8 نتیجه برای مطلق
یداله محرابی، الهام مراغی، حمید علوی مجد، محمد اسماعیل مطلق،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نقشهبندی بیماری یا مرگ مجموعهای از روشهای آماری است که با هدف بهدست آوردن برآوردهایی دقیق از میزانهای بروز یا شیوع بیماریها یا مرگ بهکار گرفته میشوند در این تحقیق، روشهای حداکثر درستنمایی، بیزتجربی و بیزکامل برای برآورد نقشه خطرنسبی مرگ کودکان زیر یکسال مناطق روستایی کشور مورد مقایسه قرار گرفت.
روشکار: دادههای مرگ کودکان زیر یکسال زیجحیاتی مناطق روستایی تحت پوشش دانشگاههای علوم پزشکی کشور در سالهای 1380 و 1385 مورد تحلیل قرار گرفت. برآورد پارامترهای نقشه با استفاده از روشهای حداکثر درستنمایی، بیز تجربی (مدل پواسن گاما) و بیز کامل با بهکارگیری شبیهسازی زنجیر مارکف مونتکارلو انجام شد. معیار انحراف از اطلاع برای مقایسه برازش مدلهای بیزی استفاده شد. نرمافزارهای R، WinBUGS وArcGIS بهکار گرفته شدند.
نتایج: روش بیزکامل نشان داد خطر مرگ کودکان زیر یکسال در مناطق تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی سیستانوبلوچستان در سال هشتاد (88/1-58/1 95%CI:) 73/1 و در سال هشتادوپنج (75/1-50/1 : CI95%)62/1 برابر متوسط کشوری بوده است. در سال 1380 مناطق تحت پوشش دانشگاههای علوم پزشکی بیرجند (45/1)، کردستان(23/1) و خراسان (21/1) و در سال 1385 بیرجند (42/1)، زنجان (39/1)، کردستان (36/1)، اردبیل (32/1)، زابل (28/1)، آذربایجانغربی (18/1) و گلستان (14/1) خطر نسبی بالا و معنیداری داشتهاند (05/0p<). در سال 1380 کمترین خطر نسبی مربوط به مناطق دانشگاه علوم پزشکی تهران (74/0-34/0 CI: 95%) 56/0 و در سال 1385 دانشگاه علوم پزشکی ایران (65/0-38/0CI: 95%)52/0 بود (05/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به برازش مناسب روش بیزکامل در مقایسه با بیزتجربی و حداکثردرستنمایی، استفاده از این روش پیشنهاد میشود
محمد رضا آخوند، انوشیروان کاظم نژاد، ابراهیم حاجی زاد، سید رضا فاطمی، علی قنبری مطلق،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از جمله دادههای بقاء چند متغیره، دادههای ریسکهای رقابتی هستند. یکی از روشهای مدلسازی دادههای ریسکهای رقابتی استفاده از توابع مفصل است که هدف این مطالعه مدلسازی بیزی دادههای ریسکهای رقابتی به کمک توابع مفصل است.
روش کار: در این مطالعه از اطلاعات ثبت شده بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال در مرکز تحقیقات گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی استفاده شد. برای تحلیل دادهها، تابع درست نمایی به کمک تابع مفصل کلایتون تشکیل گردید. در ادامه با انتخاب توزیعهای پیشین مناسب برای پارامترها، توزیع پسین پارامترها با استفاده از الگوریتم متروپلیس- هستینگ و نمونهگیری برشی بدست آمد.
نتایج: در حالت تک متغیره بر زمان مرگ در اثر سرطان کولون و رکتوم عواملی همچون جنسیت، درجه تمایز یافتگی تومور، متاستاز به گرههای لنفاوی، متاستاز به سایر ارگانها و مرحله تومور دارای اثری معنیدار بودند. همچنین میزان نفوذ تومور به دیواره روده فقط بر بقاء بیماران مبتلا به سرطان کولون دارای اثری معنیدار بود. در حالت چندگانه نیز بر زمان مرگ در اثر سرطان کولون متغیرهای سن در زمان تشخیص، درجه تمایز یافتگی تومور و متاستاز به سایر ارگانها دارای اثری معنیدار بودند، در حالیکه بر زمان مرگ در اثر سرطان رکتوم، متغیرهای درجه تمایز یافتگی و اندازه تومور اثر معنیداری داشتند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که برخی از متغیرها ممکن است اثرات متفاوتی بر روی سرطان کولون و رکتوم داشته باشند که در نتیجه نیاز است تا تحقیقات بیشتری با متمایز در نظر گرفتن ریسک فاکتورهای مرتبط با سرطان کولون و رکتوم صورت گیرد.
آسیه محمد زاده، احمدرضا درستی مطلق، محمد رضا اشراقیان،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ناامنی غذایی میتواند پیشساز مشکلات تکاملی، سلامتی و تغذیهای باشد، از این رو پایش امنیت غذایی و بررسی عوامل مرتبط با آن در هر جامعه، ضروری به نظر میرسد. مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت امنیت غذایی خانوار و مصرف مواد غذایی دانشآموزان دبیرستانی شهر اصفهان طراحی و اجرا شد.
روشکار: مطالعه حاضر به صورت تحلیلی مقطعی در پاییز 1387 روی580 دانشآموز سنین14 تا 17 سال از 40 دبیرستان شهر اصفهان انجام گرفت. نمونهها به روش سیستماتیک خوشهای انتخاب شدند. پرسـش نامههای امنیت غذایی USDA و بسامد خوراک به ترتیب از طریق مصاحبه با مادران و دانشآموزان تکمیل شد.
نتایج: در بررسی حاضر شیوع ناامنی غذایی خانوار براساس پرسش نامه امنیت غذایی USDA برابر با 6/36% بود (40/0-33/0=CI%95). ناامنی غذایی خانوار ارتباط آماری مستقیمی با دفعات مصرف نان، ماکارونی، سیب زمینی، حبوبات و تخم مرغ در ماه، در دانش آموزان داشت (05/0>P). همچنین ارتباط آماری معکوسی بین ناامنی غذایی و دفعات مصرف برنج، گوشت قرمز، سوسیس و کالباس و همبرگر، مرغ، ماهی، سبزیجات سبز، سبزیجات ریشهای و غدهای (رنگی)، میوههای جالیزی، موز و آناناس و نارگیل و انبه، سیب و پرتقال، شیر و ماست مشاهده گردید (05/0>P).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر نشان دهنده شیوع بالای ناامنی غذایی در بین خانوارهای شهر اصفهان است. همچنین دانشآموزانی که در خانوارهای دچار ناامنی غذایی زندگی میکردند، مواد غذایی ارزان قیمت حاوی چگالی بالای انرژی را بیشتر مصرف میکردند. طراحی و اجرای برنامههای مداخلهای به منظور بهبود کیفیت غذای مصرفی خانوارها ضروری به نظر میرسد.
رعنا رفعت، احمد رضا درستی مطلق، محمد رضا اشراقیان، آرزو رضا زاده،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سابقه و هدف افزایش چشم گیر شیوع نزدیک بینی درطول چند دهه گذشته درجوامع غربی و شرقی پیشنهاد میکند که احتمالاً تغییردرشیوه زندگی نوزادی و کودکی بعنوان ریسک فاکتوری مهم تأثیر زیادی برگسترش نزدیک بینی داشته است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میان اضافه وزن و نزدیک بینی درکودکان دبستانی اسلامشهر اجرا شد.
روش کار: در این مطالعه موردی– شاهدی گذشته نگر240دانش آموز پایه دوم تا چهارم دبستان که بعد از ورود به مدرسه نزدیکبین بودن آنها تشخیص داده شده بود، به عنوان مورد و240 همکلاسی بدون مشکل بینایی به عنوان شاهد وارد مطالعه شدند. دادههای مربوط به وزن، قد و سن کودک زمانی که وی کلاس اول ابتدایی بوده، وزن، قد تولد کودک و ابتلای او به نزدیک بینی ازاطلاعات ثبت شده موجود بدست آمد. نمایه توده بدنی محاسبه گردید.کودکان دارای نمایه توده بدنی بیشتر یا مساوی صدک 85 استاندارد CDC2000 به عنوان اضافه وزن تعیین شدند. اطلاعات در زمینه عوامل مرتبط بانزدیک بینی قبل از ورود به مدرسه به روش مصاحبه با والدین جمعآوری شدند. نسبت شانس تعدیل شده وضعیت اضافه وزن بعداز تعدیل اثر متغیرهای مخدوش کننده محاسبه شد.
نتایج: از کل کودکان مورد بررسی3/53% را دخترها و 7/46% را پسرها تشکیل دادند. 8/23% کودکان مورد و1/10% گروه شاهد دارای اضافه وزن بودند. پس از تعدیل سایر عوامل خطر احتمالی (سابقه فامیلی، دریافت شیر مادر، فعالیت بدنی، کار نزدیک، شغل مادر و وضعیت مالی)، اضافه وزن به صورت مستقل با نزدیک بینی مرتبط بود (نسبت شانس تعدیل شده 10/3 با فاصله اطمینان 95% 90/1 تا 03/5).
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است که اضافه وزن کودکان قبل از ورود به مدرسه با افزایش خطر نزدیکبینی درسالهای بعد مرتبط میباشد. بنابراین آموزشهای لازم برای داشتن الگوی غذایی پیشگیری کننده از چاقی و شیوه زندگی فعالتر الزامی است.
مولود پیاب، احمدرضا درستی مطلق، محمدرضا اشراقیان، رضا رستمی، فریدون سیاسی، مهرناز احمدی،
دوره 8، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نا امنی غذایی به عنوان مشکل عمده سلامت عمومی، علاوه بر تأثیر بر سلامت جسمی،
آثار سوء اجتماعی و روانی نیز به همراه دارد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط
امنیت غذایی خانوار و افسردگی در مادران دارای کودک دبستانی شهرستان ری انجام
گردید.
روش کار: بررسی توصیفی- تحلیلی مقطعی در بهار 1389 بر روی 430 مادر دارای کودک دبستانی
انجام شد. طی نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای، پرسشنامه امنیت غذایی 18 گویهای (USDA)، افسردگی بک (Beck) و پرسشنامه اطلاعات عمومی با
مصاحبه مادران تکمیل شد. آزمون کای اسکوار، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون ساده
و چندگانه مورد استفاده قرار گرفت.
نتایج: شیوع ناامنی غذایی و افسردگی در مادران مورد بررسی به ترتیب 2/50% و 4/51% بود. در
"گروه امن غذایی" 6/34% و در گروه "ناامن غذایی توام با
گرسنگی" 8/77% افسرده بودند. از بین متغیرهای مورد بررسی، سن و قد با امنیت
غذایی و همچنین سن و وضعیت تأهل با افسردگی رابطه معنیداری داشتند. ناامنی غذایی
با افسردگی در مادران دارای کودک دبستانی شهرستان ری همبستگی مثبت و معنیداری را
نشان داد.
نتیجهگیری: شیوع ناامنی غذایی خانوار و افسردگی در جامعه مورد بررسی بالا بود. از آنجا که بین
ناامنی غذایی و افسردگی رابطه معنیداری وجود دارد، توجه بیشتر به این گروه لازم
میباشد.
Normal
راضیه راستی، حامد پور آرام، احمدرضا درستی مطلق، رامین حشمت،
دوره 11، شماره 3 - ( دوره 11 شماره 3 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ناامنی غذایی مشکل عمده سلامت عمومی است. بارداری برنامهریزی نشده پیامدهای نامطلوب بر سلامت جسمی و روحی مادر و جنین میگذارد. این مطالعه با هدف مقایسه ارتباط ناامنی غذایی و برخی ویژگیهای دموگرافیک، اجتماعی، اقتصادی، باروری و بارداری در بارداریهای با برنامه و بدون برنامه فلاورجان در سال 1393 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مورد- شاهدی روی دو گروه 200 نفره بارداری بدون برنامه (گروه مورد) و بارداری با برنامه (گروه شاهد) با انتخاب تصادفی سیستماتیک انجام شد.. اطلاعات مورد نیاز با پرسشنامههای خود ساخته و امنیت غذایی (USDA)، طی مصاحبه با مادران جمعآوری و دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 16 و آزمونهای مربع کای، t، مانویتنی ، ضریب همبستگی و رگرسیون لجستیک، آنالیز شد.
نتایج: فراوانی ناامنی غذایی گروه مورد (51 درصد) بهطور معنیداری بیشتر از گروه شاهد (37 درصد) بود. ناامنی غذایی شانس بارداری برنامهریزی نشده را 15/1 برابر افزایش داد.(CI 95% for OR 1.08-1.22 شانس بارداری برنامهریزی نشده در شرایط ناامنی غذایی بدون گرسنگی نسبت به شرایط امن غذایی 324/0 برابر بود(.(CI 95% for OR 0.181-0.58 این شانس در وضع ناامنی غذایی با گرسنگی بیشتر شد. در هر دو گروه ویژگیهای دموگرافیک (به جز سن سرپرست درگروه شاهد)، باروری و بارداری رابطهی مستقیم، وضع اقتصادی و اجتماعی رابطهی معکوس معنیدار با امنیت غذایی داشتند.
نتیجه گیری: ناامنی غذایی با ویژگیهای دموگرافیک، اقتصادی، اجتماعی و سوابق باروری و بارداری رابطه داشته و به همراه نداشتن برنامهریزی برای بارداری، حاصل بارداری و سلامت نسل آینده را به خطر میاندازد.
حسین میرزایی، محمد حسین پناهی، کورش اعتماد، علی قنبری مطلق، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 12، شماره 3 - ( دوره 12 شماره 3 1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان کولورکتال سومین سرطان شایع در مردان و دومین سرطان شایع در زنان در کل جهان است. برنامهی غربالگری سرطان کولورکتال در ایران به صورت پایلوت از اواخر سال 1389با هدف کاهش بار ناشی از بیماری سرطان کولورکتال در حال اجرا است. هدف از این مطالعه ارزشیابی برنامه غربالگری سرطان کولورکتال در ایران است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه مقطعی است، که روی دادههای حاصل از اجرای پایلوت برنامه غربالگری سرطان کولورکتال در 15 دانشگاه علوم پزشکی کشور و در سال 1393 انجام شده است. ابتدا شاخصهای ارزشیابی برنامه غربالگری سرطان کولورکتال از طریق مرور جامع پایگاههای علمی، مصاحبه با افراد صاحبنظر و اجرای پایلوت ارزشیابی تعیین شد. سپس با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 18 شاخصهای تعیین شده از طریق آنالیزهای آماری توصیفی محاسبه شدند.
یافتهها: شاخصهای تعیین شده و مقدار آنها بدین صورت است: میزان پوشش 04/33 درصد، میزان مشارکت 3/53، فراوانی افراد مشاوره شده 6/99 درصد، فراوانی نمونههای خونی تهیه شده 37 درصد، فراوانی افراد کولونوسکوپی شده 8/54 درصد، میزان تشخیص سرطان 7/2 درصد و میزان تشخیص پولیپ 1/18 درصد بوده است. در بین افرادی که نمونه خون از آنها گرفته شده بود، 6/1 درصد دارای سندروم پولیپوز آدنوماتوز فامیلی (FAP) و 29 درصد سرطان کولورکتال غیرپولیپی ارثی (HNPCC) و 06/43 درصد اسپورادیک بودهاند.
نتیجهگیری: اجرای برنامه غربالگری در ایران با سایر کشورهای اجرا کننده برنامه تفاوتهایی دارد، که بیشتر شاخصها تحت تأثیر این تفاوتها قرار گرفتهاند. این تفاوتها شامل نوع آزمون غربالگری و گروه هدف برنامه بودند.
محمد اسماعیل مطلق، فرحناز ترکستانی، حسن اشرفیان امیری، سید مظفر ربیعی، لاله رادپویان، سید داود نصرالله پور شیروانی، زهرا حسن زاده رستمی،
دوره 13، شماره 4 - ( دوره 13، شماره 4, زمستان 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: رضایتمندی گیرندگان خدمات سلامت به عنوان یکی از شاخصهای سنجش کیفیت و تعیین میزان اثربخشی خدمات همواره مورد توجه سیاستگذاران و مجریان قرار دارد. این مطالعه به منظور تعیین رضایتمندی مادران از خدمات واحدهای سطح اول نظام شبکه ایران و عوامل وابسته به آن انجام گرفت.
روشکار: این مطالعه مقطعی بر اساس میزان بروز مرگ مادر در 6 استان ایران در سال 1394 انجام گرفت. در هر استان 24 مرکز بهداشتی دولتی به طور طبقهای و تصادفی انتخاب شدند. در هر مرکز منتخب 20-15 مادری که حداقل با یک بار مراقبت دورهی بارداری زیر پوشش بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت، به طور همزمان از پرونده بهداشتی و مصاحبه با مادران جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 18 تحلیل شد.
یافتهها: از بین 2722 مادر شرکتکننده در مطالعه، 2187 نفر (3/80 درصد) از شرایط، تسهیلات و ارایهدهنده خدمات راضی و 535 نفر (7/19 درصد) ناراضی بودند. بالاترین سطح رضایتمندی مادران در خصوص چگونگی برخورد، کامل بودن خدمات، آموزشهای کارکنان بهداشتی، کافی بودن مکملهای دارویی و پایینترین سطح رضایتمندی در خصوص میزان آموزش پزشک و فاصله بین منزل تا واحد بهداشتی بود. بین 16 متغیر دموگرافیک و رضایتمندی مادران ارتباط آماری معنیداری مشاهده شد (05/0>P).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که حدود یک پنجم مادران از واحدهای سطح اول نظام شبکه ایران ناراضی و عوامل زیادی در رضایتمندی آنها تأثیرگذار بود. پیشنهاد میشود نسبت به افزایش رضایتمندی برنامههای مداخلهای طراحی اقدام و اجرا گردد.