جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای Bioethics

کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1390 )
چکیده

کرامت انسانی (human dignity) در طول تاریخ از سوی ادیان و مکاتب فلسفی مطرح شده و مورد تأکید قرار گرفته است. این مفهوم ریشه‌هایی نظری در مکاتب و ادیان باستانی، سده‌های میانه و دوران مدرن دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به منشور کورش، فلسفه‌ی رواقی، آرای اندیشمندان دوران رنسانی، Locke، Kant و اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، و نیز تأکید بر کرامت انسانی در ادیان ابراهیمی اشاره کرد. کرامت انسانی با دو وصف ذاتی و غیرقابل سلب بودن مشخص می‌شود و اگر چه تعریف جامع و مانع و همه‌پذیری برای آن ارائه نشده است، همان ویژگی‌ای دانسته شده است که مبنای حقوق اساسی انسان می‎باشد. در حوزه‌ی اخلاق زیست - پزشکی کرامت انسانی در دو بعد فردی و جمعی مطرح می‌گردد. کرامت انسانی در بعد فردی آن مطلق و در بعد جمعی - که به‌واسطه‌ی تعلق و انتساب به انسانیت به‌دست می‌آید - نسبی است. مفهوم کرامت انسانی ناظر به تمامی اصول اخلاق زیست - پزشکی است و خط قرمز استدلال‌ها و استنتاج‌های اخلاق زیست - پزشکی را مشخص می‌نماید. در حوزه‌هایی نظیر اخلاق در پژوهش، اخلاق در مراقبت‌های آغاز و پایان حیات، و اخلاق در سلامت عمومی، کرامت انسانی دارای دلالت‌ها و الزامات صریح و روشنی است، نظیر: عدم استفاده‌ی ابزاری از رویان، جنین و بدن انسان، عدم کالاانگاری و خرید و فروش آن‌ها، حق زندگی و مرگ توأم با کرامت در مراحل پایانی زندگی و حق برخورداری از مراقبت‌های پایه‌ای سلامت برای تمامی اقشار جامعه.


محمدمهدی آخوندی، علیرضا میلانی فر، زهره بهجتی اردکانی، محمد تقی کروبی،
دوره 5، شماره 1 - ( 12-1390 )
چکیده

پیشرفت خیره‌کننده‌ی علوم پزشکی در پرتو پژوهش‌ها و تحقیقات چند دهه‌ی اخیر مزایای بی‌شماری از جمله ارتقای سطح سلامت، جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های مسری و درمان بسیاری از بیماری‌ها را برای بشر به ارمغان آورده است. این روند علیرغم مزایای فوق‌العاده‌ی آن مخاطراتی را نیز برای افرادی که تحت پژوهش و تحقیق قرار می‌گیرند یا آن دسته از افراد که از زمره‌ی تحقیق و پژوهش محروم می‌شوند، ایجاد کرده است. از این رو، بحث اصول احترام به آسیب‌پذیری انسانی و تمامیت فردی در پژوهش‌ها و تحقیقات پزشکی در حقوق داخلی بسیاری از کشور‌ها و اسناد بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است. مبانی فلسفی، اخلاقی و حقوقی اصول احترام به آسیب‌پذیری انسانی و تمامیت فردی مندرج در اسناد بین‌المللی نه تنها با شریعت اسلامی و آموزه‌های الهی در تضاد نیست بلکه می‌توان آن را در راستای اعمال تعالیم الهی در توجه به شأن، کرامت و تمامیت فردی همه‌ی انسان‌ها دانست. در پرتو چنین نگرشی از قانون‌گذار کشور انتظار می‌رود از یک‌سو با اقدامات تقنینی مناسب به حمایت‌های قانونی از آحاد جامعه در قبال پژوهش، تحقیق و درمان پزشکی برآید و از سوی دیگر همگام با کشورهای پیشرفته با مشارکتی فعال در توسعه و ایجاد رویه‌های بین‌المللی در این زمینه مشارکت کند.


Aamir Jafari،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

Over the past few years, there has been an exponential increase in people with bioethics related university degrees or diplomas in Pakistan. Whereas there was only one person with formal bioethics education in Pakistan in 1998, there are over a hundred in 2012, a sixteen fold increase. This paper will begin by describing the various bioethics education programs currently available in Pakistan, and their users. A qualitative study was conducted from August 2010 to July 2011 focusing on Pakistanis who had, or were pursuing formal bioethics qualifications like a Postgraduate Diploma or a Masters degree in bioethics. According to the findings of this study, the main reason for people to pursue this degree was because they hoped bioethics would equip them with means to address social evils, inequities and unethical practices they encountered in professional and personal encounters. For most, bioethics was a harbinger of change. This was in contrast to motivations noted in the West where an education in bioethics is regarded as an academic pursuit often aimed towards a career.Bioethics education had also made clear impacts on those who underwent the courses. They noted internal changes in themselves, their attitudes and behavior. They felt more humility with their new knowledge, and felt they were better communicators and were more sensitive individuals now.Respondents also noted changes in the attitudes of their colleagues with them. They observed that after their bioethics qualification, whereas some colleagues acknowledged them for their knowledge and expertise in this field, others felt uncomfortable in their presence and avoided them. There was a general perception of them having assumed the mantle of a Bioethics Police. Bioethics felt like a stigma for many respondents.With increasing numbers bioethicists with no discernable utility within institutions in Pakistan, the apparent laudable growth in this cadre of trained professionals also has its disadvantages. This will probably be true in the context of other developing countries also. There is therefore a need for seamlessly integrating bioethics within academia and the professions rather than developing it as a separate entity with little practical utility and with a holier than thou air about it.
نجف الهیاری فرد،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زیست‌فناوری به‌دلیل گستره‌ی وسیع کاربردهای خود در بخش‌های مختلف صنعت، کشاورزی، پزشکی، محیط زیست و...، فناوری برتری است که نقش مهمی در ترسیم آینده‌ی کشورهای جهان ایفا خواهد کرد.سازمان فائو پیش‌بینی کرده است که تأمین امنیت غذای 1/9 میلیارد نفری جمعیت جهان در سال 2050 مستلزم افزایش 70 درصدی تولید غذا در جهان و افزایش 100 درصدی تولید غذا در کشورهای در حال توسعه است. مؤسسه‌ی بین­المللی ارزیابی بهره‌گیری از بیوتکنولوژی کشاورزی اعلام کرده ­است، زیست‌فناوری می‌تواند راه حلی کلیدی برای رشد روزافزون تقاضا برای غذا در جهان باشد. لذا بهره­برداری هدفمند از زیست‌فناوری با رعایت تمامی جنبه­های ایمنی و اخلاقی مربوطه منجر به افزایش تولید مواد غذایی و بهره­وری قابل توجه خواهد شد. البته این خود مرهون فرهنگ‌سازی، تدوین قوانین و مقررات، تولید و تجاری‌سازی محصولات تراریخته‌ی ژنتیکی و اصلاح الگوی مصرف جامعه است.بررسی دیدگاه‌های مراجع عظام و نظریات فقهی مصرف محصولات تراریخته حاصل از مهندسی ژنتیک ما را به مسائل اخلاق زیستی مربوطه و چگونگی استفاده‌ی صحیح رهنمون خواهد کرد. در این تحقیق از مراجع عظام شیعه جنبه­های مختلف مصرف مستقیم و غیر‌مستقیم محصولات حاصل از مهندسی ژنتیک در قالب چهار پرسش استفتاء شده است. همه‌ی ایشان مصرف این محصولات را مجاز دانسته­اند، هم‌چنین، برخی این اجازه را مشروط بر عدم ضرر رسانی در حال و آینده، اطلاع مشتریان از نوع محصول دریافتی و این­همانی محصولات اعلام کرده­اند. در این مقاله ضمن اعلام پاسخ­های دریافت‌شده، جنبه­های اخلاق زیستی و فقهی دیدگاه‌های مراجع عظام در زمینه‌ی محصولات تراریخته تبیین می­شود.
سعیده سعیدی تهرانی، علیرضا پارساپور‌، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده

تحقیقات ژنتیکی در ابتدا عموماً برغربال­گری و تشخیص برخی بیماری­های شناخته‌شده­ی ارثی متمرکز بود. بعد از تکمیل پروژه‌ی ژنوم انسان، مطالعات به تشخیص و درمان بیماری‌های غیرواگیر و سلامت عمومی پرداخت؛ سپس در شکل جدید فناوری‌های ژنتیک علاوه بر تشخیص و درمان بیماری‌های ژنتیکی، تولید داروهای نوترکیب، تقویت ژنتیکی، ایجاد ارگانیسم‌های تغییریافته‌ی ژنتیکی و استفاده از آن مدنظر قرار گرفت. موجودات تراریخته، نقطه‌ی عطف این قبیل نوآوری‌ها است. این موجودات دارای ترکیبات ژنتیک متفاوت هستند که توسط علم بیوتکنولوژی ایجاد شده‌اند. در سال‌های اخیر، استفاده از این فرآورده‌ها به‌خصوص در زمینه‌ی مسائل کشاورزی و دامداری رایج شده است. در دنیای امروز به ‌دلیل کمبود منابع برای رهایی از فقر و گرسنگی، بشر ناگزیر به استفاده از فناوری در مصارف گوناگون شده است. تغییرات ژنتیکی باعث افزایش تولیدات کشاورزی، دامداری، برخی از داروها، واکسن و مصارف گوناگون می‌شود. علی­رغم سودهایی که مهندسی ژنتیک و تولید این موجودات می‌توانند برای انسان داشته باشند، این تغییرات ممکن است خطراتی نیز داشته باشند و از طرفی ممکن است نگرانی‌های اخلاقی در ارتباط با کاربرد این فناوری وجود داشته باشد. در این مطالعه­ی مروری سعی شده است که مباحث اخلاقی پیرامون استفاده از این فناوری مطرح شوند و از منظر چهار اصل اخلاق زیستی مورد واکاوی قرار گیرند. برای این منظور، ابتدا کلیدواژه‌ها در منابع علمی جست‌وجو و پس ازطبقه‌بندی و دسته‌بندی اطلاعات، ملاحظات اخلاقی از منظر چهار اصل اخلاق زیستی واکاوی شد. در بخش نتایج، ابتدا در رابطه با سود و خیری که این محصولات برای مردم جهان دارد و کمکی که به حفظ منابع محدود در زمینه‌های مختلف دارند اشاره می‌شود و سپس، آسیب‌هایی که ممکن است در زمینه‌های مختلف وارد کنند مورد اشاره قرار می­گیرند، ملاحظات مربوط به تولید انبوه و مصرف عمومی آن توسط مردم از قبیل احترام به اتونومی افراد، اطلاع‌رسانی کافی مبنی بر فواید و مضرات این محصولات، نوع برچسب‌گذاری آن‌ها پرداخته می­شود و در پایان به بحث عدالت و ارزیابی کلی فواید و زیان‌ها و میزان هزینه‌ اثربخشی آن در جامعه می‌پردازد.


علی محمدی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

پژوهش‌های علمی همچنان که ثمره‌های اجتماعی و فردی بسیاری برای آدمی به ارمغان آورده، موجد مسائل و مشکلات اخلاقی فراوانی نیز بوده است. چشم‌انداز ایجاد کودکان از طریق انتقال هسته‌ی سلول سوماتیک‌ (SCNT) یا شبیه‌سازی انسان، موجب نگرانی‌های اخلاقی گسترده‌ای در سراسر دنیا شده است. بر این اساس، گزارش‌ها و آیین‌نامه‌هایی مختلف، در سطوح ملی و بین‌المللی، منتشر شده که به موازین اخلاقی آزمودنی‌های انسانی پرداخته‌اند. در این میان، گزارش بلمونت اهمیتی خاص دارد. در این گزارش، سه اصل بنیادی «احترام به افراد»، «احسان یا خیررسانی» و «عدالت» در زمینه‌ی تحقیقات انسانی، در کانون توجه قرار گرفته است. در زمینه‌ی این فناوری نوین زیستی، یعنی شبیه‌سازی انسان، با توجه به بهره‌گیری از آزمودنی‌های انسانی در آن و با توجه به اصول و موازین اخلاق پژوهش آزمودنی‌های انسانی، مباحث ایمنی و سلامت، مسأله‌ی رضایت و همچنین، استثمار و سوء استفاده از زنان، مطرح می‌شود. با توجه به اینکه حدود نود درصد از تلاش‌های شبیه‌سازی در حیوانات، با مشکلاتی عدیده مانند سقط جنین، مرگ زودهنگام، ایجاد بیماری‌ها و نواقص فیزیکی خاص و... مواجه شده است، به‌کارگیری آن در انسان‌ها عاقلانه نیست و موجب بروز مشکلاتی خاص و پیش‌بینی‌ناپذیر در افراد شبیه‌سازی‌شده می‌شود.
 

فرزاد زکیان خرم آبادی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی، امیرحسین تکیان، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

حق بر دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان جزئی از حقوق بنیادین بشر، متأثر از شرایط و امکانات دولت‌ها و اوضاع بین‌المللی، همواره با چالش‌هایی روبه‌رو بوده است. علی‌رغم صراحت سیاست‌های کلی و اسناد بالادستی در نظام سلامت ایران، در خصوص لزوم برخورداری مهاجران و پناهندگان از خدمات سلامت و عضویت ایران در کنوانسیون‌های مربوطه، ضمانت اجرای مفاد این اسناد به دلایل مختلف، ازجمله نارسایی قوانین مربوط به مهاجران و پناهندگان و اجرای نادرست برخی قوانین موجود، منسجم و کامل نیست. گروه تحقیق، نسخه‌ی اول پیش‌نویس راهنمای اخلاقی ارائه‌ی خدمات سلامت به مهاجران را، با استفاده از داده‌های پژوهشی مبتنی بر مرور اسناد مرتبط و مطالعه‌ی کیفی، تهیه و بر اساس نظرات شرکت‌کنندگان در یک گروه هیأت متخصصان، نهایی کرده‌اند. در این پیش‌نویس، پس از تبیین ارزش‌ها و اصول اخلاقی حاکم بر ارائه‌ی خدمت به مهاجران افغان، راهنماها و تکالیف پیشنهادی برای ذی‌نفعان اصلی درگیر و مرتبط با موضوع، ازجمله سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان کلان نظام سلامت، مؤسسات و مراکز ارائه‌ی خدمات سلامت، حرفه‌مندان و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، سازمان‌های حرفه‌ای، فعالان جامعه‌ی مدنی، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد و پژوهشگران و متولیان پژوهش و آموزش پزشکی ارائه شده است

فاطمه بهمنی، مهشاد نوروزی، نرجس کلاهچی، مصطفی قانعی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زیست‌فناوری‌های نوظهور به‌واسطه‌ی ‌تأثیر بر حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و سلامت نقش بسزایی در ارتقای رفاه جوامع ایفاء می‌کند. نگرش به فناوری‌های زیستی در شرایط مختلف و در طول زمان متفاوت بوده و بر اساس درک جدید و شواهد نویافته از موقعیت تغییر می‌کند. در ارزیابی اخلاقی فناوری‌های نوظهور یکی از مسائلی که همواره مورد تأکید قرار می‌گیرد جنبه‌های خطرآفرین و مشکل ساز آن برای زندگی و رفاه انسان‌ها است. در عین حال، پیش‌فرض‌های اخلاقی شامل آزادی، خوش بینی در فناوری، جبرگرایی، چرخه زندگی، قدرت، شکل زندگی، بی‌طرفی فناوری، ابهام، عدم قطعیت، توان بالقوه تحول آفرینی و چالش‌های برخواسته از آن‌ها می‌تواند بر قضاوت اخلاقی استفاده از این فناوری‌ها مؤثر واقع شود. شش رویکرد متمایز برای ارزیابی فناوری‌های نوظهور مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این میان، «رویکرد مبتنی بر اصول»، با ایفای نقش نظارتی منعطف، به جای تعیین الزامات و قوانین خاص یا استانداردها و تعهدات عمومی و پرهیز از طراحی چک لیست، بر دستیابی به نتایج مطلوب تمرکز می‌کند. با تمرکز بر رویکرد مذکور در این مقاله، اصول اخلاقی مطرح در ارزیابی اخلاقی زیست‌فناوری‌های نوظهور شامل خطر-هزینه-فایده، پایبندی به حقوق فردی، پایداری، طبیعی بودن، احتیاط، سیر فناوری، نظارت مسئولانه، منفعت عمومی، عدالت و انصاف، مشورت مردم‌سالارانه، و آزادی فکری مورد بررسی ارائه می‌شود. در نهایت، با ارائه یک مدل مفهومی در به‌کارگیری اصول فوق الذکر در مراحل مختلف شکل‌گیری یک زیست‌فناوری، هجده توصیه‌ی عملیاتی به منظور تسهیل ارزیابی و نظارت اخلاقی بر روند روبه رشد زیست فناوری‌های نوظهور در کشور، در سطوح مختلف سیاست‌گذاری ارائه می‌شود.

فروزان اکرمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سال‌هاست که پاسخ به سؤال احیاکردن یا نکردن نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری، ذهن متخصصان مامایی، طب پیرامون تولد، طب پیرامون نوزادی و اخلاق پزشکی را به خود مشغول کرده است. برخلاف سایر مطالعات که به تبیین ارزش و حرمت حیات انسانی در دوران زندگی داخلِ‌‌رحمی پرداختهاند، در مطالعه‌ی حاضر، ما ضمن پذیرش فرض ارزش هر لحظه از حیات انسان و مراتب شأن انسانی وی از زمان لقاح، در تلاش برای پاسخ‌گویی به این سؤال بودیم که تصمیم درست درباره‌ی حمایت از حیات در نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری در پرتو آموزه‌های اخلاقی سنت اسلام چیست؟ این پژوهش چندروشی، در سه بخشِ مرور چهارچوب‌های اخلاقی ارائه‌شده برای حمایت از حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری، تبیین اصول اخلاق زیستی‌اسلامی بر اساس منابع مشترک اهل تسنن و شیعه و تحلیل و ارائه‌ی چهارچوب اخلاق زیستی انجام شده است. مطابق اصول اخلاقی سنت اسلام، برخلاف اخلاق زیست‌پزشکی سکولار، اول اینکه، باید برای حفظ و تداوم حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری صرف‌نظر از کیفیت آن تلاش کرد؛ دوم اینکه، هنگام تصمیم‌گیری بین مرگ و زندگی، آنچه در اولویت قرار دارد، خواست والدین نوزاد نیست، بلکه نجات جان نوزاد و حفظ حیات وی توسط پزشک و تیم درمانی است؛ اگرچه مشارکت والدین در تصمیم‌گیری ضرورت دارد؛ بااین‌حال، حفظ حیات یک مصلحت مطلق نیست و هدف از اقدامات حمایت از حیات، صرفاً طولانی‌ترکردن حیات نوزاد برای یک مدت‌زمان محدود نیست، بلکه این اقدامات باید متناسب با پیش‌آگهی و منفعت مورد انتظار، یعنی احتمال فراوان بقای نوزاد انجام شود. این امر مستلزم ارزیابی خطر برای هر نوزاد، با توجه به وضعیت بالینی اختصاصی وی و منابع و وضعیت منطقه‌ای است. استفاده از چهارچوب اخلاق زیستی پیشنهادی، برای تدوین یک راهنمای بالینی، شامل معیارهای دستهبندی نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیستپذیری مبتنی بر وضعیت بالینی آنها، تصمیم اخلاقی برای مداخله بر اساس وضعیت بالینی، احتمال بقا و منابع موجود منطقهای توصیه میشود.

نگین فرید، نازنین نظری، نرگس جعفرملک،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

طب‌ روایتی، الگویی تحول‌آفرین در حوزه‌ی مراقبت‌های بهداشتی به شمار می‌رود که بر اهمیت داستان‌های بیماران در فرایند مراقبت- درمان تأکید دارد. این رویکرد اذعان دارد، هر بیمار حامل روایتی منحصربه‌فرد است که از تجربیات و زمینه‌های فرهنگی او شکل گرفته است و می‌تواند تأثیری چشمگیر بر رابطه‌ی مراقب- بیمار داشته باشد؛ بااین‌حال، ادغام رویکرد روایتی در عملکرد پرستاری، کمتر بررسی شده است. فقدان بررسی‌های جامع در این حوزه، شکافی اساسی را نمایان می‌کند؛ جایی که ابعاد روانی‌احساسی مراقبت از بیمار، اغلب نادیده گرفته می‌شود؛ لذا، این مطالعه با هدف مرور تحقیقات موجود درباره‌ی کاربرد طب‌ روایتی در پرستاری، ظرفیت آن را برای غنی‌سازی عملکرد بالینی- چهارچوب‌های آموزشی بررسی می‌کند. در این مرور نظام‌مند، راهکار جست‌وجو با استفاده از اپراتورهای بولین و کلیدواژه‌های طب‌ روایتی، پرستاری روایتی، پرستاری و سایر معادل‌های فارسی و انگلیسی آنان تنظیم شد؛ سپس، پایگاه‌های بین‌المللی PubMed/Medline، Scopus، Web of Science Core Collection، CENTRAL و موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی جهاد دانشگاهی، نور، مگ‌ایران و ایرانداک بررسی شدند. مطالعات کارآزمایی بالینی و مقالات منتشرشده به زبان‌های انگلیسی یا فارسی، معیارهای ورود بودند. ادبیات خاکستری خارج شد و محدودیت زمانی اعمال ‌نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و ارزیابی با ابزارهای نقد، در نهایت، هشت مطالعه تحلیل شد. دو پژوهشگر با رعایت ملاحظات اخلاقی کاهش سوگیری در انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد، پژوهش را انجام دادند و پژوهشگر سوم، اختلاف‌نظر‌ها را حل کرد. گزارش بر اساسPRISMA  تنظیم ‌شد. مروری بر مطالعات، تمرکز آن‌ها در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و بر گروه‌های مختلف را نشان ‌داد. این گروه‌ها شامل دانشجویان پرستاری با میانگین سنی ۹۶/۱۷ تا ۵/۲۱، بیماران مبتلا به تومورهای ریه با میانگین سنی ۳۱/۴۹ و سالمندان 6۱ تا 89ساله با شکستگی‌های پیچیده بود. نتایج در سه حوزه دسته‌بندی شد. اولاً، این رویکرد به‌طور معناداری، همدلی و موفقیت تحصیلی دانشجویان پرستاری را ارتقا داد. در یک مطالعه، آموزش‌های طب‌ روایتی، همدلی و عملکرد علمی دانشجویان را بهبود بخشید و در مطالعه‌ای دیگر، آموزش نگارش روایتی، مهارت‌های حرفه‌ای و همدلی دانشجویان را ارتقا داد. ثانیاً، مداخلات ‌روایتی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی شد؛ به‌طوری‌که در یک مطالعه، مداخلات پرستاری روایتی باعث کاهش نمرات اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به تومورهای ریه شد و به‌طور مشابه، مطالعات دیگر، کاهش اضطراب و افزایش رضایت بیماران تحت شیمی‌درمانی را نشان ‌دادند. ثالثاً، این رویکرد تأثیری شایان توجه بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانی بیماران داشت. در یک مطالعه، پرستاری ‌روایتی، درد و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان ریه را کاهش داد. مطالعات دیگر نشان دادند، مدل پرستاری روایتی، عملکرد شناختی و سلامت روانی سالمندان را بهبود بخشید. بینش‌های جمعی مطالعات، نقش حیاتی آموزش رویکرد روایتی را در تحول نتایج بالینی و روان‌شناختی تأیید می‌کند. برنامه‌های آموزشی مبتنی بر روایات، نه‌تنها کیفیت انسانی مراقبت را غنی‌تر می‌کنند، بلکه به‌طور در خور ‌توجهی، مهارت همدلی پرستاران را ارتقا داده‌اند. با نگاه به آینده، باید از رویکرد روایتی، به‌عنوان یکی از ارکان مراقبت جامع، حمایت شود تا نسلی جدید از ارائه‌دهندگان مراقبت شکل ‌گیرد؛ نسلی که به ایجاد تغییر معنادار در زندگی بیماران، متعهد باشند.

فرشید محمدموسایی، زینب رئیسی فر، آق سید علی موسوی، خا نسترن خرسندی بهار، فاطمه اسماعیل زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

حفظ حریم خصوصی بیماران، یکی از مهم‌ترین حقوق‌های اولیه‌ی بیماران و از وظایف اخلاقی کارکنان نظام سلامت است. این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی در سال 1401 با هدف مقایسه‌ی دیدگاه بیماران و کارکنان اتاق عمل‌های جراحی زنان و زایمان شهر مشهد درباره‌ی میزان رعایت حریم خصوصی بیماران انجام گرفت. نمونه‌گیری از بیماران به‌صورت تصادفی در اتاق عمل‌های مذکور بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسش‌نامه‌ی استاندارد بررسی حریم خصوصی بیماران بستری و برای تحلیل داده‌ها، از نرم‌افزار SPSS 22 و آزمون های توصیفی و استنباطی استفاده شد و سطح معنی‌داری 0.5 >P در نظر گرفته شد. میانگین سن (± انحراف معیار) بیماران و کارکنان شرکت‌کننده در پژوهش به‌ترتیب (12/56 ± 39/07) و (8/42 ± 31/65) بود. میانگین نمره‌ی رعایت حریم خصوصی از دیدگاه بیماران (22/41 ± 38/92) و از دیدگاه کارکنان (8/02 ± 64/26)  و تفاوت این دو دیدگاه به لحاظ آماری معنی‌دار بود(0.0001 = P).  کمترین نمره در هر دو گروه، بعُد حریم خصوصی شخصی (77/97 ± 8/4) بیمار و (2/66± 13/37) کارکنان بوده است. نتایج  نشان داد، میزان رعایت حریم خصوصی از دیدگاه کارکنان، بیشتر از متوسط و از دیدگاه بیماران، کمتر از متوسط بود؛ لذا با توجه به موقعیت خاص بیماران، استرس فراوان بیمار و محدودیت‌های جسمی و روانی در حمایت از خود، لازم است آموزش و اقدامات ضروری برای توجه بیشتر کارکنان به موارد رعایت حریم خصوصی و نیز آگاهی‌بخشی به بیماران در این زمینه انجام شود.


مجتبی پارسا، سودابه مهدی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

خشونت خانگی و سوءرفتار با زنان، به‌خصوص خشونت شریک زندگی، یک مشکل بهداشت عمومی فراگیر است. خشونت خانگی با طیفی وسیع از مشکلات سلامتی جسمی و روانی همراه است و بر سلامت و رفاه فرد آسیب‌دیده تأثیر منفی میگذارد. زنانی که در معرض خشونت قرار می‌گیرند، برای کاهش پیامدهای منفی این خشونت‌ها به کمک نیاز دارند؛ ازاین‌رو، نهادهای سلامت، در ارائه‌ی مراقبت جامع سلامت به زنان خشونت‌دیده، نقشی مهم دارند. مواجهه‌ی پزشکان با زنانی که تحت خشونت خانگی قرار گرفته‌اند، به‌ویژه در کشور ما که دستورالعمل اختصاصی در این زمینه وجود ندارد، چالش‌ها و مسائلی اخلاقی را به همراه دارد. در این مقاله، با ارائه‌ی یک نمونه، برخی از چالش‌ها و مسائل اخلاقی مطرح در این زمینه بررسی شده است.

داوود رسولی، الهام رمضان پور، سهراب نصرتی، خانم اکرم ژیانی فر، زهرا نوری خانقاه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

اخلاق حرفه‌ای، به‌عنوان یکی از مباحث تأمل‌برانگیز در اخلاق پزشکی، در حرفه‌های پزشکی که مستقیماً با جان انسان سروکار دارند، حائز اهمیت است؛ بنابراین، مطالعه‌ی حاضر با هدف مقایسه‌ی پایبندی به اصول اخلاق حرفه‌ای در میان دانشجویان عرصه و کارکنان اتاق عمل بیمارستان‌های آموزشی‌درمانی منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران در طی سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ انجام پذیرفت. این مطالعه، از نوع توصیفی‌مقطعی است. دویست نفر از کارکنان اتاق عمل شش بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران، به‌صورت تصادفی طبقه‌ای سهمیه‌ای و شصت نفر از دانشجویان عرصه‌ی اتاق عمل، به‌صورت در دسترس وارد مطالعه شدند. داده‌ها با پرسش‌نامه‌ی جمعیت‌شناختی و اخلاق حرفه‌ای کادوزیر (۲۰۰۲) جمع‌آوری و با نرم‌افزار SPSS  نسخه‌ی ۲۴ با آمار توصیفی (میانه و دامنه‌ی میان‌چارکی) و آزمون‌های آماری کای اسکوئر و آزمون من‌ویتنی تجزیه ‌و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، اخلاق حرفه‌ای 98.4% دانشجویان و 75% کارکنان اتاق عمل در وضعیت قوی و مناسبی قرار دارد. در بُعد وفاداری و مسئولیت‌پذیری، به‌صورت معناداری نمره‌ی میانه‌ی دانشجویان (0.0001 > P) و در بُعد صداقت نمره‌ی میانه‌ی کارکنان (0.003 = P) بیشتر بود؛ همچنین، در سایر ابعاد، تفاوت معناداری گزارش نشد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد، اخلاق حرفه‌ای هر دو گروه (دانشجویان و کارکنان اتاق عمل) در وضعیت مطلوبی قرار دارد. این یافته‌ها می‌تواند راهنمایی برای برنامه‌ریزی مداخلات آموزشی و توسعه‌ای با هدف ارتقاء اخلاق حرفه‌ای در بین این دو گروه باشد.

زهرا دهقانی، فرهاد خرمائی، سید مهدی پورسید،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش منش بر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعه‌پسند دانشجویان بود. این پژوهش، طرحی شبه‌آزمایشی با گروه کنترل و پس‌آزمون بود. مشارکت‌کنندگان در پژوهش، دو گروه از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که با تخصیص تصادفی به گروه‌های آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس، گروه آزمایش، دوازده جلسه در برنامه‌ی آموزش تکوینی صفت منشی آداب‌گرایانه شرکت کردند و در پایان، هر دو گروه به پرسش‌نامه‌های خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعه‌پسند پاسخ دادند. شایان ذکر است که روایی و پایایی این ابزارها برای فرهنگ ایرانی در سطح رضایت‌بخش بوده است. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد، آموزش منش آداب‌گرا بر هر سه متغیر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعه‌پسند تأثیری معنادار داشته است. تلویح ضمنی این نتایج، توجه به آموزش منش در موقعیت‌های تحصیلی است.

امیر راستین طرقی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 در دهه‌های اخیر، کاهش تمایل به فرزندآوری و گسترش سیاست‌های بی‌فرزندی داوطلبانه، در نظریه‌های فلسفه‌ی اخلاق، بازتابی جدی یافته است؛ ازجمله در دیدگاه‌های تولدستیزانه. مقاله‌ی حاضر به بررسی انتقادی استدلال بروس بلک‌شا ‌پرداخته که در مقاله‌ای با عنوان «کاربست شرط‌بندی پاسکال در فرزندآوری»، با بهره‌گیری از ساختار شرطی پاسکال و اصل عدم تقارن مک‌ماهان، مدعی است احتمال گرفتارشدن فرزند در عذاب ابدی، حتی احتمال بسیار اندک، فرزندآوری را از حیث اخلاقی به چالش می‌کشد. با ناموجه‌شدن فرزندآوری، افراد از نظر اخلاقی، موظف به تجرد یا عقیم‌سازی هستند. این مقاله با روش تحلیلی، استدلال بلکشا را از سه منظر نقد می‌کند: اول، پیامدهای ناپذیرفتنی، همچون: تعمیم‌پذیری به تمام تصمیم‌های اخلاقی و اختلال در زیست روزمره، دوم، مخالفت‌های مبنایی فیلسوفان اخلاق با اصولی چون اصل عدم تقارن و سوم، ناسازگاری با مبانی الهیاتی، به‌ویژه در سنت اسلامی، مانند نادیده‌گرفتن اموری همچون: مسئولیت اخلاقی فرزندان، نقش تربیتی والدین و وجود تفسیرهای متفاوت از خلود در عذاب. از دیدگاه اسلام، فرزندآوری نه یک خطر، بلکه بخشی از سنت انبیا، فطرت انسان و طرح حکیمانه‌ی خلقت است و تولد، فرصتی برای رشد و انتخاب و تقرب الهی تلقی می‌شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb