جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای علوم پزشکی

سید محمد جواد مرتضوی، نسرین شکرپور،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده

 امروزه حتی در کشورهای صنعتی و پیشرفته ارتقای علمی اساتید زن با چالش‌های بسیاری مواجه است. در این ارتباط با وجود این‌که تعداد دانشجویان دختر در این کشورها هر ساله در حال پیشرفت بوده است، در طی دو دهه‌ی گذشته تنها تغییر بسیار اندکی در رتبه‌های علمی اساتید پزشکی زن آن‌ها صورت گرفته است. هم‌چنین موارد متعددی از تبعیض جنسیتی (sexual discrimination) و حتی آزارهای جنسی (sexual harassment) در استادان زن کشورهایی نظیر آمریکا گزارش شده است. بدین ترتیب، برخی محققان در این کشورها از وجود موانع جدی اما نامریی بر سر راه ارتقای علمی اساتید زن تحت عنوان سقف شیشه‌ای (Glass Ceiling) یا زمین چسبناک (Sticky Floor) یاد کرده‌اند. در این مطالعه با در نظر گرفتن این نکته که در ایران به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرصت‌های قابل توجهی برای ورود زنان به‌عنوان جمعیتی تأثیرگذار در تمامی عرصه‌های علمی فراهم گردیده است، برای اولین بار در کشور روند ارتقای علمی اساتید زن در دانشگاه علوم پزشکی شیراز به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های کشور بررسی گردیده است. در این راستا به تمامی عوامل تأثیرگذار به‌ویژه عوامل اجتماعی و اقتصادی توجه شده است. بدین منظور 100 نفر از اعضای هیأت علمی زن نسبت به تکمیل پرسشنامه‌هایی که قبلاً روایی و پایایی آن‌ها تأیید شده بود، اقدام نمودند. به‌علاوه، اطلاعات دقیق مربوط به ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی تمامی 627 نفر عضو هیأت علمی (شامل 220 زن و 407 مرد) شاغل در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در ابتدای نیمسال دوم سال تحصیلی 88- 1387 جمع‌آوری گردید. نتایج حاصله نشان دهنده‌ی کوتاه بودن چشمگیر مدت زمان توقف برای ارتقا به مرتبه‌ی علمی بالاتر در اعضای هیأت علمی زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. هم‌چنین میانگین زمان توقف در مرتبه‌ی استادیاری و دانشیاری برای اعضای هیأت علمی زن کوتاه‌تر از همتایان مرد آن‌ها بود (P<0.01). با توجه به یافته‌های این مطالعه و گزارش‌های رسمی منتشره در ایالات متحده، درصد بزرگ‌تر از این نسبت در دانشکده‌های پزشکی ایالات متحده‌ی آمریکاست. به همین ترتیب، سهم زنان در مدیریت گروه‌های آموزشی و هم‌چنین تصدی معاونت دانشکده‌های مختلف در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بسیار بزرگ‌تر از سهم زنان در دانشکده‌های پزشکی آمریکا می‌باشد. یافته‌های این مطالعه به خوبی بهتر بودن وضعیت ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی استادان زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز را در مقایسه با همتایان مرد آن‌ها و حتی نسبت به همتایان زن آن‌ها در برخی از دانشگاه‌های کشورهای توسعه یافته‌ی غربی که وجود نوعی سقف شیشه‌ای در آن‌ها برای ارتقای اعضای هیأت علمی زن گزارش شده است، نشان می‌دهد.


خورشید وسکویی، نوشین کهن،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

افراد تیم مراقبت بهداشتی - درمانی در محیطی پویا در حال فعالیت هستند که لازمه‌ی آن برقراری ارتباطات با بیماران، دانشجویان و سایر اعضاء تیم بهداشتی درمانی است. آن‌ها به‌صورت مداوم در حال مناقشه با پیچیدگی‌های مشارکت در تیم­های چند­حرفه­ای و سازمان‌های درمانی هستند. درتمام این روابط و فعالیت­ها درک از اخلاق و اصول اخلاقی اساسی است و به‌صورت بالقوه احتمال تضاد در ارزش‌های اخلاقی وجود خواهد داشت. بیماران، دانشجویان و افراد تیم ارائه‌ی مراقبت ممکن است دیدگاه کاملاً متفاوتی در مورد آنچه بهترین منافع برای بیمار قلمداد می­شود داشته باشند. هم‌چنین، ارزش­های حرفه­ای و اخلاقی ممکن است با ارزش­های مدیریتی و سازمانی در مؤسساتی مانند دانشگاه­ها و بیمارستان‌ها در تضاد باشند. لذا امروزه، به منظور حصول اطمینان از این‌که ارزش­های افراد، تیم­ها و سازمان­های آموزشی و درمانی به‌درستی درک، بررسی و در نظر گرفته شده است و مطابق با ارزش­های حرفه­ای، حرفه­ای­گری و هم راستا با حمایت از کرامت و عزت و شکوفایی افراد است، به مقوله­ای تحت عنوان رهبری اخلاقی توجه ویژه­ای می‌شود. استراتژی­هایی در خصوص آموزش رهبری اخلاقی در ادبیات و متون ارائه شده است که به دانش، نگرش و مهارت­های لازم در زمینه‌ی این مقوله‌ی دارای اهمیت اشاره دارند. هم‌چنین، به اهمیت آموزش مدیران و رهبران آموزشی در زمینه‌ی مهارت­های رهبری اخلاقی توجه ویژه­ای شده است. در این گفتار ضمن تبیین جایگاه رهبری اخلاقی در مؤسسات آموزشی و تمایز رهبری اخلاقی و غیر اخلاقی به استراتژی‌های آموزشی و عملیاتی در زمینه‌ی ارتقاء رهبری اخلاقی خواهیم پرداخت.
سیدمظفر ربیعی، نوین نیک‌بخش، سیمین موعودی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

در برنامه‌ی تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی، که به‌عنوان بخشی از طرح تحول نظام سلامت، از سال ۱۳۹۴ به دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور ابلاغ شد، بر اعتلای اخلاق حرفه‌ای بسیار تأکید شده است. این مطالعه با هدف ارزیابی فعالیت‌های اعتلای اخلاق حرفه‌ای در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گرفته است. در این مطالعه‌ی توصیفی، تمامی اقداماتی که برای تحقق اهداف برنامه‌ی اعتلای اخلاق حرفه‌ای، در طول سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گرفته است به تفکیک عنوان، گروه هدف، حجم فعالیت و برون‌دادهای فرایند در فرم جمع‌آوری داده‌ها وارد شده و با داده‌های قبل از سال ۱۳۹۴ مقایسه شده‌اند. در مجموع، در طی دو سال اخیر، نوزده محور فعالیت در جهت اعتلای اخلاق حرفه‌ای ثبت شده که شانزده فعالیت (۲/۸۴%)، متعاقب ابلاغ برنامه‌ی تحول و نوآوری در آموزش در دانشگاه شکل گرفته است. حجم فعالیت‌های انجام‌گرفته، ۱۰۰۸۸ نفر- ساعت و بیشتر محورهای فعالیتی انجام‌گرفته (دوازده فعالیت، ۲/۶۳%) در جهت تحقق هدف «تدوین الزامات ساختاری و برنامه‌ای و استقرار نظام نیازسنجی، آسیبشناسی و ارتقای ارزشها و اخلاق حرفهای» بوده است. به دنبال استقرار برنامه‌ی تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی، در دانشگاه علوم پزشکی بابل نیز اقدامات متعدد جدیدی برای اعتلای اخلاق حرفه‌ای انجام گرفته است.
 
حسین درگاهی، هاجر معمایی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

مهم‌ترین چالش سازمان‌ها در قرن بیست‌ویکم، تقویت بهره‌وری نیروی انسانی ازطریق بهبود اخلاق کاری است؛ لذا هدف از این پژوهش، تعیین رابطه‌ی بین اخلاق کاری و بهره‌وری فردی کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی تهران است. این مطالعه، پژوهشی توصیفی‌تحلیلی بود که به‌صورت مقطعی، در گستره‌ی سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۵ انجام شد. جامعه‌ی پژوهش را همه‌ی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۵۲۹۰ نفر) تشکیل می‌داد. ازطریق «فرمول کوکران» حجم نمونه‌ی پژوهش برابر ۳۷۵ نفر تعیین شد که متناسب با تعداد کارکنان در بیمارستان‌ها و دانشکده‌های دانشگاه انتخاب شدند. از پرسش‌نامه‌ی استاندارد اخلاق شغلی ویکتور و کالن و پرسش‌نامه‌ی مدل بهره‌وری کارکنان هریس و گلداسمیت، به‌عنوان ابزار پژوهش، استفاده شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده ازطریق نرم‌افزار SPSS ویرایش ۲۲، تحلیل و برای دستیابی به نتایج توصیفی، از میانگین و انحراف معیار و برای ارائه‌ی نتایج تحلیلی، از آزمون‌های «پارامتریک همبستگی» پیرسون و «رگرسیون خطی چندمتغیره» استفاده شد. نتایج بررسی نشان داد که بین بهره‌وری فردی کارکنان با اخلاق کاری و ابعاد آن ارتباطی معنی‌دار وجود دارد؛ همچنین، مؤلفه‌های عدالت سازمانی، بیشترین و خیراندیشی مدیران کمترین ارتباط را با بهره‌وری کارکنان نشان داد. علاوه بر این، بین جنسیت با اخلاق کاری ارتباط معنی‌دار و مستقیم و بین سن و میزان تحصیلات با اخلاق کاری ارتباط معنی‌دار و معکوس به دست آمد. ۸۶ درصد از تغییرات بهره‌وری کارکنان نیز تحت تأثیر اخلاق کاری و ابعاد آن نشان داده شد. به‌منظور افزایش بهره‌وری کارکنان، تقویت مبانی اخلاق فردی، ایجاد جو سازمانی سالم و ایمن و رعایت ملاحظات اخلاقی توسط مدیران و سرپرستان، پیشنهاد می‌شود.

رضا یزدانی، مجتبی آصفی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

هوش اخلاقی، به‌عنوان یکی از ابعاد هوش می‌تواند چارچوبی برای عملکرد صحیح انسان‌ها فراهم آورد و این عملکرد در محیط‌های بالینی از جمله دندان‌پزشکی می‌تواند بسیار مهم و ضروری باشد؛ لذا مطالعه‌ی حاضر به بررسی هوش اخلاقی در دانشجویان سال اول و ششم دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌پردازد. مطالعه‌ی توصیفی حاضر، در سال ۱۳۹۷ به صورت مقطعی بر روی ۱۰۶ نفر از دانشجویان سال اول و ششم دندان‌پزشکی انجام پذیرفته است. افراد بررسی‌شده به صورت سرشماری انتخاب و اطلاعات بر اساس پرسش‌نامه‌ی هوش اخلاقی لنیک و کیل جمع‌آوری شدند. بررسی داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS 22 و تست‌های آماری توصیفی و تحلیلی صورت گرفت. میانگین هوش اخلاقی در دانشجویان دندان‌پزشکی سال اول و ششم مشابه بود و تفاوت آماری نداشت (P-value= 0/64). در بررسی نتایج دانشجویان سال اول، فقط بین هوش اخلاقی و تحصیلات مادر  (P-value= 0/026) و سطح وضعیت اقتصادی خانواده‌ی آنان  (P-value= 0/009)ارتباط غیرمستقیم یافت شد؛ اما در دانشجویان سال ششم، تنها ارتباط بین هوش اخلاقی و سطح وضعیت اقتصادی خانواده‌ به صورت مستقیم بود (P-value= 0/015) . یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد هوش اخلاقی دانشجویان دندان‌پزشکی، حین تحصیل تغییرات معناداری نداشته که این نتیجه بیانگر عدم تأثیرگذاری سیستم آموزشی، بر هوش اخلاقی دانشجویان دندان‌پزشکی، در حین تحصیل است.
 

عارفه مرزوقی، حسین محمودیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مهارت و رفتارهای «اخلاق سایبری» دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، متشکل از سه رشته‌ی پزشکی و دندان‌پزشکی و کارشناسی پرستاری و مامایی که در سال تحصیلی 1395-1396 مشغول به تحصیل بوده‌اند، تشکیل داد. روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بود که براساس آن، دویست نفر از دانشجویان به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با به‌کارگیری آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان مهارت و رفتارهای اخلاقی سایبری دانشجویان از سطح قابل‌قبول پایین‌تر است؛ همچنین تفاوت بین دانشجویان براساس ویژگی‌های جمعیت‌شناختی مانند جنسیت و رشته و مقطع تحصیلی، در زمینه‌ی برخورداری آنان از مهارت‌ها و رفتارهای اخلاقی سایبری معنادار نیست.

خدیجه محمدی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

یکی از موضوعات اساسی در بیمارستان‌ها، بررسی میزان کارایی و اثربخشی است. به این منظور، شاخص‌هایی متعدد ارائه شده است که به شاخص‌های عملکردی، معروف‌اند. اگر عملکرد بیمارستان‌ها، از لحاظ رعایت حقوق بیمار، به مشخصات دموگرافیک او وابسته باشد، نادیده‌گرفتن اثر شاخص‌های بیمارستانی، به‌عنوان عامل مؤثر سطح بالاتر بر میزان رعایت حقوق بیمار، ممکن است موجب نتیجه‌گیری‌هایی نادرست درباره‌ی این روابط شود. در چنین مواردی که داده‌های مورد مطالعه، به‌طور ذاتی، چندسطحی است، استفاده از مدل‌های آماری چندسطحی برای بررسی این نوع داده‌ها، مفید خواهد بود. نمونه‌ها، در طی سال 1394، از هشت بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران، به‌صورت خوشه‌ای دومرحله‌ای، جمع‌آوری شده‌اند. اطلاعات مربوط به میزان رعایت حقوق بیمار و اطلاعات دموگرافیک، از طریق پرسش‌نامه، از 375 بیمار جمع‌آوری گردید. میزان رعایت حقوق بیمار، توسط روش آماری چندمتغیره‌ی تحلیل عاملی، اندازه‌گیری شد. برای بررسی رابطه‌ی بین رعایت حقوق بیمار با برخی اطلاعات دموگرافیک، از مدل‌های رگرسیون خطی دوسطحی استفاده شد که سطح اول آن را عوامل دموگرافیک بیمار و سطح دوم را عوامل بیمارستانی تشکیل می‌دهند. میزان رعایت حقوق بیمار در بیمارستان‌ها، در سطح متوسط، رعایت شده بود. حدود شانزده درصد از واریانس متغیر وابسته‌ی میزان رعایت حقوق بیمار که مقداری زیاد است، به دلیل تغییرات در سطح بیمارستان است و بقیه‌‌ی تغییرات، در سطح فردی است؛ همچنین، متغیرهای درصد اشغال تخت، درصد شکایت و درصد فرار از بیمارستان، در سطح بیمارستان، آثاری شایسته‌ی توجه بر میزان رعایت حقوق بیماران دارند.

محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 به‌منظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاه‌ها، به‌عنوان ترویج‌کنندگان دانش سلامت، آموزش‌دهنده‌ی مهارت‌های بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته می‌شوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزه‌ی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونه‌گیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاه‌های علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکت‌کننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقه‌ی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل داده‌هـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، داده‌ها در پنج طبقه‌ی اصلی و پانزده زیرطبقه دسته‌بندی شد. زیرساخت‌سازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگ‌سازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه می‌توانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را به‌سوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغله‌های روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیت‌ها را به مسئولان خاطرنشان ساخت

معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفه‌ای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی  مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه  و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامه‌های آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است.  پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب‌نظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشته‌های علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش  براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج  که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل  بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی،  بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی  نظر سنجی  شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده  از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج  مطالعه بیانگر ضرورت  ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ،  مهارت  محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و  بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.

عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در رده‌های مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش می‌نماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهت‌گیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزن‌دهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیده‌بان و کمترین نقش را به عنوان پیاده‌کننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.

سمیره عابدینی، الهام ایمانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 آموزش بالینی بخشی مهم از برنامه‌ی درسی دانشجویان علوم پزشکی است و دانشجویان در طول این دوره، با چالش‌های اخلاقی متعدد مواجه می‌شوند. ازآنجاکه اخلاق، عاملی مهمی در ارائه‌ی صحیح خدمات سلامت به مددجویان محسوب می‌شود، این مطالعه با هدف تبیین چالش‌های اخلاقی کارآموزی، از نظر دانشجویان علوم پزشکی طراحی شد. این مطالعه‌ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. نمونه‌گیری هدفمند بود و داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ی عمیق، چهره به چهره و نیمه‌ساختاریافته‌ی فردی جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، با روش تحلیل محتوای کیفی، با رویکرد استقرایی، مطابق روش الو و کینگاز (2008) انجام شد. در این مطالعه، پس از انجام‌دادن مصاحبه با چهل نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، اطلاعات به اشباع رسید. میانگین سنی مشارکت‌کنندگان در پژوهش 22/1±67/22 سال بود. پس از تحلیل متن مصاحبه‌ها، در نهایت دو مضمون و هفت طبقه حاصل شد. مضامین حاصل، تحت عناوین چالش‌های اخلاقی در محیط بالین و چالش‌های اخلاقی در متصدیان آموزش بالینی نام‌گذاری شدند. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از مصاحبه‌های دانشجویان مختلف ضرورت دارد، معاونان آموزشی و استادان دانشگاه به چالش‌های اخلاقی در محیط بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها توجهی خاص مبذول داشته و اقدامات لازم را در زمینه‌ی آشناسازی دانشجویان با مسائل اخلاقی، چگونگی مواجهه با این مسائل و نحوه‌ی تصمیم‌گیری در موقعیت‌های اخلاقی در نظر داشته باشند.

عبدالحسن کاظمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

مجله‌ها شروع به انتشار مقالاتی کرده‌اند که در آن‌ها از ربات‌های چت مانند Bard و Bing وChatGPT  استفاده شده است؛ به‌طوری‌که برخی مجلات، چت‌بات‌ها را به‌عنوان نویسندگان مشترک، فهرست می‌کنند؛ اما خروجی چت‌بات‌ها، در حال حاضر، خطراتی چون: سوگیری‌ها، تحریف‌ها، مطالب غیرمرتبط، ارائه‌ی نادرست و سرقت ادبی دارند که بسیاری از آن‌ها، ناشی از الگوریتم‌های حاکم بر تولید آن‌ها هستند و به‌شدت به محتوای مواد استفاده‌شده در آموزش آن نرم‌افزار هوش مصنوعی وابسته‌اند. مجموع نظرات و بیانیه‌های مراجع بین‌المللی چون: کمیته‌ی اخلاق نشر (COPE)، کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی (ICMJE)، انجمن جهانی سردبیران پزشکی (WAME)، شورای سازمان‌های بین‌المللی علوم پزشکی (CIOMS) حاوی نکات مشترک ذیل هستند:
- فقط انسان‌ها می‌توانند نویسنده باشند.
- نویسندگان باید منابع مطالب خود را بدانند.
- نویسندگان باید مسئولیت عمومی کار خود را بپذیرند.
- ویراستاران و داوران باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از ربات‌های گفت‌وگو را در ارزیابی نسخه‌ی خطی و تولید نقدها و مکاتبات مشخص کنند.
- ویراستاران برای مقابله با تأثیرات چت‌بات‌ها بر انتشار، به ابزارهای دیجیتالی مناسب نیازمندند.
علاوه‌براین، این ویرایش تصدیق می‌کند که چت‌بات‌ها برای انجام‌دادن عملکردهای مختلف در نشریات علمی استفاده می‌شوند. چت‌ربات‌ها نمی‌توانند نویسنده باشند. اگرچه وضعیت حقوقی یک نویسنده از کشوری به کشور دیگر متفاوت است، در اکثر حوزه‌های قضایی، نویسنده باید شخصی حقوقی باشد. چت‌بات‌ها معیارهای تألیف کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی را برآورده نمی‌کنند، به‌ویژه اینکه نمی‌توانند بعضی امور را ارزیابی کنند؛ اموری چون: تأیید نهایی نسخه‌ای که باید منتشر شود؛ مسئولبودن برای تمام جنبه‌های کار در حصول اطمینان از اینکه سؤالات مرتبط هستند، بهدقت یا یکپارچگی هر بخشی از کار بهطور مناسب بررسی و حل میشود.هیچ ابزار هوش مصنوعی نمی‌تواند بیانیه‌ی تضاد منافع را درک کند و وجهه‌ی قانونی امضای بیانیه را ندارد. چت‌بات‌ها مستقل از توسعه‌دهندگان خود، وابستگی ندارند. ازآنجاکه نویسندگانی که یک سخه‌ی خطی را ارسال می‌کنند، باید اطمینان حاصل کنند، همه‌ی کسانی که به‌عنوان نویسنده نام‌گذاری شده‌اند، معیارهای تألیف را دارند، ربات‌های گفت‌وگو نمی‌توانند به‌عنوان نویسنده گنجانده شوند. نویسندگان باید هنگام استفاده از چت‌بات‌ها شفاف باشند و اطلاعاتی را درباره‌ی نحوه‌ی استفاده از آ‌ن‌ها ارائه دهند. میزان و نوع استفاده از چت‌بات‌ها در نشریات و مجلات باید مشخص شود. این درخواست با توصیه‌ی کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی، مبنی بر تأیید کمک نوشتاری و ارائه‌ی اطلاعات دقیق درباره‌ی نحوه‌ی انجام‌دادن مطالعه و نتایج تولیدشده در روش‌ها مطابقت دارد. نویسندگانی که مقاله‌ای را ارسال می‌کنند که در آن از یک ربات چت/ AIبرای پیش‌نویس متن جدید استفاده شده است، باید در قدردانی، به چنین استفاده‌ای اشاره کنند. همه‌ی اعلان‌های استفاده‌شده برای تولید متن جدید یا تبدیل متن یا درخواست‌های متنی به جداول یا تصاویر باید مشخص شوند. هنگامی که برای انجام‌دادن یا تولید کار تحلیلی، کمک به گزارش نتایج (مانند تولید جدول‌ها یا شکل‌ها) یا نوشتن کدهای کامپیوتری، از یک ابزار هوش مصنوعی مانند ربات چت استفاده می‌شود، باید در متن مقاله ذکر شود. در هر دو بخش چکیده و روش، به‌منظور فراهم‌کردن امکان بررسی دقیق علمی نظیر تکرار و شناسایی جعل، باید اعلان کامل استفاده‌شده برای تولید نتایج تحقیق، زمان و تاریخ پرس‌وجو و ابزار هوش مصنوعی به‌کاررفته و نسخه‌ی آن ارائه شود. ویراستاران و داوران همتا باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از ربات‌های گفت‌وگو را در ارزیابی نسخه‌های خطی و تولید نظرات و مکاتبات مشخص کنند. اگر آن‌ها از چت‌بات‌ها در ارتباطات خود با نویسندگان و یکدیگر استفاده می‌کنند، باید نحوه‌ی استفاده از آن‌ها را توضیح دهند. ویراستاران و داوران، مسئول هرگونه محتوا و نقل‌قول تولیدشده توسط ربات/ چت هستند. آنان باید توجه داشته باشند که چت‌بات‌ها درخواست‌هایی را که به آن‌ها داده می‌شود، ازجمله محتوای دست‌نوشته را حفظ می‌کنند و ارائه‌ی دست‌نوشته‌ی نویسنده به یک ربات چت، محرمانه‌بودن دست‌نوشته‌ی ارسال‌شده را نقض می‌کند. ویراستاران به ابزارهای مناسب برای کمک به شناسایی محتوای تولیدشده یا تغییریافته توسط هوش مصنوعی نیاز دارند. چنین ابزارهایی باید بدون توجه به توانایی پرداخت هزینه برای آن‌ها، به نفع علم و عموم مردم و برای کمک به اطمینان از یکپارچگی اطلاعات مراقبت‌های بهداشتی و کاهش خطر پیامدهای نامطلوب سلامت، در دسترس ویراستاران قرار گیرد. بسیاری از سردبیران مجلات پزشکی از رویکردهای ارزیابی دست‌نوشته استفاده می‌کنند که برای مقابله با هوش مصنوعی طراحی نشده‌اند. در حال حاضر، افراد در انتشارات علمی می‌توانند از چت‌بات‌ها برای اموری چون: کارهای ساده‌ی پردازش کلمه (مشابه با نرم‌افزار واژه‌پردازی و بررسی دستور زبان و توسعه‌ی آن)، تولید ایده‌ها و متن و محتوای اساسی پژوهش استفاده کنند.

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

ازآنجاکه سوءرفتار پژوهشی می‌تواند به‌عنوان واکنشی انطباقی در برابر محدودیت‌‌ها و فشارها و خواسته‌های برآمده از کارکردهای نامناسب نظام پژوهش تلقی شود، برای مدیریت آن، باید فعالیت‏های نظام پژوهش را در مسیر انتقال سیاست‏های پژوهشی (سطح کلان) به برنامه‏های توسعه‌ی پژوهش در مؤسسه‌ها (سطح میانی) و اجرای پژوهش توسط پژوهشگران (سطح خرد) رصد و بررسی کرد. این مطالعه با اتخاذ چهارچوب تحلیلی کلان- میانی- خرد، وظایف و راهبردها و فعالیت‌های شکل‌گرفته در سطوح سه‌گانه‌ی نظام پژوهش علوم پزشکی کشور را روشن می‌سازد؛ ازاین‌رو، سیاست‌گذاری‌های کلان پژوهش (سطح کلان) تا برنامه‌های عملیاتی برای توسعه‌ی پژوهش در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی (سطح میانی) و پژوهشگران به‌منزله‌ی انجام‌دهندگان پژوهش (سطح خرد) را در کانون توجه قرار می‌دهد. برای این منظور، سه سطح تحلیلی نظام پژوهش با توجه به مفروضه‏های این چهارچوب، تبیین و تعریف شدند. با تحلیل محتوای کیفی متون مربوطه، فعالیت‌هایی که در این سطوح می‏توانستند برای تأمین سلامت پژوهش مفید باشند، شناسایی و در قالب راهبردهایی مختلف ارائه شدند. یافته‌ها نشان داد، نظام پژوهش بر اساس چهارچوب تحلیلی موجود، یک نظام کلانِ صرف، بدون توجه به میان‌کنشِ بخش‌های آن نیست، بلکه نظامی است که تعامل و اثرگذاری میان‌بخشی اجزاء در آن وجود دارد. این رویکرد می‏تواند تمرکز و وضوح و توانمندی بررسی سوءرفتارهای پژوهشی را ارتقا دهد و با به‏کارگیری سطوح خُرد و میانی و کلان می‌تواند چالش‏های موجود در جریان تعامل فعالیت‏ها و عملکردهای مختلف نظام پژوهش و درهم‌تنیدگی آن‌ها را دنبال کند.

زهرا آقابیگلویی، جمال رضایی اوریمی، سید محمد هاشمی مهر، روشنک ثاقبی، مرتضی مجاهدی، سید امیرحسین لطیفی، مهدی صالحی، سید عبدالله محمودی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

ارزیابی و تحلیل تولیدات علمی، نقشی مهم در بهبود کیفیت پژوهش‌ها و مدیریت منابع پژوهشی ایفا می‌کند. هدف این پژوهش، ارزیابی کمّی محتوای پایان‌نامه‌های رشته‌ی تاریخ علوم پزشکی در دانشگاه‌های ایران از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ بوده است. مطالعه‌ی حاضر از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل کمّی محتوا صورت گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان داد، بیشترین میزان نگارش پایان‌نامه‌ها در سال ۱۴۰۱ (19/2 درصد) ثبت شده‌ و موضوعات مرتبط با طب سنتی و داروسازی سنتی، بیشترین فراوانی را داشته ‌است. مطالعات توصیفی و توصیفی‌تحلیلی، شایع‌ترین روش تحقیق بودند. متداول‌ترین کلیدواژه‌های فارسی شامل تاریخ پزشکی، طب سنتی و طب ایرانی و پرکاربردترین کلیدواژه‌های انگلیسی شامل Medical History, Traditional Medicine, Iranian Medicine  بوده‌اند. پایان‌‌نامه‌ها در پرداختن به دوره‌های تاریخی، به دوره‌ی اسلامی (از ظهور اسلام تا ابتدای دوره‌ی صفویه)، بیشترین توجه و به دوره‌ی معاصر، کمترین توجه را داشته‌اند. نتایج نشان داد، پژوهش‌ها در زمینه‌ی طب سنتی و دوره‌ی اسلامی متمرکز شده‌اند و نیاز به توجه بیشتر به دوره‌های دیگر و همچنین استفاده از روش‌های تحلیل کیفی برای درک بهتر پیچیدگی‌های تاریخی وجود دارد.

اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت می‌کند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاست‌گذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاه‌های علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دسته‌بندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش می‌شود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارت‌های ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء توانایی‌های حرفه‌ای‌ آنان یاری می‌رساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تاب‌آوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبت‌ها بهره‌مند می‌شوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگی‌شان بهبود یافته و روند درمانشان سریع‌تر پیش می‌رود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبت‌تر و جامعه‌ای سالم‌تر منجر می‌شود؛ افزون‌براین، دانشگاه‌ها با اجرای این آموزش‌ها می‌توانند برنامه‌های جامع‌تر، پژوهش‌های بین‌رشته‌ای، اخلاق حرفه‌ای و تربیت نیروهای سلامت جامع‌نگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهره‌وری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفه‌ای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهره‌وری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور می‌شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb