سید عباس متولیان، حسن غریب نواز، محسن اسدی لاری، شیرین سراجی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: حوادث یکی از نگرانیهای جهانی بهداشت عمومی هستند. سالانه 24/1 میلیون نفر در اثر حوادث رانندگی جان میبازند. در ایران حوادث جادهای علت اصلی سالهای از دست رفته عمر را به خود اختصاص میدهد و موتورسواران پرخطرترین گروه عبورومرور جادهای هستند. استعمال مواد روانگردان از عوامل خطر جدی برای وقوع سوانح ترافیکی بوده و استفاده از موتورسیکلت در بین مصرفکنندگان مواد شایعتر از افرادی است که مصرف نمیکنند. هدف این مطالعه مقایسه رفتار رانندگی در موتورسواران عادی با موتورسواران مصرف کننده متآمفتامین و متادون بود.
روش کار: این یک مطالعه همگروهی تاریخی است که روی 411 موتورسوار در 3 گروه شامل 100 موتورسوار مصرفکننده متادون، 100 موتورسوار مصرفکننده متآمفتامین و 211 موتورسوار عادی انجام شد. همسانسازی گروهی از نظر گروه سنی و منطقه محل سکونت در بین شرکتکنندگان انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه رفتار رانندگی (MRBQ) استفاده شد. سپس آنالیزهای توصیفی و تحلیلی با استفاد از نرمافزار SPSS نسخه 20 و روش رگرسیون خطی چندمتغیره انجام شد.
یافتهها: میانگین نمره رفتار رانندگی در موتورسواران عادی با موتورسواران مصرفکننده متآمفتامین و متادون تفاوت آماری معنیداری داشت (0001/0>P)، اما این تفاوت بین دو گروه مصرفکننده مواد با یکدیگر از نظر آماری معنیدار نبود (292/0 =P). بیشترین تخلف صورت گرفته در هر 3 گروه تخلفات مربوط به سرعت بوده است.
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این مطالعه نشان میدهند که در هر 3 گروه موتورسواران عادی و مصرفکنندگان متآمفتامین و متادون شایعترین رفتار تخلفات مربوط به سرعت و پس از آن خطاهای ترافیکی بوده است. به علاوه این مطالعه نشان داد که مصرف مواد مخدر (متآمفتامین و متادون) میتواند بر رفتار رانندگی موتورسواران تأثیر داشته باشد؛ به شکلی که بیشتر خطاها و تخلفات رانندگی در مصرفکنندگان مواد به طور معنیداری در مقایسه با موتورسواران عادی بیشتر بود.
محمد مسعود وکیلی، آرزو موذن، سمیرا شریفی، کورش کمالی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: طراحی و اجرای مداخلههای رفتاری مبتنی بر مدلهای آموزش بهداشت، برای توصیف عوامل فردی و روانشناختی مرتبط با رفتارهای مرتبط با ایدز به کار میروند. یافتههای پژوهشهای اخیر نشان میدهند که برنامههای مبتنی بر مدل، در تغییر رفتارهای بهداشتی از کارایی بیشتر برخوردار هستند. هدف این پژوهش، طراحی و ارزیابی روایی ابزار مبتنی بر مدل و فرهنگ ایران، برای مطالعه رفتارهای پیشگیرانه از اچآیوی/ایدز در دانشآموزان و دانشجویان بود.
روش کار: براساس بررسی متون، 58 گویه مرتبط با رفتارهای پیشگیرانه از ایدز تدوین و روایی صوری و محتوایی ابزار به روش کمی و کیفی، توسط گروههای هدف و پانل خبرگان، ارزیابی شد. پایایی ابزار از با محاسبه آلفای کرونباخ و ثبات ابزار به روش آزمون– بازآزمون تأیید شد.
یافتهها: ابزار پژوهش اولیه شامل 53 گویه، با مقادیر شاخص تأثیر آیتم بالای 5/1، نسبت روایی محتوای بالای 49/0 و شاخص روایی محتوای بالای 79/0 تأیید شد. با تحلیل عامل اکتشافی 5 عامل، شامل 30 گویه برای دانشآموزان و 31 گویه برای دانشجویان و با بار عاملی بیش از 40/0 با عنوان حساسیت، شدت، منافع، موانع و خودکارآمدی درک شده شناسایی شد، که قادر به پیشگویی 58 درصد از تغییرات بود. پایایی ابزار با محاسبه آلفای کرونباخ بالای 80/0 و شاخص ضریب همبستگی بالای 86/0 تأیید شد.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان داد ابزار طراحی شده برای سنجش رفتارهای پیشگیرانه از اچآیوی/ ایدز مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی، از روایی و پایایی مناسب برخوردار است و با ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی ایران تناسب دارد.
سیما برید کاظمی، احسان موسی فرخانی، رضا افتخاری گل، علی تقی پور، علیرضا باهنر، امید امامی، حمیدرضا بهرامی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: محققان و متخصصان حوزه سلامت از یافتههای خودگزارشی ابتلا به بیماریهای مزمن به طرز چشمگیری استفاده میکنند. این مطالعه با هدف بررسی روایی خودگزارشی ابتلا به دیابت طراحی شده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی از یافتههای سرشماری سال 1394 در سطح کلانشهر مشهد که یک بررسی مبتنی بر جمعیت در افراد بالای 30 سال بوده (n=307103) برای تعیین نسبت خودگزارشی ابتلا به دیابت استفاده شد. از سامانه پرونده الکترونیک سلامت سینا SinaEHR® با کدهای تشخیصی E10 و E11 تأیید شده توسط پزشکان به عنوان مرجع استفاده شد. حساسیت، ویژگی، ارزشهای اخباری مثبت ومنفی و نسبت درستنمایی با فاصله اطمینان 95 درصد محاسبه شد.
یافتهها: حساسیت خودگزارشی ابتلا به دیابت 59/24 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 21/25-97/23)، ویژگی 04/98درصد
(فاصله اطمینان 95 درصد: 09/98-99/97)، PLR 56/12درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 02/13-11/12)، NLR 77/0درصد
(فاصله اطمینان 95 درصد: 78/0-76/0)،PPV 77/44درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 67/45-89/43) و NPV 27/95درصد
(فاصله اطمینان 95 درصد: 31/95-23/95)، میباشد. حساسیت خودگزارشی ابتلا به دیابت در مردان، افراد ایرانی، مجرد، سن 60 سال و بیشتر، افراد دارای شاخص توده بدنی (BMI) بین 25-5/18 و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی بالاتر بوده است.
نتیجهگیری: اگرچه حساسیت خودگزارشی ابتلا به دیابت در این مطالعه حاضر پایین بوده است، اما ویژگی و ارزشهای اخباری مثبت و منفی آن نسبتاً خوب بود.خودگزارشی دیابت در مردان، افراد ایرانی، مجرد، سن 60 سال و بیشتر، افراد دارای BMI بین 25-5/18 و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی بالاتر بوده است. به نظر میرسد در استفاده از دادههای خودگزارشی در مطالعههای اپیدمیولوژیک احتیاط بیشتری باید صورت پذیرد.
فرزانه فیض منش، علی اصغر صفائی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آمبولی ریه یک رویداد بالقوه کشنده و در عین حال شایع است که در سالهای اخیر باعث افزایش تدریجی تعداد بستریهای ناشی از آن در بیمارستانها شده است. به همین دلیل، یکی از چالش برانگیزترین بیماریها نزد پزشکان به حساب میآید. هدف اصلی از این پژوهش، گزارش یک پروژه تحقیقاتی به منظور مقایسه الگوریتمهای مختلف دادهکاوی برای انتخاب دقیقترین مدل برای پیشبینی وقوع آمبولی ریه در بیماران بستری است که به فراهم کردن دانش مورد نیاز کادر درمانی در تصمیمگیری بهتر کمک میکند.
روش کار: در این پژوهش تلاش شد تا با استفاده از روشهای مختلف یادگیری ماشین، یک مدل پیشبینی طراحی شود که بهترین عملکرد در پیشبینی احتمال وقوع آمبولی ریه در بیماران بستری در معرض خطر را داشته باشد. از میان الگوریتمهای دادهکاوی، از شبکههای بیزی و الگوریتمهای درخت تصمیم J48، رگرسیون لجستیک و نیز بهینهسازی حداقل متوالی استفاده شد. دادههای مورد استفاده تحقیق، عوامل خطرزا و سوابق گذشته مربوط به بیماران بستری بخش ریه بیمارستان شریعتی تهران بود.
یافتهها: بررسیها صورت گرفته نشان میدهد که صحت و ویژگی در تمام مدلهای پیشبینی از عملکرد مطلوبی برخوردار بوده است، و مدل بیزی در پیشبینی وقوع آمبولی ریه، بیشترین میزان حساسیت را داشت.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند اگر چه تفاوت کمی در عملکرد مدلهای پیشبینی وجود دارد، اما در این گونه دادهها برای پیشبینی وقوع آمبولی ریه در بیماران بستری، مدل شبکه بیزی ابزار مناسبتری است، که میتواند بهعنوان روش حمایتی در کنار تصمیمهای پزشکی قرار گیرد تا صحت پیشبینی بیماریها را ارتقاء بخشد.
نیلوفر ربیعی، محمد غلامی فشارکی، محسن روضاتی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مدل کاکس یکی از روشهای مورد استفاده در دادههای بقا بهشمار میرود. این درحالی است که دادههای سلسله مراتبی همانند دادههای این مطالعه ناقض فرض استقلال بوده و استفاده از مدل کاکس با فرض استقلال مشاهدات امکانپذیر نیست. یکی از روشهای مهم در تحلیل دادههای سلسه مراتبی بقا، استفاده از مدل کاکس چند سطحی است. در این روش علاوه بر مدلبندی متغیر پاسخ، ضرایب رگرسیونی نیز مدلبندی شده و خطای اندازهگیری ناشی از عدم استقلال دادهها کاهش مییابد. این پژوهش با استفاده از مدل کاکس چندسطحی به بررسی تأثیر ماندگاری داروهای کنترل فشار خون در افراد مبتلا به پرفشاری خون پرداخته است.
روش کار: مطالعه حاضر نوعی مطالعه طولی بقا بوده که شامل 346 نفر از کارکنان مبتلا به پرفشاری خون در کارخانه فولاد مبارکه اصفهان است. کارکنان طی سالهای ۹۴-۱۳۹۰ با مراجعه به مرکز بهداشت کارخانه با ۶ دارو کاپتوپریل، لوزارتان، اتانولول، پروپرانولول، آملودیپین و هیدروکلروتیازید تحت درمان قرار گرفتند. برای بررسی ارتباط متغیرهای سابقه کاری، شاخص تودهی بدنی و داروهای مصرف شده با مدت ماندگاری داروها از مدل کاکس دوسطحی بهصورت h_ij (t)=h_0 (t)exp(α_g+x_ij β_j) استفاده شد، بهطوریکه اندیس i و j به ترتیب واحدهای سطح اول و دوم هستند.
یافتهها: یافتههای حاصل از برازش مدل در طول یک دوره ۵ ساله، اثر متغیر شاخص تودهی بدنی (019/0=P) و داروهای آتنولول(046/0P=) و آملودیپین (021/0P=) را به صورت تکی و اثر لوزارتان-آملودیپین (042/0=P) و آتنولول هیدروکلروتیازید (003/0P=) را به صورت ترکیبی معنیدار نشان میدهد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه، مؤثرترین داروها در کنترل فشار خون به ترتیب آملودیپین، ترکیب آملودیپین-لوزارتان و آتنولول گزارش شد.
حسین تیره، راضیه یوسفی، سید بهنام مظلومشهری، محمد تقی شاکری،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: فشار خون بهواسطه پیامدهای آن یک مشکل جهانی است. مدلهای رگرسیون معمولی برای ارزیابی این مشکل محدودیت دارند، زیرا نمودار مرجع حاصل از یک جمعیت مشخص نمیتواند برای جمعیت دیگر مناسب باشد. مدل رگرسیون چندکی چندجمله ای، جایگزینی انعطافپذیر است. این مطالعه با هدف تعیین مقادیر مرجع و منحنیهای صدکی فشار خون در شهر مشهد انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی روی نمونه تصادفی شامل 6949 نفر از افرادی که برای غربالگری دیابت در سال 1389 به مراکز بهداشتی- درمانی منطقه ثامن مراجعه کرده بودند، انجام شد. تجزیه و تحلیل صدکهای مختلف با متغیرهای جنس، سن، شاخص تودهی بدنی، دور کمر به باسن و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک صورت گرفت. تمامی محاسبهها با استفاده از نرمافزار R نسخه 3.0.1 انجام شد.
یافتهها: 58/70 درصد از بین شرکتکنندگان مرد و 42/29 درصد زن بودند. یافتههای مدل رگرسیون چندکی نشان داد که اغلب با افزایش متغیرهای سن، شاخص تودهی بدنی و نسبت دور کمر به باسن، فشار خون در تمامی صدکها افزایش داشت. در تمامی متغیرها در صدکهای 75ام و 95ام افراد دارای علائم فشار خون متوسط و بالا بودند و در سایر صدکها افراد دارای فشار خون نرمال بودند.
نتیجهگیری: مدل بهکار رفته اطلاعات بیشتری در مورد فشار خون و الگوهای مربوط به آن ارایه داد. با توجه به یافتهها به نظر میرسد نیاز به توجه بیشتری به افراد سالخورده و دارای اضافه وزن در صدکهای 75 ام و 95 ام وجود دارد.
عباس علی پور، فاطمه یساری، سهیلا خداکریم، ابوالقاسم شکری،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نارسایی مزمن کلیوی (Chronic Renal Failure; CRF) به نقص غیر قابل برگشت در عملکرد کلیهها اطلاق میشود. هدف از این مطالعه توصیف ویژگیهای بیماران مبتلایان به این بیماری و عوامل مرتبط با ابتلا در بیماران همودیالیزی در یک بیمارستان منتخب دانشگاهی شهر تهران در سال 1395 بود.
روش کار: در این مطالعهی توصیفی- مقطعی بیماران موجود و مراجعه کننده به بخش همودیالیز بیمارستان شهید آیتالله اشرفی اصفهانی که حداقل 3 ماه تحت درمان با همودیالیز دائم بودهاند، مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات لازم از طریق تاریخچه پزشکی مندرج در پروندهی بیماران بخش همودیالیز گردآوری شد، و در موارد لزوم برای جمعآوری دادههای بیشتر با بیماران مصاحبه بهعمل آمد. دادهها بهوسیله نرمافزار stata نسخه 14 و همچنین با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: از 359 بیمار این مطالعه؛ 230 (07/64 درصد) بیمار مرد و میانگین (±انحراف معیار) سن آنها 04/58 (09/0±) سال بود. فراوانی (درصد فراوانی) بر حسب شایعترین سببهای شناخته شده احتمالی ابتلا بیماران به ترتیب پرفشاری خون 91 نفر (35/25 درصد)، همراهی پرفشاری خون و دیابت بهصورت مشترک 84 نفر (40/23 درصد) و دیابت 78 نفر (73/21 درصد) بوده است. نسبت افراد فوت شده در بیماران با علت دیابت، بیشتر از بیماران با سایر علل بوده است (50 درصد در برابر 55/38 درصد).
نتیجهگیری: علت اصلی ابتلا به نارسایی مزمن کلیوی دیابت و پرفشاری خون بالا بوده و نسبت افراد فوت شده در این بیماران نیز بیشتر از سایر بیماران بود.
فرشید فخری، سنا عیب پوش، مسعود سلیمانی دودران،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سالانه تعداد زیادی کارآزمایی بالینی در ایران انجام میشود اما اطلاع دقیقی از ویژگی های این مطالعات موجود نیست، هدف این مطالعه بررسی ویژگیهای کلیدی این مطالعات است.
روش کار: دادههای مربوط به کارآزماییهای بالینی ثبت شده در مرکز ثبت کارآزمایی های بالینی ایران در سالهای 1387تا 1392 از پایگاه داده و صفحه جستجوی وبسایت این مرکز استخراج گردید.
یافتهها: تعداد5049 کارآزمایی در بیش از 40 رشته تخصصی وارد مطالعه شدند. روند سالانه ثبت کارآزماییها افزایشی بود. بیشتر مطالعات حجم نمونه کمتر از 70 داشته و شاخص حجم نمونه در گذر زمان روند افزایشی نداشت (میانه= 64، دامنه میان-چارکی=
100-40 نفر). کارآزماییهای فاز سه 4/8% مطالعات را شامل شده و بیشترآنها (69%) حجم نمونهای برابر یا کمتر از 100 داشتند (میانه= 75، دامنه میانچارکی= 120-50 نفر). اکثر مطالعات از تخصیص تصادفی استفاده نمودهاند (2/87%) اما بیشتر آنها گولدارو (3/65%) و کورسازی کامل (دوسویه و سه سویه، 8/55%) را بکار نبردهاند. حامی مالی 9/99% مطالعات از داخل کشور بود. از این میان، 2/92% کارآزماییها با حمایت مالی بخش دولتی و بقیه با حمایت بخش خصوصی انجام گرفتهاند. تنها 1% کارآزماییها دارای حامی مالی از شرکتهای داروسازی بوده و 2/90% کارآزماییها با بودجه دانشگاهها انجام شدهاند.
نتیجهگیری: اکثر مطالعات محقق- محور بوده و توسط بخش دولتی حمایت شدهاند. کوچک بودن حجم نمونه و عدم استفاده از تکنیکهای کنترل تورش در اکثر کارآزماییها مشهود است. ظاهراً کمبود منابع مالی و عدم استفاده بهینه از امکانات و منابع موجود، موانع مهمی در انجام کارآزماییهای بالینی بزرگ درکشور هستند.
ناصر نصیری، حمید شریفی، محسن رضاییان، مجتبی سنجی رفسنجانی، علی شریفی، رضا وزیری نژاد،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناخت عوامل مؤثر بر بقای مصدومان حوادث جادهای نقش مهمی در پیشگیری از مرگ این مصدومان دارد. هدف این مطالعه شناسایی عوامل مؤثر بر مرگ مصدومان بود.
روش کار: پس از بررسی فرمهای مأموریت اورژانس پیشبیمارستانی و پرونده بیمارستانی مصدومان اطلاعات دموگرافیک، محل وقوع حادثه، وضعیت مصدوم، نوع وسیله نقلیه، انواع تروما، زمانهای انجام مأموریت و علائم حیاتی جمعآوری شدند. متغیر وابسته فاصله زمانی بین وقوع تصادف تا مرگ یا ترخیص از بیمارستان بود. یافتهها با نسبت مخاطره، خروجی رگرسیون کاکس گزارش، که نشان میدهد نسبت به گروه مرجع، سایر گروهها در هر لحظهای از زمان چقدر مرگ را تجربه میکنند.
یافتهها: از 8920 نفر مصدوم مورد بررسی، مرگ در 143 نفر (فاصله اطمینان 95 درصد: 019/0-014/0) اتفاق افتاده بود. سن بالای 65 سال (نسبت مخاطره: 6/7، فاصله اطمینان ۹۵ درصد: 4/18-14/3)، تصادف در راههای اصلی (نسبت مخاطره: 44/1، فاصله اطمینان ۹۵ درصد: 5/3-6/0)، مصدومان با لولهگذاری داخل تراشه (نسبت مخاطره: 4/26، فاصله اطمینان ۹۵ درصد: 6/227-05/3)، فشار خون سیستولیک بالای 100 (نسبت مخاطره: 22/0، فاصله اطمینان 95 درصد 4/0-12/0)، فشارخون دیاستولیک بالای 70 میلیمتر جیوه (نسبت مخاطره: 53/0، فاصله اطمینان 95 درصد 2/1-24/0) و ضربان قلب بالای 100 ضربه در دقیقه در صحنه حادثه (نسبت مخاطره: 0/3، فاصله اطمینان 95 درصد 1/5-7/1) با خطر مرگ ارتباط داشتند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد مصدوم شدن به دنبال تصادف در راه اصلی خطر مرگ بیشتری دارد. در ارایه خدمات پیشبیمارستانی توجه به سن، وضع فشار خون، نبض، وضعیت مصدوم و نوع تروما میتواند بر بقای افراد تأثیرگذار باشد.
جمیل محمدی بلبلان آباد، امجد محمدی بلبلان آباد، سینا ولیئی، نادر اسماعیل نسب، فرزام بیدارپور، قباد مرادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: برنامه پزشک خانواده روستایی در مناطق روستایی و شهرهای زیر 20 هزار نفر در سال 1384 اجرا شد. هدف از این مطالعه تبیین چالشهای برنامه پزشک خانواده روستایی از دیدگاه ذینفعان در استان کردستان بود.
روش کار: این مطالعه کیفی از طریق 30 مصاحبه نیمهساختاریافته و 5 بحث گروهی متمرکز با ذینفعان برنامه پزشک خانواده از خردادماه تا بهمن ماه 1396 انجام گرفت. مشارکتکنندگان از طریق روش نمونهگیری هدفمند با حداکثر تنوع انتخاب شدند. محتوی مصاحبهها و بحثهای گروهی به روش تحلیل محتوی کیفی با کمک نرمافزار MAXQDA10 (نسخه 10) تحلیل شد.
یافتهها: چالشها و موانع اجرایی برنامه پزشک خانواده روستایی در 16 زیر طبقه و 5 طبقه اصلی دستهبندی شد. چالشهای تولیتی، چالشهای ارایه خدمت، چالشهای فرهنگی و آموزشی، چالشهای نیروی انسانی، و چالشهای زیر ساختی طبقههای اصلی بودند. مهمترین زیرطبقههای چالشها نیز شامل ضعف سیاستگذاری، تدوین قوانین و مقررات، ضعف در کارکرد بیمهها، ضعف هماهنگی درونبخشی و بینبخشی، ضعف نظام ارجاع، ضعف در بسترسازی فرهنگی و اطلاعرسانی برنامه به جامعه، ماندگاری پایین پزشکان، مکانیسمهای انگیزشی نامناسب، و ضعف نظام اطلاعاتی بودند.
نتیجهگیری: برنامه پزشک خانواده روستایی با چالشهای متعددی مواجه است که مرتفع کردن آنها مداخلههای چند بعدی میطلبد. شناسایی چالشهای برنامه از دیدگاه ذینفعان آن میتواند به بهبود تدریجی برنامه کمک نماید.
سمانه ابراهیمی کبریا، سید سعید هاشمی نظری، یدالله محرابی، بشیر نازپرور، احمد شجاعی، سید داود میرترابی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خودکشی در استان لرستان به علت ساختار فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی خاص آن یکی از معضلات روانی- اجتماعی است. هدف از این پژوهش، بررسی نقش الگوی اثر گروههای سنی، دورههای زمانی و همگروههای تولد بر بروز خودکشی در استان لرستان طی سالهای 94-1385 است.
روش کار: این پژوهش برای غلبه بر مشکل شناساییپذیری در مدل سن، زمان، همگروه تولد از رویکرد کارستنسن و ویژگی هموارسازهای درجه سوم طبیعی استفاده شده است. اثر همگروه بهصورت نسبت میزان خطر هر همگروه نسبت به همگروه سال 1363در مردان و 1366در زنان محاسبه شد. اثر زمان محدود به داشتن شیب و جمع ضرایب اثر صفر در هر دو جنس شد. بهترین مدل سن، زمان و همگروه تولد برای هر دو جنس با پارامتر"AC-P"، تعداد 7 گره و مدل اسپلاین درجه سوم طبیعی برای مردان و مدل اسپلاین بتا برای زنان انتخاب شد. تمام تحلیلها در پکیج Epi، نرمافزارR انجام شده است.
یافتهها: اثر سن بهدست آمده بیشترین میزان بروز خودکشی را در سالمندان نشان میدهد. دو اثر قوی همگروه تولد که یکی افزایشی و در سال 1359 و دیگر کاهشی و در سال 1370 بود، دیده شد. مهمترین اثر زمان دیده شده در مردان و در سال 1390 بود.
نتیجهگیری: اثر همگروه تولد سال 1370 و 1359به ترتیب میتواند پیامد حاصل از آسیبهای جنگ تحمیلی باشد. سه پدیده اقتصادی تحول قیمت نفت، افزایش نرخ طلاق و افزایش نرخ بیکاری میتوانند در پدیدار شدن اثر زمان در سال 1390 موثر باشند.
حمید غیبی پور، کوروش اعتماد، سهیلا خداکریم، اسعد شرهانی، سمانه ابراهیمی کبریا،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شیوع عفونت مـزمن هپاتیـت B در معتـادان تزریقـی بـه دلیـل رفتارهای جنسی پرخطر و اسـتفاده از سـرنگ مشـترک بیشتر از جمعیت عمومی است. هدف این مطالعه، برآورد شیوع هپاتیت B و عوامل مؤثر بر آن در مصرفکنندگان تزریقی مواد مخدر استان کرمانشاه در سال 1395 بود.
روش کار: این مطالعه یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که روی 606 نفر از مردان مصرفکننده تزریقی مواد مخدر استان کرمانشاه در سال 1395 انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه جمعآوری شدند. وضعیت هپاتیت B نیز از طریق آزمایش خون و با استفاده از آزمون سریع بررسی شد. برای بررسی عوامل مؤثر در ابتلا به عفونت HBV از رگرسیون لجستیک ساده و چند متغیره استفاده شد. آنالیز دادهها با استفاده از نرمافزار STATA نسخه 12 انجام شد.
یافتهها: شیوع هپاتیت B در مردان تزریقکننده مواد مخدر برابر 3 درصد )فاصله اطمینان 95 درصد: 32/4-61/1) بود. بر اساس نتایج آنالیز رگرسیون لجستیک تکمتغیره، طول مدت زمان تزریق مواد (نسبت شانس=08/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 15/1-02/1) و تعداد تزریق روزانه (نسبت شانس=38/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 81/1-05/1) فاکتورهای خطر مثبت شدن HBsAg بودند که در مدل رگرسیون چند متغیره روابط معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: شیوع هپاتیت B در مصرفکنندگان تزریقی مواد مخدر بسیار بالاتر از جامعه است. با توجه به اینکه اینگونه جمعیتها در معرض خطر عفونتهای ویروسی همچون HBV قرار دارند، بنابراین پیشنهاد میشود آموزشهای لازم در مورد روشهای پیشگیری و همچنین غربالگریهای لازم در مورد آنها صورت گیرد.
آرزو باقری، مهسا سعادتی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از اساسیترین تعیینکنندههای سطوح باروری که نقشی مؤثر در تغییرات نرخهای باروری و همچنین بهداشت و مرگومیر مادر و نوزاد دارد، فواصل موالید است. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این پژوهش ، تحلیل فاصله ازدواج تا فرزندآوری و فاصله فرزندآوری اول و دوم با استفاده از مدل شکنندگی مشترک بقا و مقایسهی عوامل مؤثر بر این فواصل بود.
روش کار: با استفاده از روش نمونهگیری طبقهبندی شده با تخصیص متناسب 610 زن متأهل 15-49 ساله از مناطق مختلف شهر تهران در زمستان 1395 و بهار 1396 انتخاب شدند و از پرسشنامه ساختاریافته به منظور جمعآوری اطلاعات آنها و از مدل شکنندگی مشترک بقا برای بررسی تأثیر متغیرهای مورد نظر بر فواصل موالید اول و دوم زنان استفاده شد.
یافتهها: میانه طول فرزندآوری اول و دوم به ترتیب برابر 38 و 55 ماه بود. متغیرهای دوره تقویمی بر فاصله اولین فرزندآوری
(016/0= P-value) و وضع فعالیت (045/0= P-value) و منطقه سکونت (025/0= P-value) بر فاصله موالید اول و دوم تأثیر معنیدار آماری داشتند. مخاطرهی نسبی نخستین فرزندآوری زنان در دوره تقویمی اخیر نسبت به زنان در نخستین دوره برابر 484/0 و مخاطرههای نسبی دومین فرزندآوری زنان شاغل نسبت به غیرشاغلان و ساکن در منطقه توسعهیافته نسبت به ساکنان منطقههای توسعهنیافته به ترتیب برابر 812/0 و 724/0 بودند.
نتیجهگیری: به تأخیر انداختن فرزندآوری در میان زنان جوانتر و فاصلهی طولانیتر میان فرزندآوری اول و دوم زنان شاغل میتواند ناشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی باشد که با فراهم آوردن بستر مناسب میتوان مانع از این تأخیرها شد.
فاطمه شهبازی، حمید سوری، سهیلا خداکریم، محمدرضا قدیرزاده، سید سعید هاشمی نظری،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف این مطالعه، بررسی نابرابریهای جغرافیایی و اجتماعی - اقتصادی در مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی در ایران در سال 1394 بود.
روش کار: در این پژوهش توصیفی- مقطعی اطلاعات تمامی افرادی که در سال 1394 به دلیل سوانح ترافیکی فوت کرده بودند، از سازمان پزشکی قانونی کشور دریافت شد. برای تعیین نابرابری در میزان مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی بر اساس سطوح جغرافیایی از شاخص آنتروپی تایل و بهمنظور سنجش نابرابری براساس سطوح تحصیلاتی متوفیان از شاخص تمرکز مطلق و نسبی استفاده شد.
یافتهها: براساس یافتههای این مطالعه، میزان مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی در کل کشور 5/21 بهازای هر صدهزار نفر جمعیت بود. شاخص تایل برای مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی در بین استآنهای کشور 06/0 به دست آمد که بیانگر توزیع نابرابر میرایی ناشی از سوانح ترافیکی در بین استآنهای کشور بود. هنگامی که نابرابری را در سطوح جغرافیایی کوچکتر یعنی در بین شهرستآنهای هر استان سنجیده شد، یافتهها بیانگر توزیع یکنواخت و عادلانه در بین سطوح جغرافیایی کوچکتر بود. شاخص تمرکز 13/0- (فاصله اطمینان 95 درصد: 16/0-41/0-) نیز بیانگر توزیع عادلانهی سوانح ترافیکی در بین زیرگروههای تحصیلاتی متوفیان بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد مصدوم شدن به دنبال تصادف در راه اصلی خطر مرگ بیشتری دارد. در ارایه خدمات پیشبیمارستانی توجه به سن، وضع فشار خون، نبض، وضع مصدوم و نوع تروما میتواند بر بقای افراد تأثیرگذار باشد. بهتر است کارکنان پیشبیمارستانی با مهارت ناکافی از مداخلههای جایگزین لولهگذاری داخل تراشه، برای تأمین راه هوایی استفاده کنند.
زهرا برادران سید، لیلا پیشرفت ثابت، محمد حسین فلاح مهرآبادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ویروسهای آنفلوانزای فوقحاد پرندگان (HPAI) علاوه بر نگرانی بهداشت عمومی به سبب پیامدهای اقتصادی هنگفت از اهمیت ویژهای برخوردار هستند. در سالهای اخیر، به علت شدت اپیدمیها و عدم موفقیت در کنترل و ریشهکنی HPAI، واکسیناسیون در برنامه ملی پیشگیری و کنترل برخی از کشورها از جمله ایران وارد شده است. در این مقاله، نقش واکسیناسیون در کنترل HPAI، ویژگی و محدودیتهای مربوط به واکسن، انواع واکسنهای تجاری موجود و تجربههای پیشین بحث شده است.
روش کار: جستوجوی پایگاههای دادههای علمی برای جمعآوری شواهد ضروری درباره نقش واکسیناسیون در کنترل HPAI در انواع طیور و پرندگان، بدون محدودیت زمان انتشار یا زبان انجام شد. مقالههای مرتبط با کارآیی و اثربخشی واکسنهای تجاری در سطح کشورها یا مطالعههای جمعیتی در تعدادی از مزرعههای پرورشی وارد این مطالعه شدند.
یافتهها: به علت ماهیت تغییرپذیر و بیماریزایی بالای ویروس آنفلوانزا، و همچنین نقص برخی از واکسنهای تجاری در ممانعت از انتقال ویروس، نیاز واقعی برای واکسیناسیون تنها در صورتی که تمام روشهای دیگر بینتیجه باشند، باید مورد توجه قرار گیرد. پیامد استفاده از بذر واکسن غیر همخوان با سویههای در گردش مکرر گزارش شده است.
نتیجهگیری: سیاستگذاری مطلع از شواهد در برنامه کشوری واکسیناسیون، نیازمند واکسنشناسی مبتنی بر شواهد است تا با آگاهی از محدودیتهای واکسنهای تجاری و انتظار واقعبینانه از امکانات لجستیک، منابع مالی و نیروی انسانی، ارتقای زیرساخت ملی را تسهیل کند.
سکینه نظری، زهره کشاورز، مریم افراخته، هدیه ریاضی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان دهانه رحم یکی از 5 سرطان شایع در زنان ایرانی است و با توجه به تأثیر ویروس اچآیوی بر میزان شیوع سرطان سرویکس و پایین بودن پوشش غربالگری سرطان سرویکس در زنان اچآیوی مثبت، این مطالعه با هدف مرور موانع غربالگری سرطان سرویکس در زنان اچآیوی مثبت انجام شد.
روش کار: این مطالعه مرور سیستماتیک بر اساس بانکهای اطلاعاتی Magiran ،SID ،Irandoc ، Prequest ، OVID ، Science direct ،PubMed ، Web of Scienceو Scopus در بازهی زمانی ژانویه 2000 تا ژانویه 2018 میلادی با استفاده از کلید واژههای غربالگری سرطان سرویکس، پاپ اسمیر، زنان اچآیوی ، موانع و معادل انگلیسی آنها و ترکیب آنها انجام شد. مقالههای منتخب، توسط پژوهشگران با استفاده ازچک لیست (NOS Newcastle-Ottawa Scale) بررسی شد و مقالههایی که نمره بالاتر از 6 را کسب کردند، وارد مطالعه شدند.
یافتهها: از 145 مقاله به دست آمده، 21 مقاله شرایط ورود به پژوهش را داشتند. از متغیرهای مورد بررسی به ترتیب هزینه آزمون، کمبود آگاهی، سطح تحصیلات پایین، سن پایین، کمبود اطلاعات در مورد مکان انجام غربالگری و ترس از نمونهگیری، بیشترین فراوانی را در بین سببهای یاد شده در مطالعهها داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به موانع غربالگری سرطان سرویکس در زنان اچآیوی مثبت میتوان با بالابردن سطح آگاهی این افراد و فراهم کردن شرایط پاپ اسمیر رایگان و دسترسی راحتتر به مراکز بهداشتی برای این گروه پرخطر باعث شناسایی زودتر سرطان سرویکس در این افراد شد.
قباد مرادی، ارشد ویسی، خالد رحمانی، حسین عرفانی، امین دوستی ایرانی، محمد ضا شیرزادی، فرانک قراچورلو، محمود نبوی، محمد مهدی گویا،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کنترل لیشمانیازیس در هر کشور بهویژه در کشورهایی که این بیماری آندمیک است نیازمند طراحی و اجرای یک نظام مراقبت منسجم ملی است. ایران از قدیم بهعنوان یکی از کشورهای آندمیک لیشمانیازیس در سطح دنیا مطرح بوده است. هدف از انجام مطالعه حاضر مروری بر نظام مراقبت لیشمانیازیس در ایران است.
روش کار: مطالعه حاضر شامل مرور دادههای نظام مراقبت و گزارشها و مستندات و گایدلاینهای انتشاریافته مرتبط با مراقبت لیشمانیازیس در ایران، بررسی ساختارهای موجود و دیدگاههای مدیران و کارشناسان مرکز مدیریت بیماریهای واگیر کشور در زمینه مراقبت این بیماری در ایران در سال ۱۳۹۷ بودند.
یافتهها: هماکنون نظام مراقبت برای دو بیماری لیشمانیوز جلدی و لیشمانیوز احشایی در کشور اجرا میشود. گزارش موارد این بیماریها بهصورت ماهیانه است. علاوه بر بررسی سوابق اپیدمیولوژیک افراد مبتلا، درمان و پیگیری موارد و همچنین پیگیری اطرافیان مطابق راهنماهای اختصاصی هرکدام از این بیماریها انجام میشود.
نتیجهگیری: اگرچه در نظام مراقبت کنونی برای لیشمانیوزها در ایران، فرآیند گزارش دهی موارد در طی سالهای اخیر بهبودیافته است، اما کم گزارشدهی موارد بهویژه در لیشمانیوز جلدی و پیچیدگیهای اپیدمیولوژیک در زنجیره انتقال بیماری، ضرورت بازنگری و بهبود سیستم مراقبت کنونی را اجتنابناپذیر میسازد. دادههای سیستم مراقبت و کم نشدن موارد لیشمانیوز در ایران نشان میدهد که به نوآوریهایی برای تقویت کنترل این بیماری نیازمندیم.
سنا عیب پوش، بابک عشرتی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف از مطالعه حاضر ارائه خلاصهای از نظام مراقبت عفونتهای بیمارستانی در ایران، وضعیت فعلی، دستاوردها و چالشهای موجود آن است.
روش کار: دادههای نظام مراقبت، گزارشها، مستندات و دستورالعملهای کشوری در زمینه مراقبت عفونتهای بیمارستانی بررسی شد. همچنین مطالعه کیفی جهت بررسی ساختارهای موجود و دیدگاه مدیران و دستاندرکاران کشوری نظام مراقبت انجام گرفت.
یافتهها: برنامه در سال 1385 با مشارکت 100 بیمارستان راه اندازی شد. از سال 1395 مشارکت در برنامه اجباری شده و 555 بیمارستان (56%) بالای 100 تختخواب وارد برنامه شدند. مشخصات دموگرافیک، نوع و محل عفونت، عوامل فردی، پیامد بیماری و میکروارگانیسم(های) مسبب عفونت و حساسیت/مقاومت آنتیبیوتیکی آن(ها) متغیرهای اصلی در این برنامه هستند. اخیراً اطلاعات تعداد روز-بستری و ابزار تهاجمی مورد استفاده نیز گردآوری میشود که محاسبه نرخ بروز خام و منتسب به ابزار تهاجمی را ممکن میسازد. تعداد بیمارستانها و بیماریابی روند رو به رشدی داشته است. نتایج مطالعات حاکی از اثر بخشی برنامه بر ارتقای آگاهی، نگرش و عملکرد شرکای آن است.
نتیجهگیری: برنامه در بُعد بیماریابی و تعداد بیمارستانهای تحت پوشش سیر صعودی داشته است. کمشماری بیماران کماکان یک چالش است. چالشهایی در بعد علمی و اجرایی نیز وجود دارد، نظیر حمایت ناکافی دانشگاهها از بیمارستانها جهت اجرای برنامه، روند کند بهروزرسانی دستورالعملها، و عدم هماهنگی بین بخشی. پیشنهاد میگردد جهت ترفیع چالش کمشماری، از رویکردهایی نظیر ادغام مراقبت فعّال و مراقبت دیدهور در نظام مراقبت فعلی، تشویق پزشکان به مشارکت مؤثرتر و انجام مطالعات دورهای شیوع سنجی و مطالعات آیندهنگر بروز سنجی بهره گرفته شود.
قباد مرادی، سیامک واحدی، خالد رحمانی، محمد زینلی، احسان مصطفوی، حسین عرفانی، فاطمه بنکدار، محبوبه خاتون قنبری، بهزاد امیری، ابراهیم قادری، محمد مهدی گویا،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ایران همیشه به عنوان یکی از کشورهای آندمیک بیماری تب مالت در سطح دنیا مطرح بوده است. هدف از انجام مطالعه حاضر مروری بر نظام مراقبت تب مالت در ایران بود.
روش کار: داده های این مطالعه از نظام مراقبت مرکز مدیریت بیماریهای واگیر، بررسی اسناد، مدارک، کتاب ها و مقالات منتشر شده و مصاحبه با صاحبان فرایند و صاحب نظران نظام مراقبت تب مالت در سال های ۹۸-۱۳۹۶ هجری شمسی اخذ شد.
یافتهها: در نظام مراقبت کنونی در ایران، تمام مبتلایان به تب مالت تحت درمان استاندارد به مدت حداقل 2 ماه قرار می گیرند. بیمار در هر سطحی چه در بخش خصوصی یا بخش دولتی شناسایی شود به مرکز بهداشت شهرستان مربوطه گزارش می گردد و ستاد مرکز بهداشت شهرستان پس از گزارش موارد به سطوح بالاتر علاوه بر انجام بررسی های اپیدمیولوژیک در محل زندگی مورد گزارش شده، فرم بررسی انفرادی برای بیمار تکمیل و به صورت ماهانه در پورتال کشوری بیماریهای واگیر ثبت می کند..
نتیجهگیری: اگرچه ادغام برنامه مراقبت تب مالت در سیستم بهداشتی کشور، گزارش و درمان موارد انسانی مطابق با پروتکل کشوری در سال های اخیر به خوبی انجام می شود اما کنترل تب مالت در ایران نیازمند اجرای مراقبت به استراتژی One Health است. علیرغم کاهش موارد تب مالت در سالهای اخیر، ضعف در مراقبت های مستمر دامی باعث شده که موفقیت های سیستم سلامت در زمینه اجرای مراقبت برای موارد انسانی تب مالت با نوسانات زیادی همراه باشد.
ابراهیم قادری، مهشید ناصحی، جعفر حسن زاده، حجت الله براتی، شهپر طاهری، مهری غلامی، محمدرضا بذرافشان، رحیم تقی زاده اصل، محسن شمس،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بازاریابی اجتماعی روشی است که بر اساس شناسایی نیازها و خواستههای مخاطب، تعیین مولفههای بازار رفتاری با استفاده از نتایج پژوهش تکوینی عمل مینماید. درگیر کردن بخش خصوصی در برنامه مبارزه با سل با استفاده از بازاریابی اجتماعی تابهحال انجامنشده است. این مطالعه به طراحی برنامه Public-Private Mix (PPM) با استفاده از بازاریابی اجتماعی میپردازد.
روش کار: این مطالعه بهصورت کیفی و با استفاده از بحث متمرکز گروهی با 6 گروه مختلف شامل پزشکان هماهنگکننده سل، پزشکان متخصصین رشتههای مختلف بخش خصوصی و مدیران آزمایشگاههای بخش خصوصی و بیمارستانهای منتخب کشور و شهرستان کرج در سال 1392 انجام شد و اجزای برنامه PPM بر اساس آن مشخص گردید.
یافتهها: اغلب شرکتکنندگان معتقد بودند که مشارکت بخش خصوصی در برنامه کشوری سل با مشکلات مهمی روبروست. فقدان فرایند مشخص و تعریفشده برای ارتباط با بخش خصوصی، فقدان بستر مناسب، فقدان ابزار مناسب برای نظارت، عدم تمکین بخش خصوصی، عدم آشنایی بخش خصوصی با پروتکلهای برنامههای کشوری سل، عدم وجود اقدامات تشویقی و تنبیهی مناسب، عدم دریافت بازخورد مناسب توسط بخش خصوصی و انحصارطلبی در آزمایشگاهها از موارد ذکرشده در این مطالعه بود.
نتیجهگیری: برای اجرای برنامه PPM در برنامه کنترل سل لازم است آزمایشگاهها بهصورت داوطلبانه و وارد برنامه شوند. یک بسته اطلاعرسانی و تشویقی فراهم شود که در آن آموزشهای مؤثر و کمحجم، پسخوراندها و احترام به بخش خصوصی گنجاندهشده باشد.