51 نتیجه برای مانی
مینا مبشر، نوذر نخعی، ساره گروسی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: جو اخلاقی (فرهنگ سازمانی) یک سازمان، آن گونه که توسط کارکنانش درک می شود، بر تجربه های اخلاقی، رضایت شغلی و نوع مراقبت تأثیرمی گذارد. لذا بر آن شدیم تا جو اخلاقی بیمارستان های آموزشی شهر کرمان را بر اساس نظرات پرسنل پرستاری ارزیابی کنیم.
روش کار: یک پرسشنامه 26 سؤالی که روایی محتوایی آن با توجه به بررسی متون مورد تأیید بوده و پایایی آن نیز در حد قابل قبولی بود (آلفا کرونباخ 92/0)، به فارسی ترجمه شد. پرسشنامه بین یک نمونه متوالی متشکل از 350 پرستار که در چهار بیمارستان آموزشی شهر کرمان کار می کردند توزیع شد. 302 نفر این پرسشنامه را تکمیل نمودند. تمام پرسشنامه ها بدون نام بود.
بحث و نتیجه گیری: بیش تر افراد (76%) موًنث بودند. میانگین سنی افراد (5/ 8±)4/ 32 بود. پاسخ به عبارت "همیشه" بیش از همه در جواب گویه "مسوؤلم کسی است که می توانم به او اعتماد کنم" و کمتر از همه در پاسخ به گویه "در این بیمارستان پرستاران به خوبی حمایت شده و به آن ها احترام گذاشته می شود" دیده شد. از بین 5 حیطه تشکیل دهنده پرسشنامه، بیش ترین نمره مربوط به مدیران (پرستاری) و کم ترین نمره مربوط به بیمارستان بود. تفاوت معنی داری در مجموع نمرات پرسشنامه بر حسب متغیرهای زمینه ای ( سن، جنس، میزان تحصیلات، وضعیت استخدامی و بیمارستان ها) وجود نداشت. با توجه به تأثیر قابل توجه فرهنگ سازمانی بر عملکرد پرستاران، به نظر می رسد که بعضی جنبه های فرهنگ سازمانی بیمارستان های آموزشی به ویژه در مواردی که مربوط به پزشکان و مدیران سطح بالا است، نیاز به ارتقا دارند.
ژیلا نقیبی هرات، ناهید جلالی، مهناز زرافشار، محمد عبادیانی، مژگان کاربخش،
دوره 1، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده
استفاده از طب مکمل و جایگزین که در بسیاری از ملل برخاسته از فرهنگ بومی و تاریخی آنهاست، در دنیا افزایش یافته است اما از مکتب طب سنتی ایران علیرغم غنی بودن و کارآیی بسیار، بهعنوان یک مکتب طبی مستقل در میان مکاتب طب مکمل نامی برده نشده و حتی در بسیاری از منابع نیز از آن بهعنوان طب عربی یاد شده است، ضمن اینکه در میان جامعهی پزشکی ایرانی نیز ناشناخته میباشد. شناخت طب سنتی ایران از سوی پزشکان برای احیا و بازشناسی آن در جامعهی پزشکی ایران و جهان و نیز به جهت ارائهی مشاورهی صحیح به بیماران لازم و ضروری است. تا کنون مشخص نشده که دانشجویان و دستیاران پزشکی چه دیدگاهی نسبت به طب سنتی ایران داشته و آیا زمینهی آموزش طب سنتی در میان محصلین پزشکی کلاسیک وجود دارد یا خیر. در این مطالعهی مقدماتی، ما آگاهی، باور و علاقهمندی تعدادی از دانشجویان سال پنجم پزشکی و دستیاران سال اول مراجعهکننده به skill lab دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در نیمسال دوم 1386 را نسبت به طب سنتی ایران و روشهای درمانی شایع آن شامل گیاهدرمانی، فصد، حجامت و زالودرمانی را سنجیده و مقایسه کردیم. نتایح نشان دادند که بیشتر افراد شرکتکننده در مطالعه ازمبانی طب سنتی و روشهای درمانی آن اطلاعی ندارند، آن را بهکار نمیبرند و به بیماران نیز توصیه نمیکنند، اما نیمی به یاد گیری آن اظهار تمایل کرده و به آن باور دارند. دانشجویان در مقایسه با دستیاران اطلاع بیشتر و استفادهی بیشتری از روشهای درمانی طب سنتی ایران داشتند. پیشنهاد میشود برای شناخت بیشتر و بهرهگیری از میراث طبی بهجا مانده از حکمای بزرگ کشور، مباحثی از طب سنتی ایران در دروس معمول پزشکی گنجانده شود تا شناخت آن در جامعهی ایرانی، زمینهساز شناخت جهانی آن گردد.
مرجان مردانی حموله، هایده حیدری،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
در عدالت سازمانی مطرح میشود که باید با چه شیوههایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند بهصورت عادلانه با آنها رفتار شده است و شامل حیطههای عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی است. رفتار مدنی سازمانی نیز رفتاری است که به قصد کمک به همکاران یا سازمان بهوسیلهی یک فرد انجام میگیرد. لذا با توجه به اهمیت این دو متغیر، هدف این پژوهش تعیین رابطهی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در کارکنان بیمارستان میباشد.
این مطالعه از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعهی پژوهش شامل کلیهی کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان و نمونهی تحقیق شامل 180 نفر از این کارکنان میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی ساده در سال 1387 انتخاب شدهاند. اطلاعات از طریق پرسشنامههای روا و پایا شدهی عدالت سازمانی و رفتار مدنی سازمانی جمعآوری شده و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها نشان دادند که عدالت سازمانی و اجزای آن با رفتار مدنی سازمانی و اجزای آن همبستگی مثبت معنیدار دارد و فرضیهی پژوهش مورد پذیرش قرار گرفت. لذا از آنجا که رابطهی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در این پژوهش به خوبی مشخص شده است، کاربرد عدالت سازمانی و نحوهی بهکارگیری آن، جهت افزایش رفتار مدنی سازمانی کارکنان، الزامی است.
سید پوریا هدایتی، امیر اشکان نصیری پور، فاطمه محبتی، علی ماهر، محمود محمودی، ناهید حاتم،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1388 )
چکیده
امروزه بعد فرهنگ اخلاق سازمانی بهعنوان عاملی مؤثر بر عملکرد سازمان تلقی میگردد. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطهی فرهنگ اخلاق سازمانی با بهرهوری کارکنان در بیمارستانهای عمومی آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
این مطالعه از نوع مطالعات همبستگی بود و جامعهی آماری از کارکنان بیمارستانهای عمومی آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران انتخاب شد. از تعداد 1244 نفر کارکنان این بیمارستانها 96 نفر با روش نمونهگیری طبقهای انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه بود. این پرسشنامه مشتمل بر سه بخش اطلاعات دموگرافیک، فرهنگ سازمانی و بهرهوری بود که با مقیاس پنج گزینهای لایکرت (1= بسیار کم و 5= خیلی زیاد) نمره دهی شد. دادهها به روش خود پاسخگویی از نمونههای پژوهش اخذ و با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و آزمون آماری کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتههای این مطالعه نشان داد بین فرهنگ سازمانی و بهرهوری رابطهی معنیداری وجود دارد
(01/0 P < و5700 X2=) . در بین شاخصهای فرهنگ سازمانی جامعهی مورد مطالعه، کنترل و خلاقیت فردی (با میانگین نمره 37/61 و 94/58) وضعیت بهتری نسبت به سایر شاخصهای فرهنگ سازمانی داشتند. بالاترین میانگین نمرات بهرهوری کارکنان نیز مربوط به مؤلفههای وضوح و شناخت نقش (35/69 از 130) و توانایی (68/57) بود.
با توجه به رابطهی مثبت فرهنگ سازمانی و بهرهوری کارکنان در بیمارستانهای مورد مطالعه، تغییر فرهنگ سازمانی حاکم بر بیمارستانها (با اقداماتی از قبیل فراهم نمودن محیط مناسب برای افراد خلاق و ارتقاء آگاهی پرسنل در زمینهی ارزش کار) ثمربخش خواهد بود.
کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 1 - ( 12-1388 )
چکیده
این همانی، جایگاه اخلاقی و شخصانیت موضوعاتیاند که تأثیر فراوانی بر داوریهای اخلاقی در مورد موضوعات مرتبط با آغاز و پایان زندگی انسانی دارند. موجود انسانی که در نتیجهی لقاح حاصل میشود بعد از دو هفته به فرد انسانی و - از دیدگاه غالب اسلامی - بعد از حدود چهار ماه به شخص انسانی تبدیل و واجد جایگاه اخلاقی میشود. زمان تبدیل موجود انسانی به شخص انسانی نزد سایر مکاتب و ادیان متفاوت است. داوریهای اخلاقی در مورد روشهای کمک باروری، پژوهش بر روی رویان و سقط جنین باید با توجه به مراحل فوق به انجام برسند. همچنین اصلیترین شاخص این همانی انسان سامانهی عصبی مرکزی اوست و از همین رو مرگ مغزی را میتوان از دیدگاه معرفتشناختی شاخص خوبی برای تعیین مرگ بهشمار آورد.
حمید کاویانی پویا،
دوره 3، شماره 3 - ( 2-1389 )
چکیده
ایرانیان از نخستین ملتهایی بودند که در زمینهی پزشکی و دستیابی به درمان بیماریها و علاج دردها به تکاپو پرداخته و با گذر ایام بر دانش و آگاهی خود در این زمینه افزودند. در این تکاپو و کوشش برای فهم و اطلاع از دانش پزشکی و علم طبابت نخستین مراکز درمانی برای گرد آمدن بیماران و پزشکان احداث گردید. با احداث نخستین مراکز درمانی که در آنجا پزشکان و بیماران مستقیماً با یکدیگر ارتباط مییافتند، علم پزشکی بهتدریج رشد و نمو پیدا کرده و با گردآمدن پزشکان و بیماران در مکانی خاص و منحصر، بیمارستانها و مراکز درمانی پیشرفت بسزایی نمودند تا بدین گونه که در نخستین دوران حکومت ساسانیان (270 م- 224 م) بزرگترین مرکز آموزشی - درمانی در ایران تأسیس یافت و از اقصاء نقاط دنیای آن روزگار افرادی که طالب علم یا در دانش پزشکی متبحر بودند به این مرکز علمی - درمانی (جندی شاپور) سرازیر گشتند. بنابراین، نخستین بیمارستانها در ایران پدید آمده و بعدها در جهان اسلام و در بین دیگر ملتها انتشار و رواج یافت.
در این مقاله ابتدا مطالب مربوط به تاریخ مراکز درمانی در ایران از طریق مطالعهی کتابخانهای جمع آوری و سپس این مطالب بر اساس اعتبار منابع دستهبندی شده است. در تدوین متن حاضر روش توصیفی و تحلیلی در کنار هم مورد استفاده قرار گرفته و دیدگاههای مختلف نویسندگان دربارهی تاریخ مراکز درمانی درنظر گرفته و بررسی شده است و تا حد امکان سعی بر ارائهی مطالب جدید و مفیدی در رابطه با تاریخ پزشکی گردیده است.
سید محمد اکرمی، امیر باستانی، زهرا اوسطی،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده
سقط درمانی به ختم حاملگی قبل از قابلیت حیات جنین، برای حفظ سلامت مادر یا به دلیل بیماریهای جنینی اطلاق میشود. قانونگذار ایرانی پس از طرح نظرات فقهی و حقوقی پیرامون جواز سقط جنین قبل از ولوج روح به علت بیماریهای خاص، سرانجام در سال 1384 سقط درمانی را قانونی شناخت.
جهت نقد و بررسی صدور مجوز سقط جنین در مقالهی حاضر، کتب و مقالات فارسی و انگلیسی مرتبط با استفاده از کلمات کلیدی سقط جنین، سقط درمانی و خطای پزشکی بررسی شدند.
در این مقاله پس از پرداختن به تعاریف مربوط به سقط جنین، سقط درمانی و جواز یا حرمت سقط جنین قبل از ولوج روح به موردی اشاره میشود که در یکی از مراکز پزشکی قانونی با وجود تشخیص غیر قطعی اختلال کروموزومی جنین در هفتهی شانزدهم بارداری مجوز سقط صادر شده است. ابعاد گوناگون این موضوع از حیث رخداد خطای پزشکی بررسی شده است.
سقط درمانی راهکاری است که قانونگذار برای پیشگیری از بروز مشکلات آتی برای مادر، جنین و یا اجتماع آن را مجاز شناخته است. از آنجا که قانون سقط درمانی و آییننامهی آن با در نظر گرفتن مبانی شرع مقدس و علوم روز پزشکی تهیه و تنظیم گردیده، ضروری است پزشکان و مقامات مجاز در صدور مجوز این عمل، اصول اخلاقی و حقوقی را با دقت ویژهای مراعات نمایند.
علی محمدپور، یوسف مهدیپور، افسانه کریمی، زهرا عبداللهی،
دوره 3، شماره 5 - ( 9-1389 )
چکیده
بیماری که در اثر آسیبهای جسمی و روحی به یک مرکز فوریتهای پزشکی مراجعه می کند دارای حقوق رسمی و قانونی است؛ لذا کشورهای توسعهیافته در استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی خود بسیاری از جنبههای حقوق بیمار و خانواده را در نظر میگیرند. در کشور ما در این مورد مهمترین سند قانونی که به مؤسسات بهداشتی درمانی ابلاغ و ارزیابی میشود، استانداردهای بیمارستانی وزارت بهداشت است. در این مطالعه توصیفی - تطبیقی، با هدف تعیین کاستیهای استانداردهای ملی، استانداردهای بیمارستانی وزارت بهداشت (مربوط به حقوق بیمار- 38 گزاره ) با استانداردهای بینالمللی حقوق بیمار و خانواده کمیسیون مشترک اعتباربخشی مراکز بهداشتی- درمانی آمریکا (36 گزاره) مقایسه شد. روش گردآوری دادهها استفاده از اطلاعات موجود و ابزار مورد استفاده چکلیستی بود که بر اساس استانداردهای بینالمللی حقوق بیمار و خانواده کمیسیون مشترک تهیه شد؛ تحلیل دادهها با استفاده از جداول تطبیقی و روشهای آمار توصیفی انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد استانداردهای بیمارستانی وزارت بهداشت از مجموع 36 گزاره استانداردهای حقوق بیمار و خانواده کمیسیون مشترک 8 مورد (2/22درصد) را بهصورت کامل و 7 مورد (5/19 درصد) را بهصورت نسبی پوشش دادهاند و 21 مورد باقیمانده (3/58 درصد) را اصلاً پوشش ندادهاند. با توجه به میزان تطابق استانداردهای مورد مطالعه میتوان گفت که وزارت بهداشت بسیاری از استانداردهای حقوق بیمار و خانواده را در برنامهی ملی ارزشیابی بیمارستانها درج نکرده است؛ این بدان معنی است که در کشور ما در ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی بسیاری از حقوق مسلم بیماران و مددجویان نادیده گرفته میشود. با توجه به تأثیر عمدهای که این استانداردها در فرآیند ارائهی مراقبتهای بهداشتی - درمانی با کیفیت دارند، تدوین استانداردهای حقوق بیمار و خانواده ضروری است.
علی اکبر فرهنگی، عباس بازرگان، سیدجمال الدین طبیبی، حسن ناوی پور،
دوره 4، شماره 1 - ( 12-1389 )
چکیده
ارتباطات میانفردی مدیران بخش مهمی از توانایی و عاملی کلیدی در اثربخشی عملکرد بهشمار میرود و بر کیفیت سطح خدمات و سلامت جامعه تأثیرگذار است. در زمینهی مهارت ارتباطی مدیران حوزهی سلامتی با رویکرد توجه به درک آنان مطالعات کمتری انجام شده است. این مطالعه با هدف تبیین درک مدیران بیمارستانی از ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی سازگار با شایستگی ارتباطی انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با روش آنالیز محتوا به شیوهی استقرایی انجام شد. نمونهگیری بهصورت مبتنی بر هدف شروع و تا اشباع دادهها ادامه یافت. از مصاحبه و مشاهدهی بدونساختار، به منظور گردآوری دادهها استفاده شد و تمامی مصاحبهها ضبط و دستنویس شدند. با استفاده از روش تحلیل محتوا و بهصورت مقایسهای مداوم، دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
مشارکتکنندگان در مطالعه 23 نفر از مدیران بیمارستانی شهر تهران (14 نفر زن، 9 نفر مرد، محدوهی سنی بین 35 الی 53 سال، 5 تا 23 سال سابقهی کاری شامل: مدیر داخلی 7 نفر، مترون4 نفر، سوپروایزر 5 نفر، و سرپرستار7 نفر ) بودند. در فرآیند آنالیز محتوا به شیوهی استقرایی، شش درونمایه، در ابعاد اخلاقی (نوعدوستی و انسانگرایی - راستی و درستی- اعتمادگرایی) و شخصیتی (پشتکار و مسؤولیتپذیری- قاطعیت - پویایی و کمال طلبی)، بهعنوان درونمایههای اصلی از دادههای پژوهش انتزاع شد. آنها دارای معانی و ماهیت ویژهای هستند که مدیران در فعالیتهای خود در ارتباط با کارکنان بیمارستان تجربه کردهاند. آنها همچنین با توجه به آموزههای دینی و فرهنگ جامعهی مورد مطالعه بیان شدهاند و هر کدام دارای طبقات متعددی نیز هستند.
مطالعهی حاضرنشان داد شش درونمایهی حاصل از ادراک و تجربهی مدیران بیمارستانی در ابعاد اخلاقی و شخصیتی در بهبود ارتباطات میانفردی مدیران حایز اهمیت است و میتواند به برنامهریزان حوزهی سلامت کمک کند تا با توجه به دو معیار مهم و اثرگذار ارزشها و فرهنگ اسلامی - ایرانی جامعه، شرایط را برای ایجاد بستر لازم در سازگار شدن مدیران با این ویژگیها فراهم نمایند.
فریبا حاجی علی، محدثه معینیفر،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
هر یک از ادیان الهی دربارهی شبیهسازی دیدگاههای مختلفی را ارائه دادهاند. دین یهود نیز به مسألهی شبیهسازی پرداخته و هر دو نوع آن را مورد بررسی قرار داده است. مقالهی حاضر بهطور موردی دیدگاه عالمان یهود را دربارهی شبیهسازی درمانی و مولد بررسی کرده است.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد که آنان در شبیهسازی درمانی، سه دیدگاه متفاوت حرمت، جواز و وجوب را طرح نمودهاند. اما در شبیهسازی مولد انسان دو دیدگاه حرمت و جواز را مطرح نموده و دلایلی را برای دیدگاههای خود بیان میدارند. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و با استفاده از کتب و مقالات فارسی و لاتین و نیز بهرهگیری از پایگاههای اینترنتی مربوط صورت گرفته است.
امیر اشکان نصیری پور، محمد علی حسینی، حسن فضایلی راد، عباس کامیابی،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
بررسی علل شکایت از کادر درمانی و تلاش در جهت کاهش آن گامی جهت رضایت هر چه بیشتر بیماران و کارکنان پزشکی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی رابطهی علل شکایت بیماران علیه پزشکان با رأی صادره متعاقب آن از سوی سازمان نظام پزشکی کرمان بود. این پژوهش از نوع مقطعی (توصیفی - تحلیلی) بود که با بررسی 205 پروندهی مربوط به شکایت از پزشکان در سازمان نظام پزشکی کرمان طی سالهای 88-1383 انجام شد.
بیشترین علت شکایت (2/73 درصد) سهلانگاری و عدم رعایت موازین علمی، شرعی و قانونی و بعد از آن 3/9 درصد بهدلیل اخذ وجه یا مال خارج از ضوابط قانونی بود. بیشترین رأی صادره شامل 7/31 درصد برائت و بعد از آن 9 /22 درصد موقوفی و منع تعقیب بود. بیشترین شکایت از چشم پزشکان بود و در بین بیمارستانها، بیمارستانهای خصوصی بیشترین شکایت را داشتند. بین علت شکایت و رأی صادره ( 706/53 = c2 و 001/0(P< ، همچنین بین علت شکایت و تخصص پزشکان رابطهی معنیدار وجود داشت (270/49= c2و 026/0 (P =، ولی بین رأی صادره و نوع بیمارستان رابطهی معنیداری مشاهده نشد.
با توجه به علل شکایات، رعایت موازین علمی، شرعی و قانونی و کاهش روابط مالی پزشک و بیمار میتواند در کاهش شکایت بیماران از پزشکان مؤثر باشد. اکثر شکایاتی که در اغلب موارد منجر به رأی برائت، موقوفی و منع تعقیب شده بود، بیمورد بوده و توجیه مناسب بیمار در مورد عوارض و ریسک بیماری قبل از درمان و بهبود مناسبات پزشک- بیمار در مهار این معضل راهگشاست.
محدثه معینی فر،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
مقالهی حاضر، بهطور موردی، بهدنبال بررسی دیدگاههای دو آیین دین مسیحیت یعنی ارتدوکس و پروتستان دربارهی موضوع شبیهسازی و بررسی دلایل هر یک از این گروهها در ممنوعیت یا عدم ممنوعیت آن است. هر دو آیین، شبیهسازی اعم از مولد و درمانی، را ممنوع اعلام کرده و دلایلی نیز برای نظر خویش اقامه نمودهاند. تنها فرقهی لیبرال از آیین پروتستان است که شبیهسازی درمانی را جایز دانسته و در مورد شبیه-سازی مولد هم نظر صریح و بیپردهای را اعلام نکرده است. در یک جمعبندی کلی، باید اذعان نمود که هرچند نمیتوان با استناد به تمامی این دلایل شبیهسازی مولد را ممنوع دانست، اما شبیهسازی درمانی با استناد به همان دلیل حفاظت از حق حیات ممنوع است و اتخاذ چنین استراتژیای از دیدگاه این دو آیین، نشاندهندهی انسجام درونی در آموزههای دین مسیحیت نسبت به هر دو نوع شبیهسازی است، زیرا هر دو گونه را ممنوع شمرده است.
سیمین مهدی پور، افسر فرود، محمدرضا امینی،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
پیشرفتهای اخیر در کلونسازی، امیدهایی را در درمان بیماریها و حل برخی مشکلات دیگر مرتبط با سلامتی ایجاد کرده است. اما این تکنولوژی با سؤالات اجتماعی، حقوقی، اخلاقی، مذهبی و غیره همراه است که واکنشهای مختلفی را در سطح جهانی موجب شده است. تعدادی از کشورها قوانینی را در زمینهی کلونسازی تصویب کردهاند و برخی، قانون مشخصی ندارند. بسیاری از کشورها و سازمان ها، به دلایل مختلف از جمله نگرانیهای اخلاقی مخالفت شدیدی با کلونسازی زایشی، و برخی حتی با کلونسازی تحقیقی، نشان دادهاند. تعدادی، به نتایج مثبت کلونسازی پرداخته، و نظر موافق دارند. نظر غالب، طرفداری از کلونسازی سلولها و بافتها به دلایل درمانی و مخالفت با کلونسازی زایشی است. بهطور کلی کلونسازی، یک پیشرفت مهم در ژنتیک و زیست فناوری است که میتواند نجات دهنده و از سویی مخرب باشد. لذا تصمیمگیران باید ازجنبههای مثبت آن برای ارتقای سلامتی انسان بهره برند و با قوانین مناسب، از مشکلات اخلاقی و اجتماعی احتمالی، پیشگیری کنند. در این مقاله نظرات گروههای موافق و مخالف در زمینهی کلونسازی را ارائه کرده، و بهطور اجمالی به موضع کشورها و سازمانها درزمینهی کلونسازی انسان میپردازیم.
نرجس منجوقی، ابوالقاسم نوری، حمیدرضا عریضی، نرجس فصیحیزاده،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
رخ دادن خطا در بیمارستانها امری رایج است و پرستاران، بالقوه شاهد این تخلفات بوده و میتوانند با افشاگری مانع بروز مجدد آن شوند. به همین منظور، پژوهش حاضر به بررسی انواع خطاها، تخلفات و وضعیتهای نامناسب موجود در حیطهی پرستاری، مقایسهی این خطاها در بیمارستانهای خصوصی و دولتی و نهایتاً واکنش افراد به این خطاها (افشاگری، عدم افشاگری) پرداخته است.
نمونهی این پژوهش شامل 245 نفر بود که بهصورت خوشهای دومرحلهای از میان 2260 نفر از پرستاران بیمارستانهای شهر اصفهان انتخاب شدند. در این پژوهش از فهرست وارسی تخلفات و خطاها و همچنین ملاک سنجش افشاگری McDonald استفاده شد. نتایج نشان داد که بین الگوی خطاها در بیمارستانهای دولتی و خصوصی و نیز راهبردهای مورد استفادهی افراد افشاگر و غیر افشاگر هنگام مشاهدهی خطا، تخلف و وضعیتهای نامناسب تفاوت معنیدار وجود دارد و 62 درصد از پرستاران به هنگام مشاهدهی خطا افشاگری میکنند. شناسایی نوع تخلفات میتواند در کاهش آن توسط تصمیمگیران بهداشت و درمان مؤثر باشد و توجه و حساسیت بیشتر به این موضوع را برانگیزد. از سوی دیگر، با به حداقل رساندن موانع افشاگری، خطا و تخلفات سازمانی کاهش مییابد.
حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
رفتار سیاسی آندسته از فعالیتهایی است که انجام آنها در سازمان ضرورت ندارد، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع سازمانی اعمال نفوذ میکند. افراد با استفاده از رفتار سیاسی، سعی در بهدست آوردن و استفاده از قدرت در سازمان را دارند. امروزه، بیشترین تلاش محققان برای مطالعهی ادراک کارکنان از رفتار سیاسی است و اینکه آیا در انجام رفتار سیاسی باید اصول اخلاقی را رعایت کرد یا نه؟ لذا این پژوهش با هدف معرفی، علل، پیامدها و اخلاقی یا غیراخلاقی بودن رفتار سیاسی و قدرت در سازمان انجام شده است. پژوهش حاضر مطالعهای مروری است که اطلاعات مورد نیاز آن از طریق موتورهای جستوجوگر Medline، Ovid، Elsevier، Google، Pub Med، Scopus، Springer، Cochran Library و با بهکارگیری تعداد پنج کلیدواژه و یکصدوده منبع و سپس با انتخاب 41 منبع جمعآوری و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. بیشتر رفتارهای سیاسی حاصل تفاوت ادراک فردی و همچنین ویژگیهای سازمانی هستند. به همین دلیل، بعضی از افراد بهدنبال رفتارهای سیاسی مشروع هستند و بعضی از افراد رفتارهای نامشروع را ترجیح میدهند، اگرچه در رفتارهای سیاسی نمیتوان بهطور دقیق مشخص کرد که چه نوع کاری اخلاقی یا غیراخلاقی است. پس، باید گفت رعایت اصول اخلاقی در رفتار سیاسی باید در جهت تأمین منافع سازمان باشد. رفتارهای سیاسی را در سازمان نمیتوان از بین برد، زیرا آنها پدیدهای اجتنابناپذیر هستند. بنابراین، مدیران اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان را بپذیرند، استراتژیهای سیاسی را تنظیم کنند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برسانند.
آروین حقیقت فرد، هانا حقیقت فرد،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
براساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی بالاترین درصد ازدواجهای فامیلی و درون قبیلهای جهان در خاورمیانه صورت میگیرد و بیشترین میزان بروز بیماریهای ژنتیک در نسل بعد همین ازدواجها دیده میشود. بیماریهای ژنتیک جنین دلیل عمدهی موارد سقط درمانی است. آموزشهای عمومی در دوران نوجوانی و مشاورهی ژنتیک پیش از ازدواج و پیش از بارداری اهمیت بسزایی در کاهش نرخ موالید مبتلا به بیماریهای لاعلاج ژنتیک دارد. نحوه و شرایط بهینهسازی و افزایش اثربخشی مشاورهی ژنتیک به شرایط فرهنگی، ارزشهای اخلاقی و قوانین هر جامعه بستگی داشته و نیاز به همکاری پژوهشگران علوم پزشکی و انسانی آن جامعه دارد.
مشاورهی ژنتیک بر اساس تعریف انجمن ژنتیک انسانی آمریکا در سال ۱۹۷۵ اینگونه تعریف شده است: فرایندی ارتباطی که به مشکلات انسانی ناشی از رخ دادن یا احتمال رخ دادن یک بیماری ژنتیکی در خانواده میپردازد. این فرایند شامل تلاش فرد یا افراد آموزش دیده در جهات زیر است:
۱)تفهیم واقعیتهای پزشکی شامل تشخیص، سیر بیماری و درمانهای در دسترس
2) تعیین نقش توارث در ایجاد بیماری و تعیین احتمال بروز مجدد آن
۳) فهم راههای مختلف برخورد با احتمال بروز بیماری
۴) اخذ تصمیم مناسب با در نظر گرفتن احتمال بروز بیماری، ارزشها و معیارهای اخلاقی خانواده
۵) کمک به تطابق با مسأله در اعضای خانوادهی درگیر بیماری یا تحت خطر
مشاور ژنتیک باید با حفظ بیطرفی و غیر جهتدار بودن به توصیف دقیق و ساده فهم سناریوهای محتمل بپردازد. با توجه به این تعریف میتوان درک کرد که مشاور ژنتیک باید با حفظ بیطرفی و غیر جهتدار بودن به توصیف دقیق و سادهی فهم سناریوهای محتمل بپردازد. بهعنوان مثال تصوری رایج در میان زوجها در خصوص موارد پر خطر بروز بیماریهای ژنتیک آن است که: میتوان بچهدار شد و پیش از تولد در صورت بیمار بودن فرزند آن را سقط کرد. تصوری که به افزایش موارد سقط درمانی و گاه سقط غیرقانونی و عموماً غیربهداشتی میانجامد. این در حالی است که با توجه به بندهای یک و سه تعریف، مشاور باید با ارائهی دادههای آماری و ذکر موارد گذشته برای زوج شرح دهد که برای سقط درمانی محدودیتهای قانونی از جنبهی ماه حاملگی و نوع بیماری جنین یا مادر وجود دارد. از طرف دیگر سقط درمانی میتواند منجر به بروز فشارهای روانی شدیدی برای زوجین شود و حتی احتمال حاملگی طبیعی نوبت بعد را کاهش دهد. علاوه بر این، در جوامعی که آموزههای سنتی از آموزشهای عمومی قویتر بوده و خانوادههای بزرگ مهمترین هستههای اجتماعی به حساب میآیند، ارتباط با زوجین در یک جلسه نمیتواند به اندازهی کافی مؤثر باشد. در این جوامع مشاوران ژنتیک باید با برگزاری جلساتی با بستگان دورتر زوجین و کسانی که عرفاً بر تصمیم زوجین اثر گذارند، به فرایند پذیرش مشکل در خانواده کمک نمایند. همچنین معرفی انجمنهای حمایتی بیمارانی که خطر بروز آن بیماری در فرزندان زوجین وجود دارد در افزایش آگاهی آنان مؤثر است. بهعنوان مثال زوجینی که بیماری فنیل کتونوری را بیماری بسیار خطرناکی میدانستند درک میکنند که با اتخاذ رژیم غذایی خاص میتوان جلوی بروز بیماری را گرفت و زوجینی که هموفیلی را بیماری قابل تحملی میدانستند با مشاهدهی بیماران هموفیل و مشکلات آنان از واقعیت این بیماری مطلع میشوند. در خصوص نقش آموزشهای عمومی باید توجه داشت که آموزش در مورد سقط درمانی باید در دوران نوجوانی و اواسط دوران بلوغ آغاز شود. اطلاع از خطرات، مشکلات و آثار جانبی اجتنابناپذیر عمل تهاجمی سقط جنین میتواند بسیاری از نوجوانان را متقاعد سازد که حتی الامکان از انجام آن پرهیز نمایند و این طرز فکر در این سنین به خوبی درونی میشود.
بهطور کل سقط درمانی یکی از جنجالیترین مباحث اخلاق پزشکی در سراسر جهان است. بحثی که در هر جامعه با شرایط اجتماعی و فرهنگی آن جامعه در هم تنیده است. بیشک کاهش موارد سقط درمانی با توجه به مخارج عمل و تبعاتی که برای زوجین دارد از اولویتهای نظامهای سلامت است. ژنتیک پزشکی بهطور سریع در حال پیشرفت است و امید است که در آیندهی نه چندان دور بسیاری از اختلالات ژنتیکی قابل پیشگیری باشند. بنابراین، آموزش کافی در این زمینه به زوجین لازم بهنظر میرسد. بیشتر مشکلات مشاوران در تخمین خطرات یک بیماری است و تمایل آنها عموماً به بزرگ نشان دادن خطر است که گاه منجر به افزایش میزان سقط درمانی و حتی در مواردی سقطهای غیر قانونی میشود. مشاوران ژنتیک برای بیماران تصمیم نمیگیرند و انتخاب راهی را به آنها دستور نمیدهند. این بدان معنی است که مشاورهی ژنتیک یک مشاورهی غیرمستقیم است. اما مصاحبهی نگارندگان با مشاوران نشان میدهد که اکثر پزشکان مشاور، دستوری را بهطور مستقیم به بیماران میدهند که همان انجام سقط درمانی جنین است. این در حالی است که در صورت اطلاع زوجین از پیشرفتهای ژنتیک در زمینهی درمان بیماریها ممکن است تصمیم به عدم سقط بگیرند. به نظر میرسد استفاده از کسانی به جز متخصصان ژنتیک برای امر مشاوره با توجه به عدم اطلاع کافی از آیندهی درمانهای ژنتیک و نیز عادت تجویز به جای مشاوره منجر به افزیش بیرویهی موارد سقط درمانی خواهد شد که آسیبهای اجتماعی زیادی را به همراه خواهد داشت.
محمد راسخ، محمد مهدی آخوندی، زهره بهجتی، ساناز شریفی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرفت دانش و تکنولوژی در عصر حاضر تأثیر فزایندهای بر درمان ناباروری گذاشته است، بهطوریکه امروزه، عمدهی بیماران مبتلا به ناباروری با بهکارگیری این روشها درمانپذیر هستند. روشهای درمان ناباروری را میتوان به دو دستهی بزرگ «روشهای درمانی بدون مداخلهی شخص ثالث» و «روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث» تقسیمبندی کرد. درمان بدون مداخلهی شخص ثالث بهمعنای استفاده از روشهایی است که در آن برای درمان صرفاً از اجزای سلولی یا بدنی زوجین متقاضی استفاده میشود و نیاز به مداخلهی شخص دیگری در فرایند درمان نیست، مانند لقاح خارج رحمی (IVF)، IUI، ZIFT و GIFT. حال آنکه در روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، زوجین متقاضی درمان باید از اجزای سلولی یا بدنی فرد یا افراد دیگر بهرهمند شوند. اهدای جنین، اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) و رحم جایگزین از این دستهاند.
از آنجا که وظیفهی پدر و مادر در ایجاد محیط امن برای پرورش فرزند یک اصل اخلاقی است، توجه به سلامت جسمی، روانی، توان اقتصادی زوجین و استحکام نهاد خانواده را میتوان از لوازم آن بهحساب آورد. بر این اساس، ضروری است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آتی و برقراری تناسب میان خواست زوجین متقاضی درمان و مصلحت نوزاد بهدنیا آمده، حدود استفاده از این روشها با دقت بیشتری بررسی شود. در این مقاله، تلاش میشود اهم محدودیتهای اخلاقی در ارائهی خدمات ناباروری به متقاضیان درمان ناباروری با یا بدون مداخلهی شخص ثالث برشمرده شود. زوجینی که دارای حدی از سلامت جسمی نیستند که توان پرورش کودک را داشته باشند، اخلاقاً نمیتوانند خدمات درمان ناباروری را دریافت کنند. بیماریهای ناتوانکنندهی جسمی و معلولیتهای شدید مانند «اسکلروز مولتیپل» و «بدخیمیها با بقای کوتاهمدت بیمار» را میتوان در این دسته گنجاند.
علاوه بر این، سن والدین، بهخصوص مادر، از مسائل حائز اهمیت در ارائهی خدمات درمان ناباروری است. سازمان بهداشت جهانی حداکثر سن مادران را برای فرزنددار شدن 49 سالگی توصیه کردهاست. بر این اساس، میتوان ادعا کرد پدر و مادری که در آستانهی میانسالی در اندیشهی فرزنددار شدن هستند، احتمالاً توان کافی برای ایفای نقش پدر و مادری را ندارند. این خود دلالتی اخلاقی بر محدودیت ارائهی خدمات به برخی متقاضیان درمان دارد.
اختلالات عمدهی روانی و وابستگی زوجین به مواد از دیگر محدودیتهای مهم برای متقاضیان فرزند است. اگر در ارزیابیهای پیش از آغاز درمان، وجود یک اختلال عمدهی روانی از قبیل «اسکیزوفرنی»، «اسکیزوافکتیو» یا «اختلال هذیانی» در یکی از زوجین ثابت شود یا یکی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت همچون اختلال شخصیت مرزی یا ضد اجتماعی باشد (اینگونه افراد عمدتاً دچار وابستگی یا سوء مصرف مواد مخدر و محرک نیز هستند)، صلاحیت اخلاقی لازم را برای فرزنددار شدن از دست خواهند داد، هرچند خود این حق را برای خود قائل باشند که صاحب فرزند شوند. از لحاظ حقوقی، نمیتوان محجوران را از فرزندآوری منع کرد اما در موارد درمانی، توجه جدی به مصلحت طفل یا اطفال حاصل از درمان را نباید از نظر دور داشت.
افزون براین، استفاده از روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، درست بهدلیل دخالت شخص ثالث در روند درمان، میتواند ابهاماتی را در ایفای نقش پدری و مادری برای متقاضیان ایجاد کند. به همیندلیل، افزون بر مسائل پیشگفته محدودیتهای اخلاقی بیشتری را در این خصوص باید مدنظر قرار داد.
تولد و پرورش کودک در نهاد خانواده از محدودیتهای اخلاقی مهم در درمان ناباروری با مداخلهی شخص ثالث است. بیشک، زوجینی که رابطهی آنها متزلزل و در آستانهی فروپاشی است، شرایط اخلاقی مناسب برای پرورش فرزند حاصل از درمان خود را ندارند.
از دیگر لوازم مهم تقویت نهاد خانواده و ایجاد آرامش برای کودک رعایت اصل «محرمانگی» است. کودکی که از ابتدا با واهمهی شناخت پدر و مادر بیولوژیک خود زندگی کند، ممکن است هیچگاه نسبت به والدینی که او را پرورش دادهاند، اطمینان پیدا نکند. از این رو، رعایت محرمانگی یک حد اخلاقی مهم در درمان ناباروری است. علاوه بر این، از آنجا که استفاده از روش درمان با مداخلهی شخص ثالث تنها در مواقع ضروری توصیه میشود. میتوان با توجه به تعداد فرزندان موجود در خانواده، درمان متقاضیان دارای فرزند را محدود کرد چراکه بهنظر میرسد با وجود فرزندان در خانواده، نیاز به فرزنددار شدن به کمک روشهای درمانی پرهزینه، از میان میرود و میتوان امکانات موجود را در موارد فوریتر برای دیگر متقاضیان بهکار گرفت.
منع ارائهی خدمات درمان ناباروری به متقاضیان با اختلالات جنسیتی، اعم از دوجنسیتی حقیقی و دوجنسیتی کاذب نیز از دیگر مسائل حائز اهمیت در حوزهی سلامت جسمی متقاضیان این روشهاست، چرا که در این موارد، کودک بهدنیاآمده از یک خانوادهی متعارف برخوردار نخواهد بود، ضمن آنکه بسیاری از اختلالات جنسیتی، بهویژه اختلالات هویت جنسی، امکان زندگی متعارف را در جامعه از مبتلایان سلب یا دستکم محدودیت شدیدی بر آنان اعمال میکند که این محدودیت بهناچار بر کودک نیز تحمیل خواهد شد. بنابراین، با توجه به مسائل پیشگفته، هر کدام از موانع موجود میتواند بنا بر دلایل و مبانی اخلاقی یک محدودیت اخلاقی به شمار آید. توجه به این محدودیتها میتواند از مخاطرات احتمالی که ممکن است زندگی کودک را دچار مشکلاتی جدی کنند، جلوگیری کند. بر این اساس، لازم است محدودیتهای اخلاقی ذکر شده در بالا در مراکز درمانی رعایت شده و در صورت ضرورت، در تدوین کدهای اخلاقی و نیز مقررات ناظر بر درمان ناباوری مورد توجه قرار گیرد.
سیده زهرا نعمتی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
قانون سقط درمانی سال 1384 بهصورت ماده واحده تصویب شد. در متن ماده واحده آمده است: « سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی مبنی بر بیماری جنین که بهعلت عقبافتادگی یا ناقصالخلقه بودن موجب حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توأم باشد قبل از ولوج روح (چهارماه) با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود.»
قید ولوج روح و ممنوعیت سقط درمانی پس از این زمان این سؤال را پدید میآورد که اگر جان مادر در خطر قرار گیرد و جنین سنی بیش از 120 روز داشته باشد آیا نمی توان مجوز سقط جنین صادر کرد؟ براساس گزارش سقط جنین که توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شده است هیچ کشوری وجود ندارد که در شرایط تهدید خطر جانی برای مادر، سقط را نپذیرد. در این مقاله ما لزوم قید ولوج روح را برای سقط درمانی، در شرایط خطر جانی برای مادر، به بحث گذاردهایم. بعد از چهارماهگی و حلول روح مطابق نظر همهی علما (آیات بهجت، صانعی، زنجانی، تبریزی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی و موسوی اردبیلی) بهجز آیت الله تبریزی و موسوی اردبیلی، به هیچ وجه اسقاط جنین جایز نیست.
حضرات آیات تبریزی و موسوی اردبیلی قائلند که در صورت خطر جانی برای مادر، اسقاط جنین حتی بعد از دمیده شدن روح نیز بلا اشکال است. همینطور آیت الله خامنهای سقط جنین پس از چهارماهگی را در صورت خطر مرگ هر دوی مادر و جنین و با امکان نجات مادر، جایز می دانند. علت این اختلاف نظر را میتوان از فحوای کلام امام خمینی استنباط کرد که فرمودند: بعد از دمیدن روح در جنین، حفظ جان یکی بر دیگری ارجحیتی ندارد و اگر علم به تلف شدن هر دو باشد و تنها امکان حفظ یکی از آنهاست، مورد باید با قرعه مشخص شود. در شرایط سقط درمانی که جان مادر در خطر است، نه امکان حفظ هر دو موجود است و نه انتخابی در کار است، چون حیات جنین، متوقف بر بقای مادر است و اگر جنین را انتخاب کنیم نمیتوانیم جانش را حفظ کنیم. بنابراین، هرچند ترجیحی بین زندگی مادر و جنین نباشد، تنها امکان حفظ زندگی مادر هست و در چنین شرایطی حفظ جان مادر بهتر از مرگ هردو است. اگر جنین در موقعیتی باشد که بتواند پس از مرگ مادر زنده بماند و به اصطلاح قابلیت زندگی را داشته باشد (Variable) نیز، ختم بارداری زندگی را به هر دو میبخشد و منعی ندارد. لذا بهنظر میرسد که مطرح کردن ولوج روح و چهارماهگی در فرض وجود خطر جانی برای مادر، لزومی ندارد و اکثر قریب به اتفاق مکاتب و مذاهب دنیا در چنین شرایطی سقط را میپذیرند بدون اینکه سن جنین مطرح باشد.
حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
رفتارهای غیراخلاقی را در سازمان بهعنوان رفتار سیاسی مینامند؛ یعنی رفتارهایی که انجام آنها در سازمان بهطور رسمی ضرورت ندارند، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع اعمال نفوذ میکنند و برای کسب قدرت یک فرد یا گروه قدرتطلب بهکار می روند. به عبارت سادهتر، رفتار سیاسی، رفتارهایی غیررسمی، تنگ نظرانه و غیرقانونی هستند که اقتدار رسمی و ایدئولوژی سازمان آن را مجاز نمیداند. پژوهشهای اخیر نشان میدهد بعضی عوامل مانند ویژگیهای فردی، فرهنگ سازمانی و/ یا شرایط محیطی و جو سازمانی در بروز رفتارهای سیاسی نقش مهمی را ایفا میکنند. مقالهی حاضر یک پژوهش مروری است که با استفاده از موتورهای جستوجوگر و انتخاب منابع مرتبط، قصد دارد تا ضمن معرفی رفتارهای سیاسی که غیراخلاقی هستند به مدیریت و کنترل این رفتارها در سازمان توسط مدیر نیز بپردازد. بعضی از رفتارهای سیاسی مشروع و برخی نامشروع هستند. شکایت کارکنان از سازمان بهطور رسمی، رفتار سیاسی مشروع نامیده میشود، اما رفتارهایی مانند خرابکاری، شورش، سهل انگاری، وظیفه ناشناسی، کارگریزی، کش دادن کارها، سرزنش کردن و تقصیر را به گردن دیگران انداختن، جلوگیری از تغییر و تحول، ایجاد تنش و فشار عصبی در محیط کار، ایجاد نگرانی و دلواپسی در کار، مته به خشخاش گذاشتن، توپ را به زمین دیگران انداختن، خود را به هالوبازی زدن یا اصطلاحاً به کوچه علی چپ زدن، طفره رفتن، با عذرخواهی از دیگران و ابراز پشیمانی کردن از میزان مسؤولیت خود کاستن، دیگران را سپر بلا قراردادن، تحریف و مخدوش کردن اطلاعات و پافشاری بر تصمیمات نابهجا و اشتباهات گذشته، جزو رفتارهای سیاسی نامشروع بهحساب می آیند.
وظیفهی مدیران کنترل رفتارهای سیاسی در سازمان است تا در محدودهی منطقی و سازنده از آنها برای نیل به اهداف سازمانی بهره ببرند. سرانجام اینکه یک مدیر اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان خود را بپذیرد و راهبردهای مناسبی را برای پیش بینی و کنترل رفتارهای سیاسی تدوین و تنظیم کند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برساند. بنابراین، امروزه، سازمانها نیازمند مدلی هستند تا بتوانند بر مبنای رعایت اصول اخلاقی، ضمن اجرای نظریههای عدالت سازمانی و ارائهی خدمات رفاهی، نحوهی کنترل و در عین حال بهرهبرداری مناسب را از رفتارهای سیاسی تعیین و معرفی کنند.
محمداسماعیل انصاری، محمد شاکر اردکانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
اخلاق کاری در سالیان اخیر بهدنبال شکست شرکتهای بزرگ و بحرانهای غرب اهمیت بسیاری پیدا کرده است. هدف اصلی مطالعه، بررسی رابطهی میان اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی و ابعاد سهگانه آن شامل تعهد عاطفی، مستمر، و هنجاری است. پژوهش حاضر به روش توصیفی- همبستگی در سال 1389 انجام شده است. در این مطالعه نمونهی آماری به حجم 159 نفر از کارکنان دانشکدههای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به روش تصادفی طبقهای انتخاب و استفاده شده است. برای جمعآوری دادهها برای شاخص اخلاق کار اسلامی از پرسشنامهی 17 آیتمی Ali و برای شاخص تعهد سازمانی و ابعاد آن از پرسشنامهی استاندارد 24 آیتمی Meyer و Allen استفاده شده است. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS از طریق ضریب همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج تجزیه و تحلیل عاملی چند بعدی بودن تعهد سازمانی را اثبات کرده است و همچنین، نتایج تجزیه و تحلیل همبستگی و رگرسیون رابطهی مثبت و مستقیمی میان اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی کل و ابعاد سهگانه را نشان میدهد. متغیرهای جمعیتشناختی تأثیری بر اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی نداشته است. با توجه به نتایج تحقیق، کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیشتر یا بهدلیل پیوند عاطفی به سازمان یا بهدلیل نداشتن فرصتهای شغلی بهتر در خارج از سازمان به سازمان متعهداند که این نتایج باید مورد توجه مدیران قرار بگیرد و نشان میدهد که کارکنان بیمیل به ترک سازمان برای یافتن شغلی بهتر با شرایط بهتر نیستند. با توجه به رابطهی میان اخلاق کار اسلامی و ابعاد تعهد به مدیران دانشگاه توصیه میشود که با ارائهی کدهای اخلاقی و توسعهی اصول اخلاق کار اسلامی تعهد سازمانی را در سازمان افزایش دهند.