جستجو در مقالات منتشر شده


17 نتیجه برای جعفری

محسن نقوی، فرید ابوالحسنی، فرشاد پورملک، ناهید جعفری، مازیار مرادی لاکه، بابک عشرتی، نیلوفر مهدوی هزاوه، حسین کاظمینی، آرش طهرانی بنی هاشمی، شروان شعاعی،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1387 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شاخص سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های عمر تطبیق شده برای ناتوانی Disability-Adjusted Life Years, DALY))، پیامدهای کشنده و غیرکشنده بیماری‌ها و آسیب‌ها را در قالب یک عدد خلاصه کرده و مشکلات سلامت جوامع را به صورت کمی بیان می‌نماید. این مطالعه با هدف برآورد بار بیماری‌ها و آسیب‌ها برحسب شاخص DALY در سطح ملی برای 6 استان به تفکیک طراحی و اجرا شده است.
روش کار: از روش‌های سازمان جهانی بهداشت برای برآورد بار مرگ زودرس، بار ناتوانی، و DALY استفاده شد. چند تطبیق در روشهای مزبور صورت گرفت.
نتایج: میزان  DALY ، 21572 سال در صد هزار بود. 62% از آن عمر از دست رفته به علت مرگ زودرس و 38% آن عمر از دست رفته به علت ناتوانی بود؛ 58% به علت بیماری‌های غیرواگیر، 28% ناشی از علل خارجی (سوانح)، و 14% در اثر بیماری‌های واگیر، بیماری‌های مادران در نتیجه عوارض بارداری و زایمان، بیماری های حول تولد و کمبود‌های تغذیه ای بود. گروهی از بیماری ها و صدمات که بالاترین بار را در جنس مذکر ایجاد می کرد صدمات عمدی و غیر عمدی با 789/2 میلیون سال، و گروه مشابه در جنس مونث، اختلالات روانی با 191/1 میلیون سال DALY بود. علت منفرد مسبب بیشترین بار در جنس مذکر، حوادث ترافیکی و در جنس مونث، بیماری ایسکمیک قلب بود. بار بیماری‌‌ها در سطح استانی تنوع قابل ملاحظه‌ای داشت.
نتیجه‌گیری: سیمای سلامت و بیماری در ایران در کل از نمای قدیمی غلبه بیماری‌های واگیردار، مرتبط با بارداری و زایمان، حول زمان تولد، و کمبودهای تغذیه‌ای به غلبه بیماری های غیر‌واگیر و سوانح و حوادث در سطح ملی گذار کرده است. نتایج بار ملی بیماری‌ها عینی‌ترین شواهد مورد نیاز برای سیاست‌گزاری و مدیریت برنامه‌های سلامت، پژوهش‌های سلامت، و توسعه منابع بخش سلامت هستند.
رجبعلی حکم آبادی، حمید سوری، محمد جواد جعفری،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده

مقدمه و اهداف: تعیین وضعیت ایمنی راه می‌تواند در کاهش مرگ و جرح ناشی از سوانح ترافیکی مؤثر باشد. در این مطالعه نشانگرهای دخیل در ایمنی راه شناسایی شد و بر اساس رویکردهای مختلف، شاخصی برای سنجش وضعیت ایمنی راه‌های کشور تدوین شد.
روش‌کار: یازده نشانگر انتخاب شده در 9 بعدطبقه‌بندی شده‌اند. داده‌ها با استفاده از مقادیر کمینه، بیشینه و هدف آن‌ها استاندارد سازی شده و براساس سه رویکرد با هم تلفیق شده‌اند. برای کاربردی بودن شاخص، داده‌های 11 کشور آسیایی جمع آوری شد. بر اساس شاخص‌ها، نتایجی محاسبه شده‌ که با مقادیر بدست آمده از شاخص ال حاجی مورد مقایسه قرار گرفته و بهترین شاخص برای سنجش ایمنی راه کشورانتخاب گردید.
 نتایج:مقادیر شاخص بدست آمده از وزن دهی نشانگرها به مقادیر شاخص ال حاجی نزدیک بوده و رابطه بین مقادیر این دو دارای برابر 994/0 است. اختلاف آماری در وضعیت ایمنی راه کشورهای آسیایی وجود دارد. به طوریکه سنگاپور و برونئی دارای بالاترین امتیاز، مالزی و فیلیپین دارای امتیاز متوسط و ایران، تایلند، اندونزی، میانمار، کامبوج، ویتنام و لائوس دارای پایین‌ترین امتیاز بر اساس شاخص هستند.
نتیجه‌گیری: کشورها نیازمند تدوین شاخص ترکیبی با نگاه سلامت محور از عوامل موثر در حوادث راه هستند تا بتوانند عملکرد ایمنی راه در کشور خود و در مقایسه با سایر کشورها را موردارزیابی قرار دهند. ایمنی راه در کشور ما هنوز با وضع مطلوب فاصله داشته و نیاز به توجه بیشتر دارد.
سمانه اکبرپور، ناهید جعفری، اردشیر خسروی، حمید سوری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده

مقدمه و اهداف: غرق‌شدگی یکی از مشکلات جدی سلامت در استان‌های شمالی محسوب می‌شود. از آنجایی که اولین قدم برای برنامه‌ریزی مشکلات سلامتی در هر جامعه الویت‌بندی مشکلات سلامت است. در این مطالعه علاوه بر بررسی مشخصه‌های غرق شدگی بار ناشی از آن، به عنوان یکی از شاخص‌های مهم الویت‌بندی محاسبه گردید.
روش کار: این مطالعه با استفاده از اطلاعات نظام ثبت مرگ برروی مرگ‌هایی که به علت غرق شدگی در ساکنین استان‌های مازندران و گیلان اتفاق افتاده انجام شد. در ابتدا با کمک آمار توصیفی به توصیف مشخصه‌های غرق ‌شدگی پرداخته شد و سپس با استفاده از روش استاندارد سازمان بهداشت جهانی بار ناشی از آن محاسبه گردید.
نتایج: در سال 1387 تعداد 158 نفر( 6/88 درصد مرد و 4/11 درصد زن) از ساکنین دو استان به علت غرق‌شدگی فوت شدند. میانگین سنی غرق ‌شدگان 4/26 سال ( انحراف معیار 16/16) بود. بیشترین موارد غرق ‌شدگی (4/85 درصد) در دریا و ماه مرداد (7/29 درصد) گزارش شد. میزان مرگ ناشی از غرق‌شدگی برابر با 9/2 در هر 100هزار نفر جمعیت برآورد گردید و تعداد سال‌های از دست رفته برابر با 4110 سال (1/76 در هر 100000 نفر) بدست آمد که بیشترین آن مربوط به گروه سنی 10- 19 سال بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه بیشترین تعداد غرق شدگی در دریا و تابستان رخ داده و بالاترین تعداد سال‌های از دست رفته مربوط به گروه سنی 10تا 19 سال بوده به نظر می‌رسد لازم است این ویژگی‌ها در برنامه‌ریزی و طراحی مداخلات لازم مورد توجه بیشتری قرار گیرند.  
سمانه اکبرپور، ناهید جعفری، فرزانه مباشری، پدرام پزشکان،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

مقدمه و اهداف : سوانح و حوادث دومین علت مرگ در کشور و یک مشکل سلامت عمومی محسوب می‌شوند. از آنجایی که قدم اول برای برنامه‌ریزی مشکلات سلامتی در جامعه، الویت‌بندی این مشکلات است؛ در این بررسی سعی شده سال‌های از دست رفته عمر به علت مرگ از حوادث عمدی و غیر عمدی، که یکی از شاخص‌های الویت‌بندی مشکلات سلامتی محسوب می‌گردد، محاسبه شود.
روش کار: در این بررسی با مراجعه به اطلاعات نظام ثبت مرگ کشور و استخراج اطلاعات مربوط به استان مازندران و با استفاده از روش استاندارد سازمان جهانی بهداشت، تعداد سال های از دست رفته به علت مرگ از سوانح عمدی و غیر عمدی در ساکنین استان مازندران محاسبه شده است.
نتایج: در طی سال 1387، در استان مازندران، 39421 سال از عمر ساکنین استان به علت مرگ از سوانح عمدی و غیر عمدی از دست رفته که 30498 سال آن مربوط به مردان و 8923 سال مربوط به زنان بوده و بیشترین تعداد سال‌های از دست رفته در هر دو جنس به ترتیب مربوط به گروه‌های سنی 24-20 سال، 29-25 سال و 19-15 سال بوده است.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این بررسی و بالا بودن تعداد سال‌های از دست رفته به علت سوانح در سطح استان، خصوصاً در مردان، به نظر می‌رسد که برنامه‌های مداخلاتی مناسب‌تری برای گروه‌های سنی در خطر و مردان استان نیاز باشد.


محمد چهرازی، منصور شمسی پور، مهدی نوروزی، فرهاد جعفری، فریبا رمضانعلی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده

>مقدمه و اهداف: یکی از سوگرایی‌هایی که در مطالعات بررسی صحت آزمون‌های تشخیصی رخ می‌دهد، سوگرایی تاییدی می‌باشد. این سوگرایی زمانی رخ می‌دهد که تست استاندارد طلایی از افرادی که تست تشخیصی برای آن‌ها صورت گرفته است، انجام می‌شود.

روش کار: بیمارانی که حداقل دو‌بار متوالی سیکل IVM ICSI را از دست داده بودند در این مدل وارد شدند. بیماران با روش اولترا سونوگرافی غربالگری شدند و بیمارانی که پولیپ داشتند برای زهدان برداری توصیه شدند روش رگرسیون لجستیک با پیامد دو گانه مناسب برای مقادیر گمشده (منفی واقعی و منفی کاذب) برای تعیین حساسیت و ویژگی انتخاب شد. روش‌های بیزین قبل از اطلاع به وجود پولیپ به کار گرفته شد و منفی‌های واقعی و کاذب در چارچوب بایزی تخمین زده شد.

نتایج: جمعا 238 بیمار غربالگری شدند که 47 نفر آن‌ها داردای پولیپ بودند. به دارندگان پولیپ توصیه شد که زهدان برداری کنند که بر 47 نفر این کار را انجام دادند و 37 نفر آن‌ها از نظر داشتن پولیپ تایید شدند. هیچیک از 191 بیمار که پولیپ نداشتند بردار ی نشدند. نتیجه بررسی نشان داد که 14 مورد منفی کاذب و 177 منفی واقعی بودند، در نتیجه حساسیت و ویژگی به آسانی پس از تخمین موارد یافت نشده محاسبه شد. میزان حساسی و ویژگی به ترتیب 74% و 94% بود.

نتیجه‌گیری: تحلیل بیزی به همراه اطلاعات کافی ابزار بسیار قوی در شبیه‌سازی فضای آزمایشی می‌باشد.
زهرا اسداللهی، پیمان جعفری، محسن رضائیان،
دوره 10، شماره 1 - ( دوره 10، شماره 1، بهار 93 1393 )
چکیده

مقدمه و اهداف: با توجه به افزایش گرایش به سنجش کیفیت زندگی در سالهای اخیر و حجم گسترده پرسشنامههای کیفیت زندگی، تعیین روش مناسب به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های مربوط به این مطالعات ضروری به نظر می‌رسد. هدف مطالعه حاضر، معرفی مدلهای رگرسیون لجستیک ترتیبی به منظور تجزیه و تحلیل دادههای کیفیت زندگی میباشد.

روش کار: دادههای این مطالعه مقطعی برگرفته از اطلاعات مطالعهای در زمینه بررسی کیفیت زندگی 938 دانش آموز انجام شده است. برای تحلیل دادهها نتایج دو مدل رگرسیون لجستیک دوحالتی و مدل‌های رگرسیون لجستیک ترتیبی با هم مقایسه شده است.

نتایج: نتایج آزمون نیکویی برازش نشان داد که هر سه مدل به خوبی برازش شده بود. بر اساس برازش مدلهای رگرسیون لجستیک ترتیبی سه متغیر از متغیرهای توضیحی از نظر آماری با پاسخ مرتبط بودند در حالیکه بر اساس برازش مدل رگرسیون لجستیک دوحالتی که پس از ترکیب دو طبقۀ متغیر پاسخ تنها دو متغیر معنیدار بود. بنابراین باید تا حد امکان از ترکیب کردن طبقههای متغیر پاسخ خودداری نمود، زیرا این امر منجر به از دست رفتن اطلاعات میشود.

نتیجهگیری: به طور کلی می‌توان گفت برای تجزیه و تحلیل داده‌های کیفیت زندگی به دلیل ماهیت متغیر پاسخ، مدلهای رگرسیون لجستیک ترتیبی با توجه به برآورد پارامترهای کمتر و سهولت تفسیر نتایج، مناسب می‌باشند.


ابوالحسن شاکری، فتاح جعفری زاده، محمد زارع نژاد،
دوره 10، شماره 1 - ( دوره 10، شماره 1، بهار 93 1393 )
چکیده

مقدمه و اهداف: خودکشی اقدامی آگاهانه در خاتمه بخشیدن به حیات خود است. شواهد نشان می‌دهد که سالانه نزدیک به یک میلیون نفر در جهان بر اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهند. هدف از انجام این پژوهش، توصیف اطلاعات اپیدمیولوژیک و دموگرافیک قربانیان خودکشی‌های موفق دراستان فارس و مطالعه برخی از عوامل مرتبط بر آن است.

روش کار: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک قربانیان خودکشی موفق در استان فارس طی مدت 5 سال از ابتدای فروردین‌ماه سال 1386 تا پایان اسفندماه سال1390به کمک پرسش‌نامه جمع‌آوری و سپس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفت.

نتایج: در این مدت، تعداد 934 مورد به عنوان خودکشی موفق شناسایی شد. میانگین (±انحراف معیار) سنی افراد خودکشی کرده برابر با 32/12±81/29سال بود که 5/72 درصد آنان مذکر و 3/54 درصد آنان مجرد بودند. بیش‌تر قربانیان خودکشی- 689 نفر
(8/73 درصد) در شهر 689 نفر  ساکن بودند. شایع‌ترین روش خودکشی در مردان، حلق‌آویزی- 472 نفر (5/50 درصد)- و در زنان، خودسوزی- 103 نفر (16 درصد)- بود. بیش‌تر افراد- 411 نفر (44 درصد)- در دهه‌های سوم عمر ( 29-20 سالگی) خودکشی کرده بودند. شایع‌ترین علت خودکشی بیش‌تر افراد (5/53 درصد) نامعلوم بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به بالا بودن فراوانی خودکشی در جوانان و نیز در افراد ازدواج نکرده، لزوم توجه خاص به این گروه‌ها در برنامه‌ریزی‌های اجتماعی توسط مسؤولان در استان فارس ضرورت دارد.


فرشته فقیهی، ناهید جعفری، علی اکبری ساری، سحرناز نجات، فاطمه مالکی، مریم حسین زاده میلانی،
دوره 11، شماره 1 - ( دوره 11، شماره 1 1394 )
چکیده

مقدمه و اهداف: برای اتخاذ سیاست‌ها و راهبردهای مناسب برای تأمین، حفظ و ارتقای سلامت باید اطلاعات و شاخص‌های دقیقی وجود داشته باشد. در این بررسی سعی شده سال‌های از دست رفته عمر به علت مرگ زود هنگام که یکی از شاخص‌های اولویت‌بندی مشکلات سلامت محسوب می‌گردد، محاسبه و با اطلاعات سایر کشورها مقایسه گردد.

روش کار: این مطالعه یک مطالعه‌ی پیمایشی مقطعی است و از طریق آنالیز ثانویه داده‌های مرگ‌ومیر استان قزوین انجام شده و با استفاده از روش استاندارد سازمان جهانی بهداشت، تعداد سال‌های از دست رفته عمر بر اساس سبب‌های مرگ محاسبه شده است.

نتایج: مهم‌ترین عوامل از دست رفتن عمر در دوره‌ی نوزادی بیماری‌های دوران حول تولد و ناهنجاری‌های مادرزادی و کروموزومی، در گروه سنی 59-1 ماهه، حوادث غیر عمدی و ناهنجاری‌های مادرزادی و کروموزومی است، در گروه سنی 14-5  ساله حوادث غیرعمدی، در گروه سنی 49-15 ساله حوادث غیرعمدی و بیماری‌های قلبی-عروقی است. علت اصلی مرگ در گروه سنی 64-50 ساله مربوط به بیماری‌های قلبی- عروقی، سرطان‌ها، تومورها و حوادث غیرعمدی است.

نتیجه‏گیری: علت‌های شایع سال‌های از دست رفته عمر ناشی از حوادث غیرعمدی، بیماری‌های قلبی- عروقی، بیماری‌های دوران حول تولد، و سرطان‌ها می‌باشند که با تدابیر و انجام مداخله‌های صحیح، عادت‌های غذایی، کنترل عوامل خطر مانند سیگار و چاقی و تنش‌ها، قابل پیش‌گیری هستند و می‌توان امیدوار بود که با برنامه‌ریزی صحیح، بتوان از رخداد بسیاری از مرگ‌های زودرس جلوگیری نمود.


محمد حسین مهرالحسنی، بهزاد نجفی، وحید یزدی فیض آبادی، علی اکبر حقدوست، مسعود ابوالحلاج، مینا انصاری، رضا دهنویه، مریم رمضانیان، فرهاد کوهی، محمد جعفری، مرضیه لشکری،
دوره 12، شماره 0 - ( ویژه نامه دوره 12 1395 )
چکیده

مقدمه و اهداف: سهم پرداخت مستقیم از جیب یکی از شاخص‌های کلیدی در تامین منابع مالی سلامت است که توزیع خطر و انباشت ریسک را نشان می‌دهد. مطالعه حاضر با هدف محاسبه کل مخارج سلامت، سرانه آن و همچنین سهم پرداخت از جیب در استان‌ها برای سال‏های 1387 تا 1393 انجام شد.

روش کار: داده‌های استانی هزینه‌های بخش سلامت از سازمان‌های عمومی و خصوصی طی سال‌های 1387 تا 1393 جمع‌آوری شد. همچنین داده‌های هزینه سلامت خانوارها از مرکزآمارایران جمع‌آوری شد.

نتایج: پرداخت مستقیم از جیب از حیث مقادیر مطلق ریالی روند افزایشی داشته امّا از نظر سهم از 9/51 درصد در سال 1387 به 6/40 درصد در سال 1393 رسیده است. مقادیر ریالی کل مخارج سلامت و سرانه آن در کلیه استان‌های کشور افزایش یافته و حدود 5/3 برابر گردید. در تمامی سال‌های مطالعه استان‌های تهران و سیستان و بلوچستان به ترتیب بیشترین و کمترین سرانه کل مخارج سلامت را داشتند و این اختلاف از 12/2 در سال 1387 به 56/10 میلیون ریال در سال 1393 افزایش یافت.

نتیجه‏ گیری: اگرچه سهم پرداخت مستقیم از جیب در تمامی استان‌ها کاهش یافت، اما همچنان با اهداف تعیین شده در برنامه‌های توسعه ملی (کاهش به 30%) فاصله دارد. برای بهبود شاخص‌های مورد مطالعه و کاهش نابرابری‌های استانی، تمرکز بیشتر بر سازوکارهای مبتنی بر پیش پرداخت، بهبود نظام بیمه‌ای و توزیع عادلانه منابع ملی متناسب با محرومیت منطقه و زیرساخت های آن ضروری است.


الناز قاسمی، محسن بارونی، رضا دهنویه، محمد جعفری سیریزی، محمد حسین مهرالحسنی،
دوره 12، شماره 0 - ( ویژه نامه دوره 12 1395 )
چکیده

مقدمه و اهداف: بیمه‌های سلامت تضمین کننده امنیت خاطر افراد در برابر بیماری و عوامل تهدید کننده سلامت هستند. با توجه به نقش کلیدی آنها در تحقق اهداف عدالت محوری و کاهش پرداخت از جیب این مطالعه با هدف ارزیابی ادارات کل بیمه سلامت ایران با استفاده از مدل DEA در سال 1393 انجام شد.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و جامعه پژوهش، تمام ادارات کل بیمه سلامت بود. معیارهای ورودی و خروجی مدل با مرور کتابخانه‌ای و بررسی اسنادی هدفمند استخراج و داده‌ها جمع‌آوری شد. ادارات با استفاده از مدل DEA ارزیابی و رتبه‌بندی شدند. آزمون رگرسیون خطی برای تاثیر متغیرهای محیطی انجام شد.

نتایج: میانگین کارایی فنی، مدیریتی و مقیاس ادارات کل مورد مطالعه به ترتیب 593/0، 761/0 و 721/0 می‌باشد. به عبارتی ظرفیت ارتقاء کارایی در ادارات کل در حدود 41 درصد است. از کل ادارات مورد بررسی تعداد 5 اداره دارای حداکثر کارایی 1، 7 اداره کارایی بین 5/0 تا 1 و 19 اداره کارایی کمتر از 5/0 داشتند. متغیر جمعیت استان و تعداد کل موسسات بر روی کارایی تاثیر داشت.

نتیجه ‏گیری: براساس متغیرهای تعریف شده، مدل AP-DEA ورودی محور مناسب بود. نتایج نشان دهنده‌ ظرفیت بالا برای افزایش کارایی فنی در ادارات کل می‌باشد که می‌توان با الگو بردارای از ادارات کارا و مرجع و تعدیل ورودی‌های آن‌ها میزان کارایی را افزایش داد. بنابراین بکارگیری سیاست کوچک‌سازی و چابکسازی سازمان بیمه سلامت براساس محور دولت الکترونیک در اصلاح نظام اداری کشور پیشنهاد می‌گردد.


کبری جعفری، منوچهر کرمی، علیرضا سلطانیان، نادر اسماعیل نسب،
دوره 12، شماره 2 - ( دوره 12، شماره 2 1395 )
چکیده

مقدمه و اهداف: نظام‌های مراقبت سندرومیک برای شناسایی به هنگام رخداد احتمالی طغیان‌ها استفاده می‌شوند. این مطالعه باهدف امکان‌سنجی استفاده از داده‌های فروش بدون نسخه دارو و موارد غیبت دانش آموزان در نظام‌های مراقبت سندرومیک برای پیش‌بینی طغیان آنفلوانزا انجام‌شده است.

روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه سری زمانی است. داده‌های غیر بالینی و بالینی قابل‌استفاده در نظام مراقبت سندرومیک بیماری آنفلوانزا به ترتیب شامل تعداد روزهای غیبت دانش‌آموزان به علت سندروم شبه‌آنفلوانزا از 12 مدرسه و فروش بدون نسخه دارو برای درمان سندروم شبه‌آنفلوانزا از 15 داروخانه در سطح شهر زنجان که به‌صورت تصادفی انتخاب‌شده بودند، در شش‌ماهه دوم سال 1393 گردآوری گردید. از نمودارهای خطی و میانگین متحرک برای ترسیم روند زمانی روزهای غیبت و فروش بدون نسخه دارو به دلیل رخداد سندرم شبه آنفلوانزا استفاده گردید. ارتباط بین سری‌های زمانی موردنظر در این مطالعه یعنی داده‌های بالینی و غیربالینی مرتبط با رخداد موارد سندروم شبه آنفلوانزا با ترسیم هم‌زمان نمودار روند موردبررسی قرار گرفت. تشابه سری‌های زمانی داده‌های یادشده با ترسیم نمودار همبستگی متقاطع ارزیابی گردید.

نتایج: با مشاهده نمودارهای خطی، الگوی تکرارشونده در مقیاس‌های هفتگی مشاهده گردید که بیانگر اثر روزهای هفته است. مقدار تابع همبستگی متقاطع برابر با 5/0 بود. نمودار همبستگی متقاطع بیانگر ارتباط بین سری‌های زمانی موردنظر در این مطالعه یعنی داده‌های بالینی و غیربالینی مرتبط با رخداد موارد سندروم شبه آنفلوانزا است.

نتیجه‌گیری: تشابه روند افزایشی یا کاهشی و به‌طورکلی تشابه سری‌های زمانی داده‌های موارد روزانه غیبت دانش آموزان مدارس و اقلام فروش بدون نسخه دارو بیانگر قابلیت داده‌ها به‌عنوان منابع بالقوه داده نظام مراقبت سندرومیک آنفلوانزا است.


زهرا جعفری، زهرا عبدالهی نیا، هاجر قاسمی، علی اسماعیل پور، سعیده محمود زاده، علی بهاء الدینی، سید وحید احمدی طباطبایی، نجمه صفا، حمیدرضا توحیدی نیک، علی اکبر حقدوست، علی شریفی، وحید یزدی فیض آبادی، حمید شریفی،
دوره 17، شماره 2 - ( دوره 17، شماره 2، تابستان 1400 1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: بهره‌مندی پایین از خدمات بهداشتی یکی از تعیین‌کننده‌های اصلی عدم دستیابی به شاخص‌های مطلوب سلامت در مناطق شهری است. این مطالعه با هدف بررسی موانع و عوامل تسهیل‌کننده دریافت خدمات بهداشتی از مراکز و پایگاه‌های خدمات جامع سلامت در شهر کرمان صورت گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل‌محتوا بود، که در سال 1398 انجام شد. پس از انتخاب مراکز بهداشتی دارای تجربه بهره‌مندی از خدمات مطلوب یا پایین، نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع اطلاعاتی ادامه یافت. درمجموع با 78 نفر از ارائه‌دهندگان خدمت، دریافت‌کنندگان خدمت و عدم دریافت‌کنندگان خدمت که در سامانه سیب مراکز بهداشتی ثبت‌شده بودند، مصاحبه نیمه‌ساختارمند و چهره‌به‌چهره صورت گرفت. تمامی مصاحبه‌ها یادداشت و کدگذاری به‌صورت دستی انجام شد و با روش تحلیل محتوای جهت‌دار بررسی و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در خصوص عوامل تسهیل‌کننده مراجعه، به خدمات ضروری کودکان و مادران، خدمات رایگان و برخورد ارائه‌دهندگان خدمت اشاره شد. درحالی‌که عوامل مسافتی و فیزیکی، وضعیت‌آگاهی از انواع خدمات، ترجیح مراکز خصوصی، دسترسی زمانی، دیدگاه مراجعه‌کنندگان نسبت به مراجعه منظم به مراکز، آدرس‌ها و شماره تلفن‌های ثبت‌شده در سیستم، وضعیت پاسخگویی به نیازهای بهداشتی، ترس از افشای بیماری، کمبود نیروی انسانی مراکز و برخورد ارائه‌دهندگان خدمت از موانع مراجعه افراد به مراکز بود.
نتیجه‌گیری: طبق نتایج این مطالعه فهم دقیق دیدگاه‌ها و درک مردم تحت پوشش می‌تواند به برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران ملی و محلی کمک نماید تا راهبردهای لازم را برای افزایش بهره‌مندی از خدمات بهداشتی در مراکز خدمات جامع سلامت شهری طراحی نمایند. 

علی جعفری خونیق، مرتضی حقیقی، علیرضا رزاقی، شهرام حبیب زاده، سید تقی حیدری، رسول انتظارمهدی، علیرضا انصاری مقدم، حمید شریفی، مصطفی فرحبخش، مهدی رضائی، مینا گلستانی، احسان سربازی، ناصر نصیری، همایون صادقی بازرگانی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره 19، شماره 3، پاییز 1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: استفاده از ماسک نقش موثری در پیشگیری و کنترل اپیدمی­های ویروسی با انتقال اصلی هوابرد دارد. مطالعه حاضر با هدف طراحی و ساخت ابزار سنجش نگرش و رفتار افراد برای استفاده از ماسک در اپیدمی‌های ویروسی با سرایت بالا انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه روان­سنجی، بعد از ایجاد پرسشنامه اولیه، ابتدا روایی صوری و سپس روایی محتوای پرسشنامه توسط 17 متخصص و سه فرد آگاه مورد بررسی قرار گرفت. برای پایایی پرسشنامه، ثبات درونی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی آزمون باز آزمون با روش ضریب همبستگی درون طبقه ای (ICC) محاسبه گردید. برای روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی به روش مولفه اصلی با چرخش واریماکس استفاده شد.
یافتهها: بعد از بررسی مطالعات پیشین پرسشنامه اولیه 27 سوالی تهیه شد. در روایی صوری دو سوال حذف شد. با محاسبه نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا به­ترتیب سه و یک سوال حـذف شـدند. میانگین شاخص روایی محتوا برای پرسشنامه برابر 0/95 بدست آمد. مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای سوالات نگرش 0/76 و برای سوالات رفتار 0/66 و مقدار ICC برابر 0/873 به دست آمد. در تحلیل عاملی اکتشافی، دو عامل شناسایی گردید کـه در مجموع 63/98 درصد از واریانس کل را تبیین نمودند.
نتیجهگیری: این پرسشنامه جهت ارزیابی نگرش و رفتار استفاده از ماسک در اپیدمی­های ویروسی با سرایت‌پذیری بالا، دارای پایایی و روایی مناسب در زبان فارسی است که می‌تواند به­ عنوان یک ابزار معتبر در ایران و سایر کشورها مورد استفاده قرار گیرد.

عباس جعفری، سمیه عبدالهی نژاد، محمد حاج آقازاده، آزاده آقایی، مینا ماهری،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره 19، شماره 3، پاییز 1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد کشاورزان در زمینه استفاده از پاراکوات، اطلاعاتی در مورد وضعیت استفاده ایمن از پاراکوات فراهم می­کند و بر لزوم اجرای برنامه­های آموزشی برای کشاورزان در صورت پایین بودن سطح آگاهی، نگرش و عملکرد آن­ها تاکید می­کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف "تعیین وضعیت آگاهی، نگرش و عملکرد کشاورزان در زمینه استفاده از پاراکوات" انجام شد. 
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر بر روی 288 کشاورز و با نمونه گیری به روش خوشه­ای چند مرحله­ای انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته شامل دو بخش بود.  بخش اول اطلاعات دموگرافیک و بخش دوم سوالات سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد در زمینه پاراکوات بود. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی انجام شد.
یافته‌ها: 71/9% از کشاورزان مورد مطالعه آگاهی ضعیف، 22/4% آگاهی متوسط و 5/7% آگاهی خوب، 11/0% نگرش ضعیف/ منفی، 44/5% نگرش متوسط/خنثی و 44/5% نگرش خوب/مثبت و همچنین 10/3% عملکرد ضعیف، 27/0% عملکرد متوسط و 62/7% عملکرد خوب در زمینه استفاده ایمن از پاراکوات داشتند. بین تحصیلات با آگاهی، نگرش و عملکرد، بین سابقه شرکت در برنامه­های آموزشی مرتبط با آفت­کش­ها با آگاهی و نگرش و بین محل سکونت با آگاهی ارتباط معنی دار وجود داشت.
نتیجه‌گیری: باتوجه به آگاهی ضعیف کشاورزان مورد مطالعه و اینکه آگاهی ضعیف می­تواند منجر به نگرش و عملکرد ضعیف شود، به نظر می­رسد طراحی و اجرای مداخلات آموزشی با هدف ارتقای آگاهی، نگرش و عملکرد در زمینه استفاده ایمن و صحیح از پاراکوات در بین کشاورزان مورد مطالعه، ضروری باشد.

رضا دهنویه، محمد جعفری سیریزی، وحید یزدی فیض آبادی، فرزانه یوسفی، پریسا دهقانیان،
دوره 20، شماره 3 - ( دوره 20، شماره 3، پاییز 1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: توجه به تغییرات آینده و ایجاد آمادگی برای آن از الزامات دنیای امروز است. پزشکی شخصی‌سازی‌شده به‌عنوان یک تغییر نوظهور در حال گسترش، علم پزشکی را با تغییراتی روبرو خواهدکرد. پزشکان خانواده به‌عنوان خط اول ارائه خدمات و بیمه‌های سلامت به‌عنوان عوامل مؤثر بر ارائه خدمات با این مسئله روبرو خواهند ‌‌شد. این مطالعه با هدف ترسیم فضای به‌کارگیری این رویکرد در حیطه پزشکان خانواده و تغییراتی که به وجود خواهد‌ آورد، انجام شده‌ است.
روش کار: این مطالعه در سه مرحله شامل تهیه فایل ارائه درباره پزشکی شخصی‌سازی‌شده و تدوین فرم سؤالات، برگزاری نشست با پزشکان خانواده و تکمیل فرم‌ سوالات به‌صورت گروهی و ارائه نظرات از سوی ایشان و در آخر تحلیل و جمع‌بندی دیدگاه پزشکان توسط تیم تحقیق، انجام شده ‌است.
یافته‌ها: اجرای پزشکی شخصی‌سازی‌شده بر هر کدام از کارکردهای پزشک خانواده شامل مدیریت سلامت، جامعیت خدمات، تداوم ارائه خدمات، هماهنگی و تحقیق اثراتی را اعمال خواهد کرد. اما مانند هر تغییر جدیدی در هر حوزه‌ای، چالش‌هایی نیز بر سر راه پیاده‌سازی آن در این بخش از نظام سلامت قرار خواهد ‌‌داشت. از دید پزشکان خانواده راهکارهایی برای رویارویی با این تغییرات و چالش‌های ناشی از آن وجود دارد .  
نتیجه‌گیری: پزشکان خانواده و بیمه‌های سلامت به‌عنوان یکی از بخش‌های مهم مواجهه با تغییرات حوزه سلامت بایستی به‌صورت آینده‌نگر مسائل این حوزه را رصد کرده و خود را برای مواجهه با آنها آماده سازند. تأمین زیرساخت‌ها با توجه به چالش‌های احتمالی و توجه به اصول مدیریت تغییر می‌تواند به‌عنوان یک راهکار برای اجرای مؤثر این رویکرد در این حوزه به­ کار گرفته شود.

فرشته عیدی، راضیه جعفری زاده، فاطمه شوقی، امیر حسین مرادیان، فاطمه سادات دولت آبادی، سمیرا ربیعی،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: اضافه وزن و چاقی از مشکلات جدی سلامت عمومی هستند که شیوع آنها در میان نوجوانان طی دهه­های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است. این وضعیت می­تواند ابعاد مختلف کیفیت زندگی نوجوانان را تحت تأثیر قرار دهد. در این مطالعه، برای نخستین بار در ایران، کیفیت زندگی نوجوانان مبتلا به اضافه وزن و چاقی با استفاده از پرسشنامه اختصاصی IWQOL-kids مورد ارزیابی قرارگرفته است.
روش کار: مطالعه حاضر بر روی 170 نوجوان دختر و پسر مبتلا به اضافه وزن و چاقی در بازه سنی 11 تا 18 سال در مدارس استان خراسان شمالی انجام شد. نمونه گیری به روش خوشه­ای صورت گرفت. داده­ها با استفاده از پرسشنامه اختصاصی کیفت زندگی چاقی در نوجوانان (IWQOL-kids) جمع آوری و با استفاده از نرم افزار R4.3.2 و مدل­های رگرسیون تک متغیره و چندگانه تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین نمره کلی IWQOL-kids در دختران و پسران مبتلا به اضافه وزن و چاقی به ترتیب 16 ± 82/1 و 15/5 ± 86/4 بود. بین سن نوجوانان و تعداد خواهر و برادرها با عملکرد جسمانی، عزت نفس، و نمره کلی کیفیت زندگی ارتباط معنی داری مشاهده شد (0/05> p).  همچنین بین سن نوجوانان و تعداد خواهر و برادرها با ابعاد زندگی اجتماعی و روابط خانوادگی ارتباط معنی داری وجود داشت (0/05> p).  
نتیجه‌گیری: با توجه به تاثیر وزن بر کیفیت زندگی نوجوانان پیشنهاد می­ شود در مطالعات بعدی، ترکیب بدنی شرکت کنندگان  نیز مورد ارزیابی قرارگیرد تا بتوان تاثیر تفاوت­ های جنسیتی برای کیفیت زندگی این گروه سنی را با دقت بیشتری بررسی کرد.

ابوذر رئیسوندی، لادن محمدی زاده، مهسا سادات درب امامیه، سکینه رضایی پور کپته، مهسا مغنی یزدی، الهه جعفری، مرضیه امجدی، زهرا حسین خانی،
دوره 21، شماره 3 - ( دوره 21، شماره 3، پاییز 1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: افکار خودکشی و افسردگی در دوران نوجوانی یکی از چالش‌های مهمی است که پیامدهای منفی عمده ­ای بر سلامت عموم جامعه دارد، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان شناختی بر کاهش افکار خودکشی و افسردگی در نوجوانان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل دار تصادفی شده بود که در زمستان  1403 بر روی 36 نفر از نوجوانان دارای افکار خودکشی و افسردگی استان قزوین در ایران انجام شد. شرکت ­کنندگان به ­طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله درمان شناختی (6 هفته) و گروه کنترل درمان ابلاغی وزارت بهداشت (4 هفته) را دریافت کردند. مقایسه گروه ها قبل، بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله انجام شد. ابزارهای مورد استفاده، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک (BDI-II) بود.
یافتهها: اختلاف میانگین نمره افکار حودکشی و افسردگی (فاصله اطمینان 95 درصد)  در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به ترتیب  در بلافاصله بعد از مداخله (4/74، 1/19) 2/96 و (10/81، 0/86) 5/84 و سه ماه بعد از مداخله (7/61، 4/51)6/06 و (15/99، 7/24)11/62 بود. روش درمان شناختی فقط بر کاهش افسردگی تاثیر معنی داری داشت (0/022= p). همچنین الگوی تغییرات افکار خودکشی در این دو گروه در طول زمان متفاوت بود (0/021= p).
نتیجه‌گیری: برنامه استراتژیک مبتنی بر درمان شناختی به‌طور معنی‌داری سطح افسردگی را در نوجوانان کاهش داد. این نتایج بر اهمیت گنجاندن درمان شناختی در برنامه‌های درمانی افسردگی در مراکز بهداشتی و درمانی تأکید دارد. همچنین پیشنهاد می شود برنامه های مداخله ای کاهش افکار خودکشی با توجه به تغییرات الگوی افکار خودکشی در طول زمان تدوین گردد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb