جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای نوزاد

امید آسمانی، حکیمه پارسایی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده

تولد نوزادی نارس یا دچار عیوب مادرزادی شدید و با پیش­آگهی ضعیف، می­تواند خانواده و جامعه را با چالش­های متعدد اخلاقی، اجتماعی، حقوقی و ... مواجه کند. غالب معیار­هایی (ناتوانی، کیفیت زندگی و ...) که در تصمیم­گیری برای مراقبت از این نوزادان، ملاک عمل قرار می­گیرند، چندبعدی بوده و به‌شدت بار اخلاقی دارند. در این مطالعه تلاش شده است تا ضمن معرفی دیدگاه­ها و چالش­های موجود در انطباق این معیار­ها با وضعیت نوزادان به‌شدت بیمار، نقاط ضعف هر مفهوم نیز معرفی گردد. در پایان نیز دیدگاه کلی مکتب اسلام در رویارویی با چنین شرایطی، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نقطه‌ی پایان غالب مباحثات اخلاقی در رابطه با یک نوزاد به‌شدت ناتوان، به چند سؤال بنیادی و بدون پاسخی قطعی در مورد مجاز بودن انسان برای تصمیم­گیری در مورد زندگی و مرگ یک نوزاد، معیار­های تصمیم­گیری و اعتبار آن­ها و غیره ختم می­شود. به ‌هر ‌روی، با وجود نظریه­پردازی­های دانشمندان مختلف، تاکنون تبیین همه‌جانبه­ای از معیار­های زندگی و مرگ، برای تصمیم‌گیری‌های اخلاقی پایان حیات ارائه نشده است. آن‌چه مسلم است این‌که علم امروز بشر هنوز در حدی نیست که پاسخ مشخصی برای سؤالات کلیدی این موضوع داشته باشد. هم‌چنین، نگارندگان تلاش کرده­اند تا نشان دهند بر خلاف دیدگاه­های غربی در آموزه­های اسلامی تصمیم­گیری در مورد حق حیات این نوزادان جایگاهی ندارد؛ چرا که می­تواند نوعی حذف غیر مجاز صورت مسأله باشد؛ بلکه بحث پیرامون چگونگی حل منطقی و اخلاقی موضوعی است که باید متناسب با علم و امکانات روز و در محدوده­ی جواز الهی آن صورت بگیرد.


منیژه سرشتی، احمد ایزدی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

افشای خبر بد موضوعی عاطفی برای پرسنل بهداشتی و درمانی و بیماران است. دیدگاه کلی نسبت به یک تجربه‌ی مثبت یا منفی در مورد خبرهای بد می‌تواند در سازگاری و تطبیق بعدی بیمار مؤثر باشد. این مطالعه با هدف تعیین نگرش پرسنل بهداشتی و درمانی نسبت به مهارت‌ انتقال خبر بد در بخش‌های زنان و زایمان و نوزادان انجام شده است. این مطالعه‌ی توصیفی – مقطعی در سال 1391 در شهرکرد انجام شد. نمونه‌ی پژوهش شامل 70 پرسنل شاغل در بخش‌های زایمان و مراقبت ویژه‌ی نوزادان و پرسنل دانشکده‌ی پرستاری و مامایی با حداقل یک‌سال سابقه‌ی کار بالینی بود. نمونه‌گیری به روش سرشماری انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ی محقق ساخته در دو بخش مشخصات دموگرافیک و نگرش‌سنجی پرسنل بهداشتی و درمانی در مورد افشای خبر بد بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد. 2/63 درصد واحدهای پژوهش در زمینه انتقال خبر بد به والدین نگرش مثبت داشتند. 6/77 درصد افراد مورد مطالعه در هنگام انتقال خبر بد با مشکل مواجه شده و 6/92 درصد افراد برگزاری کارگاه در این زمینه را ضروری دانستند. بین محل خدمت و تحصیلات با نگرش پرسنل ارتباط آماری معنی‌دار وجود داشت (P<0.0001). بدین مفهوم که افراد شاغل در دانشکده و افراد دارای تحصیلات بالاتر در مقایسه با سایر پرسنل بیش‌تر نگرش مثبت داشتند. بین وضعیت تأهل، سابقه‌ی مشکل در انتقال خبر بد، شرکت در کارگاه آموزشی، سابقه‌ی کار، جنس و سن واحدهای پژوهش و نگرش، ارتباط آماری معنی‌دار وجود نداشت (P>0.05). اکثر پرسنل نسبت به انتقال سریع اطلاعات (5/76 درصد)، تماس مادر با نوزاد فوت شده (4/57 درصد)، اتاق اختصاصی برای مادران دچار فقدان (4/54 درصد)، ممانعت از تماس سایر بیماران و همراهان با مادر دچار فقدان (6/70 درصد) نگرش منفی داشتند. بیش‌تر واحدهای پژوهش نسبت به گرفتن تاریخچه بلافاصله بعد از وقوع حادثه (5/51 درصد)، ارتباط بیش‌تر از معمول با مادر دچار فقدان (4/57 درصد)، اطلاع خبر بد ابتدا به فامیل و اعضای خانواده‌ی مددجو (3/60 درصد) نگرش مثبت داشتند. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می‌شود، آموزش مهارت‌های ارتباطی در زمینه‌ی انتقال خبر بد، برای آمادگی هر چه بیش‌تر پرسنل شاغل در بخش‌های زنان و نوزادان، در برنامه‌های آتی آموزش مداوم پزشکی در اولویت قرار گیرد.
فروزان اکرمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سال‌هاست که پاسخ به سؤال احیاکردن یا نکردن نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری، ذهن متخصصان مامایی، طب پیرامون تولد، طب پیرامون نوزادی و اخلاق پزشکی را به خود مشغول کرده است. برخلاف سایر مطالعات که به تبیین ارزش و حرمت حیات انسانی در دوران زندگی داخلِ‌‌رحمی پرداختهاند، در مطالعه‌ی حاضر، ما ضمن پذیرش فرض ارزش هر لحظه از حیات انسان و مراتب شأن انسانی وی از زمان لقاح، در تلاش برای پاسخ‌گویی به این سؤال بودیم که تصمیم درست درباره‌ی حمایت از حیات در نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری در پرتو آموزه‌های اخلاقی سنت اسلام چیست؟ این پژوهش چندروشی، در سه بخشِ مرور چهارچوب‌های اخلاقی ارائه‌شده برای حمایت از حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری، تبیین اصول اخلاق زیستی‌اسلامی بر اساس منابع مشترک اهل تسنن و شیعه و تحلیل و ارائه‌ی چهارچوب اخلاق زیستی انجام شده است. مطابق اصول اخلاقی سنت اسلام، برخلاف اخلاق زیست‌پزشکی سکولار، اول اینکه، باید برای حفظ و تداوم حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری صرف‌نظر از کیفیت آن تلاش کرد؛ دوم اینکه، هنگام تصمیم‌گیری بین مرگ و زندگی، آنچه در اولویت قرار دارد، خواست والدین نوزاد نیست، بلکه نجات جان نوزاد و حفظ حیات وی توسط پزشک و تیم درمانی است؛ اگرچه مشارکت والدین در تصمیم‌گیری ضرورت دارد؛ بااین‌حال، حفظ حیات یک مصلحت مطلق نیست و هدف از اقدامات حمایت از حیات، صرفاً طولانی‌ترکردن حیات نوزاد برای یک مدت‌زمان محدود نیست، بلکه این اقدامات باید متناسب با پیش‌آگهی و منفعت مورد انتظار، یعنی احتمال فراوان بقای نوزاد انجام شود. این امر مستلزم ارزیابی خطر برای هر نوزاد، با توجه به وضعیت بالینی اختصاصی وی و منابع و وضعیت منطقه‌ای است. استفاده از چهارچوب اخلاق زیستی پیشنهادی، برای تدوین یک راهنمای بالینی، شامل معیارهای دستهبندی نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیستپذیری مبتنی بر وضعیت بالینی آنها، تصمیم اخلاقی برای مداخله بر اساس وضعیت بالینی، احتمال بقا و منابع موجود منطقهای توصیه میشود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb