45 نتیجه برای مرگ
فاطمه شهبازی، حمید سوری، سهیلا خداکریم، محمدرضا قدیرزاده، سید سعید هاشمی نظری،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف این مطالعه، بررسی نابرابریهای جغرافیایی و اجتماعی - اقتصادی در مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی در ایران در سال 1394 بود.
روش کار: در این پژوهش توصیفی- مقطعی اطلاعات تمامی افرادی که در سال 1394 به دلیل سوانح ترافیکی فوت کرده بودند، از سازمان پزشکی قانونی کشور دریافت شد. برای تعیین نابرابری در میزان مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی بر اساس سطوح جغرافیایی از شاخص آنتروپی تایل و بهمنظور سنجش نابرابری براساس سطوح تحصیلاتی متوفیان از شاخص تمرکز مطلق و نسبی استفاده شد.
یافتهها: براساس یافتههای این مطالعه، میزان مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی در کل کشور 5/21 بهازای هر صدهزار نفر جمعیت بود. شاخص تایل برای مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی در بین استآنهای کشور 06/0 به دست آمد که بیانگر توزیع نابرابر میرایی ناشی از سوانح ترافیکی در بین استآنهای کشور بود. هنگامی که نابرابری را در سطوح جغرافیایی کوچکتر یعنی در بین شهرستآنهای هر استان سنجیده شد، یافتهها بیانگر توزیع یکنواخت و عادلانه در بین سطوح جغرافیایی کوچکتر بود. شاخص تمرکز 13/0- (فاصله اطمینان 95 درصد: 16/0-41/0-) نیز بیانگر توزیع عادلانهی سوانح ترافیکی در بین زیرگروههای تحصیلاتی متوفیان بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد مصدوم شدن به دنبال تصادف در راه اصلی خطر مرگ بیشتری دارد. در ارایه خدمات پیشبیمارستانی توجه به سن، وضع فشار خون، نبض، وضع مصدوم و نوع تروما میتواند بر بقای افراد تأثیرگذار باشد. بهتر است کارکنان پیشبیمارستانی با مهارت ناکافی از مداخلههای جایگزین لولهگذاری داخل تراشه، برای تأمین راه هوایی استفاده کنند.
سعیده آقامحمدی، اردشیر خسروی، الهه کاظمی، عزیزاله عاطفی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بخش اعظم منبع تشخیص سببهای مرگ در ایران، بیمارستانها هستند که بررسی این علتها و شناسایی سببهای نامناسب ثبت شده میتواند منجر به شناسایی مشکلات در زمینه ثبت سببهای مرگ شده و به ارتقای این نظام ثبتی کمک شایانی نماید. این مطالعه با هدف بررسی کیفیت سببهای مرگ ثبت شده در بیمارستانهای ایران در سال 1395 انجام شده است.
روش کار: جمعیت مطالعه، تمامی مرگهای ثبت شده در سامانه ثبت و طبقهبندی سببهای مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال 1395 بوده است. برای تحلیل کیفی دادههای سببهای مرگ از ابزار سازمان جهانی بهداشت (ANACONDA) استفاده شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای این بررسی 24درصد سببهای مرگهای ثبت در بیمارستان دارای خطای طبقه بندی (Miscalssification) بوده و در گروه سببهای پوچ مرگ قرار گرفتهاند. در میان گروههای سنی، بیشترین درصد گروه علتهای پوچ مرگ در گروه سنی بالای 70 سال و بیشترین درصد سببهای درست مرگ متعلق به گروه سنی زیر یکسال بوده است و بین 5 گروه سببهای پوچ مرگ، گروه سببهای فاقد جزئیات کافی در طبقهبندی بینالمللی بیماریها، دارای بیشترین درصد اشت.
نتیجهگیری: حدود 25 درصد از سببهای مرگهای تشخیص داده شده در بیمارستانهای ایران در گروه علتهای پوچ قرار گرفتهاند که برای برنامهریزی و سیاستگذاریها قابل استفاده نیستند. بنابراین لازم است برای ارتقای همه جانبه نظام ثبت علتهای مرگ در بیمارستانهای کشور مداخلههایی از جمله اجرای برنامههای ارزیابی فرایندها و آموزشهای مستمر برای پزشکان و کدگذاران علتهای مرگ پیشبینی و اجرا شود.
حمید سوری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: منطقه مدیترانه شرقی در رتبه سوم بیشترین مرگ ناشی از سوانح ترافیکی قرار دارد. این مطالعه به بررسی اپیدمیولوژی سوانح جادهای و برخی عوامل اصلی کنترل آن در ایران و مقایسه آنها با کشورهای منطقه مدیترانه شرقی میپردازد.
روش کار: این پژوهش با بهرهگیری از دادههای ثانویه به مقایسه و تحلیل سوانح ترافیکی منجر به مرگ در ایران و منطقه مدیترانه شرقی پرداخته است. منبع اصلی گردآوری دادههای این مطالعه، آخرین دادههای منتشرشده گزارش جهانی وضعیت ایمنی راه بود. دادههای مربوط به 175 کشور جهان و 19 کشور عضو منطقه مدیترانه شرقی در این پژوهش مورد تحلیل قرار گرفتند. برای ارایه راهکارهای سیاستی در کشور، مطالعهای مروری طراحی و انجام شد.
یافتهها: مرگومیرهای ناشی از سوانح ترافیکی در منطقه به تفکیک کاربران راه شامل 39 درصد در وسایل نقلیه چهارچرخ، 34 درصد عابران پیاده، 15 درصد وسایل نقلیه دو سهچرخ، 2 درصد در دوچرخهسواران و 10 درصد در سایر کاربران راه بوده است. مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی کاربران وسایل نقلیه چهارچرخ و عابران پیاده در منطقه مدیترانه شرقی بالاتر از متوسط جهانی بود. همچنین مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی کاربران وسایل نقلیه چهارچرخ و وسایل نقلیه دو یا سهچرخ در ایران از میانگین منطقه بالاتر بود.
نتیجهگیری: اگرچه ایران و کشورهای عضو منطقه مدیترانه شرقی برخی اقدامات پیشگیرانه مهمی را که توسط سازمان جهانی بهداشت توصیهشده است؛ اجرا میکنند، اما همچنان تلاشهای فراوانی برای اجرای مؤثر قوانین ایمنی جادهای موردنیاز است. تمرکز جدی بر نیازهای عابران، دوچرخهسواران و موتورسیکلتها که حدود 50 درصد از تلفات سوانح ترافیکی را تشکیل میدهند، ضروری است.
محمد تقی شاکری، راضیه یوسفی، مهدی قلیان اول، مریم سالاری، مریم امینی، امیر مازیار حامدی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بررسی دقیق مرگومیر کودکان در جامعه از جمله مهمترین راهکارها برای ارتقای سلامت کودکان است. این مطالعه با هدف بررسی توزیع سنی، روند و پیشبینی مرگومیر کودکان زیر5 سال استان خراسان رضوی کشور انجام شده است.
روش کار: جامعه مورد بررسی شامل اطلاعات مرگومیر کودکان زیر5 سال استان خراسان رضوی طی سالهای 96-1391 است که از سامانه ثبت علل و طبقهبندی مرگو میرمعاونت بهداشتی دانشگاه مشهد و 5 دانشگاه و دانشکده استخراج شده است. سببهای فوت بر اساس کدهای بینالمللیICD10 بازنویسی شد. در نهایت پس از پالایش دادهها با استفاده از نرمافزارANACoD، دادهها در نرمافزارهای Minitab نسخه 15 و Stata نسخه 16 قرار داده شدند و با استفاده از روشهای آمارتوصیفی و روشهای مدلبندی سری زمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین میزان مرگومیر کودکان زیر5 سال مربوط به سال 1393 و کمترین میزان مربوط به سال 1396 بود. با استفاده از روش تفاضلگیری دادهها را ایستا نموده و در نهایت مدلARIMA (1,1,2) به عنوان مدل مناسب شناسایی و برازش داده شد.
نتیجهگیری: میزان مرگومیر کودکان زیر5 سال در 4 سال مورد بررسی در استان خراسان رضوی کاهش خوبی داشته است و براساس پیشبینی مدل این کاهش در سالهای بعد هم ادامه دارد، اما همچنان با میزان مرگومیر در کشورهای توسعه یافته و برخی از کشورهای در حال توسعه فاصله زیادی وجود دارد. از این رو میتوان با افزایش سطح خدمات بهداشتی، سطح آگاهی خانوادهها و بهبود مراقبتهای دوران بارداری و زایمان مادران در راستای کاهش شاخص میزان مرگومیر کودکان زیر 5 سال تلاش نمود.
علی هادیان فر، صدیقه رستاقی، آزاده ساکی،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اپیدمی کووید-19 در اواخر سال 2019 در ووهان چین ظهور پیدا کرد و در مارس 2020 به یک همهگیر جهانی تبدیل شد. یکی از شاخصهای مهم نظام سلامت کشورها میزان مرگومیر بیمارستانی است که با یک وقفه زمانی یک تا دوهفتهای پس از بستری شدن رخ میدهد. هدف مطالعه حاضر بررسی روند خطر نسبی مرگومیر کووید-19 با در نظر گرفتن این وقفه زمانی بر اساس تعداد بستریهای روزانه است.
روش کار: دادههای موردمطالعه شامل موارد بستری و مرگومیر روزانه کووید-19 ایران برای دوره 250 روزه از 26 اردیبهشت تا 22 بهمن سال 1399 است که از پایگاه داده آنلاین گیت هاب بهدستآمده است. برای ارزیابی ارتباط و اثر تأخیری بین بستری روزانه در بیمارستان و خطر نسبی مرگ مدل سری زمانی لگ خطی با وقفه توزیعی بهکاربرده شد.
یافتهها: در طول بازه زمانی موردمطالعه میانگین تعداد بستری و فوت روزانه به ترتیب 5/731±2/1342 و 6/118±6/190 بوده است. نتایج مدل لگ خطی با وقفه توزیعی نشان داد که با افزایش میزان بستری روزانه میزان خطر نسبی مرگومیر در همان روز و روزهای بعد بهطور معنیداری افزایش مییابد بهطوریکه با عبور میزان بستریها از 2000 نفر در روز خطر نسبی تجمعی مرگ بیش از 1 میشود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که عبور میزان بستریها از 2000 نفر در روز، یک سطح هشدار برای سیستم درمانی کشور محسوب میشود. پیشگیری و رعایت پروتکلهای بهداشتی در مرحله اول و تشخیص زودرس بیماری در مرحله دوم در کنار افزایش امکانات بیمارستانها و آمادگی کادر درمان میتواند خطر نسبی مرگ را در پیکهای احتمالی آینده کاهش دهد.
ندا فرجی، نفیسه سادات علی زاده، مجید اکرمی، زاهدین خیری، حدیثه هوسمی رودسری، نرجس زارعی جلال آبادی، سمانه اکبر پور، محمد عارفی، فاطمه تقی زاده، صفیه محمد نژاد، فروغ گودرزی،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: گزارشها حاکی از آن است که مرگومیر به علت بیماری کووید-19 در سالمندان بیشتر از سایر گروههای سنی است. ازآنجاکه تاکنون، مطالعات محدودی بر روی بیماران سالمند در ایران انجامشده لذا در مطالعه حاضر سعی شده است به بررسی ویژگیهای بالینی و بقا در بیماران سالمند مبتلا به کووید-19 در بیمارستان بهارلو تهران پرداخته شود.
روش کار: این مطالعه همگروهی گذشتهنگر بر روی اطلاعات افراد سالمند مبتلا به کووید-19 بستریشده در بیمارستان بهارلو تهران انجامشده است. اطلاعات بیمارانی که در بیمارستان بستریشده بودند حداقل تا زمانی که ترخیص یا فوت شدند مورد پیگیری قرار گرفتند و درنهایت با استفاده از رگرسیون کاکس عوامل مرتبط با بقا مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: درمجموع 522 بیمار وارد مطالعه شدند که 8/53 درصد آنها مرد بودند و 101 نفر از آنها فوت شدند. میانگین سنی افراد فوتشده 3/76 سال با انحراف معیار 6/8 سال بود. شایعترین علائم بالینی بیماران در بدو بستری شدن، اختلال در تنفس (5/69درصد)، سرفه(1/61درصد) و تب(1/51 درصد) بود. نتایج رگرسیون کاکس نشان داد که به ازای افزایش یک سال سن، خطر مرگ 5درصد افزایش خواهد یافت. علاوه براین، تجویز مکمل کلسیم خطر مرگ را 35 درصد کاهش خواهد داد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تجویز مکمل کلسیم میتواند با افزایش بقا سالمندان و کاهش مرگ آنها در ارتباط باشد. با توجه به کمبود کلسیم در جمعیت ایرانی و از طرفی نقش محافظتی کلسیم در کووید-19، این موضوع در سالمندان بیمار حائز اهمیت است که نیاز به بررسیهای بیشتری در آینده دارد.
محمد علی سلیمانی، نرگس دالوند، سیمین زرآبادیپور، زینب علیمرادی، ازکان گورگولو، نسیم بهرامی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ارزیابی دقیق افسردگی مرگ بیماران، مستلزم ابزاری اختصاصی و متناسب با فرهنگ هر جامعه است. این مطالعه با هدف ارزیابی ویژگیهای روانسنجی مقیاس افسردگی مرگ در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه روششناختی،246 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان ولایت شهر قزوین، مقیاس 17 گویهای افسردگی مرگ تمپلر را تکمیل کردند. ویژگیهای روانسنجی این مقیاس با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، امگا و پایایی مرکب بررسی شد.
یافتهها: تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که 6 گویه در نسخه فارسی بار عاملی لازم را کسب نکردند و حذف شدند. یازده گویه باقیمانده بهصورت تکعاملی 91/66 درصد از واریانس این مفهوم را تبیین میکرد. در تحلیل عامل تأییدی، 11 گویه دارای شاخصهای برازش مناسبی بودند(χ2 = 97.664, p < .001, χ2/df = 2.504, GFI = .932, CFI = .972, IFI = .973, TLI = .961, SRMR = .030, and RMSEA = .079) ضریب آلفای کرونباخ 95/0، ضریب امگای 95/0 و ضریب پایایی مرکب 96/0 نشان دهنده پایایی قابل قبول نسخه 11 گویهای بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد مقیاس افسردگی مرگ با 11 گویه از روایی و پایایی مناسبی در بین مبتلایان به سرطان پستان ایرانی برخوردار بود. با توجه به پارامترهای مناسب روانسنجی، این ابزار میتواند در مطالعههای بعدی بهمنظور ارزیابی افسردگی مرگ بهکار گرفته شود.
سید احمد هاشمی، کورش هلاکویی نائینی، محمد علی منصورنیا، رحیم اکرمی، مهین نوملی، طناز ولدبیگی، والیه منتی، حسینعلی آدینه، محمدرضا تقوی، مجید غفوری، سالار پوربرات، امین حسین زاده، مهدی فرح دل، محمدرضا آرمات، مهدی حارث آبادی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کووید-19 یک بیماری جدید است و در مورد عوامل خطر بیماری، اطلاعات محدودی در دسترس است. هدف، این مطالعه تعیین عوامل خطر مرگومیر در بیماران مبتلا به کووید-19 در شمال شرق ایران بوده است.
روش کار: در این مطالعه مورد شاهدی، بیماران از هر دو جنس و مبتلا به کووید-19 با تشخیص قطعی کووید-19 که طی مدت مطالعه فوت شدند، بهعنوان گروه مورد و بیمارانی که با حال عمومی خوب آماده ترخیص بودند، بهعنوان گروه شاهد مطالعه شدند. تجزیهوتحلیل داده با نرمافزار STATA نسخه 14 و آمارههای توصیفی و آزمونهای آماری رگرسیون لجستیک تک متغیره و چندگانه انجام شد.
یافتهها: 611 بیمار شامل 27 درصد موردها و 73 درصد شاهدها بودند. آنالیزها نشان داد که سن بالاتر از 80 سال نسبت به سن 50 تا 60 سال شانس مرگ 8/2 برابر بود. همچنین داشتن سن پایینتر از 40 سال حدوداً 85 درصد شانس مرگ از این بیماری را کاهش میداد. زندگی در روستا شانس مرگ را 2/2 برابر مینماید. علائم بیماری سرفه، ضعف عمومی، درد بدن و تهوع و استفراغ شانس زنده ماندن را بیشتر میکرد.
نتیجهگیری: شانس مرگ بیماران پیر مبتلا به کووید-19 بیشتر است، همچنین زندگی در مناطق روستایی باعث افزایش دو برابری مرگ میشود. اگرچه علائم سرفه و خستگی با کاهش مرگ در بیماران موردمطالعه همراه است ولی برای قضاوت صحیح درباره آنها لازم است تا سایر عوامل پنهان بررسی نشده را نیز در نظر گرفت.
محمد ساسانی پور، اردشیر خسروی، مهیار محبی میمندی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به سهم بالای حوادث غیرعمدی از علل مرگ بهویژه برای مردان در کشور و همچنین تغییرات آن در دهه اخیر، این مقاله در تلاش است تا سهم حوادث غیرعمدی در تفاوت جنسی امیدزندگی در بدو تولد در کشور در دهه اخیر را موردبررسی قرار دهد.
روش کار: دادههای مرگ برای سالهای 1385 تا 1394 از سامانه ثبت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اخذشده است. سپس میزان مرگ کودکان با استفاده از روش رویکرد نسلی بین دو سرشماری و مرگ بزرگسالان با استفاده از روش بنت - هوریوشی اصلاحشده است. سپس نقش تغییرات مرگ ناشی از حوادث غیرعمدی در فزونی امیدزندگی زنان در کشور با استفاده از روش تجزیه آریاگا محاسبهشده است.
یافتهها: تفاوت جنسی امیدزندگی در سال 1385 حدود 3.5 سال بوده است که در سال 1390 به 2.9 سال کاهش و سپس با اندکی افزایش در سال 1394 به 3 سال افزایش مییابد. حوادث غیرعمدی در هر سه دوره نقش مسلط در تفاوت جنسی مرگ داشتند اما سهم آن در طول زمان بهطور قابلتوجهی کاهشیافته و از 60 درصد به حدود 42 درصد در فاصله سالهای 1385 تا 1394 رسیده است.
نتیجهگیری: با توجه به کندشدن روند افزایش امیدزندگی در بدو تولد در ایران طی دهههای اخیر، توجه به مرگ افتراقی ازجمله تفاوتهای جنسی مرگ و شناسایی پتانسیلهای افزایش امیدزندگی برحسب گروههای مختلف میتواند منجر به افزایش امیدزندگی در کشور شود.
مهوش غلامحسین زاده، لاله قدیریان مارنانی، الهام احسانی چیمه، فاطمه رجبی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: توزیع علل فوت، نشاندهنده توزیع عوامل خطر مرگ بوده و مبنای برنامهریزی و مداخله برای کاهش عوامل خطر است. کیفیت و نحوه ثبت اطلاعات، به علت ضعف در فرایندهای تکمیل و صدور گواهی فوت و یا شیوه کدگذاری، دارای مشکلاتی است. هدف از این مطالعه، تبیین چالشهای ثبت مرگ و نیز ارائه راهکار در این زمینه است.
روش کار: این مطالعه کیفی، در نیمه دوم سال 1398 در دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام شد. جامعه هدف، مدیران و کارشناسان برنامه ثبت مرگ بود. نمونهگیری بصورت هدفمند و تمامشماری انجام شد. گردآوری دادهها از طریق مصاحبه عمیق با استفاده از راهنمای پرسشگری، و تحلیل محتوای قراردادی همزمان جهت شناسایی مضامین کلیدی انجام گرفت. برای اطمینان از اعتبار و مقبولیت دادهها، مرور و بازنگری دادهها توسط دو نفر از همکاران تحقیق و مشارکتکنندگان انجام شد.
یافتهها: طبق تحلیل محتوای 24 مصاحبه، چالشهای اصلی ثبت مرگ شامل نیروی انسانی، سازماندهی نظام ثبت مرگ در کشور، سیستم نرم افزاری ثبت مرگ و پیادهسازی آن بود. این مضامین از 45 زیرطبقه و 13 طبقه اصلی انتزاع گردید.
نتیجهگیری: با توجه به چالشهای مطرح شده توسط مدیران و کارشناسان ثبت مرگ، اصلیترین مداخلات پیشهادی جهت ارتقای نظام ثبت مرگ شامل جذب نیروهای مناسب، توانمندسازی و ایجاد انگیزه در ردههای مختلف نیروی انسانی، توسعه همکاری درون بخشی و برون بخشی و افزایش جلب مشارکت مردم، پایش و ارزیابی مداوم جهت شناسایی نقاط قوت و ضعف نظام ثبت مرگ و مدیریت آنها، توجه ویژه به توسعه نرمافزار ثبت مرگ و زیرساختهای مورد نیاز آن مانند دسترسی به اینترنت و تجهیزات مورد نیاز، توجه به تعدد سامانهها و تلاش در جهت یکپارچهسازی آنها میباشد.
نسیبه زنجری، محمد ساسانی پور،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرعت افزایش امیدزندگی در ایران طی دو سه دهه اخیر کند شده است. در این مقاله با توجه به افزایش مرگ و میرها در سنین سالمندی در کشور، نقش تغییرات علل مرگ در این سنین در افزایش امیدزندگی در سالهای 1385 و 1395 بررسی شده است.
روش کار: دادههای مرگ و میر بر حسب سن و جنس و علل مرگ در کشور برای سالهای 1385 و 1395 از سامانه ثبت و طبقهبندی علل مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اخذ شده است. ارزیابی و اصلاح کم ثبتی مرگ از سنین کودکی تا بزرگسالی بر اساس روشهای براس – تراسل و توسعه یافته بنت – هوریوشی انجام شد. سپس با استفاده از روش تجزیه آریاگا، نقش گروههای سنی و علل مرگ سالمندان در افزایش امیدزندگی در بدو تولد محاسبه شده است.
یافتهها: امیدزندگی در بدو تولد مردان کشور طی سالهای 1385 تا 1395، 3/7 سال افزایش یافته است که سهم تغییرات علل مرگ سالمندان در این افزایش 2 سال بوده است. از مجموع افزایش 3/1 سال در امیدزندگی زنان کشور، 1/57 سال آن نیز مربوط به تغییرات علل مرگ در سنین سالمندی بوده است. به ترتیب 74 درصد و 57 درصد از نقش مرگ و میر سنین سالمندی زنان و مردان در افزایش امیدزندگی کشور ناشی از بیماریهای قلبی - عروقی بوده است.
نتیجهگیری: در بستر گذارهای ساختار سنی، ادامه روند انتقال مرگ و میر به سنین بالاتر در دهههای آینده دور از انتظار نیست. نتایج این پژوهش نشان داد که لازم است در اولویتگذاریهای سیاستی به بیماریهایی که به ویژه سنین سالمندی را تحتتأثیر قرار میدهند، توجه بیشتری شود.
خدیجه یاری فرد، مریم تاجور، مهدیه حیدری،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناخت فراوانی و علل مرگ و روند هر علت در طول زمان برای برنامه ریزی جهت ارتقاء سلامت هر جامعه ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی روند تغییرات در نرخ مرگ جوانان و علل آن در بین جمعیت جوان منطقه مدیترانه شرقی میباشد.
روش کار: مطالعه حاضر بر اساس تحلیل ثانویه دادههای مرگ جوانان 15 تا 24 ساله در بین سالهای 1990 تا 2019 در کشورهای منطقه مدیترانه شرقی شامل 22 کشور انجام شده است. این یک مطالعه طولی از نوع روند میباشد که تغییرات میزان و علل مرگ جوانان منطقه را بر اساس ICD-10 در طول سه دهه مورد بررسی قرار داده است. دادههای این مطالعه از سایت GBD، مربوط به موسسه IHME ،گرد آوری شد و از آمار توصیفی و آزمون رگرسیون خطی برای تحلیل دادهها استفاده شد که در آن "میزان نرخ یا علل مرگ" به عنوان متغیر وابسته و عامل "زمان" به عنوان متغیر مستقل میباشد.
یافتهها: میزان مرگ جوانان در منطقه مدیترانه شرقی، بجز در کشورهای سوریه و لیبی در طول 30 سال مورد بررسی، روند کاهشی داشته است و سوریه تنها کشور با روند نرخ مرگ فزاینده معنی دار میباشد. بیشترین کاهش را کشورهای افغانستان، سومالی و سودان تجربه کرده اند. بیشترین علت اصلی مرگ جوانان ناشی از حوادث بوده و در طول دوره، روند آن تغییر چندانی نداشته است. دو علت اصلی دیگر مرگ، شامل مرگ ناشی از بیماریهای واگیر و غیر واگیر، هر دو روند کاهشی معنیداری داشته است، بویژه بیماریهای واگیر. از میان علل فرعی، شایعترین علت مرگ تا سال 2010 مربوط به حوادث جادهای بود و از سال 2010 به بعد مرگ به علت خود آزاری و خشونتهای بین فردی رتبه اول را دارد که هم این علت و هم مرگ به علت مصرف مواد، روند افزایشی معنیداری دارند.
نتیجهگیری: با وجود روند کاهشی در میزان مرگ جوانان در طول سه دهه گذشته، مرگهای ناشی از حوادث همچنان چشمگیر هستند. البته بنظر میرسد مداخلات دهه اخیر در کاهش مرگ ناشی از حوادث جادهای موفق عمل کرده و هم اکنون مقابله با عوامل زمینهساز مرگهای ناشی از خودآزاری و خشونت بین فردی و همچنین مصرف مواد در جوانان در اولویت اول مداخلات مورد نیاز قرار داشته باشد.
زهرا جعفرآبادی، فرید ابوالحسنی، محمدحسن لطفی، حسین فلاحزاده،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان کولورکتال دومین سرطان شایع در زنان و چهارمین در مردان ایرانی است. در استان یزد چهارمین سرطان در زنان و پنجمین در مردان است. هدف از این مطالعه برآورد بار سرطان کولورکتال در استان یزد در سال 1395 بود.
روش کار: این مطالعه بهصورت توصیفی- مقطعی روی جمعیت استان یزد در سال 1395 انجام شد. برای محاسبهی بار سرطان کولورکتال از راهبر CanMod استفاده شد. اطلاعات موردنیاز، شامل جمعیت استان یزد، میزان بروز سرطان کولورکتال، میزان مرگ ناشی از سرطان کولورکتال، میزان مرگ ناشی از همه علل و میزان بقای بیماران که به ترتیب از مرکز آمار ایران، نظام ثبت سرطان و نظام ثبت مرگ، مرکز بهداشت استان یزد و نظر متخصصان استانی جمعآوری و نهایی شد.
یافتهها: مقدار کلی بار سرطان کولورکتال در استان یزد 632 سال (382 سال در مردان و 250 سال در زنان) محاسبه شد؛ مقدار YLL و YLD ناشی از سرطان کولورکتال در هر دو جنس بهترتیب 478 سال و 154 سال بود. میزان بار سرطان کولورکتال در مردان 65 و در زنان 45 سال (بهازای صد هزار نفر) برآورد شد. اوج سنی میزان بار این سرطان در گروه سنی بالای 60 سال برآورد شد.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن میزان بروز و قابلیت درمان در مراحل اولیهی بیماری، غربالگری و تشخیص در مراحل اولیه میتواند از اولویتهای بهداشتی استان باشد، اما قضاوت قطعی زمانی انجام میشود که بار سایر بیماریها و آسیبها نیز در استان محاسبه شود.
فرنوش زرآبادی پور، فاطمه محمدی، زهرا حسین خانی، سیده آمنه مطلبی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ترس از کووید-19 در سالمندان شایع بوده و بر وضعیت جسمی و روانی آنان تأثیر منفی بجای میگذارد. ازآنجاکه خودتنظیمی، بهعنوان عاملی برای کنترل و مدیریت هیجان و اضطراب است؛ بنابراین، مطالعه حاضر باهدف تعیین رابطه بین ترس از کووید-19 و اضطراب مرگ با نقش میانجیگری خودتنظیمی در سالمندان ساکن شهر قزوین صورت گرفت.
روش کار: این مطالعه توصیفی – مقطعی بر روی 430 سالمند 60 سال و بالاتر ساکن شهر قزوین در سال 1400 انجام شد. نمونههای موردمطالعه با روش نمونهگیری خوشهای، انتخاب شدند. بهمنظور جمعآوری دادهها، از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامههای ترس از کووید-19، اضطراب مرگ تمپلر و خودتنظیم گری ایبانز و همکاران (2005) استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش آماری تحلیل مسیر استفاده شد.
یافتهها: میانگین سنی سالمندان شرکتکننده در مطالعه، 6/40 ± 66/88 سال بود. نتایج مطالعه، رابطه معنادار و مثبت بین ترس از کووید-19 و اضطراب مرگ (0/001>, P0/60 = β) و ارتباط معکوس بین خودتنظیمی و ترس از کووید (0/021 =, P0/24-= β) و اضطراب مرگ (0/021 =, P0/10-= β) را نشان داد. همچنین، نتایج نقش میانجیگری خودتنظیمی در ارتباط بین ترس و اضطراب مرگ را تائید نمود.
نتیجهگیری: با توجه به نقش میانجیگری خودتنظیمی در ارتباط بین ترس از کووید 19 و اضطراب مرگ، پیشنهاد میشود با آموزش راهکارهایی به سالمندان در جهت ارتقاء سطح خودتنظیمی، باعث کنترل یا کاهش تأثیرات منفی ترس از کووید-19 در این جمعیت آسیبپذیر شد.
محبوبه حجتی، ندا یعقوبیه، جلال کریمی، منصور فیروزبخت، امید ایروانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دوران کودکی پرمخاطرهترین دوران زندگی است و بررسی علل مرگ کودکان و جلوگیری از موارد قابلپیشگیری نقش مهمی در وضعیت سلامت و بهرهوری خانواده و جامعه دارد، هدف از مطالعه حاضر بررسی اپیدمیولوژیک مرگ کودکان زیر 5 سال ارجاعی به پزشکی قانونی استان اصفهان است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی و گذشتهنگر، پرونده 194 کودک زیر 5 سال (109 پسر و 85 دختر) که در طی سالهای 1397 تا 1400به مرکز پزشکی قانونی اصفهان ارجاع شدهاند؛ مورد بررسی قرار گرفت و علل مرگ بر اساس معیارهای ICD10 و ویژگیهای جمعیتشناختی و بالینی آنها استخراج گردید. اطلاعات بهدستآمده با استفاده از آزمون آماری کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: ازنظر توزیع علل مرگ غیرطبیعی، 30/4% مرگ به علت وقایع خانگی، 22/7% مرگ به علت بیماری مزمن، 21/1% مرگ به علت تصادفات، 17/5% مرگ به علت بیماری حاد، 2/1% مرگ به علت آسفیکسی، 3/1% مرگ به علت سندرم مرگ ناگهانی و 3/1% مرگ به علت متفرقه اتفاق افتاده است. تفاوت معنادار آماری بین علت مرگ و گروه سنی، محل فوت، سابقه بیماری و سال فوت وجود دارد (0/05>P) ولی بین علت مرگ با جنس و ملیت تفاوت معنادار آماری وجود ندارد (0/05<P).
نتیجهگیری: در بین علل فوت، مرگ ناشی از حوادث و سوانح بیشترین علت فوت بود. بنابراین با توجه به قابلیت انجام اقدامات پیشگیرانه، لازم است سیاستگذاری آتی در جهت تأمین سلامت و امنیت کودکان صورت گیرد.
فاطمه شهبازی، سلمان خزایی، محمد میرزایی، سید جلالالدین بطحایی، علی ظهیری، منوچهر کرمی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف تعیین میزان مرگ و میر و محاسبه سالهای از دست رفته عمر (YLL) به دلیل ابتلا به عفونت کووید-19 در استان همدان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، اطلاعات مربوط به تعداد مرگ ناشی از ابتلا به عفونت کووید ـ 19 از معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی همدان اخذ شد. بازه زمانی انجام پژوهش از اسفند سال 1398 تا اسفند 1399 بود. مرگهای ثبتشده توسط معاونت بهداشتی شامل مرگهای رخداده در بیماران سرپایی و بستری بود. مقدار YLL بر اساس دستورالعمل Global Burden of Disease 2010 محاسبه شد.کلیه اطلاعات پس از جمعآوری در نرم افزار اکسل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در طول دوره یک ساله مطالعه 1556 مورد مرگ به دلیل ابتلا به عفونت کووید-19 در استان همدان اتفاق افتاد. تعداد سالهای ازدست رفته عمر به علت مرگ زودرس در مردان 15783 سال (49/99 در هزار نفر)، در زنان 12794 سال (38/43 در هزار نفر) و در هر دو جنس 28577 سال (44/08 در هزار نفر) به دست آمد. مقدار YLL در مناطق شهری و روستایی نیز به ترتیب 19824 و 8753 سال بود.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه عفونت با ویروس کووید-19 منجر به از دست رفتن سالهای بالقوه عمر به ویژه در مردان، گروههای سنی بالای60 سال و مناطق شهری شد؛ لذا برنامههای مداخلاتی باید بر اهمیت تشخیص زود هنگام موارد بیماری برای کاهش شدت بیماری و متعاقب آن کاهش موارد مرگ و همچنین کنترل بهتر بیماری در سالمندان که مسئول بیشترین مقدار YLL هستند متمرکز شوند.
بتول ربانی، اردشیر خسروی، مهین سادات عظیمی، جعفر صادق تبریزی، عزیزالله عاطفی، امین عطایی، حسین کاظمینی، الهام رشیدیان،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: به طور کلی چهار گروه از بیماریهای غیرواگیر (بیماریهای قلبی و عروقی، سرطان، دیابت و بیماریهای مزمن تنفسی) بیش از 80% از علل مرگ زودرس را در سال به خود اختصاص میدهند و بیش از 85% آنها در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ میدهد. این مطالعه با هدف برآورد احتمال مرگ زودرس ناشی از این بیماریها در استانهای ایران انجام شد.
روش کار: دادههای علل مرگ برای سالهای 1395 تا 1398 از سامانه نظام ثبت و طبقهبندی علل مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی استخراج گردید. پس از اصلاح کم شماری مرگ (با استفاده از روش پیشنهادی Adair و Lopez) احتمال مرگهای زودرس ناشی از بیماریهای غیرواگیر محاسبه گردید.
یافتهها: بیماریهای غیرواگیر (چهار بیماری اصلی) در سالهای 1395 تا 1398 به ترتیب 68/98، 69/44، 69/17 و 67/94 درصد از کل موارد مرگ کشور را تشکیل میدادند. احتمال مرگ زودرس کشوری ناشی از بیماریهای اصلی غیرواگیر در سالهای 1395 تا 1398 به ترتیب 14/95، 15/15، 15/25 و 16/63 درصد بود و بیشترین درصد احتمال مرگ زودرس در استان گلستان بود.
نتیجه گیری: درصد احتمال مرگ بیماریهای غیر واگیر یکی از شاخص های مهم برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیر واگیر در سطح ملی و بین المللی می باشد که باید مورد پایش مستمر قرار گیرد. با توجه به اختلاف عوامل اجتماعی-اقتصادی و شرایط اپیدمیولوژیک بین استان های مختلف کشور، لازم است مطالعات جامعی به منظور شناسایی عوامل اجتماعی-اقتصادی، همه گیر شناسی و سایر عوامل خطر بیماری در هر استان طراحی و اجرا گردد.
ملیحه دادگرمقدم، مجید خادم رضائیان، زینب شاطری امیری،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: جدید و ناشناخته بودن و سرعت بالای گسترش کووید- 19 مدیریتی فراتر از امکانات و توان سیستم بهداشتی درمانی را می طلبد . مطالعه حاضر به نقش و ارتباط برخی تعیین کننده های اجتماعی سلامت با پیامد نهایی مبتلایان می پردازد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی با استفاده از روش سرشماری اطلاعات 182602 نفر مبتلایان به کووید-19 در جمعیت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد (بطور سرپایی و یا بستری) ازاسفند 1398 تااسفند 1399، از سه منبع اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفت و از مدل رگرسیون لجستیک برای تعیین پیشگویی کنندگی عوامل ساختاری تعیین کننده های اجتماعی سلامت استفاده شد.
یافتهها: از 182602 نفرمبتلا تعداد 100407 نفر (55%) مرد و 82195 نفر (45%) زن بودند. رگرسیون لجستیک چند متغیره نشان داد که شانس مرگ و میرناشی از ابتلا به کرونا با افزایش هر یک سال سن برابر (1/077-1/073)1/075، مردان نسبت به زنان برابر (2/73-2/06)2/37 بیشتر و با سطح تحصیلات رابطه معکوس داشت (0/001 > PV). وضعیت شغل تاثیر معناداری بر افزایش شانس مرگ ومیر نشان نداد. وجود دیابت با (1/38-1/19)1/28=OR و بیماری زمینه ای (1/22-1/09)1/16= OR و ضعف سیستم ایمنی با (9/80-6/44)7/94 =OR، با افزایش شانس مرگ ومیر همراه بودند. بارداری با (1/42-0/57)0/90=OR و فشارخون بالا با (1/02-0/89)0/95=OR مورد توجه بودند.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط مولفه های اجتماعی سلامت با پیامد مرگ مبتلایان کووید-19 توصیه می شود که سیاست گذاران نسبت به درگیر ساختن بخشهای خارج ازسیستم بهداشت و درمان در امر سلامت اهتمام ورزند.
محمدرضا بلوچ حسنخانی، علی اکبر حق دوست، یونس جهانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تجزیه و تحلیل روند زمانی عواملی مانند میزان بیماری و مرگ از مولفه های مهم در برنامه ریزی های مربوط به سلامت هر جامعه است. تحلیل روند زمانی، این امکان را فراهم می کند تا تغییرات در طول زمان با دقت بیشتری تفسیر شوند. این مطالعه با هدف بررسی عملکرد رگرسیون Joinpoint جهت تحلیل روند انجام شد.
روش کار: در این مطالعه سعی شده است ابتدا با زبانی ساده، مفهوم مدل رگرسیون Joinpoint ارائه شود و سپس با اجرای این مدل بر روی داده های میزان مرگ و میر ناشی از سرطان کبد به دلیل مصرف الکل طی 30 سال در ایران کاربرد آن ارائه گردد.
یافته ها: نتایج تحلیل روند نشان داد، میزان مرگ و میر استاندارد شده سنی ناشی از سرطان کبد به دلیل مصرف الکل طی 30 سال در ایران (1990 تا 2019) به طور میانگین هر سال 0/8 درصد کاهش یافته است و پیش بینی نیز نشان داد این روند کاهشی ادامه دارد.
نتیجه گیری: به طور کلی مهمترین مزیت رگرسیون Joinpoint نسبت به سایر مدل ها، شناسایی زمانهایی است که تغییرات قابل توجهی در روندها رخ داده است. بنابر نتایج حاصل، میزان مرگ و میر ناشی از سرطان کبد به دلیل مصرف الکل طی 30 سال در ایران را می توان به پنج دوره با میزان تغییرات متفاوت تقسیم کرد.
مرضیه فتاحی دارغلو، حمید غیبی پور، ندا مهدوی، فاطمه شهبازی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیش از 12 نوع سرطان در تماس با عوامل محیطی و سرطان زاهای شغلی ایجاد می گردند، لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی روند میزان مرگ ومیر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی منتسب به سرطان زاهای شغلی در استان همدان در فاصله سال های 1370 تا 1401 بود.
روش کار: در این مطالعه اکولوژیک برای جمع آوری داده های مورد نیاز از سایت بار جهانی بیماری ها استفاده گردید. روند تغییرات مرگ و میر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی با رگرسیون نقاط اتصال و نرمافزار Join Point Regression مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میزان سالهای عمر از دست رفته (به دلیل مرگ زودرس و ناتوانی) منتسب به سرطان زاهای شغلی در استان همدان از 10/31 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1370 به 23/33 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1401 افزایش یافته بود. متوسط تغییرات سالیانه در سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان زاهای شغلی در زنان (3/79) و مردان (2/57) بود. میزان مرگومیر از همه علل که بهدلیل مواجهه با سرطان زاهای شغلی ایجاد شده بود از 0/31 بهازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1370 به 0/74 به ازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1401 رسیده بود (میانگین درصد تغییرات سالیانه = 2/78؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 2/68 تا 2/90).
نتیجهگیری: بهطورکلی روند میزان مرگومیر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان زاهای شغلی در استان همدان دارای یک روند افزایشی بود. انجام غربالگری های دوره ای در کارگران شاغل در مشاغل پرخطرتر برای کاهش بار سرطان های شغلی حائز اهمیت است.