25 نتیجه برای Gis
مهوش غلامحسین زاده، لاله قدیریان مارنانی، الهام احسانی چیمه، فاطمه رجبی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: توزیع علل فوت، نشاندهنده توزیع عوامل خطر مرگ بوده و مبنای برنامهریزی و مداخله برای کاهش عوامل خطر است. کیفیت و نحوه ثبت اطلاعات، به علت ضعف در فرایندهای تکمیل و صدور گواهی فوت و یا شیوه کدگذاری، دارای مشکلاتی است. هدف از این مطالعه، تبیین چالشهای ثبت مرگ و نیز ارائه راهکار در این زمینه است.
روش کار: این مطالعه کیفی، در نیمه دوم سال 1398 در دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام شد. جامعه هدف، مدیران و کارشناسان برنامه ثبت مرگ بود. نمونهگیری بصورت هدفمند و تمامشماری انجام شد. گردآوری دادهها از طریق مصاحبه عمیق با استفاده از راهنمای پرسشگری، و تحلیل محتوای قراردادی همزمان جهت شناسایی مضامین کلیدی انجام گرفت. برای اطمینان از اعتبار و مقبولیت دادهها، مرور و بازنگری دادهها توسط دو نفر از همکاران تحقیق و مشارکتکنندگان انجام شد.
یافتهها: طبق تحلیل محتوای 24 مصاحبه، چالشهای اصلی ثبت مرگ شامل نیروی انسانی، سازماندهی نظام ثبت مرگ در کشور، سیستم نرم افزاری ثبت مرگ و پیادهسازی آن بود. این مضامین از 45 زیرطبقه و 13 طبقه اصلی انتزاع گردید.
نتیجهگیری: با توجه به چالشهای مطرح شده توسط مدیران و کارشناسان ثبت مرگ، اصلیترین مداخلات پیشهادی جهت ارتقای نظام ثبت مرگ شامل جذب نیروهای مناسب، توانمندسازی و ایجاد انگیزه در ردههای مختلف نیروی انسانی، توسعه همکاری درون بخشی و برون بخشی و افزایش جلب مشارکت مردم، پایش و ارزیابی مداوم جهت شناسایی نقاط قوت و ضعف نظام ثبت مرگ و مدیریت آنها، توجه ویژه به توسعه نرمافزار ثبت مرگ و زیرساختهای مورد نیاز آن مانند دسترسی به اینترنت و تجهیزات مورد نیاز، توجه به تعدد سامانهها و تلاش در جهت یکپارچهسازی آنها میباشد.
کیومرث ناصری،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
همهگیرشناسی بهطور کلی بهعنوان علم و هنر اساسی پیشگیری از بیماری و ارتقای سلامت تعریف میشود. این رشته علمی که از نظر تاریخی با محاسبه مرگ در اپیدمیهای بزرگ در قرون وسطی آغاز شد، طی زمان به علم و هنر اساسی برخورد با پدیدههای انبوه رخداد بیماری و بهداشت عمومی تبدیل شده است. اکنون همهگیرشناسی فراتر از بیماریها و سلامت عمومی بوده و جایگاه ویژهای در برخورد با انواع پدیدههای جمعیتی بهدست آورده است.
پیش از دهه 1970 که تدریس همهگیرشناسی به یک آموزش متمایز در دانشگاه تبدیل شد، بیشتر اپیدمیولوژیستها پزشکان بسیار با تجربه بیماریهای عفونی و انگلی بودند و از تجربههای گسترده خود در پیشنهاد مداخلهها برای کنترل بیماریهای عفونی استفاده میکردند. با برجسته شدن بیماریهای غیر عفونی و مزمن، نیاز به آموزشهای ویژه با تأکید ویژه بر آمار زیستی آشکار شد و تا به امروز بهطور گسترده توسعه یافته است. تجربهها و آموزش همهگیرشناسی در ایران با تلاش ملی برای مبارزه با منابع اصلی آلودگی مالاریا، تراخم، شیستوزوما، وبا و سایر بیماریهایی که کشور را با شیوع بالا و همهگیریهای منظم تحت تأثیر قرار داده، آغاز شد. این مقاله مختصر به تشریح توسعه آموزش اپیدمیولوژی در ایران با جزئیات بیشتری میپردازد.
*توضیح سردبیر: در این متن واژه همهگیرشناسی مترادف با اپیدمیولوژی و انواع کاربرد آن مانند همهگیرشناس و همهگیرشناختی به عنوان جایگزین اپیدمیولوژیست و اپیدمیولوژیک بکار گرفته شده است .این دو واژه هم به لحاظ ساختار زبان شناسی کاملا همسان هستند و بوسیله فرهنگستان زبان و ادب فارسی همسنگ قبول شدهاند. در موارد نامگذاری اختصاصی سازمانی و گروهی همان صورت اپیدمیولوژی بیان شده است.
نسرین تلخی، نوشین اکبری شارک، زهرا رجب زاده، مریم سالاری، سید مسعود ساداتی، محمد تقی شاکری،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شیوع و نرخ مرگومیر بالای بیماری کووید-19، علائم، اطلاعات جمعیت شناختی و بیماریهای زمینهای مؤثر در پیشبینی مرگ ناشی از آن را ضروری میسازد. لذا در این مطالعه قصد داریم به پیشبینی رفتار مرگومیر ناشی از کووید-19 در استان خراسان رضوی بپردازیم.
روش کار: در این مطالعه دادههای کامل 47460 نفر از بیماران بستری در بیمارستانهای استان خراسان رضوی از 4 اسفند 1398 تا 21 شهریور 1400 جمعآوری شد. برای تشخیص بازماندگان و غیر بازماندگان ناشی از کووید-19 روش شبکههای عصبی و رگرسیون لوژستیک و برای مقایسه دو مدل از حساسیت، ویژگی، صحت پیشبینی و سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد استفاده گردید.
یافتهها: کاهش سطح هوشیاری، سرفه، درصد اکسیژن خون کمتر از 93%، سن، سرطان، بیماریهای مزمن کلیه، تب داشتن، سردرد داشتن، سیگاری بودن، و بیماریهای مزمن خون بهعنوان ده عامل مهمتر در پیشبینی مرگ شناسایی شدند. صحت مدل شبکه عصبی و رگرسیون لوژستیک به ترتیب برابر 89/90% و 83/67%درصد، همچنین حساسیت، ویژگی و سطح زیر منحنی راک در دو مدل به ترتیب (76/14%، 68/94%)، (91/99%، 85/30%) و (77/14%، 68/98%) بود.
نتیجهگیری: یافتههای ما اهمیت برخی اطلاعات جمعیت شناختی، بیماریهای زمینهای و علائم بالینی را ارائه کرد. همچنین، مدل شبکه عصبی میتواند مرگ را با دقت بیشتری نسبت به مدل رگرسیون لوژستیک پیشبینی کند. بااینحال، تحقیقات پزشکی در این زمینه با بهکارگیری سایر روشهای یادگیری ماشین و قدرت بالای آنها، نتایج کاملکنندهای به دنبال خواهد داشت.
شوبو رحمتی، رضا گوجانی، زهرا عبدالهی نیا، ناصر نصیری، سکینه ناروئی، امیرحسین نکویی، حمید شریفی، علی اکبر حقدوست،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ماهیت و توانایی اپیدمیولوژیستها در ارتقاء سطح سلامت و انجام تحقیقات مرتبط زمانی نمود مییابد که آنها در جایگاه مناسب و به تعداد کافی در یک کشور حضور داشته باشند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین جایگاههای شغلی بالقوه و مرتبط با رشته اپیدمیولوژی در دو بخش دولتی و غیردولتی، و برآورد تعداد اپیدمیولوژیستها در کشور تا سال ۱۴۰۶ انجام شده است.
روش کار: مطالعه حاضر بهصورت ترکیبی در دو بخش کمی و کیفی اجرا شد. در قسمت کیفی مصاحبه با خبرگان، سیاست گذاران، دانش آموختگان و دانشجویان این رشته در زمینه فرصتهای شغلی انجام شد. در بخش کمی نیز با استفاده از مدلسازی و پارامترهای حاصل از بررسی متون و نظر خبرگان این رشته، برآورد تعداد اپیدمیولوژیستهای موردنیاز انجام شد. در این مطالعه نیاز حال و آینده نزدیک تا سال 1406 مد نظر بوده است.
یافتهها: از دیدگاه مصاحبهشوندگان، فرصتهای شغلی اپیدمیولوژیستها در کشور در حوزه مدیریت و تحلیل مسئله، انجام پژوهشهای کاربردی، تجزیهوتحلیل داده، داشبوردسازی، تدریس، آموزش و نگاه به آینده (آیندهپژوهی) تقسیمبندی شد. برآورد تعداد اپیدمیولوژیستهای موردنیاز بعد از حذف فرصتهای از دست رفته شغلی کشور تا سال 1406، حدود 1122 نفر بود که اغلب آنها در صورت ایجاد فرصتهای شغلی سهم نظام سلامت کشور است. بیشترین تعداد اپیدمیولوژیست موردنیاز واحدهای وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی کشور، در مراکز تحقیقاتی و سپس در بیمارستانها است.
نتیجهگیری: برآورد تعداد اپیدمیولوژیست موردنیاز با استفاده از مدلسازی در کشور و توجه به تعداد دانشآموختگان در حال حاضر، نشان میدهد توسعه این رشته و افزایش دانش آموختگان تنها در صورت تعریف و ایجاد فرصتهای شغلی و بکارگیری آنها در ردیفهای شغلی پیشنهادی، امکان پذیر است.
شوبو رحمتی، زهرا عبدالهی نیا، سکینه ناروئی، ناصر نصیری، رضا گوجانی، علی اکبر حقدوست،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به مهاجرت گسترده افراد تحصیل کرده از جمله در بین اپیدمیولوژیست های کشور، بررسی علل آن بسیار ضروری است. در این راستا، در این مقاله نتایج تحقیق عمیقی با بررسی نقطه نظرات خبرگان این رشته ارائه شده است.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت کیفی با روش تحلیل محتوا انجام شده است. دادهها در تابستان و پاییز سال 1402 از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 32 نفر از اپیدمیولوژیستهای کشور جمعآوری گردید. داده ها باتوجه به مراحل پیشنهادی Lundman و Graneheim پس از کدبندی با استفاده از نرمافزار مکسکیودا (MAXQDA) تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: چالشهای اصلی رشته اپیدمیولوژی در ایران به شش طبقه اصلی تقسیمبندی شد. در زمینه دانشآموختگان مشکلات در جذب و استخدام به دلیل نبود ردیف شغلی مناسب، مشکلات زیربنایی و ساختاری سیستم، مشکلات پژوهشی و آشنایی ناکافی در مورد عملکرد این رشته به عنوان مهمترین چالش ها مطرح میباشد و در حیطه دانشجویان مشکلات آموزش، مشکلات ساختاری و زیربنایی گزارش گردید. هم چنین علل اصلی مهاجرت اپیدمیولوژیستها عدم شایستهسالاری و تخصصگرایی، امتیازات نابجا از جمله اعمال سهمیه جذب نامتعارف، نبود بازار کار و جایگاه برای دانشآموختگان و عدم دریافت حقوق و مزایای کافی بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه به نظر میرسد موضوع مهاجرت اپیدمیولوژیستها به عنوان سرمایه ارزشمند نیروی انسانی، به خارج از کشور یک دغدغه و مشکل جدی است. عدم وجود جایگاه مناسب شغلی و ابهام در مسیر تعالی شغلی به دلیل عدم پایبندی سیستم بهنظام شایسته سالارانه و مهارت پرور، انگیزه مهاجرت را در این گروه بالا برده است.