3 نتیجه برای وظیفه
حمیدرضا آیتاللهی،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
اخلاق پزشکی متداول در جوامع غربی (و پیروان آن در سایر جوامع) با پیشفرض سکولاربودن تدوین شده است. این پیشفرض مبانی متفاوتی با نگرش اسلامی دارد که میتواند رویکردی متفاوت به مسائل اخلاقی ایجاد نماید. در این مقاله در نظر است مدلی برای مبانی اخلاق پزشکی اسلامی- ایرانی ارائه شود تا بتوان بر اساس آن پاسخهایی به مسائل اخلاق پزشکی داد که ویژگیهای رویکرد اسلامی در آن بارز باشد و تفاوت آن با نگرش سکولار معین گردد. پس از بررسی مقدماتی دربارهی پیشینهی نگرش اسلامی به اخلاق، این ویژگیها در چهار محور ارائه خواهد گردید: مؤلفههای بنیادی و محتوایی، مؤلفههای معنوی، مؤلفههای حقوقی و مؤلفههای جزایی. در این محورها به ویژگیهایی همچون توجه به حسن فاعلی، تفاوت مبنایی در هدف از اخلاقی زیستن، رابطهی عقل و وحی، مبنای مشروعیت نظام حقوقی- جزایی پرداخته خواهد شد. بدیهی است این مقاله در صدد ارائهی استدلالهایی که پشتوانهی این مدل است نمیباشد و به اینگونه استدلالها در جای خود در بررسیهای فلسفی پرداخته میشود.
محمد جواد موحدی، مژگان گلزار اصفهانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 1-1389 )
چکیده
از آنجا که سقط جنین یک مسألهی اخلاقی بسیار جدی است و عمدتاً، بحث راجع به آن شامل بحثهای سیاسی و حقوقی میشود، برآنیم تا پرسشهای جدیتر و بنیادیتری را که اکثراً پرسشهای اخلاقی هستند مورد بررسی قرار دهیم؛ چرا که به آنها توجه چندانی نشده است؛ سپس، با استفاده از نظریهی وظیفهگرایی و نقد نظریهی مقابل آن، یعنی غایتگرایی، پاسخی مناسب و معقول به این پرسشها بدهیم. با استفاده از تفاسیر وظیفه-گرایانه و غایتگرایانه، میتوان به راهحل مناسبی برای مسائل اخلاق پزشکی، از جمله مسألهی سقطجنین دست یافت. اما اینکه بر اساس کدامیک از این تفاسیر باید عمل نمود و از میان راهحلهای پیشنهادی وظیفهگرایی و غایتگرایی، کدامیک برای مسألهی سقط جنین مناسبتر و معقولتر می-نماید، چیزی است که بستگی به موقعیت و شرایط خاصی دارد که پزشک یا پزشکان در آن قرار گرفتهاند. اما بهنظر میرسد که از میان این تفاسیر و راهحلها، نظریهی اثر دوگانه که اساساً نظریهای وظیفهگرایانه است، راهحل مناسب و معقولی باشد.
محمدجواد موحدی، مژگان گلزار اصفهانی،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
مکتب وظیفهگرایی یکی از مکاتب اصلی مطرح در فلسفهی اخلاق پزشکی است که میتوان با بررسی و شناخت دقیق آن، راه حلهای بیشتری در مورد چالشهایی که اخلاق پزشکی با آن روبهرو است، بهدست آورد. در فلسفهی اخلاق، وظیفهگرایی به آن دسته از نظریاتی اطلاق میشود که مطابق آنها ملاک درستی و نادرستی عمل، قطع نظر از میزان سود و بهطور کلی نتایج و پیامدهای آن منوط به خود عمل و ویژگیهای آن است؛ بهعبارت دیگر، وظیفهگرایان معتقدند که انجام افعال اخلاقی، قطع نظر از نتایجی که به بار میآورند، برای انسان الزامی است و این الزام در خود افعال قرار دارد و نه اینکه مترتب بر فعل و مؤخر از آن باشد (مانند غایتگرایی). غایتگرا همواره به نتایج فعل خویش و وظیفهگرا همواره به وظیفهی خود میاندیشد. در این مقاله برآنیم تا با نظر اجمالی بر وظیفهگرایی و دو شاخهی اصلی آن، وظیفهگرایی عملنگر و وظیفهگرایی قاعدهنگر، به نقد و ارزیابی آنها بپردازیم. در فلسفهی اخلاق، بهطور کلی، نظریات وظیفهگرایانه به مراتب کمتر از نظریات غایتگرایانه مورد انتقاد قرار گرفتهاند، چرا که نقد اینگونه نظریات دشوارتر از نقد نظریات غایتگرایانه است.