7 نتیجه برای اسدی لاری
عبدالله محمدیان هفشجانی، حمیدرضا برادران، نضال صراف زادگان، محسن اسدی لاری، آرش رمضانی، شیدخت حسینی، فاطمه الله بخشی هفشجانی7،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با وجود روند روبه کاهش شیوع بیماریهای
کرونری در کشورهای پیشرفته و پیشرفتهای چشمگیر در درمان بیماران،میزان کشندگی در
پی رخداد سکته قلبی حاد در هر دو جنس بالا باقی مانده است. تعیین عوامل پیشگویی
کننده بقای کوتاه مدت از سکته قلبی میتواند نقش مهمی در کاهش مرگ و میر در
بیماران داشته باشد.
روش کار: در این مطالعه همگروهی، اطلاعات تمامی بیماران
مبتلا به انفارکتوس قلبی حاد که درطی سالهای1378
تا 1386 به بیمارستانهای شهر اصفهان مراجعه کردهاند، درمرکزتحقیقات قلب و عروق
اصفهان گردآوری شده است. با استفاده از روش رگرسیون کاکس، خطر نسبی تک متغیره و
چند متغیره تطبیق شده مربوط به متغیرهای مطالعه محاسبه شد.
نتایج: در طی دوره مطالعه 8800 بیمار به مطالعه وارد
شدند که 6/73%از آنها مرد بودند. میانگین سنی بیماران 58/12±85/61 و میزان بقای
28 روزه کل بیماران 5/90% بود. خطر نسبی مرگ برای گروههای سنی 50 تا 70 سال(1/3-2 CI: 5/2RR=) و گروه سنی
بالاتر از 70 سال (3/6-4 CI: 5 RR=) و در زنان (9/1-5/1 CI:7/1RR=) و در گروهی که
داروی استرپتوکیناز را دریافت نکرده بودند
(1/1- 8% CI: 9/0RR=) و از نظر نوع
انفارکتوس قلبی، خطر نسبی مرگ برای انفارکتوس تحتانی (8/7-2/2 CI: 2/4RR=) و برای
انفارکتوس قدامی (3/13-4 CI: 2/7RR=) بود.
نتیجهگیری: بامشخص شدن شاخصهای پیشگویی کننده
بقای کوتاه مدت بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی باید در اقدامات درمانی و مراقبتی
گروههای با خطر بیشتر
)بیماران
با سن بالاتر، زنان و انفارکتوس قدامی(
دقت بیشتری مبذول گردد.
عزیز کسانی، محمودرضا گوهری، میرطاهر موسوی، محسن اسدی لاری، مرضیه روحانی رصاف، محسن شجاع،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرمایه اجتماعی شامل
شبکه ارتباطات بین افراد، هنجارهای
اجتماعی مثل همکاری متقابل و اعتماد در شبکههای اجتماعی میباشد. هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل تاثیر عوامل مختلف مثل
سن، جنس، وضعیت اشتغال، سلامت روان و سلامت جسمی بر روی مولفههای سرمایه اجتماعی
و ترسیم شبکه ارتباطات این
مولفهها است.
روش کار: دادههای این مطالعه از قسمت "سرمایه اجتماعی"
پیمایش سنجش عدالت در شهر تهران (Urban-HEART) که جامعه هدف آن کلیه شهروندان
تهرانی 15 ساله و بالاتر و مشتمل بر یک فرد انتخابی از 22500 خانوار از 22 منطقه شهر
تهران بود، استخراج گردید. نمونهگیری این طرح به صورت چند مرحلهای خوشهای تصادفی
بود.. برای انجام تحلیل مسیری سرمایه اجتماعی مدلهای علیتی
فرضی هر یک از مولفههای سرمایه اجتماعی طراحی و با استفاده از آنالیز رگرسیون چندگانه،
مدلهای نهایی مولفههای سرمایه اجتماعی ترسیم گردید.
نتایج: مهمترین متغیرهای تاثیر گذار بر الف) اعتماد فردی:
وضعیت اشتغال، تأهل و سلامت جسمی؛ ب) همبستگی و حمایت اجتماعی: تحصیلات، سن، وضعیت
زناشویی ج) اعتماد اجتماعی: اندازه خانوار، سلامت جسمی و سن میباشد. تاثیر مستقیم
متغیرهای ذکر شده بر مولفههای سرمایه اجتماعی بیش از تاثیر غیر مستقیم آنها (از
طریق سلامت روان و سلامت جسمی) میباشد.
نتیجهگیری: مؤلفههای سرمایه اجتماعی مستقیما تحت
تأثیر وضعیت اشتغال، وضعیت زناشویی، بعد خانوار، تحصیلات، سلامت جسمی و مدت اقامت در
محل، میباشند. برنامهریزی در جهت افزایش سطح تحصیلات و اشتغال، تأهل و سلامت جسمی
و ایجاد تسهیلات محلی، میتواند باعث افزایش سرمایه اجتماعی شود.
فاطمه محمد زاده، سقراط فقیه زاده، احمد رضا باغستانی، محسن اسدی لاری، محمد رضا واعظ مهدوی، جلیل عرب خردمند، احمد علی نوربالا، محمد مهدی گلمکانی، علی اصغر حائری مهریزی، رامین کردی،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: درد مزمن یکی از مشکلات مهم سلامت است و برای بررسی اپیدمیولوژیک آن، به داشتن برآوردهای معتبر از شیوع آن نیاز است. هدف از این مطالعه، بررسی اپیدمیولوژی درد مزمن در سطح 368 محله شهر تهران با بهرهگیری از روش برآوردیابی کوچک ناحیهای است.
روش کار: دادههای مربوط به قسمت درد از دور دوم طرح سنجش عدالت در شهر (Urban HEART) که از یک فرد منتخب از 23457 خانوارتهرانی، با استفاده از روش نمونهگیری چندمرحلهای تصادفی، در سال 1390گردآوری شده بود، تجزیه و تحلیل شد. برای بهدست آوردن برآوردهای قابل اعتماد از شیوع درد مزمن در محلههای تهران، از یک مدل آمیخته خطی تعمیمیافته و رویکرد بیز سلسله مراتبی استفاده شد و سپس، قابلیت اطمینان به برآوردهای بهدست آمده ارزیابی گردید. برای این کار، از نرمافزارهای R نسخه
2. 12. 2، WinBUGS و ArcGISاستفاده شد.
نتایج: برآورد میانگین شیوع درد مزمن درمحلههای شهر تهران 5/25% بود و ناهمگنی بسیاری از نظر شیوع درد مزمن در این محلهها مشاهده شد. شیوع درد مزمن در افراد متأهل، خانهدار، بازنشسته و مستمریبگیر بهطور معناداری بیشتر بود و با سن، وضعیت تحصیلی، افسردگی و اضطراب نیز ارتباطی معنیدار داشت (05/0P<). روشهای ارزیابی، قابل اطمینان بودن برآوردهای بیزی بهدست آمده را نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج بیانگر شیوع قابل توجه درد مزمن در تهران است، از این رو، توجه مسئولان و برنامهریزان برای پیشگیری، درمان و کاهش آثارآن ضروری به نظر میرسد.
یاسر مخیری، علی اکبر حقدوست، محمود محمودی، محسن اسدی لاری، سید سعید هاشمی نظری، سمیرا طراوت منش، نرگس رجایی، زهرا خرمی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 11، شماره 2 - ( دوره 11، شماره 2 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مشخص کردن اثر هر بیماری روی سلامت جامعه یک موضوع مهم در اولویتبندی خدمات بهداشتی و تخصیص منابع میباشد. مطالعه حاضر قصد دارد اثر حذف بیماریهای قلبی- عروقی، سرطانها و بیماریهای تنفسی را روی مقدار امید زندگی (LE) برآورد کند.
روش کار: دادههای مرگ از سازمان بهشت زهرا و دادههای جمعیتی از مرکز آمار ایران تهیه گردید. پس از محاسبه میزانهای مرگ اختصاصی، با استفاده از نرمافزارMORTPAK نسخه 4 جداول عمر به تفکیک دو جنس زن و مرد برآوردبرآورد گردید. برای تصحیح میزانهای مرگ از مدل Coale-Demeny West (CD West) استفاده شد. در نهایت احتمال مرگ با فرض حذف هر کدام از علل مرگ تحت مطالعه محاسبه و مجدداً جداول عمر برآورد گردید.
نتایج: امید زندگی در بدو تولد برای مردان و زنان تهرانی در سال 1389 به ترتیب برابر با 6/74 و 4/78 سال بود. با حذف بیماریهای قلبی- عروقی، امید زندگی در بدو تولد در مردان و زنان، به 39/82 و 51/85 سال افزایش خواهد یافت. این مقادیر برای گروه سرطآنها به ترتیب 27/76 و 49/80 سال و برای بیماریهای تنفسی به ترتیب 98/75 و 97/79 سال خواهد بود.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه اطلاعات مفیدی در خصوص اولویتبندی برنامههای خدمات بهداشتی در اختیار مسؤولان ذیربط قرار خواهد داد. بیماریهای قلبی- عروقی، بیشترین تأثیر را در کاهش امید زندگی دارند؛ در نتیجه در صورت در اولویت قرار دادن برنامههای پیشگیرانه و کنترلی برای این گروه از علل مرگ، امید زندگی به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت.
قباد مرادی، مجتبی صحت، علی اکبر حقدوست، منوچهر کرمی، رضا چمن، ظاهر خزایی، الهام گودرزی، محسن اسدی لاری، احسان مصطفوی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 12، شماره 0 - ( ویژه نامه دوره 12 1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اپیدمیولوژی ابزار و علم تهیه شواهد برای تصمیمگیری است و بهعنوان یکی از شاخههای اصلی پزشکی شناختهشده است. هدف مطالعه حاضر شناخت راهکارهای ارتقا جایگاه اپیدمیولوژی از طریق انجمن علمی اپیدمیولوژیستهای ایران بود تا فارغالتحصیلان این رشته بتوانند نقش مؤثر و مثبت و مرتبطی در بخشهای مختلف کشور ایفا نمایند.
روش کار: این مطالعه در سال 1394 صورت گرفت. جمعآوری دیدگاهها و نظرات اعضا انجمن علمی اپیدمیولوژیستهای ایران با استفاده از ایمیل صورت گرفت. دیدگاههای جمعآوریشده اعضا با استفاده از روشهای کیفی دستهبندی شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه منجر به شناخت بعضی از راهکارهای ارتقا جایگاه اپیدمیولوژی در نظام سلامت از طریق اعضا انجمن علمی اپیدمیولوژیستهای ایران شد.
نتیجهگیری: انجمن علمی اپیدمیولوژیستهای ایران باید نقش مؤثرتری در ارتقا جایگاه رشته اپیدمیولوژی در نظام سلامت ایفا نماید. ارتباط مؤثر با اعضا، تشکیل نشستهای گروهی، حمایتطلبی و مذاکره، بعضی از راهکارهایی هستند که میتوانند به ایفای نقش مؤثرتر انجمن در ارتقا جایگاه اپیدمیولوژیستها کمک کند.
قباد مرادی، مجتبی صحت، علی اکبر حقدوست، منوچهر کرمی، رضا چمن، ظاهر خزایی، الهام گودرزی، محسن اسدی لاری، احسان مصطفوی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 13، شماره 2 - ( دوره 13، شماره 2، تابستان 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف:اپیدمیولوژی ابزار و علم تهیه شواهد برای تصمیم گیری علمی است و به عنوان یکی از شاخه های اصلی پزشکی شناخته شده است. هدف مطالعه حاضر شناخت راهکارهای ارتقا جایگاه اپیدمیولوژی از طریق انجمن علمی اپیدمیولوژیست های ایران بود تا فارغ التحصیلان این رشته بتوانند نقش موثر و مثبت و مرتبطی در بخش های مختلف کشور ایفا نمایند.
روش کار:این مطالعه در سال 1394 صورت گرفت. جمع آوری دیدگاه ها و نظرات اعضا انجمن علمی اپیدمیولوژی با استفاده از ایمیل صورت گرفت. دیدگاه ها ی جمع آوری شده اعضا با استفاده از روش های کیفی دسته بندی شد.
نتایج:نتایج این مطالعه منجر به شناخت بعضی از راهکارهای ارتقا جایگاه اپیدمیولوژی در نظام سلامت از طریق اعضا انجمن علمی اپیدمیولوژی ایران شد.
نتیجه گیری: انجمن علمی اپیدمیولوژیست های ایران باید نقش موثرتری در ارتقا جایگاه این رشته در نظام سلامت ایفا نماید. ارتباط موثر با اعضا، تشکیل نشست های گروهی، حمایت طلبی و مذاکره، بعضی از استراتژی هایی هستند که می توانند به ایفای نقش موثرتر انجمن در ارتقا جایگاه اپیدمیولوژیست ها کمک کند.
سید عباس متولیان، حسن غریب نواز، محسن اسدی لاری، شیرین سراجی،
دوره 14، شماره 3 - ( دوره 14، شماره 3، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: حوادث یکی از نگرانیهای جهانی بهداشت عمومی هستند. سالانه 24/1 میلیون نفر در اثر حوادث رانندگی جان میبازند. در ایران حوادث جادهای علت اصلی سالهای از دست رفته عمر را به خود اختصاص میدهد و موتورسواران پرخطرترین گروه عبورومرور جادهای هستند. استعمال مواد روانگردان از عوامل خطر جدی برای وقوع سوانح ترافیکی بوده و استفاده از موتورسیکلت در بین مصرفکنندگان مواد شایعتر از افرادی است که مصرف نمیکنند. هدف این مطالعه مقایسه رفتار رانندگی در موتورسواران عادی با موتورسواران مصرف کننده متآمفتامین و متادون بود.
روش کار: این یک مطالعه همگروهی تاریخی است که روی 411 موتورسوار در 3 گروه شامل 100 موتورسوار مصرفکننده متادون، 100 موتورسوار مصرفکننده متآمفتامین و 211 موتورسوار عادی انجام شد. همسانسازی گروهی از نظر گروه سنی و منطقه محل سکونت در بین شرکتکنندگان انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه رفتار رانندگی (MRBQ) استفاده شد. سپس آنالیزهای توصیفی و تحلیلی با استفاد از نرمافزار SPSS نسخه 20 و روش رگرسیون خطی چندمتغیره انجام شد.
یافتهها: میانگین نمره رفتار رانندگی در موتورسواران عادی با موتورسواران مصرفکننده متآمفتامین و متادون تفاوت آماری معنیداری داشت (0001/0>P)، اما این تفاوت بین دو گروه مصرفکننده مواد با یکدیگر از نظر آماری معنیدار نبود (292/0 =P). بیشترین تخلف صورت گرفته در هر 3 گروه تخلفات مربوط به سرعت بوده است.
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این مطالعه نشان میدهند که در هر 3 گروه موتورسواران عادی و مصرفکنندگان متآمفتامین و متادون شایعترین رفتار تخلفات مربوط به سرعت و پس از آن خطاهای ترافیکی بوده است. به علاوه این مطالعه نشان داد که مصرف مواد مخدر (متآمفتامین و متادون) میتواند بر رفتار رانندگی موتورسواران تأثیر داشته باشد؛ به شکلی که بیشتر خطاها و تخلفات رانندگی در مصرفکنندگان مواد به طور معنیداری در مقایسه با موتورسواران عادی بیشتر بود.