این پژوهش مطالعهای است کیفی و بر مبنای پدیدارشناسی به اجرا در آمد که در طی آن با یازده زوج نابارور که جهت درمان به مرکز تحقیقات باروری - ناباروری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مراجعه نموده بودند مصاحبهی شفاهی انجام شد. گفتوگوها با کسب اجازه از افراد ضبط شد و به روی کاغذ آمد و با استفاده از روش Colaizzi، جملات و عبارات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
از تدوین مصاحبههای انجام شده، چهار مضمون و دوازده زیر مضمون استخراج شد. نتایج نشان داد که ناباروری نه تنها بر روابط خانوادگی و اجتماعی زوجها تأثیر قابل توجهی داشته است، بلکه یکی از دغدغههای جدی آنان روشن نبودن حق و حقوق آنان در نظام سلامت کشور و مشخص نبودن سازمانهای حامی آنان، عدم پوشش بیمهای خدمات درمانی ناباروری و نگرانی از واکنش سایر اعضای خانواده و جامعه به مشکل آنها بود. زوجهای نابارور خود را مستحق حمایت بیشتری از جانب خانواده، جامعه و دولت میدانند.
مضمونهای استخراج شده مشخص نمود که ناباروری میتواند کلیهی ابعاد زندگی زوج نابارور را تحت تأثیر قرار دهد و احساس نداشتن حمایت اجتماعی و اقتصادی در پروسهی درمانی آنان را آزرده میسازد.
این شیوه ی عمل، گذشته از این که با مسائل پزشکی و سلامت افراد مربوط است، در بر گیرندهی ابعاد وسیعتر فرهنگی اجتماعی و روانشناختی و بهویژه اخلاقی نیز هست که بهدلیل اهمیت و تأثیری که بر کیفیت زندگی انسانها اعم از زن و مرد - و در نهایت جامعه- باقی میگذارد، و همچنین، از آنجا که مشاهده میشود در این کشور، گاه بهصورتی شتابزده در راستای مقابله و چاره جویی با مشکل نازایی خانوادههای ایرانی مورد اقبال برخی مسؤولان نیز واقع شده است، احتمالاً بدون آن که پیامدهای مثبت و منفی آن بهطور عمیق و کارشناسانه، مورد مداقه قرار گرفته باشد. بهنظر نگارنده، ضرورت دارد سوابق اینگونه اقدامات، و تبعات آن در بلندمدت برای افراد جامعه، در چارچوب مباحث میانرشتهای مورد بررسی، تبادل نظر و تأمل کارشناسانی از رشتههای مختلفی چون پزشکی، سلامت، اقتصاد، حقوق، فقه و اخلاق پزشکی همچنانکه از رشتههای جامعهشناسی و روانشناسی قرار گیرد. در این مقاله با مراجعه به اسناد، منابع، مشاهدات، مصاحبه و نظر سنجی از برخی از افراد ذیربط، صاحبنظران و کارشناسان ذیصلاح، به ارائهی یافتههایی در خصوص پیشینهی نظری و تجربی این موضوع در ادبیات پژوهشی در دسترس در ایران و جهان، پرداخته و برخی از یافتههای موجود در خصوص ابعاد اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی را که از خلال مشاهدات و مصاحبههای انجام شده، مورد تأکید قرار گرفته، و تلاش میشود تا ابعاد مثبت و منفی رواج چنین پدیدهای برای نیل به تصویری روشنتر و درکی عمیقتر از این شیوهی مقابله با مشکل نازایی در ایران آشکار شود.
از آنجا که وظیفهی پدر و مادر در ایجاد محیط امن برای پرورش فرزند یک اصل اخلاقی است، توجه به سلامت جسمی، روانی، توان اقتصادی زوجین و استحکام نهاد خانواده را میتوان از لوازم آن بهحساب آورد. بر این اساس، ضروری است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آتی و برقراری تناسب میان خواست زوجین متقاضی درمان و مصلحت نوزاد بهدنیا آمده، حدود استفاده از این روشها با دقت بیشتری بررسی شود. در این مقاله، تلاش میشود اهم محدودیتهای اخلاقی در ارائهی خدمات ناباروری به متقاضیان درمان ناباروری با یا بدون مداخلهی شخص ثالث برشمرده شود. زوجینی که دارای حدی از سلامت جسمی نیستند که توان پرورش کودک را داشته باشند، اخلاقاً نمیتوانند خدمات درمان ناباروری را دریافت کنند. بیماریهای ناتوانکنندهی جسمی و معلولیتهای شدید مانند «اسکلروز مولتیپل» و «بدخیمیها با بقای کوتاهمدت بیمار» را میتوان در این دسته گنجاند.
علاوه بر این، سن والدین، بهخصوص مادر، از مسائل حائز اهمیت در ارائهی خدمات درمان ناباروری است. سازمان بهداشت جهانی حداکثر سن مادران را برای فرزنددار شدن 49 سالگی توصیه کردهاست. بر این اساس، میتوان ادعا کرد پدر و مادری که در آستانهی میانسالی در اندیشهی فرزنددار شدن هستند، احتمالاً توان کافی برای ایفای نقش پدر و مادری را ندارند. این خود دلالتی اخلاقی بر محدودیت ارائهی خدمات به برخی متقاضیان درمان دارد.
اختلالات عمدهی روانی و وابستگی زوجین به مواد از دیگر محدودیتهای مهم برای متقاضیان فرزند است. اگر در ارزیابیهای پیش از آغاز درمان، وجود یک اختلال عمدهی روانی از قبیل «اسکیزوفرنی»، «اسکیزوافکتیو» یا «اختلال هذیانی» در یکی از زوجین ثابت شود یا یکی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت همچون اختلال شخصیت مرزی یا ضد اجتماعی باشد (اینگونه افراد عمدتاً دچار وابستگی یا سوء مصرف مواد مخدر و محرک نیز هستند)، صلاحیت اخلاقی لازم را برای فرزنددار شدن از دست خواهند داد، هرچند خود این حق را برای خود قائل باشند که صاحب فرزند شوند. از لحاظ حقوقی، نمیتوان محجوران را از فرزندآوری منع کرد اما در موارد درمانی، توجه جدی به مصلحت طفل یا اطفال حاصل از درمان را نباید از نظر دور داشت.
افزون براین، استفاده از روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، درست بهدلیل دخالت شخص ثالث در روند درمان، میتواند ابهاماتی را در ایفای نقش پدری و مادری برای متقاضیان ایجاد کند. به همیندلیل، افزون بر مسائل پیشگفته محدودیتهای اخلاقی بیشتری را در این خصوص باید مدنظر قرار داد.
تولد و پرورش کودک در نهاد خانواده از محدودیتهای اخلاقی مهم در درمان ناباروری با مداخلهی شخص ثالث است. بیشک، زوجینی که رابطهی آنها متزلزل و در آستانهی فروپاشی است، شرایط اخلاقی مناسب برای پرورش فرزند حاصل از درمان خود را ندارند.
از دیگر لوازم مهم تقویت نهاد خانواده و ایجاد آرامش برای کودک رعایت اصل «محرمانگی» است. کودکی که از ابتدا با واهمهی شناخت پدر و مادر بیولوژیک خود زندگی کند، ممکن است هیچگاه نسبت به والدینی که او را پرورش دادهاند، اطمینان پیدا نکند. از این رو، رعایت محرمانگی یک حد اخلاقی مهم در درمان ناباروری است. علاوه بر این، از آنجا که استفاده از روش درمان با مداخلهی شخص ثالث تنها در مواقع ضروری توصیه میشود. میتوان با توجه به تعداد فرزندان موجود در خانواده، درمان متقاضیان دارای فرزند را محدود کرد چراکه بهنظر میرسد با وجود فرزندان در خانواده، نیاز به فرزنددار شدن به کمک روشهای درمانی پرهزینه، از میان میرود و میتوان امکانات موجود را در موارد فوریتر برای دیگر متقاضیان بهکار گرفت.
منع ارائهی خدمات درمان ناباروری به متقاضیان با اختلالات جنسیتی، اعم از دوجنسیتی حقیقی و دوجنسیتی کاذب نیز از دیگر مسائل حائز اهمیت در حوزهی سلامت جسمی متقاضیان این روشهاست، چرا که در این موارد، کودک بهدنیاآمده از یک خانوادهی متعارف برخوردار نخواهد بود، ضمن آنکه بسیاری از اختلالات جنسیتی، بهویژه اختلالات هویت جنسی، امکان زندگی متعارف را در جامعه از مبتلایان سلب یا دستکم محدودیت شدیدی بر آنان اعمال میکند که این محدودیت بهناچار بر کودک نیز تحمیل خواهد شد. بنابراین، با توجه به مسائل پیشگفته، هر کدام از موانع موجود میتواند بنا بر دلایل و مبانی اخلاقی یک محدودیت اخلاقی به شمار آید. توجه به این محدودیتها میتواند از مخاطرات احتمالی که ممکن است زندگی کودک را دچار مشکلاتی جدی کنند، جلوگیری کند. بر این اساس، لازم است محدودیتهای اخلاقی ذکر شده در بالا در مراکز درمانی رعایت شده و در صورت ضرورت، در تدوین کدهای اخلاقی و نیز مقررات ناظر بر درمان ناباوری مورد توجه قرار گیرد.
1- فرایند انتخاب جنسیت، فقط برای افراد متأهل و دارای ثبات خانوادگی مجاز است. بنابراین، جواز استفاده از این شیوه، باید منحصر به زوجین دائم و نه موقت باشد.
2- انتخاب جنسیت، تنها برای «تعدیل خانوادگی» (family balancing) مجاز است. خانوادهی نیازمند تعدیل، خانوادهای است که در آن فرزندان از نظر تنوع جنسیتی، «تکجنسیتی» هستند. پس اگر از هر دو جنسیت دستکم یک فرزند در خانواده وجود داشته باشد، انتخاب جنسیت مجاز نیست. ملاک بررسی این وضعیت، لحظهی تقاضاست.
3- بهشرطی میتوان از انتخاب جنسیت استفاده کرد که والدین دستکم دو فرزند از یک جنسیت داشته باشند و برای تولد سومین فرزند خود، متقاضی جنسیت متفاوتی باشند. با وجود این، اگر تصمیم قاطع والدین داشتن تنها دو فرزند باشد، برای تولد دومین فرزند خویش نیز مجاز به انتخاب جنسیت خواهند بود. احراز این تصمیم، نیازمند برگزاری مشاورههای دقیق و همهجانبه است.
همچنین، زوجین نابارور بهدلیل وضع ویژهی خویش، میتوانند جنسیت دومین فرزند خویش را انتخاب کنند. اما در هر صورت، انتخاب جنسیت نخستین فرزند مجاز نیست.
4- انتخاب جنسیت تنها برای یک مرتبهی موفقیتآمیز مجاز است. اما اگر فرزندی که با استفاده از این شیوه متولد شده است، در لحظهی تقاضای مجدد در قید حیات نباشد، استفادهی مجدد جایز خواهد بود.
5- معیار مجاز بودن اشخاص، «وضعیت خانوادگی» آنان در «زمان تقاضا» است. پس: الف: اگر کسی در زندگی خانوادگی سابق خویش دارای فرزندانی با جنسیتهای متفاوت شده است و سپس بر اثر فوت یا جدایی از همسر، اقدام به تشکیل خانوادهی جدیدی کرده است، این امر مانعی برای جواز او به انتخاب جنسیت نخواهد بود، اگر در زندگی مجدد خود حائز شرایط چنین اقدامی باشد. ب: اگر در زندگی خانوادگی پیشین، جنسیت فرزندان او متعادل و متوازن نبوده است، این امر دلیلی بر جواز او به انتخاب جنسیت در خانوادهی جدید نیست، اگر در زندگی جدید فرزندان او متوازن هستند.
6- مرکز مؤسسهی درمان ناباروری، التزامی به پذیرش درخواست متقاضیان ندارد. پذیرش این درخواست، منوط به وجود شرایط مقرر و نیز حفظ تناسب جمعیتی و جنسیتی کشور خواهد بود؛ از جمله تناسب میان تعداد فرزندان ذکور و اناث تولید شده از طریق انتخاب جنسیت در جامعه. به منظور تشخیص این مهم، باید مراکز اطلاعاتی و آماری تخصصی تشکیل و اولویتهایی تعیین شود.
جنینهای منجمد در دو حالت بهعنوان جنینهای رهاشده تلقی میشوند؛ مورد نخست زمانی است که صاحبان جنین، مجهوالالمکان باشند و هیچگونه دستورالعمل کتبی از سوی زوجین در ارتباط با وضعیت جنین وجود نداشته باشد. مورد بعدی زمانی است که صاحبان جنین منجمد، بهطور واضح به مراکز انجماد اعلام کنند که تصمیمگیری دربارهی سرنوشت جنینهای منجمد خویش را به مراکز انجماد تفویض میکنند. هدف ما بررسی این موضوع بود که در صورت رهاکردن جنینهای منجمد از سوی زوجین، چه تصمیمی باید در مورد سرنوشت آنها اتخاذ شود؟ این مطالعه به روش اسنادی - کتابخانهای و تحلیلی بود. از آنجایی که نگهداری از جنینهای منجمد مستلزم صرف هزینه است، شایسته است مسؤولیت مراکز انجماد را نسبت به نگهداری از جنینهای منجمد پس از صرف زمانی معقول و متعارف و تلاشهای ناموفق برای برقراری تماس با صاحبان منتفی بدانیم.
تصمیمگیری در مورد سرنوشت جنین منجمد رهاشده بستگی به این موضوع دارد که چه ماهیتی را برای آنها برگزینیم. در صورتی که جنینهای منجمد رهاشده را انسان تلقی کنیم، با توجه به هزینهی نگهداری و کمبود امکانات پزشکی میتوان بر اساس قاعدهی الضرورات تبیح المحظورات (ناگریزیها حرامها را مباح میکند) آنها را از بین برد. چنانچه جنینهای منجمد را مال یا شبه مال تلقی کنیم، باید جنینهای منجمدی را که به صاحبانشان برای تعیین سرنوشت آنان دسترسی وجود ندارد ، مجهول المالک تلقی کرده و حاکم را جهت اخذ تصمیم به دورریزی یا اهدا برای تحقیقات صالح قلمداد کرد.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

