9 نتیجه برای مسئولیت
اعظم محمودی، لطفعلی خانی، مظفر غفاری،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی از عوامل تاثیر گذار در ارتقای کیفیت خدمات پرستاری هستند و می توانند نقش اساسی در رعایت حقوق بیماران داشته باشند. لذا این پژوهش با هدف ارائه مدل پیشبینی رعایت حقوق بیماران توسط پرستاران براساس شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی انجام شد. روش پژوهش مطالعه ، همبستگی بوده و نمونه آماری شامل 300 نفر از پرستاران شاغل در علوم پزشکی استان آذربایجان غربی در سال 1395 بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسش نامه شایستگی فرهنگی پرستاران Perng و Watson ، پرسش نامه مسئولیت پذیری Mergler و Shield، پرسش نامه محقق ساخته باورهای اخلاقی و مقیاس حقوق بیماران محمودی و همکاران استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و بوت استراپ از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه 22 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از برازش مدل بوده و اثر مستقیم متغیرهای شایستگی فرهنگی (11/0)، مسئولیت پذیری(57/0) و باورهای اخلاقی (24/0) بر روی نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران معنادار به دست آمد. اثرهای غیر مستقیم شایستگی فرهنگی(03/0) و مسئولیت پذیری(02/0) با میانجی گری باورهای اخلاقی معنادار بودند. در مجموع 65 درصد از واریانس نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران از طریق مدل پژوهش تبیین شد. با توجه به اثر مستقیم و غیرمستقیم شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی بر میزان نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران، به نظر میرسد با تقویت باورهای اخلاقی می توان ارتباط شایستگی فرهنگی و مسئولیت پذیری را با نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران افزایش داد.
محمود متوسل آرانی، محمدحسن علم الهدی، نیکزاد عیسیزاده، غلامرضا نورمحمدی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اصول اخلاق پزشکی نوین، بهویژه اصل ضررنرسانی، کادر درمانی را به پرهیز از هر گونه آسیب و زیان به بیمار توصیه میکند. فقهای اسلام نیز، با بهرهگیری از منابع و متون دینی، قواعدی را عرضه کردهاند که در بسیاری از حوزههای زندگی کاربرد دارند. از جملهی این قواعد، قاعدهی «لاضرر» است که در این مقاله به بررسی این قاعده و کاربردهای آن در پزشکی میپردازیم. افزون بر مباحث سندشناسی، فهم درست واژههای «ضرر» و «ضرار» و نفی یا نهی بودن حرف «لا» در ابتدای مستند قاعده، از مباحث اساسی و اختلافی است. پیوند اعضا، تنظیم خانواده و کنترل بارداری، مسئولیتپذیری در حفظ سلامت، لزوم مراجعهی بیمار به پزشک برای معالجه، مسئولیت مدنی پزشکان در امر درمان و مسئولیت متولیان جامعه در کنترل ایدز، از مسائل مبتلابه امروز نظام سلامت است که قاعدهی لاضرر در آنها جاری و ساری است.
حامد فدایی، فتاح جعفریزاده، سعید غلامزاده، عبدالرسول ملکپور، محمد زارعنژاد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
مسئولیت کیفری پزشکان و دستیاران، از مباحث پیچیدهی حقوق پزشکی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مسئولیت دستیاران و دانشجویان پزشکی در انجام اقدامات تشخیصی و درمانی، با مطالعهی موردی پروندههای پزشکی قانونی استان فارس از سال 1390تا1395 بوده است. در این مطالعه، 63 پروندهی افراد شاکی بررسی شد که شامل 33 مرد (52.4 درصد) و 30 زن (47.6 درصد) بودند. غالب افراد شاکی، بیسواد و زیر دیپلم بودند و کمترین فراوانی، مربوط به سطح تحصیلات دکترا بود. دربارهی وضعیت جسمانی شاکی (بیمار)، بیشترین فراوانی مربوط به فوت افراد بود (با فراوانی 73 درصد)؛ بیشترین شکایات، از گروه درمانی (با فراوانی 95.2 درصد) و پس از آن، پزشک (با فراوانی 8/4 درصد) انجام شده بود. از نظر رشتهی تحصیلی، رشتهی زنان و زایمان، نسبت به سایر رشتهها، فراوانی بیشتری داشت (44.4 درصد). در کل، در 26 پرونده (41.3 درصد)، نهایتاً، متشاکی تبرئه و 37 پرونده (7/58 درصد) نیز، به محکومیت افراد ختم شده بود. از نظر نوع قصور، فراوانترین نوع قصور، مربوط به بیاحتیاطی (91.9 درصد) بود. در این مطالعه، بیشترین فراوانی سطح تحصیلات متشاکی، مربوط به رزیدنت ارشد (با فراوانی 11.1 درصد) بود. بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، در خطاهای پزشکی بهوجودآمده توسط دانشجویان دورهی کارورزی (انترن) و دکترای تخصصی (دستیاری)، مشخصکردن دقیق مسئولیتهای کیفری دانشجویان دورههای عمومی و دستیاران تخصصی، در قبال قصور و خطاهای رخداده و تبیین آنها در آییننامههای آموزشی هر دوره، اهمیتی خاص دارد. در کنار آن، برگزاری دورههای آموزشی پزشکی قانونی و مسئولیت حقوقی و کیفری دانشجویان در قبال امور درمانی، در ارتقای کیفیت درمان، بسیار اثرگذار است.
علیرضا مشیراحمدی، عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
احتمال بروز خطا و ایجاد آسیب در فعالیتهای پزشکی وجود دارد؛ موضوعی که میتواند زمینهساز طرح شکایت از پزشک شود. پس از مفتوحشدن چنین پروندههایی، با توجه به جنبهی تخصصی این امور، لازم است تا برای اخذ نظر کارشناسی اقدام گردد. سازمان پزشکی قانونی، یکی از مراجعی است که در این زمینه، نقشی اساسی دارد؛ بنابراین، اطلاع از معیارهایی که از نظر کارشناسان این سازمان، در محکومیت کادر درمانی حائز اهمیت تلقی میشود، علاوه بر آگاهیبخشی به پزشکان، میتواند در کاهش میزان تقصیرات شغلی این رشته نیز، تأثیری بسزا داشته باشد. مطالعهی پیشِ رو، به لحاظ هدف، کاربردی، از نظر شیوهی تجزیه و تحلیل، توصیفیتحلیلی و به لحاظ جمعآوری دادهها، اسنادی و کتابخانهای است. تلاش پزشکان، این است که با تشخیص صحیح بیماری و انتخاب فرایندی مناسب و علمی، به درمان بیماران بپردارند و ضمن کاستن از آلام و دردها، سلامتی را به آنان بازگردانند؛ اما همیشه، نمیتوان به چنین هدفی نایل شد؛ چهبسا پزشک در هر یک از مراحل تشخیص، انتخاب درمان و انجام آن، مرتکب اشتباه شود؛ لذا، اگرچه از هیچ پزشکی انتظار نمیرود که نتیجهای خاص را برای بیمار تضمین کند و الزاماً، به درمان قطعی بیماری نایل آید، از ایشان این توقع وجود دارد که در مداوای بیماران، مطابق استانداردهای متعارف رفتار کنند و در این زمینه، مرتکب بیاحتیاطی و بیمبالاتی نشوند. با دقت در استدلالهای منعکس در پروندههای قصور پزشکی، میتوان شاخصهای مؤثر محکومیت پزشکان را در دو دستهی اقدامات پیشا و پسادرمانی طبقهبندی کرد. شاخص پیشادرمانی شامل مجموعهاشتباهاتی است که مرتبط با تشخیص بیماری یا انتخاب نوع درمان است.
عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، علیرضا مشیراحمدی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
صاحبان حِرَف پزشکی میکوشند خدمات درمانی را بهصورت کارآمد، مطلوب و باکیفیت به بیماران ارائه دهند؛ بااینحال، درمانهای پزشکی، مصون از خطا و اشتباه نیستند؛ بنابراین، حدوث آسیب متعاقب درمانهای پزشکی، امری اجتنابناپذیر است؛ موضوعی که میتواند منتهی به شکایت علیه کادر درمان شود. با بهجریانافتادن پروندههای اینچنینی، اخذ نظریهی کارشناسی ضرورت مییابد؛ ازهمینرو، وقوف به شاخصهای مؤثر در محکومیت، ضمن اثربخشی در تقلیل رفتارهای آسیبزا، میتواند در افزایش بینش کادر درمان نیز، مفید باشد. مداقه در پروندههای تخلفات پزشکی، گویای آن است که شاخصهای محکومیت، در دو دستهی پیشا و پسادرمانی جای میگیرند. خطاهای حادثشده پس از ورود به اجرای مراحل درمان، گویای معیار پسادرمانی است. نقص در خاتمهی فرایند درمان، انجامندادن اقدامات درمانی در محل مناسب، عدم تناسب یا اشتباه در روش بهکاررفته و تقصیر یا اشتباه فاحش، اهم موارد مسئولیتزای مرتبط با این شاخص است. پژوهش حاضر بر آن است تا به شیوهی توصیفیتحلیلی و با استناد به نظریات کارشناسی نوشتهشده در پروندههای قصور و تقصیر پزشکی، معیارهای مؤثر در محکومیت کارکنان درمانی را بررسی کند.
امین حسنوند، داوود میرزایی فر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
یکی از مهمترین مباحثی که در حقوق پزشکی مطرح میشود، بحث مسئولیت پزشک است. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطهی اعتقاد به هر یک از دیدگاههای مسئولیت پزشک در قبال بیمار و مسئولیتپذیری است. روش پژوهش، کتابخانهای و توصیفیهمبستگی است. بررسی منابع مختلف، نشان میدهد در رابطه با مسئولیت پزشک در قبال بیمار، میتوان به چهار دیدگاه اشاره کرد که این دیدگاهها عبارتند از: مسئولیت محض پزشک، عدم مسئولیت پزشک ماهر محتاط، مسئول بودن پزشک در صورت تقصیر در درمان، مسئول بودن پزشک در صورت مباشر بودن در درمان. نتایج بهدستآمده بیانگر این است که همبستگی مثبت بین زیرمؤلفههای مسئولیتپذیری و دیدگاههای مسئولیت پزشک وجود دارد که در سطح 01/0 معنیدار هستند. یافتهها نشان میدهد دیدگاههای یک و سه، همبستگی بالاتری نسبت به دیگر دیدگاهها، با مسئولیتپذیری پزشکان دارند. میزان همبستگی بین ابعاد مسئولیتپذیری با دیدگاههایی که مسئولیتی بیشتر را برای پزشکان در نظر گرفته، بیشتر است.
زهرا صادقی آرانی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پس از انتشار ویروس کووید 19 و همهگیری آن در اواخر دسامبر 2020، سازمان بهداشت جهانی و سازمانهای ملی در سراسر دنیا توصیههایی برای محافظت شخصی ارائه کردند که یکی از مشهودترین آنها استفاده از ماسک برای جلوگیری از شیوع ویروس بود. علیرغم اهمیت این راهکار، هنوز بسیاری از افراد در برابر استفاده از ماسک مقاومت میکنند؛ ازاینرو، هدف این پژوهش، پیشبینی میزان پوشیدن ماسک توسط افراد با استفاده از چهار عامل تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی و فردگرایی، با تأکید بر تأثیر باورها و هنجارهای ذهنی بر رفتار مصرفکننده بود. جامعهی آماری این تحقیق را شهروندان شهرستان کاشان تشکیل دادند و برای جمعآوری دادههای تحقیق، از پرسشنامه استفاده شد. نتایج حاصل از آزمونهای میانگین حاکی از آن بود که زنان بیش از مردان از ماسک استفاده میکنند؛ همچنین با افزایش تحصیلات، میزان استفاده از ماسک افزایش یافته است. (p-value<0.05)
نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نیز نشان داد هر چهار متغیر پیشبین دارای توان پیشبینیکنندگی بودند. میزان استفاده از ماسک با متغیرهای تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی رابطهی مثبت و معنیدار و با فردگرایی رابطهی منفی و معنیدار داشت؛ همچنین تعهد اخلاقی با ضریب بتای 0.694 (p-value<0.1) و تفکر سیستمی با ضریب بتای 0.107 (p-value<0.05) بهترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر متغیر ملاک (میزان استفاده از ماسک) داشتند. با توجه به یافتههای این پژوهش به نظر میرسد، ایجاد و توسعهی یک تفکر کلنگر، توجه به مسئولیتهای فردی و اجتماعی، تقویت تعهد اخلاقی و پرهیز از فردگرایی در رابطه با رفتارهای مطلوبِ جمعی برای مدیریت یک بحران همهگیر ضروری است. در نتیجه، اجرای راهکارهایی برای افزایش این ویژگیهای فردی، میتواند به تقویت و شکلگیری رفتارهای مطلوب جمعی در زمان بحران، مانند پوشیدن ماسک در زمان کووید ۱۹، کمک میکند.
محمد میرزایی، بهزاد جودکی، زهرا بازوبند، احسان شریعتیفرد،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
بیماری نوظهور و فراگیر کووید 19 که از سطح همهگیری (اپیدمی) گذر نموده و به سطح جهانگیری (پاندمی) رسیده، چالشهای فراوانی را برای جامعهی جهانی ایجاد کرده است. ویژگیهای خاص بیماری کووید 19 ازجمله ناشناختهبودن و پیچیدگی منشأ این ویروس، وسعت و سرعت بالای انتشار و انتقال آن، جهشپذیری فراوان، نبود درمان قطعی برای آن تاکنون ، وجود دورهی کمون و نهفتگی بیماری، بررسی همهجانبه و تدوین برنامهای جامع را در تمام ابعاد میطلبد تا بتوان برای کنترل و مدیریت آن اقدام کرد. سرعت فراوان انتقال این بیماری و ویروس، با بیاحتیاطی ناقلان و بیماران بهصورت تصاعدی افزایش مییابد. طولانیبودن زمان شیوع این بیماری نیز باعث سهلانگاری افراد در رعایت پروتکلهای بهداشتی شده و موجب بیماری افراد دیگر میشود؛ ازاینرو، بیاحتیاطی و سهلانگاری برخی افراد، ضمن تحمیل بار حقوقی و اخلاقی در رعایتنکردن حقوق جامعه، امنیت و سلامت جسمانی و روانی افراد را نیز تهدید میکند. یکی از اهداف تدوین قواعد فقهی و قوانین عرفی، صیانت از جان و سلامت افراد است؛ لذا موضوع این نوشتار، بررسی الزامات و ضمانت اجرای ناظر بر مراقبت و پیشگیری از بیماری کووید 19 و مسئولیت کیفری تحمیلی بر افرادی که پروتکلهای بهداشتی را رعایت نمیکنند، با نگاهی فقهی و حقوقی خواهد بود. بر این اساس افرادی که حداقلهای بهداشتی را در برابر این ویروس رعایت نمیکنند، در صورت ناقلبودن دارای مسئولیت هستند و در صورت احراز و اثبات قصور یا تقصیر و انتساب اضرار یا آسیب به ایشان، باید از عهدهی جبران خسارت برآیند. افزونبراین، در صورت آگاهی به ناقلبودن، امکان تعزیر ایشان نیز وجود خواهد داشت.
بتول زیدآبادی، خدیجه احمدزاده، زینب خادمی، رضا صادقی، فرنوش قمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اخلاق در پژوهش، عنصری اساسی در فرایند علمی است و برای اطمینان از یکپارچگی و موثقبودن نتایج تحقیقات، بسیار مهم است. پژوهشگران باید همواره در نظر داشته باشند که نتایج تحقیقاتشان میتواند بر زندگی افراد و جوامع اثر بگذارد؛ بنابراین، مسئولیتپذیری و شفافیت در انجامدادن پژوهشها، از اهمیتی ویژه برخوردار است. پایبندی به اصول اخلاقی، نهتنها اعتبار علمی پژوهشگران را افزایش میدهد، بلکه به پیشرفت علم و فناوری نیز کمک میکند. پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی میزان پایبندی پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی کلانمنطقهی هشت ایران به اصول اخلاق در پژوهش انجام شده است. پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی ایران، جامعهی آماری این مطالعهی مقطعی از نوع توصیفیتحلیلی را تشکیل دادند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی پایبندی به اخلاق پژوهش بود که در اختیار پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی کلانمنطقهی هشت قرار گرفت. این پرسشنامه، دارای چهل گویه و متشکل از نُه بُعدِ احترام به حقوق اخلاقی آزمودنیها، بیغرضی عاطفی، دقت، اصالت، مسئولیتپذیری حرفهای، مسئولیتپذیری اجتماعی، درستکاری، مشروعیت و آزاد اندیشی است. دادهها با نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ تجزیه و تحلیل شدند؛ علاوه بر آمار توصیفی، آزمونهای من ویتنی، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن نیز، در تجزیه و تحلیل دادهها به کار برده شد. در این مطالعه 230 پژوهشگر شرکت کردند که 193 نفر از آنان، عضو هیئت علمی بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمرهی پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش 174/3 بود که رعایت چشمگیر اصول اخلاق در پژوهش را نشان میداد؛ همچنین، از نتایج میتوان دریافت، بُعد مشروعیت و بُعد دقت، بهترتیب دارای بالاترین میانگین بودند (21/7 و 22/5). مقایسهی میانگین نمرهی پایبندی به رعایت اصول اخلاق در پژوهش با ویژگیهای جمعیتشناختی نشان داد، میزان پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش، بر اساس مدرک تحصیلی، رتبهی علمی، سن و سابقهی کار تفاوتی معنادار دارد (p<0/5). همبستگی اسپیرمن نشان داد، بین متغیر پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش و مدرک تحصیلی رابطهای معکوس و معنیدار وجود دارد و هرچه مدرک تحصیلی افراد بیشتر شود، میزان پایبندی آنان به رعایت اخلاق در پژوهش کاهش مییابد. بر اساس نتایج این پژوهش، بیشتر پژوهشگران کلانمنطقهی هشت دانشگاههای علوم پزشکی ایران، اصول اخلاق در پژوهش را بسیار رعایت میکنند.