5 نتیجه برای زیستپزشکی
زهرا عسگری، محمدحسین حیدری، رمضان برخورداری، بهنوش استکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
فلسفهی پزشکی، یکی از حوزههای زیربنایی در اخلاق و تاریخ پزشکی به شمار میرود. این فلسفه، به لحاظ قدمت، سابقهای طولانی دارد و وضع فعلی آن حاصل تحولاتی است که در طول تاریخ، بر اثر رویدادهای تاریخی، فلسفی، اجتماعی و فرهنگی، در آن ایجاد شده است. یکی از مهمترین بازتابهای این تحول، در تعیین اهداف و مأموریتهای آموزش پزشکی در دورههای مختلف بوده است. در پژوهش حاضر، دو نگرش از مهمترین نگرشهای فلسفی به پزشکی، با هدف بررسی امکانها و حدود هریک در آموزش عمومی، آموزش تخصصی و درمان، با روش توصیفیتحلیلی مقایسه میشود. این دو رویکرد عبارتاند از: فلسفهی «زیستپزشکی» و فلسفهی «انسانگرایانه» که یکی صرفاً، مبتنی بر سازوکارهای زیستشناختی انسان است و دیگری، رویکردی مبتنی بر تمامیت اوست. نتایج پژوهش نشان میدهد آموزش پزشکی، در نتیجهی رویکرد زیستپزشکی، بر آموزش تخصصی متمرکز است و طبابت در آن، بهصورت رابطهای پدرسالارانه انجام میشود؛ درصورتیکه در رویکرد انسانگرایانه، آموزش عمومی، در کنار آموزش تخصصی، قرار میگیرد و بر تمامیت انسان تأکید میشود که در نتیجهی آن، طبابت، بهصورت رابطهای مشارکتی بین پزشک و بیمار محقق میگردد.
امیرحسین مردانی، علیرضا پارساپور، احسان شمسی گوشکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تولیدات علمی حوزهی اخلاق زیستپزشکی بر مبنای مقالههای فارسی انتشاریافته در مجلههای ایران پرداخته است. نتایج نشان دادند که پژوهشگران، طی سالهای 1382 تا 1396، درمجموع، ۱۲۳۸ مقالهی فارسی در این زمینه منتشر کردهاند. متوسط نرخ رشد سالیانهی انتشار مقالهها، 17/23 درصد است، اما این رشد از سال 1392 سیر نزولی یافته است. نرخ استنادپذیری مقالهها (0/4 به ازای هر مقاله) حکایت از اثرگذاری اندک آنها دارد. دانشگاههای علوم پزشکی شهیدبهشتی و علوم پزشکی تهران، بهترتیب، با انتشار ۳۶ درصد و ۳۳ درصد، بیشترین سهم را در انتشار مقالهها داشتهاند. پژوهشهای اخلاق زیستپزشکی، در قالب مقالههای فارسی، بهصورت میانرشتهای عمل کرده و پژوهشگرانی از رشتههای علوم پزشکی، پرستاری و حقوق، بیشترین نقش را در تألیف و انتشار آنها داشتهاند. موضوعات اخلاق پزشکی، آموزش پزشکی و اخلاق اسلامی، بهترتیب، موضوعات پرتکرار در مقالههای فارسیاند. تنها ۲۲ درصد از این مقالهها، بهصورت مستقیم، به حمایت مالی دانشگاهها و مراکز پژوهشی اشاره کردهاند.
علیرضا خیابانی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ماهی گورخری یک ارگانیسم مدل سرآمد است که با خصوصیات متنوعی که دارد، گسترش مرزهای علم را در رشتههای متعدد سبب شده است. خصوصیات این ماهی کوچک آب شیرین به کمک زیستشناسان به نحوی نمود یافت که مقایسهی ژنتیکی آن با پستانداران (همچون موش) حتی برای بسیاری از محققان باورنکردنی بود؛ بهعنوان مثال، ظهور روشهای جدید و کارآمد برای نسخهبرداری و ویرایش ژنوم، کمک کرد تا در زمینهی استفاده از آن در زمینههای مختلف علمی، ازجمله سمشناسی، کشف مواد دارویی، زیستشناسی پیوند، مدلسازی بیماری و حتی آبزیپروری رشدی فزاینده روی دهد. تداوم تکامل و تطبیق سیستم مدل ماهی گورخری، نیازمند بهبود روشها و رویکردهایی برای پرورش و مدیریت این ماهیها در مخازن کنترلشده است؛ بهطوریکه در نهایت، تحقیقات صورتگرفته بر روی این ماهی بیشتر تکرارشدنی، مقرون به صرفه و در چارچوب اخلاق پژوهشی باشد. انتقال دانش و فناوری از علوم آزمایشگاهی و پزشکی و آبزیپروری، بخشی ضروری از این توسعه است که باید با موازین اخلاق در علم منطبق باشد. در این مقاله به برخی اصول اخلاقی و فنی کار با ماهی گورخری بهعنوان یک گونه مدل زیستی در مطالعات علوم پزشکی پرداخته میشود.
علیرضا منجمی، امیرحسن موسوی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
«طبیسازی»، در ادبیات رایج آن، مفهومی انتقادی به پزشکی مدرن است؛ به معنای پیشروی و نفوذ پزشکی در ساحتها و حوزههای جدیدی از زندگی انسان و در نهایت، تبدیلشدن پزشکی به نوعی ابزار کنترل و تسلط اجتماعی. در این مقاله نشان دادهایم، اگرچه ادبیات رایج طبیسازی از ابتدای شکلگیری آن در اواسط قرن بیستم، نقدی منحصر به پزشکی مدرن است، کاستیهای مفهومی همین تلقی و فروکاستن طبیسازی به پزشکی مدرن که مبتنی بر زیستپزشکی است، خطایی معرفتشناسانه است. این خطا منجر به حالتهایی جدید از طبیسازی در لباس طبیزدایی و با سویههایی آسیبزاتر میشود. به ادبیات رایج طبیسازی، انتقادی دوسویه وارد است؛ پژوهشگران طبیسازی با تمرکز بر پارادایم زیستپزشکی، از طبیسازیهای رویکردهای دیگر پزشکی، مانند طبهای مکمل و جایگزین غفلت کردهاند. این خلأ مفهومی در ادبیات رایج، منجر به ایجاد فضا برای شکلگیری اَشکالی جدید از طبیسازی توسط طبهای مکمل و جایگزین شده است؛ روندهایی که در ظاهر، به طبیزدایی از پزشکی مدرن میپردازند؛ اما خود انواعی جدید از طبیسازی را بازتولید میکنند؛ فرایندهایی که ذیل دو مفهوم «پیراطبیسازی» و «کمیزیشن» (CAMization) توصیف شده است. مقصود از کمیزیشن رویههایی است که در آن مسائل روزمرهی زندگی انسانی، به مسائل سلامت در ادبیات طب مکمل و جایگزین منتقل میشود. در این مقال به طب سنتی ایران هم اشارهای شده است و نشان دادهایم که قرائت رایج بسیاری از جامعهشناسان پزشکی از طبیسازی که این پدیده را موضوعی منحصر به جوامع غربی و یکصد سال اخیر میدانند، محل مناقشه است.
رسول اسمعلی پور، نرگس دستمالچی، خلیل حاجی اصغرزاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
موضوع و هدف این مقاله، بررسی جدیدترین ملاحظات اخلاق زیستی مرتبط با کاربرد سلولهای بنیادی در پژوهش و بالین است. فناوری سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی، حوزهای میانرشتهای است که با بهرهگیری از علوم مختلف، سعی در تولید و ترمیم بافتها و درمان بیماریها با روشهای مبتنی بر سلولهای بنیادی دارد. با پیشرفتهای اخیر در علم زیستپزشکی و توانمندیهای بینظیر سلولهای بنیادی در درمان بیماریها، توجه به ابعاد اخلاقی این فناوری، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این تحقیق مروری، پس از معرفی اجمالی فناوری سلولهای بنیادی، چالشهای اخلاقی ازجمله: توجیهات لازم برای استفاده از سلولهای بنیادی، حقایق مربوط به رضایت آگاهانهی بیماران، حفظ کرامت انسانی و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی ناشی از استفاده از این سلولها را ارائه داده است. افزایش کاربرد روشهای درمانی که کارآیی برخی از آنها اثبات نشده و مراحل لازم را نیز طی نکردهاند، همچنین، عرضهی مستقیم محصولات تولیدی در مراحل پیشبالینی به مصرفکننده در بازار باعث شده است، ملاحظات اخلاقی استفاده از سلولهای بنیادی اهمیتی روزافزون پیدا کند. از طرفی، استفادهی غیراصولی از این سلولها ممکن است، باعث ایجاد بیماریهایی مانند سرطان یا گرفتگی عروقی شوند و مشکلی به مشکلات بیمار اضافه کنند. یافتهها مؤید این امر است که تطبیق قوانین و مقررات موجود با ملاحظات اخلاقی و پیشنهادهایی برای بهبود استانداردهای اخلاقی در پژوهشهای بالینی، با سلولهای بنیادی مدّنظر پژوهشگران و سازمانهای ذیربط، مرتبط است. نتایج این پژوهش، میتواند به راهنمایی پژوهشگران و سیاستگذاران در برنامهریزی زمینههای اخلاقی تحقیق کمک کند و در پی آن، به ارتقاء کیفیت و ایمنی پژوهشهای بالینی در حیطههای سلولدرمانی و پزشکی بازساختی منجر گردد.