جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای قیم

کمیل میرزایی، علیرضا میلانی فر، فریبا اصغری،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده

تصمیمگیری توسط فرد جایگزین در بیماران فاقد اهلیت بر اساس اصل اخلاقی «احترام به خودمختاری» بنا نهاده شده است. با افزایش خدمات سلامت پیشرفته نیاز به تصمیمگیری در مورد بیماران فاقد اهلیت در ارائه‌ی این خدمات بیش‌تر گردیده و معمولاً تیم درمانی بدون اطلاع از ترجیح بیمار از یکی از اعضا خانواده میخواهند تا به‌جای بیمار تصمیمگیری کند. این مطالعه جهت بررسی خواست و ترجیح بیماران در مورد فرد تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین و عوامل موثر در این ترجیح اجرا شد. مطالعه از نوع بررسی مقطعی (cross sectional) بوده و نمونه‌ها به‌صورت تصادفی از مراجعین بالای 18 سال (83 -18 سال) به درمانگاه چشم بیمارستان فارابی تهران انتخاب شدند. پرسش نامه‌ها به‌صورت مصاحبه‌ای تکمیل ‌گردید. با 200 نفر بیمار مصاحبه شد که در سنین 83-18 سال قرار داشتند 52 درصد (105 نفر) مرد و73 درصد (77 نفر) متأهل بودند. همسر در میان متأهلین تنها در 51 درصد موارد به‌عنوان تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین انتخاب شد. در میان مجردان بیش‌ترین فرد جایگزین به‌عنوان تصمیم‌گیرنده‌ در پسران، پدر بود که در 36 درصد (9 نفر) موارد انتخاب شد در حالی که تنها 6/5 درصد از دختران (1 نفر) پدر را انتخاب کردند و بیش‌ترین فراوانی انتخاب در دختران مجرد مربوط به انتخاب دیگران 3/33 درصد (6 نفر) بود. اکثر بیماران (5/93 درصد) تمایل داشتند در زمان بستری از آن‌ها در مورد فرد تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین سؤال شود. یافتههای این مطالعه نشان می‌دهد که کسانی که اغلب به‌عنوان تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین در تصمیمات درمانی بیمار مورد مشورت قرار می‌گیرند، تفاوت قابل توجهی با کسانی که بیماران به‌عنوان فرد تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین انتخاب میکنند دارند. پیشنهاد می‌شود انتخاب فرد تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین به خود بیماران در زمان هوشیاری‌شان سپرده شود.
فریبا اصغری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

صد سال پیش شکل‌گیری ایده‌ی یوژنیک موجب رواج عقیم‌سازی گروه‌های آسیب‌پذیر شد و به‌دنبال اقبال به رعایت حق اتونومی افراد و حفاظت از حقوق گروه‌های آسیب‌پذیر به‌خصوص عقب ماندگان ذهنی، عقیم‌سازی این دسته افراد عملی مذموم شمرده شد.
امروزه مطالعات، درخواست نگرانی بخش قابل توجهی از والدین کودکان دچار عقب‌ماندگی ذهنی از بارداری آن‌ها و درخواست برای عقیم‌سازی آن‌ها به شیوه‌ی قطعی را نشان می‌دهند. در تصمیمات درمانی برای افراد دچار عقب‌ماندگی ذهنی با توجه به آن‌که خود فرد ظرفیت لازم برای تصمیم‌گیری را ندارد، والدین او موظف به تصمیم‌گیری بر اساس بهترین مصالح سلامت وی هستند اما نکته‌ی مهم این است که بررسی شود که آیا آن‌ها در درخواست عقیم‌سازی منافع فرزندشان را درنظر دارند یا راحت‌تر شدن نگه‌داری و مراقبت از آن‌ها توسط خودشان دلیل درخواست آن‌هاست. در شرایطی که فرد دچار عقب‌ماندگی ذهنی ظرفیت تصمیم‌گیری برای باروری ندارد، نمی‌تواند رضایت معتبری برای ازدواج بدهد و نمی‌تواند از عهده‌ی مراقبت‌های بارداری و بزرگ کردن کودک برآید. می‌توان علاوه بر مراقبت‌هایی که باید برای پیشگیری از سوء استفاده‌ی جنسی برای آن‌ها اعمال می‌شود عقیم‌سازی آن‌ها به‌عنوان انتخابی برای مراقبت از صدماتی که بارداری ناخواسته برای آن‌ها ممکن است ایجاد کند محسوب شود. هرچند در حال حاضر ضوابط عقیم‌سازی دائمی اجازه‌ی آن را تحت شرایطی برای افراد ازدواج کرده مشخص کرده است اما اگر عقیم‌سازی در جهت بهترین منافع فرد با ناتوانی ذهنی است باید امکان این شیوه از تأمین منافع سلامتی آن‌ها برایشان فراهم باشد. تدوین ضوابطی برای حصول اطمینان از این‌که درخواست والدین در جهت بهترین منافع فرزند است و اطمینان از این‌که شیوه‌ی کم خطرتر دیگری نمی‌تواند او را از خطر بارداری محافظت کند ضروری به‌نظر می‌رسد. هرچند این اقدام می‌تواند برای والدین فرصتی ایجاد کند تا به‌جای علاج واقعه پس از وقوع حاملگی‌های ناخواسته در فرزندشان این گزینه را برای حفاظت از فرزندشان پیش رو داشته باشند اما به هیچ روی نباید به‌عنوان اولین گزینه برای حمایت و حفاظت از آن‌ها درنظر گرفته شود و بررسی موارد درخواست در کمیته‌ی اخلاق بالینی آشنا با موضوع می‌تواند از سوءاستفاده‌های احتمالی از این اقدام جلوگیری کند.


لیلا خواست خدایی، حسین غلامی، محمد رهنماییان،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

یوژنیک یا علم اصلاح نژاد انسان، جنبشی مبتنی بر مفاهیم زیست‌شناسی است که از کاربرد اقداماتی در جهت بهبود ساختار ژنتیک جمعیت‌های انسانی حمایت می‌کند و در برهه‌ای از زمان در شؤون متعددی از اجتماع از جمله حقوق و مجازات مورد استناد قرار می‌گرفته است. در واقع، تحت سیاست‌های یوژنیکی که مبانی آن از سوی زیست‌شناسان، متخصصان بهداشت عمومی و پزشکان مورد تأیید قرار گرفته بود، حکم به حذف افرادی خاص از مجموعه‌ی ژنی جوامع انسانی داده می‌شد و از این قِبَل شمار زیادی از انسان‌ها تحت عقیم‌سازی واقع می‌شدند. این مبانی، البته از سوی دیگر، مورد تأیید اقتصاددانان و حقوق‌دانانی بود که دستی در طراحی و اجرای سیاست‌های دولتی در کشورهای مختلف داشتند. چاپ دو مجله‌ی مستقل در حوزه‌ی یوژنیک و ارائه‌ی تحقیقات مختلفی که تأثیر ژنتیک بر رفتار و درستی سیاست‌های یوژنیکی را تأیید می‌کرده‌اند، خود نشان‌دهنده‌ی اوج مقبولیت علمی این جنبش زیستی‌- اجتماعی است. البته اقبال به این علم و سیاست‌های مرتبط با آن، پس از اقدامات لجام‌گسیخته‌ی آلمان نازی در عقیم‌سازی ده‌ها هزار نفر از معلولان ذهنی/حرکتی تحت تأثیر قرار گرفت و آرام آرام زمزمه‌ی انتقادهای اخلاقی و علمی در زیر سؤال بردن مبانی یوژنیک به گوش رسید تا این‌که در دهه‌ی 1970 میلادی دیگر کم‌تر کسی از یوژنیک سخنی بر زبان می‌راند. در مقاله‌ی حاضر، مفهوم یوژنیک، سیاست‌های مبتنی بر آن و دوره‌های اوج و افول و احیای مجدد آن، مورد بحث قرار می‌گیرد تا با نگاهی آگاهانه‌تر به این مقوله، اتخاذ سیاست‌های کارآمدتر بهداشتی- اخلاقی در حوزه‌ی سلامت جامعه با حساسیت بیش‌تری انجام شود


امیر راستین طرقی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 در دهه‌های اخیر، کاهش تمایل به فرزندآوری و گسترش سیاست‌های بی‌فرزندی داوطلبانه، در نظریه‌های فلسفه‌ی اخلاق، بازتابی جدی یافته است؛ ازجمله در دیدگاه‌های تولدستیزانه. مقاله‌ی حاضر به بررسی انتقادی استدلال بروس بلک‌شا ‌پرداخته که در مقاله‌ای با عنوان «کاربست شرط‌بندی پاسکال در فرزندآوری»، با بهره‌گیری از ساختار شرطی پاسکال و اصل عدم تقارن مک‌ماهان، مدعی است احتمال گرفتارشدن فرزند در عذاب ابدی، حتی احتمال بسیار اندک، فرزندآوری را از حیث اخلاقی به چالش می‌کشد. با ناموجه‌شدن فرزندآوری، افراد از نظر اخلاقی، موظف به تجرد یا عقیم‌سازی هستند. این مقاله با روش تحلیلی، استدلال بلکشا را از سه منظر نقد می‌کند: اول، پیامدهای ناپذیرفتنی، همچون: تعمیم‌پذیری به تمام تصمیم‌های اخلاقی و اختلال در زیست روزمره، دوم، مخالفت‌های مبنایی فیلسوفان اخلاق با اصولی چون اصل عدم تقارن و سوم، ناسازگاری با مبانی الهیاتی، به‌ویژه در سنت اسلامی، مانند نادیده‌گرفتن اموری همچون: مسئولیت اخلاقی فرزندان، نقش تربیتی والدین و وجود تفسیرهای متفاوت از خلود در عذاب. از دیدگاه اسلام، فرزندآوری نه یک خطر، بلکه بخشی از سنت انبیا، فطرت انسان و طرح حکیمانه‌ی خلقت است و تولد، فرصتی برای رشد و انتخاب و تقرب الهی تلقی می‌شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb