جستجو در مقالات منتشر شده


27 نتیجه برای یزدی

علی درویشی، سارا امام قلی پور سفید دشتی، مرضیه رجبی، محمدحسین مهرالحسنی، وحید یزدی فیض آبادی،
دوره 17، شماره 1 - ( دوره 17، شماره 1، بهار 1400 1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: حفاظت مالی عادلانه در مقابل هزینه‌های سلامت از مهم‌ترین اهداف نظام‌های سلامت محسوب می‌شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی مناسب‌ترین آستانه برای سنجش رخداد مواجهه خانوارها با مخارج کمرشکن سلامت در ایران انجام‌شده است.
روش کار: مطالعه حاضر با استفاده از داده‌های پیمایش ملی هزینه-درآمد خانوار مرکز آمار ایران سال 1396 انجام شد. با استفاده از دو روش سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی رخداد و شدت مواجهه خانوارها با مخارج کمرشکن سلامت در نقاط برش مختلف و برای پنجک‌های اقتصادی اندازه‌گیری شد. مناسب‌ترین آستانه در هر یک از روش‌ها نیز با استفاده از برآورد سازگاری آماره کاپا تعیین شد.
یافته‌ها: رخداد مواجهه خانوارها با مخارج کمرشکن در آستانه مرسوم هر دو روش به ترتیب 02/3 و 51/8 درصد در خانوارهای شهری و 66/4 و 22/9 درصد در خانوارهای روستایی برآورد گردید. این مقدار به تفکیک پنجک‌های دارایی نشان‌دهنده بیشترین رخداد مخارج کمرشکن در پنجک اول و کمترین رخداد در پنجک پنجم بود. همچنین نتایج برآورد سازگاری بر اساس آماره کاپا به‌منظور شناسایی بهترین حد آستانه محاسبه مواجهه یافتگی با مخارج کمرشکن سلامت نشان داد که آستانه 40 درصد روش سازمان جهانی بهداشت و آستانه 25 درصد در روش بانک جهانی مناسب‌ترین حدود آستانه می‌باشند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاکی از مقدار نسبتاً بالای مواجهه با مخارج کمرشکن سلامت بود. همچنین رخداد مواجهه با مخارج کمرشکن سلامت در خانوارهای فقیرتر بیشتر بود و آستانه‌های مرسوم مناسب‌ترین آستانه برای برآورد مخارج کمرشکن بودند. 

زهرا حسین خانی، مژگان عباسی، آمنه خالقی، الهام کاکاوند، ناهید یزدی، حسن رضا محمدی معین،
دوره 17، شماره 2 - ( دوره 17، شماره 2، تابستان 1400 1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: انتشار کروناویروس (کووید-19) در جهان، اثرات نامطلوبی بر جوانب مختلف زندگی افراد و توسعه اقتصادی-اجتماعی جوامع داشته است. مطالعه حاضر باهدف تعیین دانش، نگرش و عملکرد مردم استان قزوین در خصوص بیماری کووید-19 انجام‌شده است.
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر در ماه‌های آذر و دی سال 1399 بر روی 1223 نفر از جمعیت بالای 15 سال استان قزوین انجام شد. با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای چندمرحله‌ای افراد به‌صورت تصادفی از جمعیت تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی استان انتخاب شدند. پرسشنامه‌ها به‌صورت خودایفا و مصاحبه تلفنی تکمیل شد. سؤالات شامل اطلاعات جمعیت شناختی، دانش، نگرش و عملکرد افراد درباره کووید-19 بود.
یافته‌ها: درمجموع تعداد 1223 نفر با میانگین سنی (2/12) 6/35 سال در مطالعه شرکت کردند. امتیاز نمرات بخش‌های دانش، نگرش و عملکرد افراد به‌ترتیب 68% ،72% و91% بود که مناسب بود. درباره دانش کمترین امتیاز مربوط به آگاهی از علائم شایع بیماری
(6 درصد) بود. 42 درصد افراد معتقد بودند اصول پیشگیری از ابتلاء به ویروس کرونا را رعایت می‌کنند، 3/50 درصد فاصله 2 متری از دیگران را رعایت می‌کردند. طبق تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره، با افزایش سن افراد سطح آگاهی (007/0=P) و عملکرد(028/0=P) ایشان افزایش داشته، با افزایش تحصیلات میزان آگاهی افزایش (001/0>P) ولی میزان نگرش کاهش (001/0=P) داشته است. آگاهی(002/0=P) و عملکرد(001/0>P) مردان نسبت به زنان به‌طور معنی‌داری کمتر بود. در خصوص محل سکونت هم سطح نگرش ساکنین روستایی نسبت به شهری بالاتر بوده است (002/0=P).
نتیجه‌گیری: مطالعه ما نشان داد سطح آگاهی، نگرش و عملکرد مردم استان قزوین در خصوص بیماری کووید-19 مناسب است. 

زهرا جعفری، زهرا عبدالهی نیا، هاجر قاسمی، علی اسماعیل پور، سعیده محمود زاده، علی بهاء الدینی، سید وحید احمدی طباطبایی، نجمه صفا، حمیدرضا توحیدی نیک، علی اکبر حقدوست، علی شریفی، وحید یزدی فیض آبادی، حمید شریفی،
دوره 17، شماره 2 - ( دوره 17، شماره 2، تابستان 1400 1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: بهره‌مندی پایین از خدمات بهداشتی یکی از تعیین‌کننده‌های اصلی عدم دستیابی به شاخص‌های مطلوب سلامت در مناطق شهری است. این مطالعه با هدف بررسی موانع و عوامل تسهیل‌کننده دریافت خدمات بهداشتی از مراکز و پایگاه‌های خدمات جامع سلامت در شهر کرمان صورت گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل‌محتوا بود، که در سال 1398 انجام شد. پس از انتخاب مراکز بهداشتی دارای تجربه بهره‌مندی از خدمات مطلوب یا پایین، نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع اطلاعاتی ادامه یافت. درمجموع با 78 نفر از ارائه‌دهندگان خدمت، دریافت‌کنندگان خدمت و عدم دریافت‌کنندگان خدمت که در سامانه سیب مراکز بهداشتی ثبت‌شده بودند، مصاحبه نیمه‌ساختارمند و چهره‌به‌چهره صورت گرفت. تمامی مصاحبه‌ها یادداشت و کدگذاری به‌صورت دستی انجام شد و با روش تحلیل محتوای جهت‌دار بررسی و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در خصوص عوامل تسهیل‌کننده مراجعه، به خدمات ضروری کودکان و مادران، خدمات رایگان و برخورد ارائه‌دهندگان خدمت اشاره شد. درحالی‌که عوامل مسافتی و فیزیکی، وضعیت‌آگاهی از انواع خدمات، ترجیح مراکز خصوصی، دسترسی زمانی، دیدگاه مراجعه‌کنندگان نسبت به مراجعه منظم به مراکز، آدرس‌ها و شماره تلفن‌های ثبت‌شده در سیستم، وضعیت پاسخگویی به نیازهای بهداشتی، ترس از افشای بیماری، کمبود نیروی انسانی مراکز و برخورد ارائه‌دهندگان خدمت از موانع مراجعه افراد به مراکز بود.
نتیجه‌گیری: طبق نتایج این مطالعه فهم دقیق دیدگاه‌ها و درک مردم تحت پوشش می‌تواند به برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران ملی و محلی کمک نماید تا راهبردهای لازم را برای افزایش بهره‌مندی از خدمات بهداشتی در مراکز خدمات جامع سلامت شهری طراحی نمایند. 

رضا دهنویه، محمد جعفری سیریزی، وحید یزدی فیض آبادی، فرزانه یوسفی، پریسا دهقانیان،
دوره 20، شماره 3 - ( دوره 20، شماره 3، پاییز 1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: توجه به تغییرات آینده و ایجاد آمادگی برای آن از الزامات دنیای امروز است. پزشکی شخصی‌سازی‌شده به‌عنوان یک تغییر نوظهور در حال گسترش، علم پزشکی را با تغییراتی روبرو خواهدکرد. پزشکان خانواده به‌عنوان خط اول ارائه خدمات و بیمه‌های سلامت به‌عنوان عوامل مؤثر بر ارائه خدمات با این مسئله روبرو خواهند ‌‌شد. این مطالعه با هدف ترسیم فضای به‌کارگیری این رویکرد در حیطه پزشکان خانواده و تغییراتی که به وجود خواهد‌ آورد، انجام شده‌ است.
روش کار: این مطالعه در سه مرحله شامل تهیه فایل ارائه درباره پزشکی شخصی‌سازی‌شده و تدوین فرم سؤالات، برگزاری نشست با پزشکان خانواده و تکمیل فرم‌ سوالات به‌صورت گروهی و ارائه نظرات از سوی ایشان و در آخر تحلیل و جمع‌بندی دیدگاه پزشکان توسط تیم تحقیق، انجام شده ‌است.
یافته‌ها: اجرای پزشکی شخصی‌سازی‌شده بر هر کدام از کارکردهای پزشک خانواده شامل مدیریت سلامت، جامعیت خدمات، تداوم ارائه خدمات، هماهنگی و تحقیق اثراتی را اعمال خواهد کرد. اما مانند هر تغییر جدیدی در هر حوزه‌ای، چالش‌هایی نیز بر سر راه پیاده‌سازی آن در این بخش از نظام سلامت قرار خواهد ‌‌داشت. از دید پزشکان خانواده راهکارهایی برای رویارویی با این تغییرات و چالش‌های ناشی از آن وجود دارد .  
نتیجه‌گیری: پزشکان خانواده و بیمه‌های سلامت به‌عنوان یکی از بخش‌های مهم مواجهه با تغییرات حوزه سلامت بایستی به‌صورت آینده‌نگر مسائل این حوزه را رصد کرده و خود را برای مواجهه با آنها آماده سازند. تأمین زیرساخت‌ها با توجه به چالش‌های احتمالی و توجه به اصول مدیریت تغییر می‌تواند به‌عنوان یک راهکار برای اجرای مؤثر این رویکرد در این حوزه به­ کار گرفته شود.

مهلا ایرانمنش، میلاد احمدی گوهری، علی اکبر حقدوست، مریم یزدانپناه، عباس کامیابی، سیمین صالحی نژاد، وحید یزدی فیض آبادی،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در حوزه پزشکی، رضایت شغلی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ زیرا نقش بسیار حیاتی در کیفیت خدمات سلامت دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت میزان رضایت شغلی پزشکان از حرفه پزشکی و شناخت عوامل موثر، انجام پذیرفت.
روش کار: مطالعه پیمایشی حاضر به صورت مقطعی و در بستر آنلاین در سال 1402 در بین 1,100 نفر از پزشکان ایرانی با روش پاسخ دهنده جانشین انجام شد. پزشکان در خصوص صمیمی ترین دوست پزشکشان که با وی رفت و آمد و ملاقات منظم دارند، به سوالات پاسخ دادند. رضایت مندی با استفاده از طیف لیکرت در 2 مقیاس رضایت کافی (خیلی و زیاد) و رضایت ناکافی (خیلی کم، کم و متوسط) دسته بندی شد. عوامل موثر بر رضایت شغلی پزشکان با استفاده از رگرسیون لجستیک چندمتغیره تعیین گردید.
یافته‌ها: از میان 2200 پزشک، 24/9 درصد (547 نفر) از پزشکان از حرفه خود رضایت کافی داشتند. درحالی که 75/1 درصد (1,653 نفر) رضایت کم یا متوسطی (ناکافی) داشتند. شانس رضایت پزشک از پزشکی در مردان 1/54 برابر بیشتر از زنان بود. علاقه به پزشکی، میزان وقت صرف شده برای طبابت، کافی بودن درآمد، استرس شغلی کم، ثبات شغلی زیاد، عدم محدودیت صلاحیت حرفه ای نسبت به گذشته، مهاجرت، میزان وقت صرف شده برای طبابت در مراکز دولتی، خصوصی و فعالیت‌های علمی، ادامه تحصیل و درآمد دریافتی پزشک رابطه مثبت و معناداری با رضایت شغلی از حرفه پزشکی نشان دادند (0/05>p).
نتیجه‌گیری: رضایت شغلی پزشکان ایرانی از حرفه پزشکی به میزان قابل توجهی تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند علاقه به پزشکی، درآمد کافی، ثبات شغلی و کاهش استرس شغلی قرار دارد. بیشترین رضایت در میان پزشکان مرد مشاهده شد. برای بهبود رضایت شغلی و کیفیت خدمات درمانی، تمرکز بر بهبود شرایط کاری و کاهش استرس شغلی ضروری است.

ابوذر رئیسوندی، لادن محمدی زاده، مهسا سادات درب امامیه، سکینه رضایی پور کپته، مهسا مغنی یزدی، الهه جعفری، مرضیه امجدی، زهرا حسین خانی،
دوره 21، شماره 3 - ( دوره 21، شماره 3، پاییز 1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: افکار خودکشی و افسردگی در دوران نوجوانی یکی از چالش‌های مهمی است که پیامدهای منفی عمده ­ای بر سلامت عموم جامعه دارد، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان شناختی بر کاهش افکار خودکشی و افسردگی در نوجوانان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل دار تصادفی شده بود که در زمستان  1403 بر روی 36 نفر از نوجوانان دارای افکار خودکشی و افسردگی استان قزوین در ایران انجام شد. شرکت ­کنندگان به ­طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله درمان شناختی (6 هفته) و گروه کنترل درمان ابلاغی وزارت بهداشت (4 هفته) را دریافت کردند. مقایسه گروه ها قبل، بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله انجام شد. ابزارهای مورد استفاده، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک (BDI-II) بود.
یافتهها: اختلاف میانگین نمره افکار حودکشی و افسردگی (فاصله اطمینان 95 درصد)  در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به ترتیب  در بلافاصله بعد از مداخله (4/74، 1/19) 2/96 و (10/81، 0/86) 5/84 و سه ماه بعد از مداخله (7/61، 4/51)6/06 و (15/99، 7/24)11/62 بود. روش درمان شناختی فقط بر کاهش افسردگی تاثیر معنی داری داشت (0/022= p). همچنین الگوی تغییرات افکار خودکشی در این دو گروه در طول زمان متفاوت بود (0/021= p).
نتیجه‌گیری: برنامه استراتژیک مبتنی بر درمان شناختی به‌طور معنی‌داری سطح افسردگی را در نوجوانان کاهش داد. این نتایج بر اهمیت گنجاندن درمان شناختی در برنامه‌های درمانی افسردگی در مراکز بهداشتی و درمانی تأکید دارد. همچنین پیشنهاد می شود برنامه های مداخله ای کاهش افکار خودکشی با توجه به تغییرات الگوی افکار خودکشی در طول زمان تدوین گردد.

بهاره یزدی زاده، فرید نجفی،
دوره 21، شماره 3 - ( دوره 21، شماره 3، پاییز 1404 )
چکیده

سازمان جهانی بهداشت نقشه راه دستیابی به اهداف برنامه بیماری­ های غیرواگیر 2020-2013 را تا سال 2030 تمدید نموده است. در بیانیه سیاسی چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در که در 25 سپتامبر 2025 برگزار گردید، علاوه بر پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر، ارتقاء سلامت روان و رفاه نیز به برنامه اضافه شده و هدف کلی برنامه کاهش یک‌سوم مرگ‌ومیر زودرس ناشی از بیماری‌های غیرواگیر تا سال ۲۰۳۰ از طریق پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر، ارتقاء سلامت روان و رفاه تعیین شده است. در این برنامه تصریح شده است که شتاب بخشیدن در دستیابی به این اهداف با اجرای مجموعه‌ای از مداخلات اولویت‌دار مبتنی بر شواهد، هزینه -اثربخش با قابلیت فراهمی، عملی گردد. وظیفه سیستم های پژوهشی در کشور تولید شواهد علمی مورد نیاز برای شناسایی مداخلات مناسب، پیاده سازی آنها و پایش و ارزیابی آنها می­ باشد. در این مقاله نیازهای دانشی بر اساس رویکرد سیاستگذاری آگاه از شواهد مشخص شده است، در این رویکرد به تفکیک هر یک از مراحل چرخه سیاستگذاری، سوالاتی تعریف شده اند که پاسخ آنها باید بر اساس شواهد علمی تهیه گردد. همچنین نتایج ارزشیابی نقشه راه 2020-2013 سازمان بهداشت جهانی نیز تحلیل شده و سوالات پژوهشی شناسایی شده به سوالات رویکرد سیاستگذاری آگاه از شواهد اضافه شده است. 


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb