اشرف صابر، مریم امیدی، فرشته عیدی، مهدیس محرابی بردر، رحمن پناهی، زهرا مقدسی، شیوا پورعلی رودبنه، احمدرضا شمس آبادی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خشونت علیه زنان باردار نقض واضح حقوق بشر زنان است و با عوارض بسیاری برای مادر و جنین همراه است. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر شدت خشونت خانگی در زنان باردار انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی-تحلیلی در سال 1400-1399 انجام شد. شرکت کنندگان 234 زن با بارداری کم خطر (40-28 هفته) بودند که به بخش زایمان بیمارستان بنت الهدی شهر بجنورد مراجعه کرده بودند. مادران با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. با استفاده از دو پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک-مامایی و پرسشنامه خشونت علیه زنان تبریزی (2013) داده ها گردآوری شدند. داده ها با به کارگیری رگرسیون لجستیک تحلیل شدند.
یافتهها: میزان شیوع خشونت علیه زنان باردار (تجربه دست کم مورد یکی از انواع خشونت خانگی توسط همسر) 64/6 درصد به دست آمد. از میان کسانی که خشونت را تجربه کرده بودند، 36/1 درصد در دوران بارداری خشونت با شدت کم و بسیار خفیف و 63/9 درصد خشونت با شدت متوسط را تجربه کردند. هیچ کدام از واحدهای پژوهش خشونت با شدت زیاد را تجربه نکرده بودند. بین جنسیت نوزاد و شدت خشونت ارتباط معنی داری وجود داشت (0/03=P). مادران دارای نوزاد پسر (9/069- 1/093CI95%:، 3/14OR = ) 3/14 برابر بیشتر در معرض شدت خشونت متوسط قرار داشتند.
نتیجهگیری: اکثر زنان در این مطالعه از خشونت خانگی با شدت متوسط رنج برده بودند. در بین زنان باردار دارای نوزاد با جنسیت پسر شدت خشونت بیشتر بود. بنابراین ضروری است که در طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و حمایتی جهت پیشگیری از بروز خشونت خانگی و کاهش تاثیرات منفی ناشی از آن، به این زنان توجه بیشتری مبذول گردد.
زهرا کردی، مصطفی عنایت راد، ابوالفضل امامیان، فاطمه رهایی، منصوره فاتح، محمدحسن امامیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان روده بزرگ یکی از شایع ترین سرطان ها در جهان و ایران است. مطالعات اپیدمیولوژیک برای بررسی روند این بیماری در جامعه ضروری است. هدف از انجام این مطالعه، توصیف بروز و روند ابتلا به سرطان روده بزرگ در یک دوره 13 ساله در شهرستان های شاهرود و میامی می باشد.
روش کار: داده های این مطالعه از برنامه ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت در دانشگاه علوم پزشکی شاهرود شامل بیماران ساکن در شهرستان های شاهرود و میامی به دست آمد. میزان بروز استاندارد شده بر حسب سن و جنس محاسبه شد و روند 13 ساله طی سال های 1389 تا 1401 با استفاده از رگرسیون Join point و همراه با درصد تغییرات سالانه محاسبه گردید.
یافته ها: به طور کلی تعداد 543 مورد سرطان روده بزرگ در شهرستان های شاهرود و میامی در این دوره 13 ساله (1401-1389) ثبت شده که شامل: 280 نفر (51/6 درصد) مرد و 263 نفر (48/4 درصد) زن بود. بیشترین موارد ثبت شده این سرطان مربوط به سال 1400 با تعداد 54 مورد بود. متوسط میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان روده بزرگ در این دوره، 17/6 در 100,000 نفر بود. میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان روده بزرگ در مردان و زنان به ترتیب برابر با 18/4 (20/6-16/2 :CI 95%) و 16/8 (18/9-14/8 :CI 95%) بود. تغییرات سالانه میزان بروز استاندارد شده در طی این دوره، 2/33 درصد با فاصله اطمینان (4/87-0/13 :CI 0/95) بود، که گویای افزایش نسبی بروز این سرطان در دوره مورد بررسی می باشد.
نتیجه گیری: در شهرستان های شاهرود و میامی، میزان بروز سرطان روده بزرگ، 17/6 در 100,000 نفر بوده و طی 13 سال دوره مورد بررسی افزایش نسبی داشته است.
علی عالمی، حسن اسحاقیان فریمانی، فرناز شریفی مود،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خودکشی یک نگرانی عمده بهداشتی در سطح جهان بوده و بین وجود افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در آینده ارتباطی قوی وجود دارد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت اپیدمیولوژیک افکار خودکشی در بین دانشجویان و ارتباط آن با برخی عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی آنان انجام شد.
روش کار: یک مطالعه مقطعی-تحلیلی روی 556 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی گناباد که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند و به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شده بودند در سال 1402 به اجرا درآمد. به منظور گردآوری داده، از یک چک لیست اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه سنجش افکار خودکشی بک استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، مجذور کای و آزمون دقیق فیشر و مدل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: شیوع کلی (فاصله اطمینان 95 درصد) افکار خودکشی در دانشجویان 20/5 درصد (23/8-17/2 درصد) برآورد گردیده، 11/5 درصد ایشان نیز افکار پرخطر خودکشی (خطر بالا و بسیار بالا) داشتند. در این مطالعه شیوع افکار خودکشی در دختران نسبت به پسران به طور معنی داری بیشتر بود (0/016=P). همچنین افراد مجرد در مقایسه با متاهلین افکار خودکشی بیشتری داشتند (0/019=P). در حالیکه بین افکار خودکشی و سن، وضعیت بومی، محل سکونت و دانشکده محل تحصیل ارتباط آماری معنی داری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: شیوع افکار خودکشی و افکار پرخطر خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد در حد نسبتا بالا برآورد شد. توجه ویژه به وضعیت سلامت روان دانشجویان به ویژه دانشجویان دختر و مجردین، همچنین ایجاد شرایط مناسب برای زندگی و تحصیل این گروه از دانشجویان پیشنهاد می گردد.
منوچهر کرمی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
هوش مصنوعی فرآیندی است که در آن کامپیوتر به جای هوش انسانی وظیفه مورد نظر مانند اعلان هشدار رخداد یک اپیدمی را انجام می دهد. این نامه به سردبیر با هدف توصیف کاربردهای هوش مصنوعی و فناوری های نوین در نظام مراقبت بیماری ها، هشدار زودرس اپیدمی ها و چالش های پیش روی نظام سلامت کشور ایران برای ادغام آن تدوین شده است. به کارگیری فناوری های نوین در سطوح ملی و فروملی برای اعلان هشدار زودرس رخداد تهدیدهای زیستی نیازمند وجود بستر مناسب در ساختار نظام مراقبت کشور است. در حال حاضر، نظام سلامت کشور ایران از رویکرد مراقبت سندرومیک و نظام مراقبت پیامد محور برای پایش عفونت های حاد تنفسی استفاده می کند. با این وجود، نظام مراقبت بیماری های واگیر و ساختارهای موجود با محدودیت قابلیت اشتراک گذاری و تبادل داده ها در سطح سامانه های سطح یک با سامانه مراقبت از بیماری ها مواجه است. از این رو، لازم است ارتقاء زیرساخت ها و الزامات فناوری برای به کارگیری هوش مصنوعی و ادغام آن در اولویت نظام سلامت قرار گیرد. الزامات زیرساختی شامل یکپارچه سازی داده ها، قابلیت اشتراک گذاری، تبادل داده ها و استفاده مسئولانه و اخلاق مدار از ابزارهای هوش مصنوعی و فناوری های نوین است. از آنجا که پاندمی ها و اپیدمی ها صرفا محدود به موارد قبلی یعنی کووید-19، آنفلوآنزا، سارس، تب دنگی و موارد مشابه نیست، برنامه ریزی عملیاتی برای ادغام ابزارهای هوش مصنوعی با هدف آمادگی و پاسخ به هنگام به تهدیدهای زیستی توسط وزارت بهداشت و سایر دستگاه های ذینفع، ضرورت دارد.
پردیس محمدزاده، مریم افرایی، الهام نوری، محمدعزیز رسولی، قباد مرادی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت سلامت ایران با کشورهای منطقه مدیترانه شرقی در شاخص های مختلف سلامت انجام شده است.
روش کار: اطلاعات مربوط به 27 شاخص سلامت در سال 1402 از سه منبع WHO، EMRO و World Bank جمع آوری شد. سپس در پنج دسته شامل: دسته اول شاخص های مرگ و میر و بیماری، دسته دوم شاخص های عوامل خطر تغذیه و بیماری های غیر واگیر، دسته سوم شاخص های تامین مالی سلامت، دسته چهارم شاخص های مادری و ایمن سازی، و دسته پنجم شاخص های نیروی کار سلامت دسته بندی گردید. در این مطالعه با روش MEREC که روش مبتنی بر اثرات حذف معیارهاست، وزن شاخص ها تعیین گردید. سپس با روش MARCOS که یکی از روش های جدید تصمیم گیری چند معیاره است، رتبه بندی کشورها انجام شد.
یافتهها: کشور های قطر، عربستان و امارات بهترین وضعیت را داشتند. ایران در دسته های اول تا پنجم ذکر شده در بخش روش کار به ترتیب رتبه های 8، 6، 7، 4 و 13 را داشت. همچنین در رتبه بندی کلی برای همهی این شاخص ها، ایران دارای دهمین رتبه در بین کشورهای منطقه بود.
نتیجهگیری: بسیاری از محققان و سیاست گذاران وضعیت سلامت در ایران را بر اساس شاخص های سلامت معرفی شده ارزیابی می کنند. با توجه به وضعیت کلی ایران در منطقه مدیترانه شرقی، پیشنهاد می شود که ایران برای ارتقای جایگاه خود در منطقه تلاش مضاعفی داشته باشد.
مرضیه فتاحی دارغلو، حمید غیبی پور، ندا مهدوی، فاطمه شهبازی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیش از 12 نوع سرطان در تماس با عوامل محیطی و سرطان زاهای شغلی ایجاد می گردند، لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی روند میزان مرگ ومیر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی منتسب به سرطان زاهای شغلی در استان همدان در فاصله سال های 1370 تا 1401 بود.
روش کار: در این مطالعه اکولوژیک برای جمع آوری داده های مورد نیاز از سایت بار جهانی بیماری ها استفاده گردید. روند تغییرات مرگ و میر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی با رگرسیون نقاط اتصال و نرمافزار Join Point Regression مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میزان سالهای عمر از دست رفته (به دلیل مرگ زودرس و ناتوانی) منتسب به سرطان زاهای شغلی در استان همدان از 10/31 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1370 به 23/33 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1401 افزایش یافته بود. متوسط تغییرات سالیانه در سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان زاهای شغلی در زنان (3/79) و مردان (2/57) بود. میزان مرگومیر از همه علل که بهدلیل مواجهه با سرطان زاهای شغلی ایجاد شده بود از 0/31 بهازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1370 به 0/74 به ازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1401 رسیده بود (میانگین درصد تغییرات سالیانه = 2/78؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 2/68 تا 2/90).
نتیجهگیری: بهطورکلی روند میزان مرگومیر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان زاهای شغلی در استان همدان دارای یک روند افزایشی بود. انجام غربالگری های دوره ای در کارگران شاغل در مشاغل پرخطرتر برای کاهش بار سرطان های شغلی حائز اهمیت است.
ایمان دیانت، محمد صادق معصومی، همایون صادقی بازرگانی، غلامحسین صفری، سپیده هرزندجدیدی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از مهمترین گامهای کاهش تصادفات، ثبت دقیق اطلاعات مکانی این حوادث توسط سیستم اطلاعات جغرافیایی است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل جغرافیایی نقاط حادثهخیز از نظر تصادفات رانندگی در تبریز و تعیین الگوی توزیع حوادث ترافیکی بر حسب پیامد حادثه انجام گرفت.
روش کار: در این پژوهش توصیفی تحلیلی، اطلاعات تصادفات منجر به خسارت، جرح و فوت سال 1396 تبریز از مراکز مختلف گردآوری شده و از طریق آدرس مکانی، مختصات موقعیت مکانی تصادفات مشخص گردید. جهت تحلیل جغرافیایی نقاط حادثهخیز از نظر تصادفات رانندگی، از آنالیز فضایی با استفاده از شاخص موران و روشهای تحلیل تراکم کرنل، تحلیل رگرسیون وزن دار جغرافیایی و تحلیل همبستگی استفاده شد.
یافته ها: در این مطالعه، الگوی تجمعی بودن تصادفات در تبریز تایید شد؛ به طوری که منطقه 8، شمال شرقی منطقه 3، نواحی مرکزی و جنوبی منطقه 1 و ورودی منطقه 5 شهر تبریز دارای الگوهای پراکنش تصادفات متراکم بودند. لایه کاربری مذهبی، تجاری و خدماتی بالاترین همبستگی را با تراکم تصادفات داشتند. محورهای پرترافیک از تعداد تصادفات کمتری برخوردار بوده و بالاترین تعداد تصادفات مربوط به نواحی با حجم ترافیک کم بود. دو فصل پاییز و زمستان دارای بیشترین تصادفات خسارتی بوده و بالاترین میزان تصادفات منجر به فوت به فصل بهار اختصاص داشت.
نتیجهگیری: با توجه به تجمعی بودن تصادفات در مناطق پرخطر تبریز، بهویژه منطقه 8 و ورودیهای شرقی، پیشنهاد میشود برای کاهش تصادفات، زیرساختهای ترافیکی اصلاح، قوانین ترافیکی تقویت و نظارت با سیستمهای هوشمند افزایش یابد. همچنین، برگزاری کمپینهای آگاهیبخشی میتواند در کاهش حوادث ترافیکی مؤثر باشد.
سعید دستگیری، لیلی محمد خانلی، احسان فریفته، الهام داوطلب اسماعیلی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
سیر زیست شناختی تکامل منجر به تغییرات و گسترش خزانه واحدهای زیستی در جمعیت یعنی "ژن"ها میگردد. این تعریف امروزه جامعیت بیشتری پیدا کرده و علاوه بر واحدهای زیستی، شامل واحدهای فکری و فرهنگی با عنوان "میم"ها وواحدهای الکترونیکی یا دیجیتالی با عنوان "تم"ها نیز گردیده است. انتشار هر سه واحد (ژن، میم و تم) از الگوریتم تکاملی خاصی تبعیت میکند که از قوانین داروین درمورد بازتولید و انتخاب بهترین سازگاری الهام گرفته شده است.
الگوی انتشار ژنها بر اساس قوانین ژنتیک استوار می باشد، درصورتی که الگوی اپیدمیولوژیک انتشار میمها و تمها معمولاً از الگوهای ویروسی تبعیت می کنند. موفقیت یک میم در این است که مانند یک بیماری همهگیر به تمام جمعیت سرایت کند تا در نهایت به یک جزء ثابت و بومی در فرهنگ آن جمعیت تبدیل شود.
در پایان، تحقیقات بیشتری برای مقایسه الگوریتمهای تکاملی فرهنگی و رفتاری با تکامل زیستی و مدلسازی توسعه و تکامل میمها و تیمها ضروری است تا مزایا و معایب آنها در جمعیتهای انسانی کشف شود.
زهرا صبوحی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
پرونده الکترونیک سلامت بهعنوان یک ابزار نوین در پایش و کنترل بیماریهای اپیدمیک در مدارس ایران میتواند به کاهش شیوع بیماریها کمک کند. این مقاله به بررسی نقش این سیستم در پیشگیری از اپیدمیها و افزایش هماهنگی بین نهادهای آموزشی و بهداشتی پرداخته است.
نیلوفر بهرام پور، سید وحید احمدی طباطبایی، مریم فرجی، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پسماند به مواد جامد، مایع و گاز (غیر از فاضلاب) گفته میشود که حاصل فعالیت انسان بوده و از نظر تولیدکننده زائد تلقی میشود. به دنبال افزایش جمعیت تولید پسماند خانگی نیز افزایش مییابد؛ بنابراین بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامتی یک مسئله حیاتی است. با شناسایی مشکلات و خطرات ناشی از این نوع پسماند میتوان با مداخلات موثر اثرات ناشی از آن را کاهش داد.
روش کار: این مطالعه یک مرور دامنهای با هدف ارزیابی پیامدهای سلامت مدیریت پسماند خانگی میباشد. در این مطالعه پایگاههای الکترونیک PubMed، Scopus و Web of science در محدوده سالهای 2024-2014 به زبان انگلیسی جستجو و نتایج به دست آمده وارد نرم افزار اندنوت شده و مورد غربالگری قرارگرفتند.
یافتهها: در نتیجه جستجوی منابع، از 3504 مطالعه نهایتا تعداد 109 متن کامل در مطالعه گنجانده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که اغلب مطالعات در کشورهای در حال توسعه انجام شدهاست. ابزار جمع آوری اطلاعات اغلب نمونه های آزمایشگاهی و بیشتر آنها از نوع کمی بودند. اکثر این مطالعات به بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامت جسمی پرداخته بودند و کمترین بعد مورد بررسی سلامت معنوی بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که مدیریت پسماند خانگی علاوه بر اثرات بر سلامت جسمی و آلودگی های زیست محیطی میتواند سلامت روانی، اجتماعی و معنوی را تحت تاثیر قراردهد. بنابراین باید با شناسایی این اثرات به دنبال راه حلهایی برای مدیریت بهتر پسماند خانگی جهت به حداقل رساندن آثار منفی بر سلامتی باشیم.
علیاصغر فخری دمشقیه، حسامالدین اکبرین، روزبه بشر، محمدرضا شیرزادی، زهرا بلوکی، نرگس قاسمزاده،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هاری در سطح جهان خطر برای سلامت عمومی محسوب میشود. هدف از این مطالعه تعیین مقدار و روند هزینههای ناشی از سرم ضدهاری و واکسن هاری در ایران بین سالهای 1394 و 1401 بود.
روش کار: با استفاده از دادههای کشوری از فروردین 1394 تا فروردین 1401، مقدار هزینه ناشی از سرم ضدهاری، واکسن هاری انسانی، و مجموع هزینههای این دو تعیین شدند. روند سالانه هزینه ناشی از سرم، واکسن، و مجموع هزینه این دو با استفاده از رگرسیون Joinpoint با حداکثر یک نقطه اتصال تعیین شد.
یافتهها: بیشترین هزینههای سرم و واکسن هاری به ترتیب در سالهای 1400 و 1399 (58/3 و 6/874 میلیون دلار آمریکا) مشاهده شدند. میانگین درصد تغییر سالانه از نظر آماری معنیدار (0/001>p) و نشاندهنده روند افزایشی هزینههای ناشی از مصرف سرم ضدهاری بود. روند هزینه واکسن بین سالهای 1394 و 1399 افزایشی و درصدهای تغییر سالانه بین سالهای 1394 و 1399 (0/001>p) و سال 1400 (0/001>p) از نظر آماری معنیدار بودند. برای مجموع هزینههای سرم ضدهاری و واکسن هاری، میانگین درصد تغییر سالانه از نظر آماری معنیدار (0/001>p) و نشاندهنده روند افزایشی آن در ایران بود.
نتیجهگیری: کمترین مقدار هزینه ناشی از واکسن هاری در سال 1400 مشاهده شد که ممکن است به علت رخداد پاندمی کووید-19 باشد. برای کاهش خسارتهای ناشی از هاری، تولید داخلی سرم ضدهاری، پیادهسازی اقدامهای کنترلی هاری در جمعیت سگهای بدون سرپرست، و افزایش آگاهی جمعیت عمومی در زمینه حیوانگزیدگی بهویژه سگگزیدگی توصیه میشود.
هانیه صالحی سربیژن، تانیا دهش، فیروزه میرزایی، آرمیتا شاه اسماعیلی نژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کاهش باروری به یک چالش جمعیتی در ایران تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی میزان تمایل به فرزندآوری و عوامل مرتبط با آن در شهر جیرفت در سال ۱۴۰۱ انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۶۰۰ زن متأهل زیر ۴۹ سال که به مراکز جامع سلامت شهر جیرفت مراجعه کرده بودند، انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری گردید. این پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با اهداف مطالعه بود. تحلیل دادهها با استفاده از فراوانی، درصد و رگرسیون لجستیک در نرمافزار آماری SPSS نسخه ۲۰ صورت گرفت.
یافتهها: میزان تمایل به فرزند آوری در حال حاضر 32/7 درصد و در آینده 59/7 درصد بود. مهمترین دلایل تمایل به فرزند آوری علاقه به مادر بودن/شدن (94/4 درصد)، علاقه به بچه (93/9 درصد) و مهمترین دلایل عدم تمایل به فرزند آوری نگرانی در مورد تأمین آینده فرزندان جدید (57/2 درصد)، افزایش مشکلات اقتصادی با آوردن فرزند دیگر (۵۰ درصد) بودند. عوامل مرتبط با تمایل به فرزند آوری، تعداد فرزندان (افراد تک فرزند نسبت به افراد بدون فرزند 5/23=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (13/49 و 2/03))، (افراد دو فرزند نسبت به افراد بدون فرزند (2/21=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (5/001 و 0/98))، زیر مقیاس ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﮐﻦزندگی ((1/02=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (1/04 و 1/008))، زیرمقیاس ﻣﻮﮐﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎﺭﻭﺭﻱ ﺑﻪ ﺁﻳﻨﺪﻩ ((1/06=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (1/08 و 1/05)) و زیر مقیاس ﺑﺎﺭﻭﺭﻱ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺗﺤﻘﻖ ﭘﻴﺶﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎ بودند ((1/01=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (1/03 و 1/002)).
نتیجهگیری: بهطورکلی، یک سوم زنان شرکتکننده در مطالعه در حال حاضر تمایل به فرزندآوری و دو سوم آنها در آینده تمایل به باروری داشتند. نگرش مثبت نسبت به فرزندآوری مهمترین عامل مرتبط با تمایل به آن است.
مرضیه قرنجیکی، عبدالحلیم رجبی، تقی امیریانی، غلامرضا روشندل، محمدعلی وکیلی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان کولورکتال، شایعترین سرطان دستگاه گوارش در جهان است و بروز آن در ایران رو به افزایش است. تحلیل ریسک رقابتی روشی کارا در شناسایی دقیقتر عوامل تاثیرگذار در مرگ سرطان کولورکتال محسوب می گردد. این مطالعه با هدف تعیین بقاء بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال و عوامل مرتبط با آن طراحی و برازش داده شد.
روش کار: مطالعه از نوع همگروهی تاریخی است. اطلاعات بیماران با تشخیص سرطان کولورکتال در سالهای 1392 تا 1398 در دانشگاه علوم پزشکی گلستان و پیگیری بیماران تا 15 اردیبهشت سال 1403 مورد بررسی قرار گرفت. میزان بقای بیماران با روش کاپلان مایر و تابع بروز تجمعی محاسبه گردید. در تحلیل دادهها، تابع بروز تجمعی و مدلهای ریسکرقابتی مخاطرات علت ویژه و مخاطرات زیر توزیع به کار گرفته شد. برای مناسبت مدل ها از معیارهای اطلاع آکائیک و بیزی استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده STATA17 و سطح معنیداری آزمون ها، 0/05 در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 811 نفر، 366 نفر (45/13 درصد) زن و بقیه مرد بودند، میانگین و انحراف معیار سن 13/87 ± 58/54 سال محاسبه گردید. متغیرهای جنس، سن، سطح سواد، گروه قومی و متاستاز در تحلیل چند متغیره مخاطرات مرتبط با مرگ ناشی از سرطان کولورکتال در هر دو مدل رگرسیونی ریسک رقابتی علت ویژه و زیرتوزیع معنی دار شدند (0/05P <) ولی از نظر مناسبت مدل، با توجه به معیارهای اطلاع، مدل علت ویژه مناسب تر بوده است.
نتیجهگیری: در تحلیل چند متغیره مخاطرات مرتبط با مرگ ناشی از سرطان کولورکتال در حضور ریسک رقابتی مرگ ناشی از سایر علل، مدلهای ریسکرقابتی مخاطرات علت ویژه پیشنهاد می گردد.
ابراهیم قادری، قباد مرادی، مصطفی صالحی وزیری، منوچهر کرمی، احسان مصطفوی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در صد سال اخیر، وقوع عالمگیریهای متعدد منجر به مرگ میلیونها نفر و آسیبهای جدی به اقتصاد جهانی شده است و هنوز بشر نگران بروز عالمگیری های دیگری است. این مقاله تلاش دارد تا با مرور عالمگیری ها و تهدیدات و همچنین تجارب گذشته و تحلیل شرایط کنونی، چشماندازی از چالشهای پیشرو در زمینه بهداشت عمومی در آینده ارائه دهد.
روش کار: در این مطالعه که به صورت مرور غیر سیستماتیک انجام شد، موتور جستجو گوگل اسکالر با هدف پوشش گسترده موضوعی با استفاده از کلمات کلیدی مناسب جستجو، و مطالعات مرتبط با موضوع انتخاب شدند.
یافتهها: با افزایش جمعیت و ارتباطات نزدیکتر انسانها، خطر طغیان بیماریهای مسری بیشتر از گذشته احساس میشود. در این راستا، وجود هزاران عامل بیماریزا در حیات وحش و تأثیرات ناشی از تغییرات اقلیمی، جهانی شدن (Globalization)، شیوه زندگی، شکار و تخریب محیط زیست، احتمال مواجهه انسانها با این عوامل بیماریزا را افزایش میدهد. اگر این مواجهات منجر به تغییرات ژنتیکی در عوامل بیماریزا شده و گونه جدیدی ایجاد کنند، خطر بروز بیماریهای جدید و قابل انتقال به انسان بیشتر خواهد شد. علاوه بر عوامل طبیعی، عوامل انسانی مانند بیوتروریسم و مقاومت در مقابل داروها که جزو عوامل انسانی قرار ندارند، (اگرچه که در نتیجه سوء رفتار انسان به وجود می آیند) نیز باید مورد توجه قرار گیرند.
نتیجهگیری: در میان انواع خرده زیستمندهای بیماری زا، ویروسها به دلیل توانایی تغییر سریع، وجود در مخازن حیاط وحش و عدم وجود ابزارهای پیشگیری و درمان موثر علیه آنها، به عنوان عوامل اصلی عالمگیریهای آینده مطرح هستند. آنچه برای کشورها ضروری است، استفاده از درس های آموخته در عالمگیری های قبلی و ایجاد آمادگی بیشتر با استفاده از تقویت سیستم بهداشتی، استفاده از استراتژی سلامت واحد و بسیج همه ظرفیت ها برای عالمگیری های آینده است.
ابوذر رئیسوندی، لادن محمدی زاده، مهسا سادات درب امامیه، سکینه رضایی پور کپته، مهسا مغنی یزدی، الهه جعفری، مرضیه امجدی، زهرا حسین خانی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: افکار خودکشی و افسردگی در دوران نوجوانی یکی از چالشهای مهمی است که پیامدهای منفی عمده ای بر سلامت عموم جامعه دارد، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان شناختی بر کاهش افکار خودکشی و افسردگی در نوجوانان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل دار تصادفی شده بود که در زمستان 1403 بر روی 36 نفر از نوجوانان دارای افکار خودکشی و افسردگی استان قزوین در ایران انجام شد. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله درمان شناختی (6 هفته) و گروه کنترل درمان ابلاغی وزارت بهداشت (4 هفته) را دریافت کردند. مقایسه گروه ها قبل، بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله انجام شد. ابزارهای مورد استفاده، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک (BDI-II) بود.
یافتهها: اختلاف میانگین نمره افکار حودکشی و افسردگی (فاصله اطمینان 95 درصد) در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به ترتیب در بلافاصله بعد از مداخله (4/74، 1/19) 2/96 و (10/81، 0/86) 5/84 و سه ماه بعد از مداخله (7/61، 4/51)6/06 و (15/99، 7/24)11/62 بود. روش درمان شناختی فقط بر کاهش افسردگی تاثیر معنی داری داشت (0/022= p). همچنین الگوی تغییرات افکار خودکشی در این دو گروه در طول زمان متفاوت بود (0/021= p).
نتیجهگیری: برنامه استراتژیک مبتنی بر درمان شناختی بهطور معنیداری سطح افسردگی را در نوجوانان کاهش داد. این نتایج بر اهمیت گنجاندن درمان شناختی در برنامههای درمانی افسردگی در مراکز بهداشتی و درمانی تأکید دارد. همچنین پیشنهاد می شود برنامه های مداخله ای کاهش افکار خودکشی با توجه به تغییرات الگوی افکار خودکشی در طول زمان تدوین گردد.
فاطمه سادات حسینی، فرزاد یونسیان، مسعود یونسیان،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ناباروری، بهعنوان یکی از مهمترین مسائل سلامت عمومی و باروری در سطح جهان، تأثیرات گستردهای بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی زوجین دارد. مطالعات قبلی نشان داده اند که مؤلفههای اجتماعی-اقتصادی در کنار متغیرهای زیستی در بروز و تشدید ناباروری تاثیر گذار بوده اند. هدف از اجرای این مطالعه، بررسی ارتباط برخی متغیرهای اجتماعی- اقتصادی با شیوع ناباروری در سطح استان ها بود.
روش کار: این مطالعه از نوع اکولوژیک بوده و به بررسی رابطه بین ناباروری به عنوان متغیر وابسته، و شاخص های مهم اجتماعی- اقتصادی به عنوان متغیرهای مستقل در سطح استان های ایران پرداخته است. دو نوع ناباروری اولیه و ثانویه با تعاریف بالینی مادامالعمر، بالینی مقطعی، اپیدمیولوژیک به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند و از روش رگرسیون خطی تکمتغیره و چندگانه با استفاده از روش گامبهگام (stepwise) و با سطح معنیداری آزمونها 0/05 تحلیل آماری صورت گرفت.
یافتهها: از بین شاخص های مورد بررسی، گرچه متغیرهای متعددی در مدل تک متغیره رابطه معنی داری با ناباروری نشان دادند، تنها متغیر درصد بی سوادی استان و بیکاری (متغیر اخیر فقط در مدل چندگانه برای تعریف ناباروری اولیه اپیدمیولوژیک) به عنوان مهمترین شاخصی که با ناباروری ارتباط معنی دارند در مدل نهایی باقی ماند و سایر متغیرها اثر معنی داری خود را از دست دادند.
نتیجهگیری: درصد بی سوادی در استان، به عنوان مهمترین متغیر پیشگوی میزان ناباروری مطرح می باشد. بی سوادی هم به صورت مستقیم و هم به عنوان شاخص مهمی از وضعیت دیگر متغیرهای اجتماعی و اقتصادی با ناباروری ارتباط دارد. البته این مطالعه با توجه به ماهیت اکولوژیکی که دارد خود توانایی افتراق این دو دسته را ندارد.
محبوبه نارویی، پریا جنگی پور افشار، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و عوامل مرتبط با مهاجرت بیماران از شهرستان ایرانشهر، به سایر نقاط کشور جهت دریافت خدمات درمانی در سال 1403-1402 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی به روش غیرمستقیم انجام شد. ابتدا از بیماران که در سامانه سیب اطلاعاتشان وجود داشت سوال پرسیده شد که شبکه فامیلی نزدیکان آنها چند نفر بوده است، در صورتی که خود فرد یا بستگان درجه اول ایشان به خارج از ایرانشهر برای دریافت خدمات مراجعه کرده بودند با آنها مصاحبه انجام شد. در نهایت 159 فرد وارد مطالعه شدند. عوامل و چالشهای مرتبط با مهاجرت بیماران، در طیف نمرهای صفر تا بیست محاسبه گردید.
یافتهها: افرادی که در سال گذشته برای دریافت خدمات درمانی از شهرستان ایرانشهر مهاجرت کردند 5/9 درصد با فاصله اطمینان 95 درصد (6/7 و 5/0) بوده است که معادل ۶۷۸۵ نفر میباشد. مهمترین عامل مهاجرت بیماران، نوع بیماری با نمره 19/1 و فاصله اطمینان 95 درصد (19/5- 18/5) بوده است. اغلب به خاطر بیماری های گوارش، سرطانها و بیماری قلبی و بیشتر به استان های کرمان و یزد مراجعه کردند. میزان رضایت از خدمات دریافتی با نمره 17/1 و فاصله اطمینان 95 درصد (17/5- 16) به عنوان مهمترین عامل برای مراجعه مجدد بیماران بود. مهمترین چالشها هزینه رفت و آمد و تردد در شهر با نمره (16/6) و هزینه اسکان با نمره (16/3) بودند.
نتیجهگیری: کیفیت پایین و اثربخشی محدود و کمبود زیرساخت تشخیصی عامل مهاجرت اغلب بیماران بوده است. برای افزایش دسترسی و برقراری عدالت اجتماعی باید تقویت زیرساخت های درمانی این منطقه در اولویت قرار گیرد.
فاطمه صدقی، سحر محمد نبی زاده، فرشته نجفی، مریم محمدی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کمخونی یکی از چالشهای عمده بهداشت عمومی در زنان باردار است که با پیامدهای نامطلوبی مانند زایمان زودرس، وزن کم نوزاد هنگام تولد و افزایش مرگ مادران همراه است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف ارزیابی عوامل موثر در ابتلا به آنمی در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت منطقه سرخس در شمال شرق ایران انجام شده است.
روش کار: این مطالعه مقطعی-تحلیلی با استفاده از دادههای ۹۰۴ زن باردار ثبتشده در سامانه سینا در سال ۱۴۰۲ انجام شد. دادههای دموگرافیک، بالینی و آزمایشگاهی استخراج شد. آنمی بر اساس سطح هموگلوبین کمتر از ۱۱ گرم بر دسیلیتر تعریف گردید و از رگرسیون لجستیک برای بررسی ارتباط بین متغیرها و کمخونی استفاده شد.
یافتهها: میانگین سنی زنان باردار 6/8±27/2 سال و شیوع کمخونی در زنان باردار شهرستان سرخس 17/7 درصد (20/5 %-15/2 % :CI95%) بود. تحلیل چند متغیره نشان داد که، زندگی در مناطق روستایی با کاهش خطر آنمی (0/01=P، 0/58=OR) و قومیتهای مختلف نسبت به قومیت سیستانی نیز با کاهش خطر آنمی مرتبط بودند (0/003=P، 0/44=OR). سابقه تولد نوزاد با وزن کمتر از 2500 گرم (0/001>P، 7/14=OR) شانس آنمی را افزایش داد. در مقایسه با مادران کموزن (18>BMI)، مادران با شاخص توده بدنی طبیعی، اضافهوزن و چاق بهترتیب ۵۸ درصد، ۷۱ درصد و ۷۸ درصد شانس کمتری برای ابتلا به آنمی داشتند (0/42=OR، 0/29=OR، 0/22=OR به ترتیب). عدم ابتلا به بیماری کلیوی (0/03=P، 0/22=OR) و مصرف آهن قبل از بارداری (0/05=P، 0/50=OR) نیز با کاهش خطر ابتلا به آنمی همراه بودند. سایر متغیرهای مطالعه ارتباط معنیداری با آنمی نشان ندادند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده توجه به تفاوتهای قومیتی، جغرافیایی و هچنین نیاز به طراحی مداخلات هدفمند مانند غربالگری تالاسمی و تقویت مکملیاری آهن برای کاهش آنمی در بارداری و بهبود شاخص های سلامت مادر و کودک است.
رسول غلامی ویس، فاطمه حیدرپور، مهدی مرادی نظر،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان پروستات یکی از شایعترین سرطانها در میان مردان ایرانی است که در دهه های اخیر افزایش چشمگیری در بروز و مرگ داشته است. این مطالعه با هدف تحلیل روندهای زمانی بروز و مرگ سرطان پروستات در ایران با استفاده از رویکرد تحلیلی سن، دوره و همگروهی (APC) انجام شد.
روش کار: دادههای مطالعه بار جهانی بیماریها (GBD-2021) برای مردان ۴۵ سال به بالا در ایران طی سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۰ استفاده شد. دادهها در ۸ گروه سنی پنجساله و ۶ دوره زمانی پنجساله طبقهبندی شدند. برای تحلیل APC از روش تفاضل مرتبه دوم و برای تحلیل تغییرات عوامل خطر از رگرسیون نقطه اتصال (Joinpoint) استفاده شد.
یافتهها: میزان بروز استانداردشده سنی در سال 1400 به 30/05 و مرگ به 10/66 در هر ۱۰۰,۰۰۰ نفر رسید که نسبت به سال ۱۳۷۱ به ترتیب 105/96 و 14/99 درصد افزایش داشت. اثر سن بر بروز و مرگ مثبت بود. اوج اثر دوره در سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ مشاهده شد. اثر همگروهی نشان داد که کوهورتهای جوانتر شتاب کمتری در بروز داشتهاند. در میان عوامل خطر، بار بیماری منتسب به سیگارکشیدن 17/1 درصد افزایش یافت، درحالیکه اثر محافظتی «مصرف کم کلسیم» و «مصرف کم شیر» طی زمان کاهش یافت.
نتیجهگیری: افزایش بروز و مرگ تحتتأثیر سه عامل سن- دوره و همگروهی است. کاهش نسبی در کوهورتهای جدیدتر، ضرورت برنامهریزی هدفمند برای غربالگری را برجسته میکند. تقویت سیاستهای آموزش سلامت و بهبود دسترسی به خدمات تشخیصی میتواند بار بیماری را کاهش دهد.
آرمین نقی پور، عباس مقیم بیگی، نسرین شیرمحمدی، علیرضا سلطانیان، سلمان خزایی، شراره نیک سیر،
دوره 1111، شماره 0 - ( 6-1400 )
چکیده
ta http-equiv=Content-Type content="text/html; charset=utf-8">ta name=ProgId content=Word.Document>ta name=Generator content="Microsoft Word 15">ta name=Originator content="Microsoft Word 15">
ta http-equiv=Content-Type content="text/html; charset=utf-8">ta name=ProgId content=Word.Document>ta name=Generator content="Microsoft Word 15">ta name=Originator content="Microsoft Word 15">