شیوع فریبکاری تحصیلی در مراکز و مؤسسات آموزشی، به ناکارآمدی و ناتوانی فارغالتحصیلان منجر میشود؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری فریبکاری تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی، بر اساس فراشناخت اخلاقی، هویت اخلاقی و خودکارآمدی اخلاقی انجام گرفت. روش پژوهش، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. تعداد ۳۵۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال ۱۴۰۱، جامعهی آماری تحقیق را تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده، برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد فریبکاری تحصیلی (پارکز-لدوک، گوای و مولیگان، ۲۰۲۲)، فراشناخت اخلاقی (مک ماهون و گود، ۲۰۱۶)، هویت اخلاقی (بلک و رینولدز، ۲۰۱۶) و خودکارآمدی اخلاقی (هانا و آوولیو، ۲۰۱۰) به کار گرفته شدند. در تحلیل دادهها، از ضریب همبستگی پیرسون، بوت استراپ و سوبل، در بستر نرمافزارهای آماری spss و Amos نسخهی ۲۴ استفاده شد. نتایج نشان داد، اثر مستقیم خودکارآمدی اخلاقی (34/0-)، هویت اخلاقی (25/0-) و فراشناخت اخلاقی (29/0-) در برآورد فریبکاری تحصیلی دانشجویان معنیدار است. اثر غیرمستقیم هویت اخلاقی (97/1- =t-value) و فراشناخت اخلاقی (06/2- =t-value) با میانجیگری نقش واسطهای خودکارآمدی اخلاقی بر فریبکاری تحصیلی دانشجویان معنیدار بود. با توجه به اثر واسطهای خودکارآمدی اخلاقی در مدل فریبکاری تحصیلی، به نظر میرسد خودکارآمدی اخلاقی در افزایش اثرات فراشناخت اخلاقی و هویت اخلاقی در کاهش میزان فریبکاری تحصیلی مؤثر است.