26 نتیجه برای علم
سید محمد جواد مرتضوی، محمد علی سجادی، زهرا هاشمی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده
پزشکی مدرن و روشهای امروزی بهداشت و توسعهی سلامت تا حد زیادی مدیون آموزههای پیامبر اکرم (ص) و دانشمندان بزرگ اسلامی است، اما متأسفانه قسمت اعظم این خدمات همچنان برای مردم دنیا ناشناخته باقی مانده است. برای مثال، خدمات حکما و اندیشمندان مسلمانی همچون ابن سینا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی و الزهراوی موجب پیدایش پیشرفتهای شگرفی در علوم مختلف پزشکی گردید که چندین قرن به منزلهی موتور محرکی برای گسترش مرزهای دانش پزشکی در اروپا عمل نمود. الطب النبوی (طب پیامبر) مجموعهای از دستورات پزشکی است که توسط مسلمین بهعنوان یک جایگزین برای سیستم پزشکی یونانی (منشأ گرفته از طب جالینوس Galen ) مورد استفاده قرار گرفته است. در حقیقت، نگارندگان طب النبی افراد مذهبی و غیر پزشکی بودند که با استفاده از آیات قرآن و شیوهی زندگی رسول اکرم (ص) این دستورات را جمعآوری نموده بودند. اگر چه طب النبی در ابتدا بهعنوان یک جایگزین برای طب یونانی مطرح شده بود، اما بعدها بزرگانی نظیر الذهبی (Adh-Dhahabi ) کوشیدند تا طب عربی- اسلامی را با طب یونانی ممزوج نمایند. از این رو، این دسته از اندیشمندان مسلمان تعالیم بقراط (Hippocrates) و جالینوس (Galen) را نیز علاوه بر پزشکان مسلمان مورد استناد قرار دادهاند. اما از سوی دیگر تقریباً تمام روشهای درمانی پیشنهاد شده توسط اندیشمندانی همچون جلال الدینی السبوطی (متوفی 1505 میلادی) بر اساس دانش پزشکی در زمان رسول اکرم(ص)، که از قرآن کریم، سنت حضرت رسول، احادیث روایتشده از ایشان و روشهای درمانی رایج در جوامع اسلامی اولیه منشأ گرفته بود، است. با توجه به شواهد موجود، استفاده از ویژگیهای درمانی حنا، زیتون و مسواک از جمله اقدامات درمانی در طب النبی است که بهخوبی مستند سازی شدهاند. این درحالی است که برخی دانشمندان غربی کوشیدهاند تا از اساس و بنیان منکر توجه اسلام به پزشکی و مقولهی سلامت گردند. نقطهی اوج این دیدگاه افراطی و غیر علمی در نوشتههای مانفرد اولمان (Manfred Ullman ) دیده میشود. وی در کتاب خود تحت عنوان «طب اسلامی» اشاره میکند که ظهور حضرت رسول اکرم (ص) موجب بروز هیچ تغییری در وضعیت پزشکی نشد و در قرآن نیز با وجود آنکه پرسشهای بسیاری در مورد زندگی انسان بیان گردیده و قوانین زیادی مطرح شده است، در هیچ کجای آن نه به پزشک اشارهای شده است و نه به دانش پزشکی. روشن است که مطابق مستندات انکارناپذیر، این اظهارنظرهای ناآگاهانه یا مغرضانه تا چه حد از حقیقت دور است. اظهار نظرهایی نظیر آنچه اولمان در خصوص اسلام و پزشکی و نقش مسلمین در توسعهی دانش پزشکی اظهار داشته است، در نوشتههای بسیاری از دیگر نویسندگان دنیای غرب نیز وجود دارد. در این نوشتار کوشش شده است تا علاوه بر تشریح نقش پزشکی نبوی در پیشرفت دانش پزشکی، ریشههای تلاش غرب برای نادیده انگاشتن نقش اسلام و پزشکان مسلمان در توسعهی دانش پزشکی مورد بحث قرار گیرند.
زهرا توکل، وحید بزرگی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
در این مقاله ابتدا به بررسی اعتبار دانش سنتی در مقابل دانش مدرن در چارچوب بحثهای فلسفهی علم پرداخته شده است. پس از آن، با اشاره به افزایش توجه جهانی به دانش سنتی از جمله طب سنتی، مذاکرات جاری در مجامع بینالمللی بهویژه سازمان جهانی مالکیت فکری برای حمایت از دانش سنتی مورد بررسی قرار گرفته است. آنگاه، پس از اشاره به ذخایر غنی کشورهای در حال توسعه بهویژه ایران در زمینهی دانش و طب سنتی و گونههای زیستی مثل گیاهان دارویی که بهطور وسیعی از طرف کشورهای توسعهیافته به یغما میرود، بر ضرورت تلاش برای ایجاد سازوکارهای لازم برای حمایت حقوقی از دانش و طب سنتی در هر دو سطح ملی و بینالمللی تأکید شده است. سرانجام، پیشنهادهایی برای شناسایی، ثبت و حمایت از دانش و طب سنتی ارائه گردیده است.
سید محمد جواد مرتضوی، نسرین شکرپور،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
امروزه حتی در کشورهای صنعتی و پیشرفته ارتقای علمی اساتید زن با چالشهای بسیاری مواجه است. در این ارتباط با وجود اینکه تعداد دانشجویان دختر در این کشورها هر ساله در حال پیشرفت بوده است، در طی دو دههی گذشته تنها تغییر بسیار اندکی در رتبههای علمی اساتید پزشکی زن آنها صورت گرفته است. همچنین موارد متعددی از تبعیض جنسیتی (sexual discrimination) و حتی آزارهای جنسی (sexual harassment) در استادان زن کشورهایی نظیر آمریکا گزارش شده است. بدین ترتیب، برخی محققان در این کشورها از وجود موانع جدی اما نامریی بر سر راه ارتقای علمی اساتید زن تحت عنوان سقف شیشهای (Glass Ceiling) یا زمین چسبناک (Sticky Floor) یاد کردهاند. در این مطالعه با در نظر گرفتن این نکته که در ایران بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرصتهای قابل توجهی برای ورود زنان بهعنوان جمعیتی تأثیرگذار در تمامی عرصههای علمی فراهم گردیده است، برای اولین بار در کشور روند ارتقای علمی اساتید زن در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بهعنوان یکی از بزرگترین دانشگاههای کشور بررسی گردیده است. در این راستا به تمامی عوامل تأثیرگذار بهویژه عوامل اجتماعی و اقتصادی توجه شده است. بدین منظور 100 نفر از اعضای هیأت علمی زن نسبت به تکمیل پرسشنامههایی که قبلاً روایی و پایایی آنها تأیید شده بود، اقدام نمودند. بهعلاوه، اطلاعات دقیق مربوط به ارتقای مرتبهی دانشگاهی تمامی 627 نفر عضو هیأت علمی (شامل 220 زن و 407 مرد) شاغل در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در ابتدای نیمسال دوم سال تحصیلی 88- 1387 جمعآوری گردید. نتایج حاصله نشان دهندهی کوتاه بودن چشمگیر مدت زمان توقف برای ارتقا به مرتبهی علمی بالاتر در اعضای هیأت علمی زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. همچنین میانگین زمان توقف در مرتبهی استادیاری و دانشیاری برای اعضای هیأت علمی زن کوتاهتر از همتایان مرد آنها بود (P<0.01). با توجه به یافتههای این مطالعه و گزارشهای رسمی منتشره در ایالات متحده، درصد بزرگتر از این نسبت در دانشکدههای پزشکی ایالات متحدهی آمریکاست. به همین ترتیب، سهم زنان در مدیریت گروههای آموزشی و همچنین تصدی معاونت دانشکدههای مختلف در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بسیار بزرگتر از سهم زنان در دانشکدههای پزشکی آمریکا میباشد. یافتههای این مطالعه به خوبی بهتر بودن وضعیت ارتقای مرتبهی دانشگاهی استادان زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز را در مقایسه با همتایان مرد آنها و حتی نسبت به همتایان زن آنها در برخی از دانشگاههای کشورهای توسعه یافتهی غربی که وجود نوعی سقف شیشهای در آنها برای ارتقای اعضای هیأت علمی زن گزارش شده است، نشان میدهد.
کاظم خدادوست، سید فاضل حسینی، محمد علی محجل شجا،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
مهمترین بحران زندگی اجتماعی انسان در دوران مختلف تاریخ بشر، مسألهی اخلاق و نحوهی سلوک انسان در جامعه با همنوعان خود بوده است. هرچه زندگی انسان پیچیدهتر میشود، مسألهی اخلاق هم شکل پیچیدهتری به خود گرفته و تعریف اخلاقی روابط انسانها در جامعه مشکلتر و تشخیص مصادیق اخلاقی از غیراخلاقی دشوارتر میگردد. در جامعهی پزشکی بحث اخلاق بهدلیل اهمیت این حرفه از جایگاه ویژهای برخوردار است و حتی مباحث اخلاق پزشکی با عنوان medical ethics مباحث علمی بسیار جدی و گستردهای را به خود اختصاص داده است. علت تأکید بر اهمیت اخلاق پزشکی اساساً به این خاطر است که مسائل آن فراتر از اخلاق عمومی است. درعرصهی پزشکی این حکم صادق است که اساساً حرکت طب بر محور اخلاق بوده و پایههای آن بر مبانی اخلاقی استوار است. لذا در این مقــاله سعی میشود دیدگاه مربوط به موضوع اخلاق پزشکی در ایران باستان و دورهی اسلامی، نقش و اهمیت آن در جهت برخورد انسانی، شرافتمندانه و احترامآمیز مورد بررسی قرار گیرد.
با توجه به اهمیت و نقش اساسی علم اخلاق در حرفهی پزشکی، باید اذعان داشت که در گذشته، شناخت و معرفت نسبت به حقایق در میان حکیمان محکمتر و افزون بر داشتن درجات بالای علمی، از منزلتی روحانی نیز بهرهمند بودند. به همین نسبت نیز التزام آنان به اخلاق و معنویات کاملتر بوده و در حفظ ارزشهای اخلاقی بسیار میکوشیدند و همانند پیشوایان دینی، الگویی شایسته بوده و مردم را به نیکی و نجابت، راهنمایی میکردند. افعال اخلاقی، اساسیترین راه وصول به این مقصد هستند و رعایت معیارهای اخلاقی در پزشکی بسان خلعتی خواهد بود که پوشیدن آن زیبندهی قامت همگی اطباست.
فاطمه مکی زاده، فریده عصاره،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
موضوع اخلاق پزشکی یکی از حوزههای علم است که نه تنها بهدلیل پیشرفت در تکنولوژی و درمان پزشکی بلکه بهدلیل تغییرات پیچیدهی اجتماعی و مشارکت علوم اجتماعی، حقوق و غیره در حوزهی پزشکی مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشته تلاش شده است تا به بررسی تحلیلی و تاریخنگاری تولیدات علمی حوزهی اخلاق پزشکی و میزان رشد و توسعهی آن آثار در طول سالهای 1990 تا 2008 پرداخته شود.
این پژوهش با استفاده از روش علمسنجی، انتشارات علمی حوزهی اخلاق پزشکی را در سه پایگاه استنادی Science Citation Index Expanded (SCIE), Social Science citation Index (SSCI) , Art & Humanities Citation Index (A&HCI) در سالهای 2008-1990 مورد بررسی قرار داده است.
بررسی نوع مدارک نشان داد که مجموع 5690 پیشینه در 15 قالب مختلف ارائه شدهاند. تمامی مدارک در 1289 عنوان مجله منتشر و از سوی 3634 دانشگاه و مؤسسهی آموزش عالی (با برتری دانشگاه Harvard) ارائه شدهاند. تعداد 10326 نویسنده در بازهی زمانی مورد نظر مقالات خود را به رشتهی تحریر در آوردهاند و در کل 109301 منبع را مورد استناد قرار دادهاند. مجلهی Journal Of Medical Ethics بیشترین مقالات این حوزه را به چاپ رسانده است.
موضوع «آموزش اخلاق پزشکی و ضرورت آن» از جمله مسائل مهم و مطرح در این حوزه است. زیرا خط مشیهای پزشکی و قانونگذاری جهت حفظ حقوق بیماران همواره در حال تغییر است و به منظور انجام مراقبتهای پزشکی به شیوهی اخلاقی و انسانی و تصمیمگیریهای دشوار دربارهی تکنولوژیهای جدید، ضرورت آموزش در این زمینه مشهود است.
کاظم خدادوست، غلامرضا باطنی، مجید خلیلی، محمد رضا اردلان، محمد علی محجل شجاء،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
اخوینی را میتوان در زمرهی پزشکان بزرگ و معتبر ایرانی در حدود سدهی چهارم هجری به بعد دانست که آثار و تجربیات پزشکی وی، بهعنوان مأخذی مستند و قابل قبول در اکثر ادوار تاریخ طب، مطرح بوده است. متأسفانه، در بین کتب پیشینیان آگاهی دقیقی از زندگی و آثار وی بهدست نمیآید و آنچه در اینباره میدانیم تنها بر مبنای گفتههای خود او و نیز شواهد و قرائنی است که از اثر معروفش «هدایهالمتعلمین فی الطب» دریافتهایم. او شاگرد ابوالقاسم مقانعی، از شاگردان محمد بن زکریای رازی، بوده است. محدودهی زمانی زندگی وی در قرن چهارم هجری و وفات وی در اواسط نیمهی دوم همین قرن بوده است. آثار وی و بهویژه کتاب «هدایهالمتعلمین فی الطب» در کنار آثار پزشکی ایران، بهعنوان متنی مهم و قابل اعتنا شناخته شده است. این کتاب از چند لحاظ حائز اهمیت فراوان است: نخست از آن جهت که کتاب هدایهالمتعلمین، کهنترین اثر پزشکی به زبان فارسی است که بهدست ما رسیده است؛ دوم از جهت نکات بسیار مهم زبانشناختی و ادبی؛ سوم از لحاظ پزشکی و علمی که به این کتاب در حیطهی طب سنتی اهمیتی دوچندان میبخشد و اهمیت چهارم از لحاظ شناخت بسیاری از اسامی داروها، مفردات و مرکبات طب سنتی و اشخاص مهم و مورد اعتنای تاریخ پزشکی ایران میباشد.
معصومه ایمانیپور،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
هر مجموعهی سازمانی دارای کدهای اخلاقی متناسب با ساختار حرفهای خود است که اخلاق حرفهای نام دارد. آموزش عالی نیز نظامی حرفهای است و اساتید دانشگاهها بهعنوان افرادی که مسؤولیت تعلیم و تربیت دانشجویان را بر عهده دارند باید از اصول اخلاق حرفهای معلمی آگاهی داشته و به آن پایبند باشند. رعایت اخلاق آموزشی تضمینکنندهی سلامت فرایند یاددهی- یادگیری در دانشگاه است و موجب افزایش تعهد پاسخگویی مدرسان نسبت به نیازهای دانشجویان میشود. هدف این مقالهی مروری که به کمک مطالعهی کتابخانهای و بررسی کتب و مقالات مرتبط تدوین شده است، تبیین اخلاق حرفهای اساتید دانشگاهها بهعنوان یک معلم بوده و در آن استانداردهای اخلاقی اساتید در دو نقش آموزشی و تربیتی مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور گزیدهای از دستورات اخلاقی اسلام در ارتباط با موضوع تشریح شده و به قوانین برخی از کشورها در زمینهی اخلاق حرفهای تدریس نیز اشاراتی شده است. بر اساس مبانی اخلاق حرفهای معلمی، یک استاد در دو بعد باید خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی بداند؛ اول، به جهت جایگاه تأثیرگذاری که بر رفتار و افکار فراگیران دارد، باید خود را آراسته به فضایل اخلاقی نماید و بداند موثرترین روش در انتقال ارزشهای اخلاقی مثبت، آشکار شدن آنها در رفتار واقعی مدرس است. دوم، به جهت وظیفهای که در قبال برآوردن نیازهای آموزشی دانشجویان دارد، باید با رعایت حداکثری اصول اخلاقی در انجام وظایف حرفهای، مسؤولیتهای آموزشی خود را به بهترین نحو به انجام رساند.
اکرم ایزدیخواه، طاهره چنگیز، نیکو بمانی، ابراهیم میرشاه جعفری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از راههای گسترش اخلاق در سازمانها، تبیین رفتارهای پذیرفتهشدهی اخلاقی در موقعیتهای خاص، در قالب کدهای اخلاقی است که محتوای آن از توجه به تفاوتهای ایدئولوژیک و فرهنگی در جوامع مختلف متفاوت خواهد بود. تدوین کدهای اخلاقی برای آموزشدهندگان بالینی پزشکی، بهعلت مسؤولیت همزمان آموزش و درمان، و تعارض احتمالی حاصل از آمیختگی این دو، ضروری است. این مطالعه به منظور تدوین کدهای اخلاقی برای آموزشدهندگان بالینی پزشکی با رویکرد اسلامی - ایرانی انجام شد.
این
مطالعهی توسعهای در سه مرحله انجام شد. در مرحلهی اول متون داخلی و خارجی مرور و به روش تحلیل محتوا بررسی شد و بر مبنای مفاهیم استخراجشده، پیشنویس اولیهی کدهای اخلاقی برای آموزشدهندگان بالینی پزشکی آماده شد. در مرحلهی دوم با تشکیل جلسات بحث متمرکز و کسب نظر متخصصان، پیشنویس کدها اصلاح و در مرحلهی سوم توسط 24 نفر از صاحب نظران ملی اعتباریابی شد و ویراست سوم برای طرح در مراجع رسمی آماده شد.
حاصل این پژوهش 55 کد یا توصیهی اخلاقی است که تحت 18 موضوع (وجدان کاری، مسؤولیتپذیری، احترام به دیگران، تعالی علمی، احترام به آزادی دیگران، عدالت، سعهی صدر، پایبندی به احکام شرعی و احترام به آداب اسلامی، عفاف، جلب اعتماد، تواضع، قناعت، ارتباط با همکاران، توجه به بیمار، توجه به دانشجو، خوشخلقی، رازداری، و نظم) طبقهبندی شده است. استخراج مفاهیم و موضوعات اخلاقی از منابع غنی اسلامی - ایرانی، امکانپذیر بوده و زیربنای مناسبی برای تدوین کدهای اخلاقی در زمینهی آموزش پزشکی فراهم کرد. انتظار میرود این کدها بهدلیل تناسب با فرهنگ و اعتقادات ایرانیان بهتر پذیرفته شود و در صورت ایجاد زمینههای مناسب سازمانی، اجرای آن در محیطهای آموزشی ایران در مقایسه با استفاده از کدهای اخلاقی تدوین شده در دیگر کشورها با کمترین اشکال مواجه خواهد شود.
سیده فاطمه موسوی نیا، حجت صفار حیدری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
در دین مبین اسلام تربیت بر تعلیم ارجحیت دارد و بنابراین، مبحث اخلاق در آموزش بسیار حائز اهمیت است. و از طرفی دیگر از این منظر وجود اسوه و الگو در تمامی حوزههای زندگی انسان نقش محوری را ایفا میکند، بالاخص درحوزهی اخلاق و آموزش که از ارکان اصلی در جهت دهی صحیح تربیتی محسوب میشود و نیاز به الگوهای عملی دراین زمینه غیر قابل انکار است.
در تربیت اسلامی نقش و رسالت معلم منحصر به فرد است و سفارشات اکیدی در خصوص ویژگیهای اخلاقی، اهمیت جایگاه و نقش و خطیر بودن وظیفهای که بر عهده دارد شده است و احادیث و روایات و نظریات فراوانی در این باب وجود دارد. از همین رو، در آیات و روایات و همچنین در دیدگاه اندیشمندان اسلامی نقش معلم بهعنوان الگوی اخلاق در امر آموزش مطرح شده و جایگاه ویژهای دارد. در نهادهای آموزشی نقشهای فراوانی وجود دارد و افراد زیادی دستاندرکار در تعلیم و تربیت هستند اما در این میان نقش معلم جلوهای خاص دارد و این بهدلیل ارتباط نزدیک و رودررویی است که معلم در جریان آموزش با شاگردان برقرار میسازد.
معلم تنها یک آموزگار برای انتقال معلومات علمی و دانش نیست بلکه الگویی بانفوذ است که نمیتواند نسبت به اصول اخلاقی خویش بیتفاوت باشد، چون محدودهی اخلاقیاتش فراتر از خود اوست و در واقع اخلاق و عمل معلم در جریان آموزش به مراتب بیشتر از سخن و کلامش بر شاگردان اثر خواهد داشت. از همین رو، در بسیاری از موارد شاگردان در شخصیتپذیری خود نقش معلم را بسیار مؤثر میدانند.
اینجاست که الگوسازی از معلم در درون شاگرد اتفاق میافتد و شاگرد او را سرلوحهی خویش قرار داده و از او سرمشق میگیرد. با توجه به این مطالب میتوان گفت که از دیدگاه اسلام رابطهی معلم با شاگرد یک رابطهی معنوی است، چون معلم با روح و جان کودک در ارتباط است یک معلم با پایبند بودن به اصول و ضوابط اخلاق در جریان و روند آموزشی که بر عهدهی اوست میتواند بزرگترین خدمت را به جامعهی خویش عرضه کند. در این مقاله ما سه هدف را مد نظر قراردادهایم:
الف) وجود الگوی اخلاقی در آموزش از دیدگاه اسلام جه لزوم و اهمیتی دارد؟
ب) چرا در اسلام معلم یک الگوی اخلاقی محسوب میشود و ویژگیهای اخلاقی یک معلم بهعنوان یک الگوی اخلاق در امر آموزش چیست؟
ج) از منظر اسلام چگونه معلم با دارا بودن این ویژگیهای اخلاقی در آموزش میتواند بر روند آموزش تأثیرگذار باشد؟
در این مقاله با بهکارگیری روش کتابخانهای و مراجعه به آیات و روایات و تفحص در دیدگاه اندیشمندان و متفکران اسلامی و بر پایهی روش تحقیق تحلیلی استنتاجی برای نیل به اهداف سه گانه مذکور خواهیم کوشید.
یوسف فتحی، آرزو عبداله زاده،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اخلاق در آموزش متوسطه مشخصکنندهی الزامات رفتاری معلمان و مدیران مدارس و تضمینکنندهی سلامت تدریس و معلمی است. بسیاری از کج رفتاری معلمان، افسردگی دانشآموزان، لذت نبردن از زندگی شغلی، خستگی و فرسوده شدن مدیران و معلمان و لطمه به زندگی فردی افراد که نمودهایی از رفتار نامطلوب مدارس است در اکثر موارد ناشی از ضعف رعایت اخلاق در تدریس معلمی است. اخلاق در تدریس معلمان عموماً از چهار بعد آموزشی، پژوهشی، دانشآموزی و مدیریتی مورد بررسی قرار میگیرد که بیشک یکی از مهمترین زمینههای اخلاق در تدریس معلمی مربوط به آموزش و تدریس و رعایت اخلاق حرفهای در آن است که وجود آن باعث افزایش اثربخشی در تدریس و افزایش یادگیری و امنیت روانی دانش آموزان در کلاس و آموزش است. با توجه به اهمیت این موضوع ضروری است که این موضوع از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گیرد. لذا این مقاله در نظر دارد ضمن مشخص کردن ابعاد اخلاقی تدریس معلمی به بررسی مؤلفههای اخلاقی مربوط به تدریس در مدارس متوسطه بپردازد. برای بررسی این موضوع تأکید اصلی مقاله توجه به مؤلفههای اخلاقی مورد نظر مورای است که در ارتباط با تدریس معلمان بیان شده است.
رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیر فرهنگ میر اسماعیلی، ایرج صالحی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
موضوعات اخلاق در آموزش، امروزه، بهطور محسوس در عرصههای آموزش نظری و عملی برای اساتید مطرح است. اساتید در زمینهی نحوهی تعامل صحیح با دانشجویان در هنگام بروز یک رویداد اخلاقی آموزش کافی نمیبینند و هر یک بنا بر تجربیات شخصی سعی در حل مشکل دارند. این شیوه در بسیاری از موارد موفقیتآمیز نبوده و سبب بروز برخوردهای لفظی و غیر لفظی بین استاد و دانشجو میشود و گاه اثرات غیر قابل جبرانی برای هر دو گروه بهدنبال دارد. هدف این مقاله ارائهی تجربیاتی است که طی چندین سال توسط مؤلفین آزموده شده است. این رویکرد تحلیلی مبتنی بر حل رویداد برای موضوعات اخلاق بهصورت «رویدادمحور» در آموزش است. در این شیوه «موضوع اخلاقی» پیشآمده، پس از کسب اطلاعات مورد نیاز توسط مدرس بهصورت سیستماتیک از دیدگاههای مختلف اعتقادی، فرهنگی، کدهای اخلاق در آموزش و مقررات دانشگاهی بهطور مستند تحلیل میشود و در نهایت روش حل معضل اخلاقی متناسب با آنها انتخاب میشود. یک کمیتهی اخلاق در آموزش نیز باید در دانشگاه موجود باشد که در صورت نیاز به اساتید در این موارد کمک کند. برای کسب مهارت در این شیوه، اساتید بهصورت کارگاهی آموزش میبینند تا برای نحوهی تعامل با موضوعات اخلاقی آماده شوند.این شیوه میتواند در افزایش دانش، نگرش و مهارت اساتید برای کلاسداری و تعامل مؤثر با داشجویان مفید واقع شود. نتایج چند دوره برگزاری کارگاهها و نشستهای تخصصی با موضوع اخلاق و آداب معلمی در دانشگاه علوم پزشکی همدان از سال 1387 تا 1390 حاکی از تأکید شرکتکنندگان از ضرورت برنامه (92-82 درصد) و موفقیت اجرای آموزش این شیوهی مهارتی (95-74 درصد) است. ارائه و توسعهی این رویکرد میتواند به ارتقاء مهارت اساتید در تعامل صحیح با دانشجویان بینجامد و در نگاه بالاتر باعث بهبود سطح اخلاق در آموزش دانشگاهی شود.
اکرم ایزدی خواه، طاهره چنگیز، نیکو بمانی، ابراهیم میرشاه جعفری،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
یکی از راههای گسترش اخلاق در سازمانها، تبیین رفتارهای پذیرفتهشدهی اخلاقی در موقعیتهای خاص، در قالب کدهای اخلاقی است که محتوای آن از توجه به تفاوتهای ایدئولوژیک و فرهنگی در جوامع مختلف متفاوت خواهد بود. تدوین کدهای اخلاقی برای آموزشدهندگان بالینی پزشکی، بهعلت مسؤولیت همزمان آموزش و درمان، و تعارض احتمالی حاصل از آمیختگی این دو، ضروری است. این مطالعه به منظور تدوین کدهای اخلاقی برای آموزشدهندگان بالینی پزشکی با رویکرد اسلامی - ایرانی انجام شد. این مطالعهی توسعهای در سه مرحله انجام شد. در مرحلهی اول متون داخلی و خارجی مرور و به روش تحلیل محتوا بررسی شد و بر مبنای مفاهیم استخراجشده، پیشنویس اولیهی کدهای اخلاقی برای آموزشدهندگان بالینی پزشکی آماده شد. در مرحلهی دوم با تشکیل جلسات بحث متمرکز و کسب نظر متخصصان، پیشنویس کدها اصلاح و در مرحلهی سوم توسط 24 نفر از صاحب نظران ملی اعتباریابی شد و ویراست سوم برای طرح در مراجع رسمی آماده شد.
حاصل این پژوهش 55 کد یا توصیهی اخلاقی است که تحت 18 موضوع (وجدان کاری، مسؤولیتپذیری، احترام به دیگران، تعالی علمی، احترام به آزادی دیگران، عدالت، سعهی صدر، پایبندی به احکام شرعی و احترام به آداب اسلامی، عفاف، جلب اعتماد، تواضع، قناعت، ارتباط با همکاران، توجه به بیمار، توجه به دانشجو، خوشخلقی، رازداری، و نظم) طبقهبندی شده است. استخراج مفاهیم و موضوعات اخلاقی از منابع غنی اسلامی - ایرانی، امکانپذیر بوده و زیربنای مناسبی برای تدوین کدهای اخلاقی در زمینهی آموزش پزشکی فراهم کرد. انتظار میرود این کدها بهدلیل تناسب با فرهنگ و اعتقادات ایرانیان بهتر پذیرفته شود و در صورت ایجاد زمینههای مناسب سازمانی، اجرای آن در محیطهای آموزشی ایران در مقایسه با استفاده از کدهای اخلاقی تدوین شده در دیگر کشورها با کمترین اشکال مواجه خواهد شود.
باقر لاریجانی، سمانه تیرگر،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
آشنایی با چهرههای علمی و فرهنگی کشور، امری ارزشمند است. آقای دکتر حسن حبیبی (1391-1315) را میتوان اهل دین، علم، ادب و فرهنگ دانست که در دوران جمهوری اسلامی بهعنوان سیاستمداری متدین و متعهد، حمایت خود را از انقلاب اسلامی، نمایان نموده است. این مقاله بعضی از آثار و نیز خاطرات نقل شده از نزدیکان و اطرافیان ایشان را مرور میکند که خود میتواند گذری به زندگینامه، منش و روش این شخصیت گرانقدر باشد. همچنین، در اثنای بحث، خاطراتی را که نویسندهی اول، شخصاً از مواجهه با ایشان داشتهاند، مطرح کردهایم و به نکات برجستهی اخلاقی ایشان خصوصاً در اواخر عمر شریفشان - که عمدتاً در بستر بیماری سپری شد- پرداختهایم. نیمنگاهی هم به عقاید و نظرات این دانشمند بزرگ در مورد علم، عالِم و عالِمپروری داشتهایم. امید است که این اشارات بتواند نمونههایی عینی و عملی، هم برای بیماران و هم برای محققان کشور و پزشکانی که با بیماران مختلف مواجهند، ارائه دهد
مرضیه کهنوجی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
اساس فرایند تدریس از یک بنیان اخلاقی محکم برخوردار است و اساتید میباید ابعاد تربیت اخلاقی را در نقشهای حرفهای خود متجلی کنند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد تربیت اخلاقی در رفتار اعضای هیأت علمی دانشگاه انجام شده است.
نتایج تحلیل محتوا نشاندهنده این مهم هستند که برخی اساتید علیرغم، آمادگی، دانش و معلومات کافی در فرآیند یاددهی، نمیتوانند رضایت درونی لازم را از عمل تدریس خود داشته باشند با کمی تامل مشخص میشود که یک سری مهارتها برای رفع این مشکل وجود دارد که از جمله آنها روی آوردن به اخلاق و تربیت اخلاقی در فرایند تدریس است چرا که امروزه اندیشمندان دایرهی موضوعی اخلاق را فراتر از صفات و ملکات یعنی به دامنهی وسیع افعال و کارهای ارزشی انسان کشاندهاند و از طرفی عصر حاضر، عصر بحرانها و چالشهای بنیانافکن است و اگر بشر بخواهد تعادل روانی داشته باشد و در روابط فردی و اجتماعی موفق باشد، باید به اخلاق و تربیت اخلاقی روی آورد. اعضای هیأت علمی میتوانند ضمن متخلق نمودن خود به مؤلفههای تربیت اخلاقی در ابعاد رفتاری، شناختی و عاطفی، آنها را به دانشجویان منتقل کنند و در تبدیل این ویژگیهای نیکو به منش، نقش مهمی ایفا کنند
حکیمه اسکندری سبزی، مریم حیدری، شهرزاد نظارات، مهسا موسوی، محمد امین حریزاوی، عاطفه زاهدی،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
اخلاق در مراقبت، هستهی مرکزی ارزشهای پرستاری است و مفهومی مبنایی در حرفهی پرستاری بهشمار میرود و از آنجا که نوع نگرش نسبت به آن میتواند کیفیت مراقبت از بیمار را تحت تأثیر قرار دهد، این پژوهش توصیفی-تحلیلی با هدف تعیین نگرش دانشجویان پرستاری نسبت به کدهای اخلاق پرستاری، التزام به اخلاق در مراقبت و عدم صداقت علمی طی نمونهگیری سرشماری میان 150 دانشجوی پرستاری دانشکدهی علوم پزشکی آبادان در سال 1395 انجام شدهاست. پس از اخذ رضایت آگاهانه، پرسشنامهی طراحیشده توسط McCrink در سه بخش: 1) اطلاعات دموگرافیک 2) نگرش نسبت به کدهای اخلاق، التزام به اخلاق و رفتارهای خنثی کننده، 3) نگرش نسبت به عدم صداقت علمی توسط دانشجویان تکمیل شد. آمار توصیفی، آزمون Chi-Square و ضریب همبستگی Pearson در نرمافزار SPSS نسخهی 21 جهت آنالیز دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین نگرش مثبت دانشجویان نسبت به کدهای اخلاق پرستاری و التزام به اخلاق در مراقبت بود و بیشترین نگرش منفی نسبت به رفتارهای خنثیکننده بود. کمتر از نیمی از شرکتکنندگان نسبت به عدم صداقت علمی نگرش منفی داشتند و حدود 40 درصد از دانشجویان وجود عدم صداقت علمی در همکلاسیها را گزارش کردند. کدهای اخلاق که از ارزشهای اخلاقی در کلاس درس و بالین است باید بهعنوان اجزا اصلی برنامههای آموزشی مورد توجه قرار گیرد و از بدو ورود آموزش داده
سید مجتبی موسوی بزاز، جعفر شکری، صادق شکری،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
امروزه، مشکلات فراروی طب رایج در ایران موجب اقبال عمومی به طب سنتی ایرانی شده که اصطلاح طب اسلامی نیز به موازات آن مطرح شده است. گرچه موافقان، طب اسلامی را دارای مبانی و اصول، ایدئولوژی، علوم پایه و منابع محکمی میدانند، تصویر علمی و روشنی از آن ارائه نشده است و دستکم در آثار پژوهشی در دسترس، همچنان مبهم است. مطالعهی حاضر بهشکل مروری-توصیفی و کتابخانهای انجام شده است. پایگاههای آی اس آی، پاب مد، آی اس دی، گوگل اسکولار، مگیران و اس آی دی بهمنظور شناخت این مبانی، جستوجو شد. دو نفر جستوجوی مستقل انجام دادند و حاصل را در جلسهای مشترک تجزیه و تحلیل کردند. ارزیابی کیفی توسط متخصص پزشکی اجتماعی انجام شد. وابستگی نویسندگان به مراکز علمی مصوب از شاخصهای گزینش منابع جهت ورود به مطالعه بود. مبانی طب اسلامی با نگاهی به رابطهی علم و دین مرور شد. شش دیدگاه شامل تایید، رد، اولویت بخشی یا ترکیبی قابل بیان بود. برای این منظور، مضامین طبی در حوزهی آیات و روایات و طب رایج با نگاه به طبقهبندیهای رابطهی علم و دین تعریف شد. برای بیان مفاهیم علم دینی و طب اسلامی بهترتیب از نظرات علامه جوادی آملی و مهدی اصفهانی استفاده شده است که در حال حاضر از جایگاه و بنیاد استدلالی متینتری برخوردارند؛ ایشان ضمن اعتقاد به لزوم اتصال وحیانی، از رئالیسم انتقادی نیز بهره گرفتهاند و شرط تحقق علم اسلامی را هویت درونی اسلامی آن علم میدانند و معتقد به روایی دیگر لوازمات و پیامدهای آن هستند
امیرحسین مردانی، علیرضا پارساپور، احسان شمسی گوشکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تولیدات علمی حوزهی اخلاق زیستپزشکی بر مبنای مقالههای فارسی انتشاریافته در مجلههای ایران پرداخته است. نتایج نشان دادند که پژوهشگران، طی سالهای 1382 تا 1396، درمجموع، ۱۲۳۸ مقالهی فارسی در این زمینه منتشر کردهاند. متوسط نرخ رشد سالیانهی انتشار مقالهها، 17/23 درصد است، اما این رشد از سال 1392 سیر نزولی یافته است. نرخ استنادپذیری مقالهها (0/4 به ازای هر مقاله) حکایت از اثرگذاری اندک آنها دارد. دانشگاههای علوم پزشکی شهیدبهشتی و علوم پزشکی تهران، بهترتیب، با انتشار ۳۶ درصد و ۳۳ درصد، بیشترین سهم را در انتشار مقالهها داشتهاند. پژوهشهای اخلاق زیستپزشکی، در قالب مقالههای فارسی، بهصورت میانرشتهای عمل کرده و پژوهشگرانی از رشتههای علوم پزشکی، پرستاری و حقوق، بیشترین نقش را در تألیف و انتشار آنها داشتهاند. موضوعات اخلاق پزشکی، آموزش پزشکی و اخلاق اسلامی، بهترتیب، موضوعات پرتکرار در مقالههای فارسیاند. تنها ۲۲ درصد از این مقالهها، بهصورت مستقیم، به حمایت مالی دانشگاهها و مراکز پژوهشی اشاره کردهاند.
سینا ولیئی، شیوا محمدی، شعیب دهقانی، فرزانه خانپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
امروزه، پیوند عضو درمان نهایی بیماران در مراحل پایانی اختلال در عملکرد اندامهاست. با توجه به اهمیت اهدای عضو و نقش مهم معلمان در افزایش آگاهی و بهبود نگرش قشری گسترده از جامعه، پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان آگاهی و چگونگی نگرش معلمان شهر سنندج به مسألهی اهدای عضو انجام شد. روش تحقیق در مطالعهی حاضر، توصیفیتحلیلی (مقطعی) است. در همین راستا، 250 معلم شاغل در مدارس متوسطهی اول و دوم شهرستان سنندج، به روش نمونهگیری خوشهای، در سال تحصیلی 1397-1396، انتخاب و پرسشنامهی میزان آگاهی و چگونگی نگرش به اهدای عضو را تکمیل کردند. دادهها با نرمافزار SPSS 20 با استفاده از آزمون آماری همبستگی و تی مستقل و تحلیل واریانس آنوا تجزیه و تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد 152 نفر (8/60%) آگاهی متوسط و 92 نفر (8/36%) آگاهی بالا دربارهی اهدای عضو داشتند. نگرش 166 نفر (4/66%) از معلمان، متوسط و 81 نفر (4/32 %) بالا بود. 8/90 درصد از معلمان نیز، کارت اهدای عضو نداشتند؛ درحالیکه 144 نفر (6/57 %) تمایل داشتند این کارت را دریافت کنند. ازآنجاکه میزان آگاهی و نگرش مثبت اکثریت معلمان در حد متوسط بوده و بیشتر آنها دارای کارت اهدای عضو نبودند و با توجه به اثرگذاری این قشر در افزایش فرهنگ اهدای عضو و آگاهی دانشآموزان، آموزش فرهنگیان و ایجاد زمینههای مناسب برای بالابردن آگاهی و نگرش مثبت آنها دربارهی اهدای عضو، ضروری است.
علیرضا مشیراحمدی، عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
احتمال بروز خطا و ایجاد آسیب در فعالیتهای پزشکی وجود دارد؛ موضوعی که میتواند زمینهساز طرح شکایت از پزشک شود. پس از مفتوحشدن چنین پروندههایی، با توجه به جنبهی تخصصی این امور، لازم است تا برای اخذ نظر کارشناسی اقدام گردد. سازمان پزشکی قانونی، یکی از مراجعی است که در این زمینه، نقشی اساسی دارد؛ بنابراین، اطلاع از معیارهایی که از نظر کارشناسان این سازمان، در محکومیت کادر درمانی حائز اهمیت تلقی میشود، علاوه بر آگاهیبخشی به پزشکان، میتواند در کاهش میزان تقصیرات شغلی این رشته نیز، تأثیری بسزا داشته باشد. مطالعهی پیشِ رو، به لحاظ هدف، کاربردی، از نظر شیوهی تجزیه و تحلیل، توصیفیتحلیلی و به لحاظ جمعآوری دادهها، اسنادی و کتابخانهای است. تلاش پزشکان، این است که با تشخیص صحیح بیماری و انتخاب فرایندی مناسب و علمی، به درمان بیماران بپردارند و ضمن کاستن از آلام و دردها، سلامتی را به آنان بازگردانند؛ اما همیشه، نمیتوان به چنین هدفی نایل شد؛ چهبسا پزشک در هر یک از مراحل تشخیص، انتخاب درمان و انجام آن، مرتکب اشتباه شود؛ لذا، اگرچه از هیچ پزشکی انتظار نمیرود که نتیجهای خاص را برای بیمار تضمین کند و الزاماً، به درمان قطعی بیماری نایل آید، از ایشان این توقع وجود دارد که در مداوای بیماران، مطابق استانداردهای متعارف رفتار کنند و در این زمینه، مرتکب بیاحتیاطی و بیمبالاتی نشوند. با دقت در استدلالهای منعکس در پروندههای قصور پزشکی، میتوان شاخصهای مؤثر محکومیت پزشکان را در دو دستهی اقدامات پیشا و پسادرمانی طبقهبندی کرد. شاخص پیشادرمانی شامل مجموعهاشتباهاتی است که مرتبط با تشخیص بیماری یا انتخاب نوع درمان است.
عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، علیرضا مشیراحمدی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
صاحبان حِرَف پزشکی میکوشند خدمات درمانی را بهصورت کارآمد، مطلوب و باکیفیت به بیماران ارائه دهند؛ بااینحال، درمانهای پزشکی، مصون از خطا و اشتباه نیستند؛ بنابراین، حدوث آسیب متعاقب درمانهای پزشکی، امری اجتنابناپذیر است؛ موضوعی که میتواند منتهی به شکایت علیه کادر درمان شود. با بهجریانافتادن پروندههای اینچنینی، اخذ نظریهی کارشناسی ضرورت مییابد؛ ازهمینرو، وقوف به شاخصهای مؤثر در محکومیت، ضمن اثربخشی در تقلیل رفتارهای آسیبزا، میتواند در افزایش بینش کادر درمان نیز، مفید باشد. مداقه در پروندههای تخلفات پزشکی، گویای آن است که شاخصهای محکومیت، در دو دستهی پیشا و پسادرمانی جای میگیرند. خطاهای حادثشده پس از ورود به اجرای مراحل درمان، گویای معیار پسادرمانی است. نقص در خاتمهی فرایند درمان، انجامندادن اقدامات درمانی در محل مناسب، عدم تناسب یا اشتباه در روش بهکاررفته و تقصیر یا اشتباه فاحش، اهم موارد مسئولیتزای مرتبط با این شاخص است. پژوهش حاضر بر آن است تا به شیوهی توصیفیتحلیلی و با استناد به نظریات کارشناسی نوشتهشده در پروندههای قصور و تقصیر پزشکی، معیارهای مؤثر در محکومیت کارکنان درمانی را بررسی کند.