22 نتیجه برای محرابی
پروین یاوری، میراحمد موسویزاده، بهبود صدرالحفاظی، رضا خدابخشی، حسین مدنی، یدا... محرابی،
دوره 1، شماره 3 - ( 12-1384 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان پستان در اکثر نقاط جهان از جمله شایعترین سرطانهای زنان به شمار میآید و میزان بروز آن در بین زنان ایرانی در حال افزایش است. به گونهای که به نظر میرسد سن بروز این بیماری در ایران نست به کشورهای غربی پایینتر باشد. پژوهش حاضر یک مطالعه مورد ـ شاهد است که به منظور تعیین اثر عوامل مربوط به باروری در ایجاد سرطان پستان در زنان ایرانی طراحی شده است.
روش کار: این مطالعه در سال 1383 در بیمارستان شهدای تجریش(دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی) و با شرکت 303 بیمار مبتلا به سرطان پستان و همین تعداد افراد غیر مبتلا به این بیماری انجام شد. افراد مبتلا یا گروه مورد (case) از طریق بخش انکولوژی بیمارستان شهدا شناسایی و گروه شاهد (control) از بین مراجعین به درمانگاههای سرپایی یا بیماران بستری در سایر بخشهای همین مرکز انتخاب شدند. این افراد از نظر سن مورد همسانسازی (matching) قرار گرفتند و از تمامی آنان رضایت برای شرکت در مطالعه گرفته شد. اطلاعات باروری و جمعیتشناختی افراد طی مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه جمعآوری شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با بهکارگیری نسبتهای شانس و حدود اطمینان 95% و نیز مدل رگرسیون لجستیک انجام گرفت.
نتایج: میانگین و انحراف معیار سن در دو گروه مورد و شاهد به ترتیب 8/9 ± 8/48 سال و 1/11± 2/50 سال بود (دامنه تغییرات
84-24 سال). در آنالیزهایی که از نوع رگرسیون لجستیک چند متغیره بود مشخص شد سن زنان هنگام اولین زایمان و تعداد زایمانهای منجر به تولد نوزاد زنده (live birth)، زنانی که هرگز ازدواج نکردهاند، زنانی که دوران پس از یائسگی را سپری میکنند و نیز کسانی که سابقه مصرف قرصهای ضد بارداری یا تابش اشعه X به قفسه سینه در فاصله سنین نوجوانی تا 30 سالگی را دارند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان پستان هستند.
نتیجهگیری: بر اساس این یافتهها توصیه میشود که زنان دارای این نوع عوامل خطر نسبت به مراقبتهای لازم برای تشخیص زودرس، به موقع اقدام کنند.
محمد امین پورحسینقلی، یدا... محرابی، حمید علوی مجد، پروین یاوری،
دوره 1، شماره 3 - ( 12-1384 )
چکیده
مقدمه و اهداف: رگرسیون لجستیک یکی از کاربردیترین مدلهای خطی تعمیمیافته برای تحلیل رابطهی یک یا چند متغیر توضیحی بر متغیر پاسخ رستهای است. زمانی که بین متغیرهای توضیحی همبستگیهای نسبتا قوی وجود داشته باشد همخطی چندگانه ایجاد شده، ممکن است به کاهش کارآیی مدل منجر شود. هدف این تحقیق استفاده از متغیرهای پنهان برای کاهش اثر همخطی چندگانه در تحلیل یک مطالعه مورد ـ شاهدی است.
روش کار: دادههای مورد استفاده در این تحقیق متعلق به یک مطالعه مورد ـ شاهدی است که در آن 300 نفر زن مبتلا به سرطان پستان با 300 زن شاهد از نظر عوامل خطر مورد مقایسه قرار گرفتند. برای بررسی اثر همخطی، پنج متغیر کمی که بین آنها همبستگی بالایی وجود داشت، در نظر گرفته شدند. ابتدا مدل لجستیک به متغیرهای فوق برازش داده شد. سپس به منظور حذف اثر همخطی، دو متغیر پنهان با استفاده از هرکدام از دو روش تحلیل عاملی و تحلیل مؤلفههای اصلی بهدست آورده، بر مبنای آنها پارامترهای مدلهای لجستیک مجدداً محاسبه شدند. کارآیی مدلها، با استفاده از خطای استاندارد پارامترها مقایسه گردید.
نتایج: مدل رگرسیون لجستیک براساس متغیرهای اولیه حاکی از مقادیر غیرعادی نسبت شانس برای سن در اولین زایمان زنده (453503 و 10184==%95CI و 67960OR=) و سن در اولین حاملگی (000029/0OR=) بود. درحالی که پارامترهای مدلهای لجستیک حاصل از متغیرهای پنهان به دست آمده از هر دو روش تحلیل عامل و تحلیل مؤلفههای اصلی، از نظر آماری معنی دار (003/0>p) و خطای استاندارد همهی آنها کوچکتر از خطای استاندارد مربوط به رگرسیون لجستیک معمولی بود. فاکتورها و مولفههای اصلی تولید شده توسط دو روش حداقل 85 درصد کل واریانس را تبیین کردند.
نتیجهگیری: تحقیق نشان داد انحراف استاندارد پارامترهای برآورد شده در رگرسیون لجستیک براساس متغیرهای پنهان از رگرسیون لجستیک براساس مشاهدات اولیه کوچکتر بوده و در نتیجه اینگونه مدلبندی در تحلیل برخی عوامل خطر سرطان پستان که همخطی دارند کارآتر است.
سمراد محرابی، علیرضا دلاوری، قباد مرادی، نادر اسماعیلنسب، آرش پولادی، سیامک عالیخانی، فرشید علاءالدینی،
دوره 3، شماره 1 - ( 6-1386 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مصرف دخانیات به عنوان یکی از عوامل افزایش دهندهی بار کلی بیماریها مطرح میباشد که سالانه باعث مرگ 4 میلیون نفر در جهان میشود. مطالعه حاضر به دنبال لزوم تغییر در روند رو به افزایش بیماریهای وابسته به شیوهی زندگی و کمبود مطالعات وسیع در رابطه با الگوی مصرف دخانیات در ایران انجام پذیرفته است.
روش کار: روش مطالعه به صورت مقطعی
(Cross-Sectional) با استفاده از پرسشنامه بوده است. انتخاب نمونهها با شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای از کل استانها بود که در نهایت تعداد 84706 نفر از کل 89457 مورد رکورد اولیه، پس از غربالگری دادهها و حذف موارد مخدوش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: از میان افراد مورد مطالعه، 7/49% نفر مرد و بقیه زن بودند. از نظر وضعیت تحصیلی 52% بیسواد یا کم سواد و بقیه باسواد بودند. محل سکونت 8/64% شهر و بقیه روستا بود. 9/79% افراد غیرسیگاری، 3/15% سیگاری فعال، 1/2% سیگاری غیرفعال و 7/2% سیگاری ترک کرده بودند. بیشترین فراوانی نسبی مصرف سیگار در گروههای سنی 35 تا 64 سال بود (001/0>P)، درصد ترک سیگار با افزایش سن، به ویژه در زنان افزایش مییابد (001/0>P). فراوانی نسبی مصرف سیگار در مردان بیشتر از زنان است (001/0>P). فراوانی نسبی مصرف سیگار در شهرنشینان پایینتر بود (001/0>P). میانگین تعداد نخ مصرفی سیگار در روز 69/14 بود. فراوانی نسبی مصرف سیگار با افزایش سطح تحصیلات کاهش مییابد (001/0>P).
نتیجه گیری: این مطالعه که در سطحی وسیع انجام گرفته توانسته است اطلاعاتی پایه را برای مطالعات طولی در آینده فراهم سازد. نیاز به وجود و اشاعه برنامههای کنترلی در مورد توقف و یا کاهش مصرف و پیشگیری از مصرف سیگار در جامعه به خوبی احساس
می شود.
سمراد محرابی، علیرضا دلاوری، قباد مرادی، ابراهیم قادری،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1387 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شیوع آسم در مناطق مختلف دنیا متفاوت بوده است. این مطالعه به بررسی شیوع آسم برونشیال در جامعه 64-15 سال استان کردستان در سال 1386 میپردازد.
روشکار: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی و مقطعی بود. در این مطالعه که همزمان با طرح بررسی عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر انجام شد، اطلاعات با استفاده از پرسشنامه مرکز مدیریت بیماریهای آمریکا و با مصاحبه جمعآوری گردید. سپس با استفاده از نرم افزار SPSS13 و آزمون آماری کای دو و تست T تجزیه و تحلیل انجام شد.
نتایج: در این مطالعه 1000 نفر شرکت داشتند. این مطالعه شامل 500 نفر (50%) مرد و 500 نفر (50%) زن بود. شیوع سابقه ابتلا به آسم 3/2% بود. در این مطالعه رابطه معنیداری بین ابتلا به آسم و محل سکونت، مصرف سیگار و شاخص توده بدنی مشاهده نشد. بیماری آسم در 6 نفر (8/1%) از مردان و 17 نفر (5%) از زنان مشاهده گردید ( 02/0= P). بین سن و آسم نیز رابطه معنیداری مشاهده شد(001/0>P).
نتیجهگیری: در این مطالعه شیوع آسم مشابه مطالعات داخل کشور و نسبت به مطالعات کشورهای دیگر کمتر بود که لازم است مطالعات تکمیلی در این خصوص انجام شود. بنظر میرسد، با بررسی بیشتر، از این پرسشنامه بتوان برای تخمین شیوع آسم در یک منطقه استفاده کرد.
علیرضا اکبرزاده باغبان، احمد بعاجی، یدالله محرابی، حبیب الله سعادت،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده
مقدمه و اهداف: میزان کاهش خطر مرگ دربیماران کرونری قلبی بعد از ترک سیگار هنوز مورد شک و تردید است. دراین تحقیق از مدل آماری فراتحلیل بیزی برای به دست آوردن برآوردی معتبر از خطرنسبی مرگ در بیماران کرونری قلبی بعد از ترک سیگار استفاده شده است.
روشکار:به منظور انجام فراتحلیل، مطالعات کوهورت با طول مدت پیگیری حداقل 2 سال، توسط دو مرورگر بررسی و جمعآوری شدند. این مطالعات روی افراد سیگاری که وضعیت بیماری کرونری قلبی آنان از لحاظ بالینی تشخیص داده شده بود، انجام گردیده بودند. همچنین از متغیرهای مستقل تعداد افراد مورد بررسی و طول مدت پیگیری افراد، جهت دستیابی به برآورد دقیقتر استفاده شد. تحلیل دادهها به کمک روش Meta-regression و توسط نرم افزارهایNCSS،Winbugs و Boaانجام شد.
نتبرآورد کلی خطرنسبی مرگ در بیماران کرونری قلبی بعد از ترک سیگار 64/0 با (70/0 - 57/0ایج:CI:95%) به دست آمد. همچنین یافتههای حاصل از تحقیق نشان داد که متغیرهای مستقل تعداد افراد مورد بررسی و طول مدت پیگیری افراد در هر مطالعه اثر معنیداری در برآورد کلی خطر نسبی ندارند.
نتیجهگیری: بعد از حذف اثر دو متغیر تعداد افراد مورد بررسی و طول مدت پیگیری افراد در هر مطالعه و همچنین با در نظر گرفتن عدم همگنی بین مطالعات، میتوان نتیجه گرفت که ترک سیگار به مقدار 36/0 خطر مرگ را در بیماران کرونری قلبی کاهش میده
یداله محرابی، الهام مراغی، حمید علوی مجد، محمد اسماعیل مطلق،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نقشهبندی بیماری یا مرگ مجموعهای از روشهای آماری است که با هدف بهدست آوردن برآوردهایی دقیق از میزانهای بروز یا شیوع بیماریها یا مرگ بهکار گرفته میشوند در این تحقیق، روشهای حداکثر درستنمایی، بیزتجربی و بیزکامل برای برآورد نقشه خطرنسبی مرگ کودکان زیر یکسال مناطق روستایی کشور مورد مقایسه قرار گرفت.
روشکار: دادههای مرگ کودکان زیر یکسال زیجحیاتی مناطق روستایی تحت پوشش دانشگاههای علوم پزشکی کشور در سالهای 1380 و 1385 مورد تحلیل قرار گرفت. برآورد پارامترهای نقشه با استفاده از روشهای حداکثر درستنمایی، بیز تجربی (مدل پواسن گاما) و بیز کامل با بهکارگیری شبیهسازی زنجیر مارکف مونتکارلو انجام شد. معیار انحراف از اطلاع برای مقایسه برازش مدلهای بیزی استفاده شد. نرمافزارهای R، WinBUGS وArcGIS بهکار گرفته شدند.
نتایج: روش بیزکامل نشان داد خطر مرگ کودکان زیر یکسال در مناطق تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی سیستانوبلوچستان در سال هشتاد (88/1-58/1 95%CI:) 73/1 و در سال هشتادوپنج (75/1-50/1 : CI95%)62/1 برابر متوسط کشوری بوده است. در سال 1380 مناطق تحت پوشش دانشگاههای علوم پزشکی بیرجند (45/1)، کردستان(23/1) و خراسان (21/1) و در سال 1385 بیرجند (42/1)، زنجان (39/1)، کردستان (36/1)، اردبیل (32/1)، زابل (28/1)، آذربایجانغربی (18/1) و گلستان (14/1) خطر نسبی بالا و معنیداری داشتهاند (05/0p<). در سال 1380 کمترین خطر نسبی مربوط به مناطق دانشگاه علوم پزشکی تهران (74/0-34/0 CI: 95%) 56/0 و در سال 1385 دانشگاه علوم پزشکی ایران (65/0-38/0CI: 95%)52/0 بود (05/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به برازش مناسب روش بیزکامل در مقایسه با بیزتجربی و حداکثردرستنمایی، استفاده از این روش پیشنهاد میشود
مرتضی سدهی، یداله محرابی، انوشیروان کاظم نژاد، وحید جوهری مجد، فرزاد حدائق،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه و اهداف: زمانی که در یک مطالعه متغیرهای پاسخ دارای مقیاس اندازهگیری متفاوت باشند، پاسخها را چندمتغیره آمیخته میگویند. با توجه به محدودیتها و برقرارنبودن برخی پیش فرضها، روشهای کلاسیک آماری برای مدلبندی و پیشبینی این نوع پاسخها کارایی ندارند. هدف این مطالعه، طراحی شبکه عصبی مصنوعی برای مدلبندی و پیشینی پاسخهای دومتغیره آمیخته است.
روش کار: این مطالعه شامل سه مرحله طراحی مدل، شبیهسازی و برازش مدل بر دادههای واقعی است. پس از طراحی مدل، با در نظر گرفتن پارامترهای مختلف، دو مجموعه داده شبیهسازی و مدلهای یک متغیره و دومتغیره مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای آموزش شبکه از الگوریتم شیب توام مقیاس شده و برای تعیین مناسبترین مدل از معیار صحت پیشبینی استفاده شد. مدل پیشنهادی برای پیشبینی توام سندرم متابولیک و شاخص مقاومت به انسولین در مطالعه قند و لیپید تهران بهکار گرفته شد. برنامههای رایانهای در نرمافزارهایR 2.9.0 و MATLAB 7.6 طراحی و اجرا گردید.
نتایج: در مجموعه شبیهسازی اول، صحت پیشبینی در مدلهای یک متغیره و دومتغیره تقریبا یکسان ولی در مجموعه شبیهسازی دوم، در مدلهای دو متغیره نسبت به مدلهای یک متغیره بیشتر است. در مدلهای دو متغیره، صحت پیشبینی مدل با افزایش همبستگی متغیرهای پاسخ، بیشتر میشود. در دادههای واقعی مدل با 10 گره در لایه میانی دارای بیشترین صحت پیشبینی است.
نتیجهگیری: تحقیق نشان داد، در حالتیکه دو متغیر پاسخ با متغیرهای کمکی ارتباط دارند مدل دومتغیره نسبت به یک متغیره مناسبتر است و با افزایش همبستگی، صحت پیشبینی افزایش مییابد.
سیده سارا عظیمی، داوود خلیلی، فرزاد حدائق، یداله محرابی، پروین یاوری، فریدون عزیزی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
مقدمه و اهداف:
اولین علت مرگ و رتبه سوم بار بیماریها در ایران مربوط به بیماریهای قلبی- عروقی
(CVD) میباشد. مطالعه حاضر به محاسبه سهم منتسب جمعیتی (Population
Attributable Fraction) عوامل خطر CVD پرداخته است. PAF یکی از پارامترهای مهم اندازگیری اثرات عوامل خطر و ارزیابی پیامد بالقوه
راهبردهای پیشگیرانه در سطح جامعه میباشد.
روش کار: در این مطالعه 5868 نفر از افراد بالای 30 سال تحت مطالعه همگروهی قند و لیپید تهران(TLGS)، بررسی شدند. تعداد رخداد ده ساله CVD، 501 مورد بود. با استفاده از رگرسیون لوجستیک، PAF تعدیل شده مستقیماً برآورد گردید که جزء کمخطاترین
روشهای موجود محاسبه این شاخص است.
نتایج:
بالاترین PAF در مردان به مصرف
دخانیات، پرفشاری خون، دیابت، کلسترول بالا و چاقی مرکزی به ترتیب با 16/14%،
73/11%، 32/7%، 85/6% و 91/5% اختصاص داشت. در زنان پرفشاری خون، دیابت، چاقی مرکزی
و کلسترول بالا به ترتیب با 25/19%، 82/18%، 88/9% و 95/7% بیشترین سهم جمعیتی را به
خود منتسب کردند. سن بالا و سابقه خانوادگی CVD زودهنگام، به ترتیب در مردان و زنانPAF ای برابر با 09/36%، 61/16% و 95/3%، 56/7% را به
خود اختصاص دادند.
نتیجه گیری: شایسته است به منظور کاهش حداکثری بروز CVD در جامعه، اولویت بندی مداخلات پیشگیرانه با توجه به سهم منتسب جمعیتی عوامل
خطر به تفکیک جنس انجام شود. در این راستا میبایست ضمن توجه ویژه به کنترل مصرف دخانیات
در مردان، پرفشاری خون و دیابت در هر دو جنس و به ترتیب کلسترول بالا در مردان و چاقی
مرکزی در زنان، در اولویت راهبردهای پیشگیرانه CVDقرار گیرند.
نیما حسین زاده، یداله محرابی، مریم السادات دانشپور، حمید علوی مجد، فریدون عزیزی،
دوره 8، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بررسی چندین نشانگر نزدیک به هم، اطلاعات بیشتری را برای تعیین دقیقتر مکان بیماری با استفاده از آنالیز ارتباط ژنتیکی فراهم میآورد. این تحقیق ضمن معرفی روشهای چند نشانگری FBAT-MM و FBAT-LC و بهکارگیری آنها، به مطالعۀ ارتباط ژنتیکی چند نشانگری برخی میکروستلایتهای منتخب با میزان HDL-C برای شناخت نواحی ژنی موثر در سندرم متابولیک میپردازد.
روش کار: تعداد 125 خانواده از بین شرکتکنندگان در مطالعۀ قند و لیپید تهران بهگونهای انتخاب شدند که حداقل یک نفر از اعضای آنها مبتلا به سندرم متابولیک و حداقل دو نفر دچار کاهش HDL-C باشند. ارتباط ژنتیکی چندنشانگری HDL-C با برخی میکروستلایتهای کروموزومهای 8، 11، 12 و 16، با بهکارگیری روشهای FBAT-MM و FBAT-LC بررسی گردید.
نتایج: خانوادههای مورد بررسی شامل 563 نفر (269 مرد و 294 زن) بودند. با بهکارگیری روش FBAT-MM، تنها ارتباط ژنتیکی همزمان سه میکروستلایت کروموزوم 11 با میزان HDL-C معنیدار شد(05/0
نادر مهدوی، محمد موحدی، اردشیر خسروی، یداله محرابی، منوچهر کرمی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به اهمیت دادههای مرگ برنامهریزیها و ارائه عادلانه خدمات سلامت، بررسی کیفیت دادههای مرگ یک ضرورت است. این مطالعه با هدف مقایسه میزان کامل بودن و صحت گزارش مرگ کودکان زیر پنج سال و مادران زیج حیاتی با دیگر منابع انجام شد.
روش کار: گزارشهای مرگ کودکان زیر پنج سال و مادران زیج حیاتی 30 شهرستان با گزارشهای مرگ منابع اطلاعاتی دیگر، شامل بازبینی زیج حیاتی، نظام ثبت مرگ و نظام مراقبت مرگ مادر، مقایسه شد. میزان کامل بودن، با استفاده از روش صید و بازصید و صحت گزارش، از طریق محاسبه اعتبار گزارش علل مرگ بررسی گردید.
نتایج: میزان کامل بودن گزارش مرگ کودکان زیر پنج سال 1/68 درصد محاسبه شد. حساسیت این منبع برای مرگ کودکان با علت عفونتهای تنفسی (1/72 - 9/22CI: 95%)06/47%، اسهال و استفراغ (6/95 - 2/22CI: 95%) 6/66%، حوادث، مسمومیت و سوختگیها (2/89 - 3/64CI: 95%) 7/78%، تخمین زده شد. نسبت طبقهبندی نادرست منبع بازبینی زیج حیاتی برای علل مرگ مادران 5/12درصد محاسبه گردید.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که اطلاعات زیج حیاتی برای محاسبه میزانها به تصحیح برای کمشماری نیاز دارد. مقایسه علل مرگ کودکان گزارششده در زیج حیاتی با نظام ثبت مرگ نشان داد که علتهای مرگ گزارش شده در زیج حیاتی ممکن است اعتبار کافی نداشته باشد.
منوچهر کرمی، حمید سوری، یداله محرابی، علی اکبر حقدوست، محمد مهدی گویا،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
مقدمه و هدف: شناسایی و حذف الگوهای قابل توجیه، شامل روندهای ماهانه، فصلی و سالانه، آثار روزهای هفته، روزهای تعطیل و پایان هفته به دلیل اختلال در اعلام هشدارهای واقعی مبنی بر وجود تغییرات در روند بیماریها و نیز ایجاد هشدارهای کاذب بسیار اهمیت دارد. مطالعه حاضر با هدف شناسایی و حذف الگوهای قابل توجیه دادههای کشوری نظام مراقبت بیماری سرخک در ایران انجام گردید.
روش کار: برای شناسایی الگوهای قابل توجیه از دادههای کشوری، موارد مشکوک به سرخک طی سالهای 1387 تا1389، از نمودارهای خطی و میانگین متحرک، توابع خودهمبستگی و خودهمبستگی جزئی و شاخص متوسط پایان هفته استفاده شد. برای حذف الگوهای قابل توجیه نیز از روشهای هموارسازی میانگینهای متحرک و هموارسازی نمایی هولت- وینترز استفاده شد.
نتایج: نتایج استفاده از روشهای مختلف برای شناسایی الگوهای قابل توجیه بیانگر وجود الگوهای سالانه، ماهانه و به ویژه آثار روزهای هفته و تعطیل در دادههای بیماری سرخک است. همچنین، یافتهها نشانگر کارایی روش هموارسازی میانگینهای متحرک در کاهش انحراف از پیش فرض نرمالبودن و عملکرد مناسب روش هموارسازی نمایی هولت- وینترز در حذف الگوهای فصلی، شامل آثار روزهای هفته، ماه و سال است.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر بر اهمیت بررسی دادههای خام نظام مراقبت بیماری سرخک، پیش از به کارگیری روشهای کشف طغیان تأکید میکند و استفاده از روش هموارسازی هولت وینترز برای حذف الگوهای فصلی را، با وجود سادگی و کارایی مناسب روش میانگینهای متحرک در کاهش انحراف از پیشفرض نرمالبودن از دادههای خام نظام مراقبت سرخک توصیه میکند.
منوچهر کرمی، حمید سوری، یداله محرابی، علی اکبر حقدوست، محمد مهدی گویا،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بهکارگیری رویکرد ارزشیابی روشهای کشف طغیان بر مبنای دادههای واقعی، در مقایسه با رویکردهای دیگر، از بالاترین میزان روایی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف ارزشیابی عملکرد الگوریتم میانگین متحرک وزن داده شده نمایی (EWMA)، با استفاده از روششناسی ارزشیابی بر مبنای دادههای واقعی در کشف به هنگام دو مورد طغیان محلی انجام شده است.
روش کار: برای کشف به هنگام دو مورد طغیان سرخک در شهرهای مشهد و بندرعباس از الگوریتم کشف طغیان EWMA 1 و EWMA 2،به ترتیب با پارامترهای هموارسازی 3/0 و 6/0 استفاده شد. این الگوریتمها بر دادههای موارد گزارش شده روزانه مشکوک به سرخک، طی یک هفته پیش و بعد از طغیان یاد شده، اعمال شد. سپس، عملکرد آنها با رویکرد ارزشیابی بر مبنای دادههای واقعی بررسی شد و چگونگی عملکرد آن در کشف به هنگام طغیانها با روششناسی تجزیه و تحلیل همبستگی گزارش میشود.
نتایج: یافتههای حاصل از بکارگیری الگوریتمهایEWMA ، در کشف به هنگام طغیان شهر مشهد بیانگر عملکرد نامطلوب آنها با تأخیر دو تا هفت روز بود. عملکرد این الگوریتمها در کشف به هنگام طغیان شهر بندرعباس مناسب بود. بالاترین مقدار همبستگی برای الگوریتم EWMA 2 در کشف طغیان شهر مشهد در تأخیر روز دوم و برابر با 60/0 مشاهده گردید.
نتیجهگیری: استفاده از الگوریتمEWMA در سطوح محیطی نظام مراقبت و برای کشف به هنگام طغیانهای کوچک و محلی توصیه نمیشود. با این حال، ویژگیهای مربوط به دادهها تعیین کننده عملکرد روشهای کشف طغیان هستند.
منوچهر کرمی، حمید سوری، یداله محرابی، علی اکبر حقدوست، محمد مهدی گویا، نادر اسماعیل نسب،
دوره 9، شماره 2 - ( دوره 9، شماره 2، تابستان 1392 1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آمادگی، کشف زودرس و پاسخ بههنگام به بیماریهای نوپدید و طغیانها یکی از مهمترین اولویتهای بهداشت عمومی و نظامهای سلامت است. مطالعههایی بسیار محدود در دنیا بهطور همزمان برای ارزشیابی روشهای کشف طغیان، روی دادههای یکسان و با استفاده از رویکرد ارزشیابی عملکرد بر مبنای دادههای نیمهشبیهسازی شده، اقدام کردهاند. رسالۀ حاضر نیز با هدف ارزشیابی عملکرد الگوریتم مجموع تراکمی در شناسایی بههنگام 831 روز طغیان نیمهشبیهسازی شده، انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه، عملکرد الگوریتم مجموع تراکمی در کشف طغیانهای نیمهشبیهسازی شده با استفاده از دادههای موارد گزارش شدۀ روزانۀ مشکوک به سرخک، طی سالهای 1387 تا 1389، ارزشیابی گردید. عملکرد این الگوریتم با استفاده از شاخصهای حساسیت، درصد هشدار کاذب، نسبتهای درستنمایی و سطح زیر منحنی راک ارزیابی شد.
نتایج: حساسیت الگوریتم مجموع تراکمی در شناسایی طغیانهای شبیهسازی شده 50 درصد، با فاصلۀ اطمینان 95 درصد (54- 47) بود. عملکرد این الگوریتم بسته به اندازه، شکل و دورۀ طغیان شبیهسازی شده متفاوت است. از نظر شاخص بههنگامبودن نیز، بهطور متوسط، کمترین فاصلۀزمانی بین روز واقعی شروع طغیان بر مبنای دادههای نیمهشبیهسازی شده تا زمان کشف طغیان، بااین الگوریتم، 84/13روز بود.
نتیجهگیری: اگرچه نتایج مطالعه بیانگر عملکرد خوب الگوریتم مجموع تراکمی در شناسایی طغیانهای با اندازۀ بزرگ و دورۀ کوتاه بود، اما عملکرد این الگوریتم، بهویژه در شناسایی طغیانهای با دورۀ طولانی و اندازۀ کوچک، ضعیف بود.
محمد حسن پناهی، پروین یاوری، داود خلیلی، یداله محرابی، فرزاد حدائق، فریدون عزیزی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعات مختلف نشان دادهاند که بین بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک ارتباط وجود دارد. در این مطالعه به بررسی خطر بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک، همچنین برهمکنش بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک در بروز بیماری عروق کرونر قلب پرداخته شد.
روش کار: در این مطالعه یک جمعیت 6568 نفری (4/43 درصد مرد) با میانگین سنی 4/48 سال در مردان و 7/46 سال در زنان و با میانه پیگیری 1/10 سال مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا شرکت کنندهها به 4 گروه تقسیم شدند. گروه اول: شامل افراد بدون بیماری مزمن کلیوی و بدون سندرم متابولیک، گروه دوم: افراد دارای بیماری مزمن کلیوی و بدون سندرم متابولیک، گروه 3: افراد دارای سندرم متابولیک و بدون بیماری مزمن کلیوی و گروه 4: افراد دارای هر دو عامل سندرم متابولیک و بیماری مزمن کلیوی بود. سپس با استفاده از مدل رگرسیونی چند متغیره کاکس نسبت مخاطره هر گروه نسبت به گروه اول و با تعدیل متغیرهای سن، تحصیلات، سیگار کشیدن، کلسترول تام، سابقه خانوادگی بیماریهای قلبی- عروقی محاسبه شد.
نتایج: در مردان، بیماری مزمن کلیوی (بدون سندرم متابولیک) با نسبت مخاطره 74/1 (با فاصله اطمینان 95 درصد: 60/2-16/1) و سندرم متابولیک (بدون بیماری مزمن کلیوی) با نسبت مخاطره 34/2 (08/3-77/1) هر دو عامل خطر بیماری عروق کرونر قلب میباشند و در زنان نسبت مخاطره این بیماریها به ترتیب 18/1 (19/2-64/0) و 59/2 (88/3-73/1) میباشد؛ در حالیکه بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک در مردان یک برهمکنش منفی معنیدار در بروز بیماری عروق کرونر قلب داشت این برهمکنش در زنان معنیدار نبود (48/0= Pvalue).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که بیماری مزمن کلیوی در مردانی که سندرم متابولیک ندارند به تنهایی یک عامل خطر در بروز بیماری عروق کرونر قلب میباشد.
الهم آخوند زاده، پروین یاوری، یداله محرابی، علی کبیر،
دوره 11، شماره 1 - ( دوره 11، شماره 1 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در مطالعههای مختلف، میزان بقای بیماران مبتلا به سرطان معده در کشور متفاوت گزارششده و یک برآورد کلی از آن وجود ندارد. هدف از این مطالعه، فراتحلیل میزان بقای 1،3و 5 ساله بیماران مبتلا به سرطان معده در ایران است.
روش کار: در این مطالعه، تمامی پایگاههای داخلی شامل Iran Medex, Magiran , SIDو Medlib و پایگاههای انگلیسیزبان شاملGoogle Scholar و PubMedبا استفاده از کلیدواژههای «سرطان معده» و «میزان بقا» و سایر کلیدواژههای مترادف فارسی و انگلیسی، در فاصله زمانی 1392-39 جستجو شد. سپس تمام مقالههای مرور شده، که دارای معیار ورود به مطالعه بوده و از کیفیت قابل قبولی برخوردار بودند؛ مورد بررسی قرار گرفتند. برای ترکیب نتایج مطالعهها از مدل اثرات تصادفی Der Simonian and Laird استفاده شد. سایر آنالیزها شامل تحلیل زیرگروهها و تحلیل حساسیت و بررسی سوگیری انتشار با استفاده از نمودار قیفی و آزمونهای بگ و ایگر بود. در نهایت دادهها توسط نرمافزارSTATA نسخه11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: از تعداد 235 مقاله یافت شده در جستجوی اولیه، تعداد 9 مطالعه شرایط ورود به این تحقیق را داشتند، که بر اساس آنها میزان بقای 1،3و5 ساله بیماران مبتلا به سرطان معده به ترتیب 57/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 70/0-45/0)، 29/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 37/0–22/0) و 17/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 21/0-13/0) به دست آمد.
نتیجهگیری: مطالعههای انجامشده در مناطق مختلف ایران محدود و آمار دقیقی از میزان بقا در سایر مناطق ایران وجود ندارد. بنابراین مطالعههای بیشتری، برای دستیابی به برآورد دقیقتری از میزان بقا و عوامل مؤثر بر آن در کل کشور مورد نیاز است.
محمد حسین پناهی، پروین یاوری، داود خلیلی، یداله محرابی، فرزاد حدائق، فریدون عزیزی،
دوره 11، شماره 1 - ( دوره 11، شماره 1 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعههای بیماریهای مزمن نشان میدهند که ممکن است افراد چاق به طور متناقضی، بقای بهتری داشته باشند. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثر بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک در رخداد بیماری عروق کرونر قلب میباشد.
روش کار: به منظور بررسی رخداد بیماری عروق کرونر قلب 6507 نفر شرکت کننده (میانگین سنی 4/47 سال، 4/43 درصد مرد) به مدت 10 سال پیگیری شدند. شرکتکنندهها بر اساس وجود یا عدم وجود بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک به 4 گروه تقسیم شدند. سپس با استفاده از مدل رگرسیونی چند متغیره کاکس نسبت مخاطره گروهها نسبت به گروه بدون بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک در 1/27>BMI و 1/27&leBMI محاسبه شد.
نتایج: نسبت مخاطره در مردان و زنان BMI پائین با بیماری مزمن کلیوی و بدون سندرم متابولیک به ترتیب 06/2 (فاصله اطمینان 95 درصد: 31/3-28/1) و 56/2 (فاصله اطمینان 95 درصد: 31/6-04/1) بود. این مقدار در بیماران BMI بالا از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین در مردان و زنان BMI پائین مبتلا به سندرم متابولیک بدون بیماری مزمن کلیوی، نسبت مخاطره به ترتیب 52/2 (فاصله اطمینان 95 درصد: 73/3-71/1) و 68/4 (فاصله اطمینان 95 درصد: 95/9-20/2) بود. در بیماران BMIبالا این مقادیر 70/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 78/2-05/1) و 90/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 13/3-16/1) بود.
نتیجهگیری: این نتایج نشان میدهد که خطر بروز بیماری عروق کرونر قلب در افراد BMI پائین مبتلا به سندرم متابولیک و بدون بیماری مزمن کلیوی تقریباً دو برابر بیماران BMI بالا میباشد.
سیما مسعودی، یداله محرابی، داود خلیلی، پروین یاوری،
دوره 11، شماره 4 - ( دوره 11، شماره 4، زمستان 94 1394 )
چکیده
اندازه گیری ویژگیهای مورد بررسی در تحقیقات علوم پزشکی تقریباً همیشه در معرض خطای اندازهگیری تصادفی قرار دارند که معمولاً این خطا و اثرات ناشی از آن توسط پژوهشگران نادیده گرفته میشود. یکی از اثرهای خطای تصادفی در اندازهگیری یک پدیده آماری به نام «بازگشت به میانگین» است. این پدیده زمانی مشاهده میگردد که بر اساس اندازه یک متغیر، گروهی انتهایی از جمعیت انتخاب گردد. اگر در این گروه اندازهگیری دومی از متغیر انجام شود. در مقایسه با میانگین اندازهگیری اول، میانگین اندازهگیری دوم به میانگین جمعیت نزدیکتر خواهد شد. در مطالعههای مداخلهای، این افزایش (یا کاهش) ممکن است اثر مداخله انجام شده تلقی شده و نتیجه گرفته شود که درمان مؤثر بوده است، در حالی که اثری نداشته است. نادیده گرفتن بازگشت به میانگین سبب خطا در نتیجهگیری و تفسیر نتایج مطالعهها، تصمیمگیری در پزشکی مبتنی بر شواهد و برنامهریزی برای اقدامات پیشگیری و بهداشتی خواهد شد. این مقاله به اهمیت این موضوع و اثر آن در مطالعههای مداخلهای اپیدمیولوژیک و راههای اجتناب از آن میپردازد.
علی احمدی، حمید سوری، یداله محرابی، کورش اعتماد،
دوره 12، شماره 1 - ( دوره 12، شماره 1 1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تعیین و پایش سن رخداد بیماری و مقایسه در مناطق مختلف، از اصول ضروری و پایه برای مدیریت سکتههای قلبی است. این مطالعه به منظور تعیین سن رخداد نخستین سکتهی قلبی در بیماران ایرانی انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی، از دادههای 20750 بیمار جدید مبتلا به سکتهی قلبی(کدهای ICD10:I21-22) ثبت شده طی سال 1392 (آوریل 2012 تا مارس 2013میلادی) در 31 استان ایران استفاده شد. محاسبات با نرمافزار Stata نسخه ۱۴ انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار سن ابتلا به نخستین سکتهی قلبی در کل بیماران ایرانی 4/13±2/61 سال بود. 15033 بیمار
(۴/۷۲ درصد) مرد و میانگین سنی آنها 3/13±6/59 سال بود. میانگین سن ابتلا به سکتهی قلبی در مردان کمتر از میانگین سن ابتلا در زنان (6/12±4/65 سال) و از نظر آماری معنیدار بود (001/0>P). میانگین سن ابتلا به سکتهی قلبی در بین استانهای کشور متفاوت و از نظر آماری معنیدار بود (001/0>P). کمترین میانگین سن رخداد نخستین سکتهی قلبی مربوط به بیماران ساکن در استانهای سمنان (9/12±1/59 سال)، سیستان و بلوچستان (9/13±3/60 سال) و لرستان (5/14±1/60 سال) و با میانگین سنی بیماران در استان اردبیل با 1/15±2/63 سال و استان زنجان (8/12±4/64 سال) تفاوت آماری معنیداری داشتند (019/0 > P).
نتیجهگیری: یافته های این مطالعه نشان میدهد که سن ابتلا به سکتهی قلبی در مردان حدود 5 سال زودتر از سن ابتلا به سکتهی قلبی در زنان است. این مطالعه زمینه را برای پایش سن رخداد سکتهی قلبی و مدیریت مؤثرتر بیماریهای قلبی- عروقی در کشور فراهم نموده است.
محمد مسعود وکیلی، لیلا باباخانی، سمیرا شریفی، آرزو موذن، زینب محرابی، کورش کمالی، معصومه نمدیان، الهام شکیبازاده،
دوره 14، شماره 2 - ( دوره 14، شماره 2، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اچآیوی/ایدز در خاورمیانه و ایران با سرعت بیشتری نسبت به سایر کشورها درحال گسترش است. تعیین نیازهای آموزشی گروههای جمعیتی در مورد ایدز، نیازمند ابزاری روا و پایا است. این مطالعه با هدف طراحی و روانسنجی ابزار بومی سنجش آگاهی در مورد ایدز، متناسب با ارزشهای فرهنگی و ویژگیهای جمعیتی انجام شد.
روش کار: بر اساس بررسی متون، 58 گویهی مرتبط با آگاهی در مورد ایدز تهیه شد و روایی بیرونی و درونی (محتوایی) ابزار، به روش کمی و کیفی و با بهرهگیری از نظر گروههای هدف و پانل 15 نفره از خبرگان، مورد ارزیابی قرار گرفت. پایایی ابزار با مشارکت دانشآموزان، دانشجویان، دبیران، والدین و داوطبان سلامت، از راه بررسی همبستگی درونی گویهها با محاسبهی آلفای کرونباخ و ثبات ابزار به روش آزمون بازآزمون ارزیابی شد.
یافتهها: براساس فرایند ارزیابی روایی صوری و محتوایی، ابزار پژوهش شامل 44 گویه، با مقادیر شاخص تأثیر آیتم بالای 5/1، نسبت روایی درونی بالای 49/0 و شاخص روایی بالای 79/0 طراحی و در سه بخش آگاهی عمومی (9 گویه)، آگاهی از راههای انتقال و عدم انتقال (25 گویه) و آگاهی از راههای پیشگیری از انتقال ایدز (10 گویه) تأیید شد. پایایی ابزار با محاسبهی مقدار آلفای کرونباخ99/0 – 77/0 و شاخص ضریب همبستگی بالای 88/0 تأیید شد.
نتیجهگیری: ابزار سنجش آگاهی ایدز، دارای روایی و پایایی مناسب و متناسب با ارزشهای فرهنگی و جمعیتی ایران بوده و با ارایه مستندات کافی، قابلیت بهکارگیری در مطالعههای آتی را دارا است.
سمانه ابراهیمی کبریا، سید سعید هاشمی نظری، یدالله محرابی، بشیر نازپرور، احمد شجاعی، سید داود میرترابی،
دوره 15، شماره 1 - ( دوره 15، شماره 1 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خودکشی در استان لرستان به علت ساختار فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی خاص آن یکی از معضلات روانی- اجتماعی است. هدف از این پژوهش، بررسی نقش الگوی اثر گروههای سنی، دورههای زمانی و همگروههای تولد بر بروز خودکشی در استان لرستان طی سالهای 94-1385 است.
روش کار: این پژوهش برای غلبه بر مشکل شناساییپذیری در مدل سن، زمان، همگروه تولد از رویکرد کارستنسن و ویژگی هموارسازهای درجه سوم طبیعی استفاده شده است. اثر همگروه بهصورت نسبت میزان خطر هر همگروه نسبت به همگروه سال 1363در مردان و 1366در زنان محاسبه شد. اثر زمان محدود به داشتن شیب و جمع ضرایب اثر صفر در هر دو جنس شد. بهترین مدل سن، زمان و همگروه تولد برای هر دو جنس با پارامتر"AC-P"، تعداد 7 گره و مدل اسپلاین درجه سوم طبیعی برای مردان و مدل اسپلاین بتا برای زنان انتخاب شد. تمام تحلیلها در پکیج Epi، نرمافزارR انجام شده است.
یافتهها: اثر سن بهدست آمده بیشترین میزان بروز خودکشی را در سالمندان نشان میدهد. دو اثر قوی همگروه تولد که یکی افزایشی و در سال 1359 و دیگر کاهشی و در سال 1370 بود، دیده شد. مهمترین اثر زمان دیده شده در مردان و در سال 1390 بود.
نتیجهگیری: اثر همگروه تولد سال 1370 و 1359به ترتیب میتواند پیامد حاصل از آسیبهای جنگ تحمیلی باشد. سه پدیده اقتصادی تحول قیمت نفت، افزایش نرخ طلاق و افزایش نرخ بیکاری میتوانند در پدیدار شدن اثر زمان در سال 1390 موثر باشند.