جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای سلامت عمومی

مهران سیف فرشد، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، آرزو خاتمی زنوزیان،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

مراقبت‌های سلامتی اولیه (PHC) برای بیش از سه دهه به‌عنوان یک استراتژی جهانی برای حصول اطمینان از تأمین سلامت برای همه‌ی مردم اعلام شده است. در طی سالیان اخیر، علی‌رغم توجه به مباحث اخلاق زیستی کم‌تر به موضوعات اخلاقی، حیطه‌ها و پیامدهای آن‌ها در سطح اجتماعی و سلامت عمومی پرداخته شده است. دست اندرکاران و سیاست‌گذاران بهداشت عمومی همواره با مسائل اخلاقی و شاخصه‌های PHC مواجه می‌شوند و باید آن‌ها را حل و فصل کنند. ماهیت سلامت عمومی، تمرکز بر جمعیت و جوامع است و در سلامت عمومی، تنش بین اتونومی افراد و مسؤولیت در قبال دیدگاه‌ها و نیازهای جوامع و مردم برجسته‌تر است. هم‌چنین، مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، از جمله تخصیص عادلانه‌ی منابع محدود بیش‌تر نمایان می‌شود.
در زمینه‌ی سلامت عمومی، مسائل اخلاقی اولیه نگرانی از تنشی را بیان می‌کنند که بین حقوق و منافع افراد و منافع جامعه وجود دارد. از جمله در سیاست‌ها و برنامه‌های مربوط به آزمایش یا گزارش اجباری بیماری‌ها. چنان‌چه یک داوطلب سالم یا بیمار، حق دارد به‌طور کامل در مورد خطرات و فواید پژوهش آگاه شود افراد سالم کل جمعیت نیز از این حق برخوردارند که اگر موضوع خدمات و برنامه‌های پیشگیری قرار گیرند، آگاهی کافی به‌دست آورند. به‌هر حال، چالش‌های جدیدی در حیطه‌ی سلامت عمومی مانند تخصیص منابع در سطح کلان سیستم سلامتی، علوم و تکنولوژی‌های جدید، طرح ژنوم انسانی و جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل حجم عظیم اطلاعات به‌وجود آمده است. در طول 20 سال گذشته و بیش‌تر، بدنه‌ی جامع اخلاق زیستی در چالش‌های اخلاقی در سطح فردی تکامل یافته است. برای مثال، در رابطه با تصمیم‌گیری پایان عمر، سقط جنین یا تحقیقات پزشکی. با این حال، بسیاری از چارچوب‌های تأسیسی و اصول در اخلاق زیستی استفاده نسبتاً محدودی در سطح جمعیت دارند. اخلاق مدت طولانی است که به‌عنوان زیر بنای مراقبت‌های سلامتی اولیه شناخته شده است و در حالی که درک از اخلاق در حمایت از بسیاری از مراقبت‌های بهداشتی و پژوهش‌ها توسعه داده شده است، تلاش اندکی برای تدوین چارچوب اخلاقی متمرکز در مراقبت‌های سلامتی وجود دارد. در حال حاضر کدهای اخلاق در پژوهش، اخلاق زیستی، اخلاق سیاست عمومی و اخلاق عمومی تدوین شده است و لازم است محققان اخلاق زیستی در مورد چارچوب‌ها و رویکردهایی که ممکن است به‌طور خاص در حیطه‌ی مسائل اخلاقی در زمینه‌ی مراقبت‌های بهداشتی به‌وجود آیند تمرکز بیش‌تری داشته باشند، چراکه تفکر در مورد ارزش‌های گروهی جوامع یا حتی کل جامعه اغلب ممکن است به تأکیدات مختلف در تجزیه و تحلیل اخلاقی و نتیجه‌گیری‌های مختلف در مورد اعمال اخلاقی مناسب منجر شود. لذا مطالعه‌ی ‌حاضر مطالعه‌ای تطبیقی در بین چارچوب‌های اخلاقی کشورهای مختلف و کشور ایران در زمینه‌ی برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی است تا بتوان از نتایج آن در تدوین چارچوب اخلاقی مناسب برای تصمیم‌سازی اخلاقی در چالش‌های مراقبت‌های بهداشتی، تدوین و ارائه‌ی راهنماهایی در چگونگی تخصیص منابع در مراقبت‌های بهداشتی و ارائه‌ی چارچوبی اخلاقی برای بررسی دقیق سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی، بهره‌ی لازم گرفته شود.


عبدالله صلواتی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

زمانی که واژه‌ی سلامت عمومی به میان می‌آید، واژه‌های مراجع، پزشک، پرستار، کادر درمان و مراکز درمانی نیز به ذهن خطور می‌کند؛ اما این همه‌ی ماجرا نیست. سلامت عمومی در محیطی ۳۶۰ درجه قرار دارد که افراد یادشده (مراجع و پزشک و...)، تنها بخشی از آن را به خود اختصاص می‌دهند. برخی از مصادیقی که کمتر به چشم می‌آیند، عبارت‌اند از: سیاست‌گذاری و حکمرانی سلامت، قوانین، ابعاد اجتماعی، محیط زیست، فناوری و داده‌ها، جامعه و فرهنگ، انسان، مشارکت، آموزش، امنیت. دورشدن از این محیط ۳۶۰ درجه می‌تواند سلامت عمومی را دستخوش اختلال کند؛ البته می‌توان سلامت را در این محیط دید اما سلامت در معرض تهدید باشد؛ زیرا این محیط ۳۶۰ درجه، استعداد آن را دارد که بدون انسان لحاظ شود و در غیبت انسان برنامه بریزد و چرخ‌دنده‌های بزرگ آن، «دیگری» را در خود هضم و از میدان به ‌در کند. زمانی که من، «دیگری» را به‌شکل «شیء»، «بیمار»، «مشتری»، «فرصت مالی» یا «فرصت برون‌شد از مشکلات» ببینم، آنچه حاضر کرده‌ام، مجموعه‌ای از تقلیل‌هاست، نه «دیگری» و نه «انسان». در این حالت، اخلاق سلامت عمومی، زمینی برای ایستادن ندارد. در این پژوهش، برای تحلیل و توصیف این نوع نگاه به اخلاق سلامت و این تقلیل‌ها، از نگرش «دیگری»مدارِ فیلسوف بزرگ جهان اسلام، ابن‌سینا و متفکر برجسته‌ی فرانسوی، ایمانوئل لویناس کمک گرفتیم. این پژوهش، بر اساس رویکرد پدیدارشناسانه به توصیف تجربه‌های زیسته از سلامت عمومی و رابطه‌ی آن با اخلاق، به مدد آرای ابن‌سینا و لویناس پرداخته است. امکانات درونی‌ فلسفه‌ی ابن‌سینا ازجمله: «شهرت، موقعیت، رفتارهای ظاهری و سن و سال، حجاب راه دیدن دیگری است»، «انسان‌ها گاهی به باطل اشتغال دارند» و «دیدن حق و ابتهاج به او» و ظرفیت‌های فلسفه‌ی لویناس ازجمله: «دیگری به‌مثابه نامتناهی»، «دیگری به‌مثابه امری که باید حمل شود» و «مسئولیت در قبال مسئولیت دیگری» کارت دعوتی برای خروج از «من» و دیدن و تکریم «دیگری» در محیطی ۳۶۰ درجه است. امری که از لحاظ متافیزیکی می‌تواند مبنای برون‌شد از وضعیت نامطلوب و نامتعارف در سلامت عمومی و خروج از «من» و نگریستن به «دیگری» در پرتو بیکران باشد. سیاست‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، مدیریت‌ها و عملکردهایی که «دیگری» را به هزینه‌های اقتصادی تقلیل می‌دهند، بی‌تردید به حاشیه‌نشینی گروه‌های خاص (مانند نادیده‌گرفتن مناطق روستایی یا محروم) منتهی می‌شود و توانش در فقره‌ی عدالت توزیعی، همانند تأمین داروها و خدمات بهداشتی اساسی برای همه، تضعیف می‌شود و در مجموع، سلامت عمومی و اخلاق سلامت عمومی را دستخوش بحران می‌کند و در قبضی ناخواسته «عموم» را در «سلامت عمومی»، به «عموم کسانی که توان تأمین هزینه‌ی سلامت را دارند» فروکاست می‌دهد. در سنت ما «دیگری» فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و موقعیت اجتماعی، «خانواده‌ی خدا»ست. در حدیث آمده است: «اَلْخَلْقُ عِیَالُ اَللَّهِ فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَی اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَی أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً» (کافی، ج۲: ص۱۶۴) و مادامی‌که پزشک، کادر درمان، مراکز درمانی و سیاست‌گذاری‌ها، «دیگری» را به رسمیت نشناسند و تمرین شناختی برای کسب مهارت خروج از «من» به سمت و سوی «بی‌کران» پیدا نکنند، سلامت عمومی بر مدار ۳۶۰ درجه رخ نمی‌نماید و آفتاب بی‌منت سلامت بر همه نمی‌تابد و بهبود و امیدواری جایشان را به شوره‌زار رنج و یأس می‌سپارند. در این فضا، «منِ» پزشک، «منِ» کادر درمان، «منِ» مراکز درمانی، «منِ»سیاست‌گذاری، و «منِ» فرایندها، رویه‌ها، برنامه‌ها و مدیریت‌ها، با فرورفتن در باتلاق تقلیل‌های رنگارنگ، «دیگری» را دستخوش تحقیر یا سرکوب یا حذف می‌کند و پشتوانه‌ی اخلاقی سلامت عمومی بر باد می‌رود.
 

فرزانه سلیمانی، لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، واکسیناسیون بار بیماری‌های عفونی را بسیار کاهش داده است؛ بااین‌حال، نرخ اندک بیماری، به معنی نبودِ نظارت مداوم بر تهدید شیوع نیست. وجود افراد غیرایمن می‌تواند هر منطقه‌ای را در معرض خطر شیوع احتمالی بیماری قرار دهد. این مطالعه‌ی مروری، با هدف ارائه‌ی بینشی درباره‌ی چالش‌های اخلاقی امتناع والدین از واکسیناسیون اجباری کودکان و شناسایی شکاف‌های دانش در این حوزه برای تحقیقات بیشتر در کشور انجام گرفت. نخست، جست‌وجو در پایگاه‌های داده‌ی PubMed و ScienceDirect انجام شد. مجموعه‌ی نهایی، شامل 35 مقاله‌ی دانشگاهی، ۱ کتاب و ۱ پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد بود. جنبش‌های ضد واکسن در ایران نیز، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، در سال‌های اخیر (به‌خصوص بعد از واکسیناسیون علیه بیماری کووید ۱۹) رشد کرده است. این جنبش‌ها عمدتاً به دلایلی ازجمله: مکتب فکری و اعتقادات مذهبی، سواد بهداشتی ضعیف، نداشتن اعتماد به نظام‌های بهداشتی، تجربیات شخصی یا اجتماعی به مخالفت با واکسیناسیون می‌پردازند. از دیرباز، واکسیناسیون اجباری اغلب به دلیل نگرانی‌های اخلاقی درباره‌ی اجبار، محل بحث بوده است. یکی از عمده‌ترین چالش‌های اخلاقی، تقابل اتونومی والدین با سلامت عمومی است. میزان احترام به اتونومی والدین، یکی از موضوعات کلیدی در اخلاق واکسیناسیون است. مسائلی همچون: اطلاعات نادرست یا اندک یا درک نامناسب اطلاعات می‌تواند اتونومی والدین را محدود کند. از طرفی، دولت نیز وظیفه و منافعی در محافظت از کودک در برابر آسیب دارد و می‌تواند در موقعیت‌هایی که کودک در معرض خطر قرار می‌گیرد، اتونومی والدین را به چالش بکشد. به‌عنوان نتیجه‌گیری کلی می‌توان بیان کرد که میزان اتونومی والدین در مداخلات برنامه‌ریزی‌شده همانند واکسیناسیون، بستگی به نسبت بین منفعت و بار آن مداخله دارد (با درنظرگرفتن اصول سودرسانی و ضرررساندن)؛ هرچقدر میزان منفعت بیشتر باشد، اتونومی والدین کمتر تعیین‌کننده است و بالعکس. در مطالعات متعددی که به این موضوع پرداخته‌اند، راهکارهایی همچون: آموزش عمومی، آموزش والدین امتناع‌کننده از واکسن و ارائه‌ی اطلاعات مبتنی بر شواهد، دراختیارگذاشتن منابع معتبر برای جست‌وجو و مطالعه، شناسایی اثرات کنترل‌گر بر اتونومی والدین، انجام‌دادن ویزیت‌های مکرر و در نهایت، استفاده از سیاست‌های منفی، همچون: اعمال قانون و جریمه و منع ورود به مهدکودک‌ها و مدارس پیشنهاد شده است.

مهران سیف فرشد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

مراقبت‎های سلامتی، علاوه بر اینکه از حقوق تصریح‌شده در بیانیه‎ها و اعلامیه‎های مختلف جهانی در حقوق بشر هستند، کارکرد دیگری نیز برای توسعه‌ی جوامع بشری دارند. چهار اصل اخلاقی زیست‌پزشکی ارائه‌شده‌ی بوشامپ و چیلدرس، در تحلیل و تصمیم‎گیری‎های اخلاقی نقشی بسزا دارند؛ جنبه‎هایی دیگر نیز وجود دارند که در این اصول کمتر خودنمایی می‎کنند، اما خود به‌عنوان اصول و قواعد ضروری در سیاست‌گذاری و برنامه‎ریزی‎های کلان و خُرد حوزه‌ی سلامت باید مدنظر قرار گیرند. دو نمونه از این قواعد اساسی که جایگاهی ویژه‎ دارند، اصل هم‌بستگی یا انسجام اجتماعی و اصل پایداری و تداوم خدمات است. اصل هم‌بستگی اجتماعی، به چگونگی اتحاد و پیوستگی و همکاری جامعه اطلاق می‌شود. جامعه‌ی‎ اجتماعی منسجم، جامعه‎ای است که تنوع فرهنگی را دربرمی‌گیرد، به حقوق بشر و حاکمیت قانون احترام می‎گذارد و تعهد مشترک به نظم اجتماعی و مسئولیت جمعی را نشان می‌دهد. هم‌بستگی (Solidarity)  اجتماعی می‎تواند خطرات سلامتی را در محیطی که در آن روابط قوی جامعه، در نتیجهی همکاری برای به‌اجرادرآوردن شرایط شکوفایی و زندگی عاری از ناتوانی و بیماری شکل گرفته است، کاهش دهد. از سوی دیگر، نظام سلامت، متعهد به ایجاد و حفظ محیط مراقبتی پایدار و باکیفیت است. پایداری و تداوم خدمات، زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که قوانین مرتبط با وظایف اخلاقی مطلوب، همچون: به‌حداکثررساندن منافع ممکن، موازنه‌ی مزایا در برابر خطرات، رفتار عادلانه با دیگران (حتی نسل‌های آینده) و احترام به حقوق عامه‌ی جامعه لحاظ شده باشد. تداوم در مراقبت‎های سلامتی بدان معناست که مردم از این طریق، هماهنگی میان خدمات سلامت و توجه بیشتر به آن را به دست خواهند آورد. نبود تداوم و استمرار در سیاست‌های سلامت و ارائه‌نشدن مداوم خدمات بهداشتی‌درمانی می‌تواند بزرگ‌ترین آسیب را به حس اعتماد عمومی مردم برساند. درک مفهومی از تداوم و پایداری خدمات سلامت در اخلاقیات سلامت عمومی ضروری است؛ به‌خصوص اگر بتواند نشان دهد که در کنار سایر اصول، موقعیتی را فراهم می‌سازد تا سیاست‌ها و برنامه‌ها و خدمات سلامتی به دور از تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، دسترسی به بالاترین سطح سلامتی را ممکن می‌سازند؛ البته تداوم و پایداری خدمات، به معنای سکون خدمات و پاسخ‌ندادن به نیازهای به‌روز مردم و جوامع نیست. فراموشی این دو اصل یا قاعده در سیاست‌گذاری و طراحی برنامه‎های سلامت، به اعتماد عمومی جامعه و در نهایت، به شاخص‎های سلامتی فردی و اجتماعی، آسیب جدی وارد می‎سازد. نوشته‌ی حاضر بر اهمیت ادغام اصول انسجام اجتماعی و پایداری در چهارچوب‌های سیاست سلامت، برای ایجاد اعتماد، اطمینان از دسترسی و توسعه‌ی نتایج بلندمدت سلامت عمومی تأکید دارد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb