13 نتیجه برای کودک
محمد راسخ، مژگان خورشیدی، فائزه عامری،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
باروری پس از مرگ همگام با رواج و گسترش روشهای مصنوعی باروری به میان آمده است. در این روش افراد نسبت به انجماد گامت یا جنین خود برای باروری پس از مرگ اقدام میکنند. این روش موجد پرسشهای اخلاقی و حقوقی متعدد است. در این راستا، آنچه اهمیت دارد حفظ کرامت ذاتی انسان و رعایت حقوق و منافع کودک است. بر این مبنا، در اخلاق، موضوع خودآیینی، رضایت و منافع کودک را همراه با آراء موافق و مخالف مطرح کرده و استدلال نمودهایم که هرگونه اقدام نسبت به گامت، پس از فوت، باید با ملاحظهی خودآیینی متوفی و رضایت صریح یا ضمنی وی به استفاده از گامت پس از فوت محقق گردد. در ادامهی مباحث، به وجوه حقوقی پرداختهایم: مالکیت فرد بر گامت، نَسب کودک متولد به این روش و اِرث این نوع کودکان. بهنظر میرسد سلطهی غیرمالی بر اجزا، بافتها و سلولهای بدن، نسب اعتباری و توارث مشروط از جمله پاسخهای قابل دفاع در این ارتباط باشند. بیگمان، نظام حقوقی نمیتواند بدون توجه به پیشرفت و نوآوریهای صورت گرفته در عرصهی درمان ناباروری و دور از اقتضائات زمانه به این پرسشها پاسخ گوید. لازمهی چنین امری اتخاذ رویکردهای نوین، بر مبنای اصول موجه اخلاقی و حقوقی است. افزون بر این، ما را به کاستیها و نواقص موجود در نظام حقوقی رهنمون خواهد شد.
اکرم السادات سادات حسینی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
تحقیق بر روی کودکان موضوعی پیچیده و حساس با جنبههای خاص است، لذا راهنماهای خاص خود را دارد و چون همواره نیاز به بازنگری طرحها و دستورالعملها وجود دارد، مطالعهی حاضر با هدف نقد اخلاقی راهنمای کشوری اخلاق در پژوهش بر روی کودکان با روش جستوجوی کتابخانهای انجام شد. در بحث دریافت رضایت آگاهانه از کودکان در مقاطع مختلف سنی با توجه به مطالعات اخیر نیاز به بازنگری و تهیهی دستورالعملهای خاص برای هر مقطع سنی وجود دارد. اصل ممنوعیت تشویق مالی در تحقیق بر روی کودکان، دیدگاههای موافق و مخالف خود را دارد که ممنوعیت آن را زیر سوال میبرد. از مباحثی که در کدهای اخلاقی مطرح است اصل سودمندی و عدم ضرر تحقیق برای کودکان است که دیدگاه فلسفی حاکم بر آن در مواردی تحقیقات بر روی کودکان را با چالشهای بزرگی روبهرو ساخته است. بهطوری که تحقیقات بر روی کودکان بهصورت تحقیقاتی بیکیفیت درآمده است و محققان اغلب، حتی در موارد ضروری از تحقیق بر روی کودکان طفره میروند. در مبحث اطلاعرسانی و رازداری نیز امروزه مباحث متعددی در مورد توجه به سن کودک وجود دارد و این دستورالعملها باید با توجه به سن کودک تغییر نماید. لذا پیشنهاد میشود راهنمای اخلاقی موجود درجهت ارتقا مباحث اخلاقی آن مورد بازنگری قرار گیرد و با توجه به تجربهی گذشته در این مسیر از گروههای تخصصی حقوقی، کلامی، فلسفی و اخلاقی نیز همچون گذشته کمک گرفته شود.
ربابه طاهری پناه،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
بارداری یک پدیدهی فیزیولوژیک است که با در نظر گرفتن آناتومی و شرایط جسمی در زنان و مردان متفاوت است. هر طوری که سن باروری در زنان بین 15 تا 40 سال و در برخی از موارد 45 سال مطرح شده است. زیرا وضعیت جسمی و بیماریهای داخلی مثل فشار خون و قلبی و دیابت هم پس از این سن مشکلاتی را برای مادر بهوجود خواهد آورد. لذا بسیاری از این موارد باعث میشود بهطور خودبهخود پروسهی باروری محدود شود. امروزه، با زندگی مدرن و به تاخیرافتادن سن ازدواج تمایل زوجها به بارداری در سنین بالا افزایش یافته است. ولی با توجه به مشکلات متعدد در زمینهی باروری این زوجها، لقاح آزمایشگاهی (IVF) را میتوان یا بهعنوان یک معجزهی پزشکی یا دستکاری در قانون و مشی الهی در نظر گرفت. پزشکان چه تعهد حرفهای به زنان نابارور و تا چه حد دارند؟ آیا انسان و علم پزشکی مجاز است تا این پدیدهی فیزیولوژیک را تغییر دهد. استفاده از IVF نیز مانند دیگر جنبههای علم پزشکی، شامل یکسری مسائل مختلف اخلاقی است که همهی افراد درگیر در این فرایند باید به آن آگاهی داشته و با درایت کافی آن را بهکار ببندند. دو نکتهی مهم در این زمینه سلامت مادر و سلامت فرزند و حقوق اوست که تا چه حد تیم پزشکی در استفاده از روشهای کمکباروری این حق را برای او قائل شدهاند. سلامت فرزند متولدشده خود نقش مهمی در این زمینه دارد. با توجه به اینکه با افزایش سن، احتمال ناهنجاریها هم افزایش مییابد. یکی از موارد فوق ارتباط بین سن والدین و اوتیسم کودکان است که دیده شده است با افزایش سن مادر یا پدر اوتیسم زیادتر دیده میشود. از طرفی آیا این فرزندان نیازهای کودکانهی خود را با داشتن والدین مسن میتوانند برآورده کنند. آیا این فرزندان از همان حقوق فرزندان والدین جوان برخوردار خواهند بود. این مسائل باعث شده تا در مذاهب مختلف با در نظر گرفتن اخلاق پزشکی و حقوق مادر و فرزند محدودیتهایی را برای انجام اقدامات درمانی قائل شوند. در بسیاری از کشورهای اروپایی انجام چنین اقدامات درمانی پس از 40 سال ممنوع است. متأسفانه، در ایران هیچ قانون خاصی وجود ندارد و با توجه به قانون اهدا تخمک و جنین بیماران را بدون محدودیت وارد سیکل درمانی میکنند. بروز عوارض مختلف درمانی، ریسک بیهوشی و غیره بهطور متناوب دیده میشود. در این بحث تلاش میشود تا با ارائهی نظرات و دیدگاه اسلامی و مقایسهی آن با مکاتب مختلف، پیشنهاد تدوین قانونی در این زمینه ارائه شود.
ملیحه کدیور، مرجان مردانیحموله،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
بایستههای اخلاقی در زمینهی سرطانهای کودکان، یکی از مهمترین مسائل مطرح در خدمات پزشکی است. هدف این مطالعه، واکاوی این مسأله بود. مطالعهی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شده است. نمونهی معرفی شده، یک دختر 13 ساله است که 5 سال پیش برای وی تشخیص سرطان تخمدان چپ داده شده بود. بیمار اظهار کرد که از طرف خانواده، پزشکان و سایر کارکنان درمانی در جریان بیماری و نوع عمل جراحی قرار نگرفته است. همچنین، خانواده خبر بیماری فرزندشان را انکار میکردند. با این حال، بیمار برای سازگار شدن با شرایط پیش آمده تلاش میکرد. در نهایت، وی پس از شیمیدرمانی و جراحی بهبود یافت. یافتههای مطالعه نشان داد که کارکنان درمانی میتوانند در جهت سازگاری بهتر کودک مبتلا به سرطان و خانوادهی وی با در نظر داشتن بایستههای اخلاقی مرتبط با بیماری، همکاری کنند. این امر با فراهم کردن منابع حمایتی برای کودکان مبتلا به سرطان و خانوادههای ایشان میسر میشود
ملیحه کدیور، مرجان مردانی حموله، نسرین نژادسروری، محمد قرگزلو،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
نقص ایمنی توأم شدید یک نشانگان نقص ایمنی اولیه و ارثی است که با نقص شدید لنفوسیتهای T و نقص متغیر در شمار لنفوسیتهای B، نمایان میشود. هدف این مطالعه، ارزیابی جنبههای اخلاقی در مدیریت بالینی کودکان مبتلا به نقایص ایمنی ترکیبی شدید بود. مطالعهی حاضر بر اساس نمونهای واقعی در گراند راند ماهانهی اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شد. نمونهی معرفیشده، یک شیرخوار پسر با تشخیص نقص ایمنی توأم شدید بود. کودک 6 ماهه، سابقهی عفونتهای مکرر از اوایل شیرخوارگی و بستریهای مکرر در بیمارستان داشت. والدین او منسوب و از سطح پایین اجتماعی - اقتصادی جامعه بودند. وی فرزند چهارم خانواده بود که فرزند اول و دوم خانواده، دختر و سالم بودند. فرزند سوم خانواده پسری بود که با عفونتهای گسترده در پی واکسیناسیون در بدو تولد دچار مشکلات پیاپی شده و در نهایت فوت کرده بود. از سوی پزشک معالج، مسألهی پیوند مغز استخوان برای کودک معرفیشده مطرح شد، اما همسایهی کودک به والدین او، توصیه جهت مراجعه به فرد دعاگویی که بسیاری از او شفا گرفتهاند، کرده است.
درمان بهموقع مبتلایان به نقایص ایمنی توام شدید، باعث کاهش عوارض و بهبود کیفیت زندگی بیمار میشود. در این چارچوب انجام غربالگری و ارزیابیهای زودهنگام نوزادان، توجیه اخلاقی پیدا میکند. در عین حال، باید به جوانب اخلاقی موضوع، مانند بیتوجهی به معیارهای علمی ضرورت انجام تست، تحمیل هزینههای غیرمعقول به خانوادهی کودک، عدم ارائهی اطلاعات کافی و قابل درک به خانوادهی کودک و نادیده گرفتن رضایت آنان به انجام تست و ارائهی درمان، عدم دسترسی عادلانه به امکانات تشخیصی و درمانی و عدم توجه به خودمختاری کودک عنایت داشت. با این وجود، کارکنان عرصهی سلامت میتوانند در موارد خاص، خدمات درمانی و مراقبتی خود را با رویکردی اخلاقی و حمایتی و با در نظر داشتن تمام ابعاد جسمی و روانی برای مبتلایان به نقایص ایمنی و خانوادههای آنان اجرا کنند.
سیدمحمدحسن علمالهدی، محمدرسول ایمانی خوشخو، محمود متوسل، محمود مطهرینیا،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
سلامت حیطهای گستردهتر از سلامت تن را شامل میشود و سلامت روح، روان و شخصیت اجتماعی را نیز در بر میگیرد. اثبات شده است که والدین نهتنها منتقلکنندهی صفات ژنتیکی به فرزندان هستند، بلکه ملکات اخلاقی و صفات اکتسابی را نیز بهصورت اپیژنتیکی به فرزندان منتقل میکنند. همین امر، مسئولیت والدین و خصوصاً، مادران را مضاعف میکند. در متون اسلامی، سفارشهایی درخصوص انتخاب همسر و نیز آداب مربوط به انعقاد نطفه و زمان بارداری یافت میشود که امروزه میتوان آنها را از عوامل اپیژنتیکی در شکلدهی شخصیت کودک به شمار آورد. پرهیز از ازدواج با زنان بدخلق، یاد خدا هنگام انعقاد نطفه و پرهیز از انجام نکاح در زمانها، مکانها و حالتهای خاص که تأثیری منفی بر روح و روان میگذارد، ازجملهی این عوامل است. اگرچه با معیارهای امور تجربی نمیتوان این عوامل را سنجید، تأثیر آنها بر سلامت جنین به روش خاص خود بررسیشدنی است. چگونگی نقش مادر بر سلامت فرزند، از جنبهی محیط، ژنتیک و اپیژنتیک، پرسشی است که نگارندگان مقاله، کوشیدهاند با پژوهش در منابع اسلامی و علوم جدید، به آن پاسخ دهند.
رقیه زارع، صدیقه ابراهیمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
درگیرکردن کودکان در تصمیمگیریهای درمانی مربوط به آنها، تواناییهایشان را ارتقا میبخشد. عواملی مانند توانایی استدلال، تجربههای قبلی کودکان در ارتباط با موضوع و همچنین، اطلاعات، شناخت و درک کلی آنها از موضوع، بر تواناییهایشان در تصمیمگیری اثر میگذارند. قوانین کنونی رضایت آگاهانه در کودکان، به تصمیمگیرندگان جایگزین اجازه میدهد تا به جای آنان تصمیم بگیرند. هدف ما از این مطالعه، بررسی وضعیت کنونی اخذ رضایت آگاهانه از کودکان، به منظور ارائهی رهنمودهایی مناسب در این زمینه بود. در این مطالعهی کیفی، شرکتکنندگان به صورت نمونهگیری هدفمند، انتخاب شدند. دادهها با مصاحبهی نیمهساختاریافته با سؤالات باز، جمعآوری شد و کدگذاری و طبقهبندی بر اساس تکنیک تحلیل مقایسهای مداوم صورت گرفت. شرکتکنندگان، شامل شش کودک بستری، پانزده نفر از والدین کودکان و چهار پزشک کودکان بودند. سه مقولهی کلی، شامل «فرهنگ رضایت»، «وضعیت محیط درمانی» و «جهان کودک» از دادهها استخراج شد. والدین و کودکان دربارهی هدف از اخذ رضایت و مفهوم آن درکی روشن ندارند. جنسیت کودکان در فرایند اخذ رضایت رسمی در محیطهای درمانی، چندان اثرگذار نیست. وضعیت موجود، باعث ایجاد تعادل معیوب در انتظارات والدین به اعمالِنظر در تصمیمات درمانی، بسندهکردن پزشکان به دادن اطلاعات حیاتی و رفتار با کودک، بیتوجه به میزان قدرت تشخیص او، شده است. این تعادل معیوب میتواند در عین حفظ ثبات ظاهری، موجب ناپایداری و آسیب به ﺷﺄن اﻧﺴﺎﻧﻲ و استقلال والدین و کودک، هدررفتن منابع، کماعتمادشدن جامعه به پزشکان و رشدنیافتن قدرت تصمیمگیری در کودکان شود.
دکتر صدیقه ابراهیمی، آزاده محمدرضایی، امید آسمانی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
خطاهای پزشکی دربارهی کودکان، میتواند متفاوت با بزرگسالان باشد. هدف از این مطالعه، بررسی نوع و فراوانی خطاهای پزشکی در گروه کودکان و عوامل مؤثر بر آن، از دیدگاه دستیاران اطفال، است. این پژوهش توصیفی، تحلیلی و مقطعی، در سال 1395، با پرسشنامهای محققساخته انجام شد. پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، نسخهی نهایی آن با هفده سؤال در شش بخش مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با کمک نرمافزار 22 SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان میدهد بیشترین میانگین وزنی، مربوط به فراوانی خطای «تشخیص یا تأخیر در تشخیص بیماری» (6/8)، «انتخاب دوز مناسب دارو» (3/8) و «انتخاب نوع داروی مناسب» (2/8) بوده است. دستیاران فوق تخصصی (6/12) و اتندینگ اطفال (1/12)، با بیشترین میانگین وزنی، بالاترین نقش را در پیشگیری و تشخیص خطا داشتهاند. بیشترین میانگین وزنی خطا (11) مربوط به پزشکان عمومی شهری و کمترین آن (1/6)، مربوط به اتندینگ گروه اطفال بوده است. اکثر دستیاران، بیشترین میزان احتمال وقوع خطا را از 2تا8 بامداد و بیشترین خطاها را مربوط به سال اول دستیاری اعلام کردهاند. بیشترین میزان اشتباهات صورتگرفته، در گروه کودکان (6/70درصد) و بعد از آن، گروه نوزادان (4/29 درصد) بیان شده است. بازسازی و تقویت نقش آموزشی و نظارتی دستیاران فوق تخصصی و اساتید کودکان، با هدف تشخیص و پیشگیری از خطاها، در بیمارستانهای آموزشی لازم به نظر میرسد. برگزاری دورههای آموزشی هدفمند و کنترل بهینهی عوامل مؤثر در بروز خطا، ازجمله بار کاری، خستگی، کمتجربگی و...، از وظایف مدیران و مسئولان آموزشی و اجرایی خواهد بود.
حلیمه زارعی، پرویز عضدی، مرضیه محمودی، زهرا صدیقی، فائزه جهانپور،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در نظام ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی، ارائهدهندگان خدمات، با طیفی وسیع از مراجعان روبهرو هستند که با هر یک، باید به روشی خاص ارتباط برقرار کنند. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت مهارتهای ارتباطی کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان با همکاران انجام شد. این پژوهش توصیفیتحلیلی، از نوع مقطعی، در میان 110 نفر از کارکنان پرستاری بخشهای کودکان و نوزادان بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر، در سال 1398 انجام گرفت. نمونهگیری به روش سرشماری بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی مهارتهای ارتباطی، شامل دو بخش جمعیتشناختی و گویههای خودارزشیابی مهارتهای برقراری ارتباط پرستار با همکاران بود. روایی و پایایی پرسشنامه تأیید شد. آنالیز دادهها با نرمافزار آماری SPSS، نسخهی ۲۱ و با استفاده از آزمون تی مستقل، همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معنیداری 05/0 انجام گرفت. میانگین نمرات ارتباط حرفهای 26/7 ± 33/54، در حد نسبتاً مطلوب بود. نتایج نشان داد که بین نمرات ارتباط حرفهای و سن، سابقهی کار، مدرک تحصیلی، نوع استخدام، نوع مسئولیت، میزان علاقه به حرفه و وضعیت تأهل، ارتباط آماری معنیدار نبود؛ اما بین میانگین نمرات ارتباط حرفهای با بخش محل خدمت (013/0>p) و شیفت کاری (020/0>p) ارتباط آماری معنیدار بود. بیشترین نمرهی ارتباط حرفهای، 83/58، در دفتر پرستاری و کمترین نمره، 21/50، در بخش اورژانس اطفال بود. همبستگی پیرسون بین سن و سابقهی کاری با میانگین نمرهی ارتباط حرفهای مثبت بود و بیشترین نمرهی ارتباط حرفهای، مربوط به کارکنانی بود که باسابقه و بهصورت شیفت در گردش مشغول به فعالیت بودند. با توجه به یافتههای مطالعهی حاضر، وضعیت ارتباط حرفهای در میان کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان، نسبتاً مطلوب بود و لذا، بر اساس نتایج، پیشنهاد میشود مسئولان و برنامهریزان پرستاری، برای ارتقای ارتباط حرفهای پرستاران، برنامهریزی و تلاش کنند.
فاطمه کوکبی سقی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
همهی کودکان، حق بهرهگیری از امکانات و خدمات سلامت و حفاظت در برابر خشونت روحی و روانی، صدمات و سوءاستفاده را دارند. بعضی از گروههای کودکان، برای بهرهمندی از حقوق خود، به حمایت ویژه نیاز دارند. در این مقاله، قوانین ایران در زمینهی حفاظت از حق سلامت کودکان بررسی شدهاند. روش تحقیق، مطالعهی کتابخانهای و بررسی محتوای قوانین ملی و بینالمللی مرتبط با حق سلامت کودکان و وضعیت فعلی کودکان ایرانی بوده است. اطلاعات مورد نیاز، از گزارشها و قوانین ملی و بینالمللی موجود در وبسایتهای سازمان ملل و نهادهای وابسته، سازمانهای دولتی کشور و مقالات علمی، استخراج شده است. یافتهها نشان میدهد علاوه بر بهرسمیتشناختن حق سلامت کودک و حفاظت از او در برابر مخاطرات احتمالی، قوانین ایران حق کودکان آسیبپذیر را به حمایتهای ویژه محترم شمرده است. در راستای حفاظت کودکان ایرانی از مخاطرات و سوءاستفادههای احتمالی، قوانین مختلف بازدارنده و تنبیهی تدوین شده است. این قوانین در بسیاری از مواقع، مطابق با استانداردهای بینالمللی حقوق بشری است؛ اما همهی آنها، بهدرستی و کامل، اجرا نشدهاند. برای ارتقای سلامت کودکان ایرانی، باید نقاط ضعف اجرای این قوانین، شناسایی و رفع شوند.
فرزانه مختاری، فاطمه طالبیان، اکرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
کودکانگاری (Infantilization) الگویی رفتاری است که در آن یک فرد صاحباختیار با یک فرد سالمند، همانند یک کودک برخورد میکند. این الگوی رفتاری، شامل اَشکالی مختلف ازقبیل بهکارگیری واژگان نامناسب یا اغراقآمیز است؛ بهطوریکه طی آن شأن و منزلت اجتماعی سالمند رعایت نمیشود. اخلاق شامل شاخهای از فلسفه، با ارزشهای مربوط به رفتار درست در مقابل رفتار نادرست انسانی است. در این مقاله مفهوم کودکانگاری سالمند، با هدف ایجاد آشنایی بیشتر با این مفهوم و بهتبع آن اجتناب از چنین رفتارهایی، تحلیل شده است. این مطالعهی تحلیل مفهوم، با استفاده از رویکرد هشتمرحلهای واکر و آوانت انجام شد. ابتدا، کاوش در پایگاههای دادهای فارسی Magiran و SID و انگلیسی PubMed, Scopus, Web of Science و موتور جستوجوگر Google Scholar بدون محدودیت زمانی صورت گرفت. برای جستوجوی شواهد، از واژههای فارسی کودکانگاری و سالمند و واژههای انگلیسی Infantilization, Elderspeak, Elderly, Older People استفاده شد. پس از بررسی متن کامل هفت مقالهی منتخب، ویژگیها (Attribute)، پیشایندها (Antecedents) و پسایندهای (Consequence) مربوط به مفهوم کودکانگاری سالمند استخراج گردید. پیشایندهای مفهوم کودکانگاری سالمند، شامل وجود اختلال عملکردی و ناتوانیهای مشاهدهپذیر، اختلال شناختی، سن بالای هفتاد سال، ویژگیهای غیرمرتبط با سن، مانند تحصیلات کمتر، پیشینهی حرفهای با اعتبار کمتر و ارائهی خدمات از سوی یک مراقب جوانتر است. کودکانگاری در ارتباط با مبتلایان به دلیریوم و همچنین افرادی که مدتزمان طولانیتری در مراکز درمانی اقامت دارند، بیشتر دیده میشود. در جنبهی محیطی، استفاده از دکور کودکانه در محل نگهداری سالمندان و در حوزهی فعالیتی، مشارکتندادن سالمندان در تصمیمگیری، آرایش نامناسب زنان سالمند، ازبینبردن حریم خصوصی و استقلال، توبیخ، تنبیه و حبس، سرکوب بیان جنسی، بازیهای کودکانه و استفاده از نام مستعار برای سالمند مثالهایی از این حوزهها هستند. حوزهی زبانی نیز، استفاده از اصطلاحات کودکانه و جملات کوتاه، دستور زبان ساده، صدای آهسته یا بلند و اغراقآمیز، خطابکردن با نام کوچک، بدون اجازهی آنها را دربرمیگیرد. از پسایندهای کودکانگاری سالمند میتوان به تأثیرات منفی بر رفتار، رفاه، هویت شخصی، شکلگیری رابطه و تعامل اجتماعی، ناتوانی در انتزاع، توانایی محدود در حل مشکلات، ایجاد احساسات منفی دربارهی عزت نفس و احتمال افزایش مقاومت در برابر مراقبت در سالمندان مبتلا به اختلال شناختی اشاره کرد. تشویق خودمختاری، یک تعهد اخلاقی در مراقبت از سالمندان در تمامی مراکز ارائهدهندهی خدمت محسوب میشود. بروز رفتارهای کودکانگارانه در قبال سالمندان، نتیجهی اتخاذ یک رویکرد غیرشخصمحور در مراقبت است. لازم است، برای جلوگیری از بروز آن، خدمات مربوط به سالمندی، مناسب سن ارائه شود؛ حتی اگر سالمندان از ناتوانیهای جسمی و شناختی رنج میبرند.
اعظم خورشیدیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پرستاران نگران محافظت از حقوق بیماران خود هستند؛ ولی در برخی مواقع، در ارتباطهای خود با پزشکان و بیماران، با وضعیت کاری دشوار و چالشهایی در خور توجه مواجه میشوند که به روابط نامتقارن و بهتبع آن، ارائهنکردن مراقبتهای مناسب پرستاری منجر میشود. موقعیتهایی وجود دارد که پرستاران احساس میکنند، اتونومی بیماران نادیده گرفته میشود و اطلاعات کافی به بیماران و خانوادههایشان ارائه نمیشود. این موقعیتها، بهویژه در زمینهی پرستاری کودکان دشوارتر است؛ زیرا کودکان بیمار، اغلب نمیتوانند نیازهای خود را بهشکل مناسب بیان کنند. پرستاران کودکان، باید به آسیبپذیری کودکان و خانوادههای آنها حساستر باشند و فعالانه از رفاه و منفعت آنها حمایت کنند. در مواقعی که کودک به بیماری جدی مبتلاست یا در مراحل پایان حیات به سر میبرد، چالشهای اخلاقی پررنگتر میشود. در این مقاله، ابعاد چالشهای تصمیمسازی اخلاقی در پرستاری کودکان با بیماریهای جدی، بررسی شد. روش اجرای این مقاله، بهصورت مرور حیطهای بود. در حوزهی اخلاق پرستاری کودکان با بیماریهای جدی، چندین چالش اخلاقی جدی مطرح است که عبارتاند از:
• تصمیمسازی دربارهی مراقبتهای سلامت برای این کودکان چگونه باید اتخاذ شود؟
• چه کسی باید این تصمیمات را بگیرد؟
• استاندارد بهترین منفعت برای این کودکان چگونه تعیین میشود؟
• چه کسی میتواند مدعی بهترین دفاع از منافع کودکان باشد؟
• هنگامی که تصمیم درمانی شامل درمانهای حفظ حیات (SVT) است، آیا حفظ زندگی مهمتر از کیفیت زندگی است؟
• چه کسی میتواند مجوز تغییر اهداف درمانی و حفظ حیات را به اهداف تسکیندهنده صادر کند؟
برای کمک به یافتن راهحل برای این گونه چالشها، منشور اخلاقی انجمنهای پرستاری در کشورهای مختلف تدوین شده است؛ اما برای چگونگی برخورد با این موقعیتهای بالینی توافقنظر و پاسخ قطعی وجود ندارد. استفاده از نظرات متخصصان امر در رشتههای مختلف و تدوین کدهای اخلاق حرفهای میتواند راهنمای تصمیمسازی بالینی درست و اخلاقی برای پرستاران کودکان در مواقع ابتلا به بیماریهای جدی باشد.
نیر سلمانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
کدهای اخلاق، راهنماهایی برای همهی پرستاران در همهی موقعیتها هستند تا آنان الزامات اخلاقی را به کار ببرند. یکی از این موقعیتها، بخش کودکان است. با توجه به آسیبپذیربودن کودکان بیمار، بسیار ضروری است تا مهارتهای مراقبت پرستاری بر اساس کدها و دستورالعملهای اخلاقی ارائه شود. هدف از این مطالعه، مروری بر پایبندی پرستاران بخش کودکان به رعایت کدهای اخلاقی بود. در این مطالعهی مروری، کلیدواژههای پرستار، مراقبت، کدهای اخلاقی، کودکان و معادل انگلیسی آنها در پایگاههای معتبر Google Scholar, Pubmed, Scoups وSID در طی بازهی زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ جستوجو شدند و ۱۵۳۷ مقاله در جستوجوی اولیه به دست آمد. بعد از بررسی همهی مقالات تماممتن انگلیسی یا فارسی، ۲۳ مقاله وارد مرحلهی ارزیابی کیفیت شدند و ۱۰ مقاله تحلیل شد. پایبندی پرستاران بخش کودکان به رعایت کدهای اخلاقی شامل شش طبقه است: احترام به خانواده، ایجاد ارتباط مبتنی بر اعتماد، حفظ حریم خصوصی کودک بیمار، تلاش برای صبوری، قبولکردن مسئولیت خطای رخداده در مراقبت از کودک بیمار، نبود تبعیض بین کودکان بیمار و خانوادهها. پرستاران، بهعنوان عضو اصلی تیم مراقبتی، برای پایبندی به رعایت کدهای اخلاقی در بخش کودکان باید با تکیه بر اصول اخلاقی، از کودک بیمار و خانوادهاش، با همدیگر و بهشکل کلنگر، مراقبتی اخلاقی داشته باشند.