جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای هویت

علی محمدی،
دوره 1، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده

امکان شبیه‌سازی انسانی پس از ساخت گوسفند مشهور جهانی، دالی، به علت مسائل اخلاقی آن دغدغه‌های فراوانی را در سرتاسر دنیا ایجاد نموده است. صدمات فیزیکی حاصل از دستکاری‌های تخمدان، هسته و رویان و هم‌چنین امکان آسیب‌های روحی - روانی، از جمله نگرانی‌های موجود در این رابطه است.
یکی از مهم‌ترین آسیب‌های روحی - روانی، که بسیار نیز مطرح می‌شود، امکان زوال مفهوم  «فردیت» یا «یگانگی » است. گرچه بطلان فرضیه‌ی « جبرگرایی ژنتیک » ثابت شده است، لیکن در رابطه با شبیه‌سازی و مسأله‌ی هویت ابهاماتی وجود دارد که در این نوشتار ضمن ارائه‌ی دلایلی امکان ورود آسیب‌های روحی - روانی در رابطه با هویت و فردیت به‌خصوص در مسأله‌ی هویت روانی را وارد می‌دانیم.
 با ورود این فناوری بایستی بار دیگر خودمان و هویت‌مان را تعریف نماییم؛ چرا که افراد شبیه‌سازی شده از نظر ژنتیکی دوقلوی همسان فرد دیگری هستند که قبلاً زندگی نموده است و این مسأله ممکن است انتظارات فرد شبیه از زندگی خود را تحت شعاع زندگی فرد اصلی ( دوقلوی پیشین ) قرار دهد. به علاوه این‌که بی‌نظیر بودن ساختار ژنتیکی افراد نه تنها برای خودشان بلکه برای والدین و دیگران نیز حائز اهمیت است با به‌کارگیری این فناوری رعایت نمی‌شود. در نتیجه، نبایستی فناوری شبیه‌سازی را برای ساخت آدمی به‌کار بندیم.


فاطمه طرف،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده

پژوهش بر روی فناوری مهندسی سلول­های نطفه­ای با هدف ایجاد تغییرات ژنتیکی قابل توارث در نسل­های گیاهی، جانوری و انسانی انجام می‌شود. قریب‌الوقوع بودن و ضرورت انجام این فناوری در خصوص سوژه­های انسانی باعث مباحثات فراوان بین صاحب‌نظران اخلاق و حقوق شده است. امکان ایجاد تغییر در ژنوم انسان که مطابق با اعلامیه‌ی جهانی ژنوم انسان وحقوق بشر به‌عنوان میراث مشترک بشریت و شالوده­ی وحدت تمامی اعضای جامعه­ ی بشری شناخته می­شود، این فناوری را با پرسش­هایی درباره­ی ارتباط دستاوردهای آن با جریان عادی آفرینش روبه‌رو می‌کند. در نگاه اول، چنین به‌نظر می­رسد که اجرا و اعمال این فناوری می‌تواند به تغییر در رسم جاری خلقت و ایجاد بدعت در سنت دیرپای توالد منجر شود. با ریشه­یابی ایده­های مخالف با اجرای این فناوری که چنین خاستگاهی دارند، می­توان نگرانی عمده‌ای را درباره­ی «تغییر در خلقت» یا به‌عبارتی «دخالت در کار خدا» مشاهده نمود. «تغییر در خلقت» اصطلاحی است که در ادبیات فقهی- اخلاقی اسلام نیز متداول و آشناست و در تعیین احکام فقهی مترتب بر فناوری­های زیستی نقش مهمی ایفا می‌کند، به گونه­ای که اگر عنوان آن بر موضوعی صادق باشد، به حرمت ذاتی آن موضوع در فقه منجر خواهد شد. البته اکثر مفسران اسلامی، خلقت را به معنای فطرت الهی انسان تعبیر می‌کنند که هرگز قابل تبدیل و تغییر نیست. این رویکرد ممکن است سرفصل تغییر خلقت را به‌طور کامل از محورهای تعیین مشروعیت فناوری‌های زیستی خارج کند اما نگارنده می‌پندارد که اتخاذ این دیدگاه نمی‌تواند پایان راه باشد زیرا در این میان سرفصل نوین قصد ایجاد تغییر در فطرت انسان رخ می‌نماید که غفلت از آن دست ما را از محوری قوی در جهت‌دهی به اهداف فناوری‌های زیستی تهی می‌گذارد. بنابراین، در این پژوهش اگرچه نگارنده نیر خلقت را به معنای فطرت غیرقابل تغییر انسان می‌پندارد، با ارائه‌ی تحلیل‌هایی کوشیده است تا پس از معرفی سر فصل قصد تغییر فطرت، به دیدگاهی متعادل در خصوص نحوه‌ی استفاده از این سرفصل در خصوص مشروعیت فناوری مهندسی سلول‌های نطفه‌ای دست یابد.


مصطفی کاظمی، عبدالحسن کاظمی، محمد مسعودی فر، نجات فیض اللهی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

آیا عاشق می‌خواهد معشوق را تصاحب کند یا خود را به معشوق تسلیم کند؟ یا عشق در این میان صحنه‌ی گردان است و قصد اثبات اصالت خود را دارد؟ هدف از تصاحب معشوق چیست؟ جست‌وجوی هویت؟ درک هویت جدید؟ شناسایی عمق بیش‌تری از چیستی معشوق؟ تکمیل و ارتقا سطح هویت خود؟ شناسایی ذات عشق؟ درک رابطه‌ی فیمابین عشق و عاشق و معشوق؟ یا عاشق در معشوق مزایا و محسناتی می‌یابد که حفظ نسل خود را از طریق وی در قیاس با دیگران اصلح می‌یابد؟ و معشوق نیز چنین رویکردی به عاشق دارد؟

اگر تلفیقی از موارد فوق را در نظر بگیریم، در این صورت، فرزند حاصله، سمبل تحقق غایت و کمال رابطه‌ی عاشقانه خواهد بود و به منزله‌ی مکمل هویت و شخصیت طرفین رابطه‌ی عشق تلقی خواهد شد. حال اگر تولد فرزند و بقاء نسل منوط به استفاده از رحم جایگزین باشد، آیا اساس موضوع مخدوش نخواهد شد؟ غایت تمنای طرفین چگونه به مادر جایگزین و رحم جایگزین و در نهایت به فرزند رشد‌یافته در رحم جایگزین منتقل می‌شود؟ آیا برای تحقق تولید نطفه و جنین و احتساب فرزند حاصله به‌عنوان تبلور عشق و نهایت تمنای زوجین، صرف وجود رابطه‌ی ژنتیکی کافی است؟ آیا ذوب و گم‌شدن زوجین در همدیگر در یک رابطه‌ی عاشقانه منجر به تولد نوزاد برای احتساب فرزند حاصله به‌عنوان تبلور عشق ضرورت ندارد؟ آیا می‌توان اراده‌ی طرفین و توافق زوجین برای تولد فرزند از طریق رحم جایگزین را برای ظهور و بروز عشق کافی دانست؟

اساساً رابطه‌ی مابین اراده‌ی عقلایی و احساس عاشقانه چگونه است؟ آیا عشق و عقل با هم آشتی‌پذیرند؟ اراده‌ی عقلایی با ذوب عاشقانه نسبتی دارد؟ و نهایت آن‌که در این میان تکلیف احساس مادری مادر جایگزین و صاحب رحم اجاره‌ای به نوزادی که در بطن وی و از خون و روح وی نمو می‌کند و جان می‌یابد، چیست؟ و اساساً اجاره دادن رحم را همه‌ی مکاتب اخلاقی و همه‌ی فرهنگ‌ها و مذاهب عقلایی، انسانی و حتی شرعی می‌دانند؟ چه عیاری و نسبتی مابین مادر بیولوژیک، مادر ژنتیکی و مادر اجتماعی می‌تواند برقرار باشد یا نباشد. خواجه شیراز چه نغز و خردمندانه فرموده است: که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها.


ابوالفضل قاسم‌زاده، شیوا ملکی، شعبان بروکی میلان،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده

ریشه‌ی بسیاری از رفتارها و فعالیت‌های کارکنان درمانی بیمارستان را باید در اخلاق و ارزش‌های اخلاقی جست‌وجو کرد. به همین دلیل توجه به اخلاق حرفه‌ای و پیامدهای آن از اساسی‌ترین موضوعات پژوهشی در حوزه‌های سازمانی است.هدف پژوهش حاضر بررسی و کشف اثر میانجی هویت سازمانی در روابط اخلاق حرفه‌ای با رفتار شهروندی سازمانی و رفتار انحرافی کار است. این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوه‌ی گردآوری داده‌های توصیفی از نوع همبستگی است. جهت رسیدن به هدف پژوهش، نمونه‌ای به حجم 225 نفر از جامعه‌ی 820 نفری کارکنان و متخصصان درمانی بیمارستان شهرستان‌های ماکو، شوط و پلدشت به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبتی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های استاندارد هویت سازمانی، اخلاق حرفه‌ای، رفتار شهروندی و رفتار انحرافی کار جمع‌آوری شد. به‌منظور بررسی روابط متغیرها در الگوی مفهومی از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اخلاق حرفه‌ای با هویت سازمانی (177/0(r= و با رفتار شهروندی سازمانی OCB (179/0=r) دارای رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری است. هم‌چنین، نتایج نشان داد که رابطه‌ی بین اخلاق حرفه‌ای با رفتار شهروندی و رفتار انحرافی از طریق هویت سازمانی میانجیگری می‌شود. در الگوی مورد نظر، تمام وزن‌های رگرسیونی- به‌غیر از رابطه‌ی بین اخلاق حرفه‌ای و رفتار انحرافی - از نظر آماری معنی‌دار بودند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اخلاق حرفه‌ای باعث تقویت هویت سازمانی می‌شود و سپس هویت سازمانی موجبات تقویت و ارتقای رفتار شهروندی سازمانی و کاهش رفتار انحرافی کار را در کارکنان و متخصصان درمانی بیمارستان فراهم می‌کند.
مظفر غفاری، لطفعلی خانی، اعظم محمودی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

مراقبت دلسوزانه، از عناصر مهم مراقبت بیمار محور تلقی می‌شود که سلامتی را به بیماران اهداء می کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مراقبت دلسوزانه پرستاران برپایه هویت اخلاقی و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع تحلیل مسیر بود. نمونه آماری شامل 250 بیمار مبتلا به کووید 19 و 250 پرستار شاغل در بخش کرونای بیمارستان های استان آذربایجان غربی در سال  1399 بودند که به روش نمونه گیری در دسترسانتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه مراقبت دلسوزانه  رودریگز؛ پرسشنامه هویت اخلاقی  بلک  و رینولدز  و مقیاس دلسوزی نسبت به زندگی دیگران  چانگ استفاده شد. داده¬ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، بوت استراپ و سوبل و از طریق برنامه نرم افزار اس پی اس اس و آموس نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از این بود که متغیر هویت اخلاقی در تعامل با نقش واسطه ای دلسوزی نسبت به زندگی در تبیین مراقبت دلسوزانه پرستاران نقش دارد. در مجموع 41 درصد از واریانس مراقبت دلسوزانه پرستاران، از طریق متغیرهای مدل تبیین شدند. اثر مستقیم هویت اخلاقی (47/0) و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (36/0) در تبیین مدل مراقبت دلسوزانه معنی‌دار مشاهده شد. اثر غیر مستقیم هویت اخلاقی با واسطه گری دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (96/2) معنی‌دار  به‌دست آمد. با توجه به اثر واسطه ای متغیر دلسوزی نسبت به زندگی دیگران در ارتباط بین هویت اخلاقی و مراقبت دلسوزانه پرستاران، به نظر می رسد با تقویت دلسوزی به نسبت به زندگی دیگران و هویت اخلاقی می توان مراقبت دلسوزانه پرستاران را ارتقا داد.

مظفر غفاری، احمد اسمعلی، وحید عبدالمنافی، مهتاب علی قلی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

شیوع فریب‌کاری تحصیلی در مراکز و مؤسسات آموزشی، به ناکارآمدی و ناتوانی فارغ‌التحصیلان منجر می‌شود؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری فریب‌کاری تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی، بر اساس فراشناخت اخلاقی، هویت اخلاقی و خودکارآمدی اخلاقی انجام گرفت. روش پژوهش، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. تعداد ۳۵۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال ۱۴۰۱، جامعه‌ی آماری تحقیق را تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌های استاندارد فریب‌کاری تحصیلی (پارکز-لدوک، گوای و مولیگان، ۲۰۲۲)، فراشناخت اخلاقی (مک ماهون و گود، ۲۰۱۶)، هویت اخلاقی (بلک و رینولدز، ۲۰۱۶) و خودکارآمدی اخلاقی (هانا و آوولیو، ۲۰۱۰) به کار گرفته شدند. در تحلیل داده‌ها، از ضریب همبستگی پیرسون، بوت استراپ و سوبل، در بستر نرم‌افزارهای آماری spss و Amos نسخه‌ی ۲۴ استفاده شد. نتایج نشان داد، اثر مستقیم خودکارآمدی اخلاقی (34/0-)، هویت اخلاقی (25/0-) و فراشناخت اخلاقی (29/0-) در برآورد فریب‌کاری تحصیلی دانشجویان معنی‌دار است. اثر غیرمستقیم هویت اخلاقی (97/1- =t-value) و فراشناخت اخلاقی (06/2- =t-value) با میانجی‌گری نقش واسطه‌ای خودکارآمدی اخلاقی بر فریب‌کاری تحصیلی دانشجویان معنی‌دار بود. با توجه به اثر واسطه‌ای خودکارآمدی اخلاقی در مدل فریب‌کاری تحصیلی، به نظر می‌رسد خودکارآمدی اخلاقی در افزایش اثرات فراشناخت اخلاقی و هویت اخلاقی در کاهش میزان فریب‌کاری تحصیلی مؤثر است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb