27 نتیجه برای کیفیت
محمود بختیاری، مسعود صالحی، فرید زایری، پروین یاوری، علی دلپیشه، فرزانه مباشری، مسعود کریملو،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف از اندازهگیری کیفیت زندگی،
ارزیابی ماهیت ذهنی کیفیت زندگی، دستیابی به ادراک خود فرد از وضعیت موجود زندگی و
سلامتی است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی در سال 1388،
1000 نفر از جمعیت 15 تا 75 ساله شهر تهران
شامل دو گروه افراد سالم
و معلولین جسمی- حرکتی، با استفاده از پرسشنامه WHOQOL-100 از نظر کیفیت
زندگی مورد مقایسه قرار گرفتند. نمونهگیری از افراد سالم به صورت نمونهگیری
تصادفی انجام شد، افراد معلول نیز از مرکز جامع توانبخشی هلال احمر که یک مرکز
مرجع برای این افراد است، انتخاب شدهاند. تحلیل اطلاعات توسط نرم افزارSPSS نسخه 18، و آزمونهای تی مستقل و رگرسیون
چندگانه انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار سن افراد سالم مشارکت کننده
در مطالعه برابر با 75/12 ± 09/35 و میانگین و انحراف معیار سن معلولین
مشارکت کننده در پژوهش برابر با 86/12 ±
88/35 به دست آمد. تنها در حیطههای سلامت جسمی و استقلال نمره کیفیت زندگی این دو
گروه با یکدیگر اختلاف معنا داری داشتند (001/0P<)، به طوریکه میانگین نمره هر دو حیطه در افراد
سالم بیشتر از افراد معلول بود. در سایر حیطهها اختلاف آماری معنا داری بین کیفیت
زندگی این دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: افراد معلول به دلیل محدودیتهای
موجود در حیطههای جسمی و استقلال دارای نمره کیفیت زندگی کمتری نسبت به دیگر
اقشار جامعه بوده و این قشر نیازمند دریافت خدمات ویژه از سازمانهای ذیربط جهت کم
کردن هرچه بیشتر فاصله بین افراد سالم و معلول از دید کیفیت زندگی هستند.
زهرا هاشمی، مجتبی کیخا، راضیه کیخایی، علیرضا انصاری مقدم، محمد صالحی مرزیجرانی، امیر نصیری،
دوره 9، شماره 2 - ( 7-1392 )
چکیده
مقدمه و هدف: ارتباط میان شغل و جنبههای مختلف سلامت، از جمله کیفیت زندگی، در مطالعههای متعدد بررسی شده است. از سویی آمار زنان شاغل ایران رو به افزایش است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط اشتغال و کیفیت زندگی زنان در شهرستان زابل است.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی است که بر نمونهای شامل 420 زن انجام شد. از پرسشنامه
SF-36 بهعنوان یک ابزار معتبر برای اندازهگیری کیفیت زندگی افراد استفاده شد. کیفیت زندگی با استفاده از روش خوشهبندی، دستهبندی شد و ارتباط میان متغیرهای مستقل با دستههای کیفیت زندگی، با رگرسیون لجستیک بررسی گردید.
نتایج: افراد مورد بررسی دارای میانگین سنی 46/30 با انحراف معیار 75/8 سال بودند. کیفیت زندگی افراد به سه دسته کیفیت زندگی پایین، متوسط و بالا تقسیمبندی شد که بهترتیب شامل 4/35، 7/33 و 9/30 درصد افراد نمونه بودند. افراد شاغل نسبت به زنان خانهدار، بهترتیب دارای 153 و 217 درصد شانس بیشتر برای عضویت در دسته افراد با کیفیت زندگی متوسط و بالا بودند(05/0 >p). به ازای یک واحد افزایش سن بهترتیب 5 و 4 درصد کاهشی معنادار در شانس عضویت در دسته افراد با کیفیت زندگی متوسط و بالا دیده شد
(0/05 >P).
نتیجهگیری: بیش از نیمی از زنان بررسیشده، دارای کیفیت زندگی متوسط و پایین بودند. افزایش سن با کاهش کیفیت زندگی همراه بود، اما اشتغال یک پیشبینی کننده مستقل برای کیفیت زندگی بالاتر بود.
پژمان باقری، علی اکبر حقدوست، اسحاق درتاج رابری،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: امروزه، برنامههای سنجش سلامت و ارزیابی مداخلات بهداشتی، افزون بر محاسبه شاخصهای ابتلا و مرگ، به دیگر شاخصها، مانند کیفیت زندگی نیز توجه میکنند. این تحقیق قصد دارد به بررسی تفاوت کیفیت زندگی ساکنان بالای 15 سال آپارتماننشین، نسبت به دیگر ساکنان بالای 15 سال غیر آپارتماننشین شهر شیراز بپردازد.
روش کار: مطالعه پیشِ رو یک مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی است که به بررسی همزمان متغیرهای آپارتماننشینی، بهعنوان متغیر مستقل و ابعاد مختلف جسمی، روانی، اجتماعی و محیطی سلامت، بهعنوان متغیر وابسته، در شهر شیراز، سال 1390 پرداختهاست. در این مطالعه از نمونهگیری چندمرحلهای و پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF) استفاده شده است.
نتایج : بر اساس تجزیه و تحلیلها، میانگین نمرههای ابعاد سلامت، پیش از تعدیل، برای متغیرهای جنسیت، سواد، تأهل، سن، شغل، بُعد خانوار، درآمد ماهیانه، نوع بیماری، مالکیت منزل و مساحت منزل در آپارتماننشینان، نسبت به غیر آپارتماننشینان، بهترتیب عبارت بودند از: جسمی 57/13 و 41/16، روانی 71/10 و 87/14، اجتماعی 57/8 و 84/13 و محیطی 59/13 و 18/10 که بعد از تعدیل در بُعد جسمی، به 41/14 و 61/15، روانی 6/12 و 47/14، اجتماعی 74/8 و 72/13 و محیطی 42/15 و 23/9 تغییر یافتند (0001/0P<).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که سلامت آپارتماننشینان حتی بعد از تعدیل در بیشتر حیطهها، کمتر از غیر آپارتماننشینان است که ارزیابی علل آن میتواند در ارتقای سلامت شهرنشینان بسیار مؤثر باشد.
سیما زایری، صبا اصغر زاده، مینا زایری، کورش هلاکویی نائینی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در سراسر جهان جمعیت در حال پیر شدن است. سهم رو به افزایش جمعیت سالمندان، چالشهای جدیدی را در قرن کنونی ایجاد کرده است. این مطالعه با هدف تعیین کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در سالمندان محله آذربایجان شهر تهران انجام شده است. روش کار: مطالعه مقطعی روی 287 نفر از افراد 60 سال و بالاتر انجام شد. شرکت کنندگان به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. اطلاعات با پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت، پرسشنامه فعالیتهای روزانه زندگی، و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک جمعآوری شد. به هر حیطه بر اساس دستنامه سازمان جهانی بهداشت امتیازی معادل 0 تا 100 داده شد. متغیرهای نهایی در مدل رگرسیون خطی چند متغیره با استفاده از SPSS 16.0 تعیین شدند. نتایج: میانگین چهار حیطه تشکیل دهنده کیفیت زندگی (سلامت جسمانی، روان، محیط و اجتماعی) سالمندان به ترتیب 41/58، 53/13، 53/59 و 42/82 به دست آمد. نتایج رگرسیون خطی چند متغیره نشان داد که عوامل تأثیرگذار در هر حیطه به ترتیب شامل سن، وضعیت تأهل، ابتلا به بیماری مزمن جسمی و وضعیت اقتصادی در حیطه سلامت جسمانی، جنس وضعیت تأهل، ابتلا به بیماری مزمن جسمی، وضعیت اقتصادی و ترکیب خانواده در حیطه سلامت روان، ابتلا به بیماری مزمن جسمی و وضعیت اقتصادی در حیطه سلامت محیط و جنس در حیطه سلامت اجتماعی بودند. نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد عوامل متعددی روی کیفیت زندگی سالمندان مؤثر است که شناخت این عوامل و در نظر گرفتن آنها برای برنامهریزی بهتر در مورد سالمندان و توانمند سازی آنان، اهمیت ویژه ای دارد.
زهرا اسداللهی، پیمان جعفری، محسن رضائیان،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به افزایش گرایش به سنجش کیفیت زندگی در سالهای اخیر و حجم گسترده پرسشنامههای کیفیت زندگی، تعیین روش مناسب به منظور تجزیه و تحلیل دادههای مربوط به این مطالعات ضروری به نظر میرسد. هدف مطالعه حاضر، معرفی مدلهای رگرسیون لجستیک ترتیبی به منظور تجزیه و تحلیل دادههای کیفیت زندگی میباشد.
روش کار: دادههای این مطالعه مقطعی برگرفته از اطلاعات مطالعهای در زمینه بررسی کیفیت زندگی 938 دانش آموز انجام شده است. برای تحلیل دادهها نتایج دو مدل رگرسیون لجستیک دوحالتی و مدلهای رگرسیون لجستیک ترتیبی با هم مقایسه شده است.
نتایج: نتایج آزمون نیکویی برازش نشان داد که هر سه مدل به خوبی برازش شده بود. بر اساس برازش مدلهای رگرسیون لجستیک ترتیبی سه متغیر از متغیرهای توضیحی از نظر آماری با پاسخ مرتبط بودند در حالیکه بر اساس برازش مدل رگرسیون لجستیک دوحالتی که پس از ترکیب دو طبقۀ متغیر پاسخ تنها دو متغیر معنیدار بود. بنابراین باید تا حد امکان از ترکیب کردن طبقههای متغیر پاسخ خودداری نمود، زیرا این امر منجر به از دست رفتن اطلاعات میشود.
نتیجهگیری: به طور کلی میتوان گفت برای تجزیه و تحلیل دادههای کیفیت زندگی به دلیل ماهیت متغیر پاسخ، مدلهای رگرسیون لجستیک ترتیبی با توجه به برآورد پارامترهای کمتر و سهولت تفسیر نتایج، مناسب میباشند.
شهناز ریماز، مریم دستورپور، سمیرا وصالی آذرشربیانی ، نرگس ساعی پور، زهرا بیگی، سحرناز نجات،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: زنان سرپرست خانوار جزء گروه آسیبپذیر جامعه محسوب میشوند که با مشکلات، مصایب و موانع زیادی هم در سطح فردی و هم در سطح کلان در مقایسه با مردان سرپرست خانوار مواجهند که کیفیت زندگی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف از این مطالعه، تعیین کیفیت زندگی و عوامل مؤثر بر آن در زنان سرپرست خانوار تحت پوشش شهرداری منطقه 9 شهر تهران بود.
روش کار: این مطالعه مقطعی روی تمام زنان سرپرست خانوار تحت پوشش شهرداری منطقه 9 شهر تهران در مدت 14ماه انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها در این مطالعه شامل پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک و کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL-BREF) گونهی ایرانی بود.تجزیه و تحلیل نتایج با کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 با استفاده از آمار توصیفی و آنالیز رگرسیون چند متغیره انجام شد.
نتایج: میانگین± خطای معیار سنی شرکت کنندگان 8/13± 8/50 سال و اکثر آنان غیرشاغل (1/71 درصد) بودند. نتایج نشان دادند که در میان حیطههای 4 گانهی کیفیت زندگی، حیطهی سلامت محیط و رابطهی اجتماعی به ترتیب کمترین ( 87/9) و بیشترین (61/12) نمره را به خود اختصاص دادند. مدل رگرسیون چندگانه توأم نشان داد که متغیر سن (05/0P<) و متغیر بیماری فعلی (001/0P<) تنها متغیرهای تأثیرگذار روی شاخص کلی کیفیت زندگی هستند.
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این پژوهش حاکی از نیاز جدی به برنامهریزی مسؤولان ذیربط در راستای مداخلههای مؤثر و به تبع آن افزایش بهبود کیفیت زندگی در این قشر آسیبپذیر جامعه میباشد.
زهرا چراغی، سحر ناز نجات، لیلا حقجو، فاطمه صالحی،
دوره 12، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سؤال اصلی که مطرح است این است که افراد چگونه وضعیت کیفیت زندگی خود را ارزیابی میکنند و از دیدگاه آنان چه عواملی روی کیفیت زندگیشان بیشترین تأثیر را دارد؟ در صورتیکه جواب این سؤالات را بدانیم میتوانیم تحلیل بهتری از یافتههای کیفیت زندگی داشته باشیم.
روش کار: در این مطالعه کیفی که از نوع آنالیز محتوا بود، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. نمونهگیری بهصورت حداکثر تنوع فرصتطلبانه ازنظر جنس، سن، تحصیلات، قومیت و وضعیت اقتصادی انجام شد. ابتدا از افراد خواسته شد به صورت بلند فکرکردن به سؤال کیفیت زندگی کلی پاسخ دهند سپس از آنان پرسیده شد که زمانی که پاسخ را انتخاب میکردند چه عواملی در تصمیم آنان در مورد وضعیت کیفیت زندگیشان بیشتر مؤثر بود. در نهایت بهصورت استقرایی آنالیز کیفی را انجام و مدل ذهنی شرکتکنندگان، استخراج گردید.
نتایج: در مجموع این مطالعه کیفی 32 تم و پنج طبقه اصلی استخراج شد. طبقات شامل عوامل جسمانی، روانشناختی، اقتصادی- اجتماعی، مسائل خانوادگی و محیطی بودند. از مهمترین عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی سلامت جسمانی خود و اطرافیان، رضایتمندی و انتظارات، مهارت زندگی، مشکلات مالی، آلودگی محیطی، اوقات فراغت و تفریحات، محیط خانواده، روابط فامیلی و نقش همسر در کیفیت زندگی بود.
نتیجهگیری: علاوه بر وضعیت سلامتی عوامل خانوادگی مانند محیط خانواده و مشکلات مالی بر ارزیابی مردم جامعه ایران از کیفیت زندگیشان مؤثر است. همینطور شرکتکنندگان این مطالعه بر این باور بودند که سلامت محیط جزء اصلی کیفیت زندگی آنان است.
رضا دهنویه، علی اکبر حقدوست، سیدرضا مجدزاده، سمیه نوری حکمت، حمید رواقی، محمد حسین مهرالحسنی، امید براتی، هدایت سالاری، علی مسعود، آتوسا پورشیخعلی، نادیا میرشکاری، سارا قاسمی، عاطفه اسفندیاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پوشش همگانی سلامت بدون توجه به کیفیت، در دستیابی به اهداف خود ناکام خواهد ماند. این مطالعه بدنبال ارائه سیمای کیفیت خدمات سلامت در ایران و شناسایی چالشها و راهکارهای ارتقای آن میباشد.
روش کار: پژوهش حاضر ترکیبی از یک مطالعه کیفی و مروری میباشد. در مرحله اول، شاخص های مهم موجود در زمینه کیفیت بررسی و سپس جهت گیری اسناد بالادستی تبیین گردید. در ادامه، از طریق مصاحبه، مهمترین چالشها، روندهای موثر و راهبردهای ارتقای کیفیت، تعیین گردید.
یافتهها: رصد کیفیت خدمات سلامت، نیازمند تعریف چارچوب و شاخص و فراهمسازی شرایط جمع آوری اطلاعات این شاخصها است. اسناد بالادستی، تاکید بر مسئولیت دولت برای ایفای نقش تولیت کیفیت داشته و نظام سلامت میبایست همراه با انتخاب مدل مناسب، الزامات ساختاری، فرآیندی و پیامدی را فراهم کند. برنامههای مدیریت کیفیت بخش سلامت در ایران، ثبات نداشته و در زمینه عملکرد مدیران ارشد، عملکرد نیروی انسانی و الزامات ساختاری/ ارتباطی، آموزش، نظام پرداخت، فرهنگ، استفاده از مدلها و شاخصهای مدیریت کیفیت، منابع مالی، اطلاعاتی و تجهیزاتی، قوانین و مقررات و نظارت، موانعی در راه ارتقای کیفیت خدمات وجود دارد.
نتیجهگیری: بهبود کیفیت خدمات، نیازمند بکارگیری راهبردهایی در زمینه سازماندهی، تامین منابع، پرداخت، قوانین و مقررات و رفتار می باشد. استفاده از ابزارهای کیفیت باید به دور از شتاب زدگی بوده و به تغییر ماهیت بیماری ها، تغییر انتظارات ذینفعان و افزایش توجه جهانی به کیفیت، توجه شود.
محمد علی سلیمانی، سیمین زر آبادی پور، آمنه یعقوب زاده، سعید پهلوان شریف، سید حمید شریف نیا،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تأثیر بیماریهای قلبی بر کیفیت زندگی از مسائلی است که نیازمند توجه مراقبین بهداشتی میباشد. بهبود کیفیت زندگی از اهداف درمانهای توانبخشی این بیماران است. بنابراین مطالعه حاضر جهت ارزیابی سازه کیفیت زندگی مکگیل در بیماران قلبی انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، 500 نفر از بیماران قلبی پرسشنامه 17 گویهای کیفیت زندگی مکگیل را از اردیبهشت تا مرداد ماه 1395 در بیمارستانهای بوعلی سینا و ولایت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین تکمیل نمودند. روایی سازه (روایی همگرا و واگرا) و پایایی پرسشنامه کیفیت زندگی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، تتا و مک دونالد امگا مورد ارزیابی قرار گرفت. ساختار این سازه به کمک تحلیل عامل بررسی شد.
یافتهها: براساس نتایج تحلیل عامل اکتشافی، سه عامل، دیدگاه کلی از کیفیت زندگی، بعد جسمانی و بعد روانی استخراج شد. شاخصهای برازندگی مدل، برازش مناسب سازه کیفیت زندگی مکگیل را در بیماران قلبی تأیید کرد
(Comparative of Fit Index: CFI=.918, incremental fit index: IFI=.919, Adjusted Goodness of Fit Index: AGFI=.844, RMSEA=.079, Minimum Discrepancy Function by Degrees of Freedom divided: CMIN/DF=2.97, Parsimonious Normed Fit Index: PNFI=.681, Parsimonious Comparative Fit Index: PCFI=.709). روایی همگرا و واگرا و همچنین ثبات درونی و پایایی سازهی کیفیت زندگی تأیید شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد سازه سه عاملی کیفیت زندگی مک گیل از روایی و پایایی مناسبی در بیماران قلبی برخوردار است. با توجه به ویژگیهای مناسب روانسنجی، این ابزار میتواند در مطالعات بعدی جهت ارزیابی کیفیت زندگی این جمعیت به کار گرفته شود.
میترا خادم الشریعه، وحید تادیبی، ناصر بهپور، محمد رضا حامدی نیا،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ضعف عضلانی و خستگی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، باعث کاهش فعالیتهای روزانه و کیفیت زندگی میشود. اگر چه ورزش بهطور معمول برای این بیماران مناسب است، ولی اثر آن به خوبی مشخص نشده است. هدف از این مطالعه بررسی اثر تمرین ترکیبی بر عملکرد عضلانی و حرکتی، خستگی و کیفیت زندگی این بیماران بود.
روش کار: نمونههای تحقیق حاضر شامل 24 زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزس، 20-50 سال با درجه ناتوانی
EDSS (Expanded Disability Status Scale) بین 2-5 بود که بهصورت تصادفی در دو گروه کنترل (12 نفر) و تجربی (12 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرین شامل12 هفته و 3 جلسه در هفته (دو جلسه تمرین استقامتی و یک جلسه تمرین مقاومتی) بود.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که 12 هفته تمرین ترکیبی موجب افزایش معنادار قدرت عضلانی پایینتنه (019/0= P) و بالاتنه (001/0= P)، استقامت (0001/0= P)، سرعت راه رفتن (008/0= P)، تعادل پویا (025/0= P) و کیفیت زندگی (007/0= P) و کاهش معنادار درجۀ ناتوانی (007/0= P) و خستگی (001/0= P) بیماران مبتلا به ام اس میشود.
نتیجهگیری: بهطورکلی میتوان گفت که انجام برنامههای تمرین ترکیبی شامل وهلههای فعالیت هوازی و مقاومتی در 3 روز غیر متوالی در هفته، برای زنان مبتلا به ام اس سودمند بوده و سبب بهبود عملکرد حسی حرکتی میگردد. متخصصان مربوطه میتوانند ازاینگونه تمرینات بهعنوان نوعی درمان مکمل توأم با درمانهای دارویی برای کاهش عوارض بالینی بیماران ام اس استفاده نمایند.
محمد اصغری جعفرآبادی، لیلا کریمی، فرشید رحیمی بشر، امیر واحدیان عظیمی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آموزش آرامسازی پیشرونده عضلانی برای بیماران درگیر با رویدادهای پاتولوژیک و فیزیولوژیک منافع فیزیولوژیک و روانشناختی مهمی داشته و بر ابعاد مختلف زندگی آنها مانند کیفیت زندگی مؤثر است. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر اجرای آرامسازی پیشرونده عضلانی بر کیفیت زندگی بیماران درگیر با رویدادهای پاتولوژیک و فیزیولوژیک است.
روش کار: با جستوجوی عبارت «آرامسازی پیشرونده عضلانی» و «کیفیت زندگی» در پایگاههای فارسی SID، MagIran، IranMedex، IranDoc و Googlescholar و انگلیسی Scopus، Medline، Web of science، ProQuest و Sciencedirect تمامی مطالعههای چاپ شده اجرای آرامسازی پیشرونده عضلانی بر کیفیت زندگی بیماران استخراج شد. کیفیت روششناسی مقالهها با استفاده از ابزار Cochrane risk of bias بررسی شد. برای تحلیل از مدل اثرات تصادفی استفاده و ناهمگنی مطالعهها با شاخص I2 تحلیل شد. دادهها با نرمافزار STATA نسخه 14 تحلیل شد.
یافتهها: از 495 مطالعه اولیه تنها 10 مطالعه به تأثیر اجرای تکنیک آرامسازی پیشرونده عضلانی بر کیفیت زندگی بیماران پرداخته بودند. اختلاف میانگین استاندارد شده کیفیت زندگی و ابعاد آن در تمام موارد معنیدار بود (0.001>P) و عبارتاند از: عملکرد فیزیکی (339/0SMD=)، محدودیت نقش فیزیکی (378/0SMD=)، درد جسمانی (341/0SMD=)، سلامت عمومی (598/0SMD=)، عملکرد اجتماعی (873/0SMD=)، سلامت روانی (736/0SMD=)، محدودیت نقش عاطفی (791/0SMD=)، شادابی (706/0SMD=)، مجموع ابعاد جسمی (652/0SMD=)، مجموع ابعاد روانی (316/1SMD=) و نمره کل کیفیت زندگی (480/0SMD=). تنها یک مطالعه خطر پایین تورش داشت.
نتیجهگیری: اجرای تکنیک آرامسازی پیشرونده عضلانی بر کیفیت زندگی بیماران درگیر با رویدادهای پاتولوژیک و فیزیولوژیک تأثیر معنیداری داشت؛ به منظور ارتقای کیفیت زندگی این بیماران اجرای تکنیک آرامسازی پیشرونده عضلانی توصیه میشود.
نسرین مقیمی، قباد مرادی، شیلان امیری، افشین سعیدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آرتریت روماتوئید بیماری مزمن و پیشرونده مفاصل است که با علایم مفصلی و سیستمیک خود را نشان میدهد. هدف این مطالعه تعیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید و ارتباط آن با شاخص توده بدنی بود.
روش کار: این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی- تحلیلی است، که روی 195 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید در بیمارستان توحید سنندج انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای شامل مشخصات دموگرافیک، بالینی بیماری و کیفیت زندگی بود که بر اساس ابزار SF-36 جمعآوری شد.
یافتهها: در این مطالعه افرادی که شدت بیماری بالای 6/2 بر حسب معیار Disease Activity Score 28 داشتند در مردان ۴۰ درصد، و در زنان ۵۸ درصد بود. کیفیت زندگی در هریک از ابعاد عملکرد فیزیکی، انرژی/ خستگی و سلامت عمومی در گروه زنان و مردان تفاوت آماری معنیداری داشته است (05/0P<). کیفیت زندگی در تمام ابعاد با شاخص BMI ارتباط معکوس نشان داده است. بین شدت بیماری و هر یک از ابعاد درد، سلامت عمومی و تغییرات عمومی ارتباط آماری معنیداری دیده شد ( 05/0P<).
نتیجهگیری: کیفیت زندگی در بیماران مبتلا با آرتریت روماتوئید میتواند با شاخص توده بدنی و شدت بیماری آرتریت روماتوئید در ارتباط باشد بنابراین به نظر میرسد لازم است سیاستگذاران سلامت یا پزشکان بالینی که با این گروه از بیماران در ارتباط هستند، توجه بیشتری در خصوص این دو فاکتور در افزایش کیفیت زندگی آنها داشته باشند.
مقدمه و اهداف: آرتریت روماتوئید بیماری مزمن و پیشرونده مفاصل است که با علایم مفصلی و سیستمیک خود را نشان میدهد. هدف این مطالعه تعیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید و ارتباط آن با شاخص توده بدنی بود.
روش کار: این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی- تحلیلی است، که روی 195 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید در بیمارستان توحید سنندج انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای شامل مشخصات دموگرافیک، بالینی بیماری و کیفیت زندگی بود که بر اساس ابزار SF-36 جمعآوری شد.
یافتهها: در این مطالعه افرادی که شدت بیماری بالای 6/2 بر حسب معیار Disease Activity Score 28 داشتند در مردان ۴۰ درصد، و در زنان ۵۸ درصد بود. کیفیت زندگی در هریک از ابعاد عملکرد فیزیکی، انرژی/ خستگی و سلامت عمومی در گروه زنان و مردان تفاوت آماری معنیداری داشته است (05/0P<). کیفیت زندگی در تمام ابعاد با شاخص BMI ارتباط معکوس نشان داده است. بین شدت بیماری و هر یک از ابعاد درد، سلامت عمومی و تغییرات عمومی ارتباط آماری معنیداری دیده شد ( 05/0P<).
نتیجهگیری: کیفیت زندگی در بیماران مبتلا با آرتریت روماتوئید میتواند با شاخص توده بدنی و شدت بیماری آرتریت روماتوئید در ارتباط باشد بنابراین به نظر میرسد لازم است سیاستگذاران سلامت یا پزشکان بالینی که با این گروه از بیماران در ارتباط هستند، توجه بیشتری در خصوص این دو فاکتور در افزایش کیفیت زندگی آنها داشته باشند.
سعیده آقامحمدی، اردشیر خسروی، الهه کاظمی، عزیزاله عاطفی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بخش اعظم منبع تشخیص سببهای مرگ در ایران، بیمارستانها هستند که بررسی این علتها و شناسایی سببهای نامناسب ثبت شده میتواند منجر به شناسایی مشکلات در زمینه ثبت سببهای مرگ شده و به ارتقای این نظام ثبتی کمک شایانی نماید. این مطالعه با هدف بررسی کیفیت سببهای مرگ ثبت شده در بیمارستانهای ایران در سال 1395 انجام شده است.
روش کار: جمعیت مطالعه، تمامی مرگهای ثبت شده در سامانه ثبت و طبقهبندی سببهای مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال 1395 بوده است. برای تحلیل کیفی دادههای سببهای مرگ از ابزار سازمان جهانی بهداشت (ANACONDA) استفاده شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای این بررسی 24درصد سببهای مرگهای ثبت در بیمارستان دارای خطای طبقه بندی (Miscalssification) بوده و در گروه سببهای پوچ مرگ قرار گرفتهاند. در میان گروههای سنی، بیشترین درصد گروه علتهای پوچ مرگ در گروه سنی بالای 70 سال و بیشترین درصد سببهای درست مرگ متعلق به گروه سنی زیر یکسال بوده است و بین 5 گروه سببهای پوچ مرگ، گروه سببهای فاقد جزئیات کافی در طبقهبندی بینالمللی بیماریها، دارای بیشترین درصد اشت.
نتیجهگیری: حدود 25 درصد از سببهای مرگهای تشخیص داده شده در بیمارستانهای ایران در گروه علتهای پوچ قرار گرفتهاند که برای برنامهریزی و سیاستگذاریها قابل استفاده نیستند. بنابراین لازم است برای ارتقای همه جانبه نظام ثبت علتهای مرگ در بیمارستانهای کشور مداخلههایی از جمله اجرای برنامههای ارزیابی فرایندها و آموزشهای مستمر برای پزشکان و کدگذاران علتهای مرگ پیشبینی و اجرا شود.
زینب شاطری امیری، سیده سمانه حسینی، لیدا جراحی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کاربرد مقالات کارآزمایی بالینی در مطالعات مرور سیستماتیک و راهنمای مداخلات بالینی شتاب بالایی گرفته است. ارزیابی کیفیت مقالات، جزیی از مطالعات مرور سیستماتیک و موثر در قابلیت استناد است. این مطالعه به بررسی کیفیت گزارش و استفاده از شیوه های تصادفی سازی، کورسازی و تخصیص تصادفی مقالات کارآزمایی بالینی تصادفی شده دانشگاه علوم پزشکی مشهد پرداخته است.
روش کار: در این مطالعه مقالات کارآزمایی بالینی تصادفی شده با وابستگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد نمایه شده در پایگاه اطلاعاتی PubMed تا سال 2018 بررسی شد.
یافتهها: از 257 مقاله واجد شرایط مقالات بالینی دندانپزشکی ( 44 مقاله، 1/17درصد)، بیماریهای زنان و زایمان (28 مقاله، 9/10 درصد) و بخش داخلی (23 مقاله ، 9/8درصد) بیشترین فراوانی نسبی انتشار مقالههای کارآزمایی تصادفی شده را داشتند. تعداد 83 مطالعه (3/32درصد) به شیوه تصادفیسازی اشاره نموده که اغلب (9/86 درصد) تصادفی ساده بود. در 138 مطالعه (7/53 درصد) کورسازی ذکر شده که بیشتر دو سوکور (2/70 درصد) بود. تنها در سه مطالعه (2/1 درصد) پوشیدهسازی تخصیص اشاره شده بود.
نتیجهگیری: ذکر شیوه تخصیص تصادفی و تصادفیسازی در مقالهها بسیار کمتر از حد قابل قبول بود، که ممکن است این تصور را ایجاد کند که پژوهشگر در اجرای این دو موضوع مهم در روش کار دچار خطا شده باشد. رعایت اصول نگارش علمی مقالههای کارآزمایی بالینی و پرهیز از خطا و تورش به افرایش اعتبار مقاله و افزایش شانس استناد به آن منجر میشود که در اهداف دانشگاههای برتر جهانی است.
زهرا نقیبی فر، حمید سوری، سودابه اسکندری، علیرضا رزاقی، سهیلا خداکریم،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کیفیت زندگی یک شاخص با ارزش برای اندازهگیری وضعیت سلامت افراد محسوب میشود. این مطالعه با هدف تعیین عوامل پیشگوییکننده برکیفیت زندگی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد که با مدل تحلیل مسیر اجرا شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی روی شرکتکنندگان در مطالعه کوهورت سلامت کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1397 انجام شد. برای جمعآوری اطلاعات از فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامههای استاندارد کیفیت زندگی، سلامت عمومی، فعالیت فیزیکی و فرسودگی شغلی استفاده شد. از نرمافزارهای SPSS نسخه 24 و Amos نسخه 24 برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: در مجموع 770 نفر برای مطالعه انتخاب شدند که از این تعداد 345 نفر(8/44 درصد) مرد بود. میانگین سنی و انحراف معیار شرکتکنندگان 4/8 ± 6/42 بود. تحلیل مسیر کیفیت زندگی شرکتکنندگان با مدل مناسب نشان داد شد (RMSEA= 0/014، CFI=0/999 , NFI = 0/991 , TLI = 0/994 , CMIN/DF = 1/146). علاوه بر این، سلامت عمومی (560/0) و فعالیت بدنی (078/0) با کیفیت زندگی ارتباط مستقیم و فرسودگی شغلی (178/0-) و سن (082/0-) ارتباط معکوس داشتند.
نتیجهگیری: در این مطالعه، میتوان نتیجه گرفت عواملی همچون سلامت عمومی، فعالیت بدنی و فرسودگی شغلی روی کیفیت زندگی شرکتکنندگان تأثیر دارند و توجه به عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی امری ضروری است.
فرشته عیدی، حسین فلاح زاده، رحمن پناهی، جمشید جمالی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: امروزه یکی از چالشهای بزرگ در سراسر جهان اضافهوزن و چاقی است. اضافهوزن و چاقی میتواند اثرات منفی بر کیفیت زندگی افراد بگذارد. لذا مطالعه حاضر باهدف تعیین روایی ساختاری نسخه فارسی پرسشنامه IWQOL-lite انجام شد.
روش کار: مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر در بین 310 نفر از افراد ساکن در شهر یزد انجام گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار m-plus6.2 و مدل تحلیل عاملی تأییدی چند سطحی انجام شد.
یافتهها: مدل تحلیل عاملی تأییدی چند سطحی برازش مناسبی به دادهها نداشت. مدل تحلیل عاملی تأییدی تک سطحی به داده بهصورت مناسب برازش دادهشده است (CLI:0.98, TLI:0.98, RMSEA:0.038).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر بیانگر عدم تأثیرگذاری مناطق شهر یزد بر کیفیت زندگی افراد بود. مدل تحلیل عاملی تأییدی تک سطحی روایی ساختاری پرسشنامه IWQOL-lite را تأیید کرد. لذا این پرسشنامه میتواند در جامعه ایرانی مورداستفاده قرار بگیرد.
آیسان امراهی تابیه، پروین سربخش، شمس الدین نامجو، حسین اکبری، حمید اله وردی پور،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از عوامل اثر گذار بر سلامت سالمندان سندرم آسیب پذیری است و کیفیت خواب احتمالا یکی از وضعیت های بالینی مرتبط با آن می باشد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین کیفیت و مدت خواب با سندرم آسیب پذیری در سالمندان شهر نقده انجام گرفته است.
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر بر روی 347 نفر از سالمندان 60 سال و بالاتر شهر نقده در سال 1399 به صورت نمونه گیری دو مرحله ای (ابتدا طبقه ای و سپس تصادفی ساده) انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه های دموگرافیک، آسیب پذیری ادمونتون و کیفیت خواب پیتزبورگ بود. از نرم افزار آماری SPSS25 برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که 30/3 % سالمندان آسیب پذیر بودند. نتایج همچنین نشان داد که بین کیفیت و کمیت خواب با آسیب پذیری سالمندان همبستگی آماری معنی دار وجود دارد (0/635r= ، 0/001> P و 0/170 – =r و 0/001> P). هم چنین بین تمامی حیطه های آسیب پذیری با کیفیت خواب ارتباط آماری معنی دار وجود داشت و مرتبط ترین حیطه ها به ترتیب شامل خلق، مصرف دارو و شناخت (0/487 =r، 0/397r = ، 0/381= r) بود.
نتیجهگیری: احتمالا کیفیت و کمیت خواب بر سندرم آسیب پذیری تاثیر می گذارد، بنابراین لازم است که مداخلات موثر بر بهبود کیفیت خواب و در نهایت کاهش آسیب پذیری سالمندان به خصوص در حیطه های شناخت و خلق در سطح کلان و سیاستگذاری های سلامت طراحی و اجرا گردد.
فرشته عیدی، راضیه جعفری زاده، فاطمه شوقی، امیر حسین مرادیان، فاطمه سادات دولت آبادی، سمیرا ربیعی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اضافه وزن و چاقی از مشکلات جدی سلامت عمومی هستند که شیوع آنها در میان نوجوانان طی دهههای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است. این وضعیت میتواند ابعاد مختلف کیفیت زندگی نوجوانان را تحت تأثیر قرار دهد. در این مطالعه، برای نخستین بار در ایران، کیفیت زندگی نوجوانان مبتلا به اضافه وزن و چاقی با استفاده از پرسشنامه اختصاصی IWQOL-kids مورد ارزیابی قرارگرفته است.
روش کار: مطالعه حاضر بر روی 170 نوجوان دختر و پسر مبتلا به اضافه وزن و چاقی در بازه سنی 11 تا 18 سال در مدارس استان خراسان شمالی انجام شد. نمونه گیری به روش خوشهای صورت گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه اختصاصی کیفت زندگی چاقی در نوجوانان (IWQOL-kids) جمع آوری و با استفاده از نرم افزار R4.3.2 و مدلهای رگرسیون تک متغیره و چندگانه تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین نمره کلی IWQOL-kids در دختران و پسران مبتلا به اضافه وزن و چاقی به ترتیب 16 ± 82/1 و 15/5 ± 86/4 بود. بین سن نوجوانان و تعداد خواهر و برادرها با عملکرد جسمانی، عزت نفس، و نمره کلی کیفیت زندگی ارتباط معنی داری مشاهده شد (0/05> p). همچنین بین سن نوجوانان و تعداد خواهر و برادرها با ابعاد زندگی اجتماعی و روابط خانوادگی ارتباط معنی داری وجود داشت (0/05> p).
نتیجهگیری: با توجه به تاثیر وزن بر کیفیت زندگی نوجوانان پیشنهاد می شود در مطالعات بعدی، ترکیب بدنی شرکت کنندگان نیز مورد ارزیابی قرارگیرد تا بتوان تاثیر تفاوت های جنسیتی برای کیفیت زندگی این گروه سنی را با دقت بیشتری بررسی کرد.
زهرا گائینی، هانیه مالمیر، سودا علیوردی زاده، پروین میرمیران، فریدون عزیزی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعات محدودی در زمینه نسبتهای چربی های رژیم غذایی محاسبه شده در قالب شاخص های کیفیت چربی، موجود است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین شاخص های کیفیت چربی رژیم غذایی و خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی در یک جمعیت بزرگسال ایرانی می باشد.
روش کار: برای انجام این مطالعه، 1849 نفر از بزرگسالان شرکت کننده در مرحله سوم مطالعه قند و لیپید تهران (سال 87-1384)، مطابق معیارهای ورود مطالعه انتخاب شده و تا سال 1396 (حدود 10 سال) مورد پیگیری قرار گرفتند. دریافت های غذایی در ابتدای مطالعه با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک 168-موردی ارزیابی گردید. خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی، تعدیل شده برای مخدوشگرهای احتمالی، در سهک های هریک از شاخص های کیفیت چربی های رژیمی شامل شاخص آتروژنیک، شاخص ترومبوژنیک، شاخص ارتقاء سلامت، نسبت اسیدهای چرب چندغیراشباع به اسیدهای چرب اشباع و نسبت اسیدهای چرب هیپوکلسترولمیک به هیپرکلسترولمیک با استفاده از آزمون رگرسیون کاکس تخمین زده شد.
یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان 45/9 (11/0) سال بود. در مدت 10/6 سال پیگیری، 172 نفر از شرکت کنندگان به بیماری های قلبی-عروقی مبتلا شدند. در مدل خام، خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی در شرکت کنندگان در بالاترین سهک شاخص ترومبوژنیک، 46 درصد بیشتر بود (نسبت مخاطره= 1/46، حدود اطمینان 95%: 2/15-1/00). با این حال این ارتباط در مدل های تعدیل شده معنادار باقی نماند. همچنین، هیچ ارتباط معنیداری بین سایر شاخصهای کیفیت چربی رژیم غذایی و خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی در مدلهای خام و تعدیل شده وجود نداشت.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر هیچ ارتباط معناداری میان شاخص های کیفیت چربی های رژیمی و بروز بیماری های قلبی-عروقی مشاهده نشد.
مهدی زارع سخویدی، مسلم طاهری سودجانی، محمدرضا صادقیان، محسن میرزایی، حسین آخوندی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن متابولیک در جهان است که مدیریت آن نیازمند مراقبتهای جامع بهداشتی است. این مطالعه مقطعی توصیفی با هدف تعیین وضعیت مراقبتی بیماران دیابتی در یزد و شناسایی شکافهای موجود در خدمات ارائه شده انجام شد.
روش کار: در این مطالعه، ۷۰۲ بیمار دیابتی ثبت شده در سامانه سیب وزارت بهداشت از طریق نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و برای شناسایی شکافهای مراقبتی، شاخصهای کلیدی مانند دفعات انجام آزمایش HbA1c، میزان ارجاع به پزشکان متخصص، دفعات مراجعه به مراکز درمانی، دریافت آموزش دیابت و سطح کنترل قند خون با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی و درصد فراوانی) در نرمافزار SPSS تحلیل و با استانداردهای بینالمللی مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که کیفیت مراقبت از بیماران دیابتی در یزد با استانداردهای مطلوب فاصله دارد؛ بهطوریکه تنها 63/7 درصد از بیماران آزمایش هموگلوبین (HbA1c) A1c انجام دادهاند و فقط 42/3 درصد کنترل بهینه قند خون داشتهاند. همچنین، 31/2 درصد از بیماران مبتلا به فشار خون سیستولیک بالا و ۱۲ درصد دچار فشار خون دیاستولیک بالا بودند. کمتر از نیمی از بیماران به متخصصان ارجاع داده شدهاند، 87/7 درصد سبک زندگی کمتحرکی داشته و اضافهوزن یا چاقی نیز در 79/5 درصد آنها مشاهده شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که شکافهای قابلتوجهی در کیفیت مراقبت از بیماران دیابتی در یزد وجود دارد، از جمله ارجاع ناکافی به متخصصان، پایش نامنظم آزمایشگاهی و ضعف در مداخلات سبک زندگی. بهبود برنامههای آموزشی، پیگیریهای منظم و رویکردهای جامع مراقبتی برای ارتقاء نتایج مدیریت دیابت ضروری است.