جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای گائینی

زهرا گائینی، پروین میرمیران، زهرا بهادران، فریدون عزیزی،
دوره 18، شماره 3 - ( دوره 18، شماره 3، پاییز 1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: رژیم غذایی از عوامل اثرگذار در بروز بیماری مزمن کلیوی است. با توجه به مطالعات اندک با نتایج متناقض درزمینه ارتباط دریافت کافئین و بیماری مزمن کلیوی، مطالعه حاضر به‌منظور بررسی رابطه مصرف کافئین، چای و قهوه در درازمدت بر بروز بیماری انجام شد.
روش‌ کار: دریافت‌های رژیمی 1780 نفر از بزرگ‌سالان شرکت‌کننده در فاز سوم مطالعه قند و لیپید تهران، با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک ارزیابی گردید. جهت تخمین نسبت شانس بیماری مزمن کلیوی بعد از حدود 6 سال پیگیری، از آزمون رگرسیون لجستیک استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار سن افراد در ابتدای مطالعه 15/40± 33/96 سال بود. طی حدود 6 سال پیگیری، نسبت شانس بیماری مزمن کلیوی 17/9 درصد بود. پس از تعدیل اثر متغیرهای مخدوش گر، نسبت شانس بیماری مزمن کلیوی با هیچ‌یک از سهک های دریافت چای، قهوه یا کافئین ارتباط معناداری را نشان نداد (نسبت شانس و حدود اطمینان تعدیل‌شده بروز بیماری در سهک سوم دریافت چای و کافئین نسبت به سهک اول و مصرف‌کنندگان قهوه نسبت به افرادی که قهوه مصرف نمی‌کردند، به ترتیب شامل (1/25-0/68) 0/92، (1/21-0/63) 0/87، (1/51-0/90) 1/17 بود).
نتیجه‌گیری: رابطه معکوس و غیرمعنادار بین مصرف چای و کافئین با بیماری مزمن کلیوی و همچنین رابطه مستقیم و غیرمعنادار بین مصرف قهوه و بیماری مشاهده‌شده در این مطالعه، لزوم مطالعات آینده‌نگر بیشتری را جهت بررسی اثرات دریافت‌های غذایی بر بروز بیماری مزمن کلیوی بیان می‌دارد.

زهرا گائینی، سودا علیوردی زاده، پروین میرمیران، فریدون عزیزی،
دوره 20، شماره 2 - ( دوره 20، شماره 2، تابستان 1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در زمینه ارتباط بین مصرف محصولات لبنی و خطر بروز بیماری­ های قلبی-عروقی هنوز شک و تردید وجود دارد. هدف ما در این مطالعه، تعیین اثرات احتمالی انواع مختلف محصولات لبنی بر بروز بیماری­ های قلبی-عروقی در یک جمعیت بزرگسال ایرانی می ­باشد.
روش­ کار: از میان جمعیت بزرگسال شرکت کننده در مرحله سوم مطالعه قند و لیپید تهران، پس از حذف افرادی که اطلاعات تغذیه ­ای، بیوشیمیایی و تن سنجی کامل نداشتند، یا در ابتدای مطالعه به بیماری قلبی-عروقی مبتلا بودند، 2635 نفر انتخاب شده و تا مرحله ششم مطالعه مورد پیگیری قرار گرفتند. دریافت ­های غذایی در ابتدای مطالعه با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک 168 موردی اعتبارسنجی شده ارزیابی گردید. تفاوت معناداری میان ویژگی ­های پایه ­ای شرکت ­کنندگانی که پرسشنامه بسامد خوراک را کامل نکرده بودند و ویژگی ­های کل جمعیت در مرحله سوم مطالعه قند و لیپید تهران، وجود نداشت. خطر بروز بیماری­ های قلبی-عروقی در پایان مطالعه، تعدیل شده برای مخدوش­گرهای احتمالی، در سهک­ های هریک از محصولات لبنی با استفاده از آزمون رگرسیون کاکس تخمین زده شد.
یافته‌ها: طی حدود 10/6 سال پیگیری، 6/5 درصد از شرکت کنندگان به بیماری­ های قلبی-عروقی مبتلا شدند. پس از تعدیل اثر متغیرهای مخدوشگر، بروز بیماری­ های قلبی-عروقی با دریافت لبنیات تام، لبنیات کم­ چرب، لبنیات پرچرب، لبنیات تخمیرشده یا تخمیر نشده، شیر کم ­چرب یا پرچرب، ماست کم­ چرب یا پرچرب، پنیر، پنیر خامه ­ای و بستنی ارتباط معناداری را نشان نداد.
نتیجه‌گیری: با توجه به وجود شواهد گسترده در مطالعات قبلی که بیان­گر عدم وجود ارتباط معنادار میان مصرف محصولات لبنی، فارغ از میزان چربی آن­ها، و خطر بیماری ­های قلبی-عروقی هستند، تجدید نظر در توصیه ­های تغذیه­ ای در زمینه کاهش مصرف لبنیات پرچرب برای پیشگیری از بیماری ­های قلبی-عروقی ضروری به نظر می ­رسد.

زهرا گائینی، هانیه مالمیر، سودا علیوردی زاده، پروین میرمیران، فریدون عزیزی،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: مطالعات محدودی در زمینه نسبت‌های چربی­ های رژیم غذایی محاسبه‌ شده در قالب شاخص ­های کیفیت چربی، موجود است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین شاخص­ های کیفیت چربی رژیم غذایی و خطر بروز بیماری­ های قلبی-عروقی در یک جمعیت بزرگسال ایرانی می­ باشد.
روش کار: برای انجام این مطالعه، 1849 نفر از بزرگسالان شرکت­ کننده در مرحله سوم مطالعه قند و لیپید تهران (سال 87-1384)، مطابق معیارهای ورود مطالعه انتخاب شده و تا سال 1396 (حدود 10 سال) مورد پیگیری قرار گرفتند. دریافت­ های غذایی در ابتدای مطالعه با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک 168-موردی ارزیابی گردید. خطر بروز بیماری ­های قلبی-عروقی، تعدیل ­شده برای مخدوشگرهای احتمالی، در سهک ­های هریک از شاخص ­های کیفیت چربی­ های رژیمی شامل شاخص آتروژنیک، شاخص ترومبوژنیک، شاخص ارتقاء سلامت، نسبت اسیدهای چرب چندغیراشباع به اسیدهای چرب اشباع و نسبت اسیدهای چرب هیپوکلسترولمیک به هیپرکلسترولمیک با استفاده از آزمون رگرسیون کاکس تخمین زده شد.
یافته ­ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت ­کنندگان 45/9 (11/0) سال بود. در مدت 10/6 سال پیگیری، 172 نفر از شرکت­ کنندگان به بیماری­ های قلبی-عروقی مبتلا شدند. در مدل خام، خطر بروز بیماری­ های قلبی-عروقی در شرکت­ کنندگان در بالاترین سهک شاخص ترومبوژنیک، 46 درصد بیشتر بود (نسبت مخاطره= 1/46، حدود اطمینان 95%: 2/15-1/00). با این حال این ارتباط در مدل ­های تعدیل شده معنادار باقی نماند. همچنین، هیچ ارتباط معنی‌داری بین سایر شاخص‌های کیفیت چربی رژیم غذایی و خطر بروز بیماری­ های قلبی-عروقی در مدل‌های خام و تعدیل ‌شده وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر هیچ ارتباط معناداری میان شاخص­ های کیفیت چربی­ های رژیمی و بروز بیماری­ های قلبی-عروقی مشاهده نشد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb