی و اجتماعی نیز میتواند به احساس انزوا و ناامیدی در بیماران منجر شود. چالشهای پیرامون پیامدهای اخلاقی در روشهای مدیریت درد در پایان زندگی، بهویژه دربارهی اصول سودرسانی و ضررنرساندن، بحثبرانگیز است. اصل اثر دوگانه، شامل اقداماتی که رنج را تسکین میدهند، حتی اگر بهطور ناخواسته مرگ را تسریع کنند را توجیه میکند. این اصل، همچنان محل اختلاف ارائهدهندگان خدمات بهداشتی، بیماران و خانوادههاست. برنامهریزی مراقبتهای پیشرفته و احترام به خودمختاری بیمار نیز، معضلات اخلاقی پیچیدهای را دربارهی احترام به خواستههای افراد در این مرحله بحرانی از زندگی مطرح میکند. پرداختن به رنج اجتنابپذیر در پایان زندگی، از طریق رویکردی چندرشتهای که به ارزشها و ترجیحات بیماران احترام میگذارد و درعینحال تلاش میکند تا ناراحتی غیرضروری را کاهش دهد، ضروری است. با پیشرفت تحقیقات بالینی، نظامهای بهداشتی باید یافتن راهکارهایی را برای کاهش رنج اجتنابپذیر و افزایش کرامت بیماران در روزهای پایانی زندگی، در اولویت قرار دهند.
نیره باغچقی، زهرا مداح،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
با افزایش جمعیت سالمندان، به دلیل تقاضا برای دریافت خدمات مراقبتهای بهداشتی در منزل و مراقبتهای پایان زندگی، وظایف و مسئولیتهای پرستاران نسبت به قبل افزایش یافته است که این خود میتواند پرستاران را در معرض چالشهای اخلاقی قرار دهد؛ لذا، این مطالعه با هدف بررسی چالشهای پرستاران دربارهی مشکلات اخلاقی در مراقبتهای پایان زندگی در منزل بیماران سالمند انجام شد. مطالعهی حاضر از نوع مروری بود که در محدودهی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ در بانکهای اطلاعاتیPubMed (Medline), Google Scholar, ISI Scopus, ProQuest, Science Direct , SID Iran Doc, Iran Medex, Magiran, و با استفاده از کلمات کلیدی Nursing Ethics, Ethical Challenges, End of Life Care, Home Care و معادل فارسی آنها انجام شد. بیتوجهی به حقوق بیماران در پایان زندگی، بیتوجهی به استقلال بیماران در منزل، احترامنگذاشتن به حقوق سالمند، فقدان مراقبت همدلانه، فقدان برقراری ارتباط مناسب با سالمند، امننبودن محیط منزل برای پرستار، خود میتواند از رایجترین معضلات اخلاقی باشد که به آسیب اخلاقی، تبعات روانیعاطفی برای فرد ارائهدهندهی مراقبت و بیمار سالمند در منزل منجر گردد. ازآنجاکه پرستاران در امر مراقبتهای پایان زندگی در منزل سالمند، با چالشهای جدی اخلاقی مواجه میشوند، باید با مسائل و اصول اخلاقی مربوط به مراقبت از سالمندان در منزل آشنا باشند. این امر سبب میشود تا پرستاران به حقوق بیماران سالمند و استقلال آنان احترام بگذارند و ضمن برقراری ارتباط مناسب، حمایت بهتری از این افراد داشته باشند.