18 نتیجه برای کرامت
علی پایا،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده
درباره جنبه های نظری بحث کرامت انسانی و ابعاد گوناگون شبکه معنایی آن و به خصوص آنچه که به آموزه های اخلاقی در این زمینه مربوط می شود، نکات زیادی از سوی فلاسفه اخلاق و دست اندرکاران اخلاق پزشکی مطرح شده است. نگاهی به آثار انتشار یافته در این زمینه آشکار می سازد که بسیاری از نویسندگانی که در این قلمرو به اظهار نظر پرداخته اند به طور عمده از منظر متعارف استدلال های فلسفی متکی بر حقوق یا عدالت، استدلال های کلامی متکی بر آموزه های دینی، اخلاقیات متکی بر اصالت مصداق particularism ، یا پراگماتیسم بحث درباره مسأله حرمت و کرامت اشخاص را به پیش برده اند. در مقاله حاضر کوشش می شود با استفاده از دیدگاه های برخی از فیلسوفان تحلیلی معاصر از منظری تازه و غیر متعارف به مسأله توجه شود. استدلال اصلی مقاله بر مفهوم محوری "ارزش حیات" استوار است. همه کسانی که در خصوص تحقیقات در حوزه سلول های بنیادی و مسأله مجاز بودن یا عدم وجود جواز اخلاقی برای پژوهش در مورد رویان های اولیه موضعی اتخاذ می کنند، یا کسانی که در زمینه اخلاقی بودن یا نبودن سقط جنین اظهار نظر می کنند یا آنان که می کوشند برای مسأله دشوار نحوه تخصیص منابع محدود درمانی راه حل مناسبی پیشنهاد کنند، دست کم به نحو شهودی باور دارند که حیات یک ارگانیزم انسانی، در هر شکلی، دارای ارزش ذاتی است، ولو آنکه این ارگانیزم در حالت کاملا تحول نیافته و در مرحله تخمک تازه لقاح یافته یا رویانی باشد که آماده جای گذاری در رحم است، یا جنینی که سیستم مغز و اعصابش شکل گرفته، یا انسان بالغی که در حیات اجتماعی خود دچار سقوط اخلاقی شده است. این اندیشه که برخی چیزها یا رویداد ها به خودی خود ارزشمندهستند- یعنی ما به آن ها برای خودشان احترام می گذاریم نه از این بابت که به علائق یا منافع ما خدمت می کنند- بخشی آشنا از تجربه های ماست. چنین باوری به تدریج از طریق تجربه های مستمر ما در زیست- محیط برای ما حالت "شهودی" پیدا کرده است. حال اگر با نظر ثانوی و از روی رویت در این باور شهودی دقیق شویم به جنبه های تازه ای از معانی پنهان آن پی می بریم. به عنوان نمونه به این نکته توجه می کنیم که از باورِ"ارزش داشتن حیات انسانی به نحو ذاتی" نمی توان چنین نتیجه گرفت که باید تا آن جا که ممکن است حیات انسانی را تکثیر کرد. درست به عکس، شهود دیگری از مجموعه شهود های ما، به ما می گوید که دست کم در برخی از نقاط جهان بهتر است شمار کم تری افراد زندگی کنند نه شمار بیش تری. به این ترتیب این پرسش مطرح می شود که اگر ارزش ذاتی داشتن حیات انسانی لزوما به معنی مستحسن بودن تکثیر آن نیست در این صورت چگونه ممکن است که این نکته واجد ارزش و اهمیت ذاتی باشد که حیات آدمی، همین که ظاهر شد، ادامه پیدا کند؟ مقاله می کوشد با تکیه بر ابزار فلسفه تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان میان دو مفهوم به ظاهر متعارض "ارزش ذاتی حیات" و "اخلاقی بودن قربانی کردن حیات تحت شرایط خاص" آشتی برقرار کرد.
علیرضا اسماعیل آبادی، حمیده یزدی مقدم، امیر باستانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده
فناوری شبیهسازی، امید به آرزوی دیرین بشر برای جاودانه زیستن را تقویت کرد و بهدنبال آن، بحثهای متفاوتی دربارهی جواز و عدم جواز این فناوری پدیدار شد. این فناوری که با حوزههای متفاوتی مانند اخلاق، حقوق و دین مرتبط است، همهی این حوزهها را با پرسشهایی روبهرو ساخته است و اندیشمندان هر حوزه تلاش کردهاند تا پاسخی مناسب دهند؛ گروهی آن را بهشدت محکوم کرده، گروهی پذیرفته و بالاخره گروهی هم به راهی میانه رفتهاند. با توجه به این نگرشها میتوان قانونگذاریهای متفاوتی را مشاهده کرد.
بررسی دیدگاههای متفاوت نشان میدهد که ترس از نقض کرامت انسانی و آسیبها و پیامدهای خطرناک ناشی از شبیهسازی و مانند آن که رنگ اخلاقی به خود دارند و به قلمرو حقوق هم راه یافتهاند، مهمترین نکاتی هستند که مد نظر مخالفان قرار گرفتهاند.
امیر احمد شجاعی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 2، شماره 4 - ( 7-1388 )
چکیده
مصدوم کسی است که در اثر حادثهای طبیعی یا دستساز بشر آسیب جدی دیده باشد و نیازمند کمک آنی و فوری باشد. از سویی یاری رساندن به مصدوم وظیفهای است که یا به حکم قانون یا وجدان انسانی بر عهدهی دستگاه یا اشخاصی بهخصوص گذارده شده که اعم از پزشک، پرستار، امدادگر هلال احمر و تکنسین اورژانس و ... در اینجا نجاتگر نامیده میشوند. حال چنانچه مصدوم مجرم باشد یا مجرم انگاشته شود، آیا صحیح است که در وظیفهی نجاتگران خللی وارد شود یا از وظیفهی خود استنکاف نمایند؟ به عبارت دیگر، مجرمیت یا اتهام مجرمیت مصدومین، در وظیفهی نجاتگران مدخلیتی دارد یا خیر؟ در این مقاله به اینگونه سؤالات بر مبنای مبانی فلسفی و دینی و حفظ کرامت نامشروط انسانی پاسخ داده شده و چنین نتیجهگیری شده است که: امروزه عدم مدخلیت مجرمیت در عملکرد نجاتگران در تمام دنیا پذیرفته شده است، اما گاهی برخی باورها و آموزههای غلط ممکن است بر خلاف آن منجر شود که نیازمند اصلاح دیدگاه و تغییر نگرش است.
تابنده صادقی، ناهید دهقان نیری،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
احترام به شأن افراد اساس مراقبت پرستاری است که گامی در جهت افزایش رضایت بیماران از خدمات ارائه شده توسط کارکنان بوده و تبعاتی چون ارتباط مطلوب بین مددجو و کارکنان، احساس امنیت، کاهش مدت اقامت در بیمارستان، کاهش هزینهها و افزایش انگیزهی کارکنان جهت ارائهی خدمات بهتر را به همراه خواهد داشت. یکی از بندهای منشور حقوق بیمار نیز در این رابطه، بدین گونه اشاره نموده است: دفاع از حقوق انسان بهمنظور حفظ حرمت و عزت او برای اطمینان از این که در مواقع بیماری بهویژه در فوریتهای پزشکی بدون تبعیض سنی و جنسی و دارا بودن قدرت مالی از جسم و جان و سلامت او مراقبت کافی به عمل خواهد آمد و این مراقبت در محیطی سرشار از احترام و با کیفیت مطلوب ارائه خواهد شد. مطالعهی حاضر با استفاده از روش مرور کتب و مقالات این موضوع را مورد بحث قرار داده است. تمرکز یافتههای پژوهش بر بررسی دیدگاههای مختلف از ابعاد گوناگون، اثرات رعایت شأن و منزلت بیمار و مضرات عدم رعایت آن است. نتایج حاصل میتواند در روشن شدن مفهوم شأن نقش مؤثری داشته و سبب آشنا شدن بیشتر پرستاران با این موضوع و درک بیشتر اهمیت آن بهعنوان یکی از اصول اساسی مراقبت از بیماران شود.
سیدعبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامینیا، احمد فیاض بخش،
دوره 3، شماره 5 - ( 9-1389 )
چکیده
کرامت انسانی از برجسته ترین موضوعهای بررسی شده در همهی زیر گروههای علوم انسانی است. همهگیر بودن و گستردگی جستارها در اینباره، آن را مسألهای سهل و ممتنع نموده است. به رغم کشش فراوان اندیشمندان به آن، کمتر بهدرستی بدان پرداخته شده و گرفتاریهای فراوانی در پژوهشهای آن دیده میشود. شاید نتایج گوناگون و گاه متناقض در اینباره، دستاورد نبود یک شیوهی همهپذیر در پژوهش کرامت باشد. بیشتر پژوهشگران تلاش نمودهاند تا باورها یا دریافتهای خود در اینباره را سامانمند سازند؛ ولی کمتر کوشیده شده است تا بنیادهای فکری و دغدغههای اندیشمندان دیگر واکاوی و برآورده گردیده؛ یا به پاسخی اقناعی و خردپذیر در آن زمینه دست یابند. با نگاه به برجستگی این جستار و جایگاه زیرساختی آن در دیگر تصمیمسازیها، این نگاره تلاش بر آن دارد تا برخلاف رایج، گامی پس نهد و پژوهشگران را پیش از پرداختن به این موضوع و با چشمپوشی از رسیدن به هر نتیجه، به نکاتی چند در راهبرد جستوجو و لغزشگاهها و لغزشها در پژوهش آن یادآوری نماید. از برترین این نکتهها میتوان به ضرورت پرداختن به موضوع با برهانهای عقلی پیش دینی و دوری از برداشتهای احساس محور، ضرورت رسیدن به یک باور جهان شمول، دقت در تعاریف کرامت و بهویژه انسان و سستیهای آنها، دستاوری گونهی بودن کرامت و ملاک آن و تمایز جایگاه بود و نمود در تعیین مصادیق نام برد.
لیلا نیکویی نژاد،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
همسانسازی بهویژه همسانسازی انسانی، جدیدترین فناوری عصر حاضر است که به «بحث قرن» معروف شده است. این تکنیک از زمان ظهور به علت مسائل اخلاقی آن دلمشغولیهای فراوانی را در سراسر دنیا برای صاحبان اندیشه ایجاد کرده است. صدمات فیزیکی حاصل از دستکاری تخمدان زنان، هسته و جنین، امکان آسیبهای روحی و روانی، بیماریهای ناعلاج و پیری زودرس، نگرانیهای موجود در این رابطه است که ضرورت تحقیق و پژوهش را ایجاب میکند. برای رسیدن به مبنای دقیق فلسفی جهت رفع نگرانیهای موجود و پایان دادن به نزاع مابین دانشمندان علوم طبیعی و علوم انسانی در مورد این فناوری، لازم است که با نگاه عمیق و فلسفی انسان را مورد پژوهش و تحقیق بیشتری قرار داد.
در نگارش حاضر با عنوان «فناوری همسانسازی انسانی با نگاه به مبانی انسانشناختی کانت»، ابتدا آرا و اندیشههای فلسفی کانت دربارهی انسان مورد بررسی قرار گرفته است، به تحلیل آرا و اندیشههای انسان-شناختی او پرداختیم، سپس با توجه به اینکه در اندیشهی کانت انسان از عقل، اختیار و خودقانونمندی برخوردار است همچنین از جایگاه والای کرامت انسانی و غایت فینفسه نیز برخوردار میشود، بنابراین نتیجه گرفتیم که فناوری همسانسازی انسانی با مبانی انسانشناختی کانت تعارض پیدا میکند و همینطور براساس انسانشناختی کانت فناوری همسانسازی انسانی اعم از درمانی و تولیدمثلی را باید ممنوع اعلام کرد.
کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1390 )
چکیده
کرامت انسانی (human dignity) در طول تاریخ از سوی ادیان و مکاتب فلسفی مطرح شده و مورد تأکید قرار گرفته است. این مفهوم ریشههایی نظری در مکاتب و ادیان باستانی، سدههای میانه و دوران مدرن دارد که از مهمترین آنها میتوان به منشور کورش، فلسفهی رواقی، آرای اندیشمندان دوران رنسانی، Locke، Kant و اعلامیهی جهانی حقوق بشر، و نیز تأکید بر کرامت انسانی در ادیان ابراهیمی اشاره کرد. کرامت انسانی با دو وصف ذاتی و غیرقابل سلب بودن مشخص میشود و اگر چه تعریف جامع و مانع و همهپذیری برای آن ارائه نشده است، همان ویژگیای دانسته شده است که مبنای حقوق اساسی انسان میباشد. در حوزهی اخلاق زیست - پزشکی کرامت انسانی در دو بعد فردی و جمعی مطرح میگردد. کرامت انسانی در بعد فردی آن مطلق و در بعد جمعی - که بهواسطهی تعلق و انتساب به انسانیت بهدست میآید - نسبی است. مفهوم کرامت انسانی ناظر به تمامی اصول اخلاق زیست - پزشکی است و خط قرمز استدلالها و استنتاجهای اخلاق زیست - پزشکی را مشخص مینماید. در حوزههایی نظیر اخلاق در پژوهش، اخلاق در مراقبتهای آغاز و پایان حیات، و اخلاق در سلامت عمومی، کرامت انسانی دارای دلالتها و الزامات صریح و روشنی است، نظیر: عدم استفادهی ابزاری از رویان، جنین و بدن انسان، عدم کالاانگاری و خرید و فروش آنها، حق زندگی و مرگ توأم با کرامت در مراحل پایانی زندگی و حق برخورداری از مراقبتهای پایهای سلامت برای تمامی اقشار جامعه.
محمدمهدی آخوندی، علیرضا میلانی فر، زهره بهجتی اردکانی، محمد تقی کروبی،
دوره 5، شماره 1 - ( 12-1390 )
چکیده
پیشرفت خیرهکنندهی علوم پزشکی در پرتو پژوهشها و تحقیقات چند دههی اخیر مزایای بیشماری از جمله ارتقای سطح سلامت، جلوگیری از ابتلا به بیماریهای مسری و درمان بسیاری از بیماریها را برای بشر به ارمغان آورده است. این روند علیرغم مزایای فوقالعادهی آن مخاطراتی را نیز برای افرادی که تحت پژوهش و تحقیق قرار میگیرند یا آن دسته از افراد که از زمرهی تحقیق و پژوهش محروم میشوند، ایجاد کرده است. از این رو، بحث اصول احترام به آسیبپذیری انسانی و تمامیت فردی در پژوهشها و تحقیقات پزشکی در حقوق داخلی بسیاری از کشورها و اسناد بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است. مبانی فلسفی، اخلاقی و حقوقی اصول احترام به آسیبپذیری انسانی و تمامیت فردی مندرج در اسناد بینالمللی نه تنها با شریعت اسلامی و آموزههای الهی در تضاد نیست بلکه میتوان آن را در راستای اعمال تعالیم الهی در توجه به شأن، کرامت و تمامیت فردی همهی انسانها دانست. در پرتو چنین نگرشی از قانونگذار کشور انتظار میرود از یکسو با اقدامات تقنینی مناسب به حمایتهای قانونی از آحاد جامعه در قبال پژوهش، تحقیق و درمان پزشکی برآید و از سوی دیگر همگام با کشورهای پیشرفته با مشارکتی فعال در توسعه و ایجاد رویههای بینالمللی در این زمینه مشارکت کند.
فاطمه طرف،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
مهندسی ژنتیک سلول های نطفه ای، نوعی روش درمان و بهسازی ژن در گستره دانش مهندسی ژنتیک است که با هدف اصلاحات قابل توارث در نسل های متوالی به انجام میرسد. مطابق با مبانی علمی، رویان یکی از اصلی ترین سوژه های پژوهشی و عملیاتی این مهندسی محسوب می شود. بنابراین، نتایج حاصل از پژوهش های علمی این مهندسی در صورتی که سوژهی انسانی را در دستورکار خود قرار داده باشند، ارتباط تنگاتنگی با مبانی فقهی و حقوقی مرتبط با رویان انسان پیدا خواهند نمود. مقاله حاضر کوششی است برای ارائهی تحلیلی نو در خصوص شأن رویان انسان و نوع روابط والدین با آن که بهطور خاص بر فناوری مهندسی ژنتیک سلولهای نطفهای انسان متمرکز شده است. در این راستا کوشش شده است تا با اتکا بر ایدهای که رویان را فاقد روح انسانی میداند به طرحریزی تحلیلی نوین در خصوص ماهیت آن نائل آییم؛ تحلیلی که در بادی امر با چالشها و سؤالاتی روبهرو خواهد شد که در ورطهی رویارویی با آنها جز به مدد پالایش و تدقیق موفق نخواهد بود. در چارچوب پژوهش حاضر جنین پیش از دمیدهشدن روح، جزئی از اموال مشترک والدین خود تلقی شده است. بنابراین، هستهی مرکزی این مقاله به طرح ایدهی مملوکیت و مالیت رویان پرداخته و در نهایت به ترسیم حدود و ثغور آن اقدام شده است. در تحلیل مورد نظر نگارنده، مالیت داشتن نشانهی ارزش و منفعت ذاتی چیزی (در اینجا رویان) است و هرگز مستلزم رابطهی مستقیم بین ارزش آن چیز با قابلیت داد و ستد در بازار نخواهد بود. به علاوه بازخوانی و توجه کافی به مفاد قاعدهی تسلیط در خصوص حدود مالکیت والدین بر رویان گامی اساسی در تنقیح و دفاع از این دیدگاه جدید است که در این پژوهش به آن اشاره شده است. بر این اساس، تسلط مالک بر اموال خود که در قاعدهی تسلیط بیان و تشریح میشود، محملی برای انواع تصرفات و مداخلات سلیقهای و بیحد و حصر مالک در اموال خود نخواهد بود.
آرپی مانوکیان، محمدعلی چراغی، علیرضا نیکبخت نصر آبادی، حمید پیروی، محبوبه شالی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
حفاظت از کرامت انسانی بیماران یکی از مهمترین الزامات اخلاقی حرف پزشکی و پرستاری است. در واقع، احترام به کرامت انسانی بیمار که به کرات در استانداردهای ملی و بینالمللی پرستاری مورد تأکید قرار گرفته است، ماهیت بنیادی مراقبت پرستاری را تشکیل میدهد.مطالعهی حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است که هدف از انجام آن کشف معنای حفظ کرامت انسانی بیمار بر اساس تجارب زیستهی پرستاران است. در این پژوهش، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند 12 مشارکتکننده انتخاب شدند و در طی 16 جلسه مصاحبهی عمیق، فردی و نیمهساختاریافته با آنان دادههای مطالعه گردآوری شد. متن مصاحبههای ضبط شده پس از مکتوبسازی، بر اساس رویکرد هرمنیوتیک و با استفاده از روش تجزیه و تحلیل Diekelmann، Allen ، Tanner ، (1989) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مصاحبههای مذکور تا زمان دستیابی به یک تفسیر غنی و عدم استخراج دادههای جدید ادامه یافت. مضامین استخراج شده در این پژوهش عبارت بودند از: «احترام به فطرت برابر انسانی»، «مراقبت حرفهای بیمار محور» و «احترام به حقوق همراهان» که در نتیجه امتزاج افقهای حاصل از تجارب مشارکتکنندگان و پیشداشتهای ذهنی محققان پدیدار شد.
یافتههای این مطالعه بیانگر آن بود که احترام به حقوق بیمار و همراهان وی، در راستای توجه به انسانیت و منحصر بهفرد بودن هر یک از آنها، از الزامات اساسی حفظ و ارتقاء منزلت انسانی بیماران و ارائهی مراقبت اکرامبخش در بالین است.
سید عبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامی نیا، احمد فیاض بخش،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
بسیاری از دانشمندانی که دربارهی کرامت انسانی کار میکنند، کرامت انسانی را ذاتی و برآمده از نهاد مردم میدانند. همچنین، همگان بر این باورند که کرامت انسانی دارای هستی بیرونی، جدا از هستی مردم نیست. بر این پایه، ناگزیریم کرامت را اعتباری و پیمانی یا انتزاعی و برگرفته بدانیم. دریافت شهودی و پایدار کرامت، هرچند که از سوی همه پذیرفته نیست، دست کم نگاه باورداران را از اعتباری بودن کرامت دور کرده است. بیشتر گمان میشود که کرامت پیمانی، نپذیرفتن کرامت ذاتی است؛ در حالی که این برداشت، نادرست و برآمده از لغزش اندیشه و نبود ریزبینی در شناخت است. نگارنده در تلاش است تا نخست اعتبار یا انتزاع بودن کرامت را بررسی کند و با نگاه به ارزشی بودن مفهوم کرامت و دلالت آن بر باید و نبایدهای اخلاقی و استناد بر نشدنی بودن انتزاع چنین موضوعات از اعیان خارجی، رای بر اعتباری بودن مفهوم کرامت بدهد. نویسنده با نگاه به ضرورت بودن اعتبارگری برای هر اعتبار، به جستوجوی پیمانگزار یا منشأ اعتبار کرامت میپردازد. آنگاه اعتبارات ارزشی درونزاد را بیارزش و نامعتبر دانسته، هستومندان بیرونی نااندیش یا کهترینه را نیز بی صلاحیت و ناتوان از پیمانگزاری کرامت و مهتری میشمارد. در پاسخ به چگونگی پایداری و دریافت ذاتی کرامت اعتباری نیز، نیاز به پایداری پیمانگزار را به میان میکشد. در پایان نیز آن هستی پایدار اندیشمند مهتر از مردمِ و به مردم مهتری بخش را خداوند دانسته، دریافت شهودی کرامت اعتباری را نیز برآمده از پیوند آفرینشی و همسویی و همپیمانی نهاد مردم با او میداند.
عبدالحسن کاظمی، ثریا محمودی،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
ژنها «طلای سبز» عرصهی بیوتکنولوژی بهشمار میآیند. در حال حاضر، شرکتهای چندملیتی و دولتها همهی قارهها را در جست وجوی این طلای سبز زیر پا میگذارند، به امید این که انسانهایی را با خصوصیتهای بینظیر ژنتیکی که میتوانند در آینده به سرمایه تبدیل شوند، کشف کنند. اقتصاد نوین چهارچوبی مشخص برای آنالیز تکنولوژی تازهای از منظر سودجویی به ما ارائه می-کند، مفهوم سرمایه و بازار را دگرگون میسازد و بنابراین انسانها یا هر موجود زندهی دارای ویژگیهای ژنتیکی خاص، میتوانند هم به سرمایه و هم بازاری بالفعل و بسیار سودآور تبدیل شوند. باری، ثبت منابع ژنتیکی و مالکیت آن، بدون توجه به مبانی ذاتی حقوق بشر بر جامعه تأثیر خواهد گذاشت و باعث نقض حقوق اساسی بشر، بهویژه افراد و گروههای آسیبپذیر در اجتماع، خواهد شد و لذا در کنار توجه به فواید گستردهی بیوتکنولوژی، در زندگی و سلامت افراد و جامعهی بشری، نباید استفادههای سوء این فناوریها را برای برابری، کرامت انسانی، سلامت، اتونومی، دسترسی به اطلاعات، بهویژه با واقعیت اتحاد میان تکنولوژی و قدرت-های اقتصادی نادیده گرفت. انقلاب بیوتکنولوژی میتواند باعث ادعاهایی مبنی بر مالکیت ذات حیات انسانی، صفات حیاتی و ژنتیکی توسط غیر شود و این همان مشکل عینی است که با وقوع انقلاب بیوتکنولوژی، در کشورهای در حال توسعه روی داده است و متعاقباَ مردمان بومی این کشورها به چنین مسائلی واکنشهای متفاوتی نشان دادهاند.
سید عبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامی نیا، احمد فیاض بخش،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
از فرازهایی که در جستار کرامت انسانی باید پرداخته شود، ملاک یا سنجهی آن است. سخن آن است که چه چیز انسان را سزاوار چنین گرامیداشتی کرده است؟ مردم چه ویژگی دارد که دیگر جانوران ندارند و از این رو گرامیتر از آنان است؟ اگرچه دانش زیستشناسی نیز بر جدایی گونهها تلاش میکند و از این نگاه در پژوهشهای انسانی نیز شایان نگریستن است، در پژوهشهای کرامت در جستوجوی آندسته از جداییها هستیم که دگرگونی چیستاری با دیگر جانداران بسازد و بتواند پایهای برای پیوند کرامت شود. در این راه، دگریهای ریختشناسی، تودهای و ساختار ژنتیکی نمیتواند دارای چنین ویژگی باشد و رفتارها نیز بازگشت به اندیشهی مردم دارد. این جستوجو دانشمندان را به شناسهی انسان بر پایهی خرد رسانید. نگاه نویسندگان بر آن است که خرد نیز نمیتواند پایهی کرامت باشد. اندازهای از هوش و خرد در دیگر جانداران و دستگاهها هست و نمیتواند سازندهی جدایی چیستاری شود. همچنین، خرد میتواند در جایگاه ابزاری برای بهتر زیستن، همانند دیگر تواناییها شمرده شود. در نگاه نویسندگان، توان گزینش یا اختیار، ویژگی جداگر مردم از دیگر جانوران است که رفتارهای آنها تنها بر پایهی ساختار آفرینشی یا نیاز برپا میشود. این گزینش چون به برگزیدن آزادانهی چیزهایی میانجامد که خوب و بد، زشت و زیبا و مفاهیم ارزشی از آنها بر میآید، میتوانند به مردم نسبت ارزشی هماهنگ با خود را بپیوندند. از این رو، گزینش، زمینهی کرامت را آفریده و گونهی گزینش، ارزش هماهنگ با خود را به گزیننده خواهد بخشید.
جنت مشایخی، زینب درخشان، علیرضا پارساپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
شأن اخلاقی انسان یا بهعبارت دیگر، کرامت انسانی او، از دیرباز در کانون بحث و گفتوگوی متفکران مختلف قرار داشته است. تقریباً، همهی نظریههایی که به این موضوع پرداختهاند، در اصل کرامتداشتن انسان و برتری جایگاه او نسبت به همهی موجودات هستی همنوا هستند؛ ولی در چرایی و ملاکهای این کرامت و برتری تفاوتهایی وجود دارد. تصمیمگیری در خصوص سرنوشت جنین، اعم از حفظ یا سقط او، در گرو تعیین تکلیف صاحبنظران دربارهی مبنا و ملاک کرامت و جایگاه انسانی و شأن اخلاقی جنین است. دو گروه نظریه به مبحث کرامت جنین پرداختهاند: نظریات سکولار و نظریات مبتنی بر ادیان و مکاتب. نظریات سکولار واجد جاذبههایی است که شهود انسانی تاحدی آن را میپذیرد؛ اما هیچیک خالی از نقد نیست و نقدهای وارد بر هر تئوری، همه در جای خود،تأملبرانگیزند؛ ازاینرو، این مقاله ضمن مرور برخی از نظرات سکولار و ادیان و مکاتب در زمینهی جایگاه جنین و پرداختن به نقد برخی از آنها، نظریهی غالب کرامت انسانی جنین را بر مبنای تفکر شیعی ارائه میدهد. پیداکردن ریشهی کرامت انسان با تکیه بر اندیشهی بشری و بدون بهرهگیری از منبع ماورای بشری و وحی، با چالشهای جدی روبهروست. جنین انسانی، به علت استعداد تبدیلشدن به انسان، از همان ابتدای وجود، دارای جایگاهی ارزشمند است که با افزایش سن جنینی، بر ارزش آن افزوده میشود؛ تاآنکه با ولوج روح از سوی خداوند، کرامت انسانی مییابد. بر مبنای برداشت از معارف دینی، این ارزشمندی به دلیل صفات انسانی نیست؛ بلکه به خاطر اعطای آن در مقطع ولوج روح از سوی خداوند است؛ گرچه حتی سلول تخم نیز، به دلیل بالقوگی تبدیلشدن به انسان، نهتنها نباید از میان برده شود، بلکه باید مراقبت و حفاظت گردد.
سیدعبدالصالح جعفری، سیدابوالحسن نواب، باقر طالبی دارابی، بهین آرامینیا،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
در قرآن کریم، به کرامت آدمی تصریح شده است؛ اما در دو آیه، به دو مفهوم خلافت و امانت دربارهی انسان و در سنجش با دیگر آفریدگان پرداخته شده که از آیات دشوار و پوشیده در تفسیر شمرده میشوند. «گزینش نیک» از بد یا همان معنای «اختیار» بهعنوان بنیاد و ملاک کرامت انسان، میتواند تفسیری آسان و شفاف از این آیات ارائه دهد. آیهی «امانت»، انسان را بر خلاف آفریدگان دیگر، پذیرای امانتی میشمارد که از «ظلوم» و «جهول»بودن اوست و مفسران، هم، در معنای این دو صفت و هم، در نسبت آن با پذیرش امانت، اختلاف کردهاند. اگر این امانت ویژه، همان ویژگی انسانی «اختیار» باشد، میتواند در کنار دو ویژگی عدل و علم، دو ویژگی ظلم و جهل را نیز، برای انسان رقم زند. وزن «فعول» برای رساندن توان یک ویژگی است، نه فعلیت آن و اینجا، به معنی «توانا به ستم یا توانا به نادانی» است، در کنار «عدول» و «علوم». پس التزام همه انسان ها به ستم و نادانی نیست. در آیهی «خلافت» نیز، فرشتگان به خدا میگویند جانشینی آدم، به «پستی» و «خونریزی» خواهد انجامید و خداوند نفی نکرده است؛ اما به دانشی بالاتر ارجاع میدهد. اگر وجه خلافت نیز، همان ویژگی انسانی نیکگزینی و ملزوم علم و عدل باشد، فرشتگان، بهدرستی، وجه مقارن آن را که جهل و ظلم و پستی و خونریزی است، دیده و ارزش اصل اختیار را که نیکگزینی آزادانه در برابر نیکی جبری خودشان است، درنیافتهاند؛ آنچه خلافت و تخلق و مَثَل خدا و عبودیت آزاد با کنه ربوبیت است.
محدثه محسن پور، امیر ذکاء، فهیمه امانی، الهام چارقچیان خراسانی، سیدجواد حسینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
چنانچه جوامع، آمادگی لازم را برای مقابله با نیازهای روبهرشد سالمندان و پاسخگویی به تبعات پدیدهی سالمندی نداشته باشند، با چالشهای جدی روبهرو خواهند شد. یکی از چالشهای مهم مرتبط با سالمندی جمعیت در کشورها، موضوع تهیه و تأمین خدمات سلامت برای سالمندان و تأمین مخارج بهداشتی و درمانی است. نقش فعالانهی سالمندان در جستوجوی خدمات و تبعیت از مراقبتهای پیشگیرانه میتواند در کاهش هزینههای مراقبت بسیار اثرگذار باشد. هدف اصلی مطالعهی حاضر، تبیین تجربهی زیستهی سالمندان از عوامل مؤثر بر مراجعه به مراکز بهداشتی شهر مشهد برای خدمات مراقبت سلامت بود. این پژوهش، مطالعهای کیفی از نوع تحلیل محتوا بود. از لیست سالمندان تحت پوشش مرکز بهداشتهای شهر مشهد، بهصورت مبتنی بر هدف، تعدادی از سالمندانی که بهطور منظم برای دریافت خدمات مراجعه میکردند و سالمندانی که اصلاً در دو سال اخیر مراجعه نداشتند، به شرکت در مصاحبه دعوت شدند؛ سپس، نمونهگیری گلوله برفی تا اشباع دادهها ادامه یافت. در نهایت، هجده سالمند در مطالعه شرکت کردند. مصاحبهها با سؤالات باز شروع و با سؤالات پیگیر ادامه یافت و متن مصاحبهها دستنویس، سپس با روش تحلیل محتوای صوری به رویکرد برنارد تحلیل شد. سالمندان کمبود حس کرامت را، یکی از موانع مهم در مراجعه به مراکز بهداشت بیان کردند. این درونمایه شامل دو زیرطبقهی نقض کرامت درکشده و نقض کرامت مشاهدهشده بود. القای احساس بیارزشبودن سالمندان، بهعنوان موضوعی فرهنگی در جامعه بیان شد. مناسبنبودن فضای فیزیکی برای محدودیتهای سالمندان، غیررسمیبودن فضا و رفتار مراقبان سلامت، معطلی زیاد در مرکز، کثیفی و شلوغی مراکز بهداشت، بیبرنامگی برای نوبتدهی به مراجعان، بهوجودآمدن اختلالات اینترنتی و نرمافزاری که سبب طولانیشدن فرایند مراقبت سلامت میشود، مشترکبودن فضای انتظار برای سالمندان و نوزادان و جوانان و کمبود صندلی از دلایلی بودند که بر احساس کرامت سالمندان در زمان مراجعه به مرکز بهداشت تأثیر داشت. شرکتکنندگان بر کمبود احساس کرامت در دریافت خدمات و ابراز احساس بیارزشی تأکید کردند که با یافتههای سایر مطالعات که بر اهمیت کرامت در محیطهای بهداشتی تأکید میکنند، همخوانی دارد. تصور سالمندان از اینکه خدمات بهداشتی بیشتر بر فرایندهای اداری تمرکز دارند تا مراقبتهای مبتنی بر بیمار، ممکن است آنها را از جستوجوی خدمات پیشگیرانه بازدارد. این یافته نیاز به تغییر فرهنگ در سیستمهای بهداشتی را برای اولویتدادن به کرامت و احترام به بیماران سالمند نشان میدهد و محیطی حمایتی را ترویج میکند که مراقبتهای پیشگیرانه را تشویق کند.
نحله زارعی فرد، صدیقه ابراهیمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
اخلاق و دانش پزشکی، از اجزای جداییناپذیرِ برنامههای آموزشی رشتهی پزشکی هستند. تشریح عملی بدن انسان، بهعنوان یک روش آموزشی ارجح در مراحل اولیهی آموزش پزشکی، فرصتی مناسب برای کاشت بذر هنجارهای اخلاق پزشکی در ذهن پزشکان آینده است. هدف از این مطالعهی مروری، بررسی رخدادهای غیراخلاقی در تاریخچهی علم تشریح و تحولات اخلاقی بعدی در تشریح بدن انسان، بهمنظور تأکید بر حفظ ارزشهای اخلاقی بدن اهداکنندگان در سالن تشریح است. برای یافتن مستندات مرتبط، مقالات چاپشده بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۳ در پایگاههای دادهی اسکوپوس، پابمد، گوگل اسکالر و ریسرچ گیت، با کلمات کلیدی مربوط، جستوجو و ارزیابی شدند. بررسیها نشان میدهد، در گذشته، تشریح بدن انسان بر روی اجساد مجرمان اعدامشده یا با روشهای غیرقانونی انجام میشد و تا اوایل دههی ۱۹۶۰ اصل اخلاقی احترام به خودمختاری نادیده گرفته میشد؛ اما از قرن بیستم به بعد، بحث استفاده از اجساد اهدایی با کسب رضایت آگاهانه به میان آمد و باعث شد دانشگاهها در قرن بیستویکم از این منبع در امر آموزش استفاده کنند و بدینترتیب، راهحلی مقبول برای پُر کردن خلأهای اخلاقی تشریح فراهم شود. تبیین استانداردهای مربوط به ملاحظات اخلاقی اجساد اهدایی، برای دانشجویان پزشکی ضروری است. بدن انسان، بهعنوان یک منبع علمی ارزشمند، شایستهی برخورد محترمانه در چهارچوب مرزهای اخلاقی و بر اساس دستورالعملها و قوانین است. رعایت بالاترین استانداردهای اخلاقی لازم، در مؤسسات آموزشی برای اطمینانبخشیدن به اهداکنندگان دربارهی تصمیم خود ضروری است.
محسن شهریاری، مریمالسادات هاشمی، آرش نجیمی، محمد زارع رشکوییه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ماهیت اساسی مراقبت در پرستاری، حفظ کرامت انسانی بیمار است. صیانت از مقام و ارزش والای انسانی، محور اصلی حرفهی پرستاری را تشکیل میدهد. هدف مطالعهی حاضر، مقایسهی تأثیر آموزش اخلاق حرفهای از طریق برنامهی کاربردی تلفن همراه و وبینار بر حفظ کرامت بیماران در دانشجویان پرستاری بود. این مطالعه از نوع نیمهتجربی دو گروهی، از نوع قبل و بعد بود که بر روی نود دانشجوی کارشناسی پرستاری انجام گرفت. برای یک گروه، آموزش اخلاق حرفهای به روش وبینار صورت گرفت و در گروه دیگر، برنامهی کاربردی تلفن همراه، طراحی و ساخته و استفاده شد. فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی حفظ کرامت بیمار، ابزار گردآوری دادهها بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمرهی کل کرامت انسانی قبل از آموزش، در گروه وبینار 17/43±99/96 و در گروه برنامهی کاربردی 59/28±99/16 بود و از لحاظ آماری معنادار نبود (0.62 = p). میانگین نمرهی کرامت پس از آموزش، در گروه برنامهی کاربردی 96/14 ± 111/15 بهطور معناداری بالاتر از گروه وبینار 15/38 ± 104/34 بود (0.02 = p). بر اساس یافتهها، آموزش اخلاق حرفهای با استفاده از برنامهی کاربردی تلفن همراه، در مقایسه با وبینار، همراه با ارتقاء بیشتر دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی کرامت بیمار بود. آموزش با تلفن همراه میتواند بهعنوان یک روش یادگیری خودگردان و انعطافپذیر در دسترس دانشجویان قرار گیرد و این امکان را بدهد که بهصورت مداوم و بدون محدودیت زمانی و مکانی از محتوای آموزشی بهرهمند شوند. پیشنهاد میشود، دانشگاههای علوم پزشکی کشور توسعه و بهکارگیری برنامههای کاربردی آموزشی را در برنامههای درسی در کانون توجه قرار دهند.