11 نتیجه برای یوسفی
غلامحسین حسن شاهی، محمد کاظمی عرب آبادی، ابراهیم رضا زاده زرندی، محمد مرادی، رضا وزیری نژاد، حسن یوسفی دره در، سید ابراهیم پورحسینی، سید محمد علی سجادی، مجید آراسته،
دوره 5، شماره 1 - ( 3-1388 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیماران مبتلا به تالاسمی و بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه که تحت درمان همودیالیز هستند، بهعلت دریافت طولانیمدت خون، در معرض آلودگی با عفونتهای منتقل شونده از طریق خون، بویژه هپاتیت C قرار دارند و امروزه یکی از بزرگترین مسائل بهداشتی این بیماران، کنترل آلودگیِ ویروس هپاتیت C است. هدف از این مطالعه، تعیین شیوع هپاتیت C در مبتلایان به تالاسمی و بیماران دیالیزی استان کرمان بوده است.
روشکار: در یک مطالعه توصیفیـ مقطعی تعداد 384 نفر از بیماران دیالیزی و دچار تالاسمی (به ترتیب 203 و 181 نفر) ساکن در استان کرمان بدون د نظر گرفتن مارکرهای سرولوژیکی، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه حاصل شد و سپس نمونه خون بیماران، از نظر وجود HCV RNA به روش RT-PCR بررسی گردید. بررسیهای آماری با کمک آزمونهایT (t-test) و کایـ دو (Chi-square) انجام شد.
نتایج: 218 نفر (57%) از این جمعیت را زنها و 166 نفر (43%) را مردها تشکیل میدادند. 130 نفر از 384 نفر مورد مطالعه (%33)، آلوده به HCV بودند که 16 نفر از آنها زن و مابقی مرد بودند (83% زن و 17% مرد).
نتیجهگیری: شیوع هپاتیت C در بیماران مبتلا به تالاسمی و بیماران دیالیزی بسیار بالا است. هپاتیت C در این بیماران در استان کرمان، نسبت به سایر استانهای مورد بررسی شیوع بیشتری دارد.
طیبه خزاعی، محمد دهقانی، غلامرضا شریف زاده، حمیدرضا ریاسی، جعفر فانی، حامد یوسفی،
دوره 10، شماره 1 - ( دوره 10، شماره 1، بهار 93 1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: میگرن، شایعترین سردرد کودکان با ظهور علایم قبل از 10 سالگی میباشد. بیش از 30 درصد مبتلایان، دچار ناتوانی و کاهش فعالیت روزانه میشوند، بنابراین تشخیص و درمان به موقع حملات سردرد باعث افزایش توان یادگیری و جلوگیری از غیبت دانشآموزان میشود. هدف این مطالعه، تعیین شیوع میگرن در کودکان دبستانی بیرجند بوده است.
روش کار: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای تصادفی شده از 4 منطقه شهر بیرجند در 8 دبستان از طریق مصاحبه با والدین، پرسشنامههای انجمن بینالمللی سردرد (ICHD-2) و برای تعیین ناتوانی ناشی از سردرد (PedMIDAS) 7 تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار14 SPSS و با تست آماری مجذور کای تحلیل شد.
نتایج: از 1107 کودک با میانگین سن 41/1±9 سال، 551 (3/49 درصد) دختر، و 556 (7/50 درصد) پسر، 185 (56/16 درصد) سر درد و 40 (16/2 درصد) میگرن داشتند. بیشترین زمان بروز حمله سر درد میگرن، روز اول هفته با شدت متوسط و عامل تشدید کننده: استرس و فعالیت فیزیکی و تسکین دهنده: خواب و استراحت بود. محل وقوع آن دوطرفه و همراه با تهوع و استفراغ بود. میانگین حملات سر درد در سه ماه گذشته 65/7±58/8 ساعت و طول مدت 02/5±38/6 ساعت با فواصل 21/26±70/24 روز بود. فراوانی میگرن بر حسب سن و جنس تفاوت آماری معنیداری نداشت. بیشتر افراد سابقه خانوادگی داشته، اما مراجعه به پزشک نداشتند. 37/79 درصددانش آموزان ناتوانی درجه یک، 54/10 درصد درجه دو، 05/9 درصد درجه سه و 04/1 درصد ناتوانی درجه چهار را گزارش نمودند.
نتیجهگیری: با توجه به افزایش شیوع میگرن با سن و خطر مزمن شدن بیماری و اختلال در عملکرد فردی و اجتماعی، لازم است با شناخت زودرس و تعدیل عوامل تشدید کننده و آموزش روشهای پیشگیری غیر دارویی، از بروز حملات سردرد و عود آن جلوگیری نمود.
فاطمه مقدس، فاطمه یوسفی، فاطمه باقری، مریم محمدی، فهیمه مهدیان عارفی، اعظم بیک محمدی، محمد حسن امامیان،
دوره 11، شماره 2 - ( دوره 11، شماره 2 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعههای محدودی در زمینه اپیدمیولوژی سنگهای ادراری در ایران انجام شده است. با این وجود الگوی مصرف مایعات در افراد سالم و افراد دارای سنگهای ادراری روشن نیست، این مطالعه سعی دارد رابطهی بین مقدار مصرف انواع مایعات با سنگهای ادراری را نیز بررسی نماید.
روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی، موردها بیماران مبتلا به سنگ ادراری بودند. شاهدها از بیماران بستری در سایر بخشهای بیمارستان (به غیر از بخشهای مراقبتهای ویژه و دیالیز) انتخاب شدند. مشخصات دموگرافیک، قد، وزن و مقدار مصرف انواع مایعات از دو گروه پرسیده شد. رابطه بین متغیرها با استفاده از رگرسیون لجستیک ساده و چندگانه بررسی شد.
نتایج: تعداد60 بیمار مبتلا به سنگ ادراری (گروه مورد) و 67 بیمار مبتلا به سایر بیماریها (گروه شاهد) بررسی شدند. میانگین سن افراد مورد بررسی 6/44 با انحراف معیار 7/1 سال بود. میانگین مصرف چای، آب میوه طبیعی، ماءالشعیر و میانگین کلی مایعات در گروه مورد بیشتر از شاهد بود. در گروهی که سابقهی سنگ ادراری نداشتند، فقط مصرف کلی مایعات (021/0p=) و آب میوه طبیعی (006/0p=) در گروه مورد بیشتر از شاهد بود. جنس مرد (2/3OR=)، افزایش نمایهی توده بدنی (2/1OR=)، سابقهی خانوادگی سنگ ادراری (5/3OR=) به عنوان عامل خطر برای ایجاد سنگ ادراری در مدل چندمتغیره معنیدار بودند؛ در حالی که مصرف شیر در این مدل به عنوان عامل محافظت کننده (995/0OR=) مطرح بود.
نتیجهگیری: مصرف شیر به عنوان یک عامل محافظت کننده و جنس مرد، سابقهی خانوادگی سنگهای ادراری و افزایش نمایهی توده بدنی عامل خطر سنگهای ادرای هستند.
ترانه یوسفی نژادی، حمید سوری، عفت محمدی،
دوره 14، شماره 3 - ( دوره 14، شماره 3، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اهداف توسعه پایدار شامل 17 هدف کلی است که یکی از آنها بهطور اختصاصی مرتبط با سلامت است. هدف این مطالعه ارزیابی وضعیت شاخصهای اهداف توسعه پایدار مرتبط با سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منطقه و کل کشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت بود.
روش کار: این پژوهش از با بهرهگیری از دادههای ثانویه به بررسی وضعیت شاخصهای اهداف توسعه پایدار مرتبط با سلامت پرداخته است. منبع گردآوری دادههای این مطالعه، آخرین دادههای منتشرشده از سوی سازمان جهانی بهداشت 2017، بانک جهانی و سایر سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد و یونیسف بود. شاخصهایی که در آنها، وضعیت ایران از میانگین منطقه پایینتر بود، برای بررسی و تحلیل بیشتر انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها، از چکلیستی که مطابق با اهداف پژوهش بود، بهره گرفته شد.
یافتهها: در ایران، شاخصهای نسبت مرگومیر مادران (25 در 100 هزار نفر)، بروز سل (16 در 100 هزار نفر) و بروز مالاریا (5/0 در هزار نفر) نسبت به میانگین منطقه در وضعیت مطلوب قرار داشتند. شاخصهایی که ایران نسبت به میانگین منطقه در وضعیت نامطلوب قرار داشت، شامل مرگومیر ناشی از بلایای طبیعی، مرگومیر ناشی از مسمومیت غیرعمدی، مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی و سرانه مصرف الکل در جمعیت بالای 15 سال بودند.
نتیجهگیری: ایران در دستیابی به برخی اهداف پیشرفت داشته است، اما در کنترل و کاهش برخی شاخصها نیاز به برنامهریزی دقیق و اقدامات جدی دارد. اولویت بخشیدن به شاخصهایی که ایران در آنها موفقیت چندانی نداشته باید موردتوجه جدی تصمیمگیرندگان قرار بگیرد.
حسین تیره، راضیه یوسفی، سید بهنام مظلومشهری، محمد تقی شاکری،
دوره 14، شماره 3 - ( دوره 14، شماره 3، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: فشار خون بهواسطه پیامدهای آن یک مشکل جهانی است. مدلهای رگرسیون معمولی برای ارزیابی این مشکل محدودیت دارند، زیرا نمودار مرجع حاصل از یک جمعیت مشخص نمیتواند برای جمعیت دیگر مناسب باشد. مدل رگرسیون چندکی چندجمله ای، جایگزینی انعطافپذیر است. این مطالعه با هدف تعیین مقادیر مرجع و منحنیهای صدکی فشار خون در شهر مشهد انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی روی نمونه تصادفی شامل 6949 نفر از افرادی که برای غربالگری دیابت در سال 1389 به مراکز بهداشتی- درمانی منطقه ثامن مراجعه کرده بودند، انجام شد. تجزیه و تحلیل صدکهای مختلف با متغیرهای جنس، سن، شاخص تودهی بدنی، دور کمر به باسن و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک صورت گرفت. تمامی محاسبهها با استفاده از نرمافزار R نسخه 3.0.1 انجام شد.
یافتهها: 58/70 درصد از بین شرکتکنندگان مرد و 42/29 درصد زن بودند. یافتههای مدل رگرسیون چندکی نشان داد که اغلب با افزایش متغیرهای سن، شاخص تودهی بدنی و نسبت دور کمر به باسن، فشار خون در تمامی صدکها افزایش داشت. در تمامی متغیرها در صدکهای 75ام و 95ام افراد دارای علائم فشار خون متوسط و بالا بودند و در سایر صدکها افراد دارای فشار خون نرمال بودند.
نتیجهگیری: مدل بهکار رفته اطلاعات بیشتری در مورد فشار خون و الگوهای مربوط به آن ارایه داد. با توجه به یافتهها به نظر میرسد نیاز به توجه بیشتری به افراد سالخورده و دارای اضافه وزن در صدکهای 75 ام و 95 ام وجود دارد.
حمید سوری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره 16، شماره 3 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: منطقه مدیترانه شرقی در رتبه سوم بیشترین مرگ ناشی از سوانح ترافیکی قرار دارد. این مطالعه به بررسی اپیدمیولوژی سوانح جادهای و برخی عوامل اصلی کنترل آن در ایران و مقایسه آنها با کشورهای منطقه مدیترانه شرقی میپردازد.
روش کار: این پژوهش با بهرهگیری از دادههای ثانویه به مقایسه و تحلیل سوانح ترافیکی منجر به مرگ در ایران و منطقه مدیترانه شرقی پرداخته است. منبع اصلی گردآوری دادههای این مطالعه، آخرین دادههای منتشرشده گزارش جهانی وضعیت ایمنی راه بود. دادههای مربوط به 175 کشور جهان و 19 کشور عضو منطقه مدیترانه شرقی در این پژوهش مورد تحلیل قرار گرفتند. برای ارایه راهکارهای سیاستی در کشور، مطالعهای مروری طراحی و انجام شد.
یافتهها: مرگومیرهای ناشی از سوانح ترافیکی در منطقه به تفکیک کاربران راه شامل 39 درصد در وسایل نقلیه چهارچرخ، 34 درصد عابران پیاده، 15 درصد وسایل نقلیه دو سهچرخ، 2 درصد در دوچرخهسواران و 10 درصد در سایر کاربران راه بوده است. مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی کاربران وسایل نقلیه چهارچرخ و عابران پیاده در منطقه مدیترانه شرقی بالاتر از متوسط جهانی بود. همچنین مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی کاربران وسایل نقلیه چهارچرخ و وسایل نقلیه دو یا سهچرخ در ایران از میانگین منطقه بالاتر بود.
نتیجهگیری: اگرچه ایران و کشورهای عضو منطقه مدیترانه شرقی برخی اقدامات پیشگیرانه مهمی را که توسط سازمان جهانی بهداشت توصیهشده است؛ اجرا میکنند، اما همچنان تلاشهای فراوانی برای اجرای مؤثر قوانین ایمنی جادهای موردنیاز است. تمرکز جدی بر نیازهای عابران، دوچرخهسواران و موتورسیکلتها که حدود 50 درصد از تلفات سوانح ترافیکی را تشکیل میدهند، ضروری است.
حمید سوری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره 16، شماره 3 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خشونت و رفتارهای تهاجمی رانندگان بهعنوان عامل اصلی خطر سوانح ترافیکی هستند. نگرشها و رفتارهای راننده میتواند تحت تأثیر ویژگیهای شخصیتی قرار گیرد. این تحقیق با هدف شناسایی رابطه رفتارهای خشونتآمیز در رانندگی با ویژگی شخصیتی افراد انجام شد.
روش کار: برای جمعآوری اطلاعات مربوط به خشونت از پرسشنامه پژوهش ساخته 20 سؤالی و اطلاعات مربوط به صفات شخصیتی برونگرایی، توافق یا نوعدوستی، وظیفهشناسی، روان رنجور خویی و گشودگی به تجربه از پرسشنامه 60 سؤالی شخصیتی نئو استفاده شد. روانسنجی ابزارهای تعیین و جمعآوری اطلاعات در بازه زمانی شهریور تا دیماه 1397 انجام شد. آمار توصیفی و تحلیل آماری نا پارامتریک شامل من ویتنی و کروسکال برای تحلیل دادهها انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه از مجموع 312 نفر شرکتکننده، 3/87 درصد شرکتکنندگان مرد و 7/12 درصد زن بودند. میانگین سنی افراد شرکتکننده 42 سال بود. ویژگی شخصیتی غالب در بین رانندگان با میزان 2/30 درصد وظیفهشناسی بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بین میزان خشونت و صفات شخصیتی روان رنجوری ارتباط معنادار دیده شد (02/0P=). بر اساس تحلیل رگرسیون نوزده درصد (19 درصد) میزان خشونت بر اساس متغیرهای انواع صفات شخصیتی قابل تبیین است.
نتیجهگیری: ویژگی شخصیت روان رنجوری راننده میتواند بهطور بالقوه نشاندهنده رفتار رانندگی و میزان خشونت باشد؛ بنابراین پیشبینی رفتار رانندگان در بهبود ایمنی راههای جادهای ضروری است. همچنین میتواند اطلاعات مفیدی برای مداخلات ایمنی در میان کاربران جاده ارائه کند و رانندههایی را که بیشتر در معرض رفتارهای نامطلوب رانندگی قرار دارند مورد هدف قرار دهد.
محمد تقی شاکری، راضیه یوسفی، مهدی قلیان اول، مریم سالاری، مریم امینی، امیر مازیار حامدی،
دوره 16، شماره 4 - ( دوره 16، شماره 4 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بررسی دقیق مرگومیر کودکان در جامعه از جمله مهمترین راهکارها برای ارتقای سلامت کودکان است. این مطالعه با هدف بررسی توزیع سنی، روند و پیشبینی مرگومیر کودکان زیر5 سال استان خراسان رضوی کشور انجام شده است.
روش کار: جامعه مورد بررسی شامل اطلاعات مرگومیر کودکان زیر5 سال استان خراسان رضوی طی سالهای 96-1391 است که از سامانه ثبت علل و طبقهبندی مرگو میرمعاونت بهداشتی دانشگاه مشهد و 5 دانشگاه و دانشکده استخراج شده است. سببهای فوت بر اساس کدهای بینالمللیICD10 بازنویسی شد. در نهایت پس از پالایش دادهها با استفاده از نرمافزارANACoD، دادهها در نرمافزارهای Minitab نسخه 15 و Stata نسخه 16 قرار داده شدند و با استفاده از روشهای آمارتوصیفی و روشهای مدلبندی سری زمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین میزان مرگومیر کودکان زیر5 سال مربوط به سال 1393 و کمترین میزان مربوط به سال 1396 بود. با استفاده از روش تفاضلگیری دادهها را ایستا نموده و در نهایت مدلARIMA (1,1,2) به عنوان مدل مناسب شناسایی و برازش داده شد.
نتیجهگیری: میزان مرگومیر کودکان زیر5 سال در 4 سال مورد بررسی در استان خراسان رضوی کاهش خوبی داشته است و براساس پیشبینی مدل این کاهش در سالهای بعد هم ادامه دارد، اما همچنان با میزان مرگومیر در کشورهای توسعه یافته و برخی از کشورهای در حال توسعه فاصله زیادی وجود دارد. از این رو میتوان با افزایش سطح خدمات بهداشتی، سطح آگاهی خانوادهها و بهبود مراقبتهای دوران بارداری و زایمان مادران در راستای کاهش شاخص میزان مرگومیر کودکان زیر 5 سال تلاش نمود.
حمید سوری، ترانه یوسفی نژادی، الهه حقیقت منش،
دوره 17، شماره 3 - ( دوره 17، شماره 3، پاییز 1400 1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تصادفات جادهای یک مشکل مهم بهداشت عمومی بوده و یکی از علل اصلی مرگ در جهان است. برخی از بازماندگان حوادث ترافیکی در طی هفتهها تا ماهها پس از بروز سانحه، اختلال استرس حاد و اختلال استرس پس از سانحه را تجربه میکنند. این اختلالات میتواند اثرات سویی بر قربیان سوانح و عدم توانایی بازگشت آنها به شرایط عادی زندگی داشته باشد.
روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی مقطعی بود. برای سنجش اختلال استرس حاد و اختلال استرس پس از سانحه از ابزار فهرست اختلال استرس پس از ضربه (PCL5) استفاده شد. حجم نمونه 384 نفر محاسبه شد و دادههای موردنیاز یک هفته و سپس دو ماه پس از سانحه در بخشهای ارتوپدی، اورژانس و بستری سه بیمارستان طالقانی، شهدای تجریش و شهدای هفتم تیر جمعآوری شدند. این مطالعه در فاصله زمانی مهر تا دیماه سال 1397 انجام شد.
یافتهها: این پژوهش از نوع توصیفی مقطعی بود. برای سنجش اختلال استرس حاد و اختلال استرس پس از سانحه از ابزار فهرست اختلال استرس پس از ضربه (PCL5) استفاده شد. حجم نمونه 384 نفر محاسبه شد و دادههای موردنیاز یک هفته و سپس دو ماه پس از سانحه در بخشهای ارتوپدی، اورژانس و بستری سه بیمارستان طالقانی، شهدای تجریش و شهدای هفتم تیر جمعآوری شدند. این مطالعه در فاصله زمانی مهر تا دیماه سال 1397 انجام شد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده حدود نیمی از شرکتکنندگان واجد ملاکهای تشخیصی اختلال استرس حاد و واجد ملاکهای تشخیصی اختلال استرس پس از تصادف بودند. این نتیجه میزان بالای این اختلال را در قربانیان سوانح رانندگی و اهمیت پیگیری و کنترل آن را نشان میدهد.
رضا دهنویه، محمد جعفری سیریزی، وحید یزدی فیض آبادی، فرزانه یوسفی، پریسا دهقانیان،
دوره 20، شماره 3 - ( دوره 20، شماره 3، پاییز 1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: توجه به تغییرات آینده و ایجاد آمادگی برای آن از الزامات دنیای امروز است. پزشکی شخصیسازیشده بهعنوان یک تغییر نوظهور در حال گسترش، علم پزشکی را با تغییراتی روبرو خواهدکرد. پزشکان خانواده بهعنوان خط اول ارائه خدمات و بیمههای سلامت بهعنوان عوامل مؤثر بر ارائه خدمات با این مسئله روبرو خواهند شد. این مطالعه با هدف ترسیم فضای بهکارگیری این رویکرد در حیطه پزشکان خانواده و تغییراتی که به وجود خواهد آورد، انجام شده است.
روش کار: این مطالعه در سه مرحله شامل تهیه فایل ارائه درباره پزشکی شخصیسازیشده و تدوین فرم سؤالات، برگزاری نشست با پزشکان خانواده و تکمیل فرم سوالات بهصورت گروهی و ارائه نظرات از سوی ایشان و در آخر تحلیل و جمعبندی دیدگاه پزشکان توسط تیم تحقیق، انجام شده است.
یافتهها: اجرای پزشکی شخصیسازیشده بر هر کدام از کارکردهای پزشک خانواده شامل مدیریت سلامت، جامعیت خدمات، تداوم ارائه خدمات، هماهنگی و تحقیق اثراتی را اعمال خواهد کرد. اما مانند هر تغییر جدیدی در هر حوزهای، چالشهایی نیز بر سر راه پیادهسازی آن در این بخش از نظام سلامت قرار خواهد داشت. از دید پزشکان خانواده راهکارهایی برای رویارویی با این تغییرات و چالشهای ناشی از آن وجود دارد .
نتیجهگیری: پزشکان خانواده و بیمههای سلامت بهعنوان یکی از بخشهای مهم مواجهه با تغییرات حوزه سلامت بایستی بهصورت آیندهنگر مسائل این حوزه را رصد کرده و خود را برای مواجهه با آنها آماده سازند. تأمین زیرساختها با توجه به چالشهای احتمالی و توجه به اصول مدیریت تغییر میتواند بهعنوان یک راهکار برای اجرای مؤثر این رویکرد در این حوزه به کار گرفته شود.
مسعود یونسیان، حسنا جانجانی، زهره بهمنی، کامیار یغمائیان، فاطمه یوسفیان، مینا آقائی،
دوره 21، شماره 2 - ( دوره 21، شماره 2، تابستان 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: افزایش تولید پسماندهای عفونی و نوکتیز در مراکز دفع پسماند، خطرات قابلتوجهی برای سلامت کارکنان این بخش ایجاد کرده است. این مطالعه با هدف بررسی مارکرهای سرولوژیک هپاتیت B و C در میان کارکنان مجتمع پردازش و دفع آرادکوه تهران انجام شد.
روش کار: در این پژوهش، 89 نفر از کارکنان در چهار بخش مختلف اداری، پردازش اولیه، پردازش نهایی (کمپوست) و لندفیل بهصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و نمونههای خون آنها برای بررسی مارکرهای HBsAg، Anti-HBs و Anti-HCV با روش الایزا (ELISA) مورد آزمایش قرار گرفت. تیتر آنتیبادی ضد هپاتیت B (Anti-HBs) در سه سطح ایمنی کامل (>100 IU/L)، ایمنی نسبی (100-10 IU/L) و عدم ایمنی (<10 IU/L) دستهبندی شد و نتایج برای کارکنان در بخش های مختلف مدیریت پسماند گزارش شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که 25% از کارکنان فاقد ایمنی محافظتی در برابر هپاتیت B بودند، در حالی که 57% دارای ایمنی کامل و 18% دارای ایمنی نسبی بودند. کارکنان بخش پردازش اولیه بیشترین خطر را تجربه کردند، بهطوریکه 50% فاقد ایمنی محافظتی بودند، در حالی که کارکنان اداری با 76% ایمنی کامل، بهترین وضعیت ایمنی را داشتند. همچنین، از نظر عفونت فعال هپاتیت B (HBsAg مثبت)، 2 نفر (11%) در گروه پردازش اولیه و 1 نفر (4%) در گروه پردازش نهایی (کمپوست) مثبت بودند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد درصد قابلتوجهی از کارکنان فاقد ایمنی کافی در برابر هپاتیت B بودند و موارد مثبت HBsAg و Anti-HCV نیز شناسایی شد که کارکنان پردازش اولیه و نهایی به دلیل تماس مکرر با پسماندهای شهری حاوی سرنگ های استفاده شده، شیشه های دارو، اقلام نوک تیز و زباله های عفونی، در معرض خطر بالایی برای ابتلا به هپاتیت B و C قرار دارند. این امر اهمیت واکسیناسیون گسترده، پایش مداوم وضعیت ایمنی و اجرای استانداردهای ایمنی شغلی را برای کاهش خطرات ناشی از تماس با پسماندهای عفونی و نوکتیز نشان میدهد. یافتههای این پژوهش میتوانند مبنای ارزشمندی برای طراحی مداخلات پیشگیرانه در راستای ارتقای سلامت شغلی کارکنان این حوزه باشند.