جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای ژنتیک

سید محمد اکرمی، امیر باستانی، زهرا اوسطی،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده

سقط درمانی به ختم حاملگی قبل از قابلیت حیات جنین، برای حفظ سلامت مادر یا به دلیل بیماری­های جنینی اطلاق می­شود. قانون‌گذار ایرانی پس از طرح نظرات فقهی و حقوقی پیرامون جواز سقط جنین قبل از ولوج روح به علت بیماری­های خاص، سرانجام در سال 1384 سقط درمانی را قانونی شناخت.
جهت نقد و بررسی صدور مجوز سقط جنین در مقاله‌ی حاضر، کتب و مقالات فارسی و انگلیسی مرتبط با استفاده از کلمات کلیدی سقط جنین، سقط درمانی و خطای پزشکی بررسی شدند.
در این مقاله پس از پرداختن به تعاریف مربوط به سقط جنین، سقط درمانی و جواز یا حرمت سقط جنین قبل از ولوج روح به موردی اشاره می­شود که در یکی از مراکز پزشکی قانونی با وجود تشخیص غیر قطعی اختلال کروموزومی جنین در هفته‌ی شانزدهم بارداری مجوز سقط صادر شده است. ابعاد گوناگون این موضوع از حیث رخداد خطای پزشکی بررسی شده است.
سقط درمانی راهکاری است که قانون‌گذار برای پیشگیری از بروز مشکلات آتی برای مادر، جنین و یا اجتماع آن را مجاز شناخته است. از آنجا که قانون سقط درمانی و آیین‌نامه‌ی آن با در نظر گرفتن مبانی شرع مقدس و علوم روز پزشکی تهیه و تنظیم گردیده، ضروری است پزشکان و مقامات مجاز در صدور مجوز این عمل، اصول اخلاقی و حقوقی را با دقت ویژه­ای مراعات نمایند.


لیلا نیکویی نژاد،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

همسان­سازی انسانی از جدیدترین و پیشرفته­ترین فناوری­های بشر در زمینه‌ی علوم پزشکی و ژنتیک به­شمار می­رود. همسان‌سازی رؤیای جاودانه‌ زیستن و میل به جاودانگی بشر را تقویت کرد. موفقیت دانشمندان در این زمینه نگرانی­های زیادی برای اندیشمندان، به­ویژه علمای علم اخلاق ایجاد کرده است.
همسان­سازی، اعم از حیوانی و انسانی، از زوایای متعدد بررسی شده است اما یک مسأله‌ی اساسی و مهم که در مورد نمونه­های انسانی کم‌تر مورد توجه محققان و اندیشمندان قرار گرفته، مسأله‌ی اختیار فرد همسان شده در روند این فناوری است؛ زیرا کسب رضایت آگاهانه که از اصول مهم اخلاق پزشکی در آزمونی­های انسانی است، امری امکان‌ناپذیر خواهد شد.
اختیار، پایه و اساس کمال بشری و فلسفه­ی نزول شریعت الهی است و آن‌چه در این جستار حائز اهمیت می‌باشد سؤال­هایی است از قبیل این‌که آیا این فناوری ناقض اختیار فرد همسان­سازی شده نمی‌باشد؟ آیا دست‌کاری ژنتیکی قبل از تولد، اختیار فرد را نقض نمی­کند؟
در این نوشتار با عنوان «اختیار در فرایند فناوری همسان­سازی انسانی» با کمک روش کتابخانه­ای، به تحلیل و بررسی این مسأله می­پردازیم.


حسن رهنما،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده

در سال‌های اخیر، با پیشرفت زیست‌شناسی مولکولی و بیوتکنولوژی، برنامه‌های واکسیناسیون پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته است. در این میان، تحقیق در زمینه‌ی واکسن­های گیاهی به موضوعی بسیار وسوسه‌انگیز تبدیل شده و فناوری استفاده از گیاهان تراریخته برای تولید واکسن‌های انسانی یا حیوانی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. مزایای زیادی برای تولید واکسن در گیاهان تراریخته مطرح شده است که از آن جمله می‌توان به هزینه‌ی پایین، سهولت نگه‌داری، عدم انتقال آلودگی، و سازگاری بالا با سیستم ایمنی بدن اشاره نمود. تاکنون، تعداد زیادی از این واکسن‌ها در سیستم­‌های مختلف گیاهی تولید شده‌اند. پژوهش حاضر به روش کتابخانه‌ای و با استفاده از کتب و مقالات فارسی و لاتین و بهره‌گیری از پایگاه‌های اینترنتی صورت گرفته است.
در این مقاله ضمن معرفی واکسن­‌های گیاهی، جنبه‌های اخلاقی مربوط به تولید و آزمون‌های بالینی‌ آن‌ها از سه جنبه (تولید واکسن‌های خوراکی در گیاهان تراریخته، آزمون‌های بالینی واکسن‌های گیاهی، واکسن‌های گیاهی و بهداشت جهانی) مورد بحث قرار گرفته است. مطالعه‌ی حاضر نشان می‌دهد که هرچند بسیاری از جنبه‌های اخلاقی مربوط به واکسن‌های گیاهی مواردی آشنا هستند ولی مسائل جدید اخلاقی را هم برای اخلاقیون و سیاست‌گذاران مطرح کرده‌اند. به‌علاوه، امید به استفاده‌ی گسترده از واکسن‌های گیاهی در کشورهای در حال توسعه بدون توجه به امکان­‌سنجی آن بسیار خام است. به همین دلیل امکان‌سنجی تجاری واکسن‌های گیاهی به‌عنوان راه حلی برای مشکل بهداشت جهانی با هدف گسترش آن در کشورهای در حال توسعه بسیار حایز اهمیت است.


هانا حقیقت فرد، آروین حقیقت فرد،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

دانش ژنتیک در سده‌های اخیر پیشرفت‌های شگرفی کرده است. پیشرفت‌‌های‌ فنی دانش ژنتیک، بحث‌های گسترده و دامنه‌داری را در عرصه‌ی عمومی اجتماع به پیش کشیده است. یکی از مهم‌ترین و پرچالش‌ترینِ این بحث‌ها، «ملاحظات اخلاقی در دست‌کاری ژنتیک انسان‌ها» ست. ضرورت پیشگیری از بروز بیماری‌های ژنتیک در نسل آینده؛ تجربه‌های تلخ پیشین از حذف فیزیکی و اجباری معلولین، بیماران و مجرمان به بهانه‌ی اصلاح نژاد انسانی و نیز اما و اگرها در برقراری رابطه‌ی علی و معلولی میان ویژگی‌های انسانی (به‌ویژه ویژگی‌های رفتاری) و عوامل ژنتیک؛ همگی باعث شده است هر فرد به فراخور دیدگاه فکری ویژه‌یِ خود پاسخی متفاوت به این چالش اساسی بدهد. در این میان، ادبیاتی نوین در حال شکل‌گیری است. این ادبیات در واژه‌هایی مانند «بهسازیِ ژنتیک»، «به‌نژادی انسان»، «توان‌افزایی انسان»، «ساخت اَبَرانسان‌ها» و نیز «فرا انسان» جلوه‌گر می‌شود. بی‌آن‌که مرزی دقیق و مورد توافق همگان میان خود این مفاهیم از یک‌سو و میان این مفاهیم و مفاهیمی پزشکی مانند «ژن درمانی»، «پیشگیری از بیماری‌های ژنتیک» و «مشاوره‌یِ ژنتیک» کشیده شده باشد. فایده‌ی این تفکیک مفاهیم هنگامی آشکار می‌شود که بخواهیم از یافته‌های دانش ژنتیک، در زندگی روزمره‌یِ مردم بهره ببریم. به‌عنوان مثال اگر این گذاره را بپذیریم که « سقط کردن جنین‌های بیمار باید مجاز شمرده شود.. زیرا ضمن کاهش درد، رنج اطرافیان و هزینه‌هایی که به جامعه تحمیل می‌شود، از به‌دنیا آمدن فرزندی معلول که نخواهد توانست همانند سایرین از زندگی بهره ببرد؛ پیشگیری می‌کند.» آن‌گاه این پرسش پیش می‌آید که مرز این «بیماری» تا کجاست؟ آیا باید تنها ناهنجاری‌های شدید کروموزومی که باعث مرگ در سنین پایین یا بروز عقب‌ماندگی‌های شدید ذهنی می‌شوند را بیماری در نظر گرفت؟ یا بیماری‌های غیرکشنده‌ای مانند زالی یا اختلالات در سوخت و ساز بدن را نیز باید در جرگه‌یِ این بیماری‌ها آورد؟ این مرزبندی باید مطلق باشد یا به تناسب برخی متغیرهای محیطی مانند عوامل فرهنگی دخیل در پذیرش فرد بیمار در جامعه یا امکان تأمین هزینه‌های درمانی احتمالی، این مرز را می‌توان جابه‌جا کرد؟ به شیوه‌ای مشابه، آیا تلاش برای داشتن نسلی - به‌طور مثال- قدبلندتر و باهوش‌تر را باید «توان‌افزایی انسان» دانست یا «به‌سازی ژنتیک»؟ به‌نظر می‌رسد کشیدن مرز دقیق میان آن‌چه بیماری ژنتیک خوانده می‌شود با ویژگی‌های گوناگون انسان، ناشدنی باشد. زیرا تعریف این مرز دقیق خواه‌ناخواه به پذیرش درستی یک سبک زندگی و اندیشیدن، و نادرستی سبک‌های دیگر زندگی می‌انجامد. امری که با پذیرش گوناگونی انسان‌ها (چه از دید ژنتیک و چه از دید اجتماعی) و آزادی گزینش هریک از این سبک‌ها سازگاری ندارد. بهره‌گیری از منطق فازی و در نظر گرفتن یک گستره‌یِ پیوسته برای ویژگی‌های انسانی به‌جای مرزبندی‌های انتزاعی، مصنوع و خط‌کشی‌شده تا حدودی از مشکلات اجرایی پیش‌آمده می‌کاهد. در این دیدگاه مقاصد کاملاً درمانی در یک‌سوی گستره‌یِ فرضی و مقاصد غیرضروری در سوی دیگر آن قرار می‌گیرند. در تعیین مکان هر مصداقی از «دست‌کاری ژنتیک انسان» در این گستره، عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دخیل خواهند بود. این دیدگاه به‌ویژه از سوی مکاتب فلسفی تکثرگرایی و پست‌مدرنیسم تقویت می‌شود.


آروین حقیقت فرد، هانا حقیقت فرد،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

براساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی بالاترین درصد ازدواج‌های فامیلی و درون قبیله‌ای جهان در خاورمیانه صورت می‌گیرد و بیش‌ترین میزان بروز بیماری‌های ژنتیک در نسل بعد همین ازدواج‌ها دیده می‌شود. بیماری‌های ژنتیک جنین دلیل عمده‌ی موارد سقط درمانی است. آموزش‌های عمومی در دوران نوجوانی و مشاوره‌ی ژنتیک پیش از ازدواج و پیش از بارداری اهمیت بسزایی در کاهش نرخ موالید مبتلا به بیماری‌های لاعلاج ژنتیک دارد. نحوه و شرایط بهینه‌سازی و افزایش اثربخشی مشاوره‌ی ژنتیک به شرایط فرهنگی، ارزش‌های اخلاقی و قوانین هر جامعه بستگی داشته و نیاز به همکاری پژوهشگران علوم پزشکی و انسانی آن جامعه دارد.
مشاوره‌ی ژنتیک بر اساس تعریف انجمن ژنتیک انسانی آمریکا در سال ۱۹۷۵ این‌گونه تعریف شده است: فرایندی ارتباطی که به مشکلات انسانی ناشی از رخ دادن یا احتمال رخ دادن یک بیماری ژنتیکی در خانواده می‌پردازد. این فرایند شامل تلاش فرد یا افراد آموزش دیده در جهات زیر است:

۱)تفهیم واقعیت‌های پزشکی شامل تشخیص، سیر بیماری و درمان‌های در دسترس

2) تعیین نقش توارث در ایجاد بیماری و تعیین احتمال بروز مجدد آن

۳) فهم راه‌های مختلف برخورد با احتمال بروز بیماری

۴) اخذ تصمیم مناسب با در نظر گرفتن احتمال بروز بیماری، ارزش‌ها و معیارهای اخلاقی خانواده

۵) کمک به تطابق با مسأله در اعضای خانواده‌ی درگیر بیماری یا تحت خطر

مشاور ژنتیک باید با حفظ بی‌طرفی و غیر جهت‌دار بودن به توصیف دقیق و ساده‌ فهم سناریوهای محتمل بپردازد. با توجه به این تعریف می‌توان درک کرد که مشاور ژنتیک باید با حفظ بی‌طرفی و غیر جهت‌دار بودن به توصیف دقیق و ساده‌ی فهم سناریو‌های محتمل بپردازد. به‌عنوان مثال تصوری رایج در میان زوج‌ها در خصوص موارد پر خطر بروز بیماری‌های ژنتیک آن است که: می‌توان بچه‌دار شد و پیش از تولد در صورت بیمار بودن فرزند آن را سقط کرد. تصوری که به افزایش موارد سقط درمانی و گاه سقط غیر‌قانونی و عموماً غیربهداشتی می‌انجامد. این در حالی است که با توجه به بند‌های یک و سه تعریف، مشاور باید با ارائه‌ی داده‌های آماری و ذکر موارد گذشته برای زوج شرح دهد که برای سقط درمانی محدودیت‌های قانونی از جنبه‌ی ماه حاملگی و نوع بیماری جنین یا مادر وجود دارد. از طرف دیگر سقط درمانی می‌تواند منجر به بروز فشارهای روانی شدیدی برای زوجین شود و حتی احتمال حاملگی طبیعی نوبت بعد را کاهش دهد. علاوه بر این، در جوامعی که آموزه‌های سنتی از آموزش‌های عمومی قوی‌تر بوده و خانواده‌های بزرگ مهم‌ترین هسته‌های اجتماعی به حساب می‌آیند، ارتباط با زوجین در یک جلسه نمی‌تواند به اندازه‌ی کافی مؤثر باشد. در این جوامع مشاوران ژنتیک باید با برگزاری جلساتی با بستگان دورتر زوجین و کسانی که عرفاً بر تصمیم زوجین اثر گذارند، به فرایند پذیرش مشکل در خانواده کمک نمایند. هم‌چنین معرفی انجمن‌های حمایتی بیمارانی که خطر بروز آن بیماری در فرزندان زوجین وجود دارد در افزایش آگاهی آنان مؤثر است. به‌عنوان مثال زوجینی که بیماری فنیل کتونوری را بیماری بسیار خطرناکی می‌دانستند درک می‌کنند که با اتخاذ رژیم غذایی خاص می‌توان جلوی بروز بیماری را گرفت و زوجینی که هموفیلی را بیماری قابل تحملی می‌دانستند با مشاهده‌ی بیماران هموفیل و مشکلات آنان از واقعیت این بیماری مطلع می‌شوند. در خصوص نقش آموزش‌های عمومی باید توجه داشت که آموزش در مورد سقط درمانی باید در دوران نوجوانی و اواسط دوران بلوغ آغاز شود. اطلاع از خطرات، مشکلات و آثار جانبی اجتناب‌ناپذیر عمل تهاجمی سقط جنین می‌تواند بسیاری از نوجوانان را متقاعد سازد که حتی الامکان از انجام آن پرهیز نمایند و این طرز فکر در این سنین به خوبی درونی می‌شود.

به‌طور کل سقط درمانی یکی از جنجالی‌ترین مباحث اخلاق پزشکی در سراسر جهان است. بحثی که در هر جامعه با شرایط اجتماعی و فرهنگی آن جامعه در هم تنیده است. بی‌شک کاهش موارد سقط درمانی با توجه به مخارج عمل و تبعاتی که برای زوجین دارد از اولویت‌های نظام‌های سلامت است. ژنتیک پزشکی به‌طور سریع در حال پیشرفت است و امید است که در آینده‌ی نه چندان دور بسیاری از اختلالات ژنتیکی قابل پیش‌گیری باشند. بنابراین، آموزش کافی در این زمینه به زوجین لازم به‌نظر می‌رسد. بیش‌تر مشکلات مشاوران در تخمین خطرات یک بیماری است و تمایل آن‌ها عموماً به بزرگ نشان دادن خطر است که گاه منجر به افزایش میزان سقط درمانی و حتی در مواردی سقط‌های غیر قانونی می‌شود. مشاوران ژنتیک برای بیماران تصمیم نمی‌گیرند و انتخاب راهی را به آن‌ها دستور نمی‌دهند. این بدان معنی است که مشاوره‌ی ژنتیک یک مشاوره‌ی غیرمستقیم است. اما مصاحبه‌ی ‌نگارندگان با مشاوران نشان می‌دهد که اکثر پزشکان مشاور، دستوری را به‌طور مستقیم به بیماران می‌دهند که همان انجام سقط درمانی جنین است. این در حالی است که در صورت اطلاع زوجین از پیشرفت‌های ژنتیک در زمینه‌ی درمان بیماری‌ها ممکن است تصمیم به عدم سقط بگیرند. به نظر می‌رسد استفاده از کسانی به جز متخصصان ژنتیک برای امر مشاوره با توجه به عدم اطلاع کافی از آینده‌ی درمان‌های ژنتیک و نیز عادت تجویز به جای مشاوره منجر به افزیش بی‌رویه‌ی موارد سقط درمانی خواهد شد که آسیب‌های اجتماعی زیادی را به همراه خواهد داشت.


داریوش فرهود،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

پیشرفت‌ها و دستاوردهای علمی در کلیه‌ی زمینه‌ها، از جمله پزشکی، تنها زمانی می‌توانند مورد قبول باشند که برابر موازین و ملاحظات اخلاقی و همراه با احترام به خودمختاری، عدالت فردی و اجتماعی و باورهای فرهنگی و قوانین خاص جوامع مختلف انسانی به‌کار برده شوند.

در سال‌های 1995 و 1998 آیین‌نامه‌های حاکمیت اصول اخلاقی در ژنتیک پزشکی، از طرف سازمان جهانی بهداشت تدوین و ارائه شد که در آن، چهار اصل اولیه‌ی اخلاق، یعنی خودمختاری، سودمندی، نازیانمندی و برابری، اکیداً توصیه شده‌اند.

در آخرین سمپوزیوم جهانی یونسکو در مورد اخلاق در علوم و فناوری (مهرماه 1381) در زمینه‌هایی مانند بیواتیکز (شبیه‌سازی، اندام‌سازی و اهدای اندام، کارهای آزمایشگاهی بر روی انسان، کاربردهای مهندسی ژنتیک،... ) اینفواتیکز (نهادهای اطلاع‌رسانی حقیقی و حقوقی، شبکه‌های جهانی،... ) اکواتیکز (حفاظت از محیط زیست، کره‌ی زمین، صرفه‌جویی در منابع مختلف انرژی و آب شیرین، پاک نگه داشتن هوا، جلوگیری از افزایش دمای کره‌ی زمین،... ) کاسمــو و بیــواسفراتیک (اســتفاده‌ی بجا و صحیح و عادلانه‌ی همه‌ی ملت‌ها از فضای خارج جو،... ) و بالاخره اخلاقیات در علوم و فناوری از منظر فلسفی، گفت‌وگو و توصیه‌های لازم انجام شد.

آیین‌نامه‌ی سازمان جهانی بهداشت، درباره‌ی ملاحظات اخلاقی بر کاربردهای گوناگون ژنتیک پزشکی (مانند مشاوره‌ی ژنتیکی، تشخیص پیش از تولد، بانک DNA،... ) در دوازده جدول (به‌صورت چک‌لیست) تهیه و تنظیم شده که توصیه‌های موکد در منظور کردن اصول اخلاقی در ارائه‌ی خدمات ژنتیک پزشکی دارد که در این مقاله مورد گفت‌وگو قرار گرفته است.


عباس یداللهی باغلویی، سیدمحمد اسدی نژاد،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

جانشینی در بارداری یکی از طرق درمان ناباروری بوده که به‌موجب آن اسپرم و تخمک زوجین در محیط آزمایشگاه لقاح یافته و به رحم زن دیگری به منظور رشد تا پایان دوره‌ی بارداری منتقل می‌شود که از این زن تعبیر به مادر جانشین می‌شود. طفل متولد از این شیوه نیز مانند هر طفل دیگری به‌موجب ماده‌ی 1168 قانون مدنی باید تحت حضانت ابوین خود قرار گرفته و این حق و تکلیف ابوین است که از او نگه‌داری کنند. حال چنان‌چه مادر جانشین از تحویل کودک به والدین او امتناع کند چه باید کرد؟ به‌نظر می‌رسد از مجموع مقررات قانون مدنی در موارد مختلف و مقررات قانون مجازات و قانون مسؤولیت مدنی، از یک‌طرف مادر جانشین ملزم به تحویل طفل به ابوین بوده و از طرف دیگر در صورت نگه‌داری از طفل، باید از عهده‌ی هر آسیب یا صدمه‌ی وارده برآید.
لیلا خواست خدایی، حسین غلامی، محمد رهنماییان،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

یوژنیک یا علم اصلاح نژاد انسان، جنبشی مبتنی بر مفاهیم زیست‌شناسی است که از کاربرد اقداماتی در جهت بهبود ساختار ژنتیک جمعیت‌های انسانی حمایت می‌کند و در برهه‌ای از زمان در شؤون متعددی از اجتماع از جمله حقوق و مجازات مورد استناد قرار می‌گرفته است. در واقع، تحت سیاست‌های یوژنیکی که مبانی آن از سوی زیست‌شناسان، متخصصان بهداشت عمومی و پزشکان مورد تأیید قرار گرفته بود، حکم به حذف افرادی خاص از مجموعه‌ی ژنی جوامع انسانی داده می‌شد و از این قِبَل شمار زیادی از انسان‌ها تحت عقیم‌سازی واقع می‌شدند. این مبانی، البته از سوی دیگر، مورد تأیید اقتصاددانان و حقوق‌دانانی بود که دستی در طراحی و اجرای سیاست‌های دولتی در کشورهای مختلف داشتند. چاپ دو مجله‌ی مستقل در حوزه‌ی یوژنیک و ارائه‌ی تحقیقات مختلفی که تأثیر ژنتیک بر رفتار و درستی سیاست‌های یوژنیکی را تأیید می‌کرده‌اند، خود نشان‌دهنده‌ی اوج مقبولیت علمی این جنبش زیستی‌- اجتماعی است. البته اقبال به این علم و سیاست‌های مرتبط با آن، پس از اقدامات لجام‌گسیخته‌ی آلمان نازی در عقیم‌سازی ده‌ها هزار نفر از معلولان ذهنی/حرکتی تحت تأثیر قرار گرفت و آرام آرام زمزمه‌ی انتقادهای اخلاقی و علمی در زیر سؤال بردن مبانی یوژنیک به گوش رسید تا این‌که در دهه‌ی 1970 میلادی دیگر کم‌تر کسی از یوژنیک سخنی بر زبان می‌راند. در مقاله‌ی حاضر، مفهوم یوژنیک، سیاست‌های مبتنی بر آن و دوره‌های اوج و افول و احیای مجدد آن، مورد بحث قرار می‌گیرد تا با نگاهی آگاهانه‌تر به این مقوله، اتخاذ سیاست‌های کارآمدتر بهداشتی- اخلاقی در حوزه‌ی سلامت جامعه با حساسیت بیش‌تری انجام شود


مریم مالمیر، داریوش فرهود، محمد خان احمدی،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده

ژنتیک اجتماعی زمینه‌ای پژوهشی - کاربردی است و بر آن است نقش متغیرهای ژنتیکی را در تعاملات و جبرگرایی ساختار اجتماع که گونه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بررسی کند. ژنتیک اجتماعی گستره‌ای از خدمات، از تشخیص اختلالات مادرزادی و ژنتیکی، مشاوره‌ی ژنتیکی، پیش‌گیری و غربالگری تا سیاست‌گذاری‌های کلان در این زمینه را در بر می‌گیرد. نقطه‌ی هدف ژنتیک اجتماعی، جوامع است و پزشکان جامعه‌نگر با توجه به ویژگی‌های خاص هر جامعه به اولویت‌بندی در ژنتیک پزشکی اقدام می‌کنند. در این بین باید اصول اخلاقی در ژنتیک پزشکی را نیز در نظر بگیرند. از این رو، هدف از بررسی حاضر، بررسی اولویت‌بندی ژنتیک اجتماعی در جامعه‌ی ایران است.

با توجه به بررسی‌های انجام‌شده، اولویت‌های خدمات ژنتیک اجتماعی در ایران با استفاده از چندین بعد قابل ارزیابی است. این ابعاد به‌ترتیب دربرگیرنده‌ی مواردی درباره‌ی شدت و نوع بیماری، امکان تشخیص، پیش‌گیری و درمان، شیوع‌شناسی، نگرش به بیماری، مسائل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، و دیگر موارد هستند. برای تحقق فعالیت‌های ژنتیک اجتماعی، باید علاوه بر توجه به اولویت‌های ذکرشده، 4 اصل اخلاقی در ژنتیک پزشکی (خودمختاری، سودمندی، نازیانمندی و برابری) مورد توجه خاص قرار گیرند


سعیده سعیدی تهرانی، علیرضا پارساپور‌، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده

تحقیقات ژنتیکی در ابتدا عموماً برغربال­گری و تشخیص برخی بیماری­های شناخته‌شده­ی ارثی متمرکز بود. بعد از تکمیل پروژه‌ی ژنوم انسان، مطالعات به تشخیص و درمان بیماری‌های غیرواگیر و سلامت عمومی پرداخت؛ سپس در شکل جدید فناوری‌های ژنتیک علاوه بر تشخیص و درمان بیماری‌های ژنتیکی، تولید داروهای نوترکیب، تقویت ژنتیکی، ایجاد ارگانیسم‌های تغییریافته‌ی ژنتیکی و استفاده از آن مدنظر قرار گرفت. موجودات تراریخته، نقطه‌ی عطف این قبیل نوآوری‌ها است. این موجودات دارای ترکیبات ژنتیک متفاوت هستند که توسط علم بیوتکنولوژی ایجاد شده‌اند. در سال‌های اخیر، استفاده از این فرآورده‌ها به‌خصوص در زمینه‌ی مسائل کشاورزی و دامداری رایج شده است. در دنیای امروز به ‌دلیل کمبود منابع برای رهایی از فقر و گرسنگی، بشر ناگزیر به استفاده از فناوری در مصارف گوناگون شده است. تغییرات ژنتیکی باعث افزایش تولیدات کشاورزی، دامداری، برخی از داروها، واکسن و مصارف گوناگون می‌شود. علی­رغم سودهایی که مهندسی ژنتیک و تولید این موجودات می‌توانند برای انسان داشته باشند، این تغییرات ممکن است خطراتی نیز داشته باشند و از طرفی ممکن است نگرانی‌های اخلاقی در ارتباط با کاربرد این فناوری وجود داشته باشد. در این مطالعه­ی مروری سعی شده است که مباحث اخلاقی پیرامون استفاده از این فناوری مطرح شوند و از منظر چهار اصل اخلاق زیستی مورد واکاوی قرار گیرند. برای این منظور، ابتدا کلیدواژه‌ها در منابع علمی جست‌وجو و پس ازطبقه‌بندی و دسته‌بندی اطلاعات، ملاحظات اخلاقی از منظر چهار اصل اخلاق زیستی واکاوی شد. در بخش نتایج، ابتدا در رابطه با سود و خیری که این محصولات برای مردم جهان دارد و کمکی که به حفظ منابع محدود در زمینه‌های مختلف دارند اشاره می‌شود و سپس، آسیب‌هایی که ممکن است در زمینه‌های مختلف وارد کنند مورد اشاره قرار می­گیرند، ملاحظات مربوط به تولید انبوه و مصرف عمومی آن توسط مردم از قبیل احترام به اتونومی افراد، اطلاع‌رسانی کافی مبنی بر فواید و مضرات این محصولات، نوع برچسب‌گذاری آن‌ها پرداخته می­شود و در پایان به بحث عدالت و ارزیابی کلی فواید و زیان‌ها و میزان هزینه‌ اثربخشی آن در جامعه می‌پردازد.


هاله حبیبی، مهراندخت نکاوند، سید محمد اکرمی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده

بروز خطا در ارائه خدمات سلامت، پدید ه ای آسیب رسان و در بعضی موارد جبران ناپذیر است. خطاهای پزشکی تهدیدی برای رفاه و سلامتی بیمار بوده و تا حد ممکن نباید اتفاق بیفتند. بیشتر خطاهای پزشکی، صدمات کمی به انسان می زنند؛ اما بعضی از آن ها منجر به زیان های جبران ناپذیر می گردند. این گزارش به توصیف یک مورد خطای آزمایشگاهی در نتیجه آمنیوسنتز، طی بررسی ژنتیک در دوران بارداری، می پردازد که نتیجه نامفهوم و نامطلوب تست نگرانی و سر درگمی را برای مراجع و خانواده به همراه داشته است. توجیه نشدن کارکنان و پزشکان در مورد خطاهایی که مرتکب می شوند و رویکرد نامناسب در مواجهه با آن ها باعث ایجاد و تداوم فرآیندهای اشتباه می گردد. مطالعات نشان داده است که گزارش این قبیل موارد و همچنین تغییر رویکرد از سنتی به سیستمی در مواجهه با انواع خطاهای پزشکی می تواند در کاهش تکرار این گونه خطاها مؤثر باشد.


سیدمحمدحسن علم‌الهدی، محمدرسول ایمانی خوشخو، محمود متوسل، محمود مطهری‌نیا‌،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

سلامت حیطه‌ای گسترده‌تر از سلامت تن را شامل می‌شود و سلامت روح، روان و شخصیت اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد. اثبات شده است که والدین نه‌تنها منتقل‌کننده‌ی صفات ژنتیکی به فرزندان هستند، بلکه ملکات اخلاقی و صفات اکتسابی را نیز به‌صورت اپی‌ژنتیکی به فرزندان منتقل می‌کنند. همین امر، مسئولیت والدین و خصوصاً، مادران را مضاعف می‌کند. در متون اسلامی، سفارش‌هایی درخصوص انتخاب همسر و نیز آداب مربوط به انعقاد نطفه و زمان بارداری یافت می‌شود که امروزه می‌توان آن‌ها را از عوامل اپی‌ژنتیکی در شکل‌دهی شخصیت کودک به ‌شمار آورد. پرهیز از ازدواج با زنان بدخلق، یاد خدا هنگام انعقاد نطفه و پرهیز از انجام نکاح در زمان‌ها، مکان‌ها و حالت‌های خاص که تأثیری منفی بر روح و روان می‌گذارد، ازجمله‌ی این عوامل است. اگرچه با معیارهای امور تجربی نمی‌توان این عوامل را سنجید، تأثیر آن‌ها بر سلامت جنین به روش خاص خود بررسی‌شدنی است. چگونگی نقش مادر بر سلامت فرزند، از جنبه‌ی محیط، ژنتیک و اپی‌ژنتیک، پرسشی است که نگارندگان مقاله، کوشیده‌اند با پژوهش در منابع اسلامی و علوم جدید، به آن پاسخ دهند.

محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانی‌فر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آن‌ها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوه‌ی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااین‌حال، در واقع، متقاضیان استفاده از روش‌های درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادله‌ی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدین‌ترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعه‌ی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینه‌ی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویه‌ی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی می‌توان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخله‌ی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.

اعظم راستی، رضا بهنام‌فر، جواد توکلی بزاز،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

Direct-to-consumer genetic testing تست‌های تجاری ژنتیک هستند که به‌طور مستقیم در اختیار متقاضیان قرار گرفته و اطلاعات ژنتیک افراد را بدون دخالت سیستم‌های بهداشتی و بیمه‌ای در اختیار آنان قرار می‌دهد. اینگونه تستها می توانند در رابطه با مدیریت و نظارت بر سلامت افراد کمک­کننده باشند، اما مسائل اخلاقی و قانونی اینگونه آزمایش‌ها کاملأ نوپا و نیازمند توجه و مطالعه‌ی ویژه است. مقاله‌ی حاضر به بررسی چالش‌های این‌گونه آزمایش‌ها از طریق تحلیل اطلاعاتی که به روش کتابخانه‌ای گردآوری شده، پرداخته است. به نظر می­رسد با گسترش دامنه چنین آزمایش‌‌هایی نیاز به آموزش پیرامون این‌گونه تست‌ها،  ایجاد یک زیرساخت مناسب برای ارائه‌ی آنها و شکل‌‌گرفتن سیستم‌های قانونگذار و نظارتی و طراحی چارچوبی که شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی DTC-GT در قالب آن فعالیت کنند،از همیشه مهم‌تر به نظر می‌رسد.

حسین فصیحی، سیدمحمد حسینی سورکی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

فناوری‌های مربوط به حوزه‌ی پزشکی و ژنتیک، به‌ویژه مهندسی ژنتیک و تلاش برای به‌نژادی، همانند دیگر فناوری‌های نوظهور، در دهه‌های اخیر رشد و پیشرفتی چشمگیر و برکاتی خیره‌کننده داشته و موجب توفیق‌های بسیاری در حوزه‌ی پیشگیری از ناهنجاری‌ها و درمان بیماری‌ها شده است؛ با این همه و به‌رغم کامیابی ‌برخی تلاش‌ها در زمینه‌ی به‌نژادی و پیشرفت‌های امیدآفرین و شعف‌انگیز در این حوزه، افق‌های مبهم به‌کارگیری مهندسی ژنتیک و تلاش برای به‌نژادی، به‌ویژه احتمال بهره‌گیری‌های غیرمسئولانه و منفعت‌جویانه از فناوری‌هایی از این دست، دغدغه‌برانگیز و نگران‌کننده بوده است. از همین رو، برخی با تأکید بر ملاحظات اخلاقی ناظر به فناوری‌های زیستی‌پزشکی، به‌ویژه مهندسی ژنتیک، جواز اخلاقی و به‌مصلحت‌‌بودن بهره‌گیری از مهندسی ژنتیک، با هدف به‌نژادی و بهبود نسل و نژاد انسانی را محل تردید و تأمل دانسته‌اند و یکی از مهم‌ترین پیامدهای ناخوشایند و ناگوار به‌نژادی را نقض عدالت/ عدالت اجتماعی یا تشدید بی‌عدالتی و نابرابری به حساب آورده‌اند. در این پژوهش ضمن اشاره‌ای گذرا به معنا و گونه‌های به‌نژادی و سویه‌های اخلاقی آن، با تبیین و تحلیل ملاحظات اخلاقی به‌نژادی، روشن می‌شود که با اتخاذ تصمیم‌های بخردانه و اندیشیدن برخی تمهیدات می‌توان از بروز نابرابری‌های ناشی از به‌نژادی جلوگیری کرد یا آن‌ها را به حداقل رساند.

محمد راسخ، فائزه عامری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

نسب یکی از موضوعات مهم حقوقی بوده که در طول تاریخ نظام­های حقوقی تحولاتی را به خود دیده است. در دوران جدید، با پیدایش روش‌های کمک‌بارروی به‌ویژه با مداخله ثالث، چالش‌هایی جدید بر سر راه تنظیم قانونی نسب کودکان حاصل از این روش­ها قرار گرفته­اند. کودکانی را که بدین روش­ها متولد می‌شوند به چه کسی می­توان یا باید منسوب کرد؟ بنا بر یکی از سنن، نسب مادری بر مبنای حمل و نسب پدری برمبنای نطفه تعیین می­شده. پرسش اما آن است که آیا دو ملاک یادشده می‌توانند نسب این کودکان را به‌شکلی سازگار و کارآمد تمشیت کنند؟ مطالعه قوانین و مقررات کشورهای مختلف پاسخی منفی پیش روی می ­نهد. قوانینی که برای تعیین پدر و مادر این کودکان صرفاً به این دو ملاک تکیه کرده‌اند، موجد ابهام، بلاتکلیفی و عدم قطعیت بوده‌اند. از این رو، ضرورت بحث از ملاکی جدید، یعنی ملاک قصد، به‌میان می‌آید. در این نوشتار، بنا داریم کوشش قانونگذاران و قضات را در نظام‌های حقوقی مختلف برای رسیدن به ملاکی کارآمد و سازگار بررسی کنیم.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb