20 نتیجه برای نگرش
علیرضا پارساپور، کاظم محمد، حسین ملک افضلی، فرشید علاء الدینی، باقر لاریجانی،
دوره 2، شماره 4 - ( 7-1388 )
چکیده
رعایت حقوق بیمار در عرصه خدمات سلامت عامل مهمی در بهبود و تنظیم رابطه ارائه کنندگان و گیرندگان خدمت می باشد و طبیعتاً در مدیریت نظام سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است.
هدف اصلی این مطالعه مقایسهی نگرش بیماران بهعنوان گیرندگان خدمات درمانی و پزشکان و پرستاران به نمایندگی از گروه ارائهکنندهی خدمات درمانی در خصوص ضرورت رعایت ابعاد مختلف حقوق بیمار در سه بیمارستان محیط پژوهش به نمایندگی از سه مدل ارائهی خدمات درمانی (آموزشی - درمانی، خصوصی، درمانی - دولتی) بوده است.
مطالعه از نوع توصیفی ـ تحلیلی - مقطعی بوده و جمعآوری اطلاعات توسط پرسشنامه صورت گرفته که در گروه بیماران از طریق مصاحبه و توسط پرسشگر تکمیل و در گروههای پزشکان و پرستاران خود ایفا بوده است.
محیط پژوهش سه نمونه بیمارستان جنرال آموزشی، بیمارستان خصوصی درجه یک و بیمارستان درمانی - دولتی بود که هر سه در تهران میباشند. پرسشنامه مرکب از مجموعهای از سؤالات کلی در مورد اطلاعات دموگرافیک و 21 سؤال در خصوص ضرورت حقوق بیمار بود که پس از مصاحبه با 143 بیمار توسط پرسشگر تکمیل و پس از ارسال برای دو گروه دیگر مطالعه توسط 143 پرستار (میزان پاسخدهی 3/61 درصد) و 82 پزشک پاسخ داده شد (میزان پاسخدهی 5/27 درصد). معیار میزان ضرورت هر حق با استفاده از مقیاس لیکرت از صفر (فاقد ضرورت) تا ده (ضرورت قطعی) اندازهگیری شده است. آنالیز اطلاعات با توجه به توزیع غیرنرمال آن با انجام آزمونهای غیر پارامتری و از طریق نرم افزار SPSS 11.5 انجام گردید.
نتایج بهدست آمده از این مطالعه نشان داد که کلیهی گروههای مطالعه نسبت به ضرورت رعایت قریب به اتفاق ابعاد حقوق بیماران اذعان داشته و بیشترین اختلاف نظر در گروههای مورد مطالعه در حقوق مرتبط به حق دسترسی بیمار به اطلاعات و حق انتخاب و تصمیمگیری بود. اگر چه این اختلاف نظرات در مجموع چشمگیر نبود.
بر اساس نتایج بهدست آمده بهنظر میرسد ارائهکنندگان خدمات بهداشتی خصوصاً گروه پزشکی باید در خصوص حقوق مرتبط با ضرورت ارائهی اطلاعات به بیماران و توجه به حق انتخاب و تصمیمگیری ایشان آگاه شوند. چرا که بر اساس اختلاف موجود در نگرش بیماران و پزشکان در پژوهش موجود بهنظر میرسد سطح مطالبات بیماران در خصوص حقوق فوق بیش از نگرش پزشکان باشد.
علیرضا پارساپور، کاظم محمد، حسین ملک افضلی، فرشید علاء الدینی، باقر لاریجانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
از جمله مهمترین شاخصهای ارزیابی کارایی کیفی ارائهی خدمات سلامت بررسی وضعیت رعایت حقوق بیمار و نحوهی تعامل ارائهدهندگان و گیرندگان خدمات سلامت است. هدف اصلی این پژوهش مقایسهی نگرش بیماران (گیرندگان خدمات درمانی) و پزشکان و پرستاران (ارائهکنندگان خدمات درمانی) در خصوص میزان رعایت ابعاد مختلف حقوق بیمار در سه بیمارستان به نمایندگی از سه محیط ارائهی خدمات درمانی (آموزشی - درمانی، خصوصی، درمانی - دولتی) بوده است.
مطالعه توصیفی ـ تحلیلی و مقطعی بوده است. جمعآوری اطلاعات با پرسشنامه بوده که در گروه بیماران از طریق مصاحبه و توسط پرسشگر تکمیل و در گروههای پزشکان و پرستاران خود ایفا بوده است.
سه محیط پژوهش بیمارستان جنرال آموزشی، بیمارستان خصوصی درجهی یک و بیمارستان درمانی - دولتی بود که هر سه در تهران هستند. پرسشنامه شامل مجموعهای از سؤالات در مورد اطلاعات دموگرافیک و 21 سؤال در خصوص میزان رعایت حقوق بیمار بود که از 143 بیمار پس از مصاحبه توسط پرسشگر تکمیل گردید. این پرسشنامه برای دو گروه دیگر مطالعه ارسال و توسط 143 پرستار (میزان پاسخدهی 3/61 درصد) و 82 پزشک پاسخ داده شد (میزان پاسخدهی 5/27 درصد). معیار میزان رعایت هر حق با استفاده از مقیاس لیکرت از صفر (عدم رعایت) تا ده (رعایت کامل) اندازهگیری شده است. با توجه به توزیع غیر نرمال اطلاعات، آنالیز آن با انجام آزمونهای غیر پارامتری و از طریق نرمافزار SPSS 11/5 انجام گردید.
نتایج بهدست آمده از این مطالعه نشان داد که نگرش گروههای مطالعه نسبت به رعایت حقوق بیماران در محورهای مختلف متفاوت است. بیشترین مسأله در مورد میزان رعایت حقوق مرتبط با حق انتخاب و تصمیمگیری بیمار است که خصوصاً در بیمارستان آموزشی وضع مطلوبی ندارد.
بر اساس نتایج بهدست آمده بهنظر میرسد ارائهکنندگان خدمت بهویژه گروه پزشکی باید در خصوص رعایت بیشتر حقوق مرتبط با ارائهی اطلاعات به بیماران و حق انتخاب و تصمیمگیری ایشان آگاه شوند. چرا که بر اساس اختلاف موجود در نگرش بیماران و پزشکان در پژوهش موجود بهنظر میرسد سطح رعایت حقوق فوق از دید بیماران کمتر از برداشت میزان آن از دید پزشکان است.
علی طاوسیان، مجتبی صداقت، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
هدف این مطالعه بررسی نگرش انترنهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی بوده است. این مطالعه در چهار ماههی نخست سال 1388 به انجام رسید. ابزار پژوهش پرسشنامه بوده که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. 100 نفر از انترنهای دانشگاه علوم پزشکی تهران بهصورت تصادفی از میان 246 انترن شاغل در 4 بیمارستان اصلی انتخاب شدند و پرسشنامهای توسط آنان تکمیل گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بسته به نوع متغیر از آزمون Chi
2 یا T-test استفاده گردید.
بهطور کلی 54 درصد انترنهای دانشگاه علوم پزشکی تهران با اتانازی مخالف بودهاند. این در حالی بود که میزان پاسخهای مخالف نسبت به اتانازی فعال داوطلبانه 88 درصد، اتانازی فعال غیرداوطلبانه 47 درصد، اتانازی غیرفعال داوطلبانه 18 درصد و اتانازی غیرفعال غیرداوطلبانه 95 درصد بوده است. این نگرش ارتباطی با سن و جنسیت انترنهای شرکتکننده در مطالعه نداشت. علاوه بر این افزایش مشاهده موارد بیماران در مراحل پایانی زندگی توسط انترنهای دانشگاه علوم پزشکی تهران رابطهی مثبتی با نگرش آنان نسبت به اتانازی داشته است.
در این مطالعه نیز نحوهی تأثیر عوامل گوناگون بر نگرش نسبت به اتانازی مشابه با برخی از مطالعات و در تضاد با مطالعات دیگر بود. با دانستن نگرش پزشکان یک جامعه نسبت به مسألهی اتانازی میتوان با یک برنامهریزی اصولی در جهت ارتقای مراقبت از بیمارانی که اتانازی در مورد آنان مطرح است گام مؤثری برداشت.
حجت رستگاری نجف آبادی، مجتبی صداقت، سعیده سعیدی طهرانی، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
هدف از این مطالعه، بررسی نگرش پرستاران مسؤول مراقبت از بیماران مرحلهی نهایی در بخشهای ICU، داخلی، جراحی و دیالیز بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی، انواع آن و عوامل مؤثر بر آن بوده است. این مطالعه، از مردادماه 87 تا اسفندماه 88، در بیمارستانهای امام خمینی، امیر اعلم، سینا و شریعتی انجام شد. ابزار مورد استفاده پرسشنامهای بود که در آن 4 بیمار فرضی مطرح شده و پس از آن سؤالاتی پیرامون آنها بهصورت سه گزینهای طرح شده بود تا نگرش پرستاران نسبت به موضوع مورد مطالعه سنجیده شود. با 140 نفر از پرستاران مشغول به خدمت در بخشهای مراقبت از بیماران مرحلهی نهایی (دیالیز، نورولوژی، انکولوژی و ICU) مصاحبه شد و 102 پرسشنامهی قابل قبول بهدست آمد (response rate =72%) که نتایج به شرح ذیل است:
64 درصد پرستاران مخالف اتانازی فعال داوطلبانه، 50 درصد آنها مخالف اتانازی فعال غیرداوطلبانه، و 58 درصد آنها مخالف اتانازی غیرفعال داوطلبانه و پرستاران مخالف اتانازی غیرفعال غیرداوطلبانه بر حسب شرایط از 40 تا 80 درصد متغیر بودند.
در این بررسی تأثیر عوامل جنس، سن، بخش محل خدمت، سطح تحصیلات و مدت زمان خدمت نیز بر نگرش ایشان سنجیده شد. از میان متغیرهای فوق، تنها عامل مؤثر بهنحو معنیدار بر نگرش پرستاران در مورد تمام انواع اتانازی مدت زمان خدمت بود؛ بهطوری که با افزایش سابقهی خدمت، مخالفت با اتانازی کمتر دیده میشد.
میتوان تبیین نظرات پرستاران را بهعنوان بخش اصلی تیم مراقبت از بیماران گامی درجهت روشن ساختن نیازهای آموزشی و تدوین قوانین و مقررات مرتبط در این رابطه دانست.
امین حسن زاده حداد، حجت رستگاری، مجتبی صداقت، سعیده سعیدی طهرانی، کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 1 - ( 12-1389 )
چکیده
چگونه مردن، بهخصوص در سالهای اخیر نسبت به گذشته، با توجه به پیشرفتهای علوم پزشکی و امکانات طولانیکنندهی حیات بیماران مفهوم جدیدی پیدا کرده و بر اهمیت آن افزوده شده است. درد و رنج بیماران از یکسو و هزینههای سنگین درمان که بر بیماران یا خانوادهها و نظام سلامت تحمیل میشود از سوی دیگر، بحث اتانازی را در بین افراد مطرح مینماید.
در این بررسی نظر بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی ارزیابی شده است. این مطالعه در نیمهی دوم سال 88 در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. ابزار مورد استفاده پرسشنامهای بود که در آن 4 بیمار فرضی مطرح شده و پس از آن سؤالاتی پیرامون آنها بهصورت سه گزینهای طرح شده بود تا نگرش بیماران در موضوع مورد مطالعه سنجیده شود. از 110 بیمار انتخاب شده 105 نفر در مطالعه همکاری کردند (response rate =95. 45%) که 60 نفر از این افراد مذکر و 55 نفر مؤنث بودند. این افراد بین سنین 17 تا 70 سال بوده و 40 درصد تحصیلات دانشگاهی داشتند.
در مطالعهی انجام شده از بین 4 نوع اتانازی، تنها اتانازی غیرفعال داوطلبانه مورد موافقت بیماران بود. در بررسیهای انجام شده 5/69 درصد از کل بیماران با انجام این نوع اتانازی موافق بودند و میزان مخالفت 1/18 درصد بود. درحالی که دیگر انواع اتانازی به طور واضح مورد مخالفت بیماران بود.
از بین متغیرهای بررسی شده (سن، جنس، مذهب و سطح تحصیلات) فقط متغیر بخش بستری رابطهی معنیداری با نگرش بیماران نسبت به اتانازی داشته است. نتایج حاصله نشاندهندهی موافقت بیشتر بیماران در بخش داخلی با انجام اتانازی نسبت به بیماران بستری در بخش جراحی است. این امر میتواند بهدلیل ازمان بیماری و طولانی شدن بیماریها در بخشهای داخلی نسبت به بخشهای جراحی باشد. ماهیت مزمن بیماریهای داخلی و درگیری بیشتر بیمار با بیماری خود میتواند بر روی نحوهی نگرش وی به مسألهی اتانازی تأثیر بگذارد که این امر با مطالعات مشابه مطابقت دارد.
ناصر آقابابایی،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده
اتانازی یا پایان دادن آسان به زندگی یک بیمار پایانی، از بحث انگیزترین موضوعهای اخلاقی است که اطلاع چندانی از نگرش جامعهی ایران به آن در دست نیست. در اختیار داشتن ابزارهای روا و پایا میتواند پژوهش در این زمینه را تسهیل کند. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان پذیرش اتانازی در گروهی از دانشجویان و بررسی روایی و پایایی مقیاس نگرش به اتانازی انجام شد. 437 دانشجو علاوه بر قضاوت دربارهی اخلاقی بودن اتانازی (پاسخ به مقیاس پذیرش اتانازی)، به مقیاس نگرش به اتانازی پاسخ دادند. برای تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی و استنباطی از جمله تحلیل عاملی و روایی همگرا استفاده شد. تحلیل دادهها نشان داد تنها 9/27 درصد شرکتکنندگان با اتانازی موافقند. پذیرش اتانازی قویترین رابطه را با ملاحظات اخلاقی داشت. تحلیل عاملی مقیاس نگرش به اتانازی، ساختاری سه عاملی را تأیید کرد. آلفای کرونباخ مقیاس، برابر با 88/0 و همبستگی آن با نمرهی پذیرش اتانازی برابر با 54/0 بود که نشاندهندهی پایایی درونی و روایی همگرای مقیاس است. بنابر یافتههای پژوهش، بیشتر دانشجویان با اتانازی مخالفند و مخالفت آنها از میان چهار حیطهی نگرش به اتانازی، با ملاحظات اخلاقی بیشتر است. همچنین، یافتههای پژوهش نشان داد نسخهی فارسی مقیاس نگرش به اتانازی، ابزاری معتبر برای سنجش نگرش به اتانازی است.
طاهره مقدس، مریم مؤمنی، مژگان بقایی، شهرام احمدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
پرستاران نقش مهمی در مراقبت از بیماران رو به مرگ دارند. پرستاران بهخاطر ماهیت شغلی خود بیش از سایر افراد با بیماران رو به مرگ و تقاضای آنان برای انجام اتانازی مواجه میشوند؛ با این وجود، مطالب کمی در مورد نگرش پرستاران در مورد اتانازی شناخته شده است. هدف از مطالعهی حاضر تعیین نگرش پرستاران بخشهای ویژه در مورد اتانازی است در این مطالعهی توصیفی- تحلیلی 91 پرستار شاغل در بخش مراقبتهای ویژه واقع در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در مطالعه شرکت کردند. نگرش پرستاران در مورد اتانازی بهوسیلهی Euthanasia Attitude Scale ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری (T-test) و ANOVA و مدلهای تعمیمیافتهی خطی بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 16 تجزیه و تحلیل شدند.اکثر پرستاران (5/83 درصد) نسبت به اتانازی نگرش منفی داشتند و با آن موافق نبودند. در تجزیه و تحلیل تکمتغیری، هیچ ارتباط آماری معنیداری بین عوامل فردی و نگرش پرستاران یافت نشد. در حالیکه در تجزیه و تحلیل رگرسیونی سن (029/0 P<) و وضعیت استخدام (004/0 P <) بهطور معنیداری با نگرش پرستاران در مورد اتانازی مرتبط بودند. نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که اکثر پرستاران اتانازی را تحت هیچ شرایطی قابل قبول نمیدانند. با وجود مشاهدهی ارتباط معنیدار مستقیم آماری بین نگرش پرستاران با سن کمتر نمونهها و وضعیت استخدام رسمی آنان، نتیجهگیری دقیقتر نیازمند بررسی سایر متغیرهای مداخلهگر نظیر آگاهی و عملکرد و نقش پرستاران خواهد بود.
عباس عباس زاده، فریبا برهانی، محدثه معتمد جهرمی، هما ظاهر،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
دفاع از بیمار یکی از جنبههای ضروری اخلاق حرفهای پرستاران است که به افزایش استقلال، ایمنی و رعایت حقوق بیماران میانجامد. بهنظر میرسد که نگرش پرستار نسبت به نقش دفاع از بیماران میتواند بر روی ایفای این نقش و بهبود رابطهی پرستار- بیمار مؤثر باشد. هدف مطالعهی حاضر بررسی نگرش پرستاران در مورد نقش مدافع بیماران در بیمارستانهای آموزشی کرمان است. داده های این پژوهشِ توصیفی - تحلیلی از طریق پرسشنامهی پژوهشگرساخته بین 385 پرستار در 4 بیمارستان آموزشی کرمان بهصورت سهمیهای جمعآوری و با نرم افزار SPSS بهصورت آمارتوصیفی و استنباطی تحلیل شد. در مجموع، نگرش پرستاران از نقش مدافع بیمار مثبت ارزیابی شد و ارتباط معنیداری بین سن، جنس، تجربهی کاری، شرکت در کارگاه آموزش اخلاق و نگرش پرستاران مشاهده شد. بین نگرش و تحصیلات پرستاران ارتباط معنیدار نبود. نگرش پرستاران بیمارستان اعصاب و روان مناسبتر ارزیابی شد و اکثر شرکتکنندگان به توانایی و وظیفهی اخلاقیشان برای ایفای این نقش اطمینان داشتند. جنبهی شناختی نگرش پرستاران نسبت به نقش دفاع از بیماران قویتر از جنبهی رفتاری بود. با وجود عدم تأثیر معنیدار تحصیلات، تمایل پرستاران برای ایفای این نقش با افزایش تجربهکاری بیشتر میشد. در بیمارستان اعصاب و روان، پرستاران با استقلال بیشتر و ارتباط قویتر با بیماران به نیازهایشان آشناتر بودند و برای دفاع از آنها تلاش بیشتری میکردند. نتایج این مطالعه نشان میدهد که پرستاران ایرانی سالهاست که مدافع بیمارانشان هستند. برای تضمین ایفای این نقش در کشور به تقویت نگرش پرستاران از طریق برگزاری کارگاههای آموزش اخلاق نیاز است.
سیده دلسوز حسینی، ارکان حسامی، کژال حسامی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش فرایند پیچیدهای است که تحت تأثیر عوامل و متغیرهای متعددی قرار دارد و از عمدهترین وظایف استاد محسوب میشود. اگرچه شرایط و امکانات آموزشی یکی از عوامل مؤثر بر جریان یادگیری است، ولی بدون شک نیروی انسانی و بهخصوص مدرس، بهعنوان یک عنصر بنیادین و اساسی در این فرایند، یکی از مهمترین عوامل تشکیلدهندهی محیطهای آموزشی است که در تحقق اهداف آموزشی نقشی مؤثر دارد. در فرایند تدریس تنها علم و مهارت معلم نیست که مؤثر واقع میشود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر فراگیران تأثیر میگذارد. هدف از این مطالعه مقایسهی خصوصیات یک مدرس خوب از دیدگاه دو گروه از دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه کردستان وعلوم پزشکی کردستان است.
این پژوهش یک مطالعهی توصیفی است که بر روی 136 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان (پرستاری، مامایی، اتاق عمل و علوم آزمایشگاهی) و 100 نفر دانشجویان دانشگاه کردستان (علوم تربیتی، مدیریت بازرگانی، تربیت بدنی و کشاورزی) در سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود که که شامل مشخصات دموگرافیک و پرسشنامهی سنجش دیدگاه دانشجویان بود. در این مطالعه دیدگاه دانشجویان نسبت بهخصوصیات یک مدرس خوب، در 4 حیطهی مختلف بررسی شد که در آن حیطه مقررات آموزشی با 6 سؤال، حیطهی علمی آموزشی با 14 سؤال، حیطهی نظارت و ارزیابی با 4 سؤال و حیطهی اخلاقی و رفتاری با 15 سؤال ارزیابی شد. پاسخها براساس معیار 4 حالته لیکرت سنجیده شد و برای هر سؤال، شرکتکنندگان یکی از گزینههای پاسخ ( کم/ متوسط/ زیاد/ بسیار زیاد) را انتخاب کردند. نمونهگیری به روش تصادفی انجام شد و دانشجویان در صورت تمایل به همکاری انتخاب شدند.
یافتهها با استفاده از نسخهی 17SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و از جداول فراوانی، میانگین و انحراف معیاراستفاده شد.
نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که میانگین سن شرکتکنندگان 35/2± 6/22 سال (38-18 سال) بود. 80 درصد شرکتکنندگان دانشجویان دختر و بقیه پسر بودند. دانشجویان رشتههای علوم تربیتی (1/25 درصد) و مامایی (9/20 درصد) بیشترین تعداد پاسخ دهندگان را تشکیل می دادند. اکثر دانشجویان شرکتکننده در مقطع کارشناسی (4/83 درصد) و بقیه کارشناسی ارشد بودند. همچنین، اکثر آنان در سال دوم (6/39 درصد) مشغول به تحصیل بودند. بیشتر شرکتکنندگان مجرد (1/94 درصد) و ساکن خوابگاه (4/82 درصد) بودند. در مقایسه، دیدگاه هر دو گروه مورد مطالعه (دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه کردستان) میانگین امتیازات بهدست آمده نشان داد که در حیطهی مقررات آموزشی، از نظر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی در دسترس بودن استاد (88/0±33/3) و برعکس از دیدگاه دانشجویان دانشگاه کردستان حضور استاد در جلسه امتحانی (8/0±3) مهمترین ویژگی بود اما حضور و غیاب کلاسی از نظر هر دو گروه کم اهمیتترین (6/0±45/2) خصوصیت گزارش شده بود. در حیطهی علمی آموزشی نظرات هر دو گروه مشابه بود به این صورت که تسلط علمی استاد بیشترین میانگین (7/0±32/3) و معرفی منابع لاتین کمترین میانگین (96/0±42/2) را داشت. در حیطهی نظارت و ارزیابی نیز نظرات مشابهی گزارش شده بود و طرح سؤال امتحانی متناسب با کیفیت کلاس و طرح سؤال در هر جلسه به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین را در هر دو گروه به خود اختصاص داده بودند (87/0±04/3 و 94/0±38/2 به ترتیب). در حیطهی اخلاقی رفتاری نظرات دو گروه متفاوت بود. به این صورت که احترام گذاشتن به دانشجو (69/0±58/3) مهمترین ویژگی و شوخطبعی استاد (87/0±15/3) کم اهمیتترین ویژگی یک مدرس خوب از دیدگاه دانشجویان علوم پزشکی بود، در حالیکه در همین حیطه دانشجویان دانشگاه کردستان مودب بودن استاد (7/0±27/3) و اعتقادات مذهبی استاد (9/0±28/2) را به ترتیب بهعنوان مهمترین و کم اهمیتترین ویژگی استاد خوب گزارش کردند.
بر اساس یافتههای پژوهش میتوان به این نتیجه رسید که علاوه بر توانایی علمی و تخصصی، تمامی ابعاد تدریس از جمله در دسترس بودن، حضور استاد در جلسهی امتحانی، توجه به کیفیت سؤال امتحانی متناسب با مطالب درسی ارائه شده و رعایت ادب و احترام در نظر فراگیران از اهمیت ویژهای برخوردار است و یک مدرس خوب فردی است که در سایر حیطهها و ابعاد هم از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد. بهطوری که دانشجویان دانشگاههای مختلف، دیدگاههای مشترکی در این زمینه دارند. با این امید که نتایج تحقیق بتواند در رسیدن به هدفهای آموزشی مؤثر باشد.
شورانگیز بیرانوند، فاطمه ولی زاده، رضا حسین آبادی، مهدی صفری،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
علیرغم تلاش کارکنان مراقبت بهداشتی بروز خطاهای پزشکی غیر قابل اجتناب هستند و افشای خطاهای پزشکی خواسته و حق بیماران است. هدف این مطالعه تعیین نگرش کادر پرستاری نسبت به ابراز خطاهای پزشکی و ارتباط آن با افشای خطاهای واقعی و فرضی بود. در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 180 نفر از کادر پرستاری شاغل در بیمارستانهای آموزشی شهرخرم آباد به روش نمونهگیری سهمیهای و غیر احتمالی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهای روا و پایا بود که شامل سؤالاتی در مورد نگرش پرستاران نسبت به افشای خطاهای پزشکی، سابقهی انجام و گزارش خطاهای واقعی و سناریوهایی جهت بررسی تمایل به گزارش خطاهای فرضی بود. دادهها با نرمافزار SPSS نسخهی 18 تجزیه و تحلیل شد. یافتهها نشان داد، میانگین کلی نگرش کادر پرستاری نسبت به افشای خطاهای پزشکی 4/14 ± 50/80 بود. میانگین نگرش افراد با سابقهی افشای خطاهای واقعی جزیی (02/0< P) و افراد متمایل به افشای خطاهای فرضی که منجر به آسیب جزیی (001/0< P)، متوسط (001/0< P) و عمده (003/0< P) میشود بهطور معنیداری نسبت به کسانی که تمایل به افشای این خطاها نداشتند، بیشتر بود. اما بین نگرش افراد با سابقه افشای خطاهای واقعی منجر به آسیب عمده (64/0=P) نسبت به کسانی که این خطاها را گزارش نکرده بودند تفاوت معنیداری وجود نداشت. نگرش پرستاران نسبت به افشای خطاهای پزشکی در حد متوسط بود که در عمل احتمال پنهان کردن خطاها را بیشتر میکند.
فرحناز عبداله زاده، مژگان لطفی، احمد میرزا آقازاده، زهرا اعتباری اصل،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
جو حاکم بر محیطهای بالینی از عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش بالینی و نگرش دانشجویان به رشتهی تحصیلی خود است. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط بین جو اخلاقی اتاقهای عمل و نگرش دانشجویان اتاق عمل به رشتهی تحصیلی خود انجام گرفته است.در این تحقیق تحلیلی، کلیهی دانشجویان اتاق عمل که در نیمسال دوم سال تحصیلی 93-1392 مشغول به تحصیل بودند، وارد مطالعه شدند. در این پژوهش، علاوه بر فرم مشخصات جمعیتشناختی از پرسشنامههای جو اخلاقی بیمارستانی Olson و نگرش تحصیلی دانشجویان برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی شامل ضریب همبستگی رتبهای Spearman و آزمون Chi-square ، تحت نرمافزار آماری SPSS ویرایش 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.اکثر دانشجویان مؤنث (4/61 درصد) و مجرد (8/86 درصد) بوده و میانگین سنی آنها 54/1±87/20 بود. 9/64 درصد دانشجویان دیدگاه منفی به جو اخلاقی حاکم در اتاقهای عمل داشته و 8/51 درصد نگرش مثبت به رشتهی تحصیلی خود داشتند. همچنین، ارتباط معنیداری بین جو اخلاقی با نگرش دانشجویان اتاق عمل به رشتهی تحصیلیشان یافت شد (56/0r= ،001/0 P≤).با وجود جو اخلاقی منفی اتاقهای عمل از دیدگاه دانشجویان، اکثر آنها نگرش مثبتی به رشتهی خود داشتند، ولی با توجه به وجود ارتباط مستقیم میان این دو، میتوان با بهبود جو اخلاقی اتاقهای عمل و بهتر کردن نگرش دانشجویان به رشتهی خود، آیندهی شغلی آنها را تضمین کرد.
نادر حاجلو، مظفر غفاری، منصور موقر،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
هوش اخلاقی و اجتماعی در محیطهای درمانی که از نظر تفاوتهای فردی و شخصیتی از تنوع بسیاری برخوردار هستند، باعث افزایش سازگاری پرستاران شده و عملکرد شغلی آنان را تحت تاثیر قرار میدهد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط هوش اخلاقی و اجتماعی با میزان نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و نمونهی آماری این تحقیق شامل 200 نفر از پرستاران استان آذربایجان غربی در سال 1393 بودند که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامهی هوش اخلاقی Lennick و Kiel، مقیاس هوش اجتماعی Thet و مقیاس محقق ساختهی نگرش پرستار نسبت به آموزش بیمار استفاده شد. سپس دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. بین نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران با متغیر هوش اجتماعی (442/0 =r و001/0=P)، خرده مقیاس درستکاری هوش اخلاقی (554/0 =r و 001/0= P)، خرده مقیاس بخشش هوش اخلاقی (283/0 =r و002/0=P)، خرده مقیاس مسؤولیتپذیری هوش اخلاقی (292/0 =r و 001/0=P) و خرده مقیاس دلسوزی هوش اخلاقی (353/0 =r و001/0= P) رابطهی مثبت و معنیدار بهدست آمد. نتایج ضریب همبستگی چند متغیری به روش Enter نشان داد که متغیر هوش اجتماعی و خرده مقیاسهای هوش اخلاقی در تبیین متغیر نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران (426/0=R2) سهیم بودند. آموزش به بیمار از مسؤولیتهای اصلی پرستاران است. از آنجا که نتایج بهدست آمده نشان داد بین هوش اجتماعی و خرده مقیاسهای هوش اخلاقی با نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد، بنابراین، برای افزایش عملکرد آموزشی پرستاران لازم است هوش اخلاقی و اجتماعی آنان از طریق آموزش گروهی تقویت شود.
مهدی عقیلی، راضیه اکبری، علی کاظمیان،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
یکی از مباحث مهمی که امروزه در زمینهی ارتباط پزشک و بیمار مطرح میشود بحث بیان حقیقت از سوی پزشکان به بیماران است. تحقیق حاضر به بررسی رفتار پزشکان در زمینهی بیان حقیقت به بیماران سرطانی بر اساس تئوری رفتار برنامهریزی شده پرداخته است. به این منظور پرسشنامهای بر اساس ادبیات تحقیق و نظر متخصصان طراحی شد که شامل 24 سؤال بود. تعداد 161عدد پرسشنامهی قابل تحلیل از متخصصان مرتبط با بیماری سرطان بهدست آمد. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده بود و در کنفرانسها و همایشهای مرتبط با سرطان جمع آوری شد. نتایج اولویتبندی گویههای تحقیق نشان داد، در زمینهی نگرش، بیشتر پزشکان بر این اعتقاد بودند که حق اولیهی بیمار این است که اطلاعاتی در مورد بیماری خود داشته باشد و مشارکت خانواده در گفتن حقیقت به بیمار بسیار کارآمد و پرفایده است. توان پیشبینی تئوری رفتار برنامهریزیشده برای پیشبینی رفتار حقیقتگویی پزشکان R2=0.92 بود. نتایج نشان داد که بیشترین تأثیر را کنترل رفتار ادراکشده (تجربیات خود فرد) و هنجارهای ذهنی (افراد اثرگذار بر فرد) بر تمایل پزشکان بر بیان حقیقت دارند. کنترل رفتار ادراکشده با ضریب &beta=0.90 بر تمایل تأثیر داشت و نگرش تأثیر معنیداری بر تمایل به حقیقتگویی نداشت. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود از متخصصان برجسته در راستای آموزش متخصصان تازهکار استفاده شود و گایدلاین آموزشی برای آنها تدوین شود و جهت ارتقای رفتار پزشکان، لازم است متولیان بهداشت و درمان کشور اقدامات اصلاحی بهبود نگرش و هنجارهای ذهنی پزشکان را در دستور کار قرار دهند
مریم زاهدی، امید آسمانی، حسین محمودیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
در سالهای اخیر آمار سزارین در کشور افزایش چشمگیری داشته است. تیم درمان بهخصوص پزشکان متخصص بهعنوان قشری فرهیخته و مورد مشورت عموم جامعه، میتواند نقش مؤثری در کنترل منطقی آمار سزارین داشته باشد؛ این کنترل از نظر پزشکی، اقتصادی، ارتباط پزشک-بیمار و ... بار و ارزش اخلاقی دارد. در این راستا، در این مطالعه سعی شده است به تعیین آگاهی و نگرش دستیاران پزشکی نسبت به انجام سزارین انتخابی در مقایسه با زایمان طبیعی جهت تبیین میزان انطباق نگرش دستیاران با سیاست وزارت بهداشت پرداخته شود.
در این مطالعهی توصیفی- مقطعی، دستیاران رشتههای ماژور دانشکدهی پزشکی شیراز (داخلی، جراحی، زنان و زایمان، اطفال) توسط پرسشنامهای محققساخته، مورد مصاحبه قرار گرفتند؛ روایی صوری، محتوا و پایایی پرسشنامه بررسی و تـأیید شد. دادهها بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
ضریب آلفای کرونباخ 77/0 بود. 108 دستیار با میانگین سنی 89/32 در مطالعه شرکت داشتند، 53 نفر دارای سابقهی حداقل یکبار زایمان خود یا همسرشان با میانگین رضایت 5/9 و 3/6 از 10 برای زایمان طبیعی و سزارین بودند. میانگین امتیاز سؤالات آگاهی 5/3، نگرش 6/3 و عملکرد 3/3 از 5 بود. ارتباط متغیر جنسیت با بعد آگاهی و متغیر رشتهی تخصصی با ابعاد سهگانه و نوع زایمان با دو بعد نگرش و عملکرد معنیدار بود. بهنظر 3/34 درصد از دستیاران، «اجباری کردن آموزش همگانی مادران باردار» اولویت اول در کاهش آمار سزارین بود که با بعد آگاهی نیز ارتباط معنیدار داشت. آموزش مؤثر مادران در دوران بارداری از راهکارهای اصلی کاهش آمار سزارین است. با توجه به نقش و تأثیر اجتماعی آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان متخصص در انتخاب نوع زایمان توسط مادران باردار، ارتقای برنامههای آموزشی دورهی تخصصی در راستای تحقق سیاستهای جدید وزارت بهداشت، در جهت کاهش آمار سزارین ضرورت دارد.
حکیمه اسکندری سبزی، مریم حیدری، شهرزاد نظارات، مهسا موسوی، محمد امین حریزاوی، عاطفه زاهدی،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
اخلاق در مراقبت، هستهی مرکزی ارزشهای پرستاری است و مفهومی مبنایی در حرفهی پرستاری بهشمار میرود و از آنجا که نوع نگرش نسبت به آن میتواند کیفیت مراقبت از بیمار را تحت تأثیر قرار دهد، این پژوهش توصیفی-تحلیلی با هدف تعیین نگرش دانشجویان پرستاری نسبت به کدهای اخلاق پرستاری، التزام به اخلاق در مراقبت و عدم صداقت علمی طی نمونهگیری سرشماری میان 150 دانشجوی پرستاری دانشکدهی علوم پزشکی آبادان در سال 1395 انجام شدهاست. پس از اخذ رضایت آگاهانه، پرسشنامهی طراحیشده توسط McCrink در سه بخش: 1) اطلاعات دموگرافیک 2) نگرش نسبت به کدهای اخلاق، التزام به اخلاق و رفتارهای خنثی کننده، 3) نگرش نسبت به عدم صداقت علمی توسط دانشجویان تکمیل شد. آمار توصیفی، آزمون Chi-Square و ضریب همبستگی Pearson در نرمافزار SPSS نسخهی 21 جهت آنالیز دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین نگرش مثبت دانشجویان نسبت به کدهای اخلاق پرستاری و التزام به اخلاق در مراقبت بود و بیشترین نگرش منفی نسبت به رفتارهای خنثیکننده بود. کمتر از نیمی از شرکتکنندگان نسبت به عدم صداقت علمی نگرش منفی داشتند و حدود 40 درصد از دانشجویان وجود عدم صداقت علمی در همکلاسیها را گزارش کردند. کدهای اخلاق که از ارزشهای اخلاقی در کلاس درس و بالین است باید بهعنوان اجزا اصلی برنامههای آموزشی مورد توجه قرار گیرد و از بدو ورود آموزش داده
محمد محمدی، محمد شمس الدین دیانی تیلکی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
حفظ حریم خصوصی و رازداری، یکی از حقوق مسلم هر انسان بهمنظور حفظ حرمت و عزت اوست. ارزیابی نگرش بیماران پیرامون حریم خصوصی و رازداری میتواند برآورد مناسبی از ابعاد مختلف این مسأله باشد تا به پزشکان در فرایند تشخیص و درمان کمک کند. در این پژوهش به بررسی نگرش بیماران نسبت به موضوع حریم خصوصی و رازداری که نشاندهندهی مطالبات جامعه از نظام سلامت است، پرداخته شده است. چنین مطالعهای با نمایان ساختن نقاط قوت و ضعف، سیاستگزاران را در تنظیم روابط مناسب بین ارائهکنندگان و گیرندگان خدمات کمک میکند. پژوهش حاضر به روش مقطعی بر روی 200 بیمار بیمارستانهای امام خمینی (ره) و شریعتی تهران در سال 1388 که به روش تصادفی منظم انتخاب شده بودند، صورت گرفته است. متغیرهای مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، بخش بستری، روزها و دفعات بستری، و نیز نگرش بیماران است . داده ها بر اساس پرسشنامهی تهیه شده در دو بخش اطلاعات عمومی و نگرش که اطمینان و اعتبار علمی آن توسط آزمون مجدد و اعتبار محتوایی بررسی و مورد تایید قرار گرفته است، توسط پرسشگران آموزش دیده بهطور مستقیم از بیماران گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس نمرات، بخش نگرش بیماران به سه گروه منفی، تا حدودی مثبت و مثبت طبقه بندی شد و با آزمونهای آماری متعدد مورد سنجش قرار گرفتند.
در این مطالعه 113 (5/56 %) زن و 87 (5/43 %) مرد شرکت کردهاند. 71 (5/35 %) بیمار با انجام معاینهی بیمار زن توسط پزشک مرد کاملاً موافق و 99 بیمار (5/49 %) موافق بودند. همچنین، از بیماران در مورد الزامی و صحیح بودن مشورت پزشک با دستیارش و انتقال اطلاعات بیماری برای آموزش و تصمیمگیری بهتر (بدون اجازهی بیمار) سؤال شد که نگرش 53 بیمار (5/26 %) کاملاً موافق و 103 بیمار (5/51 %) موافق بود. بیماران در مورد اینکه اگر بیمار قصد آسیب رساندن به خود یا دیگران را داشته باشد، پزشک باید بدون رعایت ملاحظات رازداری موضوع را به افراد ذیربط اطلاع دهد، 45 بیمار (5/22 %) کاملاً موافق، 82 بیمار (0/41%) موافق بودند و 56 بیمار (0/28 %) نظری نداشتند. در این مطالعه براساس نمرهی کل نگرش بیماران، 36 بیمار (0/18 %) دارای نگرش منفی، 162 بیمار (0/81 %) تاحدودی مثبت و 2 بیمار (0/1 %) مثبت بودند.
با توجه به نتایج مطالعه به طور کلی اکثر افراد جامعه مورد پژوهش یا دارای نگرش منفی یا تا حدودی مثبت در مورد حریم خصوصی و رازداری هستند، بیماران احترام به حریم خصوصی و رعایت رازداری توسط پزشکان را جزو مولفههای ضروری ارتباط پزشک و بیمار نمیدانند. لذا ضمن انجام تحقیقات بیشتر در خصوص رعایت حریم خصوصی و رازداری، ضروری است بهمنظور تغییر و ارتقاء نگرش بیماران در این زمینه بیش از پیش تلاش شود تا فراهم آوردن شرایط مناسب حریم خصوصی و رعایت رازداری جزو مطالبات بیماران از نظام سلامت باشد.
افروز کرزبر، کبری رشیدی، رضوان مرادی، شیرین پیرزاد، مهدی بیرجندی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
توانمندی نگرش مثبت و عملکرد مناسب پرستاران در رویارویی با واقعهی مرگ، به میزانی زیاد، از اعتقادات مذهبی آنها اثر میپذیرد. یک متغیر مهم مذهبی، نوع جهتگیری مذهبی درونی (عملیکردن باورهای دینی در همهی رفتارها و اعمال) و بیرونی (استفادهی ابزاری از بهجاآوردن باورهای دینی، برای کسب منافع مادی) آنهاست. هدف این مطالعه، بررسی رابطهی جهتگیری مذهبی و نگرش به مرگ دانشجویان پرستاری بود. نوع پژوهش، مقطعیهمبستگی بود. 202 نفر دانشجوی پرستاری دانشکدههای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی لرستان، در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۷، با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای مطالعه، شامل پرسشنامههای جهتگیری مذهبی آلپورت و مقیاس استاندارد نگرش به مرگ (DAP-R) بودند. بعد از کسب رضایتنامهی کتبی، مشارکتکنندگان، پرسشنامهها را تکمیل کردند. دادهها، با نرمافزار SPSS 18 و آزمونهای آماری تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شدند. مشخصات دموگرافیک مشارکتکنندگان عبارت بود از: 51.5 درصد زن، میانگین سنی 21.7 سال، 89.6 درصد مجرد، 95.5 درصد دانشجوی مقطع کارشناسی، 53 درصد مقیم خوابگاه، 94.6 درصد شیعه و 50.5 درصد دارای تجربهی دیدن مرگ. میانگین نمرهی جهتگیری مذهبی درونی، بیشتر از بیرونی و در دو جنس، یکسان بود. تفاوت میانگین نمرهی جهتگیری درونی با پذیرش فعالانهی مرگ، همبستگی مثبت (0.001P<) و با اجتناب از مرگ، همبستگی معکوس منفی معناداری داشت (0.17-/0.01p=). جهتگیری بیرونی، با ترس از مرگ و پذیرش با گریز، همبستگی مثبت معناداری نشان داد (0.001P<). تفاوت میانگین نمرهی هر دو جهتگیری مذهبی، برحسب جنسیت، وضعیت ﺗﺄهل و مذهب، معنادار نبود (0.001P>). بین ترس از مرگ و اجتناب از آن و پذیرش با گریز، برحسب جنسیت و از نظر پذیرش یا گریز با داشتن تجربهی دیدن مرگ، ارتباطی معنادار دیده شد (0.01p=). بین نگرش به مرگ و تجربهی مرگ خانواده، ارتباطی معنادار وجود نداشت (0.001p>). یافتهها نشان دادند که نوع جهتگیری مذهبی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با نگرش به مرگ و پذیرش یا گریز از آن، عاملی ﻣﺆثر بر سلامت افراد و کیفیت ارائهی مراقبت از بیماران محتضر، است.
سینا ولیئی، شیوا محمدی، شعیب دهقانی، فرزانه خانپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
امروزه، پیوند عضو درمان نهایی بیماران در مراحل پایانی اختلال در عملکرد اندامهاست. با توجه به اهمیت اهدای عضو و نقش مهم معلمان در افزایش آگاهی و بهبود نگرش قشری گسترده از جامعه، پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان آگاهی و چگونگی نگرش معلمان شهر سنندج به مسألهی اهدای عضو انجام شد. روش تحقیق در مطالعهی حاضر، توصیفیتحلیلی (مقطعی) است. در همین راستا، 250 معلم شاغل در مدارس متوسطهی اول و دوم شهرستان سنندج، به روش نمونهگیری خوشهای، در سال تحصیلی 1397-1396، انتخاب و پرسشنامهی میزان آگاهی و چگونگی نگرش به اهدای عضو را تکمیل کردند. دادهها با نرمافزار SPSS 20 با استفاده از آزمون آماری همبستگی و تی مستقل و تحلیل واریانس آنوا تجزیه و تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد 152 نفر (8/60%) آگاهی متوسط و 92 نفر (8/36%) آگاهی بالا دربارهی اهدای عضو داشتند. نگرش 166 نفر (4/66%) از معلمان، متوسط و 81 نفر (4/32 %) بالا بود. 8/90 درصد از معلمان نیز، کارت اهدای عضو نداشتند؛ درحالیکه 144 نفر (6/57 %) تمایل داشتند این کارت را دریافت کنند. ازآنجاکه میزان آگاهی و نگرش مثبت اکثریت معلمان در حد متوسط بوده و بیشتر آنها دارای کارت اهدای عضو نبودند و با توجه به اثرگذاری این قشر در افزایش فرهنگ اهدای عضو و آگاهی دانشآموزان، آموزش فرهنگیان و ایجاد زمینههای مناسب برای بالابردن آگاهی و نگرش مثبت آنها دربارهی اهدای عضو، ضروری است.
آرمان لطیفی، سید صادق حسینی، سارا رحیمی، وحید رحمانی، دکتر عاطفه اسفندیاری، هدایت سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
تعهد حرفهای، مجموعهای از نگرشها، ارزشها، رفتارها و روابطی است که بهعنوان پایه و اساس قرارداد یک متخصص سلامت با جامعه عمل میکند. مطالعهی حاضر، با هدف تعیین نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به تعهد حرفهای، در سال 1401 انجام شد. جامعهی پژوهش این مطالعهی توصیفی، شامل 254 نفر از دانشجویان سه سال آخر دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بود که با سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسشنامهی استاندارد نگرش به تعهد حرفهای پزشکان بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 25 تجزیه و تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی و آزمون من ویتنی استفاده شد. میانگین و انحراف معیار سن دانشجویان شرکتکننده در مطالعه برابر با 25/2±69/24 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمرهی نگرش به تعهد حرفهای در دانشجویان شرکتکننده در پژوهش برابر با 72/12±12/67 از 100 به دست آمد. بین متغیرهای سن و ترم تحصیلی و سابقهی شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با اخلاق حرفهای با میانگین نمرهی نگرش، ارتباط آماری معنیدار وجود داشت (01/0P=)؛ اما بین جنسیت و نمرهی نگرش به تعهد حرفهای ارتباط معنادار آماری وجود نداشت (05/0P>). مراکز آموزشی و استادان آن، بهعنوان اثرگذارترین نیروها بر شکلدهی اخلاق دانشجویان، باید برنامهی آموزشی را بر اساس آموزش و الگوسازی در زمینهی حرفهایگری پزشکی، با درنظرگرفتن نیازهای حرفهای، بازنگری و بهخوبی اجرا کنند.
شبنم رسول پور، رضا نعمت الهی ملکی، ندا تقی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اتانازی، بهعنوان پایاندادن عمدی به زندگی بیمار برای تسکین درد و رنج طاقتفرسا، چالشهای اخلاقی و قانونی و عاطفی پیچیدهای را برای متخصصان مراقبتهای بهداشتی، بهویژه پرستاران ایجاد میکند. پرستاران در مراقبتهای پایان زندگی، نقشی محوری ایفا میکنند؛ ازاینرو، نگرش آنها دربارهی اتانازی، برای درک پیامدهای آن در عمل بالینی ضروری است. هدف این بررسی، ترکیب ادبیات موجود پیرامون نگرشهای پرستاران دربارهی اتانازی، برای شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار و زمینههایی است که به کاوش بیشتر نیاز دارند. این مطالعه با استفاده از دستورالعمل PRISMA 2020 بدون محدودیت زمانی (تا دسامبر۲۰۲۴) انجام شد. مقالات واجد شرایط پس از جستوجو در پایگاههای مختلف Google Scholar و Scopus و Web of Science و PubMed و Science Direct و Embase با استفاده از کلمات کلیدی OR , AND انتخاب شدند. راهبرد جستوجو شامل ادراکات، نگرشها، پرستار و اتانازی بود. دو بازبین (SR و NT) استخراج دادهها و ارزیابی ریسک سوگیری را بهطور مستقل انجام دادند. مطالعات با ابزار ارزیابی برای مطالعات مقطعی (ابزار AXIS) ارزیابی شدند. در مجموع، ۲۱ مطالعه در مرور وارد شدند. این بررسی نشان داد، نگرش پرستاران به اتانازی، بسته به چهارچوبهای قانونی، هنجارهای فرهنگی، باورهای مذهبی و ارزشهای شخصی بسیار متفاوت است. در کشورهایی مانند بلژیک و هلند که اتانازی قانونی است، پرستاران اغلب پذیرش و تمایل بیشتری برای مشارکت در این فرایند را گزارش میدهند و بر نقش خود در تضمین استقلال و کرامت بیمار تأکید میکنند. برعکس، در مناطقی که اتانازی غیرقانونی است، پرستاران اغلب نگرانیهای اخلاقی، ناراحتی اخلاقی و بیمیلی برای حمایت از این عمل را ابراز میکنند. موضوعات رایج، شامل نیاز به دستورالعملهای روشن، آموزش اخلاقی و نظامهای حمایت عاطفی برای پرستارانی است که با موقعیتهای مربوط به اتانازی سروکار دارند. نگرش پرستاران دربارهی اتانازی، تحت تأثیر یک تعامل پیچیده از عوامل فرهنگی و قانونی و شخصی است؛ درحالیکه برخی پرستاران، اتانازی را گسترش مراقبت دلسوزانه میبینند، برخی دیگر، با دوراهیهای اخلاقی و درگیری حرفهای مواجه میشوند. این امر، نیاز به چهارچوبهای اخلاقی قوی، آموزشهای تخصصی و منابع حمایتی را برای کمک به پرستاران در جهتیابی چالشهای مرتبط با اتانازی در عمل خود برجسته میکند.