61 نتیجه برای مراقبت
حمیدرضا کوهستانی، نیره باغچقی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
استفاده از دارونما در بعضی از موارد مؤثر است، اما مشکلات اخلاقی مهمی را نیز بهدنبال دارد. در رابطه با استفاده از دارونما توسط پرستاران اطلاعات کافی بهخصوص در ایران وجود ندارد. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی و علل استفاده از دارونما توسط پرستاران و همچنین آگاهی و عملکردشان در رابطه با تجویز دارونماست.
این پژوهش یک مطالعهی توصیفی مقطعی است. جامعهی آماری آن 200 پرستار شاغل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی اراک بود که بهصورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات یک پرسشنامهی دو قسمتی بود که در قسمت اول اطلاعات دموگرافیگ و در قسمت دوم سؤالاتی در رابطه با میزان، علل، آگاهی و عملکرد پرستاران در رابطه با استفاده از دارونما در مراقبتهای بالینی مطرح شده بود.
فقط 10 پرستار (5 درصد) معتقد بودند که تحت هیچ شرایطی نباید به بیمار دارونما تجویز شود. 65 درصد پرستاران (130 نفر) حداقل یکبار از دارونما استفاده کرده بودند و در تمامی موارد به بیمار بیان شده بود که داروی واقعی دریافت کرده است. اکثریت این پرستاران (66/66 درصد ) بیان کردند که بهطور متوسط اغلب یکبار در ماه از دارونما استفاده میکنند. شایعترین علت استفاده از دارونما، تشخیص بیمورد بودن تقاضای بیمار برای دارو (100 مورد) بود. شایعترین علامتی (90 مورد) که با دارونما درمان شده بود، درد بود. 3/42 درصد از پرستاران (130/55) بیان کردند که دارونما در بعضی از موارد مؤثر بوده است.
اکثر پرستاران از دارونما در مراقبتهای بالینی استفاده کرده بودند و احتمالاً ادامه خواهند داد. باید نقش درمانی دارونما، مکانیسم و ملاحظات اخلاقی آن به پرستاران آموزش داده شود و مورد بحث قرار گیرد.
ناهید خداکرمی، شراره جان نثاری،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
از حقوق زنان باردار و خانوادهی آنان است
که از حق و حقوق خود آگاهی داشته باشند و با اطلاع کامل از مزایا و معایب هر روش درمانی در روند تصمیمگیری درمان و مراقبت خود نقش فعال داشته باشند.
مطالعهی حاضر با هدف بررسی میزان آگاهی مادران باردار با منشور حقوق بیمار و زنان باردار و همچنین مداخلات درمانی و مراقبتی طراحی و به اجرا در آمد.
در یک مطالعهی مقطعی و آزمایشی 60 مادر 35-19 ساله که از زمان زایمان آنها 1 تا 3 ماه گذشته بود و جهت برخورداری از خدمات تنظیم خانواده یا بهداشت و سلامت کودک خود به مراکز بهداشتی درمانی منتخب مراجعه نموده بودند مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج نشان داد که مادران در زمان خاتمهی بارداری خود از نوع و چگونگی برنامهی بهداشتی قبل و پس از اجرا آگاهی کافی نداشتند. گرچه کلیهی شرکتکنندگان در این مطالعه و خانوادهی آنان رضایت خود را قبل از بستری اعلام نموده بودند، 83/6 درصد آنان اظهار نمودند اطلاعات کافی در حین اخذ رضایت در اختیار آنان قرار داده نشده است. 2/43 درصد زنان در زمان دریافت خدمات مراقبتی، سلامتی و بهداشتی حین و بعد از زایمان، احساس راحتی کامل داشتند. حدود 87 درصد زنان ابراز نمودند که هرگز در مورد مزایا و مضرات نوع زایمان اطلاعاتی دریافت نکرده بودند. 73 درصد زنان در طی بارداری 10 بار یا بیشتر سونوگرافی شده بودند و 93 درصد زنان بدون داشتن درد زایمان و در تاریخ تقریبی بستری شده بودند.
بسیاری از زنان باردار نه تنها مراقبت استاندارد و مناسب دریافت ننموده بودند، بلکه در مورد عوارض و مزایای مداخلات انجام شده (دارو، آزمایشات، سونوگرافی، اینداکشن، پروسهی درمان و جراحی و. . . ) در طی بارداری و زایمان خود اطلاعات کافی از تیم درمانی خود (پزشک، ماما، پرستار) دریافت نکرده بودند.
بهنظر میرسد که زنان باردار ایرانی از حقوق کامل خود در زمینهی درمان و مراقبتهای ضروری و استاندارد مطلع نبوده و در عملکرد تیم درمان نیز در اجرای پروتکلها و مداخلات درمانی و مراقبتی منطبق با اصول اخلاقی و استاندارد فاصلهی معنیداری مشاهده میشود. مطالعات وسیعتر در زمینهی حقوق بهداشت باروری و اخلاق حرفهای زنان و مامایی پیشنهاد میشود.
فریبا برهانی، فاطمه الحانی، عیسی محمدی، عباس عباسزاده،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1388 )
چکیده
عموماً از پرستاران انتظار میرود که مراقبت اخلاقی انجام دهند، اما هنوز در خصوص مراقبت اخلاقی سؤالات مهمی بدون پاسخ مانده است. بهنظر میرسد دانش اخلاقی پرستاران برای دستیابی به این مهم نیازمند تلاش بیشتری است. با اینکه اخیراً به موضوع اخلاق در مراقبتهای پرستاری توجه زیادی شده، اما هنوز در زمینهی آموزش اخلاق که موجب تقویت صلاحیت پرستاران بشود، اطلاعات زیادی در دسترس نیست. همین امر باعث شده تا روشهای پذیرفته شدهای که بتواند آموزش اخلاق پرستاری را به شکل مفید و کاربردی ارائه دهد، بهکار نرود. در این مقاله سعی شده است با مروری بر متون موجود اهمیت و وضعیت آموزش اخلاق پرستاری بررسی گردد تا از این طریق چالشها و ضرورتهای فراروی آموزش اخلاق پرستاری در ارتقای صلاحیتهای اخلاق حرفهای مشخص و زمینه برای مطالعات بیشتر فراهم شود.
کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1390 )
چکیده
کرامت انسانی (human dignity) در طول تاریخ از سوی ادیان و مکاتب فلسفی مطرح شده و مورد تأکید قرار گرفته است. این مفهوم ریشههایی نظری در مکاتب و ادیان باستانی، سدههای میانه و دوران مدرن دارد که از مهمترین آنها میتوان به منشور کورش، فلسفهی رواقی، آرای اندیشمندان دوران رنسانی، Locke، Kant و اعلامیهی جهانی حقوق بشر، و نیز تأکید بر کرامت انسانی در ادیان ابراهیمی اشاره کرد. کرامت انسانی با دو وصف ذاتی و غیرقابل سلب بودن مشخص میشود و اگر چه تعریف جامع و مانع و همهپذیری برای آن ارائه نشده است، همان ویژگیای دانسته شده است که مبنای حقوق اساسی انسان میباشد. در حوزهی اخلاق زیست - پزشکی کرامت انسانی در دو بعد فردی و جمعی مطرح میگردد. کرامت انسانی در بعد فردی آن مطلق و در بعد جمعی - که بهواسطهی تعلق و انتساب به انسانیت بهدست میآید - نسبی است. مفهوم کرامت انسانی ناظر به تمامی اصول اخلاق زیست - پزشکی است و خط قرمز استدلالها و استنتاجهای اخلاق زیست - پزشکی را مشخص مینماید. در حوزههایی نظیر اخلاق در پژوهش، اخلاق در مراقبتهای آغاز و پایان حیات، و اخلاق در سلامت عمومی، کرامت انسانی دارای دلالتها و الزامات صریح و روشنی است، نظیر: عدم استفادهی ابزاری از رویان، جنین و بدن انسان، عدم کالاانگاری و خرید و فروش آنها، حق زندگی و مرگ توأم با کرامت در مراحل پایانی زندگی و حق برخورداری از مراقبتهای پایهای سلامت برای تمامی اقشار جامعه.
محمدرضا حیدری، منیره انوشه، تقی آزادارمکی، عیسی محمدی،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مرحلهی احتضار بیماران جزء رویدادهای دردناک و از دشوارترین تجارب برای پرستاران بهحساب میآید. مراقبت از بیماران محتضر با رعایت موازین فرهنگی او و خانواده، یکی از وظایف حرفهای پرستاران است و شناخت و تبیین تجارب روزمرهی پرستاران در مراقبت فرهنگی از بیماران محتضر در تعیین و تعریف استانداردهای مراقبتی مربوطه کمککننده و مفید خواهد بود. بهدلیل کمبود چنین مطالعاتی این پژوهش با هدف تبیین تجارب پرستاران در مراقبت فرهنگی از بیماران محتضر صورت گرفت.
پژوهش حاضر مطالعهای کیفی با روش تحلیل محتوا است. 18 پرستار بالینی شاغل در بیمارستانهای آموزشی تهران در سال 89-1388، به روش نمونهگیری هدفمند در مطالعه شرکت و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختارمند چهره به چهره جمعآوری گردید. محتوای مصاحبهها نسخهبرداری و با روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها در دو درونمایهی مواجههی فرهنگی و مهارت فرهنگی دستهبندی شدند. درونمایهی مواجههی فرهنگی دارای دو درونمایهی فرعی درک حضور خانواده و درک فرهنگ سوگواری است. درونمایهی مهارت فرهنگی دارای 3 درونمایهی فرعی زمینهسازی برای اطلاع دادن، تسهیل مواجهه با مرگ و تسلی به خانواده است.
با توجه به یافتههای این مطالعه، لازم است پرستاران از موازین فرهنگی بیمار محتضر و خانوادهی او اطلاع و نسبت به آن حساسیت داشته باشند تا بتوانند انتظارات آنان را بهنحو احترامآمیزی برآورده کنند که این خود گام مهمی در اصلاح و ارتقاء عملکرد پرستاران و توسعهی حرفهای میباشد.
عبدالحسن کاظمی، مصطفی کاظمی، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، نجات فیض اللهی، صدیار عطالو، محمود مسعودی نیا،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
در متون دینی و در همهی فرهنگها، پایان زندگی با سختیهای ناشناخته و اضطراب توصیف شده است. مرگ مرحلهی انتقالی تجربه نشدهای است که انسان پیوندهای خود را با جهان مأنوس خود میگسلد و در عالمی اسرارآمیز گام میگذارد که در فرهنگ اسلامی برای گذر از این مرحله توصیههایی وجود دارد.
در حوزهی اخلاق پزشکی در مورد بیماران مشرف به موت و احساس درماندگی آنان مباحث عدیدهای وجود دارد و مراقبتهای پایان حیات، تسکین درد، مدیریت محیط و لحظات احتضار بیمار، مرگ در آرامش، تسکین آلام اطرافیان بیمار مشرف به موت و... در عرصهی اخلاق پزشکی نه تنها توصیه میگردد؛ بلکه حتی قسمتی از حقوق بیمار و وظایف کادر پزشکی است.
مفهوم مراقبتهای پایان حیات، افزایش کیفیت زندگی بیمار مشرف به موت است، ولی پروتکلهای کنترل و تسکین درد، برنامههای بالینی و کیفیت مراقبت استاندارد در همهی جوامع یکسان نیستند. اجرای این پروتکلها مفهوم توجه به تمامیت جسمانی و هویتی بیمار و جایگزینی فرهنگ بیمارمحوری بهجای فرهنگ بیماری محوری مرسوم را در خود دارد.
داغدیدگی اطرافیان بیمار پس از مرگ وی با سوگ و سوگواری در سه مرحلهی اجتناب، مواجهه و سازگاری ظاهر میشود. سوگواری نحوهی ابراز افکار و احساسات داغدیدگان است و مدیریت عالمانهی سوگ از بروز ناهنجاریها و احیاناً آسیبهای اجتماعی ناشی از فقدان بیمار فوت شده جلوگیری مینماید و هدف این نوشتار نیز بررسی بعضی از ابعاد این موضوع با رویکرد به اخلاق پزشکی است.
علی بیکمرادی، سمیه ربیعی، مهناز خطیبان، محمد علی چراغی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
توجه به مسائل اخلاقی و موضوعات حقوقی در حرفهی پرستاری با پیشرفتهای فزاینده در فناوری، تجهیزات پزشکی، افزایش هزینهها و جمعیت سالمندی اهمیت بسیاری یافته است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی شدت دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه در مراکز درمانی و آموزشی شهر همدان طراحی و اجرا گردیده است.
مطالعهای توصیفی- مقطعی با استفاده از پرسشنامهی استاندارد کورلی و تعدیل شده بر اساس شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور اجرا گردید. این پرسشنامه ویژگیهای فردی، رعایت کدهای اخلاقی، آشنایی با منشور حقوق بیمار و شدت دیسترس اخلاقی را مورد سنجش قرار میداد.
رعایت کدهای اخلاقی در پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه در ابعاد مسؤولیتپذیری (1/95 درصد)، پاسخگویی (1/95 درصد)، حمایت از بیمار (3/77 درصد )، حفظ اسرار بیمار (4/83 درصد) و صداقت در بیان حقیقت به بیماران (5/78 درصد) بوده است. این پرستاران منشور حقوق بیمار را 86/2 بار با انحراف معیار 47/2 بار مطالعه و تنها 3/50 درصد در مورد اخلاق حرفهای آموزش دیده بودند. شدت دیسترس اخلاقی در آنان (با میانگین نمره 61/46 ± 34/99) در سطح متوسط ارزیابی گردید.
دیسترس اخلاقی به میزان متوسط برای پرستاران بخش مراقبتهای ویژه زیاد بوده و بر روی عملکرد حرفهای آنان تأثیر بسیار منفی میگذارد. افراد مورد بررسی بهطور یکسانی شدت دیسترس اخلاقی را تجربه کرده و مشخصات فردی تأثیری بر شدت دیسترس اخلاقی نداشت. در مورد اثرات دیسترس اخلاقی و علل و عوامل مؤثر بر آن به بررسیهای بیشتری نیاز است.
مژگان رهنما، مسعود فلاحی خشکناب، سادات سید باقر مداح، فضلاله احمدی،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
مراقبت معنوی شامل کمک به انجام اعمال مذهبی و فعالیتهایی است که موجب حمایت و راحتی اشخاصی میشوند که شدیداً بیمارند و در جستوجوی معنی و اتصال به ماوراء میباشند. این مراقبت یک بخش ضروری، حیاتی و جنبهای منحصر به فرد از مراقبت بوده و به سؤالاتی اساسی، نظیر معنای زندگی، درد، رنج و مرگ پاسخ میدهد. هدف از این مقاله شناسایی ادراک بیماران مبتلا به سرطان از مراقبت معنوی است. مطالعهی حاضر با رویکرد کیفی با استفاده از تحلیل محتوی بهروش مرسوم برای آنالیز دادهها انجام شده است. نمونهگیری به روش آسان و در دسترس با انتخاب 17 بیمار و خانوادههایشان، مراجعه کننده به یکی از بیمارستانهای تهران و مرکز خیریهی بهنام دهشپور انجام شد. روش جمعآوری دادهها مصاحبهی نیمهساختار یافته بود. مصاحبههای ضبط شده کلمه به کلمه پیاده گردید. برای کاهش دادهها، نامگذاری دادهها، بهدست آوردن کدهای تحلیلی و در نهایت تشخیص موضوعات از روش تحلیل محتوی استفاده شد. یافتههای حاصل از تحلیل دادهها بهدستهبندیهای زیر ختم گردید: خصایص و وظایف پرستار با رویکرد معنوی در دو حیطهی مذهبی و غیرمذهبی، مراقبت با رویکرد معنوی در دو حیطهی مذهبی و غیرمذهبی (روحی- روانی، ارتباطی، عملکردی) و موانع مراقبت معنوی. بر اساس یافتهها تمامی نیازهای معنوی مراقبتی مشارکتکنندگان توسط پرستاران برطرف نمیگردد. بهطوری که، خصوصیات و عملکرد پرستاران با انتظارات بیماران و خانوادههایشان از یک پرستار با رویکرد معنوی کاملاً تطبیق نداشته و شرایط حاکم بر بخش نیز برای این امر مناسب نیست. در پایان با توجه به نتایج پیشنهاداتی برای بهبود ارائهی این مراقبتها مطرح گردید.
مژگان خادمی، عیسی محمدی، زهره ونکی،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
ارزشگذاری به انسان، پایهی حرفهی پرستاری و جوهر مراقبت است. عدم هماهنگی بین برخی ابعاد مراقبت بهداشتی عصر حاضر و دستورالعملهای انسانی باعث شده است اعتلای انسانگرایی در پرستاری به یک چالش عمده تبدیل گردد. صاحبنظران پرستاری با ارائه نظریاتی با محوریت انسان در صدد حل این چالش برآمدهاند. ارزیابی درونی این نظریهها از بعد قابلیت حل این چالش و چگونگی کاربرد آنها میتواند به ارتقا رویکردهای انسانی کمک نماید. هدف این مقاله، ارزیابی قابلیت کاربرد برخی نظریههای متمرکز بر انسانگرایی در عملکرد پرستاران میباشد. روش مطالعه، مرور انتقادی متون مرتبط با نظریههای انسانگرا بوده است. دادهها با مطالعهی کتب و جستوجوی برخی پایگاههای اطلاعاتی و با استفاده از سؤالات راهنما گردآوری شد. یافتهها نشان داد نظریههای عملکرد پرستاری انسانی، مراقبت بین شخصی و تکوین انسان بهطور ویژه تحت تأثیر فلسفه انسانگرایی توسعه یافتهاند. در این نظریهها انسان موجودی آزاد و مستعد است که در رابطهی متقابل با محیط خود رشد میکند. پرستاری با حضور در کنار دیگران و احترام به پتانسیل افراد جریان مییابد و میتواند در رشد انسان سهیم باشد. تأکید بر تعاملات بین انسانها، عرصهی کاربرد این نظریهها را وسیع ساخته است ولی تأمل در برخی ویژگیهای این نظریهها، پرستارانی که میخواهند آنها را بهکار گیرند و محیطهای بهکارگیری، حاکی از ضرورت تعدیل نظریههای موجود و توسعهی نظریههای جدید میباشد.
طاهره مقدس، مریم مؤمنی، مژگان بقایی، شهرام احمدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
پرستاران نقش مهمی در مراقبت از بیماران رو به مرگ دارند. پرستاران بهخاطر ماهیت شغلی خود بیش از سایر افراد با بیماران رو به مرگ و تقاضای آنان برای انجام اتانازی مواجه میشوند؛ با این وجود، مطالب کمی در مورد نگرش پرستاران در مورد اتانازی شناخته شده است. هدف از مطالعهی حاضر تعیین نگرش پرستاران بخشهای ویژه در مورد اتانازی است در این مطالعهی توصیفی- تحلیلی 91 پرستار شاغل در بخش مراقبتهای ویژه واقع در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در مطالعه شرکت کردند. نگرش پرستاران در مورد اتانازی بهوسیلهی Euthanasia Attitude Scale ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری (T-test) و ANOVA و مدلهای تعمیمیافتهی خطی بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 16 تجزیه و تحلیل شدند.اکثر پرستاران (5/83 درصد) نسبت به اتانازی نگرش منفی داشتند و با آن موافق نبودند. در تجزیه و تحلیل تکمتغیری، هیچ ارتباط آماری معنیداری بین عوامل فردی و نگرش پرستاران یافت نشد. در حالیکه در تجزیه و تحلیل رگرسیونی سن (029/0 P<) و وضعیت استخدام (004/0 P <) بهطور معنیداری با نگرش پرستاران در مورد اتانازی مرتبط بودند. نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که اکثر پرستاران اتانازی را تحت هیچ شرایطی قابل قبول نمیدانند. با وجود مشاهدهی ارتباط معنیدار مستقیم آماری بین نگرش پرستاران با سن کمتر نمونهها و وضعیت استخدام رسمی آنان، نتیجهگیری دقیقتر نیازمند بررسی سایر متغیرهای مداخلهگر نظیر آگاهی و عملکرد و نقش پرستاران خواهد بود.
مهران سیف فرشد، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، آرزو خاتمی زنوزیان،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
مراقبتهای سلامتی اولیه (PHC) برای بیش از سه دهه بهعنوان یک استراتژی جهانی برای حصول اطمینان از تأمین سلامت برای همهی مردم اعلام شده است. در طی سالیان اخیر، علیرغم توجه به مباحث اخلاق زیستی کمتر به موضوعات اخلاقی، حیطهها و پیامدهای آنها در سطح اجتماعی و سلامت عمومی پرداخته شده است. دست اندرکاران و سیاستگذاران بهداشت عمومی همواره با مسائل اخلاقی و شاخصههای PHC مواجه میشوند و باید آنها را حل و فصل کنند. ماهیت سلامت عمومی، تمرکز بر جمعیت و جوامع است و در سلامت عمومی، تنش بین اتونومی افراد و مسؤولیت در قبال دیدگاهها و نیازهای جوامع و مردم برجستهتر است. همچنین، مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، از جمله تخصیص عادلانهی منابع محدود بیشتر نمایان میشود.
در زمینهی سلامت عمومی، مسائل اخلاقی اولیه نگرانی از تنشی را بیان میکنند که بین حقوق و منافع افراد و منافع جامعه وجود دارد. از جمله در سیاستها و برنامههای مربوط به آزمایش یا گزارش اجباری بیماریها. چنانچه یک داوطلب سالم یا بیمار، حق دارد بهطور کامل در مورد خطرات و فواید پژوهش آگاه شود افراد سالم کل جمعیت نیز از این حق برخوردارند که اگر موضوع خدمات و برنامههای پیشگیری قرار گیرند، آگاهی کافی بهدست آورند. بههر حال، چالشهای جدیدی در حیطهی سلامت عمومی مانند تخصیص منابع در سطح کلان سیستم سلامتی، علوم و تکنولوژیهای جدید، طرح ژنوم انسانی و جمعآوری و تجزیه و تحلیل حجم عظیم اطلاعات بهوجود آمده است. در طول 20 سال گذشته و بیشتر، بدنهی جامع اخلاق زیستی در چالشهای اخلاقی در سطح فردی تکامل یافته است. برای مثال، در رابطه با تصمیمگیری پایان عمر، سقط جنین یا تحقیقات پزشکی. با این حال، بسیاری از چارچوبهای تأسیسی و اصول در اخلاق زیستی استفاده نسبتاً محدودی در سطح جمعیت دارند. اخلاق مدت طولانی است که بهعنوان زیر بنای مراقبتهای سلامتی اولیه شناخته شده است و در حالی که درک از اخلاق در حمایت از بسیاری از مراقبتهای بهداشتی و پژوهشها توسعه داده شده است، تلاش اندکی برای تدوین چارچوب اخلاقی متمرکز در مراقبتهای سلامتی وجود دارد. در حال حاضر کدهای اخلاق در پژوهش، اخلاق زیستی، اخلاق سیاست عمومی و اخلاق عمومی تدوین شده است و لازم است محققان اخلاق زیستی در مورد چارچوبها و رویکردهایی که ممکن است بهطور خاص در حیطهی مسائل اخلاقی در زمینهی مراقبتهای بهداشتی بهوجود آیند تمرکز بیشتری داشته باشند، چراکه تفکر در مورد ارزشهای گروهی جوامع یا حتی کل جامعه اغلب ممکن است به تأکیدات مختلف در تجزیه و تحلیل اخلاقی و نتیجهگیریهای مختلف در مورد اعمال اخلاقی مناسب منجر شود. لذا مطالعهی حاضر مطالعهای تطبیقی در بین چارچوبهای اخلاقی کشورهای مختلف و کشور ایران در زمینهی برنامههای مراقبتهای بهداشتی است تا بتوان از نتایج آن در تدوین چارچوب اخلاقی مناسب برای تصمیمسازی اخلاقی در چالشهای مراقبتهای بهداشتی، تدوین و ارائهی راهنماهایی در چگونگی تخصیص منابع در مراقبتهای بهداشتی و ارائهی چارچوبی اخلاقی برای بررسی دقیق سیاستها و برنامههای مراقبتهای بهداشتی، بهرهی لازم گرفته شود.
ملیحه عامری، زهرا صفوی بیات، طاهره اشک تراب، امیر کاووسی، عاطفه واعظی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
پرستاران در محیط کاری خود با مسائل اخلاقی گوناگونی روبهرو هستند. تنش اخلاقی نیز یکی از این مسائل است که هویت و یکپارچگی پرستار بهعنوان موجود متعهد به اخلاق را تحت تأثیر قرار میدهد. این پژوهش با هدف تعیین تنش اخلاقی و عوامل مرتبط با آن از دیدگاه پرستاران شاغل در بخشهای انکولوژی بیمارستانهای آموزشی شهر تهران در سال 1390 انجام شد.
این مطالعهی توصیفی بر روی کلیهی پرستاران شاغل در بخشهای انکولوژی بیمارستانهای شهر تهران که دارای شرایط ورود به مطالعه بودند انجام پذیرفت. جهت گردآوری دادهها، پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناسی، مقیاس تنش اخلاقی بازنگری شده و پرسشنامهی بررسی عوامل مرتبط با تنش اخلاقی از دیدگاه پرستاران مورد استفاده قرار گرفت. یافتهها نشان داد میزان تنش اخلاقی پرستاران بخش انکولوژی زیاد بود. بیشترین تنش اخلاقی در موقعیتهای چشمپوشی از عدم دریافت رضایت آگاهانه از بیمار و انجام درمان و آزمایشهای غیرضروری در مراحل آخر حیات بیماران بنا بهدستور پزشک بود. همبستگی آماری معنیدار بین سن، سابقهی کار در بخش انکولوژی و وضعیت استخدام با شدت تنش اخلاقی یافت شد. از دیدگاه پرستاران مورد مطالعه عوامل سازمانی از جمله حمایت از جانب مدیران، استقلال حرفهای پرستار و داشتن شرح وظایف مشخص از بالاترین عوامل مؤثر بر تنش اخلاقی محسوب میشود. پرستاران شاغل در بخش انکولوژی بهطور دائم با موقعیتهای بالینی همراه با تنش اخلاقی بالا روبهرو میشوند. بنابراین، ارائهی راهکارهایی برای مقابله با تنش اخلاقی در این محیطها ضروری بهنظر میرسد.
احمد ایزدی، الهام ایمانی، زهرا خادمی، فریبا اسدی نوقابی ، نینا حاجیزاده، فاطمه نقیزاده،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
پرستاران در عمل با مسائل اخلاقی چالشبرانگیزی مواجه میشوند و این امر تصمیمگیری را برای آنها سخت میکند. هدف از این مطالعه تعیین میزان حساسیت اخلاقی پرستاران در تصمیمگیریهای بالینی و همبستگی آن با رفتار مراقبتی آنها در بخشهای مراقبتهای ویژهی بیمارستانهای آموزشی - درمانی بندرعباس در سال 1391 است. این پژوهش مطالعهای توصیفی - تحلیلی است و همهی پرستاران شاغل در بخشهای مراقبتهای ویژه نمونههای آن هستند. پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و زمینهای، پرسشنامهی استاندارد حساسیت اخلاقی پرستاران در تصمیمگیری و پرسشنامهی رفتار مراقبتی جهت گردآوری اطلاعات استفاده شدند. اطلاعات با نرمافزار SPSS16 و آمار توصیفی و آزمونهای من ویتنی یو، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. میانگین نمرهی حساسیت اخلاقی پرستاران90/6 ± 15/70 با حداکثر امتیاز 96 و حداقل امتیاز 49 بود و 6/85 درصد حساسیت اخلاقی متوسط داشتند. میانگین نمرهی رفتار مراقبتی پرستاران 62/10 ± 90/108 با حداکثر نمرهی 120 و حداقل نمرهی 69 محاسبه شد. همبستگی معنیداری بین نمرهی حساسیت اخلاقی و نمرهی رفتار مراقبتی وجود نداشت اما هر دو نمره با بخش محل کار رابطهی معنیدار داشتند. بعد میزان احترام به استقلال مددجو با سابقهی شرکت در سمینار یا کارگاه اخلاق پزشکی ارتباط معنیدار داشت. میزان حساسیت اخلاقی پرستاران در این پژوهش در حد متوسط بود و با رفتار مراقبتی آنها همبستگی معنیداری نداشت. از آنجا که پرستاران در امر مراقبت از بیمار با موقعیتهای جدی برخورد میکنند که نیاز به تواناییهای اخلاقی در تصمیمگیری و عملکرد مناسب دارد، لازم است نسبت به مسائل اخلاقی مربوط به حرفهی خود حساس و آشنا باشند.
مدینه جاسمی، لیلا ولیزاده، وحید زمان زاده، فریبا طالقانی،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده
مراقبت برگرفته از دید کلنگر شیوهی مراقبت جامعی است که نقش اساسی در تسریع روند بهبودی دارد. باتوجه به نقش کلیدی این شیوهی مراقبتی در سلامتی، شناسایی عوامل انگیزشی و تسهیل کننده در ارائهی آن از دید پرستارانی که ارائهکنندهی اصلی مراقبتها هستند مفاهیمی واقعی و ارزشمند بهدنبال خواهد داشت. این مطالعه جهت تبیین عوامل مؤثر بر ارائهی مراقبت برگرفته از دید کلنگر، به بررسی تجارب پرستاران پرداخت. این مطالعه بهصورت کیفی با رویکرد تحلیل محتوای مرسوم Conventional و با مشارکت 18 پرستار بر اساس نمونهگیری هدفمند انجام شد. دادههای مطالعه از طریق مصاحبههای جامع، مشاهده در بخشهای مختلف مراکز آموزشی درمانی شهرهای ارومیه، تبریز، اردبیل و تهران در ایران انجام شد. یافتهها از طریق تحلیل محتوای کیفی و به روش استقرایی و با کمک نرمافزار MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. از تجزیه و تحلیل مصاحبهها، ویژگیهای شخصیتی و نیز تجارب بستری بهعنوان عوامل انگیزشی و تسهیلکننده در ارائهی مراقبت برگرفته از دید کلنگر شناسایی شدند.با توجه به نقش ویژگیهای شخصیتی پرستاران و تجربهی بیماری ایشان و خانواده در گسترش ارتباط با بیمار و افزایش دانش نسبت به نیازهای مختلف بیمار، شکلگیری دید کلنگر در پرستاران و ارائهی مراقبت برگرفته از این دید در ایشان، توجه به تناسب ویژگیهای شخصیتی پرستاران با حرفه، آموزش مهارتهای ارتباطی و نیز افزایش دانش ایشان جهت غلبه بر موانع موجود و گسترش دید همهجانبه در پرستاران و ارائهی مراقبت برگرفته از دید کلنگر درخور توجه است
سمیه محمدی، فریبا برهانی، لیلی روشن زاده، مصطفی روشن زاده،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
یکی از چالشهای اخلاقی که پرستاران بهواسطهی ماهیت حرفهی خود با آن روبهرو هستند؛ دیسترس اخلاقی است. مواجهی مکرر پرستاران با این پدیده میتواند عواقب متفاوتی از جمله سرخوردگی و خستگی از ارائهی مراقبت به بیماران را بهدنبال داشته باشد. این حالت خود بهطور مستقیم باعث افت کیفیت مراقبت و اختلال در دستیابی به اهداف سلامتی خواهد شد. لذا در مطالعهی حاضر به بررسی ارتباط بین دیسترس اخلاقی و خستگی از ارائهی مراقبت به بیماران در پرستاران میپردازیم.مطالعهی توصیفی - تحلیلی حاضر بر روی260 پرستار از بخشهای مراقبتهای ویژه شهر کرمان که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدهاند صورت گرفته است. در این مطالعه ابزار دیسترس اخلاقی Corley و پرسشنامه خستگی از ارائهی مراقبت به بیمارFigley برای جمعآوری دادهها مورد استفاده قرار گرفته و دادهها پس از جمعآوری توسط نرم افزار SPSS نسخهی 16 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.نتایج این مطالعه حاکی از آن است که بین دیسترس اخلاقی و خستگی از ارائهی مراقبت به بیماران، ارتباط مثبت معنیداری وجود داشته است (05/0P<). میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی از کل نمره 5-0 در ابعاد شدت (8/0±5/3) و در ابعاد تکرار (55/0±9/3) بوده است. میانگین نمرهی خستگی از ارائهی مراقبت به بیماران نیز از کل نمره 5-0 (68/0±5/3) بوده است. توجه به سطح دیسترس اخلاقی و همچنین، ارتباط آن با خستگی از ارائهی مراقبت حاکی از آن است که شرایط ایجاد کنندهی دیسترس اخلاقی نقش مهمی در کیفیت مراقبت داشته و باید با ارائهی راهکارهایی از بروز این شرایط جلوگیری شود. آگاه کردن پرستاران نسبت به پدیدهی دیسترس اخلاقی و عواقب آن و همچنین، انجام مشاورههای دورهای نقش مهمی در شناسایی و کنترل دیسترس اخلاقی و در نتیجه عواقب آن خواهد داشت.
سعیده سعیدی تهرانی، منصوره مدنی،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
بهطور کلی، منظور از بیهودگی در پزشکی وضعیتی است که برای بیمار اقدامی (تشخیصی، درمانی، بازتوانی) انجام میشود که برای او نتیجهای در پی ندارد. پزشک با توجه به تعهدات حرفهای نباید دست به چنین اقدامی بزند، اگرچه در تعریف بیهودگی ابهامات زیادی وجود دارد و در مطالعات بسیاری به آن اشاره شده است. در مقالهی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه، تلاش شده است تا اینبار اقدام بیهوده از منظر چهار اصل اخلاق زیستی دیده شود.تصمیمگیری دربارهی بیهوده بودن یک اقدام، صرفنظر از اینکه خواست بیمار یا خانوادهی او باشد یا از طرف ارائهدهندگان خدمت پیشنهاد شود، از موارد بسیار حساسی است که میتواند منجر به اتخاذ تصمیمات غیراخلاقی وغیر اصولی در حیطهی طبابت شود.در رابطه با اتونومی، تفاوت دیدگاهها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزشهای پزشک و بیمار و اختلاف نظر افراد درگیر بررسی شده است. همچنین، ضمن تبیین مفهوم مراقبتهای تسکینی، به تفاوت آن با اقدامات درمانی بیهوده و تعیین مرز مشخص آن اشاره میشود. همچنین، به بررسی مواردی پرداخته میشود که اقدام بیهوده با اهداف متفاوتی از سوی پزشک و سایر ارائهدهندگان خدمات سلامت انجام میپذیرد. این موارد بهدلیل عواملی که ممکن است قضاوت پزشک را تحت تأثیر قرار دهد و حتی بهدلیل انگیزههای غیراخلاقی مانند مسائل مالی رخ میدهد. در نهایت اینکه تصمیمسازی اخلاقی در این زمینه نیازمند روشن شدن ابعاد موضوع توسط کارشناسان و اولویتبخشی درست و کارشناسانه، با ملاحظهی تمام شرایط، از جمله مسألهی مهم تخصیص منابع محدود سلامت و عدالت در نظام سلامت و قرار دادن اطلاعات لازم در اختیار کادر درمانی است.
حمید حاجیان پور، زینب کریمی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زن بهعنوان شخصیتی که مظهر محبت است و در ذات خویش مراقبت را بهصورت فطری دارا است، در جنگهای عصر پیامبر (ص) زن وارد یکی از سختترین و شاید بتوان گفت مردانهترین عرصههای اجتماع، یعنی میادین نبرد، شد. حضور زنان در جنگهای عصر پیامبر (ص) با اجازهی حضرت پیامبر (ص) بود و بدینصورت که ایشان گروههایی از زنان را در جنگها برای مراقبتهای پزشکی و امدادی با خویش همراه میکردند. اهمیت مسأله در شناخت هر چه بیشتر نقش بانوان مسلمان در زمینههای اجتماعی مانند میدانهای جنگ است. پژوهش حاضر درصدد دستیابی به این اهداف است: نقش و عملکرد پزشکی و درمانی زنان در جنگهای عصر پیامبر (ص)، و تشریح فعالیتهای درمانی زنان در جنگهای حضرت محمد (ص) و معرفی زنان فعال این حوزه.
مطالعهی حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی از طریق گردآوری فیشهای تحقیقاتی از منابع کتابخانهای انجام شده است. در زمینهی یافتههای این تحقیق میتوان گفت: زنان در جنگهای صدر اسلام حضور چشمگیر داشتهاند. این امر با اجازهی رسولالله (ص) بوده است و شواهد و قراین آن در تاریخ موجود است. حضور زنان به سبب کمبود نیروی مردانه برای نبرد نبوده است، بلکه به جهت قابلیتهای آنان درانجام امور پزشکی و درمانی بوده است و در این زمینه نیز عملکردی موفق داشتهاند.
فاطمه جهاندار، جمیله محتشمی، فروزان آتش زاده شوریده، سیدامیرحسین پیشگویی،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
امروزه پرستاران نظام سلامت با تعارضات اخلاقی پیچیدهای مواجه هستند. این امر شرایطی را مهیا میکند که انجام کار صحیح میتواند با ارزشها و باورهای سایر ارائهدهندگان مراقبت بهداشتی مغایرت داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی سبک مذاکره بر شدت تعارض اخلاقی پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژهی بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی گیلان بود.
این مطالعه، یک پژوهش نیمهتجربی تک گروهی نوع قبل و بعد بود. تعداد 45 پرستار بخش مراقبتهای ویژهی دانشگاه علوم پزشکی گیلان به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. از پرسشنامهی تعارض اخلاقی Falco - Pegueroles و همکاران، برای جمعآوری دادهها استفاده شد. ابتدا پرسشنامهها توسط شرکتکنندگان تکمیل شد. سپس برای پرستارانی که میانگین نمرهی متوسط و بالا کسب کردند، کارگاه آموزشی سبک مذاکره برگزار شد. 8 هفته پس از مداخله، مجدد پرسشنامهها میان شرکتکنندگان توزیع شد. نتایج با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این مطالعه از آزمون Paired Sample T-test و ANOVA جهت مقایسهی میانگین شدت تعارض اخلاقی نمونهها قبل و بعد از مداخله استفاده شد. میانگین شدت تعارض اخلاقی قبل از تشکیل کارگاه برابر با 22/53 بود. میانگین کاهش شدت تعارض اخلاقی پرستاران پس از 8 هفته 66/17 بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار بود (05/0 P<). نتایج نشان میدهد بعد از مداخله، تعارض اخلاقی کاهش داشته است.
با توجه به نتایج میتوان اذعان کرد که مذاکره موجب کاهش شدت تعارض اخلاقی در بخش مراقبتهای ویژه میشود. لذا استفاده از مذاکره بهعنوان راهبردی برای کاهش شدت تعارض اخلاقی در این بخشها پیشنهاد میشود.
فاطمه میرزایی(لطفیآذر)، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
با وجود پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژیهای مرتبط، شناخت ماهیت و چگونگی مرگ، همچنان در هالهای از ابهام است. شاید چنین بتوان گفت که چون مرگ، پدیدهای دو وجهی است و یکروی آن جسمانی و روی دیگر، نفسانی و روحانی است، شناخت آن، تنها در حیطهی علم پزشکی نیست، بلکه تلاش و همکاری اندیشمندان حوزههای دیگری چون علوم قرآنی، علوم انسانی، فلسفه و مانند آن نیز برای گشودن قفلهای بستهی آن ضروری بهنظر میرسد. چنین همفکریهایی میتواند با توصیف آنچه بر نفس در آستانه و هنگام مرگ میگذرد، دیدگاه دانشمندان علوم پزشکی را که بهحق، مفسران خوبی برای تغییرات جسمانیِ زمان مرگ هستند، وسعت و عمق بیشتری بخشد. بیشک، چنین نگرشی میتواند در گرفتن تصمیمهای اخلاقی پایان حیات و نیز ارائهی مراقبتهای معنوی در این لحظات، تحولآفرین باشد. این مطالعهی مروری بهروش کتابخانهای، ابتدا توصیفی از مراحل مرگ در نگاه علم پزشکی دارد و سپس با کنکاشی قرآنمحور در منابع اسلامی و با تمرکز بر آیاتی که صراحتاً دلالت بر زمان مرگ دارند، توصیف قرآنی از برخی مراحل مرگ ارائه میدهد. سرانجام در بحث نهایی، برخی شباهتها و تفاوتهای دیدگاهها را بیان و سؤالات مهمی را در این حیطه مطرح میکند که عمدتاً برای ارائهی مراقبتهای معنوی در لحظات پایانی حیات در خور اهمیت فراوان هستند. امید است با پژوهشهای متمرکز آینده که در جهت پاسخ به سؤالات اصلی ایجادشده در این مطالعه خواهند بود، راه برای ارائهی مراقبتهای معنوی و قرآنمحور، بیش از پیش تسهیل و عملیاتی شود.
قاسم احمدی، علی الهامی، رضا باقیزاده، حسین مرادی، محمود مطهرینیا،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی دانشی میانرشتهای است که گسترهی آن سلامت عمومی را در بر میگیرد و سلامت مفهومی کلی است که شامل ابعاد جسمی، معنوی، شناختی و اخلاقی میشود. در این میان «سلامت اخلاقی»، بهعنوان یکی از مصادیق اخلاق پزشکی در نظر گرفته شده که در این پژوهش با روش تحلیل محتوایی بین اسلام و فمینیسم در تأثیر جنسیت در اخلاق بررسی میشود. تأثیر یا عدم تأثیر جنسیت در اخلاق، مهمترین اختلاف اسلام با فمینیسم است. روح این اختلاف در مبانی معرفتشناختی دو دیدگاه آشکار میشود: اسلام خداوند و فمینیسم بشر را تعیینکنندهی اخلاق و رفتارهای اخلاقی میداند. در اسلام، جنسیت در اخلاق و چگونگی رفتارهای اخلاقی اثرگذار است و موجب تفاوت رفتارهای اخلاقی بین زن و مرد میشود؛ اما در دیدگاه فمینیسم، جنسیت در رفتارهای اخلاقی اثر نمیگذارد؛ آنان با قائلشدن به تشابه زن و مرد در حوزهی رفتارهای اخلاقی، نقشهای جنسیتی اخلاقی را که نظام آفرینش بر عهدهی هر یک از آنان نهاده، نادیده گرفته و با طرح همسانی جنسیتی زنان و مردان به اخلاق «دوجنسیتی» (Bigender) رو آورده است. این نگرش علاوه بر آسیبرساندن به سلامت اخلاقی، پیامدهایی غیراخلاقی نیز در پی داشته است. نوشتار حاضر سعی دارد ضمن ارزیابی نحلههای مختلف فمینیستی، به تبیین دیدگاه اسلام و پیامدهای دیدگاه فمینیسم در موضوع تأثیر جنسیت در اخلاق بپردازد.