7 نتیجه برای طاهری
مهدی سلطانی، علی طاهری میر قائد، اسماعیل پیرعلی خیرآبادی، شفیق شفیعی، سمیرا محمدیان، شقایق روح الهی،
دوره 9، شماره 2 - ( دوره 9، شماره 2، تابستان 1392 1392 )
چکیده
مقدمه و هدف: استرپتوکوکوزیس و لاکتوکوکوزیس از بیماریهای مهم، پرهزینه و زئونوز در صنعت آبزیپروری، بهویژه برای ماهی قزلآلای رنگین کمان بهشمار میآیند، بهطوریکه خسارات سالانه ناشی از آنها به دهها میلیون دلار میرسد. این مطالعه با هدف بررسی پراکنش این بیماریها در 50 کارگاه قزلآلای رنگین کمان در استانهای چهارمحال و بختیاری (25 کارگاه) و کهکیلویه و بویر احمد (25 کارگاه) و همچنین، تعیین میزان فراوانی نسبی حضور 20 عامل خطرساز و مستعدکننده بروز این بیماریها انجام گرفته است.
روش کار: مطالعه بهصورت توصیفی و در قالب بازرسی کارگاهی، نمونهگیری، کشت باکتریایی و مطالعههای مولکولی، برای تشخیص بیماریهای پیشگفته انجام شده است.
نتایج: نتایج بهدستآمده نشان داد که 56% (13 کارگاه) در استان چهارمحال بختیاری به لاکتوکوکوزیس با عامل لاکتوکوکوس گارویه و تعداد 20% (5 کارگاه) به استرپتوکوکوزیس با عامل استرپتوکوکوس اینیایی مبتلا بودند. در استان کهگیلویه و بویر احمد 64% (16 کارگاه) به لاکتوکوکوزیس و 12% (3 کارگاه) به استرپتوکوکوزیس مبتلا بودند. بررسی میزان فراوانی نسبی حضور عوامل خطرساز در کارگاههای هر دو استان، بهترتیب برای 10 و 16 عامل مورد مطالعه، بیش از50% و80% بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که این بیماریها، بهویژه لاکتوکوکوزیس، در هر دو استان دارای پراکنش وسیع و میزان حضور عوامل خطرساز در بروز و تشدید آنها در این مزارع شایان توجه است.
حمیدرضا گیلاسی، حمید سوری، شهرام یزدانی، پریسا طاهری تنجانی،
دوره 11، شماره 2 - ( دوره 11، شماره 2 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مدیران برای برنامهریزی، به یافتههای پژوهشها نیاز دارند. ایرادهای روششناختی در برخی از پژوهشها و کمبود منابع فارسی در این زمینه وجود دارند. هدف این پژوهش، ارایه نکتههای روششناختی در مطالعه سالمندان است.
روش کار: مطالعه یک مرور روایتی است. طی جستجوی جامع در پایگاههای داده الکترونیک با واژگان کلیدی elderly، methodology و معادلهای آن، منابع مرتبط شناسایی و پس از مرور، نکات مهم و پرکاربرد آن ارایه گردید.
نتایج: محاسبه اندازه نمونه پس از اعمال احتمال شرکت، ریزش و مرگ، انتخاب نمونه متناسب از همه طبقهها با توجه به تفاوت تظاهرات بیماریها اهمیت دارد. همسانسازی برای مخدوشکننده های مهم، توجه به سوگرایی یادآوری و مصاحبه کوتاه محترمانه پس از موافقت آگاهانه سالمند یا نماینده او در منزل یا یک محیط آرام و دارای تسهیلات درنزدیک منزل نیز مهم است. درشت بودن کلمات، پرهیز از پرسشنامهی طولانی و چک مجدد دادهها با فرد پروکسی یا پرونده ، ثبت سن بهصورت کمی، تطبیق میزانها برحسب سن و جنس، ارزیابی وضعیت عملکردی و توجه به هزینه بالا در مطالعههای سالمندی ضروری است.
نتیجهگیری: بهکارگیری روشهای اپیدمیولوژی با توجه به ویژگیهای سالمندان، به ارتقای کیفیت اطلاعات کمک و طراحی و اجرای خوب این پژوهشها، شواهد معتبری را در اختیار برنامهریزان قرار خواهد داد.
وحید منتظری، فرناز جعفرپور صادقی، سونیا حسین پور ارجمند، حمیدرضا میرزایی، اسماعیل اکبری، مهناز احسانی، سمیه اکبری، ناهید اسدی، مهسا محمودی نژاد، الهام میر طاهری، زهره صناعت، سعید پیروز پناه،
دوره 12، شماره 1 - ( دوره 12، شماره 1 1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: فاکتورهای مرتبط با دورهی باروری زنان در ارتباط با کارسینوژنز بدخیمی پستان هستند. این مطالعه مورد-شاهدی به بررسی ارتباط فاکتورهای مرتبط با دورهی باروری با خطر ابتلا به سرطان پستان در زنان تهران و شمال غرب ایران انجام می پردازد.
روش کار: این مطالعه مورد-شاهد مبتنی بر بیمارستان، شامل432 فرد مبتلا به سرطان پستان تأیید شده از نظر هیستوپاتولوژی و 543 فرد سالم بدون سابقه بدخیمی و همسانسازی شده از لحاظ سن (5 ± سال) و محلزندگی از بیمارستانهای آموزشی و درمانی وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی شهید بهشتی و تبریز بین سالهای 92-1386 انتخاب شدند.
نتایج: فراوانی بارداری و شیردهی نیز در گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود (01/0>P). طول مدت شیردهی در گروه شاهد (4/8±0/18 ماه) طولانیتر از گروه مورد (1/9±0/16 ماه) بود (001/0>P). بیشتر افراد گروه بیماران در مقایسه با گروه شاهد در سن یائسگی بالاتر از 48 سال قرار داشتند و شانس ابتلا به سرطان پستان در این گروه سنی 87/3 (فاصله اطمینان 95 درصد: 10/5-94/2) در مقایسه با گروه شاهد برآورد شد. مدت شیردهی در طول 24-14 ماه در دورهی باروری زنان سنین بالای 48سال با نسبت شانس 52/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 86/0-32/0) با خطر ابتلا به سرطان پستان ارتباط داشت.
نتیجهگیری: دفعات بیشتر بارداری، شیردهی و سنین بالا در نخستین بارداری با افزایش خطر سرطان پستان همراه بود، اما بالا بودن سنین بلوغ و یائسگی و طول مدت شیردهی با کاهش خطر سرطان پستان همبستگی داشت. افزایش طول مدت شیردهی با کاهش خطر پیدایش سرطان پستان بهویژه در سنین بالای 48سال ارتباط داشت.
لیلا فخارزاده، نوراله طاهری، مریم حیدری، نسیم هاتفی مودب، عاطفه زاهدی، سعیده الهامی،
دوره 13، شماره 4 - ( دوره 13، شماره 4, زمستان 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خشونت خانگی متداولترین نوع خشونت علیه زنان است که اثر منفی بر سلامت روان مادران، کودکان، خانواده و اجتماع دارد و بهطور مستقیم و غیر مستقیم بر نسل آینده تأثیر میگذارد. بنابراین مطالعه کنونی با هدف تعیین میزان خشونتهای خانگی و برخی علتهای مرتبط در زنان متأهل انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی- مقطعی با مشارکت 623 نفر از زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهرستان آبادان طی نمونهگیری تصادفی خوشهای در سال 1394 در شهرستان آبادان انجام شده است. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و چک لیست مقیاس سوء رفتار با زنان انجام شد. آمار توصیفی و تحلیلی (آزمون t-student، ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس یکطرفه و مربع کای و آزمون دقیق فیشر) برای آنالیز دادهها مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: شیوع کلی خشونت 3/72 درصد و انواع خشونت روانشناختی، فیزیکی، تهدید کننده حیات و جنسی به ترتیب 7/71، 8/17، 3/8 و 1/7 درصد بود. بهعلاوه، ارتباط آماری معنیداری بین خشونت و سن، رضایت زناشویی، رفتار خانوادهها، تأمین مالی، مصرف سیگار، مصرف الکل، بیماری، نوع مسکن، شغل، محل تولد و سوابق کیفری وجود داشت.
نتیجهگیری: مواجهه با خشونت در شهرستان آبادان بهویژه در حیطهی خشونت روانشناختی از شیوع بالایی برخوردار بود. بنابراین پیشنهاد میشود با راهکارهایی همچون آموزش مهارتهای زندگی از سالهای پیش از ازدواج مانند کنترل خشم، ارتباط مناسب و حل مسأله از خشونت خانگی علیه زنان پیشگیری نمود.
ابراهیم قادری، مهشید ناصحی، جعفر حسن زاده، حجت الله براتی، شهپر طاهری، مهری غلامی، محمدرضا بذرافشان، رحیم تقی زاده اصل، محسن شمس،
دوره 15، شماره 2 - ( دوره 15، شماره 2 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بازاریابی اجتماعی روشی است که بر اساس شناسایی نیازها و خواستههای مخاطب، تعیین مولفههای بازار رفتاری با استفاده از نتایج پژوهش تکوینی عمل مینماید. درگیر کردن بخش خصوصی در برنامه مبارزه با سل با استفاده از بازاریابی اجتماعی تابهحال انجامنشده است. این مطالعه به طراحی برنامه Public-Private Mix (PPM) با استفاده از بازاریابی اجتماعی میپردازد.
روش کار: این مطالعه بهصورت کیفی و با استفاده از بحث متمرکز گروهی با 6 گروه مختلف شامل پزشکان هماهنگکننده سل، پزشکان متخصصین رشتههای مختلف بخش خصوصی و مدیران آزمایشگاههای بخش خصوصی و بیمارستانهای منتخب کشور و شهرستان کرج در سال 1392 انجام شد و اجزای برنامه PPM بر اساس آن مشخص گردید.
یافتهها: اغلب شرکتکنندگان معتقد بودند که مشارکت بخش خصوصی در برنامه کشوری سل با مشکلات مهمی روبروست. فقدان فرایند مشخص و تعریفشده برای ارتباط با بخش خصوصی، فقدان بستر مناسب، فقدان ابزار مناسب برای نظارت، عدم تمکین بخش خصوصی، عدم آشنایی بخش خصوصی با پروتکلهای برنامههای کشوری سل، عدم وجود اقدامات تشویقی و تنبیهی مناسب، عدم دریافت بازخورد مناسب توسط بخش خصوصی و انحصارطلبی در آزمایشگاهها از موارد ذکرشده در این مطالعه بود.
نتیجهگیری: برای اجرای برنامه PPM در برنامه کنترل سل لازم است آزمایشگاهها بهصورت داوطلبانه و وارد برنامه شوند. یک بسته اطلاعرسانی و تشویقی فراهم شود که در آن آموزشهای مؤثر و کمحجم، پسخوراندها و احترام به بخش خصوصی گنجاندهشده باشد.
حسین طاهری چادرنشین، محمدرضا اسماعیلی، محمد فرحی، محسن توکلی،
دوره 15، شماره 3 - ( دوره 15، شماره 3 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: امروزه باوجود تدابیر مختلف جهانی پیرامون استفاده مواد نیروزا، استفاده از این مواد برای کسب موفقیت در رقابت و افزایش توده عضلانی به امری مشکلساز در جوامع ورزشی تبدیلشده است. لذا، هدف مطالعه حاضر بررسی شیوع، نگرش و گرایش به مصرف مواد نیروزا در بین جامعه ورزشی استان خراسان شمالی بود.
روش کار: جامعه آماری مطالعه مقطعی و توصیفی ـ تحلیلی حاضر را کلیه ورزشکاران استان خراسان شمالی تشکیل میدادند. دادههای جمعیت شناختی و مصرف مواد توسط پرسشنامه محقق ساخته جمعآوری شد. روایی آن مورد تأیید صاحبنظران حوزه زورافزایی رسید. پایایی پرسشنامه توسط آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد. پرسشنامه بهصورت خوشهای ـ تصادفی توزیع و 436 فرم تکمیل شد. تحلیل دادهها با کمک نرمافزار SPSS در سطح 05/0>P انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که 2/39% افراد حداقل یکی از مواد را جهت اهداف نیروزایی در ورزش استفاده کردهاند. شایعترین مواد استفادهشده مکملهای پروتئینی و ویتامینی (36%)، مواد معدنی (7/28%) و داروهای نیروزا (3/21%) بودند. همچنین، بین شیوع مصرف مواد نیروزا با سن، سابقه ورزشی و سطح تحصیلات ارتباط منفی و معنیداری وجود داشت. بعلاوه، نگرش و گرایش به مصرف مواد نیروزا در بین بدنسازان، وزنهبرداران و فوتبالیستها بالاتر از سایر ورزشکاران بود. گذشته از این، شناخت ورزشکاران، آگاهی نسبت به عوارض و میزان آگاهی کلی افراد نسبت به مواد نیروزا پایین بود.
نتیجهگیری: ازاینرو، تدوین برنامههای آموزشی جامع جهت ارتقاء سطح آگاهی و شناخت ورزشکاران و مربیان نسبت به مواد نیروزا در استان خراسان شمالی ضروری به نظر میرسد.
مهدی زارع سخویدی، مسلم طاهری سودجانی، محمدرضا صادقیان، محسن میرزایی، حسین آخوندی،
دوره 21، شماره 1 - ( دوره 21، شماره 1، بهار 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن متابولیک در جهان است که مدیریت آن نیازمند مراقبتهای جامع بهداشتی است. این مطالعه مقطعی توصیفی با هدف تعیین وضعیت مراقبتی بیماران دیابتی در یزد و شناسایی شکافهای موجود در خدمات ارائه شده انجام شد.
روش کار: در این مطالعه، ۷۰۲ بیمار دیابتی ثبت شده در سامانه سیب وزارت بهداشت از طریق نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و برای شناسایی شکافهای مراقبتی، شاخصهای کلیدی مانند دفعات انجام آزمایش HbA1c، میزان ارجاع به پزشکان متخصص، دفعات مراجعه به مراکز درمانی، دریافت آموزش دیابت و سطح کنترل قند خون با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی و درصد فراوانی) در نرمافزار SPSS تحلیل و با استانداردهای بینالمللی مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که کیفیت مراقبت از بیماران دیابتی در یزد با استانداردهای مطلوب فاصله دارد؛ بهطوریکه تنها 63/7 درصد از بیماران آزمایش هموگلوبین (HbA1c) A1c انجام دادهاند و فقط 42/3 درصد کنترل بهینه قند خون داشتهاند. همچنین، 31/2 درصد از بیماران مبتلا به فشار خون سیستولیک بالا و ۱۲ درصد دچار فشار خون دیاستولیک بالا بودند. کمتر از نیمی از بیماران به متخصصان ارجاع داده شدهاند، 87/7 درصد سبک زندگی کمتحرکی داشته و اضافهوزن یا چاقی نیز در 79/5 درصد آنها مشاهده شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که شکافهای قابلتوجهی در کیفیت مراقبت از بیماران دیابتی در یزد وجود دارد، از جمله ارجاع ناکافی به متخصصان، پایش نامنظم آزمایشگاهی و ضعف در مداخلات سبک زندگی. بهبود برنامههای آموزشی، پیگیریهای منظم و رویکردهای جامع مراقبتی برای ارتقاء نتایج مدیریت دیابت ضروری است.