جستجو در مقالات منتشر شده


19 نتیجه برای عدالت

مرجان مردانی حموله، هایده حیدری،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده

در عدالت سازمانی مطرح می‌شود که باید با چه شیوه‌هایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند به‌صورت عادلانه با آن‌ها رفتار شده است و شامل حیطه‌های عدالت توزیعی، رویه‌ای و تعاملی است. رفتار مدنی سازمانی نیز رفتاری است که به قصد کمک به همکاران یا سازمان به‌وسیله‌ی یک فرد انجام می‌گیرد. لذا با توجه به اهمیت این دو متغیر، هدف این پژوهش تعیین رابطه‌ی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در کارکنان بیمارستان می‌باشد.
این مطالعه از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه‌ی پژوهش شامل کلیه‌ی کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان و نمونه‌ی تحقیق شامل 180 نفر از این کارکنان می‌باشد که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده در سال 1387 انتخاب شده‌اند. اطلاعات از طریق پرسشنامه‌های روا و پایا شده‌ی عدالت سازمانی و رفتار مدنی سازمانی جمع‌آوری شده و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها نشان دادند که عدالت سازمانی و اجزای آن با رفتار مدنی سازمانی و اجزای آن همبستگی مثبت معنی‌دار دارد و فرضیه‌ی پژوهش مورد پذیرش قرار گرفت. لذا از آن‌جا که رابطه‌ی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در این پژوهش به خوبی مشخص شده است، کاربرد عدالت سازمانی و نحوه‌ی به‌کارگیری آن، جهت افزایش رفتار مدنی سازمانی کارکنان، الزامی است.


مهران سیف فرشد، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، آرزو خاتمی زنوزیان،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

مراقبت‌های سلامتی اولیه (PHC) برای بیش از سه دهه به‌عنوان یک استراتژی جهانی برای حصول اطمینان از تأمین سلامت برای همه‌ی مردم اعلام شده است. در طی سالیان اخیر، علی‌رغم توجه به مباحث اخلاق زیستی کم‌تر به موضوعات اخلاقی، حیطه‌ها و پیامدهای آن‌ها در سطح اجتماعی و سلامت عمومی پرداخته شده است. دست اندرکاران و سیاست‌گذاران بهداشت عمومی همواره با مسائل اخلاقی و شاخصه‌های PHC مواجه می‌شوند و باید آن‌ها را حل و فصل کنند. ماهیت سلامت عمومی، تمرکز بر جمعیت و جوامع است و در سلامت عمومی، تنش بین اتونومی افراد و مسؤولیت در قبال دیدگاه‌ها و نیازهای جوامع و مردم برجسته‌تر است. هم‌چنین، مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، از جمله تخصیص عادلانه‌ی منابع محدود بیش‌تر نمایان می‌شود.
در زمینه‌ی سلامت عمومی، مسائل اخلاقی اولیه نگرانی از تنشی را بیان می‌کنند که بین حقوق و منافع افراد و منافع جامعه وجود دارد. از جمله در سیاست‌ها و برنامه‌های مربوط به آزمایش یا گزارش اجباری بیماری‌ها. چنان‌چه یک داوطلب سالم یا بیمار، حق دارد به‌طور کامل در مورد خطرات و فواید پژوهش آگاه شود افراد سالم کل جمعیت نیز از این حق برخوردارند که اگر موضوع خدمات و برنامه‌های پیشگیری قرار گیرند، آگاهی کافی به‌دست آورند. به‌هر حال، چالش‌های جدیدی در حیطه‌ی سلامت عمومی مانند تخصیص منابع در سطح کلان سیستم سلامتی، علوم و تکنولوژی‌های جدید، طرح ژنوم انسانی و جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل حجم عظیم اطلاعات به‌وجود آمده است. در طول 20 سال گذشته و بیش‌تر، بدنه‌ی جامع اخلاق زیستی در چالش‌های اخلاقی در سطح فردی تکامل یافته است. برای مثال، در رابطه با تصمیم‌گیری پایان عمر، سقط جنین یا تحقیقات پزشکی. با این حال، بسیاری از چارچوب‌های تأسیسی و اصول در اخلاق زیستی استفاده نسبتاً محدودی در سطح جمعیت دارند. اخلاق مدت طولانی است که به‌عنوان زیر بنای مراقبت‌های سلامتی اولیه شناخته شده است و در حالی که درک از اخلاق در حمایت از بسیاری از مراقبت‌های بهداشتی و پژوهش‌ها توسعه داده شده است، تلاش اندکی برای تدوین چارچوب اخلاقی متمرکز در مراقبت‌های سلامتی وجود دارد. در حال حاضر کدهای اخلاق در پژوهش، اخلاق زیستی، اخلاق سیاست عمومی و اخلاق عمومی تدوین شده است و لازم است محققان اخلاق زیستی در مورد چارچوب‌ها و رویکردهایی که ممکن است به‌طور خاص در حیطه‌ی مسائل اخلاقی در زمینه‌ی مراقبت‌های بهداشتی به‌وجود آیند تمرکز بیش‌تری داشته باشند، چراکه تفکر در مورد ارزش‌های گروهی جوامع یا حتی کل جامعه اغلب ممکن است به تأکیدات مختلف در تجزیه و تحلیل اخلاقی و نتیجه‌گیری‌های مختلف در مورد اعمال اخلاقی مناسب منجر شود. لذا مطالعه‌ی ‌حاضر مطالعه‌ای تطبیقی در بین چارچوب‌های اخلاقی کشورهای مختلف و کشور ایران در زمینه‌ی برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی است تا بتوان از نتایج آن در تدوین چارچوب اخلاقی مناسب برای تصمیم‌سازی اخلاقی در چالش‌های مراقبت‌های بهداشتی، تدوین و ارائه‌ی راهنماهایی در چگونگی تخصیص منابع در مراقبت‌های بهداشتی و ارائه‌ی چارچوبی اخلاقی برای بررسی دقیق سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی، بهره‌ی لازم گرفته شود.


رهبر مژدهی آذر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

آیا با تدوین پرتکلی برای اخلاق پزشکی و ارائه‌ی دستورالعملی در جهت رعایت امور اخلاقی ما به هدف خود خواهیم رسید؟ این است سؤال امروز ما در رابطه با نگرانی‌مان. ما نگرانیم از این‌که در حالی که جامعه رو به‌سوی بداخلاقی دارد، چگونه خواهیم توانست جامعه‌ی پزشکی را از این سقوط اخلاقی جامعه محفوظ بداریم و آن‌ها را موظف به رعایت اصول اخلاقی کنیم. بحث امروز ما حول چند محور خواهد بود: عدالت، عدالت توزیعی، عدالت اقتصادی و عدالت اجتماعی. در محور عدالت اجتماعی مسأله‌ی توزیع منافع و درآمدها از یک‌سو و مسأله‌ی هزینه‌ها مطرح می‌شود؛ عدالت در توزیع منافع و عدالت در توزیع هزینه‌ها. در موضوع عدالت اجتماعی تصمیماتی که بر توزیع منافع و توزیع هزینه‌ها اثرگذار هستند مورد بحث است، در حالی که در اثر بعضی اقدامات، گروهی از جامعه ثروت‌های هنگفتی را یک‌شبه صاحب می‌شوند و گروهی دیگر بار هزینه‌ها را به دوش می‌کشند؛ چه اتفاقی می‌افتد؟ هدف عدالت چیست؟ هدف عدالت که حفظ عزت نفس و کرامت انسانی است، با دو قطبی شدن جامعه و کم‌رنگ شدن عدالت، دیگر عزت نفس و کرامتی برای جامعه قابل تصور نخواهد بود. سیاست‌های اخیر منجر به بی‌عدالتی در جامعه و در نتیجه بروز توقف در توسعه در زمان حال و آینده شده است. نابرابری‌ و دوقطبی شدن جامعه تبعات منفی بسیاری را به‌دنبال خواهد داشت که از مهم‌ترین آن‌ها سقوط معیارهای اخلاقی است که هم‌چون سیلی خروشان کل جامعه را در خواهد نوردید، از ‌جمله جامعه‌ی پزشکی را آسیب خواهد رساند. عدم پایبندی به رعایت قوانین به‌خصوص از سوی مسؤولان و صاحبان قدرت از موضوعاتی است که به‌دنبال سقوط معیارهای اخلاقی رواج پیدا کرده است و روزبه‌روز بر شدت آن افزوده خواهد شد. پایمال کردن قوانینی که رفته رفته به‌صورت یک رویه‌ی عادی و معمولی از سوی مسؤولان و افراد صاحب‌قدرت در می‌آید از تبعات نبودن عدالت اجتماعی و گسترش بی‌عدالتی است. در چنین شرایطی صحبت از اخلاق پزشکی کمی بحث‌برانگیز خواهد بود. در حقیقت، ما در حالی بحث اخلاق پزشکی را مطرح کرده‌ایم که بستر مناسب آن کاملاً به فراموشی سپرده شده است. سازمانی دولتی باید تعهدات خود را دو ماهه به جامعه‌ی پزشکی بپردازد. از قدرت و نیروی دولتی استفاده کرده، به تعهدات خود عمل نکرده، به بی‌قانونی دامن می‌زند، برای تغییر شماره‌ی اتومبیل مبلغی را وصول می‌کند و سال‌ها نه شماره‌ تغییر می‌کند نه از وجه آن خبری می‌شود. شهرداری املاک واقع در طرح‌های توسعه‌ی شهری را با قیمت بسیار نازلی از مالکان آن‌ها خریداری و موجب نارضایتی مالکان آن‌ها می‌شوند. با تغییر قیمت ارز و طلا هزاران نفر صاحب میلیاردها ثروت و هزاران نفر از هست و نیست ساقط می‌شوند. در اثر دلالی و بساز بفروشی هزاران کارمند و خریدار واحدهای ساختمانی اندوخته‌ی سال‌های سال خود را به واسطه‌ها و بساز و بفروش‌ها دو دستی تقدیم می‌کنند. در چنین فضایی چه می‌شود کرد؟ نیازمند اقدامات چندگانه‌ای هستیم، نیازمند یک عزم سیاسی و یک عزم اجتماعی هستیم که در عزم اجتماعی بحث اخلاق پزشکی مطرح می‌شود که باید به موازات عزم سیاسی به‌سوی هدف متعالی حرکت کرد.
فاطمه دومانلو، امیرحسین خداپرست،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

پیشرفت چشمگیر فناوری‌های نوین زیستی در دهه‌های اخیر ضرورت توجه به مسائل اخلاقی برخاسته از کاربست این فناوری‌ها را بیش از پیش آشکار کرده است. اصول چهارگانه‌ی اخلاق زیستی در پاسخ به همین نیاز تدوین شده‌اند و در اختیار دست‌اندرکاران این بخش قرار گرفته‌اند. با این حال، اطلاق این اصول بر موارد جزیی، چنان‌که در ابتدا به‌نظر می‌رسد، سهل و ساده نیست و نیازمند آگاهی کافی نسبت به این اصول و نحوه‌ی اطلاق آن‌ها، توجه به شرایط و وضعیت خاص افراد درگیر و تصمیم‌گیری بر اساس بینش صحیح اخلاقی است و این همه جز با مطالعه‌ی موقعیت‌های خاص اخلاقی و تمرین و ممارست در این امر محقق نمی‌شود. در این پژوهش می‌کوشیم با فراهم آوردن چند موقعیت خاص اخلاقی در حوزه‌ی فناوری‌های کمک‌باروری، به‌عنوان یکی از فناوری‌های نوین زیستی که امروز به‌طور گسترده به‌کار گرفته می‌شود، و تحلیل فلسفی اصول اخلاق زیستی، نحوه‌ی صحیح تصمیم‌گیری اخلاقی پزشک در موارد پیچیده را به بحث بگذاریم.
مرجان مردانی حموله، احترام ابراهیمی، مهرداد مستغاثی، ترانه تقوی لاریجانی،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

توجه به عدالت سازمانی برای کارکنان بیمارستان‌ها حائز اهمیت فراوان است و از سوی دیگر استرس شغلی می‌تواند سلامت آن‌ها را به مخاطره ‌اندازد. این مطالعه با هدف تعیین رابطه‌ی بین عدالت سازمانی و استرس شغلی در کارکنان یک بیمارستان منتخب دولتی در شهر اصفهان انجام شده است. در این مطالعه همبستگی، نمونه شامل 150 نفر از کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان بود. نمونه‌گیری به روش در دسترس در 3 ماه اول سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه مشخصات فردی، پرسشنامه عدالت سازمانی و پرسشنامه استرس شغلی بودند. جهت تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. مطابق یافته‌ها، میزان استرس شغلی کارکنان به‌ترتیب 12 درصد (18 نفر) در سطح شدید، 4/39 درصد (59 نفر) در سطح خفیف و 6/48 درصد (73 نفر) در سطح متوسط بوده است. هم‌چنین، نتایج تحقیق نشان داد بین عدالت سازمانی در حیطه‌ی عدالت تعاملی با استرس شغلی رابطه‌ی منفی و معنی‌دار وجود داشته است (18/0r=- و 03/0P=). با توجه به یافته‌ها توجه به مفهوم عدالت سازمانی جهت کاهش میزان استرس شغلی کارکنان بیمارستان‌ها ضروری است.
حنان حاجی محمودی، فرزانه زاهدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

عدالت از مبانی اساسی اخلاق در نظام سلامت محسوب می‌شود و برقراری آن در سطح کلان جامعه در گرو اتخاذ سیاست‌های مناسب از سوی سیاست‌گذاران و متولیان سلامت است. در این میان، سیاست‌های سلامت و نظام‌های دریافت و پرداخت تأثیر بسیار مهمی بر کارآیی نظام سلامت و کنترل مطلوب هزینه‌ها دارند. آنچه در این مقاله خواهد آمد مروری است بر نظام‌های تأمین مالی و بازپرداخت به ارائه‌کنندگان خدمات که اثرات هر یک بر افزایش یا کاهش هزینه‌ها ذکر شده است. هم‌چنین، سیاست‌های مالی در نظام سلامت کشور و چالش‌های مرتبط با آن نیز به اختصار بیان خواهد شد. واضح است که هیچ‌یک از نظام‌های دریافت و پرداخت هزینه‌های سلامت کامل و بدون نقص نیست و هر یک به نحوی خطر مالی را به‌سوی گیرندگان یا ارائه‌کنندگان خدمت سوق خواهد داد. لذا از متولیان سلامت انتظار می‌رود با توجه به شرایط اجتماعی -اقتصادی، ترکیبی از بهترین گزینه‌ها را در راستای پوشش هرچه بیش‌تر خدمات و برقراری عدالت در نظام سلامت انتخاب کنند. بدیهی است نظام‌های دریافت و پرداخت کارآ و مثمرثمر در جامعه باید به‌طور معقول و عادلانه حقوق همه‌ی طرف‌ها را لحاظ کنند. آنچه نظام فعلی کشور نشان می‌دهد درصد بالای سهم مردم در تأمین هزینه‌های سلامت است که باید با اتخاذ سیاست‌های مناسب، در راستای کاهش آن تلاش شود. با توجه به روند پرشتاب اجرایی‌شدن طرح پزشک خانواده در شهرهای بزرگ، این مقاله برای بسیاری از مدیران نظام سلامت، پزشکان و سایر همکاران مفید خواهد بود.
علی اکبر امین بیدختی، ابراهیم مردانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

عدالت سازمانی، به‌دلیل تأثیرات مهم بر نگرش و رفتارهای کارکنان دارای اهمیت ویژه‌ای است. از طرفی، کیفیت زندگی کاری بالا به‌عنوان پیش‌نیاز اساسی توانمندسازی منابع انسانی مورد نیاز در سیستم‌های مراقبت بهداشتی شناخته شده است. هدف این مطالعه تعیین ارتباط عدالت سازمانی درک‌شده با کیفیت زندگی کاری کارکنان بیمارستان بود. در این مطالعه توصیفی و همبستگی، نمونه شامل 268 نفر از کارکنان یک بیمارستان دولتی در شهر اهواز بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های مشخصات جمعیت‌شناختی، عدالت سازمانی Niehoff و Moorman و کیفیت زندگی کاری گردآوری شدند. سپس با بهره‌گیری از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل گردیدند. کیفیت زندگی کاری کارکنان به ترتیب در 2/64 درصد (172 نفر) در سطح متوسط، 16 درصد (43 نفر) در سطح نسبتاً مطلوب، 13 درصد (35 نفر) در سطح نامطلوب و 8/6 درصد (18 نفر) در سطح مطلوب قرار داشت. دیگر یافته‌ها نشان داد بین ادراک عدالت سازمانی در حیطه‌های توزیعی و رویه‌ای با کیفیت زندگی کاری ارتباط مثبت و معنی‌دار وجود دارد. از آن‌جا که بین عدالت سازمانی درک‌شده با کیفیت زندگی کاری ارتباط معنی‌دار وجود داشته است، مدیران بیمارستان‌ها باید به مفهوم عدالت سازمانی که کیفیت زندگی کاری را افزایش می‌دهد، توجه نمایند.
حسین فصیحی، سیدمحمد حسینی سورکی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

فناوری‌های مربوط به حوزه‌ی پزشکی و ژنتیک، به‌ویژه مهندسی ژنتیک و تلاش برای به‌نژادی، همانند دیگر فناوری‌های نوظهور، در دهه‌های اخیر رشد و پیشرفتی چشمگیر و برکاتی خیره‌کننده داشته و موجب توفیق‌های بسیاری در حوزه‌ی پیشگیری از ناهنجاری‌ها و درمان بیماری‌ها شده است؛ با این همه و به‌رغم کامیابی ‌برخی تلاش‌ها در زمینه‌ی به‌نژادی و پیشرفت‌های امیدآفرین و شعف‌انگیز در این حوزه، افق‌های مبهم به‌کارگیری مهندسی ژنتیک و تلاش برای به‌نژادی، به‌ویژه احتمال بهره‌گیری‌های غیرمسئولانه و منفعت‌جویانه از فناوری‌هایی از این دست، دغدغه‌برانگیز و نگران‌کننده بوده است. از همین رو، برخی با تأکید بر ملاحظات اخلاقی ناظر به فناوری‌های زیستی‌پزشکی، به‌ویژه مهندسی ژنتیک، جواز اخلاقی و به‌مصلحت‌‌بودن بهره‌گیری از مهندسی ژنتیک، با هدف به‌نژادی و بهبود نسل و نژاد انسانی را محل تردید و تأمل دانسته‌اند و یکی از مهم‌ترین پیامدهای ناخوشایند و ناگوار به‌نژادی را نقض عدالت/ عدالت اجتماعی یا تشدید بی‌عدالتی و نابرابری به حساب آورده‌اند. در این پژوهش ضمن اشاره‌ای گذرا به معنا و گونه‌های به‌نژادی و سویه‌های اخلاقی آن، با تبیین و تحلیل ملاحظات اخلاقی به‌نژادی، روشن می‌شود که با اتخاذ تصمیم‌های بخردانه و اندیشیدن برخی تمهیدات می‌توان از بروز نابرابری‌های ناشی از به‌نژادی جلوگیری کرد یا آن‌ها را به حداقل رساند.

مجتبی نوروزی، علی اکبر حقدوست، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 امروزه، دانشمندان بر این باورند که پزشکی دقیق با استفاده از فناوری‌های پیچیده و اطلاعات به‌دست‌آمده از ژنتیک مولکولی، می‌تواند با بیماری‌های پیچیده مقابله کند و عدالت در سلامت را فراهم آورد. با درنظرگرفتن اصول اخلاق پزشکی، به‌کارگیری پزشکی دقیق با چالش‌های اخلاقی جدیدی روبه‌رو خواهد شد. این مقاله، با رویکرد اصول‌گرایی، به طرح موضوع عدالت و برخی چالش‌های اخلاقی پزشکی دقیق می‌پردازد؛ چراکه برای بهره‌مندی از مزایای پزشکی دقیق نیاز است، ضمن شناسایی چالش‌ها، چهارچوب اخلاقی متناسب با آن تدوین شود. نحوه‌ی اشتراک‌گذاری و دسترسی به اطلاعات به‌دست‌آمده از پزشکی دقیق می‌تواند آینده‌ی شغلی، انتخاب همسر و نوع بیمه‌ی سلامت افراد را تحت‌ تأثیر قرار دهد؛ همچنین، حفظ حریم خصوصی و استقلال افراد، از چالش‌های اخلاقی مهم در پزشکی دقیق است؛ زیرا درباره‌ی امنیت داده‌ها و نحوه‌ی دسترسی به آن‌ها اطمینان کامل وجود نخواهد داشت. در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، منافع پزشکی دقیق با توجه ‌به طراحی مطالعات و فناوری‌های گران و پیچیده، به برخی گروه‌ها محدود خواهد شد و نابرابری در عدالت را تشدید خواهد کرد؛ اما در بلندمدت، با دسترسی آسان و ارزان‌شدن فناوری‌ها، انباشت هزینههای درمانی در طول عمر کاهش می‌یابد و عدالت در بین کشورها و همچنین، درون آن‌ها برقرار خواهد شد.

رضا خدیوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

در طول چند دهه‌ی گذشته، الگوهای مختلفی برای نیازسنجی سلامت و متناسب با آن، تخصیص منابع در حوزه‌ی سلامت به کار گرفته شده‌اند؛ الگوهایی ازجمله: الگوهای مبتنی بر اصول اقتصادی هزینه-اثربخشی یا اصول اپیدمیولوژیک با استفاده از شاخصهایی همچون بار بیماریها یا میزان شکاف در شاخصهای سلامت در بین فقرا با ثروتمندان یا مقایسهای بین یک جامعه (کشور) با جوامع برخوردار دیگر. اثربخشی و عدالت، عموماً به‌عنوان اهداف رقابتی در فرایند تخصیص منابع در نظر گرفته می‌شوند؛ به‌گونه‌ای‌که نظام‌های سلامت قادر به تحقق هر دو هدف، به‌طور هم‌زمان نیستند. این رویکردها عمدتاً بر نواقص و کمبودها تمرکز دارند و نگاه آن‌ها، فردگرایانه است. متعاقب رخداد محدودیت‌های ناشی از بیماری و ناتوانی واقعی برای افراد، یک رابطه‌ی خطی علت و معلولی مستقیم بین وضعیت بیماری و عملکرد اجتماعی وجود ندارد. بیماری و معلولیت، به دلیل ماهیتشان، به تشدید گسست بین فرد و نقش عادی او در مسئولیت‌هایش، وابستگی‌های اجتماعی اولیه و قابلیت‌های مدنظرش تمایل دارند. «رویکرد قابلیت» از ما می‌خواهد که به دنیای زندگی مردم عادی احترام بگذاریم و با آن‌ها برای ایجاد مهارت‌ها و دارایی‌ها و قابلیت‌هایشان کار کنیم، به‌جای اینکه بر کمبودها‌یشان و تلاش برای اصلاح آن‌ها، از طریق توزیع مجدد منابع، تمرکز کنیم. این مهارت‌ها و دارایی‌ها و قابلیت‌ها، به افراد این امکان را می‌دهند که دنیای زندگی خود را با حداقل تداخل مدیریت کنند. انواع مهارت‌هایی که توانایی‌ها را افزایش می‌دهند، عبارت‌اند از: روابط بین‌فردی، مهارت‌های فنی برای مدیریت جنبه‌های معمول زندگی اجتماعی و اقتصادی و خانگی، مهارت‌های توسعه‌ی مقاومت عاطفی و روانی و توانایی که زندگی را معنی‌دار و هدفمند جلوه دهد. این مهارت‌ها افراد را قادر می‌سازند تا رنج‌های معمول زندگی عادی و همچنین، رویدادهای شاخص زندگی را که هرازگاهی افراد را درگیر می‌سازد، مدیریت کنند. متعاقب ارتقاء قابلیت‌ها، این فرصت نیز برای مردم فراهم می‌شود تا اجزای دنیای زندگی خود را بهتر مدیریت کنند. هرچه افراد توانایی بیشتری برای کنترل دنیای زندگی خود داشته باشند، تاب‌آوری بیشتری خواهند داشت. مهارت‌های کنترل دنیای زندگی، قابلیت‌های اساسی هستند. ناتوانی در اعمال این گونه کنترل‌ها، پایه و اساس بی‌عدالتی در سلامت را شکل می‌دهد؛ زیرا توانایی اعمال کنترل، به‌طور یکسان، بین مردم گسترش نیافته است. نیازسنجی خدمات سلامت، بر اساس نظریه‌ی قابلیت‌ها با استقرار و تثبیت عدالت در سلامت سازگارتر است.

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

همواره، چالش‌های اخلاقی و نگرانی‌های مختلفی، در ارائه‌ی خدمات سلامت مطرح بوده که عمدتاً بر مسائل پزشکی مراقبت‌های حاد یا مسائلی مانند تصمیم‌گیری درباره‌ی مراحل انتهایی زندگی متمرکز بوده است؛ بااینحال، با افزایش جمعیت سالمندان و تأکیدی که جامعه‌ی کنونی بر بازگرداندن بیماران به بالاترین سطح ممکن عملکرد دارد، توجه بیشتری به معضلات اخلاقی که به مراقبتهای توانبخشی مربوط هستند، معطوف شده است. تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، به‌طور معمول انجام می‌گیرند که برخی از آن‌ها ساده‌اند و صرفاً به اخذ رضایت آگاهانه برای انجام‌دادن برخی پروسیجرهای درمانی و توان‌بخشی منتهی می‌شوند و برخی دیگر، بسیار پیچیده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها، تخصیص منابع و انتخاب بیماران برای دریافت خدمات توان‌بخشی است. انتخاب بیماران برای پذیرش در مراکز توان‌بخشی، معمولاً با تشخیص پزشک متخصص انجام می‌شود؛ اما با توجه به اینکه در بسیاری از مراکز، تقاضا برای پذیرش بیشتر از تعداد تخت‌های موجود است، اغلب باید تصمیم‌های دشواری اتخاذ شود. در برخی مواقع ممکن است، مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های واضح و مشخص در دسترس باشد؛ اما انتخاب بیماران اغلب بیشتر جنبه‌ی ذهنی دارد. برای انتخاب بیماران، عواملی همچون: تشخیص بیماری، پیش‌آگهی، عوارض ثانویه، توانایی یادگیری و عوامل اجتماعی، شغلی، شخصی و مالی در نظر گرفته می‌شود. انتخاب بیماران برای توان‌بخشی می‌تواند نگرانی‌های اخلاقی مختلفی را ایجاد کند. به حقوق، وظایف و مسئولیت‌های بیماران و پزشکان باید توجه شود. همان‌طورکه ذکر شد، این ظرفیت وجود دارد که این فرایند بیش‌ازحد ذهنی باشد؛ بنابراین، امکان بی‌عدالتی وجود دارد. اصول سودرسانی و عدالت باید در نظر گرفته شوند؛ البته گاهی ممکن است در تضاد باشند؛ ازاین‌رو، اعضای تیم توان‌بخشی، بالاخص پزشک باید تلاش کنند تا بین اصول سودرسانی و عدالت تعادلی برقرار کنند؛ بااین‌حال، انتخاب، اغلب جنبه‌ای ذهنی دارد؛ همچنین، به نظر می‌رسد معقول باشد که برای پیگیری بیمارانی که ابتدا پذیرش نشده‌اند، تلاشی صورت گیرد تا اطمینان حاصل شود که وضعیت آن‌ها تغییر نکرده است؛ علاوه‌براین، متخصصان اخلاق پزشکی و توان‌بخشی باید دستورالعمل‌هایی واضح و روشن را برای انتخاب و بستری بیماران نیازمند خدمات توان‌بخشی تدوین کنند و در دسترس تیم ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی قرار دهند.

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

توان‌بخشی در بلایا، به‌عنوان بخشی از کل پاسخ پزشکی، با چالش‌های بیشتری، به‌ویژه در مداخله‌ی اولیه‌ی اثرات پس از بلایا مواجه می‌شود؛ زیرا این، مفهومی جدید در مدیریت بلایاست. چهار اصل اخلاق زیستی، شامل خودمختاری، سودمندی، آسیب‌نرساندن و عدالت، درباره‌ی فعالیت‌های امدادی، بلافاصله پس از حوادث و بلایا و فعالیت‌های طولانی‌مدتِ بعدی مانند توان‌بخشی، هرجا که اجراشدنی باشد، محل بحث قرار می‌گیرند. در این مطالعه‌ی مروری، جست‌وجوی هدفمند بر اساس کلیدواژه‌های تعیین‌شده در پایگاه‌های داده‌ی معتبر، در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در میان مطالعات بررسی‌شده، دوراهی اخلاقی در ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی پس از بحران و بلایا، به سبب محدودیت منابع، کم‌توجهی به توان‌بخشی در نظام سلامت، کمبود متخصصان توان‌بخشی، نبودِ امکان پیگیری کامل پس از ترخیص، دانش محدود درباره‌ی اهمیت توان‌بخشی، استیگما و انگ اجتماعی به‌دنبال ایجاد معلولیت، مطرح هستند. چهار اصل اخلاق زیست‌پزشکی، باید حتی هنگام کار در مواقع بحرانی رعایت شود تا خدمات توان‌بخشی ارائه‌شده با هنجارهای حرفه‌ای، استانداردهای اخلاقی و جنبه‌های پزشکی فرهنگ محلی همخوانی داشته باشد؛ علاوه‌براین، سیاست‌های ارتقاء جایگاه و اهمیت توان‌بخشی، بلافاصله پس از بحران و بلایا، با تأکید بر توزیع عادلانه‌ی منابع باید در کانون توجه ویژه قرار گیرند.

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

توان‌بخشی در بلایا، به‌عنوان بخشی از کل پاسخ پزشکی، با چالش‌های بیشتری، به‌ویژه در مداخله‌ی اولیه‌ی اثرات پس از بلایا مواجه می‌شود؛ زیرا این، مفهومی جدید در مدیریت بلایاست. چهار اصل اخلاق زیستی، شامل خودمختاری، سودمندی، آسیب‌نرساندن و عدالت، درباره‌ی فعالیت‌های امدادی، بلافاصله پس از حوادث و بلایا و فعالیت‌های طولانی‌مدتِ بعدی مانند توان‌بخشی، هرجا که اجراشدنی باشد، محل بحث قرار می‌گیرند. در این مطالعه‌ی مروری، جست‌وجوی هدفمند بر اساس کلیدواژه‌های تعیین‌شده در پایگاه‌های داده‌ی معتبر، در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در میان مطالعات بررسی‌شده، دوراهی اخلاقی در ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی پس از بحران و بلایا، به سبب محدودیت منابع، کم‌توجهی به توان‌بخشی در نظام سلامت، کمبود متخصصان توان‌بخشی، نبودِ امکان پیگیری کامل پس از ترخیص، دانش محدود درباره‌ی اهمیت توان‌بخشی، استیگما و انگ اجتماعی به‌دنبال ایجاد معلولیت، مطرح هستند. چهار اصل اخلاق زیست‌پزشکی، باید حتی هنگام کار در مواقع بحرانی رعایت شود تا خدمات توان‌بخشی ارائه‌شده با هنجارهای حرفه‌ای، استانداردهای اخلاقی و جنبه‌های پزشکی فرهنگ محلی همخوانی داشته باشد؛ علاوه‌براین، سیاست‌های ارتقاء جایگاه و اهمیت توان‌بخشی، بلافاصله پس از بحران و بلایا، با تأکید بر توزیع عادلانه‌ی منابع باید در کانون توجه ویژه قرار گیرند.

کوروش دلپسند،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

همه‌ی نظام‌های سلامت از یک طرف، به دلیل کمبود منابع، امکان ارائه‌ی همه‌ی خدمات ضروری به همه‌ی افراد جامعه را ندارند و از طرف دیگر، بهدنبال افزایش عدالت در دسترسی مردم به خدمات و مراقبت‌های سلامت هستند. اولویت‌بندی و تخصیص منابع از مهم‌ترین موضوعات بخش سلامت است و عادلانه‌بودن آن‌ها، نیازمند درنظرگرفتن معیارهای مختلف است. این مطالعه با هدف بررسی روش‌های تخصیص منابع نیروی انسانی بخش سلامت و تبیین چالش‌های تخصیص نیروی انسانی ماهر در کشور انجام شد. پژوهش حاضر از حیث روش‌‌شناسی، مطالعه‌ای کیفی بود و برخی از اعضای هیئت علمی که سابقه‌ی مسئولیت در دانشگاه را داشته‌اند، جامعه‌ی آماری آن را تشکیل دادند. جمع‌آوری داده‌ها به این صورت انجام شد که مشارکت‌کنندگان طبق توافق با محقق، در زمان و مکان توافق‌شده برای انجام‌دادن مصاحبه حاضر شدند و محقق مصاحبه را تا رسیدن به اشباع ادامه داد؛ ازاین‌رو، مصاحبه زمانی پایان یافت که مصاحبهشوندگان حرفی برای گفتن نداشتند و مصاحبهکننده نیز، پرسشی برای دستیابی به اهداف پژوهش نداشت. نتایج مستخرج را می‌توان در پنج دسته طبقه‌بندی کرد:
۱. اولویت کاری ما با بخش‌های تازه‌تأسیس و بیمارستان‌های جدیدالاحداث است؛ تعریف و اختصاص نیرو به شاخه‌های جدیدتر برای راه‌اندازی رشته‌ای جدید؛ فرایندهایی که به دلیل شرایط خاص استان که حتی ممکن است در لیست موارد حائز اهمیت برای وزارت بهداشت نباشد، تعریف می‌شوند؛ اولویت‌ها باید بر اساس شاخص‌ها و عملکرد نیروها تعیین شوند.
۲. به‌روزنبودن چارت‌ها؛ چارت‌های سازمانی غیرجواب‌گو؛ نیروگیری بر اساس چارت‌های قدیمی؛ تناسب‌نداشتن پست‌های ایجادشده با نیروی انسانی جذب‌شده؛ سیاست، سیاسی‌کاری، دروغ، تزویر و ریا.
۳. مسأله‌ی جمعیت شناور هر استان باید در کانون توجه قرار گیرد؛ حضور دوره‌ای و مقطعی عده‌ای به‌عنوان همراهان و تیم نیروی قرارداد به‌صورت شرکتی یا تبصری در کنار هر رئیس دانشگاه یکی از مشکلات در این خصوص است؛ باید طی پنج سال و با مدیریت اصولی و هدف‌گذاری‌های کوچک‌تر و منطقی آرام‌آرام به سمت جلو گام برداریم.
۴. مدیران منابع انسانی در دانشگاه‌ها تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده نیستند؛ باید یک تیم کشوری از مدیران و متخصصان و صاحب‌نظران باتجربه در حوزه‌ی منابع انسانی تشکیل شود؛ باید بر اساس برآورد نیاز رشته‌های موجود بهدنبال نیروی انسانی رفت؛ طرحی تحت عنوان سنجش کارآمدی بگذاریم و همه‌ی بررسی‌های این‌گونه بر اساس روابط است؛ وزارت بهداشت ابلاغیه‌ی مخصوصی در این باره ندارد؛ سنجش کارآمدی باید بر اساس عملکرد نیروها و شاخص‌های تعریف‌شده‌ی مناسب صورت گیرد.
۵. مهاجرت نیروهای متخصص در انواع رشته‌ها از یک سو و استقبال‌نکردن پزشکان از ادامه‌ی تحصیل در مقطع تخصص در بعضی رشته‌ها مانند طب اورژانس و اطفال، افزودن کارشناسان متخصص، ارزیابی نیروها قبل از استخدام؛ انحلال وزارت بهداشت و تقسیم‌شدن این نهاد به زیرواحدهای جدا از هم، با سازوکار مالی و مدیریتی جداگانه.
در نهایت اینکه به نظر می‌رسد، صاحبنظران و سیاستگذاران شاغل در سازمان‌های بهداشتی و درمانی، باید برای اولویت‌بندی و تخصیص منابع انسانی، در کنار استفاده از معیارهای قدیمی، معیارهای دیگری را نیز مدّنظر قرار دهند.

حشمت اله حیدری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ایدز سندرمی است که در مراحل انتهایی آلوده‌شدن انسان به ویروس نقص سیستم ایمنی بروز می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا انتهای سال 2023، حدود 39/9 میلیون نفر با HIV زندگی می‌کنند و میزان بروز آن، 1/3 میلیون نفر و مرگ‌ومیر ناشی از آن، 630هزار نفر گزارش شده است. در ایران، میزان شیوع و بروز این بیماری، به‌ترتیب 54000 و 2400 نفر و میزان مرگ‌ومیر سالانه‌ی مرتبط با آن، 3200 نفر گزارش شده است. یکی از اهداف نظام سلامت، تسهیل دسترسی مردم به خدمات سلامت است. حق دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان یک حق ذاتی که در ماده‌ی 25 اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در کانون توجه قرار گرفته، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به آسیب‌پذیربودن بیماران مبتلا به HIV، این افراد ممکن است در دسترسی به خدمات سلامت دچار مشکل شوند؛ لذا، هدف از این مطالعه، تبیین چالش‌های افراد مبتلا به HIV، در دسترسی برابر به خدمات سلامت بود. تحقیق کیفی حاضر، با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی، از فروردین تا شهریور1403، در ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه، شامل بیماران مبتلا به HIV و ارائه‌کنندگان خدمات سلامت بودند که به شیوه‌ی مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با انجام‌دادن ده مصاحبه‌ی رودررو، گردآوری و بر اساس روش پیشنهادی Lundman و Graneheim تحلیل شدند. با تحلیل داده‌ها، 406 کد اولیه استخراج شد و یافته‌ها در سه‌ طبقه‌ی اصلی، شامل عوامل مربوط به مددجو (با زیرطبقاتِ ترس از انتقال بیماری به دیگران، محدودیت‌های مالی، مشکلات جسمی، آشنایی‌نداشتن با حق و حقوق و تبعیت‌نکردن از رژیم درمانی)، عوامل مربوط به نظام سلامت (با زیرطبقاتِ تبعیض در دسترسی به خدمات، نگاه تحقیرآمیز کادر سلامت، آگاهی اندک ارائه‌کنندگان خدمات سلامت از مدیریت بیماری، ترس از آلوده‌شدن به بیماری، افشای اطلاعات بیماران، نبود غربالگری وسیع، اهمال‌کاری مراکز درمانی در شناسایی افراد مبتلا، انجام‌دادن آزمایش قبل از ازدواج) و عوامل فرهنگی (با زیرطبقاتِ طردشدن افراد مبتلا در فرهنگ عمومی، برچسب‌زدن به بیماران، تبعیض در ازدواج و فرزندآوری) قرار گرفتند؛ همچنین، باید حق تسهیل دسترسی به خدمات سلامت، محرمانه‌ماندن اطلاعات، تشکیل خانواده، حمایت مالی و فعالیت در اجتماع، برای بیماران و مبتلایان به ایدز به رسمیت شناخته شود.

پیمان پرویزراد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سیاستگذاری و برنامهریزی ملی مراقبتهای بهداشتیدرمانی تلاشهایی پیچیده هستند که به توجه دقیق به اصول اخلاقی نیاز دارند. این مطالعه‌ی کیفی با هدف بررسی آن دسته از ملاحظات اخلاقی انجام شد که باید در هنگام تدوین و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های حوزه‌ی سلامت کشور در کانون توجه قرار گیرند. در این مطالعه‌ی کیفی با کسانی که در بخش بهداشت و درمان نقشی کلیدی دارند، ازجمله: سیاست‌گذاران، ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی‌درمانی و نمایندگان بیماران، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام شد. پانزده مصاحبه‌، تا مرحله‌ی اشباع داده‌ها، به‌صورت کلمه به کلمه پیاده و با استفاده از تحلیل موضوعی، تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها، هفت ملاحظه‌ی اخلاقی کلیدی را که از مصاحبه‌ها پدید آمدند، آشکار کرد. این ملاحظات اخلاقی عبارت بودند از: · برابری و عدالت: تضمین دسترسی عادلانه به خدمات مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی برای همه‌ی افراد جامعه، صرف‌نظر از وضعیت اجتماعی‌اقتصادی، نژاد، قومیت، یا سایر عوامل جمعیتی؛ · خودمختاری و رضایت آگاهانه: احترام به استقلال افراد و کسب رضایت آگاهانه برای مداخلات بهداشتی‌درمانی؛ · سودمندی: به‌حداکثررساندن منافع و به‌حداقل‌رساندن آسیب در تصمیم‌گیری مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی؛ · سوء‌استفاده‌نکردن: جلوگیری از آسیب‌رساندن به بیماران؛ · محرمانگی و حریم خصوصی: حفاظت از محرمانه‌بودن و حریم خصوصی اطلاعات بیمار؛ · تخصیص منابع: اتخاذ تصمیم‌های منصفانه و عادلانه درباره‌ی تخصیص منابع کمیاب مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی؛ · شفافیت و پاسخ‌گویی: تضمین شفافیت در فرایندهای تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی درباره‌ی نتایج سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی. ملاحظات اخلاقی برای تضمین تدوین و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی مؤثر و عادلانه، بسیار مهم است. سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی، با درنظرگرفتن دقیق این اصول اخلاقی می‌توانند تصمیماتی اتخاذ کنند که سلامت افراد و جامعه را به‌طور کلی ارتقا دهد.

حشمت‌اله حیدری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ایدز سندرمی است که در مراحل انتهایی آلوده‌شدن انسان به ویروس نقص سیستم ایمنی بروز می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا انتهای سال ۲۰۲۳، حدود ۹/۳۹ میلیون نفر در دنیا با ایدز زندگی می‌کنند که میزان بروز این بیماری ۳/۱میلیون نفر و مرگ‌ومیر ناشی از آن ۶۳۰ هزار نفر گزارش شده است. در ایران، میزان شیوع و بروز این بیماری به‌ترتیب ۵۴۰۰۰ و ۲۴۰۰ نفر و میزان مرگ‌ومیر سالانه‌ی مرتبط با آن ۳۲۰۰ نفر گزارش شده است. یکی از اهداف اصلی نظام سلامت، تسهیل دسترسی مردم به خدمات سلامت است. حق دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان حقی ذاتی که در ماده‌ی ۲۵ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در کانون توجه قرار گرفته، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به آسیب‌پذیربودن بیماران مبتلا به ایدز، این افراد ممکن است در دسترسی به خدمات سلامت دچار مشکل شوند؛ لذا، هدف از انجام این مطالعه، تبیین چالش‌های افراد مبتلا به ایدز، در دسترسی برابر به خدمات سلامت بود. تحقیق کیفی حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی، از فروردین تا شهریورماه سال ۱۴۰۳ در ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه، شامل بیماران مبتلا به ایدز و ارائه‌‌کنندگان خدمات سلامت بودند که با شیوه‌ی مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با انجام‌دادن ده مصاحبه‌ی رودررو، گردآوری و بر اساس روش پیشنهادی گرانهایم و لاندمن (Graneheim & Lundman) تحلیل شدند. با تحلیل داده‌ها، ۴۰۶ کد اولیه استخراج شد. یافته‌ها در سه طبقه‌ی اصلی شامل عوامل مربوط به مددجو (با زیرطبقات ترس از انتقال بیماری به دیگران، محدودیت‌های مالی، مشکلات جسمی، ناآشنایی با حقوق خود و پیروی‌نکردن از رژیم درمانی)، عوامل مربوط به نظام سلامت (با زیرطبقات تبعیض در دسترسی به خدمات، نگاه تحقیرآمیز کادر سلامت، آگاهی اندک ارائه‌کنندگان خدمات سلامت از مدیریت بیماری، ترس از آلوده‌شدن به بیماری، افشای اطلاعات بیماران، نبود غربالگری وسیع، اهمال‌کاری مراکز درمانی در شناسایی افراد مبتلا، انجام‌ندادن آزمایش قبل از ازدواج) و عوامل فرهنگی (با زیرطبقات عدم پذیرش افراد مبتلا در فرهنگ عمومی، برچسب‌زدن به بیماران، تبعیض در ازدواج و فرزندآوری) قرار گرفتند. حق تسهیل دسترسی به خدمات سلامت، محرمانه‌ماندن اطلاعات، تشکیل خانواده، تحت حمایت مالی قرار گرفتن و فعالیت در اجتماع باید برای افراد مبتلا به ایدز به رسمیت شناخته شود.

حکیمه مصطفوی، عفت محمدی، امیرحسین تکیان، علیرضا اولیایی منش،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 نابرابری‌های سلامت در گروه‌های جمعیتی، به‌عنوان چالش اساسی نظام‌های سلامت مطرح است و توجه به عدالت در سلامت، در سیاست‌های تدوین‌شده ضروری به نظر می‌رسد. هدف این مطالعه، بررسی مطالعات مربوط به ابزارها و مدل‌های ارزیابی تأثیر سیاست‌ها بر عدالت در سلامت بود. مطالعه به‌صورت مرور نظام‌مند انجام شد و شواهد موجود در زمینه‌ی ابزارها و مدل‌های ارزیابی تأثیر سیاست‌ها بر عدالت در سلامت و فرایند ارزیابی پیامدهای سلامت، از ابتدای سال 2005 تا انتهای سپتامبر 2022، به زبان انگلیسی و فارسی در پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی و بین‌المللی مانند اسکوپوس، پابمد و موتور جست‌وجوی گوگل اسکالر بررسی گردید. در جست‌وجوی اولیه، 16901 مقاله به دست آمد. پس از غربالگری اولیه، چکیده‌ی 243 مقاله بررسی شد. با مطالعه‌ی چکیده‌ی مقالات، 99 مقاله وارد فاز مطالعه‌ی متن مقاله و در نهایت، 53 مقاله وارد فاز نهایی تحلیل شدند. بررسی مطالعات نشان داد، در اغلب مدل‌های ارزیابی، چهار مرحله شامل غربالگری، شناسایی محدوده‌ی ارزیابی تصمیم‌گیری، ارزیابی و پیگیری در نظر گرفته شده بود. بر اساس نتایج مطالعه، انتخاب ابزار مناسب برای ارزیابی تأثیر سیاست‌ها بر عدالت در سلامت، مستلزم توجه به عوامل مختلف، همچون: زمان ارزیابی، سطح سیاست، منابع و امکانات موجود و جمعیت متأثر از سیاست مدنظر است.

شیوا خالق پرست، سعید باقری فرادنبه، سمانه کریمیان، فهیمه خسروبیگی بزجلوئی، سید ابراهیم حسینی زرگر، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

سامانه‌ی سپاس، یک پرونده‌ی الکترونیک سلامت است که اطلاعات مرتبط با سلامت افراد را در قالب الکترونیکی ذخیره می‌کند. سامانه‌ی سپاس، مرکز جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات سلامت بیماران سرپایی و بستری است. این سامانه، اطلاعات افراد مانند نام کامل، وضعیت تأهل، جنسیت، تاریخ پذیرش، سطح تحصیلات، شغل، نوع پذیرش و سایر داده‌های پزشکی مرتبط با آنان را به‌دقت ذخیره می‌کند. از ارزش‌های محوری و الزامات اخلاقی سامانه‌ی سپاس می‌توان به صیانت از حقوق شهروندی، احترام به افراد، رعایت عدالت و انصاف، شفافیت و جلب مشارکت و پاسخ‌گویی اشاره کرد. در مطالعه‌ی حاضر، برای ارزیابی برنامه‌ی سپاس، از یک مدل پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی اخلاقی استفاده ‌شد. این مدل بر اصول اخلاقی اساسی، مانند سلامت و رفاه انسانی، احترام به افراد و جوامع، عدالت و انصاف تأکید دارد. از نظر سلامت و رفاه انسانی، سامانه‌ی سپاس می‌تواند از مداخلات تکراری و بیهوده جلوگیری کند و به پزشکان امکان دسترسی سریع به سابقه‌ی دقیق بیمار را بدهد. از نظر احترام به افراد و جوامع، سامانه حفظ محرمانیت اطلاعات را تضمین می‌کند. از نظر عدالت و انصاف، سامانه می‌تواند دسترسی به خدمات سلامت را برای مناطق محروم و دورافتاده بهبود بخشد؛ به‌علاوه، این سامانه از نظر اخلاقی، اصولی مانند حفظ همبستگی، شفافیت، مشارکت و پاسخ‌گویی را رعایت می‌کند؛ لذا مطالعه‌ی‌حاضر با بررسی نقادانه‌ی ابعاد اخلاقی سامانه‌ی پرونده‌ی الکترونیکی سلامت، پیشنهادهای ارزشمندی را به سیاست‌گذاران، کارکنان سلامت و سازمان‌های نظارتی ارائه می‌دهد تا از عملکرد اخلاقی و کارآمدِ سیستم‌های پرونده‌های الکترونیک سلامت در ایران اطمینان حاصل کنند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb