جستجو در مقالات منتشر شده


22 نتیجه برای حیدری

فاطمه رخشانی، محمدتقی حیدری، سمیه براتی بنی،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1387 )
چکیده

مقدمه و اهداف: آسیب‌های ناشی از وسایل نوک تیز، یک خطر مهم شغلی برای کارکنان بهداشتی و درمانی محسوب می‌شود. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان شیوع و علل آسیب‌های ناشی از نیش سوزن اقدامات پس از آن در پرسنل مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان صورت گرفت.
روش‌کار: در این مطالعه مقطعی، 231 نفر از کارکنان درمانی شاغل در بیمارستان‌های آموزسی شهر زاهدان در سال1386 به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای بررسی شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه جمع‌آوری و با استفاده از نرم افزارSPSS 13 تجزیه و تحلیل گردیدند.
نتایج: 1/77% از افراد مورد بررسی زن، 4/56% از آنان کارشناس و 7/50% پرستار بودند. میانگین سنی 1/8±34 سال بود. شیوع نیش سوزن در بین کارکنان مراکز درمانی در طول دوره کاری 9/64% بود و از این گروه 2/57% بیش از دو بار آسیب دیده بودند. سرسوزن با 4/55%، بیشترین میزان آسیب را تشکیل می‌داد، و بیشترین موقعیتی که افراد دچار آسیب شده بودند هنگام خون‌گیری و تزریق با فراوانی 6/54% بود. آنالیز رگرسیون چند متغیره نشان داد که آسیب ناشی از وسایل نوک تیز در افراد با سواد دانشگاهی در مقایسه با دیپلم و پایین‌تر 60% کمتر بود و به ازای هر سال افزایش سابقه کار، خطر آسیب 5% افزایش می‌یافت.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه ضرورت اقدامات آموزشی و پیشگیری‌کننده در مراکز درمانی به ویژه گروه‌های با خطر بالا را نشان می‌دهد.
لیلی صالحی، فروزان حیدری،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده

مقدمه و هدف: الگوی پرسید الگوی موفقی جهت برنامه‌ریزی مداخلات ارتقاء سلامت است. هدف از این مطالعه طراحی و ارزشیابی این الگو در ارتقاء رفتارهای تغذیه‌ای در یک جامعه روستایی است
روش کار: این مطالعه نیمه تجربی از نوع قبل و بعد است که بر روی 118 زن متأهل ساکن روستاهای شهرستان فریدن انجام گرفت. براساس مراحل این الگو، مرگ و میر ناشی از بیماری‌های قلبی و عروقی (به عنوان مهم‌ترین مشکل اجتماعی)، عادات غذایی نامناسب (مهم‌ترین مشکل بهداشتی)، رفتارهای مرتبط با تغذیه (مهم‌ترین مشکل رفتاری) انتخاب شدند که در طی تشخیص آموزشی، عوامل مستعد کننده، قادر کننده و تقویت کننده رفتارهای تغذیه‌ای مرتبط مورد توجه قرارگرفتند دراین مطالعه جهت آنالیز داده‌ها، از آزمون‌های willxocon،t test،X2 استفاده گردید . پ
نتایج: یافته‌های این مطالعه نمایانگر افزایش معنی‌دار در سازه‌های الگوی پرسید و بهبود عوامل مستعد کننده، قادر کننده، تقویت کننده و رفتار بودند. 25/9 درصد افراد خود را در معرض ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی می دیدند 96/12 درصد رژیم غذایی خود را نا مناسب می‌دانستند. 5/47 درصد معتقد بودند بیماری‌های قلبی و عروقی قابل پیشگیری هستند .
 نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه، طراحی و اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی پرسید می‌تواند باعث ارتقاء رفتارهای تغذیه‌ای دریک جامعه روستایی گردد
کورش اعتماد، حسن افتخار اردبیلی، عباس رحیمی، محمد مهدی گویا، علیرضا حیدری، محمد جواد کبیر،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده

مقدمه و اهداف: HIV هم اکنون به تنهایی بزرگ‌ترین ویروس کشنده عفونی است و افراد آلوده به HIV منبع آلودگی برای دیگران بر شمرده می‌شوند که پرخطرترین گروه ابتلا به ایدز معتادان تزریقی و دارندگان رفتار پرخطر جنسی می‌باشند. ارتقاء میزان آگاهی و نگرش این افراد یکی از اولویت‌های برنامه پیشگیری و مبارزه با ایدز است. این مطالعه با هدف تعیین سطح آگاهی و نگرش افراد HIV+ در مقایسه با افراد دارای سابقه رفتار پرخطر در استان گلستان و رابطه آن با مشخصه‌های اقتصادی،اجتماعی انجام گرفت.
روش کار: این مطالعه مقطعی که بر روی 54 فرد HIV+ و 134 فرد دارای سابقه رفتار پرخطر استان گلستان انجام گرفت. نمونه‌های HIV مثبت بوسیله نمونه‌گیری و افراد پرخطر بوسیله نمونه‌گیری سیستماتیک انتخاب شدند.
نتایج: نتایج پژوهش داد که افراد اچ.آی.وی منفی در مقایسه با اج.آی.وی مثبت‌ها از سطح تحصیلات بالاتری برخوردار بودند (0/034 P=). میزان بیکاری نزد افراد اچ.آی.وی مثبت بیشتر (001/0 P<) و از سطح درآمد پایین‌تر بود (037/0 P=). افراد HIV+ و افراد دارای سابقه رفتار پرخطر در مورد بیماری ایدز آگاهی متوسط و نگرش نا مطلوبی داشتند. سطح نگرش بیماران HIV+ پایین‌تر از افراد دارای سابقه رفتار پرخطر بود (05/0=P). نتیجه‌گیری: با توجه به سطح آگاهی متوسط و نگرش نامطلوب لزوم توجه مسئولین به آموزش‌های مداوم ومستمر در قالب برنامه‌ریزی مدون ضروری می‌باشد. سطح اقتصادی، اجتماعی پایین این افراد صرفنظر از تقدم یا تاخر این عوامل، به عنوان فاکتورهای زمینه‌ای تشدید کننده عوارض فردی و اجتماعی ایدز باید مورد توجه مسئولین قرار گیرد.
کورش اعتماد، علیرضا حیدری، کاظم ندافی، محمد حسین پناهی، الهام احمد نژاد، شیدا ملک افضلی، مهدی نجمی، اسماعیل ایدنی، همایون امیری، زهرا خرمی، نرگس رجایی بهبهانی، فرشته داودی، سمیرا طراوت بخش، اعظم ملکی فر، معصومه نجاتی فر، منصوره لطفی،
دوره 12، شماره 1 - ( دوره 12، شماره 1 1395 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شهر اهواز به یکی از آلوده‌ترین شهرهای دنیا بدل شده است. فقط در 11 آبان ماه سال 1392 بیش از یک هزار شهروند در استان خوزستان به ویژه در اهواز با علائم شدید تنگی نفس، سرفه، خس خس سینه و فشار خون بالا به مراکز درمانی مراجعه کردند و در یک هفته بیش از 7 هزار بار مراجعه با این سندرم ثبت شد. این مطالعه جهت تعیین شواهدی بر تأیید اپیدمی بحران سندرم حاد تنفسی در ساکنان شهر اهواز در آبان 1392 انجام شد.

روش کار: در این مطالعه مقطعی و توصیفی، ابتدا داده‌های مربوط به میزان مصرف داروهای کنترل کننده حملات حاد تنفسی، در آبان سال87 الی 92 در اهواز بررسی گردید. سپس مطالعه‌ای توصیفی با جامعه آماری از اقشار مختلف جمعیت عمومی انجام شد، که از نمونه‌گیری مبتنی بر هدف با حجم نمونه 120 نفری استفاده شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته بود. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار  SPSSنسخه 18 آنالیز شد.

نتایج: میزان مصرف داروهای تنفسی از آبان سال1387 افزایش یافته و در آبان سال 1392 به طور قابل ملاحظه‌ای بیش از روزهای دیگر سال است. در مطالعه جمعیت عمومی، 93درصد اذعان داشتند که اتفاق مشابه را قبلاً ندیده‌اند و 5/92درصد عنوان نمودند که اتفاق مشابه را قبلاً نشنیده‌اند.

نتیجه‏گیری: با توجه به افزایش قابل ملاحظه داروهای تنفسی در آبان 1392 و غیر منتظره بودن رخداد نسبت به سال‌های گذشته وقوع اپیدمی محرز به نظر می‌رسد.


عبدالرضا صلاحی مقدم، آزیتا حیدری هنگامی، مهرگان حیدری هنگامی،
دوره 12، شماره 4 - ( دوره 12، شماره 4 1395 )
چکیده

مقدمه و اهداف: ایران از نظر جغرافیای جانوری به‌طور کلاسیک در منطقه‌ی پاله‌آرکتیک قرار دارد، اما مناطق جنوبی ایران از نظر جغرافیایی، فون و فلور با سایر مناطق ایران تفاوت‌هایی دارد. امروزه با فراهم شدن تکنولوژی و لزوم مقایسه شیوع بیماری‌ها در مناطق برای ارایه‌ الگوهای اپیدمیولوژیک، لازم دانستیم تا حدود مناطق شبه گرمسیری با دقت بیش‌تری تعیین شود.

روش کار: نقشه رقومی تقسیمات سیاسی ایران به عنوان نقشه پایه مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات هواشناسی شامل دمای متوسط سالانه مناطق و وجود یا عدم وجود پرندگان، خزندگان و جوندگان و ناقلان مهم مناطق و بیماری‌های گرمسیری جمع‌آوری شده و در سامانه اطلاعات جغرافیایی سازماندهی شدند و با استفاده از روش‌های زمین آمار احتمال پراکندگی آن‌ها در کشور محاسبه و در نهایت نقشه‌هایی تجمیع فراوانی‌های یاد شده تهیه و با توجه به احتمالات مختلف تهیه و دو لایه با بهترین حدود با توجه به تعاریف قبلی اپیدمیولوژیک ارایه شد.

یافته‌ها: با توجه به لایه‌ها بین 125-113 شهرستان کشور از 8 استان در مناطق جغرافیای جانوری شبه گرمسیری قرار دارند که 3 شهرستان به‌طور بارزی ویژگی‌هایی شبیه منطقه ایندومالاین دارند. جدول شهرستان‌هایی که در حدود مناطق شبه گرمسیری قرار می‌گیرند، نقشه مناطق فوق ارایه شد و نقشه رقومی مورد نظر برای استفاده کاربران در سایت انجمن اپیدمیولوژیست‌های ایران ارایه می‌شود.

نتیجه‏ گیری: هرچند ایران در منطقه پاله‌آرکتیک قرار دارد، اما حدودی از مناطق شبه گرمسیری در آن دیده می‌شود که تعیین دقیق آن برای ارایه الگوهای بیماری لازم است و این مطالعه نخستین گام‌ها برای تعیین نقشه یاد شده را برداشته است.


نسرین حیدری زاده، مهران فرج الهی، زهره اسماعیلی،
دوره 13، شماره 1 - ( دوره 13، شماره 1، بهار 1396 )
چکیده

مقدمه و اهداف: یکی از شایع‌ترین اختلال‌های اضطرابی در کودکان و نوجوانان، اختلال اضطراب اجتماعی است. این پژوهش به منظور بررسی ویژگی‌های اپیدمیولوژی و بالینی اختلال اضطراب اجتماعی در دانش‌آموزان شهر کرمانشاه انجام شد.

روش کار: پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی (Cross-sectional) است. جامعه‌ی آماری شامل تمامی دانش‌آموزان  17-13 ساله شهر کرمانشاه در دوره‌ی راهنمایی بود. با استفاده از جدول Krejcie و Morgan و با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای، 760 نفر انتخاب و پرسشنامه‌های متغیرهای جمعیت‌شناختی و اضطراب اجتماعی کودک و نوجوان (SAS-CA) را تکمیل نمودند. داده‌های به‌دست آمده با نرم‌افزار آماریSPSS نسخه 19 و روش‌های آمار توصیفی، مربع کای و رگرسیون لجستیک تحلیل شد. سطح معنی‌داری 05/0 در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: داده‌ها نشان داد که میزان شیوع اختلال اضطراب اجتماعی در کل نمونه 80/18 درصد است. میزان شیوع در دانش‌آموزان دختر دوره‌ی راهنمایی بیش‌تر از پسران بود. فراوانی شدت اختلال اضطراب اجتماعی متوسط 25/12 درصد، شدید 90/4 درصد و خیلی شدید 70/1 درصد بود. در بین عوامل جمعیت‌شناختی، تحصیلات والدین، شغل والدین، تعداد اعضای خانواده، مقدار درآمد خانواده و سابقه‌ی اختلال روان‌شناختی در خانواده با شیوع SAD در دانش‌آموزان رابطه‌ی آماری معنی‌داری داشت (05/0>P)، اما این رابطه برای نوع تولد معنی‌دار نبود (05/0P>).

نتیجه ‏گیری: این پژوهش نشان داد که اختلال اضطراب اجتماعی بین دانش‌آموزان دوره‌ی راهنمایی از میزان قابل توجهی برخوردار است. بنابراین، برنامه‌ریزی برای پیش‌گیری و درمان SAD در اولویت است.


شعبان مهرورز، حسنعلی محبی، سلیمان حیدری، حمید زارع زاده مهریزی، حمیدرضا رسولی،
دوره 13، شماره 1 - ( دوره 13، شماره 1، بهار 1396 )
چکیده

مقدمه و اهداف: سرطان سر پانکراس (Head of Pancrease) و آمپول واتر (Ampulary) هر دو بیماری پیشرونده‌ای هستند، که معمولاً در مراحل پیشرفته با ایجاد علایمی ناشی از انسداد در مسیر معده و صفرا تظاهر می‌کند. تشخیص این بیماری در مراحل اولیه کم‌تر اتفاق می‌افتد، به ‌همین دلیل بیشتر بیماران به درمان‌های تسکینی (Palliative Bypass) نیاز پیدا می‌کنند. هدف این مطالعه بررسی میزان بقا و عوارض اعمال جراحی تسکینی در این بیماران است.

روش کار: در این مطالعه مقطعی (Cross-Sectional)، 49 بیمار مبتلا به کانسر سر پانکراس وآمپول واتر پیشرفته در سال‌های
93-1382 تحت عمل جراحی بای‌پس تسکینی در بیمارستان بقیه‌الله الاعظم (عج) قرار گرفته بودند، انتخاب شدند. میزان بقا، عوارض جراحی و عوامل مؤثر بر آن‌ها مطالعه شدند.

 یافته‌ها: 11 نفر (44/22 درصد) عمل بای‌پس صفراوی (Biliary Bypass)، 6 نفر (24/12 درصد) عمل بای‌پس معده
(Gastric Bypass) و 32 نفر (32/65 درصد) تحت هر دو نوع عمل (Both) قرار گرفتند. 12 نفر (49/24 درصد) دچار عوارض شدند. شایع‌ترین عوارض در بیماران شامل لیک آناستوموز و پریتونیت 6 نفر (24/12 درصد) بود. 7 نفر (28/14 درصد) بیماران در بیمارستان فوت نمودند. میانگین بقای بیماران 38/8±47/5 ماه بود. سن بالاتر تنها عامل مؤثر در کاهش عوارض بود (01/0P=).

نتیجه‏ گیری: استنباط می‌شود، حدود یک چهارم بیماران که در مراحل پیشرفته تحت اعمال جراحی تسکینی قرار می‌گیرند؛ دچار عارضه شده و میانگین بقای آن ها کم‌تر از 6 ماه است. لذا توصیه می‌شود در مراحل پیشرفته و در صورت امکان از روش‌های کم‌تهاجمی‌تر مانند تعبیه استنت‌های صفراوی یا گوارشی استفاده شود.


صادق کارگریان مروستی، جمیله ابوالقاسمی، ایرج حیدری، شهناز ریماز،
دوره 13، شماره 2 - ( دوره 13، شماره 2، تابستان 1396 )
چکیده

مقدمه و اهداف: نوروپاتی ازجمله عوارض شایع دیابت است که می‌تواند سبب ناتوانی حرکتی در بیمار مبتلا به دیابت گردد. هدف از انجام این مطالعه، تعیین عوامل مؤثر بر زمان رخداد نوروپاتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 با استفاده از مدل مخاطرات متناسب کاکس است.

روش کار: در این پژوهش، کلیه بیماران (371 بیمار) مبتلا به دیابت نوع 2 و فاقد نوروپاتی که از سال 1385 در کلینیک دیابت فریدون‌شهر اصفهان تشکیل پرونده داده بودند، وارد مطالعه و وضعیت ابتلا به نوروپاتی آن‌ها تا پایان سال 1394 به‌صورت مستمر پیگیری شد. کلیه محاسبات با نرم‌افزار R (نسخه 3.2.3) و آزمون‌ها با در نظر گرفتن خطای 05/0 انجام شد.
یافته‌ها: در پایان دوره 10 ساله مطالعه، بروز تجمعی و شیوع نوروپاتی به ترتیب 7/30% و 6/41% برآورد شد. با روش ناپارامتری کاپلان مایر، میانگین زمان تشخیص نوروپاتی 5±6/76 ماه پس از اولین تشخیص دیابت بود (8±8/83 ماه در مردان و 6±7/72 ماه در زنان). طبق مدل نیمه پارامتری رگرسیون کاکس، نرخ بقای بدون بیماری (Disease-Free Survival) یک‌ساله، دوساله، پنج‌ساله و هشت‌ساله به ترتیب 867/0، 819/0، 647/0 و 527/0 بود و متغیرهای سابقه دیابت در فامیل درجه‌یک، جنسیت، HbA1c و مدت‌زمان ابتلای به دیابت، می‌توانند به‌عنوان عوامل مؤثر بر «زمان» رخداد نوروپاتی شناخته شوند (05/0>P).

نتیجه‌گیری: کنترل قند خون و ارزیابی مرتب پاها در بیماران با زمان ابتلای دیابت طولانی‌تر به‌ویژه زنان دارای سابقه خانوادگی دیابت، میزان بروز و سرعت پیشرفت نوروپاتی را کاهش داده و کیفیت زندگی بیماران را بهبود می‌بخشد.
کورش اعتماد، علیرضا حیدری، محمد حسین پناهی، منصوره لطفی، فاطمه فلاح، صدف صادقی،
دوره 13، شماره 3 - ( دوره 13، شماره 3، پاییز 1396 )
چکیده

مقدمه و اهداف: داده‌های موجود در یک نظام مراقبت بهداشتی در صورتی که درست، به موقع و قابل دسترسی باشد، نقش اساسی در برنامه‌ریزی توسعه و پشتیبانی خدمات بهداشتی ایفا می‌کند. داده‌های موجود در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به راحتی در دسترس نیستند و این دسترسی محدود ارزش آن‌ها را کاهش می‌دهد. هدف از انجام این مطالعه، تبیین چالش‌های دسترسی به داده‌های موجود در وزارت بهداشت بود.
روش کار: این پژوهش در قالب یک مطالعه کیفی در سال 1394 انجام شد. 23 نفر از صاحب‏نظران علمی و اجرایی به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‏ها از مصاحبه نیمه‌ساختارمند استفاده شد. مصاحبه‌های پیاده‌سازی شده با استفاده از روش تحلیل محتوا تحلیل شدند.
یافته‌ها: یافته‌های این مطالعه 4 درون‌مایه اصلی (چالش‌های دسترسی به داده‌های نظام مراقبت، چالش‌های دسترسی به داده‌های حاصل از پیمایش‌های کشوری و پروژه‌های سفارش داده شده، چالش‌های دسترسی به داده‌های سامانه پرونده الکترونیک سلامت و چالش‌های دسترسی به داده‌های محرمانه ) و 15 موضوع فرعی را ارایه می‏دهد.
نتیجه‏گیری: با توجه به چالش‌های متعدد دسترسی به داده‌های موجود در وزارت بهداشت، طراحی سازوکارهای دسترسی به طور نظام‌مند در قالب دستورالعمل و ساختار تشکیلاتی برای مدیریت دسترسی به داده‌ها پیشنهاد می ‍‍‌شود.
لیلا فخارزاده، نوراله طاهری، مریم حیدری، نسیم هاتفی مودب، عاطفه زاهدی، سعیده الهامی،
دوره 13، شماره 4 - ( دوره 13، شماره 4, زمستان 1396 )
چکیده


مقدمه و اهداف: خشونت خانگی متداول‌ترین نوع خشونت علیه زنان است که اثر منفی بر سلامت روان مادران، کودکان، خانواده و اجتماع دارد و به‌طور مستقیم و غیر مستقیم بر نسل آینده تأثیر می‌گذارد. بنابراین مطالعه کنونی با هدف تعیین میزان خشونت‌های خانگی و برخی علت‌های مرتبط در زنان متأهل انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی- مقطعی با مشارکت 623 نفر از زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهرستان آبادان طی نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای در سال 1394 در شهرستان آبادان انجام شده است. گردآوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و چک لیست مقیاس سوء رفتار با زنان انجام شد. آمار توصیفی و تحلیلی (آزمون t-student، ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس یک‌طرفه و مربع کای و آزمون دقیق فیشر) برای آنالیز داده‌ها مورد استفاده قرار گرفت.
یافته‌ها: شیوع کلی خشونت 3/72 درصد و انواع خشونت روان‌شناختی، فیزیکی، تهدید کننده حیات و جنسی به ترتیب 7/71، 8/17، 3/8 و 1/7 درصد بود. به‌علاوه، ارتباط آماری معنی‌داری بین خشونت و سن، رضایت زناشویی، رفتار خانواده‌ها، تأمین مالی، مصرف سیگار، مصرف الکل، بیماری، نوع مسکن، شغل، محل تولد و سوابق کیفری وجود داشت.
نتیجه‌گیری: مواجهه با خشونت در شهرستان آبادان به‌ویژه در حیطه‌ی خشونت روان‌شناختی از شیوع بالایی برخوردار بود. بنابراین پیشنهاد می‌شود با راه‌کارهایی هم‌چون آموزش مهارت‌های زندگی از سال‌های پیش از ازدواج مانند کنترل خشم، ارتباط مناسب و حل مسأله از خشونت خانگی علیه زنان پیشگیری نمود.
ساغر حیدری، امیر کاوسی، وحید رضایی تبار،
دوره 14، شماره 2 - ( دوره 14، شماره 2، 1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: سرطان پستان شایع‌ترین سرطان در ایران است. سرطان پستان قابل درمان و پیشگیری بوده و اساس کار هم تشخیص سریع این بیماری است. برای این منظور لازم است تا عوامل مؤثر بر سرطان و روابط علیتی بین آن‌ها مورد بررسی قرار گیرد. شبکه‌های بیزی نوعی از ابزار داده‌کاوی هستند که می‌توانند روابط علی بین متغیرهای مؤثر در تشکیل سلول‌های سرطانی را با ترسیم گراف به خوبی نمایش دهند. در این مقاله از یادگیری ساختاری شبکه بیزی با استفاده از الگوریتم ژنتیک برای یافتن روابط علیتی بین متغیرهای سرطان پستان استفاده شده است.
روش کار: این مطالعه از نوع کاربردی است و داده‌های آن مربوط به 900 بیمار مبتلا به سرطان سینه در استان کرمان برای سال‌های 86-1378 است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از یک گراف که نشان دهنده روابط علت و معلولی است، استفاده شده است.
یافته‌ها: جراحی اصلی‌ترین روش درمانی سرطان پستان است و با توجه به احتمال‌های شرطی برآورد شده در شبکه‌ی بیزی، اغلب زنانی که تحت عمل جراحی قرار می‌گیرند، با امید بیش‌تری می‌توانند به زندگی خود ادامه دهند. هم‌چنین 81 درصد از بیمارانی که تحت عمل جراحی قرار نگرفته‌اند و درمان آن‌ها صرفاً به شیوه شیمی‌درمانی یا رادیوتراپی صورت گرفته است، احتمال ادامه زندگی آن‌ها کم‌تر بوده است.
نتیجه‌گیری: افراد در رده سنی 65-40 سال، بیش‌تر درگیر سرطان هستند. هم‌چنین می‌توان نتیجه گرفت که متغیرهای سن، جراحی، شیمیدرمانی و رادیوتراپی اثر مستقیم روی وضعیت بیمار دارند و یال از سمت آن‌ها به سمت متغیر وضعیت بیمار است.
حمید سوری، محسن حیدری، علیرضا رزاقی،
دوره 14، شماره 4 - ( دوره 14، شماره 4، 1397 )
چکیده


هدف: این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین میزان بروز حوادث ترافیکی در موتورسیکلت‌سواران با سطح توسعه‌یافتگی استان‌های کشورانجام شده است..
روش کار: مطالعه حاضر بوم‌شناختی است که بر روی حوادث رخ‌داده در بین موتورسواران در سال 1393 انجام‌گرفته است. داده‌های  مورد استفاده بر اساس داده‌های موجود در بانک اطلاعات سوانح ترافیکی پلیس است. برای تطبیق نتایج برحسب جمعیت استان‌ها از نتایج آمار سرشماری سال 1390 جمعیت مردان در هر استان استفاده شد. برای سنجش توسعه اقتصادی از شاخص تولید ناخالص داخلی ( GDP) برای هر استان استفاده شد. در این مطالعه آزمون‌های آماری همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته‌ها: درمجموع 90724 مورد تصادف در بین موتورسیکلت‌سواران در سال 1393 رخ داد. بر اساس گروه‌های سنی، بیشترین میزان حادثه در گروه سنی 18 تا 30 سال با 46944 مورد ( 7/51%) بود. میزان بروز کشور برابر 34/239 در یک‌صد هزار نفر جمعیت مردان بود. بیشترین و کمترین میزان بروز به ترتیب مربوط به استان‌های تهران و اردبیل با 84/1129 و  37/77 در یک‌صد هزار نفر جمعیت مردان مشاهده شد. میزان بروز حوادث ترافیکی در موتورسواران به ازای یک‌صد هزار نفر جمعیت مردان با شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) استان‌ها و شاخص توسعه انسانی (HDI  ) رابطه مستقیم و از لحاظ آماری معنادار بود (P<0.05).
نتیجه‌گیری: با افزایش سطح توسعه‌یافتگی استان‌های کشور میزان بروز حوادث ترافیکی مرتبط با موتورسیکلت افزایش می‌یابد. جهت کاهش میزان بروز سوانح ترافیکی تلفات ناشی از آن، می‌بایست برنامه‌های پیشگیری و کنترل جامع‌تری را در بخش‌های مرتبط راه و بهبود مراقبت‌های پزشکی آسیب دیدگان موردتوجه قرار داد.
محسن مهدی نیا، سید حسن عادلی، حمیدرضا حیدری، ابوالفضل محمدبیگی، محمدرضا خاکسار، احمد سلطان زاده،
دوره 17، شماره 2 - ( دوره 17، شماره 2، تابستان 1400 1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: پیامدهای ریوی مواجهه با غلظت‌های کم آمونیاک کمتر موردمطالعه قرارگرفته است. این مطالعه با هدف مدل‌سازی پیامدهای ریوی مواجهه با غلظت‌های کم آمونیاک طراحی‌شده است.
روش کار: این مطالعه هم‌گروهی گذشته‌نگر در صنایع کودسازی و در سال 1398 انجام‌شده است. افراد موردمطالعه شامل دو گروه مواجهه‌یافته (98 نفر) و بدون مواجهه (105 نفر) بود. اندازه‌گیری میزان مواجهه و ارزیابی علائم و پارامترهای عملکرد ریوی با استفاده از NIOSH 6016 و پروتکل انجمن متخصصین ریه آمریکا و اروپا انجام‌شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار IBM SPSS نسخه 0/22 و آزمون‌های مدل‌سازی رگرسیون خطی و لجستیک چندمتغیره انجام شد.
یافته‌ها: میزان مواجهه با آمونیاک در گروه مواجهه‌یافته 54/1±80/4 پی‌پی‌ام بود. دو گروه بر اساس اکثر متغیرهای فردی دارای اختلاف معنی‌دار نبودند (05/0<P). فراوانی همه علائم ریوی در گروه مواجهه‌یافته به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه بدون مواجهه بود (001/0>P). بیشترین میزان شیوع علائم ریوی در گروه مواجهه‌یافته شامل سرفه (51/%25)، خس‌خس سینه (39/%19) و تنگی نفس (37/%18) بود. همه پارامترهای عملکرد ریه در افراد مواجهه‌یافته به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه مواجهه نیافته بود (05/0P<). مقادیر پارامترهای عملکرد ریه در گروه مواجهه‌یافته شامل FVC، FEV1 و FEV1/FVC به ترتیب 0/86%، 47/82% و 97/81% بود. نتایج مدل‌سازی رگرسیونی نشان داد مواجهه با آمونیاک باعث تغییرات مخرب معنی‌داری در عملکرد ریه و شیوع علائم ریوی شده است (05/0P<).
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه بیانگر این بود که مواجهه با غلظت‌های کم آمونیاک بایستی به‌عنوان عامل خطر مهم در شیوع علائم ریوی و کاهش پارامترهای عملکرد ریوی موردتوجه قرار گیرد.

منوچهر کرمی، سلمان خزایی، فاطمه شهبازی، محمد میرزایی، امین بیگلرخانی، علی عطایی، سید جلال الدین بطحائی، علی ظهیری، مسعود شجاعیان، رضا زمانی، علی احسان کارشناس، فاطمه حیدری مغیث، کریستف هاملمن، رشید حیدری مقدم، ایرج خدادادی کهلان، سعید بشیریان، فریبا کرامت، سید حمید هاشمی، ابراهیم جلیلی، فرید عزیزی جلیلیان،
دوره 17، شماره 3 - ( دوره 17، شماره 3، پاییز 1400 1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف بررسی ویژگی‌های اپیدمیولوژیک بیماران مبتلا به کووید-19 در استان همدان انجام شد..
روش کار: در این مطالعه توصیفی مقطعی اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک تمامی افرادی که از تاریخ 30/11/1398 تا 01/10/1399 با تشخیص کووید-19 به بیمارستآن‌های استان همدان مراجعه کرده بودند؛ توسط دو چک‌لیست استخراج شد و با استفاده از نرم‌افزار Stata نسخه 14 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در این مطالعه 9674 بیمار کووید مثبت مورد بررسی قرار گرفتند. 11/49 درصد موارد بیماری در سالمندان بالای 60 سال اتفاق افتاده بود. درصد فراوانی نسبی ابتلا در افراد مؤنث بیش‌تر از افراد مذکر بود (57/51 درصد در مقابل 43/48 درصد). 05/72 درصد بیماران قطعی در شهر سکونت داشتند و 76/0 درصد آن‌ها سابقه مسافرت به منطقه‌های با شیوع بالای بیماری دو هفته قبل از شروع علائم را گزارش کرده بودند. از طرفی بیش‌ترین میزان بروز این بیماری به ازای یکصدهزار نفر جمعیت در شهرستآن‌های ملایر، همدان و نهاوند و بیش‌ترین میزان کشندگی هم به‌ترتیب در شهرستآن‌های رزن و درگزین، تویسرکان و اسدآباد اتفاق افتاده بود. در این مطالعه، داده‌های بیماران سرپایی مشکوک، محتمل و قطعی مبتلا به کووید-19 مراجعه کننده به مراکز درمانی بررسی نشده است.
نتیجه‌گیری: با توجه به بالا بودن میزان فوت در افراد مسن، مذکر، دارای بیماری‌های زمینه‌ای و افراد ساکن در مناطق روستایی به‌کارگیری اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه در این اقشار ضروری‌تر از سایرین است؛ توجه به این گروه‌های پرخطر در کوتاه‌ترین زمان ممکن باعث کاهش بار ناشی از این بیماری بر افراد و هم‌چنین نظام بهداشت و درمان خواهد شد.

صابر حیدری، منوچهر کرمی، سید محسن زهرایی، ایرج صدیقی، فاطمه عظیمیان زواره،
دوره 17، شماره 3 - ( دوره 17، شماره 3، پاییز 1400 1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: نظر به اهمیت شناسایی به موقع هر گونه طغیان یا تغییر در روند مننژیت، این مطالعه با هدف برآورد سطوح آستانه هشدار ثابت و دینامیک طغیان‌های حاصل از مننژیت در ایران انجام شد.
روش کار: در این مطالعه اطلاعات تمامی بیماران از ابتدای فروردین 1395 تا 29 اسفند 1397 از نظام ملی مراقبت مننژیت استخراج شد. برآورد سطوح آستانه هشدار به تفکیک فصول و استان‌های مختلف کشور محاسبه شد. برای تعیین سطوح آستانه هشدار از چهار روش کران بالای الگوریتم (UCL)، افزایش نسبی، نقاط بحرانی و توصیه‌های سازمان جهانی بهداشت استفاده شد.
یافته‌ها: سطوح آستانه هشدار محاسبه شده برای موارد قطعی با توجه به روش کران بالای الگوریتم مجموع تراکمی (CUSUM) و روش آماری نقاط بحرانی بر اساس صدک نود، 2 مورد در روز برای ایران تعیین شد. مقدار ثابت تعیین شده برای جمعیت زیر 30 هزار نفر  5-3 مورد و بین 100-30 هزار نفر  7-5 مورد در هفته تعیین شد. بر اساس روش افزایش نسبی افزایش 30 درصد در یک هفته نسبت به هفته‌های پیشین به عنوان سطح آستانه در نظر گرفته شد.
نتیجه‌گیری: استفاده از سطوح آستانه هشدار گزارش شده در این مقاله می‌تواند به عنوان مبنایی در شناسایی طغیان مننژیت مورد استفاده قرار بگیرد. پیشنهاد می‌شود روش‌های مورد استفاده در این مطالعه روی داده‌های واقعی نیز به‌صورت آینده‌‌نگر اعمال شود.

فریبا حیدری، آرمیتا شاه اسماعیلی، مهین اسلامی شهربابکی،
دوره 18، شماره 1 - ( دوره 18، شماره 1، بهار 1401 1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف مقایسه تیپ‌های شخصیتی و نارسایی هیجانی در افراد وابسته به مواد اپیوییدی با و بدون مصرف شیشه (متامفتامین) مراجعه کننده به مراکز درمان سوء مصرف مواد در شهر کرمان و افراد سالم در سال 99 انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی - تحلیلی سه گروه 130 نفره از افراد مراجعه کننده به مراکز درمان سوء مصرف مواد شهر کرمان در سال 1399 به روش در دسترس، انتخاب شدند. گروه اول: افرادی که تنها مصرف کننده مواد اپیوئیدی بودند.گروه دوم: افرادی که متآمفتامین و اپیوئید به صورت همزمان مصرف می‌کردند و گروه سوم: افراد غیرمصرف کننده مواد که از بین همراهان بیماران انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های اطلاعات دموگرافیک، تیپ‌های شخصیتی A و B فریدمن و روزنمن و نارسایی هیجانی تورنتو، جمع‌آوری شدند. مقایسه متغیرهای مورد بررسی در سه گروه مورد مطالعه با استفاده از رگرسیون لجستیک مولتی نومیال چند متغیره سنجیده شد.  
یافته‌ها: شانس داشتن تیپ شخصیتی A در گروه مصرف کننده همزمان متآمفتامین و اپیوئید (نسبت شانس تعدیل شده :1/97؛ محدوده اطمینان 95%: 1/06، 3/64) بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین شانس ابتلا به نارسایی هیجانی شدید در گروه‌های مصرف کننده اپیوئید (نسبت شانس تعدیل شده : 1/86؛ محدوده اطمینان 95%: 1/06، 3/27) و مصرف کننده همزمان متآمفتامین و اپیوئید (نسبت شانس تعدیل شده: 2/71؛ محدوده اطمینان 95%: 1/51، 4/83) از گروه کنترل بیشتر بود. شانس مرد بودن (نسبت شانس تعدیل شده :3/1؛ محدوده اطمینان 95%: 1/53، 6/25)، مجرد بودن (نسبت شانس تعدیل شده: 2/6؛ محدوده اطمینان 95%: 1/43، 4/72) و نداشتن شغل (نسبت شانس تعدیل شده: 4/01؛ محدوده اطمینان 95%: 1/77، 9/09) در افراد مصرف‌کننده همزمان متآمفتامین و اپیوئید بیشتر از گروه کنترل بود. شانس داشتن تحصیلات زیر دیپلم در افراد مصرف کننده اپیوئید (نسبت شانس تعدیل شده: 4/14؛ محدوده اطمینان 95%: 2/22، 7/71) و مصرف کنندگان همزمان متآمفتامین و اپیوئید (نسبت شانس تعدیل شده: 1/95؛ محدوده اطمینان 95%: 1/03، 3/69) بیشتر از گروه کنترل بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به ارتباط بین تیپ شخصیتی A و نارسایی هیجانی با مصرف مواد اپیوییدی و متآمفتامین نیاز است تا با غربالگری به موقع، مراقبت مستمر و آموزشهای لازم از ایجاد وابستگی به مواد در افراد در معرض خطر به خصوص در سنین پایین پیشگیری نمود.

خدیجه یاری فرد، مریم تاجور، مهدیه حیدری،
دوره 18، شماره 1 - ( دوره 18، شماره 1، بهار 1401 1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شناخت فراوانی و علل مرگ و روند هر علت در طول زمان برای برنامه ریزی جهت ارتقاء سلامت هر جامعه ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی روند تغییرات در نرخ مرگ جوانان و علل آن در بین جمعیت جوان منطقه مدیترانه شرقی می‌‌باشد.
روش کار: مطالعه حاضر بر اساس تحلیل ثانویه داده‌های مرگ جوانان 15 تا 24 ساله در بین سال‌های 1990 تا 2019 در کشورهای منطقه مدیترانه شرقی شامل 22 کشور انجام شده است. این یک مطالعه طولی از نوع روند می‌باشد که تغییرات میزان و علل مرگ جوانان منطقه را بر اساس ICD-10 در طول سه دهه مورد بررسی قرار داده است. داده‌های این مطالعه از سایت GBD، مربوط به موسسه IHME ،گرد آوری شد و از آمار توصیفی و آزمون رگرسیون خطی برای تحلیل داده‌ها استفاده شد که در آن "میزان نرخ یا علل مرگ" به عنوان متغیر وابسته و عامل "زمان" به عنوان متغیر مستقل می‌باشد.  
یافته‌ها: میزان مرگ جوانان در منطقه مدیترانه شرقی، بجز در کشورهای سوریه و لیبی در طول 30 سال مورد بررسی، روند کاهشی داشته است و سوریه تنها کشور با روند نرخ مرگ فزاینده معنی دار می‌باشد. بیشترین کاهش را کشورهای افغانستان، سومالی و سودان تجربه کرده اند. بیشترین علت اصلی مرگ جوانان ناشی از حوادث بوده و در طول دوره، روند آن تغییر چندانی نداشته است. دو علت اصلی دیگر مرگ، شامل مرگ ناشی از بیماریهای واگیر و غیر واگیر، هر دو روند کاهشی معنی‌داری داشته است، بویژه بیماریهای واگیر. از میان علل فرعی، شایع‌ترین علت مرگ تا سال 2010 مربوط به حوادث جاده‌‌ای بود و از سال 2010 به بعد مرگ به علت خود آزاری و خشونت‌های بین فردی رتبه اول را دارد که هم این علت و هم مرگ به علت مصرف مواد، روند افزایشی معنی‌داری دارند.
نتیجه‌گیری: با وجود روند کاهشی در میزان مرگ جوانان در طول سه دهه گذشته، مرگهای ناشی از حوادث همچنان چشمگیر هستند. البته بنظر می‌رسد مداخلات دهه اخیر در کاهش مرگ ناشی از حوادث جاده‌ای موفق عمل کرده و هم اکنون مقابله با عوامل زمینه‌ساز مرگ‌های ناشی از خودآزاری و خشونت بین فردی و همچنین مصرف مواد در جوانان در اولویت اول مداخلات مورد نیاز قرار داشته باشد.

علی جعفری خونیق، مرتضی حقیقی، علیرضا رزاقی، شهرام حبیب زاده، سید تقی حیدری، رسول انتظارمهدی، علیرضا انصاری مقدم، حمید شریفی، مصطفی فرحبخش، مهدی رضائی، مینا گلستانی، احسان سربازی، ناصر نصیری، همایون صادقی بازرگانی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره 19، شماره 3، پاییز 1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: استفاده از ماسک نقش موثری در پیشگیری و کنترل اپیدمی­های ویروسی با انتقال اصلی هوابرد دارد. مطالعه حاضر با هدف طراحی و ساخت ابزار سنجش نگرش و رفتار افراد برای استفاده از ماسک در اپیدمی‌های ویروسی با سرایت بالا انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه روان­سنجی، بعد از ایجاد پرسشنامه اولیه، ابتدا روایی صوری و سپس روایی محتوای پرسشنامه توسط 17 متخصص و سه فرد آگاه مورد بررسی قرار گرفت. برای پایایی پرسشنامه، ثبات درونی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی آزمون باز آزمون با روش ضریب همبستگی درون طبقه ای (ICC) محاسبه گردید. برای روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی به روش مولفه اصلی با چرخش واریماکس استفاده شد.
یافتهها: بعد از بررسی مطالعات پیشین پرسشنامه اولیه 27 سوالی تهیه شد. در روایی صوری دو سوال حذف شد. با محاسبه نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا به­ترتیب سه و یک سوال حـذف شـدند. میانگین شاخص روایی محتوا برای پرسشنامه برابر 0/95 بدست آمد. مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای سوالات نگرش 0/76 و برای سوالات رفتار 0/66 و مقدار ICC برابر 0/873 به دست آمد. در تحلیل عاملی اکتشافی، دو عامل شناسایی گردید کـه در مجموع 63/98 درصد از واریانس کل را تبیین نمودند.
نتیجهگیری: این پرسشنامه جهت ارزیابی نگرش و رفتار استفاده از ماسک در اپیدمی­های ویروسی با سرایت‌پذیری بالا، دارای پایایی و روایی مناسب در زبان فارسی است که می‌تواند به­ عنوان یک ابزار معتبر در ایران و سایر کشورها مورد استفاده قرار گیرد.

صدف یحیایی، امید گرکز، سپیده مهدوی، سمیه رمضانی، محبوبه پورحیدری،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره 19، شماره 3، پاییز 1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: تلفن همراه ابزاری بی نهایت جذاب در ارتباطات و تعاملات بین اشخاص است و این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین استفاده مفرط از تلفن همراه با افسردگی و تنهایی اجتماعی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شاهرود انجام شد.
روش کار: این مطالعه به­ صورت توصیفی-تحلیلی با استفاده از نمونه ­گیری تصادفی طبقه­ ای بر روی 313 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شاهرود در سال 1399 انجام شد که داده­ ها با استفاده از پرسشنامه­ های اطلاعات دموگرافیک، مقیاس استفاده آسیب زا از تلفن همراه، مقیاس افسردگی (کاواجا و برایدن) دانشجویان جمع‌آوری گردید. داده ­ها بعد از جمع آوری وارد SPSS18 شده و با کمک آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: در مجموع 313 نفر در مطالعه شرکت کردند که میانگین سنی شرکت کنندگان 3/41±22/16 سال بود. ضریب همبستگی پیرسون (ضریب استاندارد شده) بین نمره افسردگی و متغیرهای مقطع تحصیلی، علاقه به رشته، وضعیت بومی، محل سکونت، سابقه مصرف داروی افسردگی، وضعیت اشتغال، داشتن مشکلات مالی، وضعیت زندگی خانوادگی، سن پدر و استفاده مفرط از تلفن همراه ارتباط مثبت وجود دارد. نتایج حاصل از آنالیز رگرسیون خطی، مقدار ضریب تعیین (0/603) نشان داد که شدت همبستگی بین عوامل موثر بر افسردگی و افسردگی بالا می باشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه بین استفاده مفرط از تلفن همراه با افسردگی و تنهایی اجتماعی در دانشجویان رابطه معنادار وجود دارد که نیازمند برنامه ریزی مناسب برای مداخله است.

مارال فرقانی فر، امید گرکز، سحر پاریاب، مریم فرجام فر، سولماز طالبی، محبوبه پورحیدری،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: حاملگی از وقایع لذت‌بخش زندگی زنان محسوب می‌شود که با تغییرات متعدد بیولوژیکی، سایکولوژیک و اجتماعی همراه است، ازجمله پیامدهای شایع این تغییرات افزایش افسردگی می‌باشد. مشـاوره جنسـی بـا مادر بـاردار به‌عنوان یکی از مداخلات کمک کننده در جهت بهبود کیفیت زندگی جنسی و افسردگی توسط چندین مطالعه پیشنهاد شده است و این مطالعه با هدف اثر بخشی مشاوره جنسی بر اساس مدل BETTER بر نمره افسردگی در دوران بارداری انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه کار آزمایی بالینـی تصادفـی با تعداد 144 شرکت‌کننده است کـه بـه مراکـز بهداشـتی درمانـی شهر بهمئی مراجعـه کردنـد. شرکت کنندگان بر اساس تخصیص تصادفی به دو گروه مساوی 72 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. گـروه مداخلـه در 2 جلسه مشاوره جنسی 60-45دقیقه‌ای بر اساس مدل BETTER شرکت کردند و گروه کنترل مراقبت‌های معمول دوران بارداری را دریافت کردند. نمره افسردگی با استفاده از پرسشنامه افسردگی ادینبرگ، قبل، بعد و همچنین یک ماه پس از آخرین جلسه مشاوره سنجیده شد. داده­ های جمع آوری شده وارد SPSS18 و با کمک آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: در این مطالعه نتایج نشان داد که بین نمرات افسردگی در دو گروه کنترل و مداخله پیش از آزمون تفاوت معناداری وجود نداشت، درحالی‌که بلافاصله بعد از مداخله و پیگیری یک ماه بعد، تفاوت معناداری در نمرات افسردگی بارداری بین گروه مداخله و کنترل مشاهده شد در گروه مداخله بعد از مشاوره میانگین افسردگی کاهش داشته است (1/32±6/54) و در زمان بعدی (1/47±5/59) هم همان اثر را حفظ کرده است.
نتیجه‌گیری: با توجه به اثربخشی مدل BETTER برنامه ریزی برای آموزش این مدل و استفاده از آن جهت کاهش افسردگی دوران بارداری پیشنهاد می­ شود.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb