جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای قتل

عادل ساریخانی،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده

امروزه به‌خاطر رشد امکانات رفاهی و بهداشتی و... سن زندگی انسان افزایش یافته است، به‌طوری که برخی از کشورها با انبوه جمعیت سالمندان مواجه هستند و از سوی دیگر بشر با امراض سخت و لاعلاجی درگیر است. به‌علاوه، انسان امروزی به کیفیت زندگی اهمیت فوق‌العاده‌ای  می‌دهد و در صورتی که نتواند از حد بالای لذت در زندگی بهره برد خواستار پایان دادن به زندگی همراه با درد و مشقت است.
به همین جهت قتل از روی ترحم تبدیل به یکی از موضوعات مهم حقوقی، پزشکی، اجتماعی و فلسفی جهان امروز شده است. این امر در برخی از کشورها به‌عنوان امری قانونی و مجاز با شرایطی خاص پذیرفته شده است. قتل از روی ترحم در آینده یکی از مسائل مهم بشری در عالم و به‌خصوص در کشورهای ارزش‌مدار و به‌ویژه در ممالک اسلامی خواهد بود.
لذا در این تحقیق ابعاد فقهی این مسأله به‌طور مختصر کاویده شده است. و باید گفت که علی‌الاصول اسلام با خودکشی یا کشتن دیگری به هر شکلی (مباشرت، معاونت، تسبیب) از نظر تکلیفی مخالف است و آن را فعلی حرام و ممنوع می‌داند ولی از جهت حکم وضعی در این‌باره بین فقها اختلاف نظر وجود دارد که به‌نظر می‌رسد سقوط قصاص و دیه از پشتوانه‌ی علمی بیش‌تری برخوردار است.


فرزاد محمودیان، حسین یوسفی‌منش، مهدی بهنام، محسن کرمی،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1388 )
چکیده

از دیرباز عمل «اتانازی» یا «قتل ترحم‌آمیز» در تاریخ زندگی بشر مطرح بوده است. پایان دادن به درد و رنج بیماران، با مشارکت عوامل درمان، مورد بحث و گفت‌وگوهای فراوانی بوده است و گروه بسیاری با استدلال و استنادهای عقلی، فرهنگی، دینی و حرفه‌ای به شدت با آن مخالفت نموده‌اند و در مقابل گروه محدودی نیز از انجام اتانازی حمایت کرده‌اند و با آن موافق بوده‌اند.

تحقیق و بررسی دیدگاه‌های هر دو گروه، توان درک واقعی و صحیح را قدرت می‌دهد و تصمیم‌گیری‌های منطقی را برای اراده و انتخاب‌های اخلاقی و حرفه‌ای آسان می‌گرداند.

رعایت استقلال فردی و حق انتخاب، کاهش درد و رنج و حفظ شأن و ارزش فرد از جمله دلایل موافقان اتانازی است و تقدس حیات، عدم قطعیت کلینیکی و امکان بهبودی، امکان سوء استفاده و تخریب رابطه‌ی پزشک و بیمار بخشی از دلایل مخالفان اتانازی است.

از جمع‌بندی و بررسی نظرات و دیدگاه‌های هر دو گروه به‌نظر می‌رسد اتانازی از ابعاد مختلف عقلی، حرفه‌ای، اجتماعی و فرهنگی نمی‌تواند رفتاری قابل قبول، منطقی و پسندیده باشد و توسعه، افزایش و قانونی نمودن آن، آسیب‌ها و آفت‌های زیادی را از جهات و زوایای مختلف به همراه دارد، بنابراین رفتاری غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی به‌شمار می‌آید.


غلامحسین توکلی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده

در چند دهه‌ی اخیر اتانازی یا مرگ ‌ترحمی یکی از مسائل بسیار مهم در حیطه‌ی اخلاق پزشکی بوده است. در برخی از کشورها قتل بیمار لاعلاج با رضایت وی به رسمیت شناخته شده است اما در اکثر کشورهای جهان چنین کاری از نظر اخلاقی قابل نکوهش است و مرتکب آن را به لحاظ حقوقی مجرم می‌دانند. خیلی از متفکران حوزه‌ی اخلاق با این امر مخالفند و معتقدند باید اتانازی را به رسمیت شناخت. آنان به دفاع از دیدگاه خویش دلایل گوناگونی عرضه می‌دارند. یکی از دلایل آن‌ها این است که بین فعل و ترک هیچ تفاوتی نیست و چون تقریبا در همه‌ی کشورهای جهان پزشکی را که به‌خاطر اصرار بیمار لاعلاج و رضایت بستگان وی، صرفاً از ادامه‌ی درمان چشم‌پوشی کرده و با این‌کار باعث مرگ بیمار شده، مجرم تلقی نمی‌کنند باید با پزشکی هم که در این فرایند دخالت فعال داشته (البته با رضایت مریض) به همین سان برخورد شود. آنان می‌گویند به لحاظ اخلاقی بین قتل منفعل با قتل فعال هیچ تفاوتی نیست و اگر یکی مجاز است باید دیگری هم مجاز باشد. یکی از جنجال برانگیز‌ترین این متفکران در این بحث James Rachels است که با طرح تئوری تساوی و دفاع از آن با استناد به مثال‌های موازی و توازن دلایل می‌کوشد تا نشان دهد که در صورت تساوی سایر شرایط مثل نتایج عمل و نیت فاعل بین فعل و ترک تفاوتی وجود ندارد. کسانی دلایل وی را نقد کرده‌اند. در این مقاله دلایل او و نقدهای مطرح شده مورد بحث و ارزیابی قرار می‌گیرد و در پایان که بخش کلیدی مقاله است سعی خواهد شد به استدلال وی به نحوی قانع‌کننده‌تر از دیگران پاسخ داده شود. ما این‌کار را با اشاره به انواع عواملی که در ارزیابی یک وضعیت مؤثر است انجام خواهیم داد و نشان داده خواهد شد که بین فعل و ترک همواره تفاوت وجود دارد، گو این‌که این تفاوت در برخی از وضعیت‌ها به‌خاطر پر رنگ شدن سایر فاکتورها چندان به چشم نیاید.


انسیه سلیمی، محمد جواد فتحی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

اتانازی یا مرگ از روی ترحم یکی از مسائل جدید و چالش برانگیز در حوزه‌ی حقوق پزشکی است. مقاله‌ی حاضر با توجه به قانون مجازات 1390 اثبات می‌کند که در میان انواع اتانازی «اتانازی فعال و غیرداوطلبانه» با احراز شرایط قتل عمد، به‌موجب بند «الف» ماده‌ی 291 قانون مزبور مجازات قصاص را به همراه دارد. اما «اتانازی فعال و داوطلبانه» بر مبنای رضایت مجنی‌علیه قتل عمد نبوده و به‌موجب ماده‌ی 366 مجازات کم‌تری نیز درپی خواهد داشت. در مقابل اتانازی «غیرفعال» که عموماً عنصر مادی آن با ترک فعل مسبوق به قانون یا قرارداد همراه است، مشمول ماده‌ی 296 این قانون و ماده‌واحده خودداری از کمک به مصدومین می‌شود. مگر این‌که به‌موجب فعل مثبت مادی واقع شود، که هم چون موارد گذشته از مصادیق بند «الف» ماده‌ی 291 خواهد بود. در پایان نیز پیشنهاد می‌شود؛ قانون‌گذار با رویکردی جدید و عنوانی مستقل قتل از روی ترحم را جرم‌انگاری کرده و باتوجه به مبانی انصاف و عدالت، مجازات کم‌تری را برای این مجرمان نسبت به قاتلان با انگیزه شرارت مدنظر قرار دهد.
جمشید روستا، سحر پورمهدی‌زاده،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

با تأملی در تاریخ حکومت قراختائیان کرمان (از ۶۱۹تا۷۰۴ق/ ۱۲۲۳تا۱۳۰۵م) می‌توان دریافت که هم‌زمان با حاکمیت این سلسله، برخی از بانوان قراختائی، با کاردانی و لیاقت وارد عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی شده و حتی بر تخت حکومت کرمان نیز تکیه زده‌اند. ازجمله‌ی این بانوان می‌توان به قتلغ‌تَرکان (ترکان‌خاتون) اشاره کرد که بیش از چهل سال، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در کار حکومت کرمان دخالت داشته است. پژوهش حاضر با کاربرد روش استدلال و منطق تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای بر آن است تا ضمن معرفی کوتاه حکومت قراختاییان کرمان و به‌ویژه ترکان‌خاتون قراختایی، اقدامات این ملکه را در راستای احیای پزشکی کرمان و احقاق حقوق بیماران واکاوی کند. از همین رو، پرسش اصلی این نوشتار عبارت است از: اقدامات ترکان‌خاتون قراختایی در راستای ارتقای وضعیت پزشکی کرمان و رسیدگی بیشتر به حقوق بیماران، چه بود؟ ازجمله نتایج پژوهش حاضر آن است که ترکان‌خاتون، نه‌تنها به ساخت بیمارستان در کرمان پرداخت و آن را با بهترین امکانات روز، مجهز ساخت، بلکه حدود هشتصد سال پیش، با احداث مدرسه‌ای پیشرفته، به تربیت نسلی جدید از اندیشمندان حوزه‌های مختلف و از آن جمله پزشکان، پرداخت.

سید عبدالرحیم حسینی، داود زارعیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

شاید مناسب‌ترین ترجمه‌ی ارائه‌شده از اتانازی «قتل ترحم‌آمیز» یا «قتل دلسوزانه» باشد. قتل ترحم‌آمیز با توجه به وجود عناصر محقق جرم، مباشرت در قتل عمد است و رضایت بیمار، تأثیری در ماهیت عمل مجرمانه و مسئولیت کیفری سلب‌کننده‌ی حیات ندارد. یکی ازمسائل مرتبط با قتل ترحم‌آمیز، بررسی حکم ترک فعل از سوی کسی است که تعهد و وظیفه‌ی مراقبت از شخص و نجات او را دارد که با نوع ایجابی قتل ترحم‌آمیز مرتبط است و میان صورت‌ها و شرایط مختلف آن باید تفاوت قائل شد. اطلاق ادله‌ی اولیه‌ی احکام، دلالت بر آن دارد که تکالیف اعم از حرجی و غیرحرجی لازم الاتیان است؛ اما با توجه به قواعد ناظر به نفی عسر و حرج، التزام به همین احکام در موارد و مصادیق حرجی فی‌الجمله منتفی است. مفاد این قواعد شامل تکالیف الزامی در جهت ترک نیز می‌شود. بااین‌حال، به عقیده‌ی فقها، توسعه‌ی کلی ندارد. قتل ترحم‌آمیز با بعضی از فروع فقهی که تحت شرایطی بر جواز خودکشی دلالت دارند تنظیر گردیده و قاعده‌ی تسلیط و احسان را گمان برده‌اند به ضمّ قواعد نفی عسر و حرج، به اثبات فرضیه‌ی جواز این نوع قتل کمک می‌کنند، حال آنکه چنین نیست. در نسبت‌سنجی قواعد عسر و حرج با قاعده‌ی لاضرر و این دو با ادله‌ی حرمت، قتل عمد اثبات می‌گردد که قواعد مذکور، توان حکومت بر ادله‌ی اولیه‌ی حرمت سلب نفس محترمه را ندارند؛ بنابراین قتل ترحم‌آمیز به‌هیچ‌وجه مورد ترخیص نیست.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb