4 نتیجه برای طب مکمل و جایگزین
ژیلا نقیبی هرات، ناهید جلالی، مهناز زرافشار، محمد عبادیانی، مژگان کاربخش،
دوره 1، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده
استفاده از طب مکمل و جایگزین که در بسیاری از ملل برخاسته از فرهنگ بومی و تاریخی آنهاست، در دنیا افزایش یافته است اما از مکتب طب سنتی ایران علیرغم غنی بودن و کارآیی بسیار، بهعنوان یک مکتب طبی مستقل در میان مکاتب طب مکمل نامی برده نشده و حتی در بسیاری از منابع نیز از آن بهعنوان طب عربی یاد شده است، ضمن اینکه در میان جامعهی پزشکی ایرانی نیز ناشناخته میباشد. شناخت طب سنتی ایران از سوی پزشکان برای احیا و بازشناسی آن در جامعهی پزشکی ایران و جهان و نیز به جهت ارائهی مشاورهی صحیح به بیماران لازم و ضروری است. تا کنون مشخص نشده که دانشجویان و دستیاران پزشکی چه دیدگاهی نسبت به طب سنتی ایران داشته و آیا زمینهی آموزش طب سنتی در میان محصلین پزشکی کلاسیک وجود دارد یا خیر. در این مطالعهی مقدماتی، ما آگاهی، باور و علاقهمندی تعدادی از دانشجویان سال پنجم پزشکی و دستیاران سال اول مراجعهکننده به skill lab دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در نیمسال دوم 1386 را نسبت به طب سنتی ایران و روشهای درمانی شایع آن شامل گیاهدرمانی، فصد، حجامت و زالودرمانی را سنجیده و مقایسه کردیم. نتایح نشان دادند که بیشتر افراد شرکتکننده در مطالعه ازمبانی طب سنتی و روشهای درمانی آن اطلاعی ندارند، آن را بهکار نمیبرند و به بیماران نیز توصیه نمیکنند، اما نیمی به یاد گیری آن اظهار تمایل کرده و به آن باور دارند. دانشجویان در مقایسه با دستیاران اطلاع بیشتر و استفادهی بیشتری از روشهای درمانی طب سنتی ایران داشتند. پیشنهاد میشود برای شناخت بیشتر و بهرهگیری از میراث طبی بهجا مانده از حکمای بزرگ کشور، مباحثی از طب سنتی ایران در دروس معمول پزشکی گنجانده شود تا شناخت آن در جامعهی ایرانی، زمینهساز شناخت جهانی آن گردد.
علی تقی پور، حمیدرضا بهرامی طاقانکی، حمیدرضا حسین زاده، محمدرضا نورس،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
مراکز طب سنتی و مکمل، بهعنوان یکی از ارائهدهندگان خدمات سلامت، در قبال بیماران و مراجعان مسؤولیتی ویژه دارند. با افزایش روزافزون این مراکز، نقش و جایگاه طب سنتی و مکمل در تحلیل، تشخیص و درمان بیماریها اهمیت بیشتری پیدا کردهاست. انجام رویکردهای طبی در کمال صحت، دقت، سرعت، و با استفاده از روشهای تشخیصی و درمانی شواهدمحور و همچنین توجه به حفظ حقوق، رعایت امانت و کرامت انسانی گیرندگان خدمات از جمله اولویتها و ضرورتهایی است که بهموازات استقرار سیستمهای جدید ارائهی خدمات، میتواند تاثیر بسزایی در افزایش رضایتمندی مراجعان و پذیرش نهادهای علمی و قانونی داشته باشد. در حیطهی طب مکمل و جایگزین با توجه به عدم وجود شواهد علمی کافی در جهت کارایی و اثربخشی، عدم تعریف و تعیین مراجع رسیدگی به شکایات انجامشده از این طب، فرایند رسیدگی به جنبههای اخلاقی و قانونی خطای پزشکی در طب مکمل و جایگزین را با چالشهایی مواجه کردهاست که باید با تدوین و بازنگری قوانین و تعریف آییننامههای عملی و تعیین منابع علمی قابل قبول، موارد و مراکز ارائهی مجاز این خدمات، محل رسیدگی به شکایات و نوع مجازاتهای آن به رفع این کمبودهای قانونی اقدام شود. این مطالعهی مروری، با گردآوری مباحث حائز اهمیت و رایج در حوزهی اخلاق و قانون در طب سنتی و مکمل از منابع معتبر سعی در ارتقاء اطلاعات فعالان این حرفه و توجه ویژهی مسؤولان حوزهی اخلاق پزشکی به این طب را داشتهاست
محمدحسین عسگردون، سپهر عزیزی، آذین ابراهیمی، محمدحسین احمدیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
تعاریفی متعدد از بیهودگی در پزشکی ارائه شده است. بیهودگی در پزشکی در مراقبت از بیمار، به حالتی گفته میشود که در آن هر نوع مداخلهای، اعم از اقداماتی که به قصد تشخیص، پیشگیری، درمان، توانبخشی یا سایر اهداف پزشکی به انجام میرسند، فایدهای برای آن بیمار نداشته باشد. این مطالعهی مروریتحلیلی، با هدف افزایش درک پزشکان و دیگر ارائهدهندگان خدمات سلامت از مسألهی بیهودگی در طب مکمل و جایگزین، انجام شد. طی جستوجوی گسترده، بیش از هزار مقاله یافت شد که با بررسی عنوان و خلاصهی آنها، پژوهشهای نامرتبط حذف و متن ۲۱۹ مقاله، کامل خوانده شد. در نهایت نیز، ۱۱۸ مقاله، برای مرور، انتخاب و مطالعه شدند. نتیجهگیری دربارهی پسندیدهبودن اخلاقی ارائهی درمانی بیهوده در طب مکمل، بنا بر رویکردهای گوناگون متفاوت است؛ بنا بر رویکرد وظیفهگرایی و اصل عدالت از رویکرد اصولگرایی، هیچکس مجاز به کاربست درمانهای بیهوده نیست؛ درحالیکه در رویکرد موردی و اصل اتونومی بیمار، چنین نظری پذیرفتهشده نیست . بر اساس رویکرد سودگرایی، تنها، درمانهای مبتنی بر شواهد را میتوان از لحاظ اخلاقی بررسی کرد و آن دسته از درمانهای مکمل که بیهودهبودنشان نشان داده شده است، باید منع شوند و ارائهدهندگان خدمات مراقبت سلامت، نباید آنها را به بیماران ارائه دهند؛ چراکه نوعی کلاهبرداری و فریب بیمار است. پیشنهاد میشود در زمینهی روشنسازی مرز میان اثر پلاسبو و نوسبو و بیهودگی مطالعاتی بیشتر انجام گیرد.
علیرضا منجمی، امیرحسن موسوی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
«طبیسازی»، در ادبیات رایج آن، مفهومی انتقادی به پزشکی مدرن است؛ به معنای پیشروی و نفوذ پزشکی در ساحتها و حوزههای جدیدی از زندگی انسان و در نهایت، تبدیلشدن پزشکی به نوعی ابزار کنترل و تسلط اجتماعی. در این مقاله نشان دادهایم، اگرچه ادبیات رایج طبیسازی از ابتدای شکلگیری آن در اواسط قرن بیستم، نقدی منحصر به پزشکی مدرن است، کاستیهای مفهومی همین تلقی و فروکاستن طبیسازی به پزشکی مدرن که مبتنی بر زیستپزشکی است، خطایی معرفتشناسانه است. این خطا منجر به حالتهایی جدید از طبیسازی در لباس طبیزدایی و با سویههایی آسیبزاتر میشود. به ادبیات رایج طبیسازی، انتقادی دوسویه وارد است؛ پژوهشگران طبیسازی با تمرکز بر پارادایم زیستپزشکی، از طبیسازیهای رویکردهای دیگر پزشکی، مانند طبهای مکمل و جایگزین غفلت کردهاند. این خلأ مفهومی در ادبیات رایج، منجر به ایجاد فضا برای شکلگیری اَشکالی جدید از طبیسازی توسط طبهای مکمل و جایگزین شده است؛ روندهایی که در ظاهر، به طبیزدایی از پزشکی مدرن میپردازند؛ اما خود انواعی جدید از طبیسازی را بازتولید میکنند؛ فرایندهایی که ذیل دو مفهوم «پیراطبیسازی» و «کمیزیشن» (CAMization) توصیف شده است. مقصود از کمیزیشن رویههایی است که در آن مسائل روزمرهی زندگی انسانی، به مسائل سلامت در ادبیات طب مکمل و جایگزین منتقل میشود. در این مقال به طب سنتی ایران هم اشارهای شده است و نشان دادهایم که قرائت رایج بسیاری از جامعهشناسان پزشکی از طبیسازی که این پدیده را موضوعی منحصر به جوامع غربی و یکصد سال اخیر میدانند، محل مناقشه است.