محمد حسین مهرالحسنی، وحید یزدی فیض آبادی، نادیا ارومیه ای، رستم سیف الدینی، سعید میرزایی،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بر اساس دو نظریه تئوکراتیک و دموگرافیک به منشأ حاکمیت، حکومتها و ساختارهای مختلفی با دیدگاه متفاوتی نسبت بهسلامت شکلگرفتهاند. هدف مطالعه، مقایسه تناسب عملکرد نظام سلامت با گفتمان کشورهای منتخب میباشد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعهای تطبیقی است که بهصورت هدفمند بر روی کشورهای لیبرال (آمریکا، کانادا، فرانسه)، سوسیال (روسیه، چین، کوبا) و مختلط (سوئد، نروژ، انگلیس) انجام شد. دادههای مطالعه از اسناد منتشرشده بانک جهانی، سازمان جهانی بهداشت و متون منتشر شده در زمینه گفتمان و ساختار کشورها جمع آوری گردید. دادهها با استفاده از چارچوب تحلیل لایهای علتها مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از حیث شاخصهای سلامت، کشورهای مختلط نسبت به دو دسته دیگر وضعیت بهتری داشتند. تولیت نظام سلامت کشورهای لیبرال، مختلط و سوسیال به ترتیب، غیرمتمرکز، نیمهمتمرکز و متمرکز بود. گفتمان کشورهای لیبرال، بر پایه اقتصاد سرمایهداری با عدم اتکا به منابع طبیعی بود. در کشورهای سوسیال، اقتصاد سوسیالیستی با تأکید بر استفاده از ذخایر طبیعی و دخالت دولتها در ساختارها، حداکثری بود. کشورهای مختلط با پایه ایدئولوژی لیبرالیسم و رویکرد دولت رفاه، دارای حکومت مشروطه سلطنتی بودند.
نتیجهگیری: کشورهای مختلط با داشتن شرایط اقتصادی-اجتماعی مناسب، با ایجاد ساختار نیمهمتمرکز در ارائه خدمات و تأمین مالی سلامت با تأکید بر مدیریت خدمات بهصورت محلی (پررنگ بودن نقش شهرداریها و سازمانهای منطقهای) وضعیت مطلوبتری نسبت به سایر کشورها ازنظر سلامتی دارا هستند. ایدئولوژی کشورها، تشکیلدهنده ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و پیامدهای سلامت است. ایران برای بازطراحی نظام سلامت بایستی لایههای گفتمانی و ساختاری را باهم مدنظر قرار دهد.
وحید یزدی فیض آبادی، رستم سیف الدینی، مرجان قندی، محمد حسین مهرالحسنی،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
سلامت و حقوق بشر دو جز جداییناپذیر و مرتبط با هم هستند که تأمین و تضمین آنها فراهم کننده و بهبود دهنده رفاه در هر جامعهای است. تعریف رفاه، حقوق بشر و به دنبال آن سلامت به عنوان یکی از شاخصهای ایجاد رفاه، مفاهیمی بحث برانگیز هستند که متناسب با رویکردها و گفتمانهای مختلف تعریف و تبیین میشوند. اگر چه در حال حاضر تعریف سازمان جهانی بهداشت تنها تعریف مورد توافق برای سلامت از سوی کشورهای عضو این سازمان محسوب میشود، امّا از شروع پیدایش این تعریف، جامعه بینالملل، نقدهایی بر آن وارد کرده است. در کلیات تعریف، مهمترین نقدهای وارده شامل مبهم بودن، ایده آل گرابودن، مانع نبودن، عدم جامعیت، عدم وزندهی به هر یک از ابعاد سلامت، عملیاتی نبودن، تقلیل گرایی و نبود تعریف دقیق از وضعیت طبیعی و بیماری بود. پیامدهای این نقدها میتواند عملکرد نظام های سلامت را با چالشهایی نظیر افزایش انتظارات و توقعات مردم، افزایش هزینههای سلامت، گسترش بیرویه یک نظام فن آور محور، آسیب پذیری بالقوه برای وقوع فساد و کاهش کارآیی و بیعدالتی مواجه سازد. شناخت و واکاوی این نقدها میتواند به تصمیم آگاهانهتر برای بازتعریف آن متناسب با گفتمان مطلوب نظر و دکترین واحد سلامت آن کشور بیانجامد. در این مطالعه مروری کوتاه، ضمن اشاره مختصر به بافتار این تعریف، به مهمترین نقدهای وارده بر تعریف سلامت اشاره میشود. در نهایت برخی پیشنهادات سیاستی برای بازتعریف سلامت مبتنی بر گفتمان اسلامی- ایرانی ارائه گردیده است.