17 نتیجه برای زارع
مینو محمد شیرازی، فروغ اعظم طالبان، معصومه ثابت کسایی، علیرضا ابدی، محمدرضا وفا، خندان زارع، فریبا سید احمدیان،
دوره 3، شماره 1 - ( 6-1386 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نتایج مطالعات در مورد اثر نوع چربی دریافتی در رژیم غذایی بر روند ایجاد آترواسکلروز در عروق متفاوت است. در این مطالعه اثر روغن ماهی و رژیمی که دارای الگوی چربیهای دریافتی در رژیم غذایی ایرانیان است، با رژیم غذایی استاندارد بر ایجاد آترواسکلروز در موش صحرایی مورد مقایسه قرار گرفته است.
روش کار: سی سر موش صحرایی ماده در دوران بارداری و شیردهی با سه نوع رژیم غذایی تغذیه شدند، رژیم استاندارد موش صحرایی (که چربی آن تنها از روغن سویا تشکیل میشود)، رژیم غذایی دارای روغن ماهی و رژیم دارای الگوی چربیهای دریافتی در رژیم غذایی ایرانی (شامل کره، روغن نباتی جامد و روغن مایع آفتابگردان). موشهای صحرایی متولد شده نیز پس از از شیرگیری با همان رژیم غذایی مادر تغذیه شدند. مراحل ایجاد آترواسکلروز در موشهای متولد شده در دو زمان از شیرگیری و بلوغ ارزیابی شد. میانگین مقادیر به دست آمده با نرم افزار SPSS و از طریق آزمون کروسکال والیس مقایسه گردید.
نتایج: میزان رگه چربی وضخیمشدگی انتیما در آئورت هم در زمان از شیرگیری و هم در زمان بلوغ در موشهای صحرایی تغذیه شده با رژیم استاندارد به طور معنیداری کمتر از دو گروه دیگر بود. رژیم غذایی دارای روغن ماهی و رژیم دارای الگوی چربی مصرفی ایرانی نسبت به رژیم استاندارد باعث آسیب آترواسکلروتیک بیشتر در آئورت گردیدند.
نتیجهگیری: به نظر میرسد رژیم غذایی که نسبت اسیدهای چرب امگا-3 به امگا-6 آن حدود 6 به 10 باشد (رژیم دارای روغن ماهی در پژوهش حاضر)، باعث تشدید آترواسکلروز در آئورت میگردد. همچنین به نظر میرسد که رژیم غذایی فعلی جامعه ایران که دارای اسیدهای چرب اشباع فراوان است،آترواسکلروز را در آئورت تشدید میکند.
وحید ترابی، مهدی محبعلی، غلامحسین ادریسیان، حسین کشاورز، مسعود مهاجری، هما حجاران، بهناز آخوندی، علی اکبر صنعتی، ذبیح الله زارعی، افشین دلشاد،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1387 )
چکیده
مقدمه و اهداف: این مطالعه به منظور ارزیابی شیوع سرمی و تعیین اندمیسیته لیشمانیوز احشائی در شهرستان بجنورد در سال 1386 و به منظور ارائه برنامه کنترل این بیماری در آن شهرستان انجام گردیده است.
روشکار: این مطالعه به شکل توصیفی و به روش مقطعی در 8 روستای شهرستان بجنورد انجام گردید. روش نمونه برداری به شکل خوشهای چند مرحلهای و گروههای هدف شامل کودکان 12 سال و به پایین و10% از افراد بزرگسال ساکن مناطق روستایی شهرستان بجنورد بوده است. در این بررسی از پلاسمای خون افراد تحت مطالعه جهت اندازهگیری آنتی بادیهای ضد لیشمانیایی به روش سرولوژی آگلوتیناسیون مستقیم (DAT) استفاده گردید. برای تعیین نوع لیشمانیا در مناطق تحت بررسی؛ تعداد 4 قلاده سگ مشکوک به لیشمانیوز احشائی کالبد گشایی شدند. جهت تعیین گونه انگل،از روشهای ملکولی PCR TS1 استفاده گردید.
نتایج: در مجموع پلاسمای خون 1608 نفر از افراد تحت مطالعه به روش DAT مورد آزمایش سرولوژی قرار گرفتند که 38 نفر(36/2%) از آنها دارای عیار 1:800 و به بالا و فقط 9 نفر(56/0%) دارای عیار 1:3200 بودند. از لحاظ شیوع سرمی، اختلاف آماری معنیداری بین دو جنس مونث و مذکر و جمعیتهای بالای 12 سال با جمعیتهای 12 سال و به پائین مشاهده نگردید(05/0P>). گونههای لیشمانیای جدا شده مربوط به 2 قلاده از 4 قلاده سگ علامتدار ؛ L.infantum تعیین گردیدند و همچنین سکانسهای قطعه ژنی ITS1 مربوط به هر 2 ایزوله فوق الذکر با شمارههای EU810776 و EU810777 در بانک ژنی به ثبت رسیدند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهند، لیشمانیوز احشائی با اندمیسیته پائین در شهرستان بجنورد در حال گردش است.
نجف زارع، مهراب صیادی، الهام رضائیان فرد، هاله قائم،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده
مقدمه واهداف: مدلبندی آماری تغییرات مشاهده شده در دادهها را از طریق معادلات ریاضی تبیین مینماید. در حالتی که متغیرپاسخ گسسته باشد مدل پواسن مورد استفاده قرار میگیرد و در صورتی که شرایط مدل پواسن برقرار نباشد، بهتر است از تعمیم یافته آن استفاده کرد. لذا هدف از این مطالعه، تاکید و توجه به ساختار دادهها، معرفی مدل رگرسیون پواسنی تعمیم یافته و بکار بردن این مدل جهت برآورد ضرایب عوامل مؤثر بر تعداد فرزندان و مقایسه آن با مدل رگرسیون پواسن معمولی است.
روش کار: در این مطالعه ضمن معرفی مدل پواسنی تعمیم یافته کاربرد آن در تحلیل دادههای باروری بکار رفته است. این دادهها از یک نمونه 1019 نفری زنان روستایی استان فارس بصورت مقطعی و با استفاده از روش نمونهگیری طبقهبندی بدست آمد. متغیر تعداد فرزند ان زنده متولد شده یک زن به عنوان متغیر پاسخ شمارشی جهت کاربرد مدل در نظر گرفته شده است.
نتایج : میانگین فرزندان هر زن88/2 ±3/4 بود. مقدار آماره آزمون، log-likelihoodبرای مدل پواسنی معمولی 93/1950- و برای مدل پواسنی تعمیم یافته 93/1946- بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان دادکه دادهها Over Dispersionدارد. و بر اساس معیارهای انتخاب بهترین مدل، مدل پواسنی تعمیم یافته جهت تحلیل این دادهها مناسب است و میتواند ضرایب عوامل مؤثر بر تعداد فرزند را دقیقتر برآورد نماید.
ابوالحسن شاکری، فتاح جعفری زاده، محمد زارع نژاد،
دوره 10، شماره 1 - ( دوره 10، شماره 1، بهار 93 1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خودکشی اقدامی آگاهانه در خاتمه بخشیدن به حیات خود است. شواهد نشان میدهد که سالانه نزدیک به یک میلیون نفر در جهان بر اثر خودکشی جان خود را از دست میدهند. هدف از انجام این پژوهش، توصیف اطلاعات اپیدمیولوژیک و دموگرافیک قربانیان خودکشیهای موفق دراستان فارس و مطالعه برخی از عوامل مرتبط بر آن است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک قربانیان خودکشی موفق در استان فارس طی مدت 5 سال از ابتدای فروردینماه سال 1386 تا پایان اسفندماه سال1390به کمک پرسشنامه جمعآوری و سپس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفت.
نتایج: در این مدت، تعداد 934 مورد به عنوان خودکشی موفق شناسایی شد. میانگین (±انحراف معیار) سنی افراد خودکشی کرده برابر با 32/12±81/29سال بود که 5/72 درصد آنان مذکر و 3/54 درصد آنان مجرد بودند. بیشتر قربانیان خودکشی- 689 نفر
(8/73 درصد) در شهر 689 نفر ساکن بودند. شایعترین روش خودکشی در مردان، حلقآویزی- 472 نفر (5/50 درصد)- و در زنان، خودسوزی- 103 نفر (16 درصد)- بود. بیشتر افراد- 411 نفر (44 درصد)- در دهههای سوم عمر ( 29-20 سالگی) خودکشی کرده بودند. شایعترین علت خودکشی بیشتر افراد (5/53 درصد) نامعلوم بود.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن فراوانی خودکشی در جوانان و نیز در افراد ازدواج نکرده، لزوم توجه خاص به این گروهها در برنامهریزیهای اجتماعی توسط مسؤولان در استان فارس ضرورت دارد.
سپیده زارع دلاور، عنایت اله بخشی، فرین سلیمانی، اکبر بیگلریان،
دوره 10، شماره 2 - ( دوره 10، شماره 2 1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناسایی عوامل خطر و اثرات متقابل آنها، در مطالعههای پزشکی بسیار مهم است. هدف از این مطالعه شناسایی اثرات متقابل عوامل خطر فلج مغزی در کودکان 6-1 ساله دارای فلج مغزی است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، اطلاعات 225 کودک 6-1 ساله که در سالهای 87-1386جمعآوری شده بود؛ مورد استفاده قرار گرفت. برای شناسایی اثرات متقابل از روشهای کلاسبندی رگرسیونی شامل درخت کلاسبندی رگرسیونی، آدابوست، بگینگ و الگوریتم C4.5 با استفاده از نرمافزار R نسخه 1-0-3 استفاده شد.
نتایج: اثرات متقابل برگزیده از روش آدابوست (ازدواج فامیلی والدین: جنس کودک، حاملگیهای قبلی: زایمان واژینال، ازدواج فامیلی والدین: زایمان نارس: جنس کودک، زایمان نارس: سابقه بیماری: آسفیکسی، ازدواج فامیلی والدین: آسفیکسی: جنس کودک، سابقه بیماری: جنس کودک: کوچک جثه نسبت به سن حاملگی، عفونت نوزادی: آسفیکسی: کوچکی جثه نسبت به سن حاملگی، سابقه بیماری: آسفیکسی: جنس کودک، زایمان نارس: زایمان واژینال: آسفیکسی)، روش بگینگ (ازدواج فامیلی والدین: آسفیکسی، ازدواج فامیلی والدین: زایمان نارس: آسفیکسی)، الگوریتم C4.5 (آسفیکسی: زایمان نارس، آسفیکسی: ازدواج فامیلی والدین: سابقه بیماری: زایمان نارس) و درخت کلاسبندی رگرسیونی (آسفیکسی: ازدواج فامیلی والدین) شناسایی شدند. حساسیت و ویژگی روش آدابوست بهتر از سایر روشهای گفته شده، به ترتیب 029/0±941/0 و 030/0±951/0، به دست آمد.
نتیجهگیری: روش آدابوست عملکرد موفقتری در تشخیص و مدلسازی اثرات متقابل احتمالی میان عوامل خطر فلج مغزی کودکان داشت.
نجف زارع، سمیه خدارحمی، عباس رضاییان زاده،
دوره 11، شماره 3 - ( دوره 11 شماره 3 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطآنها در بین زنان بوده و پس از سرطان ریه دومین علت مرگومیر را به خود اختصاص میدهد. هدف از این مطالعه، استفاده از مدلهای بیز برای بررسی اثر عوامل پیشآگهی روی بقای زنان مبتلا به سرطان پستان در جنوب ایران پس از عمل جراحی است.
روش کار: طی سالهای 85-1380، دادههای مربوط به 1192 بیمار مبتلا به سرطان پستان در مرکز تحقیقات سرطان بیمارستان نمازی جمعآوری شد. از این تعداد، دادههای کامل مربوط به 1148 بیمار به طور کامل ثبت شد. دادهها توسط دو روش بیز پارامتری و کاکس بیزی و با در نظر گرفتن 05/0 به عنوان سطح معنیداری با استفاده از نرمافزار WinBUGS نسخه 14 تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران (سن در زمان تشخیص) در این مطالعه 47 سال به دست آمد. در تحلیل تکمتغیره کاکس ارتباط معنیداری بین متغیرهای سیگار کشیدن (009/0=P)، متاستاز به استخوان ( 01/0=P) ، تعداد گرههای لنفاوی درگیر
(001/0=P)، درجه بدخیمی تومور (نوع یک: well-differentiated، نوع دو: moderately-differentiated، نوع سه: poorly-differentiated) (001/0=P)، روش جراحی ( 015/0=P)، وضع اقتصادی ( 025/0=P) و اندازهی تومور (001/0=P) با مرگومیر مشاهده گردید و در ادامه با برازش مدلهای بیز، تنها متغیرهای اندازهی تومور، درجهی بدخیمی تومور و تعداد گرههای لنفاوی درگیر از نظر معنیدار شد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، متغیرهای وابسته به ویژگی بالینی بیماری در مرگومیر تأثیر اصلی را داشتند
شعبان مهرورز، حسنعلی محبی، سلیمان حیدری، حمید زارع زاده مهریزی، حمیدرضا رسولی،
دوره 13، شماره 1 - ( دوره 13، شماره 1، بهار 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان سر پانکراس (Head of Pancrease) و آمپول واتر (Ampulary) هر دو بیماری پیشروندهای هستند، که معمولاً در مراحل پیشرفته با ایجاد علایمی ناشی از انسداد در مسیر معده و صفرا تظاهر میکند. تشخیص این بیماری در مراحل اولیه کمتر اتفاق میافتد، به همین دلیل بیشتر بیماران به درمانهای تسکینی (Palliative Bypass) نیاز پیدا میکنند. هدف این مطالعه بررسی میزان بقا و عوارض اعمال جراحی تسکینی در این بیماران است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی (Cross-Sectional)، 49 بیمار مبتلا به کانسر سر پانکراس وآمپول واتر پیشرفته در سالهای
93-1382 تحت عمل جراحی بایپس تسکینی در بیمارستان بقیهالله الاعظم (عج) قرار گرفته بودند، انتخاب شدند. میزان بقا، عوارض جراحی و عوامل مؤثر بر آنها مطالعه شدند.
یافتهها: 11 نفر (44/22 درصد) عمل بایپس صفراوی (Biliary Bypass)، 6 نفر (24/12 درصد) عمل بایپس معده
(Gastric Bypass) و 32 نفر (32/65 درصد) تحت هر دو نوع عمل (Both) قرار گرفتند. 12 نفر (49/24 درصد) دچار عوارض شدند. شایعترین عوارض در بیماران شامل لیک آناستوموز و پریتونیت 6 نفر (24/12 درصد) بود. 7 نفر (28/14 درصد) بیماران در بیمارستان فوت نمودند. میانگین بقای بیماران 38/8±47/5 ماه بود. سن بالاتر تنها عامل مؤثر در کاهش عوارض بود (01/0P=).
نتیجه گیری: استنباط میشود، حدود یک چهارم بیماران که در مراحل پیشرفته تحت اعمال جراحی تسکینی قرار میگیرند؛ دچار عارضه شده و میانگین بقای آن ها کمتر از 6 ماه است. لذا توصیه میشود در مراحل پیشرفته و در صورت امکان از روشهای کمتهاجمیتر مانند تعبیه استنتهای صفراوی یا گوارشی استفاده شود.
سوگند ستاره، میثاق ظهیری اصفهانی، محمد زارع بند امیری، احمد رئیسی، رضا عباسی،
دوره 14، شماره 1 - ( دوره 14، شماره 1، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به روند رو به رشد سرطان رودهبزرگ در ایران در سالهای اخیر، پیشبینی پیامد سرطان و اطلاعات بالینی پایه مربوط به آن بااهمیت است. روشهای دادهکاوی در پیشبینی و تشخیص سرطانها میتواند مورداستفاده قرار گیرند. هدف از انجام این مطالعه تعیین عملکرد دو الگوریتم پیشبینی کننده ماشین بردار پشتیبان و بگینگ در پیشبینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ است.
روش کار: جمعیت موردمطالعه 570 بیمار مبتلا به سرطان رودهبزرگ با مرحله تومور 1 تا 4، مراجعهکننده به بخش پرتودرمانی بیمارستان نمازی شیراز شامل 338 بیمار زنده و 232 بیمار فوتشده از سال 1385 تا 1390 میباشند. برای پیشبینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان رودهبزرگ از روش ماشین بردار پشتیبان و روش بگینک استفاده شد. برای تحلیل دادهها نیز از نرمافزار Weka نسخه 3.6.10 استفاده گردید.
یافتهها: بیشترین و کمترین محل قرارگیری تومورها مربوط به رکتوم و کولون چپ و به میزان 51 و 9 درصد بود. روش درمانی در بیش از 80% از بیماران نیز ابتدا عمل جراحی و سپس شیمیدرمانی و یا رادیوتراپی بود. در عملکرد دو الگوریتم بر اساس صحت، ویژگی و حساسیت محاسبهشده از ماتریس درهمریختگی تعیین، مورداستفاده قرار گرفت. به ترتیب میزان صحت، ویژگی و حساسیت در الگوریتم ماشین بردار پشتیبان 4/84، 80 و 5/87 درصد و در الگوریتم بگینگ 2/83، 75 و 88 درصد به دست آمد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که هر دو روش حساسیت و ویژگی قابل قبولی در پیشبینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان رودهبزرگ دارند اما ماشین بردار پشتیبان از میزان صحت بیشتری برخوردار بود
حمیده تکه، حسین انصاری، علیرضا انصاری مقدم، نورمحمد نوری، کورش تیرگر فاخری، فریبا زارع،
دوره 15، شماره 2 - ( دوره 15، شماره 2 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیماری مادرزادی قلبی شایعترین نوع نقص هنگام تولد است که 25 درصد از کل ناهنجاریهای مادرزادی را تشکیل میدهد. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بیماری مادرزادی قلبی در جنوبشرق ایران انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه، 353 مورد از کودکان 59-0 ماهه و دارای بیماری قلبی مادرزادی مراجعه کننده از سراسر استان سیستان و بلوچستان به کلینیک قلب کودکان و 353 شاهد نیز از کودکان 59-0 ماهه و سالم مراجعه کننده به مراکز سلامت زاهدان انتخاب شدند. از نظر سن،و جنس و محل سکونت همسانسازی انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شدند و با استفاده از آزمونهای t مستقل و مربع کای و مدل رگرسیون لجستیک چندگانه تحلیل شد.
یافتهها: این مطالعه نشان داد عدم مصرف فولیک اسید در دوران بارداری (8/11=OR)، عدم مصرف مولتی ویتامین در دوران بارداری (1/4=OR)، وجود بیماری در فامیل درجه اول والدین (4/3=OR)، وجود دکل مخابراتی در دید خانه (3 =OR) و سابقه سقط (4/3=OR) و مواجهه همیشگی مادر با دود دخانیات ثانویه (9/2=OR) از مهمترین متغیرهایی بودند که بهطور معنیداری شانس تولد نوزاد با بیماری مادرزادی قلبی را افزایش میدادند (P<0.05).
نتیجهگیری: برنامهریزی و تأکید بر مصرف مکملها در دوران بارداری و افزایش سطح آگاهی زنان در معرض خطر در کاهش این بیماری مؤثر است. آموزش چگونگی اجرایی کردن روشهای جلوگیری از این بیماری به کادر پزشکی و بهداشت برای کنترل فاکتورهای خطر و کاهش هزینههای مرتبط با این بیماری در جامعه ضروری به نظر میرسد.
فرید نجفی، قباد مرادی، امجد محمدی بلبلان آباد، ستار رضایی، رویا صفری فرامانی، بهزاد کرمی متین، بختیار پیروزی، سونیا درویشی، طاهره محمدی، شینا امیری حسینی، بشری زارعی، آرین آزادنیا،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره 16، شماره 3 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در 21 آبان 1396 زلزلهای به بزرگی 7.3 ریشتر در استان کرمانشاه رخ داد. بررسی چالشها و نیازهای قربانیان در چنین حوادثی میتواند منبع مهمی برای برنامهریزیهای آتی و مدیریت بهتر چنین شرایطی باشد؛ بنابراین، هدف این مطالعه تبیین چالشها و نیازهای زلزلهزدگان این زلزله است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه کیفی است. بیستونه مصاحبه نیمه ساختاریافته با سیاستگذاران، مدیران و ارائهدهندگان خدمات سلامت و امدادی در مناطق زلزلهزده و 10 بحث گروهی متمرکز با آسیب دیدگان زلزله از دی تا اسفند 1396 انجام گرفت. دادهها با استفاده از روش آنالیز محتوی قراردادی تحلیل شد.
یافتهها: نیازها و چالشهای موجود در زلزله کرمانشاه در سه بازه زمانی بعد از زلزله دستهبندی شد. 1- چالشها و نیازهای چند روز اول زلزله شامل سهطبقه فرعی مدیریتی، امداد و نجات و چالشهای مراقبت درمانی فوری بودند. 2- چالشها و نیازهای چند هفته اول زلزله شامل سهطبقه فرعی اسکان و کمکهای فوری، خدمات بهداشت عمومی و دسترسی به مراقبتهای درمانی بودند و 3- نیازها و چالشهایی چند ماه بعد از زلزله شامل چهار طبقه فرعی اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و نیازها و خدمات بهداشتی و درمانی بودند. تغییر نیازهای سلامتی زلزلهزدگان با مرور زمان بود؛ بنابراین، توصیه میگردد اعزام نیروهای امدادی به مناطق بحرانزده برنامهریزیشده و مبتنی بر نیاز باشد.
ندا فرجی، نفیسه سادات علی زاده، مجید اکرمی، زاهدین خیری، حدیثه هوسمی رودسری، نرجس زارعی جلال آبادی، سمانه اکبر پور، محمد عارفی، فاطمه تقی زاده، صفیه محمد نژاد، فروغ گودرزی،
دوره 16، شماره 5 - ( ویژه نامه دوره 16 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: گزارشها حاکی از آن است که مرگومیر به علت بیماری کووید-19 در سالمندان بیشتر از سایر گروههای سنی است. ازآنجاکه تاکنون، مطالعات محدودی بر روی بیماران سالمند در ایران انجامشده لذا در مطالعه حاضر سعی شده است به بررسی ویژگیهای بالینی و بقا در بیماران سالمند مبتلا به کووید-19 در بیمارستان بهارلو تهران پرداخته شود.
روش کار: این مطالعه همگروهی گذشتهنگر بر روی اطلاعات افراد سالمند مبتلا به کووید-19 بستریشده در بیمارستان بهارلو تهران انجامشده است. اطلاعات بیمارانی که در بیمارستان بستریشده بودند حداقل تا زمانی که ترخیص یا فوت شدند مورد پیگیری قرار گرفتند و درنهایت با استفاده از رگرسیون کاکس عوامل مرتبط با بقا مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: درمجموع 522 بیمار وارد مطالعه شدند که 8/53 درصد آنها مرد بودند و 101 نفر از آنها فوت شدند. میانگین سنی افراد فوتشده 3/76 سال با انحراف معیار 6/8 سال بود. شایعترین علائم بالینی بیماران در بدو بستری شدن، اختلال در تنفس (5/69درصد)، سرفه(1/61درصد) و تب(1/51 درصد) بود. نتایج رگرسیون کاکس نشان داد که به ازای افزایش یک سال سن، خطر مرگ 5درصد افزایش خواهد یافت. علاوه براین، تجویز مکمل کلسیم خطر مرگ را 35 درصد کاهش خواهد داد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تجویز مکمل کلسیم میتواند با افزایش بقا سالمندان و کاهش مرگ آنها در ارتباط باشد. با توجه به کمبود کلسیم در جمعیت ایرانی و از طرفی نقش محافظتی کلسیم در کووید-19، این موضوع در سالمندان بیمار حائز اهمیت است که نیاز به بررسیهای بیشتری در آینده دارد.
محمد زارع، زهرا تقربی، خدیجه شریفی، زهرا سوکی، جواد ابوالحسنی،
دوره 17، شماره 2 - ( دوره 17، شماره 2، تابستان 1400 1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: وجود ابزار روا، پایا، کوتاه و درعینحال حساس و دقیق، جهت تشخیص درد در مبتلایان به دمانس ضروری است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی و ارزش تشخیصی فرم کوتاه نسخه فارسی Doloplus-2 (P-Doloshort) در ارزیابی درد در سالمندان مبتلا به دمانس انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، 100 سالمند تحت پوشش کلینیکهای خصوصی و مراکز نگهداری سالمندان در کاشان (سال 98-1397) بهروش دردسترس انتخاب شدند. روایی سازه بهروش تحلیل عاملی اکتشافی، مقایسه گروههای شناختهشده و روایی همگرا، و پایایی بهروش همسانی درونی، همارزی و ثبات تعیین شد. اثر سقف و کف نیز ارزیابی گردید. P-Doloplus-2 بهعنوان آزمون طلایی و
P-Doloshort بهعنوان آزمون تشخیصی منظور شد. دادهها توسط SPSS-v16 با آزمون تی-مستقل، رگرسیون خطی، ضرایب همبستگی درونخوشهای (ICC ) و پیرسون، آلفای کرونباخ، منحنی راک و پارامترهای ارزش تشخیصی تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل عاملی، ابزار را تکعاملی شناسایی نمود؛ این عامل قادر به تبیین 851/65% از واریانس کل بود. P-Doloshort قادر به تفکیک دو گروه مبتلا و غیرمبتلا به بیماریهای زمینهای دردناک از یکدیگر بود (0001/0>P). بین نمرات P-Doloshort با P-Doloplus-2 (975/0=r،0001/0>P) و PACSLAC-II-IR (902/0=r،0001/0>P)، همبستگی معنیدار مثبت وجود داشت. آلفای کرونباخ، ICC و خطای استاندارد اندازهگیری به ترتیب 898/0، 891/0 و 183/1± بود. فراوانی نسبی حداقل و حداکثر نمره ممکن، کمتر از 15% بود. در نقطه برش 5/2، سطح زیر منحنی راک، حساسیت، ویژگی و دقت تشخیصی کلی به ترتیب 985/0، 956/0، 000/1 و 970/0 برآورد شد.
نتیجهگیری: P-Doloshort بهعنوان ابزاری روا، پایا، حساس و دقیق جهت ارزیابی درد سالمندان مبتلا به دمانس قابلاستفاده است.
فاطمه ارشادی نیا، الهام رحیمی، بشرا زارعی، هادی پاشاپور، منوچهر کرمی،
دوره 19، شماره 2 - ( دوره 19، شماره 2، تابستان 1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نظام مراقبت از بیماری، اطلاعات مهمی از قبیل جمعیت در معرض خطر و الگوی انتشار بیماری را در دسترس قرار می دهد. این مطالعه مرور ساختارمند، در راستای ارائه تجارب کشورهای جهان در راه اندازی نظامهای مراقبت کووید-19 مبتنی بر مدارس انجام شده است.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مرور ساختارمند است. چهار پایگاه داده در بازه زمانی ژانویه 2019 الی دسامبر2022 با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط جستجو شدند. مطالعات توسط دو نفر با توجه به معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند. استخراج داده ها با استفاده از فرم استاندارد انجام شد. یافته ها متناسب با اهداف مطالعه برحسب توزیع جغرافیایی، روند زمانی و ویژگی های نظام های مراقبت گزارش شدند.
یافته ها: اطلاعات 12 مطالعه با توجه به فرم استاندارد استخراج شد. تمام مطالعات مرتبط با نظام مراقبت کووید-۱۹ مبتنی بر مدرسه بودند. بیشترین تعداد مطالعات مربوط به ایالات متحده آمریکا و انگلیس بوده است. گزارشات، منطبق با استاندارد نبودند. تعداد مدارس تحت پوشش در نظام های مراقبت اجرا شده از 2 مدرسه تا بیش از 6000 مدرسه متغیر بوده است. گروه سنی در این مطالعات 0 تا 19 سال بوده است. داده ها از مدارس به صورت روزانه و یا هفتگی جمع آوری شده اند.
نتیجه گیری: نظام های مراقبت مبتنی بر مدارس غالبا در کشورهای اروپایی و آمریکا اجرا شده است. نتایج نظام های مراقبت کووید-۱۹ در مدارس باید طبق استانداردهای گزارش نظام مراقبت صورت گیرد. این مهم به منظور پایش و ارزیابی نظام مراقبت یک ضرورت به شمار می رود. همچنین امکان اشتراک و استفاده سایر کشورها و محققین را جهت تبادل داده ها فراهم می کند. علاوه بر این، گزارش سنجه هایی از جمله حساسیت، به هنگام بودن، ارزش اخباری مثبت در نظام های مراقبت راه اندازی شده صورت نگرفته بود.
فریبا زمردی زارع، فاطمه خسروی شادمانی، رویا صفری فرامانی، فاطمه ترکمان اسدی، یزدان رضایی، فرید نجفی،
دوره 20، شماره 1 - ( دوره 20، شماره 1، بهار 1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در پاندمی کووید-19 واکسیناسیون، نقش موثری در پیشگیری از همهگیری کووید داشت و جان میلیونها نفر را نجات داد. کشورهایی که برنامه واکسیناسیون کووید -19را اجرا کردند، کاهش قابلتوجهی در تعداد موارد ابتلا، بستری شدن در بخش مراقبت های ویژه و مرگومیر را گزارش کردند. این مطالعه به بررسی اثربخشی واکسن کووید-19 در کاهش بستری شدن و پیامدهای شدید در استان همدان میپردازد.
روش کار: این مطالعه به روش مورد – شاهدی تست منفی (TND) در بیماران بالاتر از 12 سال که با علائم بیماری های حاد تنفسی در بیمارستانهای استان همدان بستری بودند، انجام شد. دادهها از پایگاههای اطلاعاتی بیمارستان و نظام سلامت استخراج شد. تجزیه و تحلیل رگرسیون لجستیک چندگانه برای تخمین اثربخشی واکسن برای دوز اول، دوز دوم، دوز یادآور، در پیشگیری از بستری شدن در بیمارستان و پیامدهای شدید (بستری در ICU یا مرگ) انجام شد.
یافتهها: این مطالعه شامل 3702 بیمار بود. حداکثر اثربخشی واکسن ها در برابر بستری شدن در بیمارستان برای بیمارانی که دوز یادآور تزریق کرده بودند50% برآورد شد. اثر بخشی دوز اول واکسن بر پیامدهای شدید (بستری در ICU و یا مرگ) برابر با 42% تخمین زده شد، اما اثر بخشی واکسن ها در دوز دوم و دوز یادآور معنی دار نبود.
نتیجهگیری: علیرغم استفاده غالب از واکسنهای ویروس غیرفعال و شروع با تاخیر فراوان در ایران، این مطالعه تأثیر واکسیناسیون بر کاهش بستری شدن در بیمارستان و بهبود پیامدهای کووید-19 را نشان میدهد. استفاده از واکسن های موثرتر و در زمان مناسب تر نقش مهمی در کاهش بار خدمات بهداشتی و پیشگیری از انتقال بیشتر در اپیدمی های آتی دارد.
پروانه اصفهانی، محمد سارانی، سمیه سامانی، عالیه بزی، سیده معصومه حسینی زارع، احمد سیر صدر، مریم سادات حسینی، سیده محبوبه حسینی زارع،
دوره 20، شماره 2 - ( دوره 20، شماره 2، تابستان 1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: افسردگی از شایع ترین اختلالات روحی- روانی در دانشجویان است که منجربه افت شدید عملکرد تحصیلی و اجتماعی میشود. بنابراین، این مطالعه مرور ساختارمند و متاآنالیز با هدف تعیین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در ایران انجام شد.
روش کار: این مطالعه به صورت مرور ساختارمند و متاآنالیز انجام شد. کلیه مقالات علمی منتشر شده تعیین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در 5 پایگاه داده (Web of Science، Scopus ، PubMed، SID، Magiran) و موتور جستجوگر Google Scholar جستجو و ارزشیابی کیفیتی شدند. ناهمگنی مطالعات با استفاده از شاخص I2 و مدل متارگرسیون برای ارزیابی متغیرهای مظنون به ناهمگونی انجام شد. در نهایت، تعداد 9 مقاله شرایط ورود به این مطالعه را داشت که با استفاده از نرم افزار Comprehensive Meta-Analysis تحلیل شدند.
یافتهها: بر مبنای مدل تصادفی، شیوع کلی افسردگی در دانشجویان پرستار ایرانی برابر با3/2 درصد (4/5 ـ 2/1؛ حدود اطمینان %۹۵) به دست آمد. بیشترین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در استان سیستان و بلوچستان در سال 1383برابر 6/2 درصد (7/1- 5/3؛ حدود اطمینان %۹۵) و کمترین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در استان قم و اصفهان در سال 1395 برابر 0/8درصد (1/2- 0/5؛ حدود اطمینان %۹۵) به دست آمد. همچنین بین سال، حجم نمونه، میانگین سنی و شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری ایرانی رابطه معناداری وجود داشت (0/05>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری برابر با 3/2 درصد بود و با افزایش سال و میانگین سنی این میزان شیوع کاهش مییابد. با این وجود، ضروری است سیاستگذاران و مدیران اقداماتی به منظور کاهش افسردگی به کار گیرند.
محمد حیدری، محمد سعادتی، مرادعلی زارعی پور، آرزو قاسم خانلو، مهرداد کریمی،
دوره 21، شماره 1 - ( دوره 21، شماره 1، بهار 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: زلزله به عنوان یکی از بلایای طبیعی خطرناک، میتواند آسیبهای جدی به انسانها وارد کند. بنابراین آگاهی و آمادگی مردم در برابر زلزله اهمیت بسزایی دارد. این مطالعه با هدف بررسی رفتارهای ایمنی در برابر زلزله با محوریت آگاهی، نگرش و رفتارهای حفاظت در برابر زلزله در شهر خوی انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی – تحلیلی است که بر روی 412 نفر از افراد شهر خوی با روش نمونه گیری خوشه ای انجام شد. ابزار گردآوری داده در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت بود که شامل مشخصات جمعیت شناختی، پرسشنامه آگاهی و نگرش و پرسشنامه رفتارهای محافظت در برابر زلزله میباشد. دادهها با استفاده از آزمون های تی تست، آنوا و رگرسیون لجستیک رتبه ای روش Backward و با بهکارگیری نرمافزار stata15 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیش از 66 % از افراد دارای آگاهی ضعیف، 42 % نگرش متوسط و 46 % از افراد رفتارهای حفاظتی متوسطی در برابر زلزله داشتند. مدل رگرسیون نشان داد که آگاهی بالا 1/92 برابر (0/006p=، 1/92OR=) و نگرش مثبت 6/12 برابر (0/0001>p، 6/12OR=) احتمال بروز رفتارهای حفاظتی در برابر زلزله را افزایش میدهد. همچنین سطح تحصیلات دانشگاهی 2/92 برابر (2/92p=، 0/055OR=) و داشتن تجربه قبلی از زلزله 1/89 برابر (0/057p=، 1/89OR=) احتمال بروز این رفتارها را افزایش میدهند.
نتیجهگیری: با توجه به پایین بودن آگاهی و رفتارهای محافظتی در برابر زلزله در مردم خوی، پیشنهاد میشود کارگاههای آموزشی و تمرینات شبیهسازی برگزار شود. همچنین، تولید محتواهای آموزشی میتواند به تقویت آمادگی افراد کمک کند.
مهدی زارع سخویدی، مسلم طاهری سودجانی، محمدرضا صادقیان، محسن میرزایی، حسین آخوندی،
دوره 21، شماره 1 - ( دوره 21، شماره 1، بهار 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن متابولیک در جهان است که مدیریت آن نیازمند مراقبتهای جامع بهداشتی است. این مطالعه مقطعی توصیفی با هدف تعیین وضعیت مراقبتی بیماران دیابتی در یزد و شناسایی شکافهای موجود در خدمات ارائه شده انجام شد.
روش کار: در این مطالعه، ۷۰۲ بیمار دیابتی ثبت شده در سامانه سیب وزارت بهداشت از طریق نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و برای شناسایی شکافهای مراقبتی، شاخصهای کلیدی مانند دفعات انجام آزمایش HbA1c، میزان ارجاع به پزشکان متخصص، دفعات مراجعه به مراکز درمانی، دریافت آموزش دیابت و سطح کنترل قند خون با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی و درصد فراوانی) در نرمافزار SPSS تحلیل و با استانداردهای بینالمللی مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که کیفیت مراقبت از بیماران دیابتی در یزد با استانداردهای مطلوب فاصله دارد؛ بهطوریکه تنها 63/7 درصد از بیماران آزمایش هموگلوبین (HbA1c) A1c انجام دادهاند و فقط 42/3 درصد کنترل بهینه قند خون داشتهاند. همچنین، 31/2 درصد از بیماران مبتلا به فشار خون سیستولیک بالا و ۱۲ درصد دچار فشار خون دیاستولیک بالا بودند. کمتر از نیمی از بیماران به متخصصان ارجاع داده شدهاند، 87/7 درصد سبک زندگی کمتحرکی داشته و اضافهوزن یا چاقی نیز در 79/5 درصد آنها مشاهده شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که شکافهای قابلتوجهی در کیفیت مراقبت از بیماران دیابتی در یزد وجود دارد، از جمله ارجاع ناکافی به متخصصان، پایش نامنظم آزمایشگاهی و ضعف در مداخلات سبک زندگی. بهبود برنامههای آموزشی، پیگیریهای منظم و رویکردهای جامع مراقبتی برای ارتقاء نتایج مدیریت دیابت ضروری است.