کتایون رازجویان، رزیتا داوری آشتیانی، پروین یاوری،
دوره 3، شماره 3 - ( 11-1386 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اختلال بیش فعالی کم توجهی یکی از شایعترین اختلالات روانپرشکی در کودکان میباشد که هم در کوتاه مدت و هم در دراز مدت عوارض نامطلوبی برای کودک، خانواده و جامعه به همراه دارد، در نتیجه پیدا کردن راهکارهایی جهت تشخیص صحیح و به موقع آن فواید بسیاری خواهد داشت. به این منظور در این تحقیق به بررسی میانگین نمرات علائم نرم نشانگان عصبی، به عنوان ابزاری جهت تشخیص صحیحتر و سریعتردر کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی کم توجهی، و مقایسه آن با کودکان فاقد این اختلال پرداختهایم.
روش کار: بیست و پنج کودک بیش فعال کم توجه 12-7 ساله تحت بررسی با پرسشنامه بیش فعالی کم توجهی DSM-VI، آزمون کانرز والدین و تست 28 موضوعی NES (جهت بررسی علائم عصبی نرم) قرار گرفتند. سپس نتایج آنها با 25 کودک فاقد اختلال مقایسه شد.
نتایج: نمره کلی در آزمون NES در گروه مورد 14/4±4/11 و در گروه کنترل 79/2± 6/5 بود که این اختلاف با 0001/0P< کاملاً معنیدار بود. گروه مورد خصوصاً در رفلکس گلابلار، حرکات آلترناتیو سریع و جداسازی راست-چپ نمرات بالاتری نسبت به گروه کنترل داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به تفاوت معنیدار علائم نرم نشانگان عصبی در کودکان بیش فعال کم توجه، احتمالاً میتوان از این علائم برای تشخیص زودتر اختلال و برداشتن قدمهای سریعتر جهت پیشگیری و درمان آن استفاده کرد.
شیلا حسن زاده، یوسف محمدپور، رقیه داوری، مجید بابائی،
دوره 21، شماره 4 - ( دوره 21، شماره 4، زمستان 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در سال های اخیر میزان تاب آوری روانشناختی زنان خشونت دیده، یکی از چالشهای مهم بوده و بار قابل ملاحظه اقتصادی، اجتماعی، هیجانی و روانی به جامعه تحمیل می کند. هدف مطالعه حاضر، تبیین نقش عوامل اقتصادی-اجتماعی، مدیریت هیجان و مهارت های ارتباطی در پیش بینی تاب آوری روانشناختی زنان خشونت دیده در استان آذربایجان غربی بود.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی-تحلیلی بود که در سال 1402 انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل 98 نفر از زنان خشونت دیده نگهداری شده در مراکز بهزیستی بود. از پرسشنامه های تاب آوری، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، مدیریت هیجان و مهارت های ارتباطی استفاده شد. برای بررسی ارتباط بین متغیرها از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج آزمون همبستگی نشان داد بین فاکتورهای اقتصادی-اجتماعی، مهارت های ارتباطی و مدیریت هیجان با میزان تاب آوری زنان خشونت دیده ارتباط معنیداری وجود دارد. به طوری که بین تحصیلات (0/53=r، 0/001>P)، درآمد (0/70=r، 0/001>P)، شغل (0/58=r، 0/001>P)، مدیریت ارزیابی مجدد (0/26=r، 0/010=P)، مدیریت سرکوبی (0/34=r، 0/001=P)، توانایی دریافت و ارسال پیام (0/25=r، 0/015=P)، کنترل عاطفی (0/28=r، 0/006=P)، مهارت گوش دادن (0/30=r، 0/012=P)، بینش نسبت به فرایند ارتباط (0/36=r، 0/001=P) و ارتباط توأم با قاطعیت (0/33=r، 0/001=P) با تاب آوری زنان، ارتباط مثبت و معنی داری، و بین بعد خانوار (0/68-=r، 0/001>P) با تاب آوری، رابطه ای منفی و معنی دار مشاهده گردید. از طرفی نتایج آزمون رگرسیون نیز نشان داد که تمامی متغیرها غیر از مهارت گوش دادن به طور معناداری قادر به پیش بینی تاب آوری زنان خشونت دیده هستند.
نتیجهگیری: با توجه به یافته ها پیشنهاد می گردد سیاست گذاران حوزه سلامت با شناسایی عوامل خطر و به منظور کاهش آسیب های اجتماعی، از طریق ارائه آموزش های لازم به خانواده ها و فرهنگ سازی، مداخلات مؤثری را طراحی و اجرا نمایند. همچنین، اجرای برنامه های مداخله ای با هدف بهبود وضعیت اقتصادی و ارتقای سطح آگاهی زنان از حقوق اجتماعی خود توصیه می شود.