6 نتیجه برای گوهری
عزیز کسانی، محمودرضا گوهری، میرطاهر موسوی، محسن اسدی لاری، مرضیه روحانی رصاف، محسن شجاع،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرمایه اجتماعی شامل
شبکه ارتباطات بین افراد، هنجارهای
اجتماعی مثل همکاری متقابل و اعتماد در شبکههای اجتماعی میباشد. هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل تاثیر عوامل مختلف مثل
سن، جنس، وضعیت اشتغال، سلامت روان و سلامت جسمی بر روی مولفههای سرمایه اجتماعی
و ترسیم شبکه ارتباطات این
مولفهها است.
روش کار: دادههای این مطالعه از قسمت "سرمایه اجتماعی"
پیمایش سنجش عدالت در شهر تهران (Urban-HEART) که جامعه هدف آن کلیه شهروندان
تهرانی 15 ساله و بالاتر و مشتمل بر یک فرد انتخابی از 22500 خانوار از 22 منطقه شهر
تهران بود، استخراج گردید. نمونهگیری این طرح به صورت چند مرحلهای خوشهای تصادفی
بود.. برای انجام تحلیل مسیری سرمایه اجتماعی مدلهای علیتی
فرضی هر یک از مولفههای سرمایه اجتماعی طراحی و با استفاده از آنالیز رگرسیون چندگانه،
مدلهای نهایی مولفههای سرمایه اجتماعی ترسیم گردید.
نتایج: مهمترین متغیرهای تاثیر گذار بر الف) اعتماد فردی:
وضعیت اشتغال، تأهل و سلامت جسمی؛ ب) همبستگی و حمایت اجتماعی: تحصیلات، سن، وضعیت
زناشویی ج) اعتماد اجتماعی: اندازه خانوار، سلامت جسمی و سن میباشد. تاثیر مستقیم
متغیرهای ذکر شده بر مولفههای سرمایه اجتماعی بیش از تاثیر غیر مستقیم آنها (از
طریق سلامت روان و سلامت جسمی) میباشد.
نتیجهگیری: مؤلفههای سرمایه اجتماعی مستقیما تحت
تأثیر وضعیت اشتغال، وضعیت زناشویی، بعد خانوار، تحصیلات، سلامت جسمی و مدت اقامت در
محل، میباشند. برنامهریزی در جهت افزایش سطح تحصیلات و اشتغال، تأهل و سلامت جسمی
و ایجاد تسهیلات محلی، میتواند باعث افزایش سرمایه اجتماعی شود.
محمود رضا گوهری، فرید زائری، زینب مقدمی فرد، ناهید خلدی،
دوره 10، شماره 4 - ( دوره 10، شماره 4 1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اختلال رشد یکی از مشکلات شایع و مهم بهداشتی دوران کودکی است. هدف از این مطالعه برآورد کاربرد مدل انتقال طولی در تعیین عوامل موثر بر اختلال وزن کودکان زیر 2 سال مراجعه کننده به مراکز بهداشت شرق تهران است.
روش کار: در این مطالعه 363 کودک زیر 2 سال مراجعه کننده به مراکز بهداشت شرق تهران به روش نمونه گیری خوشهای دو مرحلهای انتخاب گردیدند. متغیرهای پژوهش تا 24 ماهگی به تعداد 18 مرتبه ثبت شدند. ازمدل انتقال مرتبه اول جهت بررسی اثر عوامل خطر ساز روی متغیر اختلال رشد استفاده شد.
نتایج: در مطالعه، 9/6 درصد از کودکان با وزن کمتر از 2500 گرم به دنیا آمده بودند. 231 کودک (6/63 %) تا دو سالگی اختلال وزن نداشتند و 23 کودک ( 3/6 %) سه بار یا بیشتر کاهش وزن داشتند. قطع شیر مادر، اسهال، سرماخوردگی و دندان درآوردن کودک به طور معنی داری سبب افزایش احتمال اختلال وزن کودک می شوند (001>P). برای تعیین همبستگی بین اختلال وزن در هر بار اندازهگیری با مقدار وزن در دوره قبل، از معیار لگاریتم نسبت بخت دو زمان متوالی استفاده شد که در این داده ها معنی دار شد (039/0=P).
نتیجهگیری: ابتلا به اختلال وزن بر روی داشتن این اختلال در دوره بعدی تاثیر دارد و اثر کاهش وزن در یک دوره حداقل تا ماه بعدی بر کودک باقی می ماند بنابراین تا حد ممکن از بروز بیماری و به ویژه اسهال کودک جلوگیری نمود.
الهام عبدالمالکی، ژاله عبدی، مهشاد گوهری مهر، رضوانه الوندی، سهند ریاضی، الهام احمدنژاد،
دوره 15، شماره 3 - ( دوره 15، شماره 3 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بر اساس مدل بینالمللی نظام مراقبت سلامت دانشآموزان، ایران همانند بقیه کشورها مجموعه پیمایشهایی را با عنوان کاسپین اجرا کرده است. هدف از این پژوهش، مقایسه پیمایشهای کاسپین اجرا شده و سپس پیشنهادهایی برای اجرا در دورههای آتی است.
روش کار: مطالعه مرور نظاممند که در آن جمـعآوری اطلاعات از مستندات مربوط بــه سازمان جهانی بهداشــت (WHO) و از راه جـستوجو در پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی شامل Pubmed، EMBASE، Scopus، GoogleScholar، ScienceDirect و پایگاه اطلاعات کشوری شامل Magiran، SID، Irandoc، Iran medex به دو زبان انگلیسی و فارسی (در فاصله زمانی 18-2003) انجام شد. زمان و مکان اجرا، گروه هدف، پرسشنامههای مورد استفاده، حجم نمونه و روش نمونهگیری در دورههای اجرا شده مقایسه شده است.
یافتهها: مطالعه کاسپین تاکنون 5 بار در ایران ( 2015-2003) به اجرا درآمده است. این مطالعه دو پرسشنامه دانشآموزان و والدین دارد. در هر 5 دوره، روشهای نمونهگیری و پرسشنامهها در هسته اصلی مشابه هستند و در برخی جزییات که بهصورت انتخابی به آن اضافه میشود، با هم تفاوت دارند. پرسشنامهها بر اساس برنامه نظام مراقبت سلامت دانشآموزان (GSHS) و برنامه رویکـرد گامبهگام سازمان جهانی بهداشت برای مراقبـت عوامـل خطـر بیماریهـای غیر واگیر، طراحی شدهاند.
نتیجهگیری: با توجه به تغییرات اندک در هر دوره و انطباق آن با مدل جهانی، پیشنهاد میشود پیمایش دوره بعدی کاسپین با تبعیت از دورههای قبلی و مطابق استانداردهای ارائهشده در مدل جهانی در طی سالهای اخیر به فاصله منطقی از پیمایش سال 2015 اجرا شود.
ملیحه صفری، محمد عباسی، فاطمه گوهری انصاف، زینب برنگی، قدرت اله روشنایی،
دوره 15، شماره 4 - ( دوره 15، شماره 4 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در تحلیل بقا استفاده از مدل کاکس برای تعیین عوامل مؤثر، نیازمند برقراری پیشفرضهایی است که عدم برقراری آنها منجر به نتایج اریب میشود. هدف این مقاله تعیین عوامل مؤثر بر بقای بیماران مبتلا به سرطان معده دارای متاستاز با استفاده از روش ناپارامتری جنگل تصادفی بقا (RSF) و مقایسه آن با مدل کاکس است.
روش کار: در این مطالعه کوهورت گذشتهنگر 201 بیمار مبتلا به سرطان معده دارای متاستاز مراجعهکننده به کلینیک امام خمینی استان همدان موردبررسی قرار گرفت. بقای بیماران از زمان تشخیص تا مرگ یا پایان مطالعه محاسبه شد. ویژگیهای جمعیت شناختی (شامل سن و جنس) و متغیرهای مربوط به بیماری (شامل مرحله بیماری، گرید تومور، نوع درمان و ...) از پرونده بیماران استخراج شد. عوامل مؤثر با استفاده از مدل کاکس و جنگل تصادفی بقا تعیین و مقایسه شد. تحلیل دادهها با نرمافزار R3.4.3 و بستههای survival و RandomForestSRC انجام شد.
یافتهها: میانگین (انحراف معیار) سن تشخیص بیماران (9/12) 5/61 سال بود. بر اساس مدل کاکس تنها متغیر شیمیدرمانی (P=0.033) بر بقا مؤثر بود. نتایج برازش مدل RSF نشان داد که متغیرهای مؤثر بر بقا به ترتیب نوع جراحی، محل متاستاز، شیمیدرمانی، سن، گرید تومور، جراحی، تعداد لنفومهای درگیر، جنس و رادیوتراپی بود. همچنین مدلRSF باقاعده تقسیم لگ-رتبه بر اساس شاخصهای مناسبت مدل نسبت به مدل کاکس عملکرد بهتری داشت.
نتیجهگیری: درصورتیکه تعداد متغیرها زیاد و بین متغیرها رابطه وجود داشته باشد روش RSF متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر بقا را بدون نیاز به پیشفرضهای محدودکننده با دقت بالا نسبت به مدل کاکس شناسایی میکند.
الهام عبدالمالکی، ژاله عبدی، مهشاد گوهری مهر، رضوانه الوندی، سهند ریاضی اصفهانی، الهام احمدنژاد،
دوره 16، شماره 2 - ( دوره 16، شماره 2 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نظارتبر پیشرفت اهداف سلامت (با تمرکز بر پوشش همگانی سلامت) از طریق دو پیمایش خوشهای شاخصهای چندگانه و جمعیت و سلامت (مبتنیبر خانوار) هستند؛ انجام میشود. هدف این مقاله ارزیابی اجرای این پیمایشها در کشورهای منطقه مدیترانه شرقی، بررسی وضعیت ایران در اجرای پیمایشها و همچنین یافتن بهترین گزینه برای اجرا در ایران است.
روش کار: در این مطالعه مروری (با بررسی پایگاه اطلاعاتی مربوط به سازمانهای متولی این پیمایشها)، تاریخچه اجرا، دستورالعملهای که شامل ابزارها، پروتکل و همچنین شاخصهای استخراجشده از این دو پیمایش بود، موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: در منطقه مدیترانه شرقی، 26 بار DHS و 56 بار MICS انجام شده است. عراق بیشترین تعداد MICS و مصر بیشترین تعداد DHS را انجام دادهاند. آخرین MICS انجامشده نسخه 6 و آخرین DHS نسخه 7 است. در گزارشهای جهانی تعداد پیمایشهای DHS برای ایران صفر گزارش شده است، اما با توجه به گزارشهای رسمی کشوری، ایران طی 5 دوره، یک یا تلفیقی از 2 پیمایش را از سال 1995 اجرا کرده است.
نتیجهگیری: منطقه مدیترانه شرقی، در اجرای پیمایشها فعال عمل کرده است. اکنون انتخاب اینکه کدام پیمایش در ایران انجام شود؛ تفاوتی ندارد، بلکه نکته مهم این است که در جهت رسیدن به روند جهانی انجام این پیمایشها، ایران (با توجه به تعهدات بینالمللی در زمینه پایش و ارزیابی پوشش همگانی سلامت) باید در سالهای آتی حداقل یکی از آنها را اجرا کند. درصورتیکه فقط یک پیمایش انتخاب شود، بر اساس یافتههای حاصل از مطالعه و مقایسههای انجامشده DHS برای شرایط ایران مناسبتر است.
مهلا ایرانمنش، میلاد احمدی گوهری، علی اکبر حقدوست، مریم یزدانپناه، عباس کامیابی، سیمین صالحی نژاد، وحید یزدی فیض آبادی،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در حوزه پزشکی، رضایت شغلی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ زیرا نقش بسیار حیاتی در کیفیت خدمات سلامت دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت میزان رضایت شغلی پزشکان از حرفه پزشکی و شناخت عوامل موثر، انجام پذیرفت.
روش کار: مطالعه پیمایشی حاضر به صورت مقطعی و در بستر آنلاین در سال 1402 در بین 1,100 نفر از پزشکان ایرانی با روش پاسخ دهنده جانشین انجام شد. پزشکان در خصوص صمیمی ترین دوست پزشکشان که با وی رفت و آمد و ملاقات منظم دارند، به سوالات پاسخ دادند. رضایت مندی با استفاده از طیف لیکرت در 2 مقیاس رضایت کافی (خیلی و زیاد) و رضایت ناکافی (خیلی کم، کم و متوسط) دسته بندی شد. عوامل موثر بر رضایت شغلی پزشکان با استفاده از رگرسیون لجستیک چندمتغیره تعیین گردید.
یافتهها: از میان 2200 پزشک، 24/9 درصد (547 نفر) از پزشکان از حرفه خود رضایت کافی داشتند. درحالی که 75/1 درصد (1,653 نفر) رضایت کم یا متوسطی (ناکافی) داشتند. شانس رضایت پزشک از پزشکی در مردان 1/54 برابر بیشتر از زنان بود. علاقه به پزشکی، میزان وقت صرف شده برای طبابت، کافی بودن درآمد، استرس شغلی کم، ثبات شغلی زیاد، عدم محدودیت صلاحیت حرفه ای نسبت به گذشته، مهاجرت، میزان وقت صرف شده برای طبابت در مراکز دولتی، خصوصی و فعالیتهای علمی، ادامه تحصیل و درآمد دریافتی پزشک رابطه مثبت و معناداری با رضایت شغلی از حرفه پزشکی نشان دادند (0/05>p).
نتیجهگیری: رضایت شغلی پزشکان ایرانی از حرفه پزشکی به میزان قابل توجهی تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند علاقه به پزشکی، درآمد کافی، ثبات شغلی و کاهش استرس شغلی قرار دارد. بیشترین رضایت در میان پزشکان مرد مشاهده شد. برای بهبود رضایت شغلی و کیفیت خدمات درمانی، تمرکز بر بهبود شرایط کاری و کاهش استرس شغلی ضروری است.