47 نتیجه برای طب
سید محمود طباطبایی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده
در آثار بهجای مانده از اطبای مسلمان، بهویژه محمدبن زکریای رازی، نکات مهمی در ارتباط با اخلاق پزشکی
مطرح شده است که میتوان آنها را در سه بخش عمده مطرح کرد:
1-رعایت موازین اخلاقی در پرداختن به حرفهی پزشکی: رازی با توجه به نظریات پزشکان برجستهی معاصر و
پیشکسوت خود، تأکید زیادی بر ویژگیهای شخصیتی متعددی میکند که پزشک باید از آنها برخوردار باشد تا بتواند شایستهی طبابت باشد. بهعنوان مثال، وارستگی و آراستگی در ظاهر و رفتار، رازداری، پرداختن به مطالعه، خودداری از اتلاف وقت در کارهای بیهوده و ناشایست، عدم توجه به مادیات و استفاده از طبابت بهعنوان تجارت، داشتن اعتماد بهنفس مناسب در هنگام کار و احترام گذاشتن به بیمار، از ویژگیهای پزشک خوب بهشمار میآیند.
2-رعایت موازین اخلاقی در امور پژوهشی: یکی از ویژگیهایی که رازی را نسبت به اکثریت پزشکان - و حتی ابن سینا - ممتاز میکند، رعایت اخلاق در پژوهش است. رازی، هر جمله و نقل قولی را با ذکر مأخذ میآورد و حتی مطالبی را که از مأخذ ناشناخته میآورد، تأکید میکند که از کتابی با نویسندهی مجهول آوردهام. وی به پزشکانی خرده میگیرد که مطالب دیگران را بهگونهای نقل کردهاند که گویی خودشان آن را انجام دادهاند و میگوید که این کار، شایستهی پزشک نیست.
3- رعایت موازین اخلاقی در امور درمانی: رازی برای هر اقدام درمانی، خود را موظف به رعایت اخلاق، دقت، امانت و احساس تعهد نسبت به بیمار میداند. بهعنوان مثال، تأکید میکند که هیچگاه نباید پیش از شناسایی عامل درد، داروهای ضد درد را تجویز کرد، بلکه باید عامل را شناسایی کرده، به اقدام برای زدودن آن پرداخت. در همین راستا تأکید میکند که در برخی از موارد پزشکان، درد چشم را با تریاک یا دیگر داروها درمان کردهاند که منجر به کوری شده است. همچنین تأکید کرده که زیادهروی در مصرف برخی داروهای بهظاهر سودمند- همچون زعفران که رنگ رخسار را نیکو میگرداند- ممکن است به عوارض وخیم و حتی غیر قابل جبرانی بینجامد. همچنین میافزاید که باید از بهکار بردن داروهای متعدد برای برطرف کردن علامتهای مختلف خودداری کرد، زیرا ممکن است چند علامت، همگی مربوط به یک عامل باشند و با درمان عامل، همهی آن علایم زدوده شوند. در اصل مقاله هر کدام از موارد فوق به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.
ژیلا نقیبی هرات، ناهید جلالی، مهناز زرافشار، محمد عبادیانی، مژگان کاربخش،
دوره 1، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده
استفاده از طب مکمل و جایگزین که در بسیاری از ملل برخاسته از فرهنگ بومی و تاریخی آنهاست، در دنیا افزایش یافته است اما از مکتب طب سنتی ایران علیرغم غنی بودن و کارآیی بسیار، بهعنوان یک مکتب طبی مستقل در میان مکاتب طب مکمل نامی برده نشده و حتی در بسیاری از منابع نیز از آن بهعنوان طب عربی یاد شده است، ضمن اینکه در میان جامعهی پزشکی ایرانی نیز ناشناخته میباشد. شناخت طب سنتی ایران از سوی پزشکان برای احیا و بازشناسی آن در جامعهی پزشکی ایران و جهان و نیز به جهت ارائهی مشاورهی صحیح به بیماران لازم و ضروری است. تا کنون مشخص نشده که دانشجویان و دستیاران پزشکی چه دیدگاهی نسبت به طب سنتی ایران داشته و آیا زمینهی آموزش طب سنتی در میان محصلین پزشکی کلاسیک وجود دارد یا خیر. در این مطالعهی مقدماتی، ما آگاهی، باور و علاقهمندی تعدادی از دانشجویان سال پنجم پزشکی و دستیاران سال اول مراجعهکننده به skill lab دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در نیمسال دوم 1386 را نسبت به طب سنتی ایران و روشهای درمانی شایع آن شامل گیاهدرمانی، فصد، حجامت و زالودرمانی را سنجیده و مقایسه کردیم. نتایح نشان دادند که بیشتر افراد شرکتکننده در مطالعه ازمبانی طب سنتی و روشهای درمانی آن اطلاعی ندارند، آن را بهکار نمیبرند و به بیماران نیز توصیه نمیکنند، اما نیمی به یاد گیری آن اظهار تمایل کرده و به آن باور دارند. دانشجویان در مقایسه با دستیاران اطلاع بیشتر و استفادهی بیشتری از روشهای درمانی طب سنتی ایران داشتند. پیشنهاد میشود برای شناخت بیشتر و بهرهگیری از میراث طبی بهجا مانده از حکمای بزرگ کشور، مباحثی از طب سنتی ایران در دروس معمول پزشکی گنجانده شود تا شناخت آن در جامعهی ایرانی، زمینهساز شناخت جهانی آن گردد.
زهرا توکل، وحید بزرگی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
در این مقاله ابتدا به بررسی اعتبار دانش سنتی در مقابل دانش مدرن در چارچوب بحثهای فلسفهی علم پرداخته شده است. پس از آن، با اشاره به افزایش توجه جهانی به دانش سنتی از جمله طب سنتی، مذاکرات جاری در مجامع بینالمللی بهویژه سازمان جهانی مالکیت فکری برای حمایت از دانش سنتی مورد بررسی قرار گرفته است. آنگاه، پس از اشاره به ذخایر غنی کشورهای در حال توسعه بهویژه ایران در زمینهی دانش و طب سنتی و گونههای زیستی مثل گیاهان دارویی که بهطور وسیعی از طرف کشورهای توسعهیافته به یغما میرود، بر ضرورت تلاش برای ایجاد سازوکارهای لازم برای حمایت حقوقی از دانش و طب سنتی در هر دو سطح ملی و بینالمللی تأکید شده است. سرانجام، پیشنهادهایی برای شناسایی، ثبت و حمایت از دانش و طب سنتی ارائه گردیده است.
مسعود کثیری، مرتضی دهقان نژاد،
دوره 3، شماره 1 - ( 12-1388 )
چکیده
در این نوشتار سعی بر این است تا با تکیه بر منابع، ابتدا مختصری در خصوص زندگینامهی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی بیان کرده و حوادث مهم زندگی او را بهصورت خلاصه بر شماریم. سپس از منظر طب، به زندگانی علمی و علایق پزشکی او پرداخته و دلایل دل مشغولیاش به حفظ سنتهای طب ایرانی را بیان کنیم. همچنین سعی بر این خواهد بود تا روشن نماییم که چگونه سنتهای طبی مبتنی بر خرافات که عمدتاً ناشی از تأثیرات فکری ترکان آسیای میانه بود، مکتب طبی ایران را به چالش طلبیده بود.
در قسمت بعدی سعی بر این بوده است تا با تکیه بر منابع و بهخصوص نوشتههای خود خواجه در نامهها و تنگسوقنامه ایلخانی، دلایل گرایش او به تلفیق طب چینی با طب سنتی ایران را در جهت حفظ سنتهای طبی ایران قدیم بیان کرده و توضیح دهیم تلاش او در ترجمه منابع طبی چینی به زبان ایرانی در راستای چه هدفی بوده است. قسمت انتهایی مقاله به بیان تشکیلات، طرز عمل و قسمتهای مختلف بیمارستان رشیدی، واقع در ربع رشیدی، بهعنوان سمبل اقدامات طبی خواجه، میپردازد.
زهرا پارساپور، محمدمهدی اصفهانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
پیش و پس از تألیف کفایه الطب در تاریخ تمدن ایران کتب متعدد و ارزشمندی در زمینهی علم طب تألیف و نگاشته شده است که هر یک به نوبهی خود از اهمیت خاصی برخوردار است. اما در این میان کفایه الطب دارای ویژگیهایی است که موجب شده است از قرن ششم تا حدود یک قرن پیش جایگاه خود را در طب سنتی ایران حفظ نماید و مورد توجه باشد. این ویژگیها عبارتند از:
الف) نظم در ارائهی مطالب و سهولت دسترسی به اطلاعات مورد نظر
ب) ایجاز و اختصار
ج) مستند بودن اطلاعات و ذکر نام اطبا و بزرگانی که از آنها نقل قول شده است.
د) جمع نمودن آرای پزشکان و حکمای برجستهی پارسی، یونانی، رومی، تازی و هندی بهطوری که این اثر را به گنجینهی ارزشمند طبی آن روزگار تبدیل نموده است.
در این مقاله نخست با توجه به مستندات تاریخی و نیز اطلاعاتی که حبیش در آثار مختلف خود دربارهی تألیفاتش در اختیار ما قرار داده است به معرفی او و تعدادی از آثارش میپردازیم. سپس ساختار کفایه الطب و چگونگی ارائهی مطالب در سه بخش اصلی آن را توصیف مینماییم و در پایان ارزشها و امتیازات این اثر را بیان خواهیم نمود.
حسین اترک، شهلا اترک، مریم ملابخشی،
دوره 3، شماره 3 - ( 2-1389 )
چکیده
مقالهی حاضر اشاره به روش اخلاقی حکمای اسلامی چون فارابی، ابنسینا، مسکویه، خواجه نصیر طوسی، نراقیها و دیگران دارد که در کتابهای اخلاقی خویش روش تهذیب نفس را با روشی طبی بیان کردهاند که متأثر از طب سنتی است. همانطور که در علم طب برای بدن دو حالت صحت و مرض وجود دارد و ملاک صحت، اعتدال مزاج و ملاک مرض، خروج از اعتدال است، در علم اخلاق نیز برای روح دو حالت صحت و مرض در نظر گرفته میشود که ملاک صحت و سلامت روح، اعتدال قوای نفس و ملاک مرض خروج از اعتدال به جانب افراط و تفریط است. از اعتدال قوای نفس فضایل اخلاقی و از افراط و تفریط آنها رذایل اخلاقی پدید میآید. همانطور که طبیب ابتدا با شرح حال گرفتن از مریض در صدد تشخیص بیماری، علل و اسباب آن بر میآید، عالم اخلاق نیز این مراحل را برای درمان مرض روحی طی میکند. همانطور که در طب مراحل مختلف معالجه از طریق غذا، دارو، پادزهر و جراحی وجود دارد، در اخلاق نیز این مراحل وجود دارد. همانطور که طبیب برای درمان بیماری دارویی را تجویز میکند که ضد بیماری است در اخلاق نیز برای درمان رذایل اخلاقی، عملی تجویز میشود که ضد آن رذایل است.
محسن سوایی،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده
در متون طب قدیم مواردی وجود دارد که از دیدگاه طب جدید آمیزهای از پنداشتههای سطحی و مطالب عجیب است اما این مطالب آنگاه محققان را به تأمل و ژرفنگری بیشتر وا میدارد که بدانیم طب قدیم بر اساس همین پنداشتهها بسیاری از امراض را بهخوبی درمان میکرده است؛ بنابراین، برداشتهای ظاهراً سطحی با توجه به دانش و امکانات آن زمان قابل تقدیر بوده و موارد عجیب نیز شاید راهی بهسوی کشف ناشناختههای دنیای امروزند.
در میان متون طب قدیم کتاب ارزشمند قانون ابن سینا، بهدلیل توجه موشکافانه به اغلب حیطههای علم پزشکی انسان را به شگفتی و تحسین وا میدارد.
با مقایسهی خواص ذکر شده برای افیون در قانون بوعلی با منابع طب جدید در مییابیم که در طب سینوی بسیاری از خواص افیون از جمله ایجاد بی دردی، خوابآلودگی، تسکین سرفه، اختلال در تخلیهی معده، ایجاد یبوست، تضعیف تنفس، تاری دید و علایم مسمومیت با افیون بهخوبی شناخته شده و در طب جدید جزییات و نحوهی عملکرد آنها شرح داده شده است.
از دیگر موارد شگفتیآور در قانون بوعلی اشاره به راههای مختلف تجویز افیون از جمله راه پوستی است که استفاده از چنین روشی در طب جدید سابقهی چندانی ندارد.
مجید نیمروزی، علیرضا صالحی، عبدالعلی محقق زاده، حسین کیانی، محمد هادی ایمانیه، محمود نجابت،
دوره 4، شماره 1 - ( 9-1389 )
چکیده
ارجوزهی طبی یکی از آثار کمتر شناخته شدهی منسوب به ابن سینا، دانشمند و طبیب بزرگ ایرانی در قالب شعر تعلیمی به زبان عربی است. ابن سینا در این کتاب دوره کاملی از طب سنتی ایران را در قالب 1326 بیت شعر عربی در بحر رجز سروده است. شعر تعلیمی یکی از قالبهای شعر است که تأمین اهداف آموزشی و انتقال مفاهیم علمی بر جنبههای ادبی و شعری اولویت دارد. شعر ابن سینا در ارجوزهی طبی ساده و روان بوده و مباحث علم طب بهصورت اجمالی و با پرهیز از توضیحات مفصل ارائه گردیده است. در این ارجوزه طب نظری و طب عملی در دو بخش جداگانه شرح داده شده است.
وجود ترجمههای ارجوزه به زبان فرانسوی و انگلیسی حاکی از ارزش فراوان این اثر در نزد اروپاییان به عنوان خلاصهی کاملی از طب آن دوران است ولی ترجمهی فارسی از این اثر نفیس موجود نمیباشد. مرکز تحقیقات طب سنتی و تاریخ طب دانشگاه علوم پزشکی شیراز برنامهی ترجمهی منظوم ارجوزهی طبی را با هدف معرفی این کتاب ارزشمند که نشانگر الگوی آموزشی دانشمندان طب سنتی ایران در بهکارگیری شعر تعلیمی است آغاز نموده است. این نوشتار بر آن است تا با مقدمهای در بررسی جایگاه ابن سینا در طب سنتی نوین به معرفی ویژگیهای ارجوزهی طبی ابنسینا بپردازد.
سید ضیاءالدین تابعی، مهدی پاسالار، مهرزاد کیانی،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
یکی از اصول بنیادین در طب سنتی ایرانی، رعایت موازین اخلاقی در این حرفهی مقدس است که در کلام و آثار بنیانگذاران این مکتب طبی میتوان بارها این تأکید را مشاهده کرد. یکی از این منابع غنی، کتاب گرانسنگ «خلاصهالحکمه» تألیف دانشمند فرزانهی ایران زمین، حکیم سید محمد حسین عقیلی خراسانی شیرازی است که نگارش آن به بیش از دو قرن پیش بازمیگردد و در این مطالعهی توصیفی و کتابخانهای، به بررسی آن میپردازیم. نکتهی حایز اهمیت در این اثر، توجه دقیق و نکتهسنجی ویژهی این پزشک عالیقدر در تبیین اصول اخلاق پزشکی است. پیشینهی ارائهی اصول چهارگانهی اخلاق پزشکی در پزشکی نوین، سابقهای چندان طولانی ندارد، حال آنکه در این ذخیرهی طب پارسی، این اصول به زیبایی تشریح و بازخوانی شدهاست. شناخت این منابع برای پزشکان و پژوهشگران جوان و تحلیل و مقایسهی آن بر اساس اصول اخلاقی پزشکی نوین، نشانهی روشنی از ریشهدار و اخلاقمدار بودن مکتب طب اخلاطی (Humoral Medicine) است. هدف از این مطالعه، تحلیل و بررسی نکات اخلاق پزشکی در کتاب نفیس «خلاصهالحکمه» است.
کاظم خدادوست، غلامرضا باطنی، مجید خلیلی، محمد رضا اردلان، محمد علی محجل شجاء،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
اخوینی را میتوان در زمرهی پزشکان بزرگ و معتبر ایرانی در حدود سدهی چهارم هجری به بعد دانست که آثار و تجربیات پزشکی وی، بهعنوان مأخذی مستند و قابل قبول در اکثر ادوار تاریخ طب، مطرح بوده است. متأسفانه، در بین کتب پیشینیان آگاهی دقیقی از زندگی و آثار وی بهدست نمیآید و آنچه در اینباره میدانیم تنها بر مبنای گفتههای خود او و نیز شواهد و قرائنی است که از اثر معروفش «هدایهالمتعلمین فی الطب» دریافتهایم. او شاگرد ابوالقاسم مقانعی، از شاگردان محمد بن زکریای رازی، بوده است. محدودهی زمانی زندگی وی در قرن چهارم هجری و وفات وی در اواسط نیمهی دوم همین قرن بوده است. آثار وی و بهویژه کتاب «هدایهالمتعلمین فی الطب» در کنار آثار پزشکی ایران، بهعنوان متنی مهم و قابل اعتنا شناخته شده است. این کتاب از چند لحاظ حائز اهمیت فراوان است: نخست از آن جهت که کتاب هدایهالمتعلمین، کهنترین اثر پزشکی به زبان فارسی است که بهدست ما رسیده است؛ دوم از جهت نکات بسیار مهم زبانشناختی و ادبی؛ سوم از لحاظ پزشکی و علمی که به این کتاب در حیطهی طب سنتی اهمیتی دوچندان میبخشد و اهمیت چهارم از لحاظ شناخت بسیاری از اسامی داروها، مفردات و مرکبات طب سنتی و اشخاص مهم و مورد اعتنای تاریخ پزشکی ایران میباشد.
علی احسان حیدری، حسین کشاورز، محمد نوری سپهر،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
از زمان شکلگیری علم پزشکی، اخلاق جزیی لاینفک از آن بهشمار میآمده است؛ ازاینرو انتظار میرود ابنسینا پزشک سرآمد و مؤلف کتاب
قانون در طب با اخلاق پزشکی مأنوس بوده و در این عرصه، مبانی و اصول اخلاقی را مطرح کرده باشد. به منظور دستیابی به اطلاعات لازم در خصوص مبانی اخلاق پزشکی در کتاب قانون در طب این موضوع، در سه محور عملکرد پزشکی ابنسینا، پژوهشها و نگرش فلسفی وی به اسلام و اصول اخلاقی آن مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات این مقاله از جستوجوی جلدهای مختلف کتاب قانون و کتب و مقالات گوناگون نگاشتهشده در زمینهی اخلاق در پزشکی و ابنسینا بهدست آمده است. در این کتاب ابن سینا اولین شرط لازم برای طبابت را آگاهی و تسلط پزشک برعلم طب و بخشهای مختلف آن، اعم از تشخیص، درمان، پیشآگهی، پیشگیری و توانبخشی بیان کرده است تا از این طریق، آسیب و ضرری به بیمار نرسد. از نکات اخلاقی دیگر که در تألیف کتاب قانون مشهود است، استفاده از منابع علمی و اطلاعات موثق مختلف با ذکر منابع است. از سوی دیگر، این طبیب با اعتقاد قلبی به موازین اخلاقی و شرعی اسلام، در قبال حکیم مطلق و بندگان وی از جمله بیماران، احساس تعهد و مسؤولیت میکرده است. علیرغم عدم اختصاص بخشی از کتاب
قانون به اخلاق پزشکی، متن و محتوای آن، سرشار از توصیههای اخلاقی و مطالبی است که انسان را محور اصلی فعالیتهای پزشکی قرار داده است.
فاطمه خوانساری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از مبانی نظری مورد ملاحظه در سلامت باروری استفاده از طبیعی بودن است. طبیعی بودن، فرامعیار اخلاق باروری بهشمار میآید و از این رو پرداختن به این مقوله سبب تلقیات جدیدی از ملاحظات اخلاقی در این خصوص میشود. چند پرسش در این مبحث قابل طرح و مداقه است: یکم: آیا طبیعی بودن به خودی خود فضیلت اخلاقی محسوب میشود؟ دوم: اگر بپذیریم که بشر امروز زندگی متمدن خود و تمایز از شاکله بدویاش را مدیون فاصله گرفتن از طبیعی بودن باشد، مرز طبیعی نبودن کجاست؟ سوم: تمایز بین طبیعی بودن و طبیعتگروی چیست و آیا خلط این دو، معنای مورد نظر را مخدوش نمیکند؟ چهارم: آیا میتوان مصادیقی برای طبیعی نبودن نیز پیدا کرد که فضیلت اخلاقی یا خوب اخلاقی محسوب شوند؟
بهنظر میرسد در سلامت باروری هنوز استفاده از ابزارهای نوین و شیوههای فناورانهی تولد فرزند از آن رو که غیر طبیعی بهشمار میآید، غیر اصیل، مخدوش و حتی غیر اخلاقیاند و این تلقی در نزد عموم مردم رایج و گاه موجب شرمساری است. تصحیح این تلقی وظیفهای است که بر عهدهی حوزهی عمومی گذاشته شده است. از سوی دیگر، یافتن مرزهایی برای اخلاق فناوری ضروری مینماید، چرا که لغزش در طریق طبیعی نبودن میتواند بسیاری از احساسات، عواطف، غرایز، باورها و ارادههای مبتنی بر سرشت انسانی (مراد سرشت انسانی پسینی است) همچون حس مادرانه را منحل و مضمحل کند.
مسعود کثیری، آرزو بیرامی،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
کتاب «درسنامهی متون پارسی طب سنتی ایران» نام مجموعهای است که در سال 1390، در قالب طرحی پژوهشی و با همکاری حدود سی نفر از دستیاران رشتهی طب سنتی، زیر نظر دکتر محسن ناصری، جهت استفادهی درسی دانشجویان این رشته، تدوین شده است. بررسی محتوای کتاب نشانگر این موضوع است که اثر حاضر نتوانسته است در مجموع به اهداف و انتظارات موجود در مقدمهی کتاب پاسخ دهد و از این لحاظ دارای نواقصی اساسی است که امیدواریم در چاپ های آینده مرتفع شود.
این پژوهش تلاش کرده است تا در قالب یک نقد علمی و از منظر طب سنتی، به بررسی و نقد کتاب، در دو بخش عناصر بیرون از متن شامل نقد نویسنده و انتشارات و عناصر درون متن شامل نقد محتوای کتاب از جمله عنوان، پیشگفتار، فهرست و متن بپردازد. همچنین، در بخش پایانی سعی بر این بوده است تا از دریچهی تاریخ پزشکی به بررسی برخی لغزشهای تاریخی کتاب پرداخته شود.
مریم زاهدی، امید آسمانی، حسین محمودیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
در سالهای اخیر آمار سزارین در کشور افزایش چشمگیری داشته است. تیم درمان بهخصوص پزشکان متخصص بهعنوان قشری فرهیخته و مورد مشورت عموم جامعه، میتواند نقش مؤثری در کنترل منطقی آمار سزارین داشته باشد؛ این کنترل از نظر پزشکی، اقتصادی، ارتباط پزشک-بیمار و ... بار و ارزش اخلاقی دارد. در این راستا، در این مطالعه سعی شده است به تعیین آگاهی و نگرش دستیاران پزشکی نسبت به انجام سزارین انتخابی در مقایسه با زایمان طبیعی جهت تبیین میزان انطباق نگرش دستیاران با سیاست وزارت بهداشت پرداخته شود.
در این مطالعهی توصیفی- مقطعی، دستیاران رشتههای ماژور دانشکدهی پزشکی شیراز (داخلی، جراحی، زنان و زایمان، اطفال) توسط پرسشنامهای محققساخته، مورد مصاحبه قرار گرفتند؛ روایی صوری، محتوا و پایایی پرسشنامه بررسی و تـأیید شد. دادهها بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
ضریب آلفای کرونباخ 77/0 بود. 108 دستیار با میانگین سنی 89/32 در مطالعه شرکت داشتند، 53 نفر دارای سابقهی حداقل یکبار زایمان خود یا همسرشان با میانگین رضایت 5/9 و 3/6 از 10 برای زایمان طبیعی و سزارین بودند. میانگین امتیاز سؤالات آگاهی 5/3، نگرش 6/3 و عملکرد 3/3 از 5 بود. ارتباط متغیر جنسیت با بعد آگاهی و متغیر رشتهی تخصصی با ابعاد سهگانه و نوع زایمان با دو بعد نگرش و عملکرد معنیدار بود. بهنظر 3/34 درصد از دستیاران، «اجباری کردن آموزش همگانی مادران باردار» اولویت اول در کاهش آمار سزارین بود که با بعد آگاهی نیز ارتباط معنیدار داشت. آموزش مؤثر مادران در دوران بارداری از راهکارهای اصلی کاهش آمار سزارین است. با توجه به نقش و تأثیر اجتماعی آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان متخصص در انتخاب نوع زایمان توسط مادران باردار، ارتقای برنامههای آموزشی دورهی تخصصی در راستای تحقق سیاستهای جدید وزارت بهداشت، در جهت کاهش آمار سزارین ضرورت دارد.
مصطفی همدانی،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
مقدمه و بیان مسئله: نگرش رسول گرامی خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به درمان جسم دارای ابعاد مختلف اعتقادی، هستیشناختی، اخلاقی، فقهی و طبی است. این مقاله به مطالعۀ نگرش عرفانی و اخلاقی ایشان به درمان میپردازد تا ماهیت درمان را از منظر عرفانی و نیز رفتار اخلاقی طبیب دینورز در فرایند درمان را تبیین کند.
روش پژوهش: این تحقیق، با استناد به آیات قرآن کریم و تفاسیر مرتبط و نیز روایات نبوی در جوامع روایی شیعه و سنی و طبق روش اسنادی – کتابخانهای انجام گرفته است.
نتایج: نتایج این تحقیق نشان داده است پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) درمان را با نگرشی توحیدی صرفاً مستند به خدای متعال دانسته و بلکه نام «طبیب» را نیز مخصوص حضرت پروردگار معرفی فرموده که شفا تنها در دست اوست. آن حضرت، پزشکان را افرادی «رفیق» که با رفق و مدارا به بیمار خدمت میکنند دانسته است. البته ایشان پزشک را نه برکنار از فرایند درمان بلکه به عنوان مجرای فیض پروردگار معرفی فرموده است و با این نگرش، اصحاب خود را به پیروی از فرایندهای درمانی توصیه نموده است. آن حضرت دارو را نازل شده از ناحیۀ خدای متعال دانسته و فرمودند خدای متعال برای هر دردی دارویی را نازل فرموده است. همچنین طبق آموزههای اخلاقی رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) سه وظیفۀ محوری در فرایند درمان برای پزشک وجود دارد: لزوم تخصص پزشک، تلاش او در کشف درمان، دوری از مداوا جستن از محرمات.
کاربرد و آثار: آموزۀ هستیشناسانۀ عرفانی نبوی دربارۀ درمان که «خدای متعال برای هر دردی دارویی را نازل فرموده است»، یک انگارۀ بسیار مهم است که میتواند به عنوان یک گزارۀ فراروشی، طب را از بحرانهای پارادایمی مرتبط با موضوع نجات دهد. همچنین دیگر نگرشهای عرفانی آن حضرت به درمان، میتواند با ایجاد صبغۀ توحیدی در فرایند درمان، مبادی اخلاقی درمان را تبیین کند. اصول اخلاقی مطرح شده در ارتباط پزشک و درمان نیز میتواند با رهیافتی نو یعنی با ابتنا بر مسئولیت در برابر حرفه پزشکی (فعلاً با تاکید بر حرفه و بس و بدون توجه به مسئولیت در برابر بیمار) به عنوان مسئولیتی الاهی به ارتقای مسئولیت حرفهای پزشک بیانجامد.
مریم ثقفی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
جغرافیا و نجوم از جمله کهنترین و متداولترین علوم سنتی بهشمار میآیند که از قدیمترین دوران تا روزگار معاصر تداوم یافته و پیوستگی آنها با دانش طب همواره مورد توجه بوده است. این پیوستگی در نجوم، مشتمل بر تقویمهای نجومی و پیشبینی زمان سعد و نحس برای درمان بیماریها و در بستر جغرافیایی، شامل ارتباط سلامت و بیماری انسان با عوامل محیطی بوده است که در گذر زمان رو به تکامل نهاد و به صورت شاخه جغرافیای پزشکی نمود یافت.
در جستار حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهکارگیری متون تاریخی و تقویمهای نجومی، نقش عبدالغفار نجمالملک، منجمباشی دربار ناصری و معلم جغرافیا و نجوم مدرن دارالفنون در تحول علوم مذکور مورد ارزیابی قرار میگیرد. مقاله حاضر ضمن پاسخگفتن به این مساله، میکوشد تا علل توفیق نجمالملک در تحول دانش جغرافیا و عدم موفقیت وی در دگرگونسازی تقویمهای سنتی عهد قاجار را بررسی کند.
محمد راسخ، فائزه عامری، زهره بهجتی اردکانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده
گسترش استفاده از روشهای مختلف درمان ناباروری، موضوع نسب کودکان متولد از این روشها را به میان آورده و چالشهای نظری جدی ایجاد نموده است. در این خصوص، لازم است در مفهوم نسب مداقه کرده و چیستی آن را دریافت. در اینجا، پرسش اصلی آن است که نسب مفهومی بیولوژیک و طبیعی است یا مفهومی حُکمی و اعتباری؟ این جستار، دو دیدگاه طبیعی و اعتباری را تبیین و نقد میکند. در نتیجه، چنین مینماید که دلایلی قوی در نقد نسب طبیعی و دفاع از نسب حُکمی میتوان ارائه داد.
روش تحقیق در مقالهی حاضر عبارت از روش توصیفی/تحلیلی است که با مطالعه و توصیف ادعاهای مربوط در این زمینه، به تجزیه و تحلیل نظری و فلسفی آنها پرداخته است. تصورات رایج از نسب، که آن را مبتنی بر امور بیولوژیک میدانند، بهویژه با گسترش روشهای نوین درمان ناباروری، مشکلات نظری و نیز اخلاقی و حقوقی متعددی را رقم خواهد زد که نظریهی بیولوژیک قادر به حل آنها نیست. نسب، آنگونه که در بادی امر به نظر میرسد به ضرورت بر اساس بیولوژیک بنا نمیشود و میتوان آن را بر بنیادی اعتباری و تربیتی بنا کرد.
علی تقی پور، حمیدرضا بهرامی طاقانکی، حمیدرضا حسین زاده، محمدرضا نورس،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
مراکز طب سنتی و مکمل، بهعنوان یکی از ارائهدهندگان خدمات سلامت، در قبال بیماران و مراجعان مسؤولیتی ویژه دارند. با افزایش روزافزون این مراکز، نقش و جایگاه طب سنتی و مکمل در تحلیل، تشخیص و درمان بیماریها اهمیت بیشتری پیدا کردهاست. انجام رویکردهای طبی در کمال صحت، دقت، سرعت، و با استفاده از روشهای تشخیصی و درمانی شواهدمحور و همچنین توجه به حفظ حقوق، رعایت امانت و کرامت انسانی گیرندگان خدمات از جمله اولویتها و ضرورتهایی است که بهموازات استقرار سیستمهای جدید ارائهی خدمات، میتواند تاثیر بسزایی در افزایش رضایتمندی مراجعان و پذیرش نهادهای علمی و قانونی داشته باشد. در حیطهی طب مکمل و جایگزین با توجه به عدم وجود شواهد علمی کافی در جهت کارایی و اثربخشی، عدم تعریف و تعیین مراجع رسیدگی به شکایات انجامشده از این طب، فرایند رسیدگی به جنبههای اخلاقی و قانونی خطای پزشکی در طب مکمل و جایگزین را با چالشهایی مواجه کردهاست که باید با تدوین و بازنگری قوانین و تعریف آییننامههای عملی و تعیین منابع علمی قابل قبول، موارد و مراکز ارائهی مجاز این خدمات، محل رسیدگی به شکایات و نوع مجازاتهای آن به رفع این کمبودهای قانونی اقدام شود. این مطالعهی مروری، با گردآوری مباحث حائز اهمیت و رایج در حوزهی اخلاق و قانون در طب سنتی و مکمل از منابع معتبر سعی در ارتقاء اطلاعات فعالان این حرفه و توجه ویژهی مسؤولان حوزهی اخلاق پزشکی به این طب را داشتهاست
مسعود کثیری،
دوره 9، شماره 4 - ( 7-1395 )
چکیده
هجوم مغولان در سال 614 ق/1217م. به غرب و حضور پر رنگ آن ها در مسند حکومت ایران، آثار و پیامدهای فراوانی را به جای گذاشت که برخی از آن ها تا زمان حاضر هم قابل احصاء و پیگیری است. تأثیری که مغولان در ایجاد باورهای فرهنگی جدید در بین مردم ایران گذاشتند، از جمله تأثیری که در ایجاد روحیه ملی گرایی و رهایی از نفوذ معنوی خلافت بغداد، بر جای گذاشتند، غیر قابل انکار است. از طرفی ورود اقوام نیمه وحشی مغول به شهرهای ایران و سپس یکجانشینی آنان، آثاری را در عرصه فرهنگ عمومی مردم برجای گذاشت که از جمله تأثیر عقاید خرافی و باورهای عامیانه آنان بر طب و طبابت بود. این تأثیر تا به حدی بود که شالوده برخی از باورهای طب عامیانه امروز ما را هم در بر گرفته است.
نتایج پژوهش پیش رو که با بررسی برخی از اعتقادات طبی مغولان و مقایسه آن با طب عامیانه دوران قاجار به دست آمده است، نشان می دهد اگر چه طب سنتی ما به دلیل داشتن منابع مکتوب و برخورداری از ویژگی های یک مکتب توانست به حیات بی رمق خود ادامه دهد؛ اما طب عامیانه یا فلکلوریک ما که منبعث از سنت های شفاهی مردم عادی کوچه و بازار است، به شدت تحت تأثیر عقاید خرافی مغولان قرار گرفت و بعینه می توان رگه های تقدیرگرایی و پیچیده شدن در لفافه مذهب را که از جمله ویژگی های طب مغولان است، در آن مشاهده نمود.
سید مجتبی موسوی بزاز، جعفر شکری، صادق شکری،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
امروزه، مشکلات فراروی طب رایج در ایران موجب اقبال عمومی به طب سنتی ایرانی شده که اصطلاح طب اسلامی نیز به موازات آن مطرح شده است. گرچه موافقان، طب اسلامی را دارای مبانی و اصول، ایدئولوژی، علوم پایه و منابع محکمی میدانند، تصویر علمی و روشنی از آن ارائه نشده است و دستکم در آثار پژوهشی در دسترس، همچنان مبهم است. مطالعهی حاضر بهشکل مروری-توصیفی و کتابخانهای انجام شده است. پایگاههای آی اس آی، پاب مد، آی اس دی، گوگل اسکولار، مگیران و اس آی دی بهمنظور شناخت این مبانی، جستوجو شد. دو نفر جستوجوی مستقل انجام دادند و حاصل را در جلسهای مشترک تجزیه و تحلیل کردند. ارزیابی کیفی توسط متخصص پزشکی اجتماعی انجام شد. وابستگی نویسندگان به مراکز علمی مصوب از شاخصهای گزینش منابع جهت ورود به مطالعه بود. مبانی طب اسلامی با نگاهی به رابطهی علم و دین مرور شد. شش دیدگاه شامل تایید، رد، اولویت بخشی یا ترکیبی قابل بیان بود. برای این منظور، مضامین طبی در حوزهی آیات و روایات و طب رایج با نگاه به طبقهبندیهای رابطهی علم و دین تعریف شد. برای بیان مفاهیم علم دینی و طب اسلامی بهترتیب از نظرات علامه جوادی آملی و مهدی اصفهانی استفاده شده است که در حال حاضر از جایگاه و بنیاد استدلالی متینتری برخوردارند؛ ایشان ضمن اعتقاد به لزوم اتصال وحیانی، از رئالیسم انتقادی نیز بهره گرفتهاند و شرط تحقق علم اسلامی را هویت درونی اسلامی آن علم میدانند و معتقد به روایی دیگر لوازمات و پیامدهای آن هستند