26 نتیجه برای رحیمی
منوچهر کرمی، کورش هلاکویی نائینی، عباس رحیمی، اکبر فتوحی، حسن افتخار اردبیلی،
دوره 1، شماره 3 - ( 12-1384 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از آنجا که درحال حاضر واکسن مصرفی در کشورمان، ساخت داخل(انستیتو رازی) است و تاکنون فقط چند پژوهش معدود دال بر تعیین میزان یا نسبت بروز عوارض واکسن ساخت کشور در خارج از محیط پژوهش بررسی حاضر انجام شده است؛ لذا این بررسی با هدف تعیین میزان بروز تجمعی عوارض واکسن سهگانه و عوامل مؤثر بر آن انجام شدهاست.
روش کار: روش مطالعه در تحقیق مورد نظر مطالعهی همگروهی است. با توجه به اهداف اصلی مطالعه، 1910 کودک زیر 7 سال به همگروههای مختلفی تقسیم و به مدت 48 ساعت پیگیری شدند. در بررسی اخیر اطلاعات از طریق پرسشنامه و به صورت تلفنی یا مراجعه به درب منازل جمع آوری شدهاست. روش نمونهگیری در این مطالعه «نمونهگیری طبقهای و یا تخصیص متناسب» است. واکسن مورد استفاده، واکسن سهگانه ساخت کشور ایران ـ انستیتو رازی ـ است. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامهای دو قسمتی است که قسمت اول آن حاوی سؤالاتی در زمینهی مشخصات دموگرافیک فرد واکسینه شده و قسمت دوم پرسشنامه نیز شامل 15 سؤال دو بخشی (بلی - خیر) در مورد عوارض واکسن در فاصلهی دو روز پس از دریافت واکسن است. پس ازتکمیل پرسشنامهها با استفاده از نرمافزار SPSS، نگارش 5/11 نتایج پژوهش را استخراج کردیم.
نتایج: میزان بروز تجمعی پیآمدهای نامطلوب متعاقب ایمنسازی در فاصلهی 48 ساعت پس از دریافت واکسن سهگانه، برای عارضهی تورم 66/40% (43/38 و 89/42)، عارضهی قرمزی 08/43% (84/40 و 32/45)، عارضهی درد 32/67% (20/65 و 4/69)، عارضهی تب مساوی یا بیشتر از 38 درجهی سانتیگراد 14/54% (89/51 و 40/56)، عارضهی تب مساوی یا بیشتر از 5/40 درجهی سانتیگراد 11/1% (64/0 و 59/1)، عارضهی خوابآلودگی 35/33% (21/31 و 48/35) و برای عارضهی گریهی طولانی مدت 35/13% (81/11 و 88/14) است. متعاقب واکسیناسیون با واکسن سهگانه، فقط یک مورد از افراد مورد پژوهش عارضهی تشنج را از خود نشان داد.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن میزان بروز تجمعی عارضهی درد و گریهی طولانی مدت در این مطالعه نسبت به سایر مطالعات میتوان چنین قضاوت کرد که تفاوت مذکور به دلیل ساختار متفاوت واکسنها یا ابزار اندازهگیری عوارض واکسن باشد. همچنین نظر به اهمیت عوارض عمومی نسبت به عوارض موضعی پیشنهاد میشود واکسن سهگانه در عضلهی ران تزریق شود.
حمید سوری، محسن رحیمی، حسین محسنی،
دوره 1، شماره 3 - ( 12-1384 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خطاهای انسانی عمدهترین علت رخداد حوادث شغلی هستند که عمدتاً به دلیل استرسهای شغلی رخ میدهند. ارتباط بین استرسهای شغلی و حوادث حین کار کمتر مورد توجه قرار گرفته و در کارکنان صنایع خودروسازی تا کنون مطالعهای در این مورد منتشر نشده است. هدف این مطالعه تعیین ارتباط بین استرسهای شغلی و حوادث ناشی از کار در کارکنان شرکت خودروسازی سایپا، که یکی از مهمترین شرکتهای مربوطه در کشور و خاورمیانه محسوب میشود، است.
روش کار: در این مطالعه 100 فرد دارای سابقه حادثه شغلی طی یک سال قبل از مطالعه به عنوان گروه مورد و 508 نفر فرد فاقد حادثهی شغلی در همان زمان به عنوان گروه شاهد از میان 6199 نفر کارکنان در معرض خطر حوادث شغلی شرکت سایپا انتخاب شدند. از پرسشنامهی نمایهی استرس شغلی بل کیک (Belkic Occupational Stress Index: OSI) برای سنجش استرس شغلی استفاده و اعتبار دادههای مربوطه با استفاده از آزمایش کراتینین، کورتیزول و 17 کتواستروئید ادرار 24 ساعته در گروهی از افراد مورد مطالعه سنجیده شد. انواع عوامل استرسزای شغلی مشخص و نسبت شانس رخداد حادثهی شغلی در جمعیت مورد مطالعه در ارتباط با استرس شغلی تعیین شد.
نتایج: میزان شیوع استرش شغلی در جمعیت شاهد 3/21 درصد و در جمعیت مورد 1/35 درصد بود. مهمترین عوامل استرسزای شغلی فشار زمان (5/78 درصد)، نحوهی پرداخت و ارزیابی کارکنان (4/56 درصد) وتعامل کارکنان باسایر همکاران یا ماشین آلات (3/41 درصد) بودند. نسبت شانس رخداد حادثهی شغلی در گروه در معرضِ استرسِ بیشتر معادل 2 (حدود اطمینان 95 درصد معادل 2/1 تا 3/3) بود. افراد جوانتر و کارکنان کمتجربهتر بیشتر در معرض استرس شغلی بودند.
نتیجهگیری: با توجه به افزایش تولید انبوه خودرو در صنایع خودرو سازی کشور و بالا بودن میزان شیوع استرس شغلی در کارکنان این صنایع، لزوم پرداختن به روشهای کنترل و پیشگیری اینگونه استرسها ضروری است. کاهش استرس شغلی کارکنان این صنایع علاوه بر کاهش حوادث شغلی، به میزان حداقل 12 درصد موارد در افزایش رضایتمندی شغلی و بهرهوری نیز تأثیر قابل توجهی خواهد داشت. ضمن آن که در کاهش سایر بیماریهای شغلی که ارتباط آنها با استرسهای شغلی ثابت شده است نیز مؤثر خواهد بود.
حمید سوری، محسن رحیمی، حسین محسنی،
دوره 2، شماره 3 - ( 1-1385 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شواهد زیادی وجود دارد که مدیریت را یکی ازمشاغل پر استرس معرفی میکند. به مسئلهی استرسهای شغلی در میان مدیران صنایع کمتر پرداخته شده است. هدف تحقیق، تعیین میزان شیوع انواع استرسهای شغلی در مدیران گروه صنعتی سایپا و نیز ارتباط این استرسها با عوامل شغلی دموگرافیک، تعیین عوامل ایجادکنندهی استرسهای شغلی در مدیران و عوارض ناشی از استرسهای شغلی بر سلامت و عملکرد آنان میباشد.
روش کار: استرسهای شغلی مدیران برای انواع عوامل استرسزا در محیط کار بر اساس معیارهای مختلف با استفاده از پرسشنامه خود تکمیلی و در جلسات گروهی اندازهگیری و سنجیده شدند. در مجموع از تعداد 496 مدیر واجد شرایط جهت این مطالعه 440 نفر پرسشنامهها را تکمیل کردند. در این مطالعه از 12 ابزار سنجش استرس شغلی برای تعیین استرسهای شغلی مدیران گروه صنعتی سایپا استفاده شد. استرسهای شغلی مدیران برای انواع عوامل استرسزا در محیط کار بر اساس معیارهای مختلف، از جمله عوامل شغلی هم چون فشار زمان، ساعت کار و برنامهی زمانی، مدیریت محیط کار، تصمیمگیری در محیط کار، عوامل استرسزای مدیریتی شامل عوامل ذاتی شغل، نقش سازمانی، توسعهی سازمان، ساختار و جو سازمانی، روابط با سازمان و تلاقی سازمانی با محیط خارج کار و سایر عوامل مانند شرایط کار، عوامل ارتباطی، عوامل مربوط به شغل، سازماندهی و تقابل امور خانه و محل کار تعیین شد.
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 6/43 سال با انحراف معیار 3/7 سال و محدودهی 27 تا 65 سال بود. بهطور کلی بیش از 98% مدیران مورد مطالعه خود را در معرض استرسهای شغلی میدانستند و میزان شیوع استرس شغلی بهطور کلی معادل 5/49% بود. مهمترین عوامل استرسزای شغلی بین افراد مورد مطالعه به ترتیب استرس ناشی از تصمیمگیری در کار(1/99%)، فشار زمان (3/97%)، ساعت کار و برنامهی زمانی (5/73%)، استرس ناشی از مدیریت محیط کار (5/50%)، مشکلات استرسزای شغلی یا مدیریتی اخیر (1/21%)، و استرس ناشی از عوامل فیزیکی محیط کار (1/23%) بود. مدیران حوزههای خدمات فنی / نگهداری - تعمیرات، مهندسی و تولید بیشتر در معرض استرسهای شغلی بودهاند. شیوع استرسهای شغلی در افراد پایینتر در ردههای مدیریتی بیشتر از سایرین بود و مدیران جوانتر نیز بیشتر در معرض استرسهای شغلی بودند.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق و مقایسهی آن با تحقیقات قبلی نشان داد که مدیران بسیار بیشتر از سایر کارکنان در معرض استرسهای شغلی قرار دارند و میزان شیوع استرس شغلی در مدیران گروه سایپا نسبت به سایر جوامع بالاتر است. از آن جا که استرسهای شغلی مدیران میتواند تأثیرات نامناسبی بر سلامت افراد و تولید در سازمان داشته باشد، لازم است به مسئلهی مورد پژوهش از طرف مدیریت ارشد گروه توجه بیشتری شود و برنامهریزیهای مداخلهای مناسب در سطح سازمان و اقدامات موثر در سطح افراد برای کنترل و پیشگیری استرسهای شغلی در مدیران مورد مطالعه صورت پذیرد.
کورش اعتماد، حسن افتخار اردبیلی، عباس رحیمی، محمد مهدی گویا، علیرضا حیدری، محمد جواد کبیر،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده
مقدمه و اهداف: HIV هم اکنون به تنهایی بزرگترین ویروس کشنده عفونی است و افراد آلوده به HIV منبع آلودگی برای دیگران
بر شمرده میشوند که پرخطرترین گروه ابتلا به ایدز معتادان تزریقی و دارندگان رفتار پرخطر جنسی میباشند. ارتقاء میزان آگاهی و نگرش این افراد یکی از اولویتهای برنامه پیشگیری و مبارزه با ایدز است. این مطالعه با هدف تعیین سطح آگاهی و نگرش افراد HIV+ در مقایسه با افراد دارای سابقه رفتار پرخطر در استان گلستان و رابطه آن با مشخصههای اقتصادی،اجتماعی انجام گرفت.
روش کار: این مطالعه مقطعی که بر روی 54 فرد HIV+ و 134 فرد دارای سابقه رفتار پرخطر استان گلستان انجام گرفت. نمونههای HIV مثبت بوسیله نمونهگیری و افراد پرخطر بوسیله نمونهگیری سیستماتیک انتخاب شدند.
نتایج: نتایج پژوهش داد که افراد اچ.آی.وی منفی در مقایسه با اج.آی.وی مثبتها از سطح تحصیلات بالاتری برخوردار بودند
(0/034 P=). میزان بیکاری نزد افراد اچ.آی.وی مثبت بیشتر (001/0 P<) و از سطح درآمد پایینتر بود (037/0 P=). افراد HIV+ و افراد دارای سابقه رفتار پرخطر در مورد بیماری ایدز آگاهی متوسط و نگرش نا مطلوبی داشتند. سطح نگرش بیماران HIV+ پایینتر از افراد دارای سابقه رفتار پرخطر بود (05/0=P).
نتیجهگیری: با توجه به سطح آگاهی متوسط و نگرش نامطلوب لزوم توجه مسئولین به آموزشهای مداوم ومستمر در قالب برنامهریزی مدون ضروری میباشد. سطح اقتصادی، اجتماعی پایین این افراد صرفنظر از تقدم یا تاخر این عوامل، به عنوان فاکتورهای زمینهای تشدید کننده عوارض فردی و اجتماعی ایدز باید مورد توجه مسئولین قرار گیرد.
حدیث صبور، عباس نوروزی جاویدان، محمد رضا وفا، فرزاد شید فر، مریم نظری، سمیه اطهاری نیک عزم، عباس رحیمی، حسن امامی رضوی، هوشنگ صابری،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده
مقـدمه و اهداف: علیرغم افزایش خطر چاقی و بیماریهای قلبی در افراد با ضایعه نخاعی، ارزیابی کامل از دریافت غذایی که اثرات متغیرهای وابسته به ضایعه را در این بیماران بررسی کند تاکنون صورت نگرفته است. هدف از این مطالعه، ارزیابی دریافت غذایی بیماران با ضایعه نخاعی بر اساس جنس، متغیرهای وابسته به ضایعه و چاقی است.
روش کـار: در این مطالعه مقطعی، 162 بیمار با ضایعه نخاعی و میانگین سنی 69/0±17/34 سال شرکت نمودند. دریافت غذایی بیماران توسط پرسشنامه بسامد خوراک نیمه کمی بررسی شد. تفاوت دریافت رژیمی و متغیرهای آنتروپومتریک بر اساس ویژگیهای ضایعه با آزمون t مستقل ارزیابی شد.
نتایج: مردان در مقایسه با زنان دریافت کالری و کربوهیدرات بیشتری داشتند (001/0>P). افراد با ضایعه غیر کامل MUFA بیشتر مصرف میکردند (03/0=P). بیماران مسنتر دریافت انرژی تام، چربی اشباع، MUFA،کلسترول (01/0>P) و (05/0>P) کمتری داشتند. بیماران با مدت ابتلا بیشتر، انرژی تام، کربوهیدرات (01/0>P)، چربی تام و MUFA (05/0>P) کمتری مصرف میکردند. بر اساس تقسیمبندی جدید، 5/60% بیماران این مطالعه مبتلا به اضافه وزن و یا چاقی بودند. 1/33% از مردان و 4/48% از زنان دارای چاقی مرکزی بودند. بیماران پاراپلژیک BMI بیشتری از بیماران تتراپلژیک داشتند (009/0=P).
نتیـجهگیری: تعادل دریافت درشت مغذیها به سمت مصرف بیشتر چربی اشباع و دریافت کمتر کربوهیدرات پیچیده و پروتئین تغییر یافته است. در بیماران مسنتر و با ضایعه طولانی مدت تمایل به داشتن رژیم سالم بیشتر است.
سعید بکایی، مهدی سلطانی، عباس رحیمی فروشانی، علیرضا باهنر، محمد افشار نسب، سیامک روحانی زاده، امراله قاجاری، داریوش سعادتی،
دوره 8، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیماری لکه سفید از جمله بیماریهای ویروسی است که باعث تلفات شدید در استخرهای
پرورش میگو میشود. علیرغم اقدامات گسترده صورت گرفته جهت کنترل آن، این بیماری
هنوز اصلی ترین مشکل بهداشتی مزارع پرورش میگو در ایران میباشد. هدف مطالعه حاضر
تعیین سهم عوامل خطر بیماری لکه سفید در میگوهای پرورشی در استان خوزستان است.
روش کار: در یک مطالعه مقطعی 223 استخر در منطقه چوئبده آبادان از خرداد تا مهر ماه سال
1389 بررسی گردید. اطلاعات مربوط به 17 متغیری که تصور میشد با وقوع بیماری لکه
سفید ارتباط دارند از صاحبان استخرها، اداره شیلات و اداره دامپزشکی اخذ گردید.
وقوع بیماری لکه سفید بر مبنای علائم بالینی و نتایج آزمایش PCR تعیین گردید. از آنالیز رگرسیون چند متغیره و آزمون مربع کای برای
تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد.
نتایج: در استخرهای تحت مطالعه، مدیریت ضعیف مبارزه با پرندگان(72/3(OR =، تحصیلات کم سر کارگر (29/3 (OR=
و فیلتراسیون ضعیف آب ورودی (43/3 (OR= شانس رخداد بیماری را به طور معنیداری
افزایش میداد و تغییرات کم شوری آب استخرها
(16/0 (OR= شانس وقوع بیماری را کاهش میداد.
نتیجهگیری: در
تحقیق اخیر مهمترین عوامل موثر بر وقوع بیماری لکه سفید در سایت پرورش میگوی
استان خوزستان مشخص شد و سهم هر یک از عوامل خطر تعیین گردید. یافتههای این
مطالعه به توسعه صنعت پرورش میگو در ایران، به ویژه در استان خوزستان کمک میکند.
Normal
0
الهام محمدی فرخران، محمود محمودی، کاظم محمد، عباس رحیمی، فرشته مجلسی، محبوبه پارسائیان،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تاکنون، مطالعههای متعددی به بررسی عوامل مؤثرمؤثر بر فاصله ازدواج تا تولد اول پرداختهاند، اما در هیچیک از آنها احتمال حضور زنان نابارور در نمونه مورد مطالعه در نظر گرفته نشده است. ازاینرو، هدف این مطالعه، بررسی دقیقتر فاصله تولد اول و تعیین عوامل مؤثر بر این فاصله، با در نظر گرفتن حضور زنان نابارور در نمونه است.
روش کار: در این پژوهش از اطلاعات مربوط به 1068 زن 49-15 ساله متأهل در استان آذربایجان غربی استفاده شد. اطلاعات از طریق پرسشنامه و با روش نمونهگیری دو مرحلهای گردآوری گردید. بررسی فاصله تولد اول و عوامل مؤثر بر این فاصله، با استفاده از مدل شفایافته گمپرتز تعمیمیافته انجام شد. برای تجزیه و تحلیل توصیفی دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 16 و برای تجزیه و تحلیل تجزیه و تحلیل تحلیلی دادهها از نرمافزار R نسخه 2.12، استفاده گردید.
نتایج: در این مطالعه میانگین فاصله بین ازدواج تا تولد اول (± انحراف معیار) برابر با 2/7 ± 9/3 سال بود. با برازش مدل از بین عوامل مورد بررسی تنها افزایش تحصیلات مادر بهطور معنیدار فاصله ازدواج تا تولد اول را افزایش میداد. همچنین، نسبت زنانی که صاحب فرزند نشده بودند، برابر با 062/0 برآورد شد که با افزایش سطح تحصیلات مادر این نسبت نیز افزایش مییافت.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که با توجه به احتمال حضور زنان نابارور در جامعه استفاده از مدل شفایافته گمپرتز در تجزیه و تحلیل تجزیه و تحلیل بقا روشی مناسب در بررسی فاصله تولد اول و یافتن عوامل مؤثر بر این فاصله است.
سیما زایری، صبا اصغر زاده، مینا زایری، کورش هلاکویی نائینی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در سراسر جهان جمعیت در حال پیر شدن است. سهم رو به افزایش جمعیت سالمندان، چالشهای جدیدی را در قرن کنونی ایجاد کرده است. این مطالعه با هدف تعیین کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در سالمندان محله آذربایجان شهر تهران انجام شده است. روش کار: مطالعه مقطعی روی 287 نفر از افراد 60 سال و بالاتر انجام شد. شرکت کنندگان به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. اطلاعات با پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت، پرسشنامه فعالیتهای روزانه زندگی، و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک جمعآوری شد. به هر حیطه بر اساس دستنامه سازمان جهانی بهداشت امتیازی معادل 0 تا 100 داده شد. متغیرهای نهایی در مدل رگرسیون خطی چند متغیره با استفاده از SPSS 16.0 تعیین شدند. نتایج: میانگین چهار حیطه تشکیل دهنده کیفیت زندگی (سلامت جسمانی، روان، محیط و اجتماعی) سالمندان به ترتیب 41/58، 53/13، 53/59 و 42/82 به دست آمد. نتایج رگرسیون خطی چند متغیره نشان داد که عوامل تأثیرگذار در هر حیطه به ترتیب شامل سن، وضعیت تأهل، ابتلا به بیماری مزمن جسمی و وضعیت اقتصادی در حیطه سلامت جسمانی، جنس وضعیت تأهل، ابتلا به بیماری مزمن جسمی، وضعیت اقتصادی و ترکیب خانواده در حیطه سلامت روان، ابتلا به بیماری مزمن جسمی و وضعیت اقتصادی در حیطه سلامت محیط و جنس در حیطه سلامت اجتماعی بودند. نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد عوامل متعددی روی کیفیت زندگی سالمندان مؤثر است که شناخت این عوامل و در نظر گرفتن آنها برای برنامهریزی بهتر در مورد سالمندان و توانمند سازی آنان، اهمیت ویژه ای دارد.
حسام الدین اکبرین، علیرضا باهنر، سعید بکایی، نادر مصوری، عباس رحیمی فروشانی، حمید شریفی، علی صفر ماکنعلی، نوردهر رکنی، بهمن مرحمتی خامنه، سامد برومند فر،
دوره 10، شماره 3 - ( دور10، شماره 3 1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سل یکی از مهمترین بیماریهای عفونی و زئونوز است که طیف وسیعی از موجودات زنده به ابتلا به آن حساس هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر آلودگی گاوداریهای تحت پوشش آزمون غربالگری توبرکولین به سل گاوی انجام شد.
روش کار: این پژوهش، یک مطالعه مورد- شاهدی است که در سطح گلههای گاو شیری انجام شد. گاوداریهای مورد (62 فارم) از میان گاوداریهای شیری تحت پوشش استان تهران و 7 استان همجوار انتخاب شد که پس از نمونهبرداری، مایکوباکتریوم بویس از آنها در جدا گردید. گاوداریهای شاهد (62 فارم) نیز از همین استانها و بر اساس منفی بودن نتیجه آزمون توبرکولین انجام پذیرفت. گاوداریهای شاهد بر اساس ظرفیت و فاصله با گاوداریهای مورد، به صورت فردی همسان شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با آزمون رگرسیون لجستیک شرطی چند متغیره و نرمافزارStata انجام شد.
نتایج: از نظر روابط بین متغیرهای مستقل تحت مطالعه، مدیریت مناسب کود (12/0=OR، فاصله اطمینان 95%: 49/0-03/0)، شعلهدهی منظم بهاربندها (21/0=OR، فاصله اطمینان 95%: 92/0-04/0) و حصارکشی منظم اطراف دامداری (17/0=OR، فاصله اطمینان 95%: 81/0-03/0) سبب کاهش خطر آلودگی و وجود موش (90/4=OR، فاصله اطمینان 95%: 01/23-04/1) سبب افزایش خطر آلودگی به سل گاوی میشود.
نتیجهگیری: توجه جدیتر به مبارزه با جوندگان محسوس است. افزایش همهجانبه برنامهی غربالگری توصیه میشود. شاید زمان آن فرا رسیده باشد تا در سیاستهای موجود کنترلی بازنگری صورت پذیرد و سیاستهای مناسبتری اتخاذ گردد.
کامران یزدانی، سحرناز نجات، آفرین رحیمی موقر، لیلا قالیچی، ملاحت خلیلی،
دوره 10، شماره 4 - ( دوره 10، شماره 4 1393 )
چکیده
سید عباس متولیان، رویا صاحبی، آفرین رحیمی موقر، مسعود یونسیان،
دوره 11، شماره 2 - ( دوره 11، شماره 2 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف از انجام این مطالعه، تعیین روند مصرف مواد و الکل در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران طی سالهای 88-1385 میباشد.
روش کار: از ابتدای سال 1385 تا انتهای 1388 هر سال دانشجویان 23-18 ساله دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته خودایفا و بدون نام مورد مطالعه قرار گرفتند. روش مورد استفاده برای تحلیل، روش تحلیلی برآورد داخلی
(Intrinsic Estimator) میباشد که روشی جدید برای حل مشکل وابستگی خطی بین سن، دوره و همگروه تولد در مدلهای رگرسیون خطی است.
نتایج: در روش توصیفی، شیوع مصرف الکل در زنان و مردان با افزایش سن افزایش یافته است. شیوع مصرف مواد اعتیادآور غیر قانونی در زنان و مردان در سال 86 نسبت به سالهای دیگر بالاتر بوده و دارای روند افزایشی است. در روش تحلیلی برآورد داخلی اثر سن، دوره و همگروه تولد در زنان دیده نشد. برای مردان، اثر سن دیده شده در مصرف الکل یک روند افزایشی-کاهشی- افزایشی بود. اثر دوره و همگروه روند کاهشی را نشان میداد. در مصرف مواد غیرقانونی، اثر سن روند تدریجی افزایشی داشت. اثر دوره، ابتدا روند افزایشی و سپس یک روند کاهشی را نشان میداد. در اثر کوهورت نیز ابتدا روند افزایشی، سپس کاهشی و بعد افزایشی مشاهده شد.
نتیجه گیری: اثر سن، دوره و همگروه برای مصرف مواد و الکل در زنان در روش تحلیلی، دیده نشد. مصرف مواد و الکل در مردان با افزایش سن بالاتر میرود. بالا بودن شیوع مصرف مواد، میتواند به دلیل در دسترس بودن و ارزان شدن مواد باشد.
علی اکبر حقدوست، حسن هاشمی، سمیه نوری حکمت، محمد حاجی آقا جانی، قاسم جان بابایی، علی ماهر، امیر محمد جوادی، سمیرا عمادی، هاجر حقیقی، محمدرضا رجبعلی پور، رضا دهنویه، مسعود فردوسی، حمیدرضا رشیدی نژاد، فائزه معین صمدانی، روحانه رحیمی صادق،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از میان منابع بخش سلامت، تختهای بیمارستانی، واحد اولیه محاسبه برای ظرفیت خدمترسانی درمانی و ظرفیت حیاتی در مراقبت از بیمار هستند که عدم توزیع مناسب آن در مناطق مختلف کشور منجر به جابجایی بیماران و ایجاد مشکلات
جبرانناپذیر میشود. هدف مطالعه حاضر ارائه اطلاعات دقیقی درمورد تعداد و توزیع تختهای بیمارستانی کشور در سال 1394 و برآورد تعداد تختهای موردنیاز تا سال 1404 میباشد.
روشکار: مطالعه حاضر توصیفی- تحلیلی میباشد که در سال 1395 انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل 439 شهرستان تحت پوشش 46 دانشگاه علوم پزشکی کشور بود. در این مطالعه از دادههای سال 1394 استفاده شد که اطلاعات مربوط به تعداد و مالکیت تختها و اندازه بیمارستانها از معاونت درمان دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور گرفته شد.
یافتهها: تعداد تختهای بستری فعال کشور در سال 1394 برابر با ۱۱۷۵۸۰ بوده است و برآورد میشود برای پاسخ به نیاز جامعه این تعداد تا سال 1404 باید به ۱۹۴۴۷۱تخت برسد. شاخص تخت به ازای 1000 نفر جمعیت در سال 1394 برابر با 47/1 بوده و درصورت پیادهسازی این برآوردها، در سال 1404 به 19/2 خواهد رسید. ضریب پراکندگی نسبت تخت به ازای 1000 نفر جمعیت در سال 1394 برابر با 36% بوده که براساس برآوردهای صورت گرفته در پروژه نقشه راه درمان ایران تا سال 1404 به 19% خواهد رسید.
نتیجهگیری: پراکندگی تخت در مناطق مختلف کشور متفاوت بوده و در برخی مناطق تخت بستری کافی در دسترس نمیباشد. درصورت پیادهسازی برآوردهای نقشه راه درمان ایران 1404، تختهای بستری به صورت متوازنتری در سراسر کشور توزیع خواهند شد.
محمد آقا جانی، حسن هاشمی، علی اکبر حقدوست، سمیه نوری حکمت، قاسم جان بابایی، علی ماهر، روحانه رحیمی صادق، سمیرا عمادی، محمدرضا رجبعلی پور، هاجر حقیقی، رضا دهنویه، فاطمه دهنویه تیجنگ،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعه حاضر توصیف شفافی درمورد وضعیت پراکندگی تجهیزات پزشکی تشخیصی درمانی در کشور در سال 1395 و برآورد تعداد دستگاه مورد نیاز در سال 1404 ارائه می نماید.
روش کار: مطالعه حاضر در سال 1395 انجام شد. جامعه مورد مطالعه 46 دانشگاه علوم پزشکی کشور و تجهیزات مورد بررسی شامل 8 دستگاه MRI،CT Scan ، گاما کمرا، شتابدهنده خطی، PET Scan، آنژیوگرافی قلبی، آنژیوگرافی محیطی و سی تی آنژیو بود. دادههای مربوط به تعداد تجهیزات موجود در محدوده تحت پوشش هر شهرستان از طریق سرشماری دستگاهها جمعآوری شدند.
یافتهها: مطالعه حاضر در سال 1395 انجام شد. جامعه مورد مطالعه 46 دانشگاه علوم پزشکی کشور و تجهیزات مورد بررسی شامل 8 دستگاه MRI،CT Scan ، گاما کمرا، شتابدهنده خطی، PET Scan، آنژیوگرافی قلبی، آنژیوگرافی محیطی و سی تی آنژیو بود. دادههای مربوط به تعداد تجهیزات موجود در محدوده تحت پوشش هر شهرستان از طریق سرشماری دستگاهها جمعآوری شدند.
نتیجهگیری: درسال 1395 درمورد اغلب دستگاه های مورد بررسی، نسبت دستگاه به جمعیت در کل کشور تقریبا در حد متوسط جهانی بوده است ولی در تجمع دستگاه ها در مناطق برخوردار و شهرهای بزرگ این نسبت است. در نقشه راه درمان ایران 1404 این مسئله شناسایی شده و برای حرکت به سمت کاهش نابرابریها مدلسازی شده است.
رضا دهنویه، سمیه نوری حکمت، علی مسعود، محمد علی مقبلی، حامد رحیمی، آتوسا پورشیخعلی، مریم حسین پور، سیروس سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از مدلهایی که بصورت غیرمتمرکز و در راستای دستیابی به پوشش همگانی سلامت در تبریز شکل گرفته، مدل مجتمع های سلامت میباشد. این مطالعه، با هدف ارزیابی مدل و شناسایی نکات مفید آن انجام شده است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه کیفی و موردی است که در سال 1396 انجام شد. علاوه بر مشاهده، 28 نفر شامل افراد مسئول و مطلع درمورد مجتمعهای سلامت در دانشگاه علوم پزشکی تبریز به صورت هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبههای نیمه ساختاریافته انجام شد. برای تحلیل مصاحبهها و نتایج حاصل از مشاهده، از روش تحلیل چارچوبی بر پایه ابزار ارزشیابی مراقبتهای اولیه (PCET) استفاده شد که توسط سازمان بهداشت جهانی توسعه یافته است.
یافتهها: از جمله نقاط قوت این مدل میتوان به برنامهریزی غیرمتمرکز، تقویت حضور بخش خصوصی، استفاده مناسبتر از روشهای ارزیابی عملکرد تیم سلامت، ایجاد حس ارائه خدمات تاثیرگذار در ارائه دهندگان، استفاده از روش پرداخت آیندهنگر، تقویت سیستم ارجاع، تقویت تداوم خدمت، تسهیل دسترسی مالی و افزایش دسترسی بویژه در مناطق حاشیه نشین اشاره کرد. همچنین، مشکلاتی نظیر کمبود برخی امکانات و تجهیزات، کمبود در برخی نیروها و حجم کاری بالا، ناپایداری منابع مالی و عدم همکاری سازمانهای بیمه سلامت به چشم میخورد.
نتیجهگیری: مدل مجتمعهای سلامت، در افزایش دسترسی سازمانی، مالی و جغرافیایی مردم به خدمات سلامت عملکرد مناسبی داشته است و به نظر میرسد در صورت پایداری مناسبتر منابع این طرح و همراهی بیمههای پایه؛ دستاوردهای این طرح بیشتر خواهد گردید.
محمد حاجیی آقاجانی، علی اکبر حقدوست، سمیه نوری حکمت، قاسم جان بابایی، علی ماهر، امیر محمد جوادی، روحانه رحیمی صادق، محمدرضا رجبعلی پور، هاجر حقیقی، رضا دهنویه، سمیرا عمادی،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کمبود و عدم توازن بین نیروی انسانی موجود و نیازهای حال و آینده نظام سلامت، فرآیند ارائه خدمت را مختل مینماید. مطالعه حاضر با هدف ارائه توصیف روشن از وضعیت تعداد و توزیع نیروهای پزشکعمومی، دندانپزشکعمومی، داروساز، ماما، پرستار و گروه پرستاری، در مناطق مختلف کشور و برآورد تعداد نیروی مورد نیاز در سال 1404، انجام گرفته است.
روش کار: مطالعه حاضر مطالعهای توصیفی- تحلیلی میباشد که در سال 1395 انجام شد. جامعه مورد مطالعه 46 دانشگاه علومپزشکی کشور بود. دادههای تعداد و توزیع کادردرمانی شاغل در بخشهای دولتی، خصوصی، خیریه و عمومی نیمهدولتی از معاونتهای درمان دانشگاههای علومپزشکی جمعآوری شد. جهت تجمیع دادهها و طراحی داشبوردهای اطلاعاتی از نرمافزارQlikView بهره گرفته شد.
یافته ها: شاخص نسبت پرستار، گروه پرستاری، ماما، داروساز، دندانپزشک و پزشکعمومی به ازای 100000 نفر جمعیت در ابتدای سال 1395 به ترتیب برابر با 133، 199، 32، 17، 22 و 53 بوده که برآورد میشود در سال 1404 به 223، 272، 37، 26، 27 و 79 برسد. میزان ضریب تغییرات پراکندگی این نیروها نیز به ترتیب در سال 1395 برابر با 39%، 32%، 43%، 33%، 43% و 44% بوده و برآورد میشود در صورت پیادهسازی نقشه راه درمان ایران، در سال 1404 مقدار این شاخص کاهش یابد.
نتیجهگیری: مقادیر بالای شاخص پراکندگی کادردرمانی نسبت به جمعیت در شهرستانهای تحت پوشش دانشگاههای علومپزشکی حاکی از توزیع نامتوازن نیروها میباشد. درصورت پیادهسازی برآوردهای نقشه راه درمان ایران 1404 انتظار داریم شاهد توزیع مناسبتر نیروها باشیم.
علی ماهر، علی اکبر حقدوست، سمیه نوری حکمت، محمد حاجی آقا جانی، قاسم جان بابایی، حسن واعظی، غلامرضا خادمی، سمیرا عمادی، روحانه رحیمی صادق، هاجر حقیقی، رضا دهنویه، محمدرضا رجبعلی پور،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: توصیف دقیق وضع موجود منابع، اولین گام در سیاستگذاری مطلع از شواهد است. هدف از مطالعه حاضر که بخشی از پروژه ملی "نقشه راه درمان ایران (ندا 1404)" میباشد، ارائه تصویری دقیق از نیازمندیهای اورژانس پیش بیمارستانی و مدیریت خطر در حوادث و بلایا طبق استانداردهای مصوب، در مناطق مختلف کشور است.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی بود که در 57 دانشگاه و دانشکده علوم پزشکی کشور در سال 1395 انجام گردید. جامعه مطالعه تمامی استانهای کشور بود. اطلاعات مورد نیاز از دانشگاه های علوم پزشکی کشور جمعآوری گردید. استانداردهای منابع و زیرساختهای اورژانس پیش بیمارستانی و مدیریت خطر در حوادث و بلایا از پورتال وزارت بهداشت و واحد آمار مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی کشور احصاء شد.
یافتهها: در سال 1395، بیشترین و کمترین ضرایب تغییرات در حوزه پیش بیمارستانی به ترتیب مربوط به موتورآمبولانس (301%) و نیروی انسانی عملیاتی پایگاه (93%) بود. در مدیریت خطر در حوادث و بلایا نیز در هیچ یک از استانهای کشور استانداردهای ملی مستقر نشده بود. اما در برآوردهای سال 1404، تقریبا همه فاکتورها افزایش یافته و ضرایب پراکندگی کاهش یافت.
نتیجهگیری: علیرغم توزیع نامناسب شاخص های پیش بیمارستانی و حوادث و بلایا در کشور، آینده نگاری روند ده ساله، توزیع منابع را در حوزه پیش بیمارستانی و حوادث و بلایا به شرایط مطلوب نزدیک نمود و موجب رضایتمندی از ارائه خدمات در این حوزهها شد.
سمیه نوری حکمت، حسن هاشمی، علی اکبر حقدوست، محمد آقاجانی، قاسم جان بابایی، علی ماهر، امیر جوادی، روحانه رحیمی صادق، سمیرا عمادی، محمدرضا رجبعلی پور، رضا دهنویه، هاجر حقیقی،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف توصیف وضعیت توزیع پزشکان متخصص در سال 1395 و برآورد آن برای سال 1404 تدوین شده است.
روش کار: مطالعه حاضر توصیفی- تحلیلی بوده که در سال 1395 انجام گرفت و تمرکز عمده آن بررسی وضعیت تعداد پزشک متخصص در بخش درمان 46 دانشگاه علوم پزشکی کشور بود. داده های پراکندگی متخصصان از معاونت درمان دانشگاه های علوم پزشکی جمع آوری گردید. جهت محاسبه نسبت توزیع تعداد متخصصین به ازای هر 100000 نفر جمعیت از نرم افزار اکسل و جهت تجمیع دادهها و طراحی نقشههای GIS از نرم افزارهای QlikView و Arc GIS استفاده شد.
یافتهها: در سال 1395 در کشور 46 پزشک متخصص به ازای هر 100000 نفر جمعیت در دسترس بوده و با لحاظ نمودن شاخص معادل تمام وقتی 2/1، در سال 1404 تعداد 63 متخصص به ازای هر 100000 نفر جمعیت مورد نیاز میباشد. بیشترین و کمترین نسبت متخصص به جمعیت در سال 1395 به ترتیب در دانشگاههای علوم پزشکی تهران (89 به ازای 100000نفر) و جیرفت (10 به ازای 100000نفر) گزارش شده است. بیشترین تعداد در گروه متخصصین زنان و زایمان و فوق تخصص ها (4747 نفر) و کمترین تعداد در گروه متخصصین سالمندان (4 نفر) گزارش شده است.
نتیجهگیری: در هر دو شکل توزیع، نابرابری وجود دارد و طبق برآوردهای سال 1404 درصورت پیاده سازی نقشه راه درمان ایران، بخشی از این پراکندگی کاهش مییابد ولی بخشی که مرتبط با سطحبندی متخصصین براساس منطق ارجاع است، حفظ خواهد شد.
حسین رفیع منش، آفرین رحیمی موقر، سحرناز نجات، علیرضا نوروزی، کامران یزدانی،
دوره 13، شماره 2 - ( دوره 13، شماره 2، تابستان 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: افراد مبتلا به اختلالات مصرف الکل تحت تأثیر رفتارهای پرخطری هستند که اثرات مخرب برای خود و اطرافیانشان دارد. هدف اصلی برای غربالگری مصرف الکل، شناسایی افراد مبتلا به اختلالات مصرف الکل یا شناسایی افرادی است که در معرض خطر بالا برای پیشرفت به سمت اختلالات یا مشکلات مصرف الکل هستند. در طول زمان چندین ابزار غربالگری برای این منظور ساختهشده است لذا مطالعه حاضر با هدف معرفی و مرور ابزارهای غربالگری متداول و پرکاربرد برای شناسایی مشکلات و اختلالات مصرف الکل موجود در دنیا انجامشده است.
روش کار: نوع این مطالعه، مروری روایتی (Narrative review) است. برای یافتن ابزارهای موجود درزمینهی شناسایی مشکلات یا اختلالات مصرف الکل، پایگاههای Web of Science (ISI)، Pubmed و Scopus را با ترکیبی از کلمات کلیدی، الکل (Alcohol)، ابزار (Tools or Instruments)، آزمون (Test)، مشکل (Problem)، مصرف (Use) و اختلال مصرف (Use disorder)، مورد جستجو قرار گرفت.
یافتهها: ازجمله ابزارهای متداول برای غربالگری وجود اختلالات مصرف الکل عبارتاند از: آزمون شناسایی اختلالات مصرف الکل (AUDIT)، ابزار چهار سؤالی CAGE، آزمون غربالگری الکلیسم میشیگان (MAST)، و ابزارهای غربالگری T-ACE و TWEAK که بهطور خاص برای بررسی مصرف الکل در زنان باردار استفاده میشوند. فرمهای کوتاه شده AUDIT، ابزارهای RAPS و آزمون غربالگری POSIT و CRAFFT نیز ازجمله دیگر ابزارها در این خصوص هستند.
نتیجهگیری: در طول زمان، ابزارهای غربالگری مختلفی برای شناسایی مشکلات و اختلالات مصرف الکل ارائهشده است. بر این اساس، نیاز است با توجه به اهداف غربالگری، سؤال پژوهش و جمعیت موردمطالعه، آزمون غربالگری مناسب انتخاب و استفاده شود.
رضا دهنویه، علی اکبر حقدوست، حامد رحیمی، آتوسا پورشیخعلی، مرضیه حسنی، نادیا میرشکاری، فهیمه حسین آبادی، سامرا رادمریخی، زهرا خواجه، ناهید خواجه پور، علی مسعود، منیره بلوچی، سمیه نوری حکمت، کاوه نوحی،
دوره 14، شماره 0 - ( ویژه نامه دوره 14، 1397، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرقت علمی شایعترین نوع سوءرفتار علمی است و قوانین و راهکارهای گوناگونی برای مبارزه با این آفت علمی در کشورهای مختلف پیشبینی شده است. بررسی تجارب سایر کشورها در این زمینه، کمک شایانی به سیاستگذاری مناسب مینماید. مطالعه حاضر با هدف معرفی مداخلات ملی پیشگیری از سرقت علمی در کشورهای منتخب انجام شد.
روشکار: پژوهش حاضر یک مطالعه تطبیقی است که به صورت مروری انجام پذیرفت. در این مطالعه، مداخلات پیشگیری از سرقت علمی در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا به دلیل انسجام و تشابه ساختاری مناسب؛ در سه سطح ملی، سازمانی و فردی مورد بررسی قرار گرفت. مداخلات سطح ملی، بعد از تهیه جداول تطبیقی، در این کشورها با استفاده از روش تحلیل محتوا، بررسی شد.
یافتهها: نتایج به دست آمده از تحلیل مداخلات سطح ملی در هشت تم اصلی دستهبندی شدند. تمها شامل دستیابی به توافق ملی در خصوص مصادیق سرقت و تخلف علمی، تدوین سیاستها، پایش و نظارت، توسعه حمایتهای مالی، توسعه بانکهای اطلاعاتی و نرمافزاری، تدوین برنامههای آموزشی ویژه اعضای هیئتعلمی و دانشجویان، انتشار و بهرهگیری از تجربیات موفق و نهایتاً وضع قوانین مرتبط با سرقت علمی و اعمال مجازات بودند.
نتیجهگیری: انجام مداخلات پیشگیری از سرقت علمی در سطح ملی، تعهد و عزم جدی سیاستگذاران را در زمینه کنترل و پیشگیری از سرقت علمی نشان میدهد. با بکارگیری صحیح مداخلات پیشگیری در سطح ملی؛ میتوان زیرساختهای کنترلی و پیشگیرانه از این مسئله را در سطح سازمانی و سپس تعهد اخلاقی و مهارتهای حرفهای را درپژوهشگران کشور تقویت نمود.
محمد اصغری جعفرآبادی، لیلا کریمی، فرشید رحیمی بشر، امیر واحدیان عظیمی،
دوره 15، شماره 4 - ( دوره 15، شماره 4 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آموزش آرامسازی پیشرونده عضلانی برای بیماران درگیر با رویدادهای پاتولوژیک و فیزیولوژیک منافع فیزیولوژیک و روانشناختی مهمی داشته و بر ابعاد مختلف زندگی آنها مانند کیفیت زندگی مؤثر است. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر اجرای آرامسازی پیشرونده عضلانی بر کیفیت زندگی بیماران درگیر با رویدادهای پاتولوژیک و فیزیولوژیک است.
روش کار: با جستوجوی عبارت «آرامسازی پیشرونده عضلانی» و «کیفیت زندگی» در پایگاههای فارسی SID، MagIran، IranMedex، IranDoc و Googlescholar و انگلیسی Scopus، Medline، Web of science، ProQuest و Sciencedirect تمامی مطالعههای چاپ شده اجرای آرامسازی پیشرونده عضلانی بر کیفیت زندگی بیماران استخراج شد. کیفیت روششناسی مقالهها با استفاده از ابزار Cochrane risk of bias بررسی شد. برای تحلیل از مدل اثرات تصادفی استفاده و ناهمگنی مطالعهها با شاخص I2 تحلیل شد. دادهها با نرمافزار STATA نسخه 14 تحلیل شد.
یافتهها: از 495 مطالعه اولیه تنها 10 مطالعه به تأثیر اجرای تکنیک آرامسازی پیشرونده عضلانی بر کیفیت زندگی بیماران پرداخته بودند. اختلاف میانگین استاندارد شده کیفیت زندگی و ابعاد آن در تمام موارد معنیدار بود (0.001>P) و عبارتاند از: عملکرد فیزیکی (339/0SMD=)، محدودیت نقش فیزیکی (378/0SMD=)، درد جسمانی (341/0SMD=)، سلامت عمومی (598/0SMD=)، عملکرد اجتماعی (873/0SMD=)، سلامت روانی (736/0SMD=)، محدودیت نقش عاطفی (791/0SMD=)، شادابی (706/0SMD=)، مجموع ابعاد جسمی (652/0SMD=)، مجموع ابعاد روانی (316/1SMD=) و نمره کل کیفیت زندگی (480/0SMD=). تنها یک مطالعه خطر پایین تورش داشت.
نتیجهگیری: اجرای تکنیک آرامسازی پیشرونده عضلانی بر کیفیت زندگی بیماران درگیر با رویدادهای پاتولوژیک و فیزیولوژیک تأثیر معنیداری داشت؛ به منظور ارتقای کیفیت زندگی این بیماران اجرای تکنیک آرامسازی پیشرونده عضلانی توصیه میشود.