33 نتیجه برای کودک
علی نیک فرجام، احمد رضا شمشیری، زهرا حسن پور، ملاحت خلیلی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: برنامه ایمنسازی کودکان، از موفقترین و هزینه اثربخشترین مداخلههای بهداشت عمومی است. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت پوشش واکسیناسیون در نواحی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران طراحی و اجرا شد.
روش کار: این مطالعه، نوعی مطالعه مقطعی روی کودکان 24 ماهه تا 6 سال ساکن در مناطق شهری و مناطق پرخطر و حاشیهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران است. در نواحی شهری 630 کودک در 90 خوشه و در نواحی پر خطر نیز نمونهگیری خوشهای به شکل Probability Proportional to Size Sampling انجام و حجم نمونه 768 کودک تعیین گردید. پرسشنامه با مراجعه به درب منازل تکمیل شد.
یافته ها: 750 کودک (7/97 درصد، فاصله اطمینان ۹۵ درصد: 6/98-3/96) در مناطق پرخطر و حاشیهای و 616 کودک (8/97درصد، فاصله اطمینان ۹۵ درصد: 7/98-3/96) در مناطق شهری دارای سابقه ایمنسازی کامل بودند. در مناطق حاشیهای 4/98 درصد کودکان ایرانی و 0/95 درصد کودکان غیرایرانی (019/0=P) و در مناطق شهری نیز 1/98 درصد کودکان ایرانی و 1/92 درصد کودکان غیر ایرانی سابقه ایمنسازی کامل داشتند (046/0=P). اصلیترین علت واکسیناسیون ناقص، عدم آگاهی از برنامه ایمنسازی (50 درصد) عنوان شد.
نتیجهگیری: پوشش بالای واکسیناسیون همگانی کودکان و پوشش یکسان در مناطق شهری و حاشیهای، بیانگر موفقیت مسؤولان در اجرای این برنامه است. برگزاری کلاسهای آموزشی برای مادران در خصوص برنامه ایمن سازی، تأمین امکانات و خدمات مورد نیاز، پایش و کنترل و نظارت بر واکسیناسیون و همچنین توجه به وضعیت ایمنسازی در کودکان غیر ایرانی برای حفظ و همچنین ارتقای وضعیت موجود ضروری بهنظر میرسد.
منوچهر کرمی، سید محسن زهرایی، محمد مهدی گویا،
دوره 12، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: واکسن هموفیلوس آنفلوانزا از آذرماه 1393 به برنامهی کشوری ایمنسازی اضافه شده است. برنامهریزی برای اضافه کردن واکسن پنوموکوک در ایران نیز بنا به توصیه سازمان جهانی بهداشت صورت گرفته است. با توجه به ضرورت پایش و ارزشیابی اثرات واکسنهای جدید، در این مطالعه رویکردهای مربوط و چالشهای روششناختی مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: امکانسنجی استفاده از رویکرد مراقبت گام به گام سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی اثرات واکسن با یک مطالعه امکانسنجی و استفاده از روشهای مختلف پایش و ارزشیابی اثرات واکسن پیش و پس از ادغام واکسن جدید با بهرهمندی از افراد صاحبنظر بررسی شد.
یافتهها: طرحهای مورد استفاده برای پایش و ارزشیابی اثرهای واکسنهای جدید شامل راهاندازی نظامهای مراقبت بهمنظور پایش روند بیماری مربوط در فاصله دو سال پیش تا 3 سال پس از ادغام واکسن، بررسیهای دورهای اپیدمیولوژیک و مطالعههای اثربخشی واکسن است. یافتههای مطالعه امکانسنجی بیانگر برتری استفاده از نظام مراقبت دیدهور مبتنی بر بیمارستان متناسب با شرایط کشور است.
نتیجه گیری: انجام مطالعههای مرور ساختارمند و فراتحلیل به منظور مستندسازی روند بیماریهای ناشی از هموفیلوس آنفلوانزا و پنوموکوک ضرورت دارد. به منظور پایش اثرات غیرمستقیم واکسن پنوموکوک انجام بررسیهای دورهای برای تعیین شیوع حالت حاملی ناحیه حلق و بینی نیز پیشنهاد میشود.
معصومه نجاتی فر، حمید سوری، محتشم غفاری،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در بررسی خطرپذیری کودکان خردسال در ارتباط با مصدومیت آنان به ابزاری عملی و هزینه- اثربخش جهت ارزیابی این رفتار کودکان نیاز است. هدف این مطالعه ارزیابی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی چکلیست رفتار خطرآفرین کودک (IBC) است.
روش کار: در این مطالعه روانسنجی، پس از انجام روایی ترجمه (روش استاندارد ترجمه- بازترجمه)، نسخه نهایی پرسشنامه طی بررسی روایی محتوا و صوری و بر اساس توافق صاحبنظران آماده گردید. این نسخه میان 300 نفر از مادران کودکان 5-2 ساله مراجعهکننده به مهدهای کودک در شهر تهران توزیع گردید. روایی همگرا از طریق بررسی همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و نیز همبستگی هر آیتم با امتیاز کل ابزار ارزیابی شد. پایایی پرسشنامه به روش آزمون- بازآزمون با مشارکت 55 نفر از مادران و مقایسه نمرات کسبشده در دو مرحله با استفاده از ضریب همبستگی و ضریب همبستگی درون ردهای (ICC) مورد قضاوت قرار گرفت.
یافتهها: نتایج CVR برای صد در صد آیتمها، خوب و بین 6/0 تا 1، و CVI کلی ازنظر تناسب و شفافیت معادل 93/0 و ازنظر سادگی معادل 92/0 و قابلقبول بود. ضریب آلفای کرونباخ، 87/0 بود. هر 24 آیتم IBC همبستگی خوب و مستقیمی با امتیاز کل ابزار داشتند (71/0-32/0 =r). نتایج پایایی نیز تأییدکننده پایایی نسخه فارسی IBC در طول زمان بود (86/0=ICC؛ 90/0=r).
نتیجهگیری: نسخه فارسی IBC، ابزار معتبری است که میتواند در بررسی خطرپذیری کودک و ارتباط آن با مصدومیتهای مختلف کودکان 5-2 ساله در ایران بکار رود.
حمیرا سجادی، مروئه وامقی، فرحناز محمدی شاهبلاغی، دلارام علی، سید حسین محققی کمال،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بهزیستی کودکان یک سازه چندبعدی است که به جنبههای مختلف زندگی کودکان میپردازد. مطالعه در پی شناخت حوزههای اصلی زندگی کودکان، مؤلفهها و نشانگرهای آنها در ایران است تا در سنجش بهزیستی کودکان در ایران مورداستفاده قرار گیرد.
روش کار: در این مطالعه ابعاد، مؤلفهها و نشانگرهای بهزیستی کودکان که از طریق مرور منابع و دیدگاههای مطلعین و کودکان استخراجشده بود، از طریق سه دور مطالعه دلفی توسط30 نفر از صاحبنظران دارای سابقه آموزشی، پژوهشی یا اجرایی در حوزههای مختلف زندگی کودکان موردبررسی قرار گرفت. ابعاد و مؤلفههای دارای نمره بالاتر از میانگین انتخاب و درصد موافقت اعضا دلفی با نشانگرهای مرتبط با آنها موردسنجش قرار گرفت.
یافتهها: شش بعد بهزیستی کودکان شامل سلامت جسمی، مخاطرات و ایمنی، وضعیت اقتصادی، خانواده، بهزیستی فردی و اجتماعی، آموزش و مسکن و محیط زندگی و 25 مؤلفه و110 نشانگر مربوط به ابعاد مختلف بهزیستی کودکان توسط اعضا دلفی انتخاب شدند. در مورد مرتبط بودن نشانگرها با مؤلفهها و ابعاد موافقت100%، واضح و روشن بودن توافق 96%، در نظر گرفتن وضعیت حال و آینده کودک 95%، در بر گرفتن گروه های سنی مختلف 95%، جامع بودن نشانگرها توافق 86% و تناسب کلی نشانگرها با مؤلفهها توافق 95%حاصل شد.
نتیجهگیری: مؤلفهها و بیانگرهای پیشنهادی این مطالعه جهت ساخت شاخص ترکیبی بهزیستی کودکان میتواند با پایش و مقایسه وضعیت بهزیستی کودکان ایرانی بین استانهای کشور و سالهای متفاوت نقاط قوت و ضعف سیاستها و برنامههای مرتبط را مشخص کرده و دولت را در اتخاذ سیاستهای مناسب و بومی در کشور استانها یاری دهد.
عباس علیپور، سید ابوالفضل قدیری، لیلا خزایی،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بررسی سببهای مرگ در کودکان زیر یکسال میتواند ابزار مهمی برای دستیابی به تدابیر پیشگیری و در نهایت کاهش موارد مرگ شود. هدف از این مطالعه برآورد تعداد واقعی مرگ در کودکان زیر یکسال و مقایسهی آن با موارد گزارش شده از سازمان ثبت احوال کشور با استفاده از شاخص برآورد موری (Murray) در استان مازندران بوده است.
روش کار: در این مطالعه تمامی موارد مرگ کودکان زیر یکسال در بیمارستانهای استان مازندران در سالهای 93-1390 وارد مطالعه شدند. با استفاده از ضریبهای موجود در هر یک از طبقههای 45گانه سببهای مرگ موری موارد واقعی مرگ برآورد شد. این تعداد با موارد مرگ گزارش شده سالانه از سازمان ثبت احوال کشور مقایسه شد.
یافتهها: از بین 764 مورد مرگ، بیشترین سببهای رخداد مرگ در کودکان زیر یکسال بهترتیب مربوط به شرایط حول زایمان، ناهنجاریهای مادرزادی و اختلالات کروموزومی، بیماریهای تنفسی و بیماریهای سیستم گردش خون بود. با استفاده از روش موری در مجموع تعداد 1711 مورد مرگ برای کل استان برآورد شد.
نتیجهگیری: بر اساس روش موری پیشبینی میشود که سالیانه بین 445-390 مرگ در کودکان زیر یکسال رخ داده است. بین برآورد به دست آمده در این پژوهش و موارد مرگ گزارش شده توسط سازمان ثبت احوال کشور، مغایرت وجود دارد و نشان دهندهی نقص در ثبت کامل موارد مرگ توسط این سازمان است.
علی محمد مصدق راد، ابوالقاسم پوررضا، نسرین ابوالحسن بیگی گله زن، سید شهاب الدین شاه ابراهیمی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شاخص توسعه انسانی یک معیار رتبهبندی توسعهیافتگی کشورها و شاخصهای مرگومیر مهمترین شاخصهای سلامت هستند. هدف این مطالعه تعیین ارتباط بین شاخص توسعه انسانی و شاخصهای مرگ مادران، نوزادان، شیرخواران و کودکان زیر 5 سال در ایران است.
روش کار: مطالعه طولی حاضر در بازه زمانی 1384 تا 1395 انجام شد. برای بررسی همبستگی بین شاخصهای مذکور از آزمون همبستگی پیرسون و برای تعیین میزان تأثیر شاخص توسعه انسانی بر شاخصهای مرگومیر از معادلات رگرسیون استفاده شد.
یافتهها: شاخص توسعه انسانی در ایران از 690/0 در سال 1384 به 774/0 در سال 1395 افزایش یافت (12 درصد افزایش). در سال 1395 میزان میرایی مادران 26 درصد، میزان میرایی نوزادان 41 درصد، میزان میرایی شیرخواران 52 درصد و میزان میرایی کودکان زیر 5 سال 42 درصد نسبت به سال 1384 کاهش یافت. شاخص توسعه انسانی دارای همبستگی منفی با میزان مرگ مادران، نوزادان، شیرخواران و کودکان زیر 5 سال بود. برای کاهش یک مرگ مادر در هر صد هزار تولد زنده شاخص توسعه انسانی باید 01/0 افزایش یابد. افزایش به میزان 014/0، 009/0 و 008/0 در شاخص توسعه انسانی منجر به کاهش یک مرگ نوزاد، شیرخوار و کودک زیر 5 سال به ازای هر هزار تولد زنده میشود.
نتیجهگیری: با افزایش شاخص توسعه انسانی میزانهای میرایی مادران، نوزادان، شیرخواران و کودکان زیر 5 سال کاهش مییابند. سیاستگذاران و مدیران باید نسبت به تخصیص بهینه منابع عمومی کشور بین بخشهای مختلف اجتماعی و اقتصادی کشور اقدام کنند.
حمیده تکه، حسین انصاری، علیرضا انصاری مقدم، نورمحمد نوری، کورش تیرگر فاخری، فریبا زارع،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیماری مادرزادی قلبی شایعترین نوع نقص هنگام تولد است که 25 درصد از کل ناهنجاریهای مادرزادی را تشکیل میدهد. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بیماری مادرزادی قلبی در جنوبشرق ایران انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه، 353 مورد از کودکان 59-0 ماهه و دارای بیماری قلبی مادرزادی مراجعه کننده از سراسر استان سیستان و بلوچستان به کلینیک قلب کودکان و 353 شاهد نیز از کودکان 59-0 ماهه و سالم مراجعه کننده به مراکز سلامت زاهدان انتخاب شدند. از نظر سن،و جنس و محل سکونت همسانسازی انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شدند و با استفاده از آزمونهای t مستقل و مربع کای و مدل رگرسیون لجستیک چندگانه تحلیل شد.
یافتهها: این مطالعه نشان داد عدم مصرف فولیک اسید در دوران بارداری (8/11=OR)، عدم مصرف مولتی ویتامین در دوران بارداری (1/4=OR)، وجود بیماری در فامیل درجه اول والدین (4/3=OR)، وجود دکل مخابراتی در دید خانه (3 =OR) و سابقه سقط (4/3=OR) و مواجهه همیشگی مادر با دود دخانیات ثانویه (9/2=OR) از مهمترین متغیرهایی بودند که بهطور معنیداری شانس تولد نوزاد با بیماری مادرزادی قلبی را افزایش میدادند (P<0.05).
نتیجهگیری: برنامهریزی و تأکید بر مصرف مکملها در دوران بارداری و افزایش سطح آگاهی زنان در معرض خطر در کاهش این بیماری مؤثر است. آموزش چگونگی اجرایی کردن روشهای جلوگیری از این بیماری به کادر پزشکی و بهداشت برای کنترل فاکتورهای خطر و کاهش هزینههای مرتبط با این بیماری در جامعه ضروری به نظر میرسد.
محمد تقی شاکری، راضیه یوسفی، مهدی قلیان اول، مریم سالاری، مریم امینی، امیر مازیار حامدی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بررسی دقیق مرگومیر کودکان در جامعه از جمله مهمترین راهکارها برای ارتقای سلامت کودکان است. این مطالعه با هدف بررسی توزیع سنی، روند و پیشبینی مرگومیر کودکان زیر5 سال استان خراسان رضوی کشور انجام شده است.
روش کار: جامعه مورد بررسی شامل اطلاعات مرگومیر کودکان زیر5 سال استان خراسان رضوی طی سالهای 96-1391 است که از سامانه ثبت علل و طبقهبندی مرگو میرمعاونت بهداشتی دانشگاه مشهد و 5 دانشگاه و دانشکده استخراج شده است. سببهای فوت بر اساس کدهای بینالمللیICD10 بازنویسی شد. در نهایت پس از پالایش دادهها با استفاده از نرمافزارANACoD، دادهها در نرمافزارهای Minitab نسخه 15 و Stata نسخه 16 قرار داده شدند و با استفاده از روشهای آمارتوصیفی و روشهای مدلبندی سری زمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین میزان مرگومیر کودکان زیر5 سال مربوط به سال 1393 و کمترین میزان مربوط به سال 1396 بود. با استفاده از روش تفاضلگیری دادهها را ایستا نموده و در نهایت مدلARIMA (1,1,2) به عنوان مدل مناسب شناسایی و برازش داده شد.
نتیجهگیری: میزان مرگومیر کودکان زیر5 سال در 4 سال مورد بررسی در استان خراسان رضوی کاهش خوبی داشته است و براساس پیشبینی مدل این کاهش در سالهای بعد هم ادامه دارد، اما همچنان با میزان مرگومیر در کشورهای توسعه یافته و برخی از کشورهای در حال توسعه فاصله زیادی وجود دارد. از این رو میتوان با افزایش سطح خدمات بهداشتی، سطح آگاهی خانوادهها و بهبود مراقبتهای دوران بارداری و زایمان مادران در راستای کاهش شاخص میزان مرگومیر کودکان زیر 5 سال تلاش نمود.
محبوبه حجتی، ندا یعقوبیه، جلال کریمی، منصور فیروزبخت، امید ایروانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دوران کودکی پرمخاطرهترین دوران زندگی است و بررسی علل مرگ کودکان و جلوگیری از موارد قابلپیشگیری نقش مهمی در وضعیت سلامت و بهرهوری خانواده و جامعه دارد، هدف از مطالعه حاضر بررسی اپیدمیولوژیک مرگ کودکان زیر 5 سال ارجاعی به پزشکی قانونی استان اصفهان است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی و گذشتهنگر، پرونده 194 کودک زیر 5 سال (109 پسر و 85 دختر) که در طی سالهای 1397 تا 1400به مرکز پزشکی قانونی اصفهان ارجاع شدهاند؛ مورد بررسی قرار گرفت و علل مرگ بر اساس معیارهای ICD10 و ویژگیهای جمعیتشناختی و بالینی آنها استخراج گردید. اطلاعات بهدستآمده با استفاده از آزمون آماری کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: ازنظر توزیع علل مرگ غیرطبیعی، 30/4% مرگ به علت وقایع خانگی، 22/7% مرگ به علت بیماری مزمن، 21/1% مرگ به علت تصادفات، 17/5% مرگ به علت بیماری حاد، 2/1% مرگ به علت آسفیکسی، 3/1% مرگ به علت سندرم مرگ ناگهانی و 3/1% مرگ به علت متفرقه اتفاق افتاده است. تفاوت معنادار آماری بین علت مرگ و گروه سنی، محل فوت، سابقه بیماری و سال فوت وجود دارد (0/05>P) ولی بین علت مرگ با جنس و ملیت تفاوت معنادار آماری وجود ندارد (0/05<P).
نتیجهگیری: در بین علل فوت، مرگ ناشی از حوادث و سوانح بیشترین علت فوت بود. بنابراین با توجه به قابلیت انجام اقدامات پیشگیرانه، لازم است سیاستگذاری آتی در جهت تأمین سلامت و امنیت کودکان صورت گیرد.
یاسر مصری، مینا پاک خصال، علی اکبر نقوی الحسینی، فاطمه میرزائی، عبدالحلیم رجبی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به تأثیر پاندمی کووید- ۱۹ بر روی سلامتی و اهمیت سلامت دهان، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر پاندمی کووید-19 بر روی استفاده از خدمات دندانپزشکی میان کودکان انجام شده است.
روش کار: مطالعه گذشتهنگر حاضر با استفاده از اطلاعات موجود در آرشیو کلینیک دندانپزشکی بیمارستان کودکان شهر گرگان در سال 1401 انجام شد. مشخصات دموگرافیک بیماران و نوع خدمات دندانپزشکی دریافت شده جمع آوری و وارد نرم افزار آماری SPSS نسخه 26 گردید. جهت مقایسه تفاوت سالانه فراوانی دریافت انواع خدمات دندانپزشکی ، دادهها تحت آزمون کای اسکوئر قرار گرفته و برای بررسی روند تغییرات خطی هر خدمت از آزمون کوکران – آرمیتاژ استفاده شد.
یافتهها: تعداد 24185 خدمات دندانپزشکی مختلف، از ابتدای سال 1398 تا انتهای سال 1400 توسط کودکان 2 تا 14 سال مراجعه کننده به کلینیک دندانپزشکی بیمارستان طالقانی دریافت شده بود. مقایسه فراوانی استفاده از خدمات دندانپزشکی سال 1399 نسبت به سال 1398، کاهش 31 درصدی را نشان داد. نوع خدمات استفاده شده در سال اول حین پاندمی نسبت به سال قبل از پاندمی تغییرات معنیداری داشت که عمده آنها افزایش خدمت کشیدن دندان (0/001 P =) و کاهش خدمت ترمیم (0/000 P =) بود. همچنین افزایش درمان پالپ (0/003 P =) بهویژه در سال دوم پاندمی قابل ملاحظه بود.
نتیجه گیری: میزان استفاده از خدمات دندانپزشکی و نوع خدمات دریافتی در زمان پاندمی تغییرات قابل ملاحظهای داشته و این امر برنامهریزی برای درمانهای موردنیاز در آینده و همچنین ایجاد زیرساختارهایی برای مواجهه با پاندمی های مشابه را ضروری میسازد.
تینا فلاح، آمنه الیکایی، رکسانا منصور قناعی، عبدالله کریمی، ایرج صدیقی، مرجان تاری وردی، آرزو امیرعلی، طیبه نظری، نگین نهان مقدم، علیرضا ناطقیان، سید حمیدرضا منوری، سید محسن زهرائی، سوسـن محمـودی، مسعود آل بویه،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناسایی ژنوتیپ های روتاویروس در کودکان از نظر بالینی مهم است. هدف از مطالعه حاضر تعیین تنوع ژنوتیپهای روتاویروس و ارتباط آنها با یافته های دموگرافیک و علائم بالینی کودکان بستری در بیمارستان است.
روش کار: برای مشخص کردن ژنوتیپ های روتاویروس، نمونه های مدفوع روتاویروس-مثبت کودکان علامت دار در آذر 1399 الی اسفند 1400 وارد مطالعه شدند. استخراج RNA از نمونه ها و سنتز cDNA برای ژن های VP7 و VP4 طبق پروتکل استاندارد انجام شد. تعیین ژنوتیپ ها با استفاده از پرایمرهای اختصاصی انجام شد. توالی یابی و تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیک برای تایید نتایج انجام شد. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۰ و Graphpad نسخه ۹.۵.۰ تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: از میان نمونه های بیماران مبتلا، سه ژنوتیپ به عنوان ژنوتیپ غالب در جامعه تحت بررسی تعیین شد. این نتایج رابطه معنیداری را میان فراوانی یک ژنوتیپ و تغییرات فصول (0/0077= p-value) و بین نوع ژنوتیپ ها، مدت بستری و شدت اسهال نشان دادند. در حالیکه به طور معنادار با افزایش سن، انواع بیشتری از روتاویروس گروه A تعیین گردید، ارتباطی میان ژنوتیپ های شناسایی شده با جنسیت مشاهده نگردید (0/473 = p-value) همچنین، هیچ ارتباطی بین نوع ژنوتیپ، شدت کم آبی و حضور یا عدم حضور تب وجود نداشت.
نتیجهگیری: به طور کلی، نتایج این مطالعه تنوع نسبتا بالایی از ژنوتیپهای روتاویروس ها را در کودکان نشان داد. جهت تایید همبستگی های یافت شده بین برخی از ژنوتیپ ها و گروه های سنی، فصول، علائم بالینی و اثربخشی واکسن های موجود، مطالعات بیشتری مورد نیاز است.
الهه فقیهی فر، مرجان عجمی، ساره شاکریان،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: چاقی کودکان امروزه به یک چالش جهانی تبدیل شده است. مطالعات بسیاری ارتباط چاقی را با عوامل اقتصادی اجتماعی نشان داده اند. تحقیق حاضر با هدف بررسی نابرابری های اقتصادی- اجتماعی با الگوی تغذیه ای و چاقی در کودکان انجام شده است.
روش کار: مطالعه حاضر با روش تحلیل ساختاری انجام گردید. مشارکت کنندگان پژوهش 80 نفراز کودکان 6 تا 13 ساله با شیوه تصادفی ساده از مراجعین پایگاه های سنجش سلامت شهرستان سنقر و کلیایی انتخاب و وارد مطالعه شدند. توده بدنی کودکان بـه روش اسـتاندارد محاسبه شد. الگوی تغذیه ای از پرسشنامه یادآمد 24 ساعته خوراک و وضعیت اقتصادی - اجتماعی با پرسشنامه های استاندارد مرتبط سنجیده شد. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 24 و AMOS 24 انجام گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد 28/75 درصد از آزمودنی ها چاق، و یا دارای اضافه وزن بودند. نتایج تحلیل ساختاری نشان داد متغیر اقتصادی – اجتماعی با ضریب تاثیر (0/65) بر الگوی تغذیه ای و بر توده بدنی (0/43 - ) اثر مستقیم دارد. متغیر الگوی تغذیه ای با ضریب تاثیر (0/74- ) بر توده بدنی اثر داشت. نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که اثر غیرمستقیم وضعیت اقتصادی- اجتماعی بر توده بدنی براساس نقش میانجی الگوی تغذیه ای (0/48-) می باشد. مقادیر پیش بینی نیز نشان می دهد دو متغیر اقتصادی و اجتماعی و الگوی تغذیه ای به ترتیب 0/16 و 0/29 از تغییرات توده بدنی را پیش بینی می کنند.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه تأثیر وضعیت اجتماعی-اقتصادی را بر الگوهای تغذیهای و شاخص توده بدنی جامعه پژوهش نشان داد. امروزه بحث افزایش توده بدن در جهان و کشور ما یکی از مهمترین چالش های اجتماعی است. با توجه به اثرات ناهمگون وضعیت اجتماعی-اقتصادی بر الگوهای تغذیه ای و شاخص توده بدنی، تدوین و اجرای سیاست های پیشگیرانه با توجه به شرایط جوامع برای دستیابی به نتایج موثر ضروری است.
مهناز شوقی، خدیجه یحیوی، راحله محمدی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: استفاده از روشهای آموزشی مدرن و مبتنی بر فناوری، میتواند نقش مؤثری در افزایش توانمندی پرستاران در مدیریت استرس و بهبود پاسخ آنان به وضعیتهای استرسزا ایفا کند. به همین دلیل، این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مدیریت تنش و پاسخ به استرس پرستاران شاغل در بخشهای کودکان مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران از طریق نرم افزار چند رسانهای انجام شد.
روش کار: در این پژوهش نیمه تجربی، با نمونه گیری تصادفی، 102 نفر (51 نفر در گروه مداخله و 51 نفر در گروه کنترل) از پرستاران شاغل در بخش های عمومی بیمارستان انتخاب شدند. معیارهای ورود در ارزیابی اثربخشی آموزش مدیریت استرس بر پاسخ به استرس پرستاران شامل داشتن حداقل مدرک کارشناسی، داشتن حداقل 6 ماه سابقه کار در بخش کودکان، نداشتن اختلالات روان و عدم استفاده از داروهای اعصاب و روان بر اساس خودگزارشی، داشتن سیستم کامپیوتری با قابلیت اجرای DVD و آشنایی به کار با آن و عدم پیشینه تجربیات و آمادگی یا شرکت در کارگاه مدیریت کنترل استرس طی 6 ماه گذشته میشوند. در مقابل، معیارهای خروج عدم رضایت شرکت کننده، تغییر بخش و بیمارستان محل خدمت را شامل میشوند. این ارزیابی سهیم در بهبود مهارتها و پاسخ به استرس پرستاران در بخشهای کودکان مراکز درمانی میگردد. برای سنجش پاسخ به استرس از پرسشنامه Stress Response Inventory استفاده شد و توسط هر دو گروه پیش از اعمال مداخله تکمیل شد. در مرحله بعد، محتوی آموزشی تهیه شده درخصوص مدیریت استرس، در اختیار گروه مداخله به مدت 8 هفته قرار گرفت. در پایان هفته هشتم، مجددا پرسشنامه پاسخ به استرس توسط هر دو گروه پاسخ داده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و با آزمون های فیشر، من ویتنی، کروسکال والیس و آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین پاسخ به استرس در دو گروه مداخله (23/66 ± 29/69) و کنترل (27/95 ± 33/20) پیش از مداخله اختلاف معنی داری نداشت (0/661 = p). میانگین نمره پاسخ به استرس در گروه مداخله (16/74 ± 19/65)، و بعد از مداخله به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل (28/17 ± 32/67) بود (0/001 > p).
نتیجهگیری: یافته ها نشان دهنده تاثیر مثبت برنامه مدیریت استرس بر پاسخ به استرس پرستاران مورد مطالعه بود.