15 نتیجه برای سقط جنین
علی پایا،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده
درباره جنبه های نظری بحث کرامت انسانی و ابعاد گوناگون شبکه معنایی آن و به خصوص آنچه که به آموزه های اخلاقی در این زمینه مربوط می شود، نکات زیادی از سوی فلاسفه اخلاق و دست اندرکاران اخلاق پزشکی مطرح شده است. نگاهی به آثار انتشار یافته در این زمینه آشکار می سازد که بسیاری از نویسندگانی که در این قلمرو به اظهار نظر پرداخته اند به طور عمده از منظر متعارف استدلال های فلسفی متکی بر حقوق یا عدالت، استدلال های کلامی متکی بر آموزه های دینی، اخلاقیات متکی بر اصالت مصداق particularism ، یا پراگماتیسم بحث درباره مسأله حرمت و کرامت اشخاص را به پیش برده اند. در مقاله حاضر کوشش می شود با استفاده از دیدگاه های برخی از فیلسوفان تحلیلی معاصر از منظری تازه و غیر متعارف به مسأله توجه شود. استدلال اصلی مقاله بر مفهوم محوری "ارزش حیات" استوار است. همه کسانی که در خصوص تحقیقات در حوزه سلول های بنیادی و مسأله مجاز بودن یا عدم وجود جواز اخلاقی برای پژوهش در مورد رویان های اولیه موضعی اتخاذ می کنند، یا کسانی که در زمینه اخلاقی بودن یا نبودن سقط جنین اظهار نظر می کنند یا آنان که می کوشند برای مسأله دشوار نحوه تخصیص منابع محدود درمانی راه حل مناسبی پیشنهاد کنند، دست کم به نحو شهودی باور دارند که حیات یک ارگانیزم انسانی، در هر شکلی، دارای ارزش ذاتی است، ولو آنکه این ارگانیزم در حالت کاملا تحول نیافته و در مرحله تخمک تازه لقاح یافته یا رویانی باشد که آماده جای گذاری در رحم است، یا جنینی که سیستم مغز و اعصابش شکل گرفته، یا انسان بالغی که در حیات اجتماعی خود دچار سقوط اخلاقی شده است. این اندیشه که برخی چیزها یا رویداد ها به خودی خود ارزشمندهستند- یعنی ما به آن ها برای خودشان احترام می گذاریم نه از این بابت که به علائق یا منافع ما خدمت می کنند- بخشی آشنا از تجربه های ماست. چنین باوری به تدریج از طریق تجربه های مستمر ما در زیست- محیط برای ما حالت "شهودی" پیدا کرده است. حال اگر با نظر ثانوی و از روی رویت در این باور شهودی دقیق شویم به جنبه های تازه ای از معانی پنهان آن پی می بریم. به عنوان نمونه به این نکته توجه می کنیم که از باورِ"ارزش داشتن حیات انسانی به نحو ذاتی" نمی توان چنین نتیجه گرفت که باید تا آن جا که ممکن است حیات انسانی را تکثیر کرد. درست به عکس، شهود دیگری از مجموعه شهود های ما، به ما می گوید که دست کم در برخی از نقاط جهان بهتر است شمار کم تری افراد زندگی کنند نه شمار بیش تری. به این ترتیب این پرسش مطرح می شود که اگر ارزش ذاتی داشتن حیات انسانی لزوما به معنی مستحسن بودن تکثیر آن نیست در این صورت چگونه ممکن است که این نکته واجد ارزش و اهمیت ذاتی باشد که حیات آدمی، همین که ظاهر شد، ادامه پیدا کند؟ مقاله می کوشد با تکیه بر ابزار فلسفه تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان میان دو مفهوم به ظاهر متعارض "ارزش ذاتی حیات" و "اخلاقی بودن قربانی کردن حیات تحت شرایط خاص" آشتی برقرار کرد.
فاطمه واثق رحیمپرور، فاطمه نوغانی، عباس مهران،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1388 )
چکیده
بهنظر میرسد پاسخگویی ماماها به سؤالات شرعی سادهی مطروحه از طرف زنانی که مقید به اجرای فرامین مذهبی هستند، میتواند در سلامت روان آنها نقش مفیدی داشته باشد. هدف از این مطالعه تعیین میزان آگاهی مربیان مامایی کشور در مورد مسائل شرعی مربوط به سقط جنین و نظر آنان نسبت به ضرورت آموزش این مسائل به مربیان و دانشجویان مامایی است.
در این مطالعه توصیفی و مقطعی، برای کلیهی مربیان مامایی هیأت علمی یا غیر هیأت علمی اعم از استخدام رسمی، قراردادی یا طرحی دانشگاههای علوم پزشکی دولتی کشور (270 نفر) پرسشنامه از طریق پست ارسال گردید. 136 نفر از این مربیان به سؤالات پاسخ دادند. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
بیشترین درصد مربیان مامایی شرکت کننده در این پژوهش، دارای آگاهی متوسط (6-4 امتیاز از 9 امتیاز) در مورد مسائل شرعی مربوط به سقط جنین بودند. اکثریت این مربیان، نسبت به عبارات مربوط به ضرورت آموزش مسائل شرعی سقط جنین نظر کاملاً موافق یا موافق داشتند و اظهار داشتند که آموزش این مسائل در حرفهی مامایی در حد زیادی اهمیت دارد. بیشترین درصد این مربیان، روش کارگاهی را جهت آموزش مسائل شرعی سقط جنین به خود و ایجاد واحد درسی مجزا را برای آموزش این مسائل به دانشجویان مامایی مناسب دانستند و اظهار داشتند که برای تدریس مسائل شرعی سقط جنین، مربیان مامایی که دورهی آموزشی این مسائل را گذراندهاند مناسبتر هستند.
باتوجه به میزان آگاهی نامطلوب مربیان مامایی در مورد مسائل شرعی سقط جنین و نگرش مثبت آنها نسبت به آموزش این مسائل، طبق نظر این مربیان میتوان با استفاده از روش کارگاهی به مربیان مامایی علاقهمند و داوطلب، آموزش لازم را در مورد مسائل شرعی سقط جنین ارائه نمود و سپس با ایجاد یک واحد مجزا برای دانشجویان مامایی، از این مربیان آموزش دیده جهت آموزش به دانشجویان مامایی استفاده کرد.
کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 1 - ( 12-1388 )
چکیده
این همانی، جایگاه اخلاقی و شخصانیت موضوعاتیاند که تأثیر فراوانی بر داوریهای اخلاقی در مورد موضوعات مرتبط با آغاز و پایان زندگی انسانی دارند. موجود انسانی که در نتیجهی لقاح حاصل میشود بعد از دو هفته به فرد انسانی و - از دیدگاه غالب اسلامی - بعد از حدود چهار ماه به شخص انسانی تبدیل و واجد جایگاه اخلاقی میشود. زمان تبدیل موجود انسانی به شخص انسانی نزد سایر مکاتب و ادیان متفاوت است. داوریهای اخلاقی در مورد روشهای کمک باروری، پژوهش بر روی رویان و سقط جنین باید با توجه به مراحل فوق به انجام برسند. همچنین اصلیترین شاخص این همانی انسان سامانهی عصبی مرکزی اوست و از همین رو مرگ مغزی را میتوان از دیدگاه معرفتشناختی شاخص خوبی برای تعیین مرگ بهشمار آورد.
محمد جواد موحدی، مژگان گلزار اصفهانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 1-1389 )
چکیده
از آنجا که سقط جنین یک مسألهی اخلاقی بسیار جدی است و عمدتاً، بحث راجع به آن شامل بحثهای سیاسی و حقوقی میشود، برآنیم تا پرسشهای جدیتر و بنیادیتری را که اکثراً پرسشهای اخلاقی هستند مورد بررسی قرار دهیم؛ چرا که به آنها توجه چندانی نشده است؛ سپس، با استفاده از نظریهی وظیفهگرایی و نقد نظریهی مقابل آن، یعنی غایتگرایی، پاسخی مناسب و معقول به این پرسشها بدهیم. با استفاده از تفاسیر وظیفه-گرایانه و غایتگرایانه، میتوان به راهحل مناسبی برای مسائل اخلاق پزشکی، از جمله مسألهی سقطجنین دست یافت. اما اینکه بر اساس کدامیک از این تفاسیر باید عمل نمود و از میان راهحلهای پیشنهادی وظیفهگرایی و غایتگرایی، کدامیک برای مسألهی سقط جنین مناسبتر و معقولتر می-نماید، چیزی است که بستگی به موقعیت و شرایط خاصی دارد که پزشک یا پزشکان در آن قرار گرفتهاند. اما بهنظر میرسد که از میان این تفاسیر و راهحلها، نظریهی اثر دوگانه که اساساً نظریهای وظیفهگرایانه است، راهحل مناسب و معقولی باشد.
سید محمد اکرمی، امیر باستانی، زهرا اوسطی،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده
سقط درمانی به ختم حاملگی قبل از قابلیت حیات جنین، برای حفظ سلامت مادر یا به دلیل بیماریهای جنینی اطلاق میشود. قانونگذار ایرانی پس از طرح نظرات فقهی و حقوقی پیرامون جواز سقط جنین قبل از ولوج روح به علت بیماریهای خاص، سرانجام در سال 1384 سقط درمانی را قانونی شناخت.
جهت نقد و بررسی صدور مجوز سقط جنین در مقالهی حاضر، کتب و مقالات فارسی و انگلیسی مرتبط با استفاده از کلمات کلیدی سقط جنین، سقط درمانی و خطای پزشکی بررسی شدند.
در این مقاله پس از پرداختن به تعاریف مربوط به سقط جنین، سقط درمانی و جواز یا حرمت سقط جنین قبل از ولوج روح به موردی اشاره میشود که در یکی از مراکز پزشکی قانونی با وجود تشخیص غیر قطعی اختلال کروموزومی جنین در هفتهی شانزدهم بارداری مجوز سقط صادر شده است. ابعاد گوناگون این موضوع از حیث رخداد خطای پزشکی بررسی شده است.
سقط درمانی راهکاری است که قانونگذار برای پیشگیری از بروز مشکلات آتی برای مادر، جنین و یا اجتماع آن را مجاز شناخته است. از آنجا که قانون سقط درمانی و آییننامهی آن با در نظر گرفتن مبانی شرع مقدس و علوم روز پزشکی تهیه و تنظیم گردیده، ضروری است پزشکان و مقامات مجاز در صدور مجوز این عمل، اصول اخلاقی و حقوقی را با دقت ویژهای مراعات نمایند.
سیده زهرا نعمتی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
قانون سقط درمانی سال 1384 بهصورت ماده واحده تصویب شد. در متن ماده واحده آمده است: « سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی مبنی بر بیماری جنین که بهعلت عقبافتادگی یا ناقصالخلقه بودن موجب حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توأم باشد قبل از ولوج روح (چهارماه) با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود.»
قید ولوج روح و ممنوعیت سقط درمانی پس از این زمان این سؤال را پدید میآورد که اگر جان مادر در خطر قرار گیرد و جنین سنی بیش از 120 روز داشته باشد آیا نمی توان مجوز سقط جنین صادر کرد؟ براساس گزارش سقط جنین که توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شده است هیچ کشوری وجود ندارد که در شرایط تهدید خطر جانی برای مادر، سقط را نپذیرد. در این مقاله ما لزوم قید ولوج روح را برای سقط درمانی، در شرایط خطر جانی برای مادر، به بحث گذاردهایم. بعد از چهارماهگی و حلول روح مطابق نظر همهی علما (آیات بهجت، صانعی، زنجانی، تبریزی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی و موسوی اردبیلی) بهجز آیت الله تبریزی و موسوی اردبیلی، به هیچ وجه اسقاط جنین جایز نیست.
حضرات آیات تبریزی و موسوی اردبیلی قائلند که در صورت خطر جانی برای مادر، اسقاط جنین حتی بعد از دمیده شدن روح نیز بلا اشکال است. همینطور آیت الله خامنهای سقط جنین پس از چهارماهگی را در صورت خطر مرگ هر دوی مادر و جنین و با امکان نجات مادر، جایز می دانند. علت این اختلاف نظر را میتوان از فحوای کلام امام خمینی استنباط کرد که فرمودند: بعد از دمیدن روح در جنین، حفظ جان یکی بر دیگری ارجحیتی ندارد و اگر علم به تلف شدن هر دو باشد و تنها امکان حفظ یکی از آنهاست، مورد باید با قرعه مشخص شود. در شرایط سقط درمانی که جان مادر در خطر است، نه امکان حفظ هر دو موجود است و نه انتخابی در کار است، چون حیات جنین، متوقف بر بقای مادر است و اگر جنین را انتخاب کنیم نمیتوانیم جانش را حفظ کنیم. بنابراین، هرچند ترجیحی بین زندگی مادر و جنین نباشد، تنها امکان حفظ زندگی مادر هست و در چنین شرایطی حفظ جان مادر بهتر از مرگ هردو است. اگر جنین در موقعیتی باشد که بتواند پس از مرگ مادر زنده بماند و به اصطلاح قابلیت زندگی را داشته باشد (Variable) نیز، ختم بارداری زندگی را به هر دو میبخشد و منعی ندارد. لذا بهنظر میرسد که مطرح کردن ولوج روح و چهارماهگی در فرض وجود خطر جانی برای مادر، لزومی ندارد و اکثر قریب به اتفاق مکاتب و مذاهب دنیا در چنین شرایطی سقط را میپذیرند بدون اینکه سن جنین مطرح باشد.
احمد شجاعی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
هر چند سرآغاز بحث اخلاق پزشکی به سالیان بسیار پیش از میلاد مسیح بر میشود ولی مایهی تأسف است که یک کریکولوم آموزشی اخلاق پزشکی که مورد قبول عموم در سطح جهان باشد وجود ندارد. در کشور ما نیز این نقیصه وجود دارد و از دانشگاهی به دانشگاهی دیگر برنامهی آموزش اخلاق پزشکی تفاوت میکند و حتی در گروه مدرسان اخلاق پزشکی نیز بسیار متنوع و مختلف است. این درحالی است که پزشکی یک حرفه است و آموزش و رعایت اخلاق پزشکی از عناصر جداییناپذیر آن است. اگر جامعهی پزشکی بهنحو مطلوب به اخلاق پزشکی مزین و عامل به آن باشد در آن صورت ما از سویی شاهد اعتماد روز افزون آحاد جامعه به پزشکان و از سوی دیگر شاهد حداقل موارد قصور پزشکی و شکایات از جامعهی پزشکی خواهیم بود. والا همچنان نظارهگر شرایط نامطلوب کنونی و افزایش بیاعتمادی بیشتر مردم، شکایات و نارضایتی آنان و نزول ارزش و جایگاه اجتماعی پزشکان خواهیم بود که این نه به نفع جامعه و نه به نفع مردم خواهد بود.. دبیر اسبق انجمن آموزش پزشکی اروپا میگوید: پزشکی به انتهای خود رسیده است اگر برای اعتلای اخلاق حرفهای چاره اندیشی نشود. رعایت حقوق انسانی، رعایت عدالت، خودمختاری فردی، راستگویی، رازداری، ارائهی مناسبترین خدمات درمانی و پیشگیری از عوارض از اصول اخلاق پزشکی است که پزشک باید آنها را تمام و کمال رعایت کند. امروزه، مسائل و موضوعات نوینی در حرفهی پزشکی بروز کرده است؛ مثل اتانازی، پیوند اعضا، همانندسازی، درمان در سطوح ژنی، اهدا اسپرم، پرورش جنین در رحم دیگران، سقط جنین قانونی و.. که هر کدام بحثهای اخلاقی خاص خود را میطلبد. یکی از این موارد، حق سقط جنین قانونی برای مادر است. ماده واحدهی سقط جنین: سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی، مبنی بر بیماری جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقصالخلقه بودن موجب حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توام باشد قبل از ولوج روح با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نیست. بر اساس این ماده واحده و با توجه به اصول اخلاق پزشکی، برای مادر حقوقی مترتب میشود که عبارت است از تشخیص بیماریها و ناهنجاریهای جنین قبل از ولوج روح (تا پایان 18 هفتگی حاملکی بر اساس LMP و تشخیص بیماریهای تهدیدکنندهی جان مادر در صورت ادامهی حاملگی قبل از ولوج روح در جنین در صورت مراجعهی مادر به پزشک. عدم تشخیص بهموقع ناهنجاریهای جنین و بیماریهای جنین و مادر امکان اقدام به سقط قانونی را از مادر سلب میکند که اولاً با اصل اخلاقی ارائهی خدمات تشخیصی و درمانی مطلوب و سودمند به بیمار در تعارض است و موجب رنج و عذاب جسمی و روانی برای مادر میشود و ثانیا در صورت شکایت بیمار، موضوع از جنبهی قصور پزشکی قابل پیگیری است. با عنایت به این اصل اخلاق پزشکی که پزشکان را ملزم به ارائهی خدمات تشخیصی درمانی مناسب و سودمند و پیشگیری از بروز صدمه و ضرر به بیمار میکند و با عنایت به اینکه در صورت عدم تشخیص بیماری و ناهنجاری جنین یا بیماری مادر پیش از ولوج روح، امکان اقدام به سقط قانونی از مادر سلب میشود، در این صورت پزشک مسؤولیت اخلاقی و قانونی خواهد داشت. آشنایی دقیق از قانون سقط جنین و آییننامهی اجرایی آن از نظر اخلاقی و قانونی برای پزشکان مفید و سودمند خواهد بود.
سمیه نقی زاده، مهدی ابراهیمپور میرزا رضایی، آزاد رحمانی، حسین رستمی، سهیلا دهقانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده
عدم آگاهی کادر درمانی از قوانین و مقررات سقط میتواند سلامت مادران را به خطر بیاندازد و مشکلاتی را برای جامعهی پزشکی ایجاد کند. هدف مطالعهی حاضر بررسی دانش و دیدگاه دانشجویان مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مورد سقط قانونی و غیرقانونی است. این مطالعه توصیفی – تحلیلی (مقطعی) در سال 1392 بر روی 300 نفر از دانشجویان مامایی دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامهی چهارقسمتی بود. قسمت اول تا چهارم بهترتیب شامل مشخصات فردی- اجتماعی و آموزشی دانشجویان مامایی، بررسی دانش دانشجویان در مورد قوانین و مقررات سقط جنین در ایران، بررسی دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی و غیرقانونی بود. در این مطالعه جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار آماری SPSS ویرایش 13 استفاده شد و 05/0 P≤معنیدار در نظر گرفته شد. 7/26 درصد از دانشجویان مامایی در مورد سقط جنین دانش خوب، 7/53 درصد دانش متوسط و 7/19 درصد دانش ضعیف داشتند. 3/89 درصد از دانشجویان نگرش مثبت و 7/10 درصد نگرش منفی نسبت به سقط جنین قانونی داشتند و 3/78 درصد از دانشجویان مخالف سقط غیرقانونی جنین بودند و تنها 65 نفر (7/21 درصد) موافق سقط غیرقانونی بودند. نتایج آزمون T-test نشان داد که بین دانش دانشجویان در مورد سقط جنین (76/0P≤) ، دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی (44/0P≤) و دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین غیرقانونی (081/0P ≤) ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. دانش کم دانشجویان مامایی درخصوص قوانین سقط جنین، حتی در کمتر از 20 درصد دانشجویان یک خطر محسوب میشود و میتواند احتمال مواجههی این دانشجویان با مشکلات قضایی را در آینده افزایش دهد. بنابراین، توصیه میشود با افزایش سطح دانش دانشجویان مامایی درخصوص موارد مجاز سقط درمانی و قوانین مربوط به آن و نیز مجازاتهای سقط جنین جنایی، از میزان بروز چنین مشکلات قضائی در آینده کاسته شود.
فرزانه زاهدی انارکی، باقر لاریجانی، بنفشه کریمی، سمانه تیرگر، کبری خزعلی، سوده تیرگر، نسرین حمیدی ابرقویی، فاطمه میرزایی (لطفی آذر) ،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
مسألهی سقط یکی از موارد مشکل در اخلاق زیستی است. این بحث در موارد سقط جنین ناهنجار، وجوه مورد اختلاف بیشتری دارد. بررسی مطالعات حاکی از آن است که عمدتاً دو مورد، بحثبرانگیز بودهاست؛ اول آنکه آیا حیات جنین ناهنجار باید حفظ شود؟ و دوم آنکه سرانجام نفس (نباتی، حیوانی) در جنین ناهنجار پس از سقط اختیاری (منظور از سقط اختیاری در این نوشتار، سقط درمانی (قانونی) و سقط عمدی غیر قانونی است.) چه خواهد بود؟ دیدگاههای مختلف پاسخهای گوناگونی را به این دو پرسش دادهاند. مطالعهی حاضر پژوهشی است مروری- توصیفی که پاسخ دو پرسش یاد شده را با تمرکز بیشتر بر حق حیات، در فلسفهی صدرایی در کتب ملاصدرا و نیز تألیفات امام خمینی (ره) میکاود. نتایج این مطالعه نشان میدهند که بر اساس دیدگاه ملاصدرا تمام جنینها دارای نفس بالقوهی انسانی هستند؛ هر چند که ظاهری بسیار ناقص داشته باشند. او جنین را نبات بالفعل و البته دارای استعداد برای «انسانشدن» میداند. با توجه به این دیدگاه که هم بدایتنگر است و هم غایتنگر، جنین ناهنجار، حق حیات دارد؛ چراکه مطابق برهان حرکت جوهری ملاصدرا چنین میتوان گفت که سقط، تکامل برزخی نفس را با مشکل مواجه میسازد و حتی ممکن است در حشر موجود نیز خلل ایجاد کند.مسلم است که در جامعهی ما که صبغهی اسلامی دارد برای تصمیمگیری در مورد سقط جنین باید دیدگاههای دینی را مورد لحاظ قرار داد. البته مبانی فلسفی بهتنهایی نمیتوانند برای دادن حُکمی در مورد سقط جنین، کارا و مفید باشند؛ بلکه هماندیشیهای تخصصی و میانرشتهای ضرورت دارند تا به لطف خداوند، شاهد تحلیل مناسب چالشهای اخلاقی در مورد این مسأله باشیم.
ملیحه کدیور، منصوره مدنی، مرجان مردانی حموله، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
نارسایی مزمن کلیوی وضعیتی تهدیدگر برای زندگی نوزادان است که خانوادههای آنان را نیز تهدید میکند. بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان تحت فشارهای جسمی، روانی و اجتماعی زیادی قرار میگیرند. بنابراین، به خدمات تسکینی و حمایتی نیازمند میشوند. بهعلاوه، اخلاق نقش مهمی در مراقبت از این بیماران و خانوادههای آنان دارد. هدف این مطالعه، شناسایی رویکردی اخلاقی در زمینهی فراهمسازی خدمات طبی، تسکینی و حمایتی برای نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان است. مطالعهی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شدهاست. نمونهی معرفی شده، یک نوزاد پسر با تشخیص نارسایی کلیه بود که در ارزیابیهای انجام شده، هیدرونفروز دوطرفهی شدید و کیستهای متعدد کلیوی، همراه با کراتینین بالا یافت شد. در بررسیهای بعدی همچنان فیلتراسیون گلومرولی پایین و فشارخون بالا وجود داشت. پزشکان پس از انجام دیالیز صفاقی اولیه، تعبیه کاتتر دیالیز صفاقی مداوم سرپایی (Continuous ambulatory peritoneal dialysis: CAPD) را تحت عمل جراحی برای انجام دیالیز مستمر پیشنهاد دادند تا در صورت رسیدن شیرخوار به سن بالاتر، کاندید پیوند کلیه شود. اما والدین رضایت ندادند و بیمار را با رضایت شخصی ترخیص کردند که چند هفته بعد، نوزاد در منزل فوت کرد. بهنظر میرسد کارکنان درمانی نیازمند بهکارگیری راهبردهای کارآمد اخلاقی جهت ارائهی خدمات طبی، حمایتی و تسکینی به نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان هستند. این خدمات، علاوه بر خدمات تسکینی و مراقبتی جهت خانواده و بیمار، شامل حمایت روانی و یاری به خانوادهی بیمار در اتخاذ تصمیمی میشود که کمترین ضرر را عاید بیمار کند.
زینب دهقانی نیستانی، علیرضا آل بویه،
دوره 9، شماره 4 - ( 7-1395 )
چکیده
«دفاع از خود» در برابر تهدیدات از حقوق اخلاقی هر شخص است. بر مبنای همین حق اخلاقی، شخص میتواند در برابر کسی که جان او را تهدید میکند از خود دفاع کند؛ هر چند که منجر به مرگ آن فرد شود. این اصل یکی از پرکاربردترین اصول اخلاقی در مباحث مربوط به اخلاق جنگ و کشتن است؛ اما با این حال، فیلسوفان اخلاق به مناسبتهای مختلف نیز در موضوعات دیگر از این اصل اخلاقی یاد کردهاند، از جمله جواز سقط جنین در موارد تعارض جان مادر و جنین. Judith Thomson، اولین فیلسوف اخلاقی است که در مقاله معروف و تأثیرگذار خود با عنوان «دفاع از سقط جنین» با تمسک به همین اصل اخلاقی به دفاع از سقط جنین در این مورد میپردازد. Thomson در تقسیمی بیسابقه بارداری را به دو نوع، بارداری خواسته و ناخواسته، تقسیم میکند و در بارداری خواسته در مواردی که جان مادر از سوی جنین در معرض خطر باشد حکم به جواز سقط جنین میکند و در همین رابطه، جواز یا عدم جواز دخالت شخص ثالث در انجام سقط جنین را نیز مطرح کرده است. شیوه استدلال او انتقادات فراوانی را به دنبال داشته است؛ حتی کسانی که موافق اصل ادعای او هستند نیز اشکالاتی به وی وارد کردهاند و تمسک Thomson به اصل «دفاع از خود» را بیربط به این موضوع دانستهاند. در این مقاله به لحاظ اخلاقی، مدعای Thomson درباره جواز سقط جنین در بارداری خواسته، در مواردی که جان مادر در معرض خطر است، با تمسک به اصل «دفاع از خود» و نیز جواز دخالت شخص ثالث بررسی و نقد خواهد شد.
مرضیه کریمی بهزاد، لیلا نیکویینژاد،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
سقط جنین همواره بهعنوان یکی از مسائل پرجنجال و حاشیهبرانگیز در طول تاریخ بشری مطرح بوده است. عدهای از فیلسوفان اخلاق با تکیه بر نظریههای هنجاری، با هدف بیان مستدلتر مسأله، سقط جنین را به شکل دیگری طرح کردهاند و آن را در قالب نظریهی وظیفهگرایی، سودگرایی و اخلاق فضیلت بررسی کردهاند. هدف پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه پیتر سینگر از فیلسوفان اخلاق استرالیایی است که مسألهی سقط جنین را از منظر سودگرایی ترجیحی در کانون توجه قرار داده است. او علاوه بر سقط جنین به بحث اتانازی، حقوق حیوانات و کودککشی نیز پرداخته است. در این نوشتار، سعی شده است تا با روش توصیفیتحلیلی حکم اخلاقی سقط جنین از دیدگاه پیترسینگر تبیین شود؛ اما با توجه به ناکافیبودن ادلهی توجیهی سودگرایانی مثل سینگر دربارهی جواز سقط جنین و حتی اذعان وی به ناکارآمدی این نظریه در برخی مواقع، به نظر میرسد یادگیری و بهکارگیری دیگر نظریههای هنجاری در مواقع خاص میتواند در ارائهی راهکارهای مناسب برای حل معضلات اخلاقی مرتبط با این مسأله مؤثر باشد.
مریم خوشدل روحانی، رحیم دهقان سیمکانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
دیوید بناتار، به تأثیر از نیچه و شوپنهاور، زندگی این دنیا را پر از رنج و زحمت دانسته و معتقد است وجودنیافتن، بر وجودیافتن در این دنیا، ارجحیت دارد. هدف از نگارش این مقاله، بهچالشکشیدن رهیافت بناتار، با روشی تحلیلی و استنادی است. بناتار دو استدلال برای ادعای خود بیان میکند؛ یکی استدلال نبود تقارن و دیگری، استدلال کیفیت زندگی است. در این مقاله، هر دو استدلال وی، تبیین، تحلیل و نقد شده است. در استدلال اول، بناتار شواهد کافی برای اثبات ادعای خود ارائه نداده است؛ ادعایی مبنی بر اینکه درد و رنجی را که نوع انسان در این دنیا تجربه میکند، موجب ترجیحِ نبودن است. در استدلال دوم نیز، او عنصر رضایت فردی و استقلال شخصیت انسانها را نادیده گرفته و قضاوت آنها در رابطه با زندگیشان را ناشی از خوشخیالی دانسته است. بناتار معتقد است ازآنجاکه انسانها از توانایی عادتدادنِ خود با شرایط برخوردارند، بر این باورند که بودن آنها بر نبودن ترجیح دارد. او با این بیان، به جای حل مسألهی رنج، اصل صورتمسأله را پاک کرده و نبودن را بر بودن ترجیح داده است. اخلاقیبودن سقط جنین، غیراخلاقیبودن ازدواج و تولید مثل و روادانستنِ اتانازی غیرداوطلبانه و انقراض نسل بشر، ازجمله پیامدهای رهیافت بناتار است که هیچیک دفاعکردنی نیست.
جنت مشایخی، زینب درخشان، علیرضا پارساپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
شأن اخلاقی انسان یا بهعبارت دیگر، کرامت انسانی او، از دیرباز در کانون بحث و گفتوگوی متفکران مختلف قرار داشته است. تقریباً، همهی نظریههایی که به این موضوع پرداختهاند، در اصل کرامتداشتن انسان و برتری جایگاه او نسبت به همهی موجودات هستی همنوا هستند؛ ولی در چرایی و ملاکهای این کرامت و برتری تفاوتهایی وجود دارد. تصمیمگیری در خصوص سرنوشت جنین، اعم از حفظ یا سقط او، در گرو تعیین تکلیف صاحبنظران دربارهی مبنا و ملاک کرامت و جایگاه انسانی و شأن اخلاقی جنین است. دو گروه نظریه به مبحث کرامت جنین پرداختهاند: نظریات سکولار و نظریات مبتنی بر ادیان و مکاتب. نظریات سکولار واجد جاذبههایی است که شهود انسانی تاحدی آن را میپذیرد؛ اما هیچیک خالی از نقد نیست و نقدهای وارد بر هر تئوری، همه در جای خود،تأملبرانگیزند؛ ازاینرو، این مقاله ضمن مرور برخی از نظرات سکولار و ادیان و مکاتب در زمینهی جایگاه جنین و پرداختن به نقد برخی از آنها، نظریهی غالب کرامت انسانی جنین را بر مبنای تفکر شیعی ارائه میدهد. پیداکردن ریشهی کرامت انسان با تکیه بر اندیشهی بشری و بدون بهرهگیری از منبع ماورای بشری و وحی، با چالشهای جدی روبهروست. جنین انسانی، به علت استعداد تبدیلشدن به انسان، از همان ابتدای وجود، دارای جایگاهی ارزشمند است که با افزایش سن جنینی، بر ارزش آن افزوده میشود؛ تاآنکه با ولوج روح از سوی خداوند، کرامت انسانی مییابد. بر مبنای برداشت از معارف دینی، این ارزشمندی به دلیل صفات انسانی نیست؛ بلکه به خاطر اعطای آن در مقطع ولوج روح از سوی خداوند است؛ گرچه حتی سلول تخم نیز، به دلیل بالقوگی تبدیلشدن به انسان، نهتنها نباید از میان برده شود، بلکه باید مراقبت و حفاظت گردد.
محمد چهکندی، یاسمن صادقی، وجیهه تنومند،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
سالانه حدود ۷۳میلیون سقط جنین القایی در سراسر جهان رخ میدهد. سقطهای القایی به دو دسته تقسیم میشوند: درمانی (یا قانونی) و غیرقانونی. سقطهای غیرقانونی اغلب در موقعیت ناایمن انجام میشوند. کشورهای مختلف بر اساس اصول ایدئولوژیک خود، شرایط خاصی را قانونی و برخی دیگر را غیرقانونی اعلام میکنند. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی ابعاد چالشهای اخلاقی سقط جنین و دیدگاههای مرتبط با آن در جوامع اسلامی انجام شده است. مواد استفادهشده در این مطالعه، حاصل جستوجو در پایگاههای دادهی PubMed SID, CINAHL, Cochrane, و Google Scholar است. سه پژوهشگر، این جستوجو را بهطور جداگانه با استفاده از کلمات کلیدی استاندارد Mesh مانند سقط جنین، اسلام، اخلاق و ترکیب آنها با عملگرهای AND و OR انجام دادهاند. انتشار مقاله از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، داشتن کلمات کلیدی پیشگفته در عنوان، چکیده یا واژگان کلیدی و امکان دسترسی به متن کامل، معیارهای ورودِ مطالعات به پژوهش بودند. پس از بررسی اولیهی چکیدهی مقالات و حذف مقالات تکراری و نامرتبط، دوازده مقاله انتخاب و بررسی شدند. عوامل متعدد، ازجمله: تمایل به بارداری، وضعیت سلامت مادر و جنین، خانواده، انگ اجتماعی و مقررات قانونی و مذهبی بر تصمیمگیری برای سقط جنین اختیاری اثر میگذارند. با وجود موضع قاطع اسلام دربارهی سقط جنین، مباحثات جاری پیرامون این موضوع، ناشی از چالشهای مرتبط با دسترسی به روشهای سقط جنین ایمن و حقوق مادر است. در اسلام، سقط جنین مجاز نیست؛ مگر در مواقعی که عمر جنین کمتر از چهارماه باشد، اختلالات کروموزومی او تشخیص داده شود یا ادامهی بارداری برای مادر خطرناک باشد؛ بااینحال، محدودیتهای دسترسی به خدمات سقط جنین، تعداد بارداریهای ناخواسته را کاهش نمیدهد و در عوض، مادران باردار را به استفاده از روشهای ناایمن سقط جنین سوق میدهد که باعث آسیبهای جسمی و روانی، بهویژه برای اقشار آسیبپذیر جامعه میشود؛ علاوهبراین، محدودیتهای غربالگری قبل از تولد، به تولد نوزادانی با نقصهای ژنتیکی کمک میکند؛ همچنین، دسترسی به خدمات سقط جنین ایمن، بهعنوان یک حق شهروندی تلقی میشود. این مسائل سؤالاتی را دربارهی مزایای ممنوعیت سقط جنین مطرح میکند.